امروز یکشنبه, 03 تیر 1397 - Sun 06 24 2018

https://telegram.me/emamemobin

منو

تفسیر و علوم قرآنی

مقدس اردبیلی

شرحی کوتاه بر زندگی مرحوم مقدس اردبیلی

شيخ جليل، عالم رباني احمد بن محمد اردبيلي مشهور به مقدس اردبيلي از مادري سيده و از پدري روحاني در روستايي به نام(نيار) از توابع شهر اردبيل ديده به جهان گشود و در دامان خانواده ي پاک و متدين پرورش يافت.
تاريخ دقيق ولادت او وعلوم نيست ولي در تاريخ 993ه.ق ديده از جهان فرو بست و در جوار امير المومنين(ع) به خاک سپرده شد.

ازدواح والدين مقدس اردبيلي

شخصي کنار جوي آبي نشسته بود ، ديد سيبي بر روي آب مي آيد دست برد و سيب را برداشت و خورد . بعد از خوردن سيب به فکر افتاد که اين سيبي که خوردم از کجا بود ؟ از کدام باغ بود ؟ رفت تا به باغي که سيب از آن باغ بود ، رسيد . وقتي صاحب باغ را پيدا کرد از او سئوال کرد : من سيبي از روي آب برداشتم و خوردم و بعد فهميدم که سيب از باغ شما بوده است . نزد شما آمده ام که مرا حلال کنيد يا آنکه قيمتش را بپردازم . صاحب باغ در جواب گفت : اين باغ فقط از من نيست ، ما چهار برادريم و من سهم خودم را به شما بخشيدم . گفت : بسيار خوب ، آن سه برادر کجا هستند ، جواب داد : دو تا ديگر از برادرانم در ايران هستند و يکي در خارج از ايران

نزد آن دو برادر رفت و حلاليت طلبيد و سپس بار سفر بست و به خارج از ايران رفت ( گويا برادر ديگر در شوروي بوده است ) و خود را به در خانه ي آن برادر رسانيد و قصه را بيان کرد . آن برادر چهارم تعجب کرد که اين فرد کيست که براي يک چهارم سيب اين همه راه را طي کرده و به اينجا آمده تا حلاليت بطلبد . گفت : من سهم خودم را به شما بخشيدم ولي به يک شرط . و آن شرط اين است : دختري دارم از چشم ، کور و از زبان ، لال و از گوش ، کر است اگر قبول کني با او ازدواج کني حلالت مي کنم و الا نه

 جوان قدري تامل کرد و پذيرفت

 وقتي مراسم عقد تمام شد و داخل حجله رفتند ، عروس را حوريه اي از حوران بهشتي ديد . از حجله بيرون آمد و به پدر دختر گفت : شما گفتيد دخترتان کور و کر و لال است . گفت : آري ، من دروغ نگفتم ، گفتم : کور است چون تا به حال چشمش به نامحرم نيفتاده ، و اينکه گفتم : کر است ، گوش او صداي نامحرم و صداي ساز و آواز و غنا نشنيده ، و گفتم : لال است ، زبانش به دروغ و غيبت و ناسزا و تکلم با نامحرم باز نشده است . مدتها از درگاه حضرت حق درخواست مي کردم که خدايا داماد خوبي که هم کفو اين دختر باشد به من مرحمت کن . خدا دعاي مرا مستجاب کرد و دامادي متقي چون تو که اين همه مسافت راه را پيمودي ، براي اين که يک چهارم سيبي را که خوردي حلال باشد نصيبم کرد

از اين ازدواج خداوند فرزندي صالح و بي نظير ، عالمي رباني افقه الفقهاء زمان شيخ احمد مقدس اردبيلي را عنايت فرمود

يكي از كساني كه خدمت حضرت امام زمان ارواحنافداه شرفياب شده مقدس اردبيلي (ره) است.يكي از شاگردان خاص مقدس اردبيلي ميگويد: يكي از شبها در صحن مطهر امير مؤمنان علي عليه السّلام در حالي كه شب از نيمه گذشته بود، خسته از مطالعات علمي قدم ميزدم. ناگهان در آن فضاي نوراني، شيخ جليل القدري را ديدم كه به سوي حرم حضرت اميرالمؤمنين روان است. در حالي كه تمام درهاي حرم مطهر قفل بود.با كنجكاوي او را تعقيب كردم. ديدم او چون به در حرم نزديك شد، قفلها باز و در حرم گشوده شد.او به هر دري كه دست مي گذاشت باز مي شد،تا اينكه با كمال وقار و سنگيني كنار حرم مطهر حضرت اميرمؤمنان ايستاد وسلام كرد ومن جواب سلام او را شنيدم، سپس با همان صاحب صدا شروع به صحبت كرد.هنوز از آن گفتگو چيزي نگذشته بود، كه آن مرد خارج شد.من نيز او را تعقيب كردم تا اينكه از شهر بيرون رفت و به سوي مسجد كوفه سرازير شد. من از روي كنجكاوي او را دنبال كردم تا به مسجد رسيد و داخل محراب شد،سپس با كسي به گفتگو نشست.سخنانش كه به اتمام رسيد از مسجد خارج وبه سوي شهر سرازيز شد.نزديك دروازه نجف كه رسيد تازه سپيده صبح دميده بود و خفتگان آرام آرام سر از بستر بر مي داشتند وآماده نيايش صبحگاهي مي شدند.ناگهان در طول راه عطسه اي به من دست داد كه نتوانستم جلوي آن را بگيرم. آن مرد متوجه من شد و برگشت، چون به چهره اش نگريستم ديدم استادم مقدس اردبيلي است.پس از سلام و اظهار ادب، به استادم عرض كردم كه من از لحظه‏‏ ورود به حرم امير مؤمنان تاكنون همراه شما بودم،لطفاً بفرمائيد كه در حرم مطهر ودر محراب مسجد كوفه با چه كسي سخن مي گفتيد؟مقدس اردبيلي (ره) ابتدا از من قول گرفت كه اين راز را تا زماني كه ايشان در قيد حيات است فاش نكنم، سپس مقدس اردبيلي فرمود:فرزندم ؛ گاهي حل مسائل براي من دشوار مي شود و از حل آن عاجز مي شوم، خدمت علي بن ابيطالب شرفياب شده و جواب آن را مي گيرم امّا شب گذشته حضرت اميرمؤمنان عليه السّلام مرا به سوي حضرت صاحب الامر(عج) راهنمايي كرد و فرمود: مقدس اردبيلي فرزندم مهدي (عج) در مسجد كوفه است، نزد او برو و مسائلت را از او فراگير.من به امر آن حضرت داخلي مسجد كوفه شدم و از حضرت سؤال كردم.

ولادت:
او در عـصـر صـفويه و در شهر اردبيل ديده به جهان گشود, پس از رشد و نما وكسب تحصيلات ابـتـدايى , به قصد تحصيلات عاليه , به نجف اشرف مهاجرت كرد و بابهره گيرى از فضاى علمى و مـعـنوى نجف اشرف مجاورت آن خاك اقدس راپذيرفت و على رغم دعوتهاى مكررى كه از سوى امرا و حكام صفوى از او به عمل آمد, نپذيرفت و تدريس و تدرس را بر استفاده از مزاياى اجتماعى و سياسى ايران ترجيح داد پس از شهيد ثانى مرجعيت و رياست تامه شيعه را در نجف بر عهده داشت .
عـلـى رغـم شـهـرتى كه مقدس اردبيلى در ميان توده هاى مردم داشت , ولى با كمال تاسف منابع شـنـاخـت اين فقيه عاليقدر در ميان كتابها و منابع تراجم و رجال بسيارمحدود است
احمد بن محمد اردبيلى , معروف به مقدس اردبيلى , ضرب المثل زهد و تقوا است ودر عين حال از مـحـققان فقهاى شيعه است محقق اردبيلى , در نجف سكنى گزيد معاصرصفويه است گويند شـاه عـباس اصرار داشت كه به اصفهان بيايد, او حاضر نشد شاه عباس خيلى مايل بود كه مقدس اردبيلى خدمتى به او ارجاع دهد تا اينكه اتفاق افتاد كه شخصى به علت تقصيرى از ايران فرار كرد و در نجف از مقدس اردبيلى خواست كه نزدشاه عباس شفاعت كند, مقدس نامه اى به او نوشت به اين مضمون :
بانى ملك عاريت بداند اگرچه اين مرد اول ظالم بود, اكنون مظلوم مى نمايد, چنانچه از تقصير او بگذرى , شايد حق سبحانه از پاره اى از تقصيرات تو بگذرد.
شاه عباس نوشت :بـه عـرض مـى رساند عباس خدماتى را كه فرموده بوديد به جان منت داشت , به تقديم رسانيد, اميد كه اين محب را از دعاى خير فراموش ننماييد.
كلب آستان على , عباس 1
امـتناع مقدس اردبيلى از آمدن به ايران , سبب شد كه حوزه نجف به عنوان مركزى ديگردر مقابل حـوزه اصـفـهـان احـيـا شـود هـمچنانكه امتناع شهيد ثانى و پسرش شيخ حسن صاحب معالم و دخترزاده اش سيد محمد صاحب مدارك از مهاجرت از جبل عامل به ايران , سبب شد كه حوزه شام و جبل عامل همچنان ادامه يابد و منقرض نگرددصاحب معالم و مدارك براى اينكه دچار محظور و رودربـايـسـتـى بـراى توقف در ايران نشوند, از زيارت حضرت رضا (ع ) كه فوق العاده مشتاق آن بـودنـد صـرف نظر كردند اين بنده فعلا نمى داند كه مقدس اردبيلى فقه را از كجا و نزد چه كسى تـحـصيل كرده است ,همين قدر مى دانيم كه فقه را نزد شاگردان شهيد ثانى تحصيل كرده است پـسـر شـهـيـد ثانى و نواده دختريش , صاحب مدارك در نجف شاگرد او بوده اند در كتاب جلال الدين دوانى مى نويسد:
مـلا احـمـد اردبـيـلـى , ملا عبداللّه شوشترى , خواجه فضل اللّه تركه , مير فخر الدين هاكى ,شاه ابـومحمد شيرازى , مولانا ميرزاجان و مير فتح اللّه شيرازى , شاگردان خواجه جمال الدين محمود بـوده انـد و او شـاگـرد محقق جلال الدين ديوانى بوده است 2 و ظاهراتحصيل خواجه جمال الـديـن مـحـمود در رشته هاى معقول بود, نه منقول مقدس اردبيلى كه در سال 993 درگذشته اسـت , كـتـاب فـقهى معروف او يكى شرح ارشاد است و ديگر آيات الاحكام نظريات دقيق او مورد توجه فقها است 3 .
احمد بن محمد اردبيلى يكى از فقهاى نامدار, و يكى از مفاخر علماى اماميه قرن دهم هجرى است كـه در بـيـن تـوده مـردم بـه مـقدس اردبيلى , و در ميان خواص وفقها به محقق و مدقق اردبـيـلى شهرت دارد, و عامل اين شهرت , وجود آن آثار وتاليفات و تحقيقات گرانقدرى است كه در زمينه فقه , كلام و عقايد از او به يادگار مانده است .
گفتار دانشمندان:
علا مه شيخ حر عاملى درباره او گويد:.
مـولى بزرگوار, احمد بن محمد اردبيلى , عالم فاضل , مدقق , عابد زاهد, ثقه ,پرهيزگار, جليل القدر و عظيم الشان مى باشد 4 .
صـاحب جامع الرواة كه خود اردبيلى است , در حق همشهرى خويش مى گويد: احمد بن محمد اردبـيـلـى (ره ) در جلالت قدر و اعتبار و موثق بودن ,مشهورتر از آن است كه ذكر گردد او فقيه , متكلم , جليل القدر, و عابدترين وپرهيزكارترين مردم عصر خويش بوده است 5 .
گفتار محدث نورى :
عـالـم ربانى , فقيه و محقق صمدانى , مولى احمد بن محمد اردبيلى , متوفى993 درخت علم و تحقيقات او با انوار درخشان قدس , زهد, اخلاص و كرامات اوپوشيده است 6 .
گفتار محدث قمى در كتاب الكنى و الالقاب :
عالم ربانى , محقق و فقيه بزرگوار احمد بن محمد اردبيلى , در تقوى , جلالت ,فضيلت , اصالت , زهد, ديانت , ورع , امانت مشهورتر از آن است كه قلم بر آن احاطه كند يا تحت عدد و شمارش درآيد او متكلم و فقيه بزرگوار مى باشد, به حدى كه علا مه مجلسى درباره او گفته است : او در ورع و تـقـوى و زهـد, بـه حـد نـهـايى و مرتبت عاليه رسيده است و همانند او را در ميان پيشينيان و متاخرين نشنيده ام خداوند او را باپيشوايان معصوم (ع ) محشور دارد 7 .
كرامات روحى و فضايل اخلاقى :
در كـتـاب انـوار نـعـمـانـيه سيد نعمت اللّه جزائرى , و در روضات الجنات ,حوادث و قضاياى حيرت انگيزى از آن عالم ربانى نقل كرده اند كه صدور چنين اعمال و كرامات از دارندگان چنين ارواح وارسته و پاك با آن همه اخلاص و پاكى ,هيچ نوع تعجب و شگفتى ندارد و طالبان تفصيل به آن كتابهاى مراجعه كنند 8 .
اساتيد:
او بـا شـيـخ بهايى و ميرزا محمد استرآبادى صاحب رحال معروف , معاصر بود واز بعضى از تلامذه شـهـيـد ثانى تلمذ نموده است , و صاحب اعيان الشيعه اساتيد او را,جمال الدين محمود, شاگرد جـلال الدين دوانى , ملا عبداللّه يزدى (صاحب حاشيه تهذيب المنطق ) و مولى ميرزا جان باغندى ذكر نموده است 9 .
شاگردان:
صاحب معالم و صاحب مدارك , ملا عبداللّه شوشترى از شاگردان او مى باشندو از ديگر شاگردان او امـيـر غـلام و امـير فضل اللّه مى باشد هنگام فوت از او پرسيدند:به چه كسى مى توانيم رجوع كنيم ؟ گفت : در شرعيات به امير غلام , و در عقليات به امير فضل اللّه تفرشى 10 .
تاليفات و آثار:
1 ـ زبدة البيان في آيات احكام القرآن , كه در ايران بارها چاپ شده است 11 .
2 ـ مـجمع الفائدة و البرهان في شرح ارشاد الاذهان علا مه حلى , و آن كتابى است كه چاپ سنگى گـرديـده بـود و اخيرا از سوى جامعه مدرسين حوزه علميه قم در12 جلد آغاز چاپ شده است و شروع تاليف آن در ماه رمضان 977 در كربلا صورت گرفته , و انجام آن در سال 985 بوده است .
3 ـ حديقة الشيعه در تفصيل احوال پيامبر (ص ) و ائمه (ع ) (فارسى ).
4 ـ شرح الهيات تجريد قوشجى .
5 ـ اثبات واجب تعالى .
6 ـ اثبات امامت .
7 ـ تعليقه اى بر شرح مختصر الاصول عضدى .
8 ـ تـعليقه اى بر خراجيه محقق ثانى اين كتاب در مورد مساله خراج و ماليات نوشته شده و هر دو در سال 1318 ه ق در حاشيه كفاية الاصول آخوند خراسانى چاپ سنگى شده است .
9 ـ استيناس المعنويه (به عربى ) در علم كلام .
10 ـ اصول الدين , كه يك نسخه از آن در كتابخانه رضويه موجود است .
وفات:
او پـس از عـمـرى تلاش و كوشش در راه اسلام و معنويت , سرانجام در ماه صفرسال 993 ه ق در نجف اشرف به رحمت ايزدى پيوست و در جوار قبر محبوب ومعشوق خويش , سرور متقيان مولى عـلـى (ع ) در ايوان طلا سمت راست وارد شونده بر حرم مدفون گرديد
پاورقى ها:
1 ايـن داسـتـان هرچند در منابع معتبر نقل شده , ولى با توجه به سال فوت محقق و جلوس شاه عباس قابل خدشه و نيازمند تحقيق بيشتر است . 2 زندگى جلال الدين دوانى , تاليف فاضل نامى آقاى على دوانى . 3- آشنايى با علوم اسلامى , ص 304 . 4- معجم رجال الحديث , ج 2 , ص 229 .
5- مدرك فوق . 6- خاتمة المستدرك , ج 3 , ص 392 . 7- الكنى و الالقاب . 8- روضات الجنات , ص 22 . 9- اعيان الشيعه , ج 9 , ص 95 . 10- مدرك سابق . 11- ايـن كـتـاب فـقهى و تفسيرى آيات الاحكام , در مجلد دوم كتاب طبقات مفسران شيعه , تاليف نگارنده ,ص 416 به تفصيل معرفى شده است . 12- الذريعه , ج 2 , ص 35 . 13- ريحانة الادب , ج 5 , ص 370 .
فقهاى نامدار شيعه - عقيقي بخشايشي

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

مجوز استفاده از قالب مذهبی یاسین براي اين دامنه داده نشده , برای دریافت مجوز قالب بر روی لینک ، ( درخواست مجوز ) کلیک کنید