امروز جمعه, 29 دی 1396 - Sat 01 20 2018

https://telegram.me/emamemobin

منو

تفسیر و علوم قرآنی

فاطمه (س) تربیت یافته مکتب پیامبر (ص)

نویسنده : سیما حدادیان نائینی

توجه به بعد اجتماعي حضرت زهرا(س(
دختر رسول خدا مشقات و سختي‌هاي فراواني را براي پا گرفتن دين اسلام متحمل شدند. اين نقش اجتماعي بعد از فوت خديجه(س) همسر پيامبر اسلام و ابوطالب عموي ايشان با شدت و قوت بيشتري دنبال شد. رشد اين جنبه از شخصيت حضرت به نگاه اسلام و پيامبر اكرم(ص) بستگي مستقيم دارد. درآن زمان اعراب جاهليت، زنان را فقط وسيله‌اي براي نيازهاي خود مي‌پنداشتند. اين نگاه غيرانساني كه آثار زيان‌باري براي تحكيم بنيان خانواده به بار مي‌آورد، از همان ابتدا به صورت عملي از طرف پيامبر نهي شد. نگاه انساني به شخصيت زن سبب پرورش ويژگي‌ اعتماد به نفس اجتماعي و رشد درجات معنوي اجتماعي درحضرت زهرا(س) شد. به عنوان مثال حضرت زهرا(س) در جنگ احد به احوال آسيب‌ديد‌گان رسيدگي مي‌كردند و همواره در همه لحظه‌ها يار و ياور پدر خود بوده‌ا‌ند.

مهر بي‌شائبه رسول خدا به دخترش كه همزمان با آموزش معارف اسلامي صورت مي‌گرفت، شخصيت فاطمه زهرا(س) را به زني مقاوم و بردبار و باروحيه پايدار تبديل نمود. متاسفانه در جهان امروز عده‌اي از زنان مسلمان با تشكيل خانواده تكميل درجات علمي و مذهبي را دنبال نمي‌كنند و وظايف آنان در رسيدگي به امور خانواده خلاصه مي‌شود. حضرت زهرا(س) نمونه زناني است كه بين وظايف خانوادگي و حضور در عرصه‌هاي اجتماعي به خوبي توازن برقرار كردند. توجه به مسائل سياسي و اجتماعي با فوت نبي اكرم به مرحله تازه‌اي وارد شد. ايشان با ديدن و در نظر گرفتن انحرافاتي كه بعد از فوت پيامبر(ص) دامنگير جامعه مسلمانان شد، حضور در اجتماع و افشاگري انحرافات را مصرانه پيگيري مي‌كردند. ستم‌ها، حق‌كشي‌ها و دور شدن از سيره پيامبر نكاتي بود كه حضرت زهرا(س) همواره به آن توجه مي‌كردند.

كمك به محرومان، نهراسيدن از مشكلات و آگاهي از مسائل سياسي و تحليل آنها چيزي است كه در زمان خود امري خاص و بديع به نظر مي‌‌رسد. ويژگي مهم بانوي نمونه اسلام توجه ايشان به مقوله تربيت كودك است. اين موضوع درسيره حضرت زهرا(س) بسيار مورد توجه قرار گرفته است. عده‌اي تصور مي‌كنند كه نگاه احترام آميز به كودك و آموزش همراه با پرورش چيزي است كه در اعصار نوين آمده است.

ولي نگاه خاص حضرت زهرا(س) كه حتي لالايي‌هايي آميخته به تربيت اسلامي را براي فرزندان خود مي‌خواندند، توجه ايشان به تربيت اسلامي را نشان مي‌دهد. بد نيست در اين ميان به اين نكته اشاره كنم كه نقش زن در تربيت فرزندان، نقشي مهم و انكار ناپذير است. حضرت زهرا(س) كسي است كه فرزندان صالحي چون امام حسن(ع) و امام حسين(ع) را كه نمونه و الگوي تربيت اسلامي هستند را با اين نگاه والا، آموزش داده و تربيت كرده است.اگر زنان جامعه اسلامي به آموزه‌هاي تربيتي دختر نبي‌اكرم توجه كنند، جامعه مسلمان، نسلي آگاه و با بصيرت و سرشار از خوبي‌ها را به جامعه تقديم خواهد كرد0(حجت الاسلام ابوالفضل ساجدی)


ارزشهاي اجتماعي در هر جامعه عبارت از زنجيزه اي از بايدها و نبايدها در زمينه روابط اجتماعي انسانهاست كه در طول زمانها و بنا به مقتضيات اجتماعي هر منطقه سازمان يافته است . اين ارزشها به ميزان بهره مندي از شرايط مطلوب يا نا مطلوب سياسي – فرهنگي و اجتماعي متفاوت بوده و در تعيين و تركيب آنها عواملي مانند استقلال سياسي و فرهنگي ، روابط اقتصادي و حتي شرايط اقليمي و جغرافيايي حضور داشته و بهره مندي از عامل مهم اعتقاد به اديان الهي و يا خرافي در جهت گيري شكل و ساختار هر يك از عوامل ياد شده تعيين كننده بوده است.
 
حضرت زهرا(س) درجامعه اي متولد مي شود كه فاقد هر يك از عوامل مهم براي شكل گيري يك نظام ارزشمند در تعيين ارزشهاي اجتماعي است به نحوي كه به اقرار تاريخ نگاران و پژوهشگران در تعريف از عربستان قبل از اسلام آ“ را چامعه اي بدوي و عاري از ارزشهاي انساني دانسته كه نظام ارزشي آن مبني بر خرافه و خرافه پرستي است ، زنده ماندن در پناه كشتن ديگران ، فخر فروشي بر يكديگر و گورهاي مردگان ، دختران را در نخستين دم حيات زنده به گور سپردن و ديگر ضد ارزشهاي انساني را كه به صورت ارزشهاي اجتماعي شكل يافته و در جان و روح مردم آن سرزمين خانه گزيده است . مردم نيز متعصبانه در ادامه اين شيوه از حيات با گذشت زمان و به قدرت معجزه كلام خداوند و اسوه حسنه اي كه از سوي ذات اقدسش مامور و سفير نجات اين مردم است معماري اولين اجتماع اسلامي به رهبري رسول اكرم (ص) بدست اينان ميسر مي شود در اين اجتماع حضرت زهرا (س) الگوي سنت شكني است سنت هاي غلطي كه تنها خاص جاهليت قديم نيست بلكه در جاهليت مدرن عصر حاضر نيز با رنگ و بويي ديگر جلوه گر مي باشد.

زندگي حضرت زهرا (س) سراسر ايجاد تغيير و تحول است . تغيير سنت ها و ارزشهاي جاهلي به طور اعم و سرنوشت زنان به طور اخص مي باشد. آن حضرت الگوي سنت شكني پيامبر(ص) در بي حرمتي و بي توجهي به شخصيت دختران و زنان است در عصري كه دختران زنده به گور مي شوند حضرت زهرا (س) دستانش بوسه گاه رسول الله (ص)است. در حالي كه بي پسران با داشتن فرزندان دختر ابتر شناخته مي شوند ، فاطمه (س) كوثر است*. بي توجهي و بي علاقگي آن حضرت به زرق و برق دنيا و دل سپردگی به تجملات و ساده زيستي آن حضرت  (س)و اصرار پيامبر به آن از ديگر سنت شكني هايي است كه زنان عصر حاضر از هر زمان ديگر به آن نيازمندترند. ازدواج حضرت زهرا (س) يكي ديگر از الگوهاي سنت شكني است حضرت زهرا (س) نه تنها الگوي سنت شكني است بكله بنيانگذار تغير دهنده محور ارزشهاي اجتماعي براي زنان نيز مي باشد. آنگونه كه از آيات و روايات استفاده مي شود حركت و موضع گيري معصومين و اهل بيت (ع) حركتي تكامل بخش و جاري در زمانها و مكانهاست و مختص به عصر و زمان خاصي نيست . از آنجا كه لازمه تكامل انسان ارتقاء جهت گيري هماهنگ با شرايط اجتماعي و تاريخي است لذا نقش حركت معصومين و اهل بيت (ع) در تغيير محور ارزشهاي اجتماعي و تكامل آن تعيين كننده جوامع مسلمان است.

بنابر اين حضرت زهرا (س) اولاً بعنوان زن مسلمان تربيت يافته در دامن اسلام و مكتب وحي و همچنين حضور ايشان در خانه اي كه جبرئيل امين در آن حضور مي يافت و پيام خداوند را قرائت مي فرمود و ثانياً الگوي زنان مسلمان به جهت درجات كمالات روحي آن حضرت و تقرب ايشان به ذات اقدس باريتعالي به ميزاني كه زني ديگر را ياراي رسيدن به آن درجه نيست تعيين كننده محور ارزشهاي اجتماعي است كه زنان مسلمان مي توانند برحول اين محور حركت تاريخي باشند. در بررسي هر چه بيشتر نقش حضرت زهرا (س) در تغيير محورهاي اجتماعي لازم است به بررسي جنبه هاي مختلف آن پرداخته و از ابعاد زير آن را بررسي كرد:

 1-نقش حضرت زهرا (س) در تغيير محور ارزش از بعد سياسي

2-نقش حضرت زهرا (س) در تغيير محور ارزشهاي اجتماعي از لحاظ فرهنگي

3- نقش حضرت زهرا (س) در تغيير محور ارزشهاي اجتماعي از نظر اجتماعي

4-نقش حضرت زهرا (س) در تغيير محور ارزشهاي اجتماعي از بعد سياسي

5-نقش سياسي حضرت زهرا(س) به دو برهه از سرنوشت اسلام قابل تقسيم است.

1- زمان حيات حضرت رسول (ص) 2 – پس از رحلت پيامبر (ص)

الف – در اين بخش به تاريخچه زندگي حضرت زهرا(س) در دوران طفوليت و شروع زندگي سياسي حضرت زهرا(س) در سه سالگي آن حضرت (س) مي پردازيم. حضرت زهرا(س) در اين سنين در معرض يكي از سخت ترين آزمايشهاي مسلمانان در راه ايمان خود يعني واقعه شعب ابي طالب قرار گرفت.

پس از آن ايشان شاهد دشمني ها و كارشكني هاي دشمنان اسلام بودند.

زندگي آن حضرت در خانه اي آغاز شد كه كانون مبارزات مختلف سياسي عليه كفر و شرك و نفاق بود. پدر و همسر ايشان در كوران تلخ جنگها و مبارزات اسلام عليه كفر فرمانده ، صف شكن و تعيين كننده سرنوشت اسلام بودند حضرت فاطمه (س) در اين حوادث يار و ياور و همراه ايشان بودند و با تكيه به رهبري مسلمانان توسط پدر گرانقدرشان مشكلات را يكي پس از ديگري پشت سرگذاشته .

ب – در بخش دوم از زندگي سياسي حضرت زهرا (س) به دو شاخصه مهم بر مي خوريم . اولاً دفاع حضرت زهرا (س) از قول خداوند كريم و پيامبر اكرم كه به شهادت تاريخ تعداد كثيري آن را خود شنيده و مامور رساندن آن به سايرين شده اند مي باشد.آيه شريفه ام اليوم اكملت لكم دين... و واقعه تارخي غدير خم

دوم ، موضع گيري و اقدامات ايشان در مسير تحقق اين مهم.

موضع گيري حضرت زهرا (س) مبني بر پايدار ماندن بر بيعتي كه در زمان حضرت رسول(ص) صورت گرفته بود و رو به رو شدن با صدمات و رنجهايي كه بر اين پايداري متحمل شدندبخش ديگري از شاخصه دوم از زندگي سياسي آن حضرت پس از رحلت پيامبر است .

حوادث آينده نه چندان دور دليل نگراني هاي حضرت زهرا (س) و دلايل جهت گيري و موضعگيري ها و افشاگري هاي حضرت زهرا (س) را بهتر و بيشتر روشن مي كند و خود كه نيازمند مراجعه به انبوه اسناد تاريخي و جريانات سياسي آن روزگار مي باشد.

- نقش حضرت زهرا (س) در تغيير محور ارزشهاي اجتماعي از بعد فرهنگي تغييرات فرهنگي در سايه انتقال اطلاعات و شيوه هاي بكارگيري صحيح اطلاعات و دانش ميسر است .حضرت زهرا (س) با استفاده از ابزار قدرتمند انتقال اطلاعات به فعاليت در تغيير محور ارزشهاي اجتماعي پرداخته و با حضور فعال خود در عرصه دانش و كسب بالاترين مرتبه آن با بكارگيري صحيح روشهاي انتقال اطلاعات (مانند ايراد سخنراني ، خواندن خطابه و .. .به تغيير محور ارزشهاي اجتماعي از بعد فرهنگي پرداختند.

- نقش حضرت زهرا (س) در تغيير محورهاي اجتماعي مبارزه حضرت زهرا (س) با آن نوع زندگي اجتماعي و حيات سياسي است كه خود ايشان درباره اش اينگونه مي فرمایند:(( دانيد كه فتنه و بلا دو راه است و گرفتار آمدن بر شمشيرها برنده و تسلط تجاوزگران ظالمان و هرج و مرج و آشفتگي و استبداد ستمگران بدانيد كه بيت المالتان به غارت خواهد رفت و وحدتتان از هم پاشيده خواهد شد و بر باد خواهد رفت.))

بيانات حضرت زهرا (س) در اين خطبه علاوه بر دلالت بر دلسوزي حضرت زهرا (س) بر سرنوشت مسلمين است كه در اين پيشگويي حكيمانه آمده است. نهيب و هشداري است بر مسلمانان همه عصرها و نسلها در تصميم گيري‌هاي اجتماعي خود.

بعلاوه بيداري است بر ما زنان عصر حاضر در جهت كوشش براي رفع ظلم و تسلط تجاوزگران ظالم بر سرنوشت مردم جهان و دست يافتن آنها به بيت المال ثروت كشور و شريانهاي اقتصادي جامعه و سرنوشت جمع بشري اين سخنان گرچه اجتماع آن روز را به حركتي شايسته و كافي در جهت تغييرات لازم اجتماعي و سياسي قانع نكرد اما وظيفه تاريخي حضرت زهرا (س) را در معرض نحوه حركت مسلمين در تصميم گيري هايشان را به خوبي روشن ساخت.

مبارزه ای که ریحانه نبی در حسّاس ترین دوران آغاز کرد، از زمان آغازین انحراف جامعه پس از رحلت نبی اکرم صلی الله علیه و آله ، به عنوان مهم ترین و محوری ترین حرکت سیاسی جامعه محسوب می شد. هنگامی که او تعدّی غاصبان خلافت را به حریم ولایت و امامت دید، با تمام قوا و با روش های خود، برای دفاع از این حریم وارد عرصه فعالیت های سیاسی شد و در طول 75 روز (و به قولی 95 روز) همچون پروانه وجود خویش را برای تثبیت امامت، فدای ولایت کرد. امام خمینی رحمه الله در بیان عملکرد آن حضرت و درک عظمت آن حضرت چه زیبا فرمودند:1

«ما باید سرمشق از این خاندان [خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله ] بگیریم؛ بانوان ما از بانوانشان و

مردان از مردانشان، بلکه همه از همه آن ها. الگوی حضرت زهرا علیهاالسلام الگوی پیغمبر است.» اما رسالت و تکلیف بر شناخت معصومان علیهم السلام ، ما را بر آن می دارد که عملکرد آن ها را مورد بررسی قرار دهیم. با توجه به اینکه حضرت زهرا علیهاالسلام الگوی عملی و عینی برای زنان مسلمان است که می تواند در همه زمینه ها سرمشق نسل امروز و فردا قرار گیرد، در این مقاله، به اختصار به ابعاد سیاسی زندگی حضرت فاطمه علیهاالسلام و مبارزات ایشان در دفاع از حریم ولایت و امامت می پردازیم.

 ........................................................................................................................ 1-صفینه نور ،روح الله موسوی خمینی،(1366)،تهران ،وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی ،ج5،ص 283

سيره سياسي حضرت فاطمه (س(

 زهراي اطهر(س) در برابر جرياناتي كه بعد از رحلت رسول مكرّم اسلام به وجود آمد، ساكت ننشست و دست به مبارزه سياسي زد و با سخنراني‏هاي افشاگرانه به بيان ماهيّت غاصبان خلافت و مصيبت‏هاي وارده توسط آن‏ها پرداخت.

بررسي سيره معصومين (ع) در راستاي حفظ ارزش‏هاي اصيل اسلامي از مواردي است كه علاوه بر هدايت و نجات انسان‏ها، نقش قابل تأمّلي را در حفظ آرمان‏هاي جامعه مسلمين ايفا مي‏كند.

از اين رو آن بزرگواران در طول حيات خويش حضور در صحنه را مسؤوليتي مهم از جانب خداي سبحان مي‏دانستند.

پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله در زمینه مسئولیت و رهبری زنان، راضیه مرضیه علیهاالسلام را برای پذیرش این رسالت الهی تربیت کردند.                                                                                 

فاطمه زهرا علیهاالسلام اولین  درس را در بحرانی ترین شرایط سیاسی و اقتصادی یعنی در محاصره «شعب ابی طالب» آموخت0(ابن آشوب،ج1 ص60و71و174 /محمد باقر مجلسی،بهار الانوار ،ج18ص 187و    209)

به تدریج، با علم لدنّی که داشت، مجالس بحث و وعظ و درس های تفسیر و احکام در مدینه برای بانوان جامعه دایر کرد.

امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: زنی خدمت حضرت فاطمه علیهاالسلام آمد و گفت: مادر ناتوانی دارم که در امر نماز به مسئله مشکلی برخورد کرده و مرا خدمت شما فرستاده است که سؤال کنم، و مسئله را مطرح نمود. حضرت فاطمه علیهاالسلام جواب آن مسئله را داد. آن زن سؤال دوم و سوم را کرد و سپس تا ده مسئله از حضرت پرسید و حضرت علیهاالسلام همه را پاسخ داد. سپس آن زن از کثرت سؤال خجالت کشید و عرض کرد: ای دختر رسول خدا، دیگر مزاحم نمی شوم، خسته شدید، حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمود: خجالت نکش! هر سؤالی داری بگو تا جواب دهم. من از سؤالات تو خسته نمی شوم و با کمال میل جواب می دهم. اگر کسی اجیر شود که بار سنگینی را بر بام حمل کند و در ازای آن، مبلغ صد هزار دینار اجرت بگیرد، آیا از حمل بار خسته می شود؟ زن پاسخ داد: نه. حضرت فرمود: خدا در برابر هر مسئله آن قدر به من ثواب می دهد که بیشتر است از اینکه بین زمین و آسمان پر از مروارید باشد. با وجود این، آیا از جواب دادن مسئله خسته می شوم؟ (محمّدباقر مجلسی، پیشین، ج 22، ص 31)

زنان مسلمان در زندگی شخصی، اجتماعی و خانوادگی خود باید زندگی حضرت فاطمه علیهاالسلام را از جهت خردمندی، فرزانگی و عقل و معرفت الگو و سرمشق قرار دهند؛ از بُعد عبادت، مجاهدت، حضور در صحنه تصمیم گیری های عظیم اجتماعی، خانه داری، همسرداری و تربیت فرزندان صالح از زهرای اطهر علیهاالسلام پی روی کنند.) جزوه «میلاد کوثر فاطمه زهرا علیهاالسلام ، تهران، دفتر امور خواهران سازمان تبلیغات اسلامی استان تهران،ص12.)

 

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با سخنان گهربار خود درباره جایگاه فاطمه زهرا علیهاالسلام نزد خدا،(    قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : «اولُ شخصٍ تدخل الجنةَ فاطمة»؛ اول کسی که وارد بهشت می شود، فاطمه است. (محمّدباقر مجلسی، پیشین، ج 43، ص 44) امام باقر علیه السلام فرمودند: «به خدا! ای جابر، در روز قیامت حضرت فاطمه شیعیان و دوستانش را جدا می کند؛ همچنان که پرنده دانه خوب را از دانه بد جدا می کند. (محمّدباقر مجلسی، پیشین و نیز ر. ک: سیدمحمّد کاظم حائری قزوینی، فاطمه از ولادت تا شهادت، چ سوم، تهران، امیرکبیر،  1365) ونزد آن حضرت

((قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : «فاطمةُ بضعةٌ مِنّی مَن سرّها فقد سرّنی و مَن ساءها فقد سائنی»؛ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: فاطمه پاره تن من است؛ کسی که او را خشنود کند همانا مرا خشنود کرده است و هر کس وی را ناراحت کند، مرا ناخشنود ساخته است. (محمّد بن نعمان مفید «شیخ مفید»، الامالی، ترجمه حسین استاد ولی، مشهد، بنیاد پژوهش های اسلامی، 1364، ج 2، ص 259.) قال رسول الله صلی الله علیه و آله : «اذا اشتقتُ الی الجنةِ قَبَّلتُ غُرَّ فاطمة»؛ هر گاه شوق بهشت در دلم پیدا می شود گلوی فاطمه را می بوسم. (محمّدباقر مجلسی، پیشین، ص 52.) قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : «فاطمة اُعزُّ البریّةِ عَلیّ»؛ فاطمه عزیزترین خلق نزد من است. (همان، ج 43، ص 39)                   

 و جامعه، در شیوه های برخورد با فاطمه زهرا علیهاالسلام ، ازدواج با حضرت علی علیه السلام)

حضرت رسول صلی الله علیه و آله خطاب به علی علیه السلام می فرماید: «جبرئیل از جانب خداوند برایم پیام آورد که یا محمّد! خدا تو را از بین مخلوقاتش برگزید و به رسالت انتخاب کرد، علی علیه السلام را برگزید و برادر و وزیر تو قرار داد، باید دخترت را با او کابین ببندی. مجلس جشن ازدواج آنان در عالم بالا و در حضور فرشتگان برگزار شده است. خدا دو فرزند پاک و نجیب و طیّب و طاهر و نیکو به آنان عطا خواهد کرد.» (محمّد باقر مجلسی، پیشین، ج 43، ص 127 / علی بن عیسی الاربلی، پیشین، ص 95 / ذبیح الله محلاّتی، ریاحین الشریعه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1368، ج 1، ص 157)

 ماجرای مباهله با مسیحیان نجران و حضور حضرت زهرا علیهاالسلام در آن جمع،((

فَمَن حاجَّک فیه مِن بعدِ...» (آل عمران: 61)؛ کسانی که پس از ورود علم بر تو، جدال می کنند به آن ها بگو: بیایید تا ما فرزندان خودمان را و شما هم فرزندان خودتان را و ما زنان خودمان را و شما هم زنان خودتان را و ما نفوس خودمان را و شما هم نفوس خودتان را (برای مباهله و نفرین) دعوت کنیم و از خدا تقاضا نماییم که دروغگویان را مورد طرد و لعن خود قرار دهد. (ر. ک: ابراهیم امینی، فاطمه زهرا علیهاالسلام بانوی نمونه اسلام، چ هفتم، قم، شفق، 1373، ص 100)

 محدودکردن دایره اهل بیت (آیه تطهیر: «انّما یُریدُ اللهُ لِیُذهبَ عنکُم الرِجسَ اهلَ البیتِ و یُطهِّرکم تطهیرا.» (احزاب: 33) ابن عبّاس می گوید: روزی حضرت علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام و حسن و حسین علیهماالسلام نزد پیغمبر بودند، فرمود: «خدایا، تو می دانی که اینان اهل بیت من و گرامی ترین مردم هستند، دوستانشان را دوست بدار و با دشمنانشان دشمنی کن؛ یاری کنندگانشان را یاری فرما؛ از تمامی بدی ها پاکشان گردان؛ از تمام گناهان محفوظشان بدار؛ به واسطه روح القدس تأییدشان فرما.» سپس فرمود: «یا علی! تو امام امّت و جانشین من هستی.» (محمّدباقر مجلسی، پیشین، ج 43، ص 24.) زمانی که آیه 22 سوره روم (قُل لا اسئلکم علیه ...) نازل شد که می فرماید: «ای پیامبر (به مردم بگو) از شما در مقابل پیامبری اجری نمی خواهم، مگر دوستی با نزدیکانم»، گفتند: ای پیامبر خدا! چه کسانی نزدیکان تو هستند که واجب است آنان را دوست بداریم؟ حضرت فرمودند: علی و فاطمه و فرزندان آن ها.» (محمّدباقر مجلسی، پیشین، ج 43، ص252)

 و اشخاص آن،

 با احادیث گوناگون، مانند حدیث «کساء»،( جابر بن عبداللّه انصاری از حضرت زهرا علیهاالسلام نقل می کند: روزی پدرم بر من وارد شد و فرمود: سلام بر تو، ای فاطمه. عرض کردم: بر شما باد سلام خدا. فرمود: در بدن خود احساس ناتوانی می کنم. عرض کردم: پدر جان! شما را به خدا می سپارم تا ضعف از شما رخت بربندد. فرمود: عبای یمنی را بیاور و مرا با آن بپوشان ... سپس من و حسن و حسین و علی علیه السلام به فرموده پیامبر در زیر عبا جمع شدیم. بعد از آن، پیامبر طرفین عبا را گرفته، دست راست خود را به سوی آسمان بلند کردند و عرضه داشتند: پروردگارا! اینان اهل بیت و خاصان و یاران من اند.» (ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، چ 16، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1378، ج 17، ص 298 303 / قاضی نوراللّه شوشتری، پیشین، ج 2، ص 554 و557)

 «سفینه نوح»( قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : «مَثَلُ اهلِ بیتی فیکم مَثَلُ سفینةِ نوحٍ مَن رکبها نجا و مَن تَخلَّف عَنها رخّ فی النار»؛ رسول خدا فرمود: مثل اهل بیتم در میان شما، مانند کشتی نوح است؛ هر کس که بر آن سوار شود، نجات یابد و کسی که از آن تخلّف نماید، در آتش می افتد.محمد باقر مجلسی ،پیشین، ج 23، ص 122 / شیخ صدوق، عیون اخبارالرضا علیه السلام ، ترجمه حمیدرضا مستفیذ و علی اکبر غفّاری، تهران، صدوق، 1373، ج 2، ص 27)

 «ثقلین»                                                               

(اِنّی تارکٌ فیکم الثقلینِ ما اِن تمسَّکتم بهما لن تَضلّوا بعدی؛ احدهُما اَعظمُ مِن الآخِر: کتابَ اللهِ عزّوجلّ حبلٌ ممدودٌ مِن السماءِ الیَ الارض و عترتی اهلُ بیتی، و لن یفترقا حتّی یَرِدا علیّ الحوضَ فانظروا کیف تَلحقُوا بِی فیهما»؛ همانا دو چیز گران بها در میان شما بر جای می گذرام که تا وقتی به آن دو تمسّک بجویید هرگز پس از من گم راه نخواهید شد؛ یکی از آن دو بزرگ تر، گرامی تر و مهم تر از دیگری است: این ها کتاب خدا، و عترت و خاندان من می باشند. این دو هرگز از یکدیگر جدا نمی شوند تا در حوض کوثر بر من وارد گردند. پس بنگرید که نسبت به آن دو، چگونه به من ملحق خواهید گشت. (محبّ الدین احمد طبری، ذخائر العقبی فی مناقب ذوی القربی، بیروت، دارالکتب العربیه، 1397 ق، ص 16)

 و ماجرای غدیر خم( قالت فاطمه علیهاالسلام : «اَنسیتم قولَ رسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله یوم غدیر خمٍ: مَن کنتُ مولاه فعلیٌّ مولاه؟ و قوله صلی الله علیه و آله : انتَ مِنّی بِمنزلةِ هارونَ مِن موسی؟» فاطمه زهرا علیهاالسلام می فرمود: «آیا فراموش کردید سخنان رسول خدا را در روز غدیر که فرمود: هر که من مولا و رهبر اویم، علی نیز مولای اوست؟ و آیا فراموش کردید که به علی علیه السلام فرمود: یا علی! موقعیت تو نسبت به من همانند هارون به موسی پیامبر است؟» (قاضی نوراللّه شوشتری، پیشین، ج 21، ص 26 و 27 / عبدالحسین امینی، الغدیر، ترجمه اکبر ثبوت و محمّد شریف رازی، تهران، کتابخانه بزرگ اسلامی، 1363، ج 1، ص 58 )

 رسالت خود را به پایان رساندند و جامعه را برای پذیرش امامت حضرت علی علیه السلام آماده ساختند.

اما متأسفانه جاهلیت چنان در تار و پود جامعه ریشه دوانده بود که پس از رحلت ایشان، در ماجرای «سقیفه بنی ساعده» در فضای آکنده از اندوه و غم و ماتم رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله ، بازیگران سیاسی چنان جوّ را تغییر دادند و سریع عمل کردند که مقام خلافت را، که حق مسلّم حضرت علی علیه السلام بود، غصب کردند.( عبدالحسین امینی ،همان منبع ،ج7ص75 )                                  

 انحراف و تخریب افکار عمومی و جنگ قدرت از کودتای «سقیفه بنی ساعده» آغاز شد. جامعه اسلامی نیز که حضرت رسول صلی الله علیه و آله در طول دوران نبوّت خود، ساختار آن را پی ریزی کرده بودند، با حرکت کودتاگران سقیفه و زنده کردن ارزش های جاهلی و روحیه ناسیونالیستی و سکوت یاران سُست اراده و فرصت طلبان دچار انحراف شد.

البته پیامبر صلی الله علیه و آله در این زمینه به حضرت زهرا علیهاالسلام هشدار لازم را داده بودند و در هنگام رحلت خویش فرمودند: «دخترم! بعد از من مورد هجوم و ستم قرار خواهی گرفت. پاره تنم! هر کس تو را آزار دهد مرا آزرده و آنکه به تو بپیوندد، به من پیوسته ...؛ زیرا که تو از منی و من از تو ... هر کس از مردم به تو ستم کند، نزد خدا از او شکایت می کنم.» (قاضی نوراللّه شوشتری، پیشین، ج 19، ص 160 / محمّدباقر مجلسی،همان منبع )

حضرت زهرا علیهاالسلام هم، که در بطن مسائل سیاسی جامعه و بحران ها رشد کرده و تربیت یافته بود و رسالت دفاع از حق و حقیقت را بر عهده داشت، با بصیرت و آگاهی عمیق نسبت به توطئه ای که مسیر امامت را منحرف ساخته بود، هشیارانه وارد عرصه جامعه شد و به صورت یک سیاست مدار آگاه و مدافع حریم امامت، در صحنه جامعه حضور جدّی و فعال یافت و رهبری دفاع از امامت را برعهده گرفت0( علی بن محمّد بن المغازلی، مناقب آل ابی طالب، ترجمه شهاب الدین مرعشی نجفی، طهران، المکتبة الاسلامیه، 1394 ق، ص 18 / اخطب ابی بکر خوارزمی، المناقب، نجف اشرف، المطبعة الحیدریه، 1385 ق، ص 94 / عبدالحسین امینی، پیشین، ج 1، ص 272 / قاضی نورالله شوشتری، پیشین، ج 6، ص256 )

 او زنی است تربیت شده الهی و پیامبر زمان خود. پذیرش رهبری امام علی علیه السلام از سوی یک زن، با تفکر موجود جاهلی نسبت به زن تضاد داشت؛ اما از سوی دیگر، با پیش ذهنیت هایی که پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله درباره حضرت زهرا علیهاالسلام در جامعه ایجاد کرده بودند، کاملاً همخوانی داشت و هنوز وجود گوهر گران قدری همچون فاطمه زهرا علیهاالسلام به عنوان قوی ترین رکن سیاسی جامعه برای تشخیص و شناخت حق از باطل مطرح بود.

دخت گرامی حضرت رسول صلی الله علیه و آله به خاطر بیداری جامعه و آگاهی مردم در انحراف آغازین خود، فعالیت های سیاسی خود را آغاز نمود. بررسی فعالیت ها و روش هایی که فاطمه زهرا علیهاالسلام اتخاذ کرد، نمونه ای است که نشان می دهد اسلام می خواهد افراد جامعه، اعم از زن و مرد، همیشه نسبت به مسائل جامعه ای که در آن زندگی می کنند، آگاهی و شناخت لازم داشته باشند تا بتوانند در امور سیاسی جامعه مشارکت کنند و حضرت صدیقه طاهره علیهاالسلام ، سدشکنِ تفکر غلط جاهلیّت نسبت به زن بود که با تمام وجود، سرشار از عشق الهی و رسالت نبی، دفاع از امامت و ولایت را رهبری کرد

با غروب غمبار خورشيد فروزان رسالت در 28 صفر سال دهم هجري، سياهي غصب حق و غبار غربت انديشه‏هاي خردورزان را آزار مي‏داد به گونه‏اي كه كم‏تر كسي ياراي حضور در صحنه اعتقادي و دفاع در عرصه سياسي را در خود مي‏ديد، امّا در اين ميان بانوي بزرگ اسلام حضرت فاطمه زهرا(س) برتر از هزاران مرد قدرتمند، بيرق باورهاي تابناك آسماني و علم پيكار با سران ظلم و غصب و غارت را بر دوش گذاشت تا هدايت نبوي و سعادت علوي را پاس بدارد و به گوش آيندگان برساند. زهراي اطهر(س) در برابر جرياناتي كه بعد از رحلت رسول مكرّم اسلام به وجود آمد، ساكت ننشست و دست به مبارزه سياسي زد و با سخنراني‏هاي افشاگرانه به بيان ماهيّت غاصبان خلافت و مصيبت‏هاي وارده توسط آن‏ها پرداخت.

گرچه دوران حيات ريحانه محمدي پس از ارتحال پيامبر اكرم(ص) بسيار كوتاه بود، امّا خط مشي سياسي آن حضرت در طول حيات نشان مي‏دهد كه موضع‏گيري اش معقول‏ترين و پسنديده‏ترين روش ممكن بود و هرگونه حركت و موضع‏گيري ديگري غير از آن ممكن بود ضربات جبران ناپذيري بر پيكر اسلام وارد سازد.

در اين نوشتار به خطوط برجسته حركت و موضع‏گيري سياسي صدّيقه كبري(س) به عنوان شاخصه‏هاي آموزنده اشاره مي‏شود. اميد است كه مورد توجه و عنايت پويندگان راه رسالت و ولايت قرار گيرد.

روش های مبارزه سیاسی حضرت زهرا علیهاالسلام
الف. تهدید غاصبان خلافت

پس از رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله هنگامی که حضرت علی علیه السلام در حال غسل و کفن و دفن پیامبر صلی الله علیه و آله بود، بعضی از بازیگران سیاسی با مسموم کردن جوّ، در «سقیفه بنی ساعده» خلافت را غصب کردند و خلیفه ای را بر خلاف حدیث غدیر خم و خط مشی پیامبر و رسالت الهی انتخاب نمودند( علی بن محمّد بن المغازلی، مناقب آل ابی طالب، ترجمه شهاب الدین مرعشی نجفی، طهران، المکتبة الاسلامیه، 1394 ق، ص 18 / اخطب ابی بکر خوارزمی، المناقب، نجف اشرف، المطبعة الحیدریه، 1385 ق، ص 94 / عبدالحسین امینی، پیشین، ج 1، ص 272 / قاضی نورالله شوشتری، پیشین، ج 6، ص256 )

 

 عده ای از بازیگران سیاسی برای مشروعیت بخشیدن به خلیفه وقت و مقبولیت خلافت غصب شده و بر حق نشان دادن آن و سرپوش گذاردن بر مسیر انحرافی، بیعت گرفتن از خلیفه ذی حق را عَلَم کردند و برای بیعت گرفتن از حضرت علی علیه السلام به در خانه فاطمه علیهاالسلام آمدند، ولی با امتناع حضرت فاطمه علیهاالسلام در گشودن در مواجه شدند. به همین دلیل، دَرِ خانه او را به آتش کشیدند،(     نعمت اللّه قاضی، اسرار سیاسی اسلام و بررسی زندگی زهرای بتول و فرزندانش، تهران،پیروز،) و

 فاطمه علیهاالسلام را مورد هجوم قرار دادند (دمحمّدباقر مجلسی، پیشین، ج 53، ص 18 و 19 / ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ترجمه و شرح محمّد ابوالفضل ابراهیم، ج 14، بیروت، دارالاحیاء التراث العربی، 1385 ق، ص 193 / محمّد بن جریر طبری، دلائل الامامه، بیروت، الدراسات الاسلامیه، 1413 ق، ص250 )                                                    

 و او از شدت درد بی هوش شد و فرزند خود را سقط کرد. آنان حضرت علی علیه السلام را برای بیعت گرفتن با خلیفه وقت به مسجد بردند. زمانی که حضرت فاطمه علیهاالسلام به هوش آمد، سراغ امام بر حق، علی علیه السلام ، را گرفت. وقتی متوجه شد که او را به مسجد برده اند، بلافاصله دست فرزندان خردسالش حسن و حسین علیهماالسلام را گرفت و به مسجد رفت.( ابن قتیبه دینوری، الامامة والسیاسة، ترجمه ناصر طباطبائی، تهران، ققنوس، 1380، ص 12 20  )

 

هنوز مردم عوام جامعه و مهاجران و انصار برخوردهای باکرامت و بزرگوارانه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با فاطمه زهرا علیهاالسلام و سخنان پیامبر را نسبت به دخت گرامی اش از یاد نبرده بودند و احترام و تکریم خود را نسبت به فاطمه زهرا علیهاالسلام در باطن ضمیر خویش در نظر داشتند. وقتی که فاطمه زهرا علیهاالسلام به مسجد رفت و غاصبان خلافت را تهدید کرد که اکنون خدا را به یاری می طلبم، با تهدید او، غاصبان خلافت تا حدی جا خالی کردند و از بیعت گرفتن با حضرت علی علیه السلام دست برداشتند و در این مبارزه، فاطمه زهرا علیهاالسلام با پیروزی به خانه برگشت. درجایی دیگر آمده است.

هنگامی که فاطمه علیهاالسلام با عده ای از زنان دست حسن و حسین علیهماالسلام را گرفت و در حالی که پیراهن رسول خدا صلی الله علیه و آله را همراه داشت، در دفاع از امام خود به مسجد رفت و پیراهن رسول خدا صلی الله علیه و آله را بر در مسجد آویزان نمود و آن جمع وقتی خشم حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام را دیدند (در این هنگام ستون های مسجد لرزیدند.) به همین دلیل، غاصبان عقب نشینی کردند و علی علیه السلام به سلمان گفت: دختر پیامبر را دریاب! به خدا قسم می بینم که مدینه همچون طوماری می خواهد به هم بپیچد و اهلش را فرو برد و غاصبان از ترس غضب فاطمه علیهاالسلام ، علی علیه السلام را رها کردند. (محمّدباقر مجلسی، پیشین، ج 43، ص 198 / ابن ابی الحدید، پیشین، ج 2، ص 52 و ج 6، ص 48 / ابراهیم امینی، پیشین، ص 146 و   149)

ب. تحت تأثیر قرار دادن افکار عمومی جامعه (گریه کردن)

 در مرحله دیگر، فاطمه زهرا علیهاالسلام تاکتیک «گریه» را انتخاب کردواز این) و به عنوان یک حربه سیاسی بهره برد(عده ای از حضرت علی علیه السلام خواهش کردند که «تمنّای ما از حضرتت این است که بازمانده نبوّت را بخواهید یا شب را برای نوحه سرایی بر پدر اختیار نموده و روز آرام گیرد و یا بالعکس آن را برگزیند و زهرا علیهاالسلام بعد از آگاهی از خواست مردم، روش سوگواری خود را تغییر داد و گاه بر سر قبر حمزه و شهدای احد می رفت و گاه در بقیع حاضر می گشت و سوگواری می نمود و یا دست طفلان خود را می گرفت و نزد پدرش می رفت.» (محمّد باقر مجلسی، پیشین، ج 43، ص 193 / سید احمد علم الهدی، اشک های فاطمه علیهاالسلام ؛ پشتوانه علی علیه السلام ، تهران، صدر، 1369، ص38  )

صدیقه طاهره علیهاالسلام محل گریه خود را مرکز اجتماع مسلمانان قرار داده بود؛( شیخ عبّاس قمی، رنج ها و فریادهای فاطمه علیهاالسلام ، ترجمه محمدی اشتهاردی، قم، ناصر،  1369)

 بر سر قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله ، شهدای احد و قبرستان بقیع می رفت و در این اقدام، همراه کودکان خردسالش (برای تحت تأثیر قرار دادن جامعه) و در ساعات شب و روز با ذکر مرثیه هایی در فقدان پدر بزرگوار خویش و انحراف امّت پس از رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله سعی می کرد جامعه خفته را بیدار سازد0( حضرت زهرا علیهاالسلام گاه با فرزندان خود درد دل می کرد و می فرمود:« کجا رفت آن کسی که شما را دوست می داشت؟ کجا رفت آن کس که برای شما از همه مهربان تر بود؟ دیگر او نیست تا از در وارد شود. دیگر او نیست تا شما را بر شانه خود سوار کند.» (محمّدباقر مجلسی، پیشین، ج 43، ص 181 / ذبیح اللّه محلاتی، پیشین، ج 1، ص 245)

ج. سخنرانی (با تکیه بر فدک)

حربه سیاسی دیگر، سخنرانی با تکیه بر غصب «فدک» بود(     شهیدمحمّدباقر صدر   ، فدک در تاریخ، ترجمه محمود عابدی، تهران، روزبه، 1360 و نیز ناصر مکارم شیرازی، حضرت زهرا علیهاالسلام و ماجرای غم انگیز فدک، مشهد، انجمن محبّان فاطمه، 1365، ص  18 )                                       

 که به دنبال غصب آن توسط خلیفه وقت، فاطمه زهرا علیهاالسلام بار دیگر از این حرکت رژیم حاکم به عنوان یک حربه سیاسی و فرصت مناسب سیاسی برای روشن ساختن اذهان جامعه در غصب خلافت مسلّم حضرت علی علیه السلام استفاده کرد. در حقیقت، فاطمه زهرا علیهاالسلام به نام غصب حق مالکیت خویش، به اعتراض سیاسی و استیضاح حاکم وقت پرداخت و به مسجد رفت و خطبه خواند.

(میرزا محمدتقی سپهر، ناسخ التواریخ، چ دوم، تهران، اسلامیه، 1363، ج 1، ص 144 و سیدجمال الدین دین پرور، فاطمه بر کرسی رهبری، تهران، روزبه، 1355، خطبه حضرت در مسجد خطاب به ابوبکر.)

 

در این خطبه، چند فراز و نمود خاص وجود دارند. فاطمه زهرا علیهاالسلام در ابتدا، با یادآوری رسالت پیامبر و دفاع از رهبری و امامت بر حق حضرت علی علیه السلام و حق مالکیت خویش بر فدک از لحاظ قانون ارث در اسلام، با سازش کاران سیاسی اتمام حجت کرد. ایشان در فرازی از آن خطبه می فرماید:

ای مردم! بدانید من فاطمه ام و پدرم محمّد صلی الله علیه و آله ، انتها و ابتدای کلامم یکی است؛ هرگز آنچه می گویم غلط نبوده و آنچه انجام می دهم ظلم نیست.»( آوای کوثر؛ خطبه حضرت زهرا علیهاالسلام ، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، 1376،ص49)

نکته بارز در خطبه حضرت زهرا علیهاالسلام این است که آن حضرت با فصاحت و بلاغت خاصی به دفاع از مقام ولایت و امامت حضرت علی علیه السلام می پردازد. در فرازی از این خطبه می فرماید

«... و چون خداوند پیامبرش را به خانه انبیا فراخواند، جایی که برگزیدگانش زندگی می کنند، خارهای نفاقتان سر برون آورد و پوشش دینتان رنگ باخت و صدای سرکرده گمراهان درآمد و پست مهره ای ذلیل و ناشناخته ظهور کرد و نازپرورده جاهلان مفسد زمزمه سر داد. پس بر دل ها و زندگی تان سوار شد... و شما بر حق غضب کردید...»

(همان، ص 56 و 57 و نیز ر. ک: سیدعزالدین حسینی زنجانی، شرح خطبه حضرت زهرا علیهاالسلام ، چ سوم، تهران، امیرکبیر،1369)

دفاع از حریم ولایت توسط یک زن و بذری که او در مسجد با سخنان مستدل و منطقی خود کاشت، بعدها در بیعت مردم با حضرت علی علیه السلام (پس از قتل عثمان) به ثمر نشست

در فراز دیگری از این حرکت سیاسی، حضرت زهرا علیهاالسلام به دفاع از ارث زن در اسلام می پردازد؛ دفاع از مالکیت بر حق زن. این حرکت بر خلاف راه و رسم موجود در افکار جاهلی بود که در بعضی از اذهان رسوخ داشت. اما آنچه را اسلام حق می دانست برای فاطمه زهرا علیهاالسلام معیار و محک بود، نه عرف و سنّت های جاهلی. آن حضرت توانست با حضور در مرکز اجتماع مسلمانان و مهم ترین مکان معتبر سیاسی یعنی مسجد به محاجّه با خلیفه وقت بپردازد و او را به استیضاح بکشاند و با رسوایی سیاسی حاکمان وقت، تا حد زیادی مشروعیت آنان را زیر سؤال برد و رسم های جاهلیت را درهم بشکند و نشان دهد که هیچ حکومتی نمی تواند حق و مال کسی را غصب کند، حتی اگر این حق متعلّق به یک زن باشد(علاءالدین هندی، کنزالعمّال، ج 3، بیروت، مؤسسة الرساله، 1409 ق، ص 20 / جلال الدین عبدالرحمن سیوطی، تاریخ الخلفاء، تحقیق محیی الدین عبدالحمید، تهران، الحوراء، 1382، ص 68 و سیدجعفر شهیدی، زندگانی تأثیرانگیز فاطمه دختر محمد صلی الله علیه و آله ، تهران، حافظ، بی تا)

د. رایزنی سیاسی

حضرت فاطمه علیهاالسلام همچون سیاست مداری قهرمان، به تکلیف و رسالت الهی خویش عمل می کرد و برای روشن ساختن افکار عمومی از انحراف مسیر امامت، چهل شبانه روز دست حسن و حسین علیهماالسلام را می گرفت و سوار بر مرکبی می شد و همراه با حضرت علی علیه السلام به درِ خانه مهاجر و انصار می رفت تا آن ها را نسبت به غفلتی که دچار آن شده اند و انحراف موجود، بیدار سازد و غافلان و راحت طلبان را هوشیار سازد. فاطمه زهرا علیهاالسلام در حقیقت، با رایزنی سیاسی خود، با یاران رسول صلی الله علیه و آله اتمام حجت می کرد و همچون دیپلماتی آگاه، با حضور خویش سعی می نمود مسیر انحراف امّت را روشن سازد و مسیر واقعی را که امامت علی علیه السلام است و نیز حریم ولایت را روشن و بی پیرایه ارائه دهد تا در فردای قیامت، برای صاحبان زر و زور و تزویر و عافیت طلبانی که فریب خورده اند، بهانه ای وجود نداشته باشد(ابن قتیبه دینوری، پیشین، ج 1، ص 12 / ابن ابی الحدید، پیشین، ج 2، ص5)

ه. اعتصاب سخن (سکوت سیاسی در مسیر دفاع از حریم ولایت و امامت)

فاطمه زهرا علیهاالسلام شیوه مبارزاتی دیگری را با سکوت خود آغاز کرد، و آن «اعتصاب سخن» با حاکمان وقت بود.

36. حضرت زهرا علیهاالسلام پس از خطابه غرّای خود در مسجد و دفاع از فدک و استیضاح خلیفه وقت، رسما به ابوبکر اعلام کرد: «اگر فدکم را پس ندهی تا زنده هستم با تو صحبت نمی کنم.» به همین دلیل، هر جا به ابوبکر برخورد می کرد، صورتش را برمی گردانید و با او حرف نمی زد. (علی ابن عیسی الاربلی، پیشین، ج 2، ص 103 / محمّد بن اسماعیل بخاری، صحیح بخاری، ج 8، ص 26 و 210 / جلال الدین سیوطی، پیشین، ص 67 / و نیز ر. ک: حسن سعید، پیام فاطمه علیهاالسلام ، تهران، مدرسه چهل ستون، 1350، ص 35  )                                

 صدیقه طاهره علیهاالسلام شیوه ای سیاسی را آغاز کرد که تداوم دهنده تاکتیک ها و شیوه های مبارزاتی قبلی آن حضرت بود. تمامی این شیوه ها در راستای یکدیگر معنا می دهند. آن حضرت با اتخاذ حرکت های سیاسی خاص از قبیل گریه در مراکز شلوغ و محل عبور و مرور مسلمانان، حضور در مسجد و مراجعه به خانه های مهاجر و انصار که تمامی آن ها با حضور قوی آن حضرت در صحنه مبارزات سیاسی همراه بودند جامعه را از لحاظ افکار، تحت تأثیر قرار داد، ولی ناگهان شیوه مبارزه سیاسی خود را تغییر داد و سکوت اختیار کرد.

این تاکتیک و شیوه جدید در اذهان جامعه، که به حضور آن حضرت در صحنه عادت داشتند، سؤال ایجاد می کرد و مسئله برانگیز بود که چه شده است که فاطمه زهرا علیهاالسلام سکوت کرده است؟ این تغییر رویه به طور طبیعی، توجه اجتماع را جلب می کرد و افکار عمومی را به تکاپو وامی داشت تا در پی یافتن علت آن باشند. فاطمه علیهاالسلام در محاجّه خود عهد کرد که دیگر با خلیفه سخن نگوید.

(حسن سعید، پیشین، ص 54 / محمّد دشتی، تحلیل و بررسی حوادث ناگوار زندگانی حضرت زهرا علیهاالسلام ، قم، نشر امام علی علیه السلام ، 1378، ص150-170)

 پس از حضور خلیفه در خانه فاطمه زهرا علیهاالسلام و گفت وگوی کوتاه آن ها با حضرت فاطمه علیهاالسلام که حضرت علی علیه السلام در این میان پیامبر سخن مابین فاطمه علیهاالسلام و خلیفه وقت بودو گرفتن اعتراف از خلیفه وقت مبنی بر مقام شامخ حضرت فاطمه علیهاالسلام از زبان پیامبر در اینکه رضایت فاطمه رضایت خدا و خشم او خشم خداست، فاطمه زهرا علیهاالسلام مشروعیت خلیفه را زیر سؤال برد و اذهان جامعه و افکار عمومی را در مشروعیت خلیفه وقت دچار تردید کرد که فاطمه علیهاالسلام حق را می گوید و امامت حقی است غصب شده توسط خلیفه وقت! پس از اینکه آن حضرت از خلیفه وقت اعتراف گرفت، قسم خورد که دیگر با او سخن نگوید و با این دیدار و سخن فاطمه زهرا علیهاالسلام ، مشروعیت حاکمان وقت بیش از گذشته زیر سؤال رفت و در بسیاری از اذهان که نادانسته و تحت تأثیر جوّ موجود بیعت کرده بودند، شک و تردید و پشیمانی ایجاد شد و بدین سان، این حربه بسیار مؤثر واقع گردید.

و. ایجاد انقلابی درونی در خانه ها

شیوه مبارزاتی دیگر فاطمه زهرا علیهاالسلام دادن آگاهی و رشد سیاسی به زنان مهاجر و انصار بود که بدین وسیله، آتش مبارزه در خانواده های مدینه وارد می شد. این مبارز سیاسی شکست ناپذیر، که تمام تاب و توان خود را در دفاع از حریم ولایت و امامت قرار داده بود، به علت تلاش بیش از حد، ناتوان شد. به همین دلیل، پس از مدتی فاطمه زهرا علیهاالسلام به علت بیماری و ضعف، در خانه بستری شد. وقتی خبر بیماری آن حضرت در مدینه پیچید، زنان مهاجر و انصار، که وامدار تعلیم و تربیت فرهنگی آن حضرت بودند، برای عیادت او به خانه اش آمدند. وقتی از حال آن حضرت جویا شدند، از حال خود نگفت، بلکه در دفاع از حریم ولایت به سخن پرداخت0(خطبه حضرت زهرا علیهاالسلام در هنگام عیادت زنان مهاجر و انصار از ایشان، ر. ک: علی ابن عیسی الاربلی، پیشین، ج 2، ص 18 / محمّدباقر مجلسی، پیشین، ج 43، ص 158 / محمّد دشتی، پیشین، ص 178 / محمّد بن جریر طبری، پیشین، ص 39 / ابن شهر آشوب، همان، ج 2، ص 205 / ابن ابی الحدید،همان،ج65،ص20)

و از سستی مردانشان سخن راند که حق را فراموش کرده اند و سکوت اختیار نموده اند. بازتاب سخنان دخت پیامبر به تدریج، در درون خانه ها آتشی به پا کرد و انقلابی پرخروش را جهت داد که به حریم خانه ها راه یافت و نطفه های آگاهی و شعور را بارور کرد.

این شیوه مبارزه نشان می دهد اگر در جامعه ای به جای مشغول ساختن زنان به خود، برای آن ها کار فرهنگی و فکری صورت گیرد و به آنان آگاهی سیاسی داده شود، آنان بهتر می توانند در شناخت حق و حقیقت بدون تعارف های دیپلماتیک و بازی های سیاسی وارد صحنه شوند و به دفاع بپردازند. مصداق این حقیقت در انقلاب اسلامی ما نمود پیدا کرد؛ حضور زنان و پیشتازی آنان در صحنه مبارزات انقلاب و پشتیبانی از جنگ و فعالیت های پشت جبهه این نظریه را ثابت می کند که حرکت زنان ایران وامدار مبارزات سیاسی اسوه و الگوی زنان جهان حضرت زهرا علیهاالسلام بوده است.

ز. وصیت نامه سیاسی

تاکتیک کوبنده دیگری که صدیقه طاهره علیهاالسلام اتخاذ کرد و ضربه سهمگینی بر حکومت وقت وارد آورد، وصیت نامه سیاسی آن حضرت است؛ وصیت نامه ای که برای بیدار ساختن افکار خفته و توجه افکار عمومی و عدم بهره بردای حاکمان سیاسی وقت از مراسم سوگواری و دفن آن حضرت نگاشته شد.( حضرت زهرا علیهاالسلام وصیت کرد: مرا شبانه، در آن هنگام که دیده ها همگی به خواب رفته اند، دفن کن و حضرت علی علیه السلام نیز چنین کرد)

(محمد بن اسماعیل بخاری، پیشین، ج 5، ص 139 / محمّدباقر مجلسی، پیشین، ج ص 183 و ص 214 / قاضی نوراللّه شوشتری، پیشین، ج 10، ص453)

حضرت زهرا علیهاالسلام در وصیت نامه سیاسی خود تأکید می کند که حضرت علی علیه السلام ، ولیّ بر حق، باید به آن عمل کند؛ چنان که تا بدان روز هیچ سیاست مداری چنین آگاهانه و مدبّرانه و با آن ظرافت های سیاسی، عمل نکرده بود، بلکه شیوه ای بکر و تازه بود که از سوی سیاست مداری حرفه ای به خاطر دفاع از حریم ولایت و تحقیر موقعیت سیاسی خلیفه وقت اتخاذ شده بود.

حضرت فاطمه علیهاالسلام وصیت کرد که احدی از کسانی که به او ستم کرده اند در تشییع جنازه اش حاضر نشوند و شبانه او را دفن کنند(از حضرت علی علیه السلام سؤال شد که علت دفن حضرت فاطمه علیهاالسلام دختر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در شب چیست؟ ایشان فرمودند: «او از مردمانی (ملتی) خشمگین بود و کراهت داشت بر جنازه اش حاضر شوند و حرام است بر دوستان آنان و دشمنان فاطمه علیهاالسلام که بر فرزندان آن حضرت نماز گزارند.» (محمّدباقر مجلسی، پیشین، ج 43، باب 37، ص209)

 

در حقیقت، با این وصیت نامه، حربه سیاسی از دست حاکمان وقت گرفته شد. آنان می خواستند در مرگ آن حضرت با مرثیه سرایی و اشک و ماتم و ارادت به آن حضرت و تأسف از رحلت او، مخالفت ها و مبارزات حضرت زهرا علیهاالسلام را در دفاع از حریم ولایت تحت الشعاع قرار دهند و خلافت غاصبانه خود را در اذهان جامعه برحق جلوه گر سازند. اما دفن شبانه آن حضرت و نامشخص بودن مکان دفن ایشان، این سؤال را در میان امّت اسلامی ایجاد کرد که چرا دخت گرامی پیامبر و یگانه گوهر گران قدر او چنین وصیّتی کرده است؟

با عمل به وصیّت آن حضرت توسط حضرت علی علیه السلام ، اذهان جامعه دچار شک و تردید شد و تا حد زیادی مشروعیت خلیفه وقت زیر سؤال رفت و مظلومیت آن حضرت بیشتر نمایان گردید و اینکه چرا حضرت زهرا علیهاالسلام در مدت 75 (و به قولی 95) روز با تمام تاب و توان، با شیوه های گوناگون تلاش کرد تا مسیر انحرافی امّت را روشن سازد که چرا امام بر حق علی علیه السلام را تنها گذاشته اند و کج راهه ای را انتخاب کرده اند که خلاف حق و حقیقت است، در حالی که علی علیه السلام بر حق است

دفاع از حريم رسالت

در اوايل بعثت، حفظ جان پيامبر(ص) و دفاع و حمايت از آن حضرت از مهم‏ترين وظايف كساني بود كه علي رغم مشكلات و تنگناهاي موجود در جامعه نوپاي اسلام، به حقّانيت پيامبر(ص) و آيين او ايمان آورده بودند. تعداد انگشت شماري نيز با استفاده از موقعيت اجتماعي، سياسي و ديگر توانايي‏هاي خود، بيش‏تر به اين امر مي‏پرداختند كه از جمله آن‏ها حضرت زهرا(س) بود.

رسول خدا(ص) از هنگامي كه به رسالت مبعوث شدند، تا زماني كه به مدينه هجرت كردند در مكه مورد آزار و اذيت فراوان قرار گرفتند.

بزرگان قريش و حتي عموهاي پيامبر اكرم (ص) علاوه بر تشويق و تحريك مردم و كودكان جهت آزار و اذيت به پيامبر(ص)، خود نيز به طور مستقيم از هيچ تلاشي در اين زمينه دريغ نداشتند.

گاهي بر سر آن حضرت خاك مي‏ريختند و زماني سنگ بارانش مي‏كردند. در اين دوران مرداني مانند حمزه سيدالشهدا به دفاع از پيامبر(ص) برمي خاستند، امّا تاريخ اسلام نام بانويي بزرگوار راـ كه در آن وقت 5تا8 سال بيش‏تر نداشت ـ در كنار مدافعان پيامبر(ص) ضبط و ثبت كرده است.

او علاوه بر اين كه بعد از رحلت مادر بزرگوارش حضرت خديجه(س) پرستاري پدر را بر عهده داشت، بيرون از منزل نيز هميشه مراقب پدر بود.

نقل مي‏شود كه مشركان قريش در حجر اسماعيل گرد آمده بودند و مي‏گفتند: چون محمد(ص) عبور كند، هر يك از ما به او ضربه‏اي خواهيم زد و چون فاطمه(س) اين را شنيد، پيش مادر رفت و سپس اين مطلب را به اطلاع پيامبر(ص) رساند.

آن بانوي بزرگوار در مواردي علاوه بر اطلاع و پيش‏گيري از اقدام آنان، خود مستقيماً به صحنه مي‏رفت و به حمايت و دفاع از پيامبر عزيز مي‏پرداخت.

عبداللّه بن مسعود مي‏گويد: با پیامبردر كنار كعبه بوديم، حضرت در سايه خانه خدا مشغول نماز بود، گروهي از قريش از جمله ابوجهل در گوشه‏اي از مكّه چند شتر نحر كرده بودند ، ، شكنبه آن‏ها را آوردند و بر پشت پيامبر گذاشتند،فاطمه (س) آن‏ها را از پشت پدرش برداشت.(بحارالانوار،مجلسی،ج18 ص57)

 

دفاع از حريم ولايت

 از مهمترین و بارزترین قله های زندگی بانوی بزرگ اسلام حضرت فاطمه زهرا(س )دفاع ایشان از حریم ولایت امیرمومنان علی (ع) و خطبه فدکیه آن حضرت است. که سرانجام آن حضرت در راه دفاع از ولایت مجروح شده، نوزادش محسن(ع) را سقط کرده و به شهادت رسید.

زهراي مرضيّه (س) در اثبات حق و مقابله با انحراف در رهبري امت اسلامي از هيچ كوششي فروگذار نكرد و اين امر را تكليف خود مي‏دانست. گاهي شب‏ها همراه علي(ع) به در خانه مهاجرين و انصار مي‏رفت و حمايت از ولايت و وصيّت رسول خدا(ص) را در يادها زنده مي‏كرد و آنان را به دفاع از حق همسرش در مسأله خلافت و حق خودش فرا مي‏خواند؛اگر چه چيزي جز كلام سرد و بي مهري نمي‏شنيد!

فاطمه(س )عنايت ويژه‏اي به مسأله دفاع از امامت و ولايت امام علي(ع) داشت و به عنوان يك وظيفه اجتماعي در قالب‏هاي مختلف روي آن اهتمام و جديّت مي‏ورزيد.

در قضيّه « فدك» آن چيزي كه جوهر اصلي كارها و پي‏گيري‏هاي دخت گرامي پيامبر بود، همان دفاع از حق ولايت حضرت امير مؤمنان علي(ع) بود.

پس از فتح خیبر درسال هفتم هجرت وحدود چهار سال قبل از رحلت پیامبر (ص)جبرئیل نازل شد واز جانب خداوند دستور فتح فدک را آورد.در این فرمان تصریح شده بود که این اقدام می بایست توسط شخص پیامبر (ص) وامیر المومنین (ع)انجام شود.،ومسلمانان در آن شرکت نکنند.آن دو بزرگوار ،اسلحه ی لازم را بر داشتند. واسبهای خود را آماده کردند.ودر تاریکی شب از لشکر جدا شدند.واز خیبر حرکت کردند.تا به سرزمین فدک رسیدند.وکنار قلعه ی آن آمدند.فتح یک قلعه توسط دونفر کاری استثنایی بود . ومی بایست حساب شده انجام شود.،وپشتیبانی خداوند همیشه بدرقه ی راه پیامبر(ص)بود.مسیر ماجرا را به سوی پیروزی پیش می برد.مردم فدک که پیگیر اخبار فتح خیبر بودند.وروز قبل خبر فتح آن قلعه ی عظیم را در یافته بودند.،از وحشت به قلعه پناه برده ودر های آن را محکم بسته بودند.وشبی سراسر اضطراب را می گذراندند.در چنین شرایطی که بر داخل قلعه حکمفرما بود.،پیامبر (ص)وامیر المومنین (ع)به پای قلعه رسیدند.وبه صورت عادی هیچ راهی برای نفوذ به قلعه وجود نداشت.از سویی دیگر افراد داخل قلعه نباید وجود کسی را بیرون قلعه احساس می کردند. تصمیم بر آن شد که مخفیانه از دیوار قلعه بالا بروند.وبر فراز آن با صدای بلند اذان بگویند. در این صورت اهل قلعه خود را در محاصره دیده وقلعه را فتح شده خواهند پنداشت.

یهودیان فدک از پیامبر (ص)در خواست کردند.خودشان را آزاد کند واموال را به تناسب نصف با آنان مصالحه کند. حضرت پیشنهاد را قبول کردند.وامیر المو منین (ع) را فرستادند.وبا ضمانت حفظ خونشان با آنان مصالحه کردند. وقرار بر این شد که ((هرکس از اهل فدک مسلمان شود خمس اموال اورا بگیرند وهرکس بر دین خود باقی بماند همه ی اموالش را بگیرند.))(سوره حشر آیات 6-7)

این قرار داد بین پیامبر (ص)ویهود فدک به امضاءدر آمد. وبه دست آنان داده شد.تا به عنوان همیشه تاریخ بدان عمل شود. این در مورد جان واموال شخصی آنان بود. وسر زمین فدک به عنوان ملک شخصی پیامبر (ص) در آمد.وقار شد سالیانه یکصد وبیست هزار دینار  (سکه طلا )به عنوان در آمد فدک ار سال نمایند.

بر اساس حکم صریح قران سرزمین فدک ملک شخصی پیامبر (ص)شد. زیرا این سرزمین بدون لشکر کشی مسلمانان وبدون دخالت آنان فتح شد.

خداوند در قران می فرماید:طبق این آیه ی صریح قان سرزمینهایی که بدون لشکر کشی مسلمانان فتح شود. ،حتی اگر اهل آنجا خودشان به عنوان تسلیم نزد پیامبر (ص)بیایند،این مناطق وغنایم واسرای آن ملک خاص حضرت است.،ومسلمانان هیچ حقی در آن نخواهند داشت. وحضرت به عنوان اموال شخصی  خود هرتصمیمی بخواهد می تواند در باره آنه بگیرد . (سوره حشر آیات 6و7)

لذا سرزمین فدک به صورت یکپارچه از آن پیامبر (ص)شد. که می بایست مردم فدک در آن کار می کردندودر آمد آن را به حضرت تسلیم می نمودند. وفقط اجرت در یافت می کردند.وپیامبر فدک را به حضرت فاطمه زهرا (س) بخشیدند.

حضرت فاطمه (س)در فدک نماینده ای قرار داد. وکار مندانی را تحت فرمانش سپرد. ،که پس از محاسبات لازم وپرداخت مخارج ،خالص سود سالیانه را خدمت حضرت زهرا (س)تقدیم می نمود.

در آمد فدک را سالیانه از هفتاد هزار سکه طلا تا بیست هزار سکه طلا نوشته اند.

هرساله حضرت زهرا (س)به اندازه قوت خود بر می داشت وبقیه را بین فقرا تقسیم می نمود.وتا هنگام رحلت پیامبر (ص)این شیوه ادامه داشت.و چشمان بسیاری از نیاز مندان منتظر سر رسیدن در آمد فدک بودتا از بخشش فاطمه (س)زندگی خود را سامانی بخشند.(شرح نهج البلاغه ابن الحدید ج16ص263)

ده روز پس از رحلت پیامبر (ص) ماموران ابوبکر به دستور خاص او به فدک رفتند.ونماینده زهرا (س) را از آنجا اخراج کردند.وملک او را غصب نمودند.ودر آمد آن را به طور کامل برای مخارج غاصبانه ی خود صرف کردند. وکوچکترین توجهی به سابقه ی مفضل امر الهی وعمل پیامبر (ص)در مورد فدک وسندی که تنظیم شده بود وشاهدانی که گواهی دادند.وآنچه پیامبر (ص)در حضور مردم فرموده بود نکردند .

اهمیت وعظمت غصب فدک را از آنجا می توان فهمید که در پیشگویی های غیبی که از پیامبر (ص) به دست ما رسیده در باره آن خبر داده شده است.در اینجا به سه مورد اشاره می شود:

1-    از اخباری که خداوند درشب معراج به پیامبر (ص) خبر داداین بود:

دختر تو مورد ظلم قرار می گیرد واز حق خود محروم می شود.وهمان حقی که تو برای او قرار می دهی غاصبانه از او می گیرند...واوهیچ مدافعی برای خویش پیدا نمی کند1

1-بیت الاحزان :ص98

2-پیامبر (ص) فرمود:((من هرگاه فاطمه ام را می بینم بیاد می آورم آنچه بعد از من با او رفتار خواهند کرد.گویا اورا می بینم که خواری وارد خانه اش گشته وحرمت او شکسته شده وحق اورا غصب شده وارث اورا نمی دهند...او در آن هنگام می گوید :

((پروردگارا من از زندگی سیرم واز اینان خسته شدم.مرا به پدرم ملحق  فرما.))

خداوند اورا به من ملحق می فرماید.،واو اول کسی از اهل یتیم خواهد بود که به من ملحق می شود..فاطمه نزد من می آید در حالی که محزون ومصیبت کشیده وغمگین است. حقش غصب شده وخود شهید شده است.در آن هنگام خواهم گفت :

خدیا هرکس بر او ظلم کرده لعنت کن ،وهرکس حق اورا غصب کرده عذاب فرما ،وهرکس ذلت بر او وارد کرده ذلیل کن ،وهرکس به پهلوی او زده تا فرزند سقط نموده در آتش دائمی قرار ده ،)).

ملائکه هم آمین می گویند(بیت الاحزان :ص31)

3-پیامبر(ص)فرمود((ملعون است کسی که بعد از من به دخترم فاطمه (س)ظلم کند وحق اورا غصب نماید.واورا به شهادت برساند...ای فاطمه اگر همه ی پیامبران مبعوث خداوند وهمه ی ملائکه ی مقرب الهی در باره ی مبغض تو وغاصب حق تو شفاعت کنند،هرگز خداوند آنان را از آتش بیرون نمی آورد.(بحار الانوار :ج29ص346)و(بیت الاحزان :ص98)

4-هنگام رحلت پیامبر(ص)اشک محاسن آن حضرت را تر کرد. پرسیدند:یا رسول الله ،برای چه گریه می کنید؟فرمود ((برای فرزندانم وآنچه اشرار امتم با آنان رفتار می کنند.گویا فاطمه (س) را می بینم که بعد از من به اوظلم شده واوصدا می زند :((ای پدر ،به فریادم برس .))ولی احدی از امتم به او کمک نمی کند.(بیت الاحزان :ص31) )و(بحارالانوار ج43ص151ح2)

5-پیامبر (ص)فرمود:((دخترم ،تمام بد بختی برکسی که به تو ظلم کند ،وخوشبختی عظیم برکسی  که تورا یاری کند.))(بحارالانوار :ج43ص227)

شکایت فاطمه (س)از غاصب فدک:

یکی از برگهای مصیبت بار دفتر فدک دل سوخته فاطمه (س) در این ماجرا است که با اشک خود شکایت به پدر برد.

حضرت زینب کبری (س)می فرماید :((آنگاه که ابوبکر تصمیم نهایی در باره فدک را گرفت وحضرت زهرا (س)از پاسخ مثبت آنها به کلام خود ما یوس شد.،کنار قبر پدرش پیامبر (ص) آمد وخود را روی قبر انداخت ورفتار مردم با اورا به پیشگاه آن حضرت شکایت برد.وآن قدر گریه کرد که تربت پیامبر (ص)از اشک فاطمه (س)تر شدواشعاری حاکی از مصایب وارد ه خواند.)) (بحار الانوار ج29ص108)

در ضمن روایات متواتر در کتب اهل شیعه وتسنن وجود دارد که اذیت فاطمه (س)اذیت پیامبر (ص)است.

*پیامبر (ص) فرمودند:((فاطمه پاره تن من ،نور چشمم ،میوه ی دلم وروح وروانم است. هرکس او را اذیت وآزار دهد،مرا اذیت وآزار نموده واذیت من اذیت خداست.وکسی که وی را به خشم آورد. ،مرا به خشم آورده،اذیت می کند مرا ،انچه فاطمه را اذیت کند.(مسند احمد حنبل 7ج4ص329)

*رسول خدا فرمودند فاطمه پاره تن من است.هرکس اورا به خشم آورد ،مرا به خشم آورده است.(کنز المعال ،ج12ص108ش34222)

*رسول اکرم (ص) فرمودند:فاطمه پاره تن من است.،هرکس اورا اذیت کند مرا اذیت کرده است.وکسی که مرا اذیت کند خدا را اذیت کرده (سپس ابن الحدید می گوید :این حدیث ،عصمت فاطمه را در بر دارد.)(ابن الحدید ،ج16،ص273)

*پیامبر (ص) فرمودند :فاطمه پاره تن من است.اذیت می کند مرا ،آنچه اورا بیازارد.

این احادیث  از کتا بهای اهل سنت برای نمونه نقل شده است.وبیانگر این است که خشم فاطمه (س) باعث خشم خدا وپیامبر می گردد.واساسا"رضایت وغضب الهی به رضایت وغضب فاطمه (س) بستگی دارد.

 

صدّيقه طاهره(س) حركت و هدايت انسان‏ها را بدون امام، سكون و ساكت مي‏دانست و زمامداري زيان آلود و باطل نااهلان را باعث دور ماندن مردم از مسير «صراط مستقيم» مي‏دانست. بدين جهت دفاع از مقام امامت را سرلوحه مسؤوليت‏هاي خويش قرار داده بود و با تمام توان به ارائه رهنمودهاي شايسته و مبارزه با زرمداران و زور محوران مي‏پرداخت. او كتاب فضائل علي(ع) را در پنج محور بنيادين گشود تا فردا و فرداها همگان با مطالعه گفتار گران بار وي پي به حقايق هستي برند و راه را از بي راه‏ها تشخيص دهند.

در فصل نخست، علي(ع) را در برابر خداوند عبدي مخلص معرفي مي‏كرد كه بسياري از شب‏ها از شوق عبادت و ترس فراوان بر روي خاك نخلستان مدهوش مي‏شد.

در فصل دوم، او را نسبت به رسول خدا مي‏سنجيد و مي‏فرمود: علي (ع) بهترين جانشين پيامبر(ص) و دوست بي نظير رسول خداست.

در فصل سوم، سخن از امامت و ولايت اميرمؤمنان(ع) نسبت به امت اسلامي به ميان مي‏آورد و او را امامي ربّاني و الهي معرفي مي‏كند كه فقط و فقط او لياقت رهبري امت اسلام را خواهد داشت ؛ بنابراين علي(ع) را نخستين مسلمان و دين باور مي‏دانست، از اين رو وظيفه‏اي سنگين و خطير براي خويش نسبت به امام(ع) برمي‏شمرد و آن توصيف صفات و بركات بي پايان همسرش تا واپسين لحظات زندگي بود(. مناقب ابن شهر آشوب، ج 3، ص 330.)

 

در فصل چهارم، هدايت و رهبري مولاي متقيان را چنان تأثير گذار مي‏ديد كه براي تحقق امامت و خلافت آن بزرگوار خود را آماده فداكاري نمود.( در فصل پنجم، مقام بلند شيعيان علي(ع) را بيان مي‏كند

 و با بصيرت و اعتقاد قلبي، سخن پدر را بازگو مي‏نمايد و علي (ع) وشيعيان او را اهل بهشت مي‏داند(بحار الانوار،مجلسی،ج43ص 160)

آري! زهراي مرضيه(س) مقام و موقعيت امام علي(ع) را خوب شناخته بود و از توانايي‏هاي ذاتي و خدادادي و شايستگي‏هاي ايشان نيز مطلع بود. ديدگاه‏هاي پيامبر اكرم(ص) را نسبت به امام(ع) مرتب شنيده بود و بدان ايمان و اعتقادي راسخ داشت و صلاح و مصلحت جامعه نوپاي اسلام را در رهبري و امامت حضرت علي(ع) مي‏دانست و جايگزين ديگري را با وجود ايشان براي اين مقام و منصب جايز نمي‏ديد. از اين رو براي اثبات و تحقق آن از هيچ تلاشي دريغ نكرد و تا آخرين لحظه دست از حمايت و دفاع از امام (ع) و مقام امامت برنداشت.

جناح پيروز سقيفه پس از بيعت گرفتن از برخي اصحاب به سرعت سراغ علي (ع) آمدند تا در اسرع وقت از آن بزرگوار بيعت بگيرند و سند مشروعيت حكومت خود را به امضا برسانند.

آن‏ها مي‏دانستند كه علي(ع) به خاطر حفظ اسلام و پيش‏گيري از تفرقه و اختلاف به جنگ متوسل نخواهد شد و بيعت او باب مخالفت ساير بني هاشم و حاميان اهل بيت (ع) را مسدود خواهد كرد و در نتيجه پايه خلافتشان مستحكم خواهد شد.

از اين رو آن بزرگوار را تحت فشار سختي قرار دادند و زشت‏ترين برخوردها را در نخستين روزهاي رحلت پيامبر(ص) با آن حضرت (ع) كردند و تا سرحد كشتنش پيش رفتند.

آنان درصدد بودند به هر طريق ممكن ولو به قيمت كشتن، مولاي متّقيان را به پذيرش حاكميت خود وادار كنند، امّا با مقاومت شديد حضرت زهرا(س) مواجه شدند؛مبارزه حضرت فاطمه(س) كار خلفا را بسيار دشوار ساخت، زيرا آنان مي‏دانستند اگر نسبت به دختر پيامبر(ص) جسارت كنند، پايه حكومتشان سست خواهد شد. طبق نقل مسعودي تا صديقه طاهره(س) در قيد حيات بودند، آن‏ها نتوانستند از علي(ع) بيعت بگيرند، بني هاشم نيز پس از شهادت زهراي اطهر(س) بيعت كردند.

روايات و اسناد تاريخي مربوط به مقاومت‏هاي حضرت زهرا(س) فراوان است. كوثر آفرينش با حضور فعّال خود در خط مقدم مبارزه همچون سپر محكمي از جان علي(ع) و حاميانش محافظت كرد و فضاي مناسبي را براي بني هاشم فراهم نمود تا بيعت را به تأخير بيندازند. البته شيوه حضرت فاطمه(س) براي اعلان عدم مشروعيّت كارهاي آنان تنها در مبارزه علني روزهاي نخست رحلت پيامبر(ص) خلاصه نمي‏شد.

آن حضرت (س) تا آخرين روز رحلتش همواره با قطع رابطه و ابراز ناراحتي و اندوه، افكار عمومي را متوجه مسأله سقيفه و غصب خلافت مي‏كرد و نمي‏گذاشت اين مهم به فراموشي سپرده شود. زنان مهاجرين و انصار براي عذر خواهي به عيادت آن بزرگوار آمدند، ولي حضرت فاطمه(س) نه تنها از آنان تشكر نكرد، بلكه در جواب احوال پرسي آنان فرمود:آگاه باشيد اين حكومتي كه پديد آوردند، تازه آبستن شده است، پس صبر كنيد تا ببينيد چه نتيجه‏اي به بار آورد. آن گاه از آن به جاي شير خون تازه و سم كشنده بدوشيد! اين جاست كه كساني كه به راه باطل رفته‏اند، زيان كار مي‏شوند و آيندگان عاقبت آن چه را كه گذشتگان تأسيس كردند، خواهند ديد.

از بابت دنياي خود خوش باشيد و قلباً براي فتنه هايي كه خواهد آمد، مطمئن باشيد و بشارت باد بر شما به شمشيرهاي برنده‏اي كه به دنبال آن مي‏آيد و قدرت متجاوزي كه ظلم و تعدّي را روا مي‏دارد و جمعيت شما را درو مي‏كند(همه را قتل عام مي‏كند) پس حسرت و اندوه با شما باد! و به كدامين سوي رويد؟...

در آخرين روزهاي زندگي حضرت وقتي آن دو تقاضاي ملاقات كردند، ابتدا حضرت فاطمه(س) نپذيرفت و زماني كه اميرمؤمنان از آن حضرت تقاضا كرد به احترام شوهر بزرگوارش پذيرفت، ولي چنان برخورد سردي با آن‏ها كرد كه گزارش آن ديدار به يك سند تاريخي گويا براي اثبات خشم زهراي اطهر(س)نسبت به آنان تبديل گرديد.

اعتراض به سكوت مردم

دخت گرامي رسول خدا(ص) مي‏ديد كه با خروج رهبري از محور خود چه بسا ممكن است امور مهم ديگر نيز دچار اين آفت شود و هرگونه ساكت ماندن نوعي مهر تأييد بركارهاي ناروا باشد و چه بسا حتي براي هميشه كاري قانوني جلوه داده شود و نشاني بر حقانيت مدّعيان خلافت تلقي گردد. بدين جهت آن حضرت در مواردي مخالفت خود را با اعتراض و انتقاد و شكوه به اثبات رساند.

فرازهايي از خطبه بانوي نمونه اسلام در مسجد مدينه گواهي گويا و شاهد زنده بر اين مطلب است. زهراي اطهر(س) با دلي پرخون از حوادث ناگوار پيش آمده، با زبان شكوه و اعتراض خطاب به انصار فرمودند: «يا معشر النّقيبة و اعضاد الملّة و حصنة الاسلام! ما هذه الغميزةُ في حقّي و السّنة عن ظلامتي؟؛ اي انجمن بزرگان! اي بازوان ملّت! اي حافظان اسلام! اين غفلت و سستي در مورد حق من چيست؟ و چرا در برابر دادخواهي من سهل انگاري مي‏كنيد؟

افشاي فتنه‏ها

زهراي مرضيه (س) حكومت علي(ع) را همان حكومت پيامبر(ص) و استمرار نبوت و رسالت مي‏دانست. خانه اميرالمؤمنين(ع) را مهبط وحي و شخصيت آن حضرت را شخصيتي دانا به امور دنيا و آخرت معرفي مي‏نمود و كنار زدن آن بزرگوار را خسارتي بزرگ و روشن مي‏شمرد.(10) از اقدام‏هاي روشنگرانه آن حضرت(س) افشاي ماهيت سياست ستيز با علي(ع) بود. صديقه طاهره(س) معتقد بود كساني كه علي (ع) را از صحنه بيرون كرده‏اند، از شدّت عمل او در برابر مخالفان دين و قاطعيتش در مقابل دشمنان اسلام و افزون طلبان بيم دارند؛ آنان مي‏دانند علي(ع) در اجراي عدالت ذره‏اي كوتاهي نخواهد كرد و در راه تحقق احكام الهي از مرگ نمي‏هراسد، از اين رو او را كنار زدند تا به آساني به اهداف شخصي و خواسته‏هاي نفساني اشان دست يابند، شايد آن روزها بسياري از اصحاب و تابعين و كساني كه تازه مسلمان شده بودند نمي‏توانستند باور كنند دست هايي كه علي(ع) را كنار زده‏اند از سر هواپرستي چنين ظلمي را مرتكب شده باشند، چون آن‏ها نيز ظاهراً سال‏ها در ركاب نبي اكرم(ص) شمشير زده و به اسلام گرويده بودند، به علاوه برخي از آنها جزء دانشمندان جامعه به حساب مي‏آمده‏اند، لذا كسي جرأت نمي‏كرد به آنان گمان بد برده و آنها را به بي ديني و خيانت متهم نمايد. بنابراين مردم دو گروه بودند: يك گروه از ريشه دشمني و مخالفت با علي(ع) خبر نداشتند و گروه ديگر شجاعت و شهامت بيان حقايق را نداشتند، ولي حضرت زهرا(س) با كمال شجاعت ماهيت كينه توزانه آنان را افشا كرد و ريشه‏هاي فاسد دشمني با مولاي متقيان علي(ع) را برملا ساخت. (ماهنا مه مبلغان،شماره 31ص34-35)

دوست شناسي

آشنايي با عيار محبت و دوستي از سوي حضرت فاطمه(س) زمينه ساز نوسازي باورها و پاك سازي دل و ديده‏هاي مي‏گردد.

در سيره آن حضرت سه ويژگي بنيادين در «محبوبيّت» مي‏يابيم: نخست ارتباط خالصانه با آفريدگار، سپس نگرش عاشقانه به رسول خدا و سرانجام رسيدگي به خلق خدا.

به ديگر سخن «خوديّت» و «منيّت» و خودخواهي‏هاي انحصار گرانه از رواق انديشه و عشق دختر گرامي پيامبر(ص) دور بوده و آن حضرت راهي روشن از نور صفا و صداقت و اخلاص پيش روي خويش قرار داده بود.

معيارهاي راستيني كه در دوستي‏هاي انسيّه حورا(س) به چشم مي‏خورد، موجب گرديد كه روزي از برخي دوستي‏ها بي زاري جويد و با صراحت و شفّافيّت تمام لب به سخن گشوده و فرمود:

« انّي لا احبُّ الدّنيا؛(علامه امینی،الغدیر،ج2ص318) من دنياي دنياپرستان را دوست ندارم.»

بانويي كه زندگي امروز را فنا و زندگي فردا را بقا مي‏ديد، به خوبي از پايداري و پويايي جلوه‏هاي مختلف آگاهي داشت و اين نگرش خويش را براي همگان بيان فرمود تا درس‏آموزان و عبرت پذيران بهره‏اي نصيب خود سازند.

ويژگي‏هاي شايسته زهراي بتول(س) در گفتار و رفتار موجب گرديد كه رسول اكرم(ص) به عنوان برترين انسان هستي معيار دوستي با خويش رااين گونه بيان فرمايد: « من احبّ فاطمة ابنتي فقد احبّني ؛(بحار الانوار ،ج 28 ،ص303) هر كس فاطمه (س)، دختر مرا دوست داشته باشد، مرا دوست داشته است.» و در صحنه‏هاي مختلف، دست، سينه،و سر دختر دلبند خود را مي‏بوسيد تا پيروان رسالت و امامت لحظه‏اي از پيروي فاطمه (س) كوتاهي نكنند و به خوبي آگاه باشند كه اعمال، احساس و انديشه زهراي عزيز مورد قبول پيامبر(ص) خواهد بود. ارزش دوستي اهل بيت(ع) صحيفه‏اي ديگر از كتاب بينش فاطمي است كه به گونه‏اي گويا و پويا براي امروز و هر روز ما به ويژه نسل جديد بيان شده است.

 

دشمن شناسي

شناخت دشمن و آگاهي از معيارهاي دشمني، انديشه‏اي روشن در فراز و فرودهاي زندگي فردي و اجتماعي به انسان مي‏بخشد.

صديقه كبري(ص) با سخن آسماني خود نخستين معيار دشمن‏شناسي را دشمني و مخالفت با اهل بيت رسول خدا(ص) معرفي مي‏كند و با صراحت بسيار مي‏فرمايد: «هر كس با ما دشمني كند، با خدا ستيز نموده است و آن كسي كه با ما مخالفت كند، با پروردگار رو در رو شده است و مخالف ما عذاب دردناك و مجازات شديد الهي در دنيا و آخرت بر او واجب مي‏گردد.»(نوری ،میرزا حسین ،مستدرک الوسایل ج7ص291)

هرگاه در آيينه سخن و سيره آن حضرت بنگريم به خوبي در مي‏يابيم كه ستايش دوستان و نكوهش دشمنان خط پاياني نخواهد داشت. زهراي عزيز با ارائه تدبيري خردمندانه، عرصه ستم ستيزي و ميدان مبارزه با دشمن را فراتر از زمان و مكان گسترش داده بود تا نماي افراد از ارزش دوستي‏هاي الهي و زشتي دشمني‏هاي شيطاني تا روز رستاخيز آگاهي يابند؛ از اين رو در وصيتش به امير مؤمنان(ع) فرمود: « اوصيك ان لايشهد احدٌ جنازتي من هؤلاء الذّين ظلموني و اخذوا حقّي فانّهم عدوّي و عدوّ رسول اللّه و لا تترك ان يصلّي عليّ احد منهم و لا من اتباعهم و ادفنّي في اللّيل اذا هدئت العيون و نامت الابصار؛(دشتی ،محمد،فرهنگ سخنان فاطمه (س)،ص330) تو را وصيت مي‏كنم هيچ يك از آنان كه به من ظلم كردند و حق مرا غصب نمودند، نبايد در تشييع جنازه من شركت كنند، زيرا آن‏ها دشمن من و دشمن رسول خدا (ص) هستند و اجازه مده فردي از آنها و پيروانشان بر من نماز بخوانند و مرا شب دفن كن، آن هنگام كه چشم‏ها آرام گرفته و ديده‏ها به خواب فرو رفته باشند.»

اين وصيت ضربه سهمگيني بر پيكر دشمنان ولايت وارد ساخت؛ ضربه‏اي كه تا قيام قيامت استمرار خواهد داشت و سندي زنده و ماندگار بر محكوميت حكومت خلفا و غير عادلانه بودن آن از منظر زهراي مرضيه(س) به شمار مي‏آيد.

نتیجه گیری:

 

حضرت زهرا (س)با ارائه تدبیری خردمندانه، عرصه ستم ستیزی و میدان مبارزه با دشمن را فراتر از زمان و مکان گسترش داده بود تا نمای افراد از ارزش دوستی های الهی و زشتی دشمنی های شیطانی تا روز رستاخیز آگاهی یابند؛ از این رو در وصیتش به امیر مؤمنان(ع) فرمود:(( اوصیک ان لایشهد احدٌ جنازتی من هؤلاء الذّین ظلمونی و اخذوا حقّی فانّهم عدوّی و عدوّ رسول اللّه و لا تترک ان یصلّی علیّ احد منهم و لا من اتباعهم و ادفنّی فی اللّیل اذا هدئت العیون و نامت الابصارتو را وصیت می کنم هیچ یک از آنان که به من ظلم کردند و حق مرا غصب نمودند، نباید در تشییع جنازه من شرکت کنند، زیرا آن ها دشمن من و دشمن رسول خدا (ص) هستند و اجازه مده فردی از آنها و پیروانشان بر من نماز بخوانند و مرا شب دفن کن، آن هنگام که چشم ها آرام گرفته و دیده ها به خواب فرو رفته باشند.

این وصیت ضربه سهمگینی بر پیکر دشمنان ولایت وارد ساخت؛ ضربه ای که تا قیام قیامت استمرار خواهد داشت و سندی زنده و ماندگار بر محکومیت حکومت خلفا و غیر عادلانه بودن آن از منظر زهرای مرضیه(س) به شمار می آید.

زنان ایرانی با شناخت فاطمه زهرا علیهاالسلام و مبارزات او، توانستند با حفظ کرامت، عزّت نفس و عصمت و تقوا، برای دفاع از آرمان های خمینی کبیر رحمه الله و انقلاب اسلامی و تشکیل حکومت اسلامی شجاعانه وارد صحنه شوند و با مجاهدت ها و ایثارهای خود، انقلاب عظیم اسلامی ایران را به پیروزی برسانند

این حضور قوی نشان داد اگر زن ایرانی و مسلمان با شناخت وسیع و آگاهی از اسلام ناب محمّدی صلی الله علیه و آله به دور از انحرافات و خرافات و پیرایه هایی که اسلام را پوشانده اند رشد یابد، به راحتی می تواند رفتارها و نگرش فرهنگی خود را اصلاح کند و با این نگرش، چنان حضوری قوی در صحنه های گوناگون سیاسی و اجتماعی خواهد داشت که هیچ هماوردی برای او وجود نخواهد داشت.

 

منابع:

*سوره حشر آیات 6-7

*كوثر – آيه 1 « انا اعطيناك الكوثر»

*تاريخ اسلام

* احتجاج طبرسي، ج 1، ص269

*انصاری ،عذرا، (1372)جلوه های رفتاری حضرت زهرا (س)مجله پیام زن 1،قم دفتر نشر تیلیغات اسلامی ، جلد اول

ابن قتيبه، دينوري، امامه وسیاست ج 1، ص31

*ابن آشوب ج1

الغدير، علامه اميني، ج 2، ص 318

*امام خمینی ،(1363)در جستجوی راه از کلام امام رحمه الله ،تهران نشر امیر کبیر

*امالي صدوق مجلس 41 حديث 7 – شراف النبي (ص) 436 در نصب پرده بر اتاق و دستبند حضرت زهرا (س)
*طبري ج 6 ص 932
* تاريخ تحليلي اسلام ص 138
*روضه الوعظين جلد 1 ص 151

*دشتی ،محمد ،(1369)فرهنگ سخنان فاطمه ،قم ،انتشارات تبلیغات اسلامی ،ص330
*طبري ج 6 ص 932
*تاريخ تحليلي اسلام ص 138

*مناقب خوارزمي، ص67

*مجلسی،محمد باقر ، (1354)بحارالانوار ،ترجمه محمد جواد نجفی ،تهران اسلامیه ج 43و18و28

*موسوی خمینی ،روح الله ،(1366)،صفینحه نور ،تهران ،وزارت فرهنگ و ار شاد اسلا می ،جلد 5ص283

*مروج الذهب، علي بن حسين مسعودي، ج 2، ص 308.

*منتهي الامال – جلد 1 ص97

*ماهنامه مبلغان، شماره 31، ص 35ـ34

نوری، میرزامحمد حسین،مستدرک الوسایل،جلد 7ص291

وسایر منابع درج شده در ار جاعات متنی

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد