امروز جمعه, 31 فروردين 1397 - Fri 04 20 2018

https://telegram.me/emamemobin

منو

تفسیر و علوم قرآنی

نقد سبک زندگي غربی بر پایه‌های آموزه های نظری و عملی فاطمی(سلام الله علیها)

نویسنده :مهدی مزینان

چکیده:

اصطلاح «سبک زندگی» چند سالی است که در حوزه‌های آموزشی و پژوهشی و حتی مراجع عمومی کشور، بسیار مورد استفاده قرار می‌گیرد. هم‌زمان، این اصطلاح، بیشتر در مقام نظری، با ریشه، خاستگاه و ماهیتی غربی، مورد کنکاش و بررسی قرار می‌گیرد.

پرسش بررسی حاضر این است که آیا کاربرد نظری و عملی اصطلاح سبک زندگی در یک جامعه‌ی اسلامی که معیار و میزان حرکت خود را سیره‌ی معصومین صلوات‌الله‌علیهم اجمعین قرار داده هم‌سازی و امکان دارد؟

برای پاسخ‌گویی به پرسش حاضر  با رویکردی اسنادی ـ تحلیلی، تلاش شده ماهیت سبک زندگی در معنای غربی آن دریافت شده سپس، گذری به نمونه‌ای از سبک‌های زندگی دینی و مشخصا سیره‌ی حضرت زهراء سلام‌الله‌علیها صورت گرفته و نسبت این دو مورد ارزیابی قرار گیرد.

نتیجه‌ی بررسی نشان می‌دهد سبک زندگی و حتی کاربرد آن در حوزه‌ی جامعه‌ی اسلامی، منع معرفت‌شناختی داشته و در جامعه‌ی اسلامی نمی‌توان از چیزی به نام «سبک» که مهمترین مولفه‌اش تمایز است سخن گفت.

 

کلیدواژگان: سبک زندگی، سیره‌ی فاطمی، جامعه‌ی اسلامی


مقدمه

«یکی از ابعاد پیشرفت با مفهوم اسلامی عبارت است از سبک زندگی کردن، رفتار اجتماعی، شیوه‌ی زیستن - اینها عبارةٌ اخرای یکدیگر است - این یک بُعد مهم است؛ ... ما اگر از منظر معنویت نگاه کنیم - که هدف انسان، رستگاری و فلاح و نجاح است - باید به سبک زندگی اهمیت دهیم؛ اگر به معنویت و رستگاری معنوی اعتقادی هم نداشته باشیم، برای زندگی راحت، زندگی برخوردار از امنیت روانی و اخلاقی، باز پرداختن به سبک زندگی مهم است. بنابراین مسئله، مسئله‌ی اساسی و مهمی است. بحث کنیم درباره‌ی اینکه در زمینه‌ی سبک زندگی چه باید گفت، چه می‌توان گفت. عرض کردیم؛ این سرآغاز و سرفصل یک بحث است.»

 بیانات مقام معظم رهبری(مدظله‌العالی)

در دیدار جوانان استان خراسان شمالی

در مصلی امام خمینی بجنورد

23/07/1391

گزاره‌های یادشده‌ی بالا، آغازگاهِ زمامی و مکانیِ بررسی‌ها، اظهارنظرها، کارهای کارشناسی و پژوهشی گسترده‌ای در مراکز و کانون‌های {تحقیقاتی و آموزشیِ} نخبگانیِ کشور شد به‌‌گونه‌ای که حجم ادبیات مربوط به این موضوع را یکباره، چندبرابر و توجهات مسئولان و برنامه‌ریزان را به این حوزه، بی‌اندازه، گسترده و دامنه‌دار ساخت. اما به نظر می‌رسد بازهم، بسیاری، همانند گذشته، بی‌توجه به داشته‌ها و انباشته‌های سرشار و پرباری که در گنجینه‌های نظری و عملیِ بجای مانده از پیشینیان و پیشوایان در دست است شتاب‌زده، منطوق صریح و روشن کلام مقام معظم رهبری(مدظله‌العالی) را رها نموده، مشترکی لفظی را دستاویزِ دستگیری از تولیداتِ فکریِ قابل بحثِ بیگانه کرده، بی‌توجه به امکان‌سنجی‌های معرفتی و هستی‌شناختی، برگردانی از دیدگاه‌ها و نگاه‌های باخترنشینان را به این جریان مبارک، سرازیر نمودند.   

گرچه در متن سخنرانی معظم‌له، اصطلاح «سبک زندگی» بکار رفته اما این اصطلاح در محتوا، با آنچه در ادبیات غرب به Life Style نامبردار شده، بسیار متفاوت و از این نگاه، دومین، کاملا مورد انتقاد و محل ایراد است[1]. ادعای یادشده را دست‌کم از دو مسیر می‌توان تایید و اثبات نمود:

- نگاهی به منطوق و نیز سیاق سخنان و بیانات مقام معظم رهبری(مدظله‌العالی)؛

- بررسی پیشینه‌ی دینی محورهای مباحثی که ایشان در سخنرانی یادشده، مطرح و گذرا، بدانها اشاره نمودند؛[2]

مسیر دومین از جهت پُرباریِ ذخایر نظری و عملی مربوط به آن و ناتوانیِ خامه‌ی حاضر در بهره‌گیری از این گنجینه‌ها، دشوار و محل اعتذار و در عین حال، به دلایلی، بایسته و گریزناپذیر است چه، امید می‌رود چنین جسارت‌هایی، دریچه‌ای بر بحث‌های نظری و عملی گسترده‌تر و جدی‌تر گشاید، باشد که ثقلین مهجور، اندکی هرچند به قامتِ خشتی، معمور گردند.

بر این پایه، داعیه‌ی نوشتار حاضر این است که:

«سبک زندگی به مفهوم غربی آن در هر دو بُعد نظری و عملی، بر پایه‌ی مبانی دینی و در جامعه‌ی دینی، امتناع معرفت‌شناختی و هستی‌شناختی داشته و محل نقد و رَدّ بلکه دفع و رفع است.»[3]

برای آزمون و ارزیابی این گزاره، داده‌های مورد نیاز در دو محور «سبک زندگی در مفهوم غربی» و «سبک زندگی در سپهر دینی(اسلامی)» با روش اسنادی و کتابخانه‌ای، گردآوری و با روش «تطبیقی ـ تحلیلی»، بررسی می‌شوند تا با دریافت همانندی‌ها و ناهمانندی‌ها، تناسب و نسبت آنها از بین نسبت‌های چهارگانه‌ی منطقی یعنی تساوی، عموم و خصوص مطلق، من‌وجه و تباین، مشخص و مراتب تایید یا رد داعیه‌ی یادشده‌ی بالا که در چارچوب‌های تحقیقی و پژوهشی، فرضیه نامیده می‌شود مشخص گردد.

هدف از این بررسی، نه تفلسف و سیر در نظریات و سپهرهای اندیشگانی بی‌انجام که افزون بر نقد «سبک زندگی، در مفهوم غربی آن به عنوان هدف اصلی، تلاش برای استدلال و در صورت توفیق از جانب خداوند متعال(جل جلاله)، کمک به و زمینه‌سازی برای اصلاح مسیری است که هزینه‌های زمانی، انسانی و مالیِ درخورِ توجهی را به خود اختصاص داده است. اگر این کمک در حد نه طرح یک مساله که طرح یک سوال باشد خامه‌ی حاضر را قرین توفیق ساخته، مقصودی که در پی گرفته را برآورده می‌سازد.

در این مسیر، بُرشی از زندگانی یکی از پیشوایان دینی یعنی حضرت فاطمه‌ی زهراء سلام‌الله‌علیها به عنوان اصل و شاخص در معرفی سبک زندگی اسلامی و مبنایی برای نقد سبک زندگی غربی برگزیده می‌شود. این بُرش از جهت ملاحظه‌ی توان و چارچوبی که برای نگارش بحث برگزیده شده، رعایت توان فکری و علمی نگارنده و نیز حرکت و باقی‌ماندن بر محوری که برای بررسی انتخاب و ابلاغ شده است زده می‌شود. افزون براین، مفروضاتی در این انتخاب، نقش‌آفرین هستند که «شیعگی»، بخشی از آنها را پذیرفتنی و بی‌نیاز از استدلال و استناد می‌سازد[4] از جمله:

- حضرت زهراء(سلام‌الله‌علیها)، به عنوان دختر، همسر و مادر از نگاه نقش اجتماعی و به‌عنوان بانو از نگاه نقش انسانی و به‌عنوان زن از نگاه نقش فطری و طبیعی و جنسیتی، الگویی کامل و نمونه‌ای جامع هستند؛ این کمال و جامعیت نه برای جغرافیای زمانی و مکانی خاص که برای همه‌ی زمان‌ها و مکان‌ها می‌باشد، از این رو، بهترین یا یکی از گزینه‌ها برای رجوع در حوادث واقعه هستند.

- نقشی که زنان در تعریف و نهادینه‌سازی سبک زندگی دارند برابر ظواهر و تجربه‌ی اجتماعی، بیش از مردان است از این‌رو، معیارقراردادن یک بانو برای شناخت و برساخت آنچه سبک زندگی نامیده می‌شود به واقعیت نردیک‌تر به نظر می‌رسد؛

گفتنی است: نوشتار حاضر نه منتسب به متن دینی و سیره‌ی دین‌داران راستین که منتسب به برداشت نگارنده از رفت و برگشت‌هایی است که به بخشی از متن دینی، آن‌سان که در سیره‌ی یکی از پیشوایان پیشگام، نُمودار و هویدا شده، به زمانه‌ی ما رسیده و دریافت شده صورت گرفته است. این است که در عنوان نه از ترکیب مضاف و مضاف‌الیهی[5] که از ترکیب وصفی[6] استفاده شده است.

چیستی سبک زندگی غربی:

امروزه، پرسیدن از ماهیت پدیده‌های اجتماعی در معنای عام آن، کاری بیهوده به نظر می‌رسد؛ هر پدیده، آن اندازه، تعریف و  مباحث معرفتی، گاه در پیوستاری تضادگونه یا متناقض‌نما دارد که جمع‌کردن آنها، کاری ناممکن می‌نُماید. در عین حال اگر نتوان با رویکرد فلسفی به کُنه و  ماهیت این پدیده‌ها دست یافت با بررسی تحلیلی و کالبدشکافیِ معنایی، اصطلاحی و کاربردی، می‌توان محدوده، مُقَوِّمات و مرزهای معنایی آنها را دریافت و برای ارزشیابی و نقد، مورد بهره‌برداری قرار داد. بر همین پایه، مباحثی ارایه می‌شود:

رویکرد واژه‌شناختی و مفهومی:

مفهوم «سبک زندگی» از جمله مفاهیم علوم اجتماعی و علم جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی است که اخیراً و در دهه‌ی اخیر، بسیار مورد توجه عالمان علوم اجتماعی و مدیران فرهنگی قرار گرفته است؛ این مفهوم به صورت بسیط و یکپارچه، در حوزه‌ی جامعه‌شناسی، نسبتا جدید محسوب می‌شود و دارای تاریخچه‌ای به‌لحاظ زمانی، کوتاه و به‌لحاظ ژرفنایی، پربُار است اما بدون محدودیت در چارچوب‌های لفظی و با تاکید بر معنا و مفهومی که از آن برداشت شده یا متبادر به ذهن می‌شود یعنی معنایی که هر شنونده‌ای با شنیدن این مفهوم، در ذهن خود ترسیم نموده و از آن برداشت می‌نماید می‌توان پیشینه‌ای همراه و هم‌زاد بشر برای آن در نظر گرفت. گذری واژه‌شناختی برای این مفهوم می‌تواند به اثبات داعیه‌ی یادشده کمک نماید.

 سبک زندگی، شیوه‌ی زندگی و اسلوب زندگی، از هم‌ارزش‌هایی است که برای Life style و Living Style در زبان فارسی نهاده شده(میرسارود، 1379) سبک زندگی معنایی است که از به هم‌تنیدگی و پیوند و نظام‌وارگی و شبکه‌ای‌بودن عوامل متعددی که در شیوه‌های زندگی یا اقلیم‌های زیستن انسان تأثیر می‌گذارند، به وجود آمده است.

سبک در زبان فارسی به معنی 1) فلز ذوب‌شده را درقالب ریختن. 2) طرز، روش، شیوه. 3) روشی خاص که شاعر یا نویسنده ادراک و احساس خود را بیان می‌کند، 4) طرز بیان مافی‌الضمیر آورده شده است.(معین، 1384: 827) و سبک زندگی به عادات، آداب و شیوه‌های گذران حیات تعریف شده است.(ساروخانی، 1370 : 399)

در فرهنگ جامعه‌شناسی، ذیل واژه‌ی سبک زندگی آمده است: مفهومی که کاربردها و معانی کم و بیش متفاوتی دارد. در جامعه‌شناسی بریتانیایی معمولا در بحث درباره‌ی آمبورژوازه‌شدن و سرشت رفتار طبقاتی در بریتانیا به کار می‌رود در این زمینه‌ی خاص گفته می‌شود که کارگران به شکلی فزاینده آداب و نگرش‌های طبقه‌ی متوسط را بر می‌گیرند به‌گونه‌ای که تفاوت‌های طبقاتی و اجتماعی در شرایطی که همه‌ی طبقات به تدریج الگوهای مصرف و رفتار اجتماعی مشابهی پیدا می‌کنند کم‌اهمیت‌تر می‌شوند.

اما این اصطلاح می‌تواند کاربردی بسیار وسیع‌تر نیز داشته باشد. به عنوان نمونه می‌تواند نشانه‌ی راه‌های متفاوت زندگی میان شهر و روستا باشد به‌گونه‌‌ای که (به پیروی از گئورگ زیمل و لویس ورِت) شهرنشینی به یک راه(یا سبک) زندگی تبدیل می‌شود. به علاوه ممکن است به راه‌های متفاوت زندگی که در میان گروه‌های مختلف جامعه دیده می‌شود(مانند جوانان، بیکاران یا کجروی‌ها) اشاره داشته باشد. این اصطلاح در رایج‌ترین و عام‌ترین کاربرد آن راه‌های بدیل زندگی را مفهوم‌بندی می‌کند که از طریق ارزش‌ها و شیو‌های مصرف وابسته به تمایز فزاینده در جوامع سرمایه‌داری پیشرفته آشکار می‌شوند. گاهی این برداشت مطرح می‌شود که این تفاوت‌ها(که تاحدی شبیه به مفهوم گروه‌های منزلتی نزد ماکس وبر است) جای طبقه‌ی اجتماعی – اقتصادی را به‌عنوان اصل مهم شکاف اجتماعی می‌گیرد.(مارشال، 1388، ذیل واژه)

در جای دیگر، این‌گونه درباره‌ی سبک زندگی توضیح داده شده که: 1) یکی از مقوله‌های قضاوت فرهنگی و جامعه‌شناختی یک عصر، وسیله‌ای برای نشان‌دادن تعلق فرد به یک فرهنگ یا خرده‌فرهنگ و شکل جلوه‌گری فردی است که بیان‌گر تعلق فرد به محیط اجتماعی خاص است. 2) در چارچوب تحلیل پیر بوردیو از نابرابری اجتماعی، وضعیت اجتماعی ناشی از موقعیت طبقاتی فرد سبب خوی رفتاری در او می‌شود که آن خوی رفتاری با سبک زندگی خاصی همراه است که جلوه آن را می‌توان در اعمال فرهنگی خاصی، نوع آراستن منزل، سخن‌گفتن، عادات غذایی و غیره دید. سبک وسیله‌ای برای تمایز خود از دیگران است.(راسخ، 1391: 674)

از آنچه گفته شد چند ادعا می‌توان مطرح نمود:

1)  سبک زندگی گرچه مفهومی محسوس است اما ملموس نبوده و نمی‌توان آن را به‌طور کامل و عینی مشخص نموده و مورد اشاره قرار داد.

2) این مفهوم در بحث واژه‌شناسی که معمولا دقیق‌تر و مشخص‌تر می‌باشد با این همه کشداری معنایی روبه‌روست طبیعتا در مباحث نظری باید انتظار آشفتگی بیشتری داشت چرا که آغازیدن از معنای متفاوت، مسیرهای متفاوتی ایجاد می‌نماید.

3) سبک زندگی مفهومی متناقض‌نما می‌نمایاند: در حالی که بر پیروی از الگوهای رفتاری مشابه تاکید دارد کارویژه‌ی آن را تمایزبخشی دانسته‌اند، در حالی که بر همگرایی تاکید دارد، واگرایی را تشدید می کند، در حالی‌که به ازای هر فرد می‌تواند سبک زندگی وجود داشته باشد یا قابل شناسایی و تعریف باشد برای شناخت آن، گروه‌ها به‌عنوان سطح تحلیل در نظر گرفته می‌شوند. (کتاب ماه علوم اجتماعی، 1391: 4) در حالی که به‌لحاظ زمانی، مفهومی جدید و نو تصویر می‌شود به‌لحاظ معنایی، بسیار دیرپا و ریشه‌دار است. شاید تحلیل "مایک فدرستون" از سبک زندگی در چارچوب‌ همین تناقض‌نمایی‌ها قابل تفسیر باشد. ایشان دو معنا را در خصوص سبک زندگی از همدیگر متمایز می‌کند. یکی همان معنای جامعه‌شناختی‌ای است که به معنی متمایزکردن گروه‌های منزلتی خاص است و معنای دوم یک معنای پست‌مدرن هست که عنصر اساسی در آن فردیت، خوداظهاری و خودآگاهی سبک‌مند است که در واقع افراد بدون اینکه تعلق‌شان به طبقه‌ی اجتماعی خاصی اینجا مطرح باشد بین گزینه‌های مختلف در همه‌ی زمینه‌ها(خوردن، پوشیدن و فراغت‌های مختلف) دست به انتخاب می‌زنند.(همان، 5)

4) تکلیف این اصطلاح با برخی مفاهیم دیگر روشن نیست: طبقه، خرده‌فرهنگ، قشربندی اجتماعی و سطح زندگی از دیگر مفاهیم نزدیک یا شاید هم‌سان با سبک زندگی هستند که بازشناسی و مرزبندی آنها نمی‌تواند دقیق و روشن انجام گیرد. این مفاهیم، با سبک زندگی هم‌خانه بوده و شاید برخی ابعاد یا سطوح دیگر آن را می‌نمایانند یا شاید تنها در برخی حوزه‌ها با یکدیگر، همراه شده و برخورد دارند.

5- واژه‌های بسیاری نیز در همسایگی سبک زندگی زیست می‌کنند که در تبیین فضای مفهومی آن دخالت دارند. مفاهیمی مانند: عینیت و ذهنیت، فرهنگ و جامعه، فرهنگ عینی و ذهنی، صورت(شکل) و محتوا، رفتار و معنا(نگرش، ارزش و هنجار)، اخلاق و ایدئولوژی، سنت و نوگرایی، شخصیت و هویت(فردی و جمعی)، وراثت و محیط، فردیت و عمومیت،  خلاقیت و بازتولید، تولید و مصرف، طبقه و قشر(بندی) اجتماعی، زیبایی‌شناسی(سلیقه) و نیاز، منزلت و مشروعیت(مهدوی کنی، 1386: 200)

رویکرد نظری و اصطلاحی:   

ویژگی های سبک زندگی، از نظریات ارایه شده برای آن قابل استخراج است. در اینجا نیز برخلاف عمر نسبتا کوتاهی که موضوع سبک زندگی در مقایسه با دیگر مقولات جامعه شناسی دارد ادبیات گسترده و پُرباری قابل ملاحظه است. تنها به تعاریف محدودی از صاحب‌نظران اصلی سبک زندگی اکتفاء می‌شود تا چند نکته استخراج شده و تایید خود را از این نظرات و نظریات دریافت دارد.

«زيمل» سبك زندگي را تجسم تلاش انسان براي يافتن ارزش هاي بنيادي و فرديت برتر خود مي‌داند به اعتقاد وي، فرد مي‌كوشد از طريق سبك زندگي فرهنگ عيني‌اش را به سمع ديگران برساند؛ به عبارت ديگر، انسان براي معناي موردنظر خود(فرديت و برتري)، شكل(صورت)هاي رفتاري‌اي را برمي‌گزيند. زيمل توان چنين گزينشي را سليقه و اين اشكال به هم مرتبط را سبك زندگي مي نامد. (زيمل،1990 : 314 نقل از: فرهاد مهدوی، آنلاین)

سبك زندگي روش الگومند مصرف، درك و ارزش‌گذاري محصولات فرهنگ مادي است كه استقرار معيارهاي هويتي را در چارچوب زمان و مكان ممكن مي‌سازد. سبك زندگي اساساً به معاني نمادين محصولات توجه دارد؛ يعني آنچه در وراي هويت آشكار اين محصولات نهفته است، سبك زندگي اصطلاحي است كه در فرهنگ سنتي چندان كاربردي ندارد، چون ملازم با نوعي انتخاب از ميان تعداد كثيري از امكان‌هاي موجود است اين رويكرد، راهي است كه به درك مدرن بودن سبك‌هاي زندگي و تقابل آنها با شكل‌بندي‌هاي پيشين مي‌انجامد و اين معاني نمادين، اموري توافقي هستند كه پيوسته در حال از نو ابداع شدن هستند. (گيدنز،1383 :120 نقل از: فرهاد مهدوی، آنلاین)

براي تأييد نمادين بودن محتواي سبك زندگي هم مي توان دليل آورد، صنعتي شدن موجب پيچيدگي و تمايزيافتگي حد و حصر جهان كالاها شده است كه نه تنها تعداد اشياي موجود به غايت فزوني يافته، بلكه چگونه دسترسي به آنها، عرضه، نمايش و معرفي آنها همگي تبديل به خدماتي شده‌اند كه خود شكلي از كالا محسوب مي‌شوند كه بنابراين، در بازار خريد و فروش مي‌شوند. سبك‌هاي زندگي عمدتاً در قالب چيزهاي ملموسي هستند كه آنها را به اموري نمادين بدل مي‌كنند؛ نمادهايي كه انعطاف‌پذير و داراي معاني گوناگون هستند. (چاووشيان،1381: 2)

مستند به نظریات ارایه شده در باره‌ی سبک زندگی، ویژگی‌هایی به شرح زیر برای آن برشمرده‌اند:

1)  سبک زندگي به يک نوع هويت اجتماعي ختم مي‌شود. پديدارشناسان فرهنگي تاکيد مي‌کنند که سبک زندگي براي افراد شخصيت مي‌سازد؛ يعني فرد کلاس هويتي خود را با نوع ارتباطات، نوع شغل، سبد مصرفي و ساير ظواهر انتخابي خود، معرفي مي‌کند. از سوي ديگر، فرد بر اساس سبک زندگي (يعني چيزي که مي‌خورد و مي‌پوشد، جايي که زندگي مي‌کند، ماشيني که سوار مي‌شود و کساني که حشر و نشر دارد و...) آرام آرام به رفتارهايي عادت مي‌کند و از درون شکل مي‌گيرد. اين موضوع باعث مي‌شود که نظام ارزشي خاصي نيز برايش دروني شود. تجزيه و تحليل ما هم از شخصيت و هويت ديگران تا اندازه‌اي به همين ظواهر وابسته است. (خوشنویس، 1389: 2).

2)  در پديد آمدن سبک زندگي اکثر عناصر، اختياري است. اگر فردي در يک اردوگاه کار اجباري يا در اسارت و تحت فشار بيروني، مجبور به رفتار بر اساس نوع خاصي از زيستن شود، سبک زندگي ندارد. سبک زندگي بايد "انتخاب" شود و شخص فعالانه در تعريف و چينش و معماري آن بر اساس نظام اعتقادي و ارزش‌هايش مشارکت داشته باشد.(احمدحسین شریفی،31:1391).

به میزانی که امکانات در جامعه سهل‌الوصول‌تر می‌شود، مصرف‌کردن کالاها و انجام‌دادن فعالیت‌های بیشتری در زمره امور عادی و روزمره قرار می‌گیرد و با افزایش میزان انتخاب‌گربودن افراد، توان بالقوه برای شکل‌گرفتن سبک‌های زندگی ارتقا می‌یابد.... سبک زندگی باید براساس رفتارهایی سنجیده شود که یا داشتن توان مادی در اراده کنش‌گر برای انجام‌دادن یا ندادن آن بی‌تأثیر باشد، یا میزان تأثیر آنها به حدی باشد که اکثر اعضای جامعه قادر به ادای آن باشند. بدون شک می‌توان گفت که شرط تحقق سبک زندگی، انتخاب است، و از آنجا که هیچ فرهنگی حق انتخاب را به کلی سلب نمی‌کند اما محدودیت‌هایی بر انتخاب‌ها اعمال می‌کند، پس مسائلی فراتر از فرد مطرح می‌شود.(رحمت‌آبادی و اقابخشی، 04/11/1391، آنلاین)

3) سبک زندگي قابل ايجاد و قابل تغيير است؛ زيرا نوعي انتخاب شخصي و آيين فردي است. گرچه شرايط اجتماعي ممکن است تغيير و تحول در سبک زندگي را بسيار دشوار گرداند. (اسحاقی، بی‌تا، آنلاین ).

4)  مجموعه‌ي عناصر، زماني به سبك زندگي تبديل مي‌شود كه به نصاب انسجام و همبستگي برسد. اگر فردي ملغمه‌اي از چندين نوع منطق زندگي كردن و مدل زندگي كردن را در زندگي خودش پياده كند به يقين نمي‌توان گفت اين شخص داراي سبك زندگي است. عناصر زندگي بايد همخواني و تلائم داشته باشد.نظام ارتباطيش با نظام معيشتي با نظام اعتقادي با نظام فرهنگي با نظام مصرف تناسب دارد در غير اين صورت به يك سبك منتهي نمي‌شود.(قاسمی پاکرو، آنلاین)

5)  جز در دوران کودکي که هنوز شخصيت فرد شکل نگرفته است، نمي‌توان انساني را بدون آداب يا سبک زندگي تصور کرد(شریفی، 32-31).

6)  مبتني بر ديدگاهي مصرح و خودآگاهانه يا غير مصرح (نيمه‌خودآگاه يا نيمه‌ارتكازي) در فلسفه‌ي حيات است. گاهي در ناخودآگاه است و شخص نمي‌تواند تحليل كند. اما قطعاً تحليل دارد. شخص گونه‌اي زندگي مي‌كند و نوع ديگري از زندگي را به سخره مي‌گيرد يا نقد شديد مي‌كند. در اين حالت شخص معتقد است زندگي يعني سبك زندگي برگزيده خودش.(ایسکا، آنلاین)

رویکردی عملیاتی و کاربردی:

یکی از راه هایی که می‌توان به درک بهتری از مفهوم و ماهیت «سبک زندگی» از نظر اندیشمندان مختلف دست یافت، بررسی عناصر و مولفه هایی است که ایشان برای سبک زندگی برشمرده و یا در تحقیقات خود به عنوان شاخصه بهره برده‌اند. در اینجا منظور از مولفه اموری است که مصداق عینی سبک زندگی محسوب می‌شوند. بنابراین اموری که از سوی محققان به عنوان عوامل موثر بر سبک زندگی پیشنهاد شده(مواردی مانند میزان درآمد و تحصیلات) مولفه در نظر گرفته نشده است.

گرچه سوبل که شاید مفصل‌ترین متن درباره ی تعریف سبک زندگی را نوشته معتقد است:« تقریبا هیچ توافق تجربی یا مفهومی درباره‌ی اینکه چه چیز سازنده سبک زندگی است وجود ندارد»(فاضلی،67:1382) فراتحلیل مولفه‌ها و شاخص‌های ارایه شده برای این بحث می‌تواند مشترکات و همگرایی‌ها را تا حدودی نشان دهد.

عناصری که زیمل و وبلن و وبر در آثار خود از آنها یاد کرده اند، عبارت است از: شیوه‌ی تغذیه، خودآرایی(نوع پوشاک و پیروی از مد)، نوع مسکن(دکوراسیون، معماری و اثاثیه)، نوع وسیله‌ی حمل و نقل، شیوه‌های گذران اوقات فراغت و تفریح، اطفار(رفتارهای حاکی از نجیب‌زادگی یا دست و دل بازی، کشیدن سیگار در محافل عمومی، تعداد مستخدمان و آرایش آنها). آنچنان که از تعریف آدلر از سبک زندگی معلوم است او سبک زندگی را شامل همه‌ی رفتار و افکار و احساسات فرد و حرکتش به سوی هدف می‌داند(مهدوی کنی،211:1386).

گُردُن در جمع‌بندی خود چند عامل مهم را در مطالعه سبک زندگی بر می شمرد: الگوهای مصرف، نوع لباس، نحوه‌ی صحبت، نگرش‌ها و الگوهای مربوط به نقاط تمرکز علاقمندی در فرهنگ مانند امور جنسی، عقلانیت، دین، خانواده، میهن‌پرستی، آموزش، هنرها و ورزش‌ها(گردن به نقل از مهدوی کنی،19:1963).

پارسونز در کتاب نظام اجتماعی، جنبه‌هایی از سبک زندگی را مطرح می‌کند که ناشی از فناوری مدرن است و در آن روزها سبک زندگی افراد(به خصوص خانواده‌ها) را نشان می‌داده است. مواردی مثل خودروهای خانواده، یخچال، ماشین لباسشویی و تلویزیون. او معتقد است با توجه به از بین رفتن رواج استفاده از مستخدم، دیگر از این ملاک نمی‌توان بهره برد. او همین تغییرات را در مورد استفاده از اشیای عتبقه گزارش می‌کند. چرا که مدرن بودن، دیگر عرصه را برای معیارهای سنتی تنگ کرده است(پارسونز به نقل از مهدوی کنی،515:1964).

برلسون و استینر مولفه‌های سبک زندگی را در اوقات فراغت و ذوقیات و نحوه‌ی مصرف مناسب پول می‌جویند؛ مواردی مثل رسیدگی به وضع ظاهری و لباس، آداب معاشرت، سلیقه‌ی زیباشناسی، سرگرمی‌ها و خوردنی‌ها. ون هوتن، در بازشناسی سبک زندگی، شاخص‌های زیر را معرفی می‌کند: اثاثیه، اشیاء هنری، انواع لباس‌پوشیدن، متون خواندنی، آلات موسیقی، سلیقه در غذا و مشروبات، روش پخت، نوع صحبت‌کردن در خانه، نوع گذران اوقات فراغت، بودجه‌بندی، روابط با فرزندان، ضوابط و روش های تربیت کودک، تراکم جمعیت ساکن در خانه و محل.

راجر برون می‌گوید: تفاوت در سبک زندگی در بی‌اهمیت‌ترین چیزها شکل گرفته است از عادات نوشیدنی و خوردن سالاد گرفته تا انتخاب کلمات و طرز پوشیدن و عادات نشستن، همچنین شیوه‌های تربیت کودکان(مثلا میزان سخت‌گیری به آنها در مورد شیوه‌ی دستشویی و نظافت) در رفتارهای جنسی، بهداشتی، مذهبی و سیاسی و میزان عصبی یا روانی بودن(برون به نقل از مهدوی کنی،132:1965).

برخی در بررسی سبک زندگی، مصرف فرهنگی را مورد توجه قرار داده‌اند. شاخص‌های مورد بررسی در این نوع مصرف عبارتند از: رفتن به تئاتر و سینما، گوش دادن به موسیقی، خواندن کتاب، روزنامه و مجله، دیدن تلویزیون و رسانه‌های تصویری، گوش دادن به رادیو، بازدید از موزه و شرکت‌کردن در انواع فعالیت‌های هنری. هر یک از انواع مصرف فرهنگی می‌توانند در ابعاد مختلف به عنوان شاخص به کار گرفته شوند. همچنین شدت مصرف هر محصول فرهنگی نیز می‌تواند شاخصی برای سبک زندگی باشند. (فاضلی،127:1382)

در زمینه‌ی استفاده از مصرف فرهنگی و فعالیت‌های فراغت به منزله‌ی شاخص سبک زندگی ادبیات گسترده‌ای وجود دارد. اما در مجموع به صورت جسته و گریخته فعالیت‌های دیگر عبارتند از: مدیریت بدن، الگوهای خرید، نام‌گذاری کودکان، رفتار خانوادگی و الگوی مصرف غذا.(همان، 129)

این فهرست‌، ادامه‌دار و در منبع پس‌گفته به طور جامع برشمرده شده است(مهدوی کنی، 1387: صص63-59). گذری بر شاخص‌های یادشده، تاکید بر چند نکته را بایسته می‌سازد:

1) شاخص‌های سبک زندگی، با گذشت زمان، تغییر یافته و فناوری و پیشرفت بر آنها اثرگذار است. بنابراین در کشورهایی چون ایران که دوران گذار شتابان به سوی توسعه‌ی پایدار را تجربه می‌کنند دگرگونی و چندگونگی سبک‌های زندگی دور از انتظار نبوده بلکه متوقع است. شاید به همین‌دلیل است که تکثر، یکی از اصلی‌ترین ویژگی‌های سبک زندگی ایرانی محسوب شده است.( نوابخش در پژوهشکده تحقیقات استراتژیک، 1386، 34)

2) سبک زندگی شاخص‌های متعددی دارد. در یک طیف‌بندی می‌توان موارد زیر را به‌عنوان مقوله‌هایی که شاخص‌های سبک زندگی در آنها قابل جستجو و دسته‌بندی است قرار داد:

-         نحوه ی اندیشیدن در مسایل مختلف

-         نوع رفتارها در حالت‌های متفاوت

-         عادت‌‌های غذایی در طول شبانه‌روز

-        تنوع تفریحات و سرگرمی ها

-        سیستم معاشرت با خانواده، اقوام، دوستان، همکاران و همسایگان

-        صداهایی که به شنیدن آنها علاقمندیم

-        کتاب‌هایی که از مطالعه شان لذت می بریم

-        غذاهایی که به خوردنشان تمایل نشان می دهیم

-        نیازهایی که به خرید کالاهای مختلف احساس می‌کنیم

-        نکات ریزی که در هنگام «خرید» مراعات می‌کنیم

-        شیوه‌ی ارتباط‌های چهارگانه انسان با خویشتن، خداوند، همنوعان، طبیعت، و…

تعدد شاخص‌ها از این جهت که قدرت تبیین و تطبیق و انعطاف آن را بالا می‌برد خوب است اما می‌تواند چارچوب‌بندی سلیقه‌ای و منظرگرایی را در آن تشدید نماید.

3) طیف‌بندی شاخص‌ها گرچه در نگاه نخست و با توجه به تعاریف و مبانی نظری، بیشتر عینی و بیرونی نمودار می‌شود متنوع بوده پیوستاری از شاخص‌های ذهنی تا عینی را در بر می‌گیرد.

4) بسترهای فرهنگی در ساختن و شناسایی سبک زندگی موثر است. آن چه در یک جامعه، سبک زندگی در نظر گرفته می‌شود ممکن است در فرهنگی دیگر یا مطرح نباشد یا با آن شدت و جایگاه مورد نظر نباشد.

برسازندههای سبک زندگی غربی و نگاه فاطمی به آن:

بر پایه‌ی مباحث یادشده، چند مقوله‌ی اساسی و شاید حیاتی را می‌توان همچون برسازنده‌های «سبک زندگی غربی» در نظر گرفت که در نبودِ آنها، این پدیده، هویت و ماهیت خود را از دست داده و امکانِ پیدایی و هویدایی ندارد. این مقوله‌ها از نگاه سیره‌ی نظری و عملی فاطمی نیز نگریسته و نسبت آنها سنجیده شده تا امکان نتیجه‌گیری و استدلال از خلال این مباحث فراهم گردد.

گفتنی است: علاقه‌ی شیعیان و حتی غیر ایشان به دردانه‌ی عالم هستی، یگانه‌بانوی جغرافیای زمانی و مکانی، آن اندازه در طول تاریخ، فوران و زایش داشته که انبوهی از مجاهد‌ت‌های نظری و عملی برای شناخت و شناساندن حضرت ایشان را مبذول دارند تا جاییکه اکنون ما از این جهت، احساس بی‌نیازی و برای تایید داعیه‌ها، می توانیم به ارجاع، اکتفاء کنیم. با وجود آثار مفصل و گسترده‌ای همچون کتاب فاطمه زهراء(سلام الله علیها) از ولادت تا شهادت[7] یا کتاب انتقادی همراه با نثر شیوا و شیرین زندگانی فاطمه زهراء سلام‌الله‌علیها[8] و نیز بخش‌های گسترده‌ای از کتاب شریف بحارالانوار و فرهنگ شفاهی جاری در زندگی شیعی که ایامی چون فاطمیه و دیگر آیین‌های سوگواری مذهبی و مناسب‌هایی چون روز زن، گاه و بی‌گاه و هرگاه، گریزی کوتاه یا بلند به سیره‌‌ی حضرت (سلام‌الله‌علیها) زده می‌شود

پرداختن به روایت زندگانی ایشان، در این مجال، چندان وجهی نمی‌یابد از این رو تنها در حد اشارت و برای تایید دریافت، گذری به آنها می‌شود.[9]

با این توضیحات و با نگاه به مباحث نظری پیشین، برخی مقوله‌های اساسی «سبک زندگی غربی» را می‌توان به این شرح برشمرد:

1- تمایز و تفاوت: هدف در سبک زندگی غربی، «تمایز و تفاوت» است. انسان‌ها می‌کوشند با بهره‌مندی از مواهب طبیعی یا برساخته‌های بشری، خود را جدا از دیگران و متمایز از آنها معرفی کنند. همانندبودن با دیگران و در مرتبه‌ی بالاتر، پایین تربودن از آنان در وجوه و شاخص‌هایی که از نظر ایشان، معیارهای زیست انسانی و بلکه انسان‌بودن است یعنی ملاک‌ها و مناط‌های دنیوی، نه تنها ارزشی شمرده نمی‌شود که اصولا جایگاهی در رویکردها، جهان بینی و نظام ارزشی آنان ندارد.

در برابر، در سیره‌ی فاطمی، همانندی با دیگران و بلکه پایین‌تربودن از عموم ایشان در حوزه‌ی امور دنیوی و زندگی روزمره، ارزش و بلکه افتخار است. شهیدی(1389: 68) در فصلی که به عروسی حضرت(سلام‌الله‌علیها) پرداخته می‌نویسد: «اکنون فاطمه(سلام‌الله‌علیها)، آماده‌ی رفتن بخانه‌ی شوهر است. پدرش آخرین درس را بدو می‌دهد. او پیش از این درس‌هایی نظیر این درس را آموخته است. اما درس‌های اخلاقی باید پی‌در‌پی تکرار شود تا با تمرین عملی به صورت ملکه‌ی نفسانی درآید هر چند او نیازی به تمرین ندارد اما هرچه باشد انسان است و با زنان خویشاوند و همسایه در ارتباط:

- دخترم به سخنان مردم گوش مده! مبادا نگران باشی که شوهرت فقیر است! فقر برای دیگران سرشکستگی دارد! برای پیغمبر و خاندان او مایه‌ی فخر است.» همین درس‌هاست که فاطمه(سلام‌الله‌علیها) را با تمام زهدی که در زندگانی دارد و جُهدی که برای پاسداشت این مقام ارزنده مبذول می‌دارد(همو: 84) در جزئی‌ترین امور، حساس و از هر آنچه مایه‌ی تمایز و در پس آن، دست‌مایه‌ی برتری بر دیگران می‌تواند قرار گرفته یا حتی تصور شود، برکنار و پرهیزگار نگه می‌دارد.«روزی پیغمبر به خانه‌ی او می‌رود. گردن‌بندی را که علی از سهم خود(فَیء) خریده بود در گردن او می‌بیند. می‌گید: دخترم فریفته شدی که مردم می‌گویند دختر محمد هستی! و لباس جباران بپوشی. فاطمه گردن بند را فروخت و با بهای آن بنده‌ای را آزاد کرد.»(بحار، جلد 43: 27) این داستان و نمونه‌های دیگری از این دست نه در مکه و دوران شعب ابی‌طالب که در مدینه و آغاز قدرت سیاسی و رشد اقتصادی مسلمانان روی می‌دهد و همین محیط اجتماعی است که ارزش چنان اقدامی را چندچندان و فراانسانی می‌کند.

2- هویت‌یابی: تمایزی که از خلال سبک زندگی در غرب جُسته می‌شود از جهتی موضوعیت دارد چرا که محدوده‌ی زندگی، محدود به زندگی دنیوی و پهنه‌ی زمانی آن، محصور در ایام زندگانی است؛ پس فرصت عمر، نه مسیری برای طی‌کردن که سپهری برای بهره‌بردن و ارضای بُعد حیوانی انسان است، این است که تا جای ممکن، علایق مادی و شهوانی انسان، بایستی تامین و مرتفع گردد[10] بنابراین، متمایز‌شدن و متمایززیستن، همچون نمادگاه بُعد حیوانی انسان، عمل می‌کند؛ از جهتی نیز این تمایز، طریقیت دارد و ابزاری است برای تعریف «خود». به تعبیر دیگر، انسان غربی در آیینه‌ی سبک زندگی، خود را در تفاوتی که بین خود ودیگران ایجاد می‌کند، تعریف و بازیابی و بازخوانی می‌کند.

در برابر، سیره‌ی فاطمی، «هویت‌بخش» است. او(سلام‌الله‌علیها)، چنان زیست که نه تنها به حیات تشریعی که به حیات تکوینی، هویت و بلکه ماهیت بخشید: «فاطمه (سلام‌الله‌علیها) در جهان آفرينش و در دنياى اسلام مى‏تواند محورى به حساب آيد كه گردش بسيارى از پديده‏ها و چرخش آنها بدور او باشد. روايات بسيارى به نقل از مورخان شيعه و اهل سنت در دست است كه او را مورد عنايت خداوند در امر آفرينش خوانده‏اند و حتى متذكر شده‏اند كه اگر فاطمه (س) نبود آفرينش جهان نبود. در دنياى اسلام او محور اسلام است، محور رسالت است، محور امامت و خلافت منصوص است. وعده الطاف حق در حفظ و تداوم آئين محمدى (صلی‌الله‌علیه و آله) به وسيله او محقق شده و اسلام و قرآن به بركت حضور ذريه طيبه او از مهجوريت بدر آمده است. او محور اهل بيت(علیهم‌السلام) است و محور اصحاب كساء، تداوم‌بخش نسل پيامبر است و محور سادات. در جريان مباهله، او مصداق نساءَناست و الگوى همه نيك‌زنانى كه تا قيام قيامت بر تارك تاريخ بشريت مى‏درخشند و اسلام بوسيله آنان مى‏تواند امروز هم مباهله كند و حقانيت اين آئين را به اثبات برساند. مهدى امت كه چشم جهانى منتظر اوست از نسل فاطمه (سلام‌الله‌علیها) و فرزند اوست و جهان آشفته را فرزندش تحت سلطه اسلام در مى‏آورد و پرچم توحيد را او بر جهان مى‏افرازد. پس فاطمه (س) مادر اسلام است و مادر قرآن، ام ابيها بوده و ام الاسلام هم مى‏تواند به حساب آيد.»(قائمی، 1371: آنلاین)

3- تک‌ساحتی: سبک زندگی در خاستگاه نظری و مفهومی خود(جامعه‌شناسی غربی) با مصرف(نوع و الگوهای مختلف آن) پیوندی تنگاتنگ دارد تا جایی که در دسته‌بندی نظریات مربوط به سبک زندگی، آنها را در دو دسته قرار می‌دهند:

تعریف برمبنای سامان کلی زندگی

تعریف برمبنای الگوی مصرف

بنابراین، مصرف اگر نه همه‌ی ماهیت که بخشی اصلی و اساسی را در سبک زندگی غربی تشکیل می‌دهد. گرچه مصرف‌گرایی پدیده‌ای است که پیشینه و دیرینگی آن به آغاز بشریت و جامعه‌ی بشری بر می‌گردد و متشکل از چند گفتمان و شجره‌های هم‌پوشان در تاریخ است که به هم مرتبط بوده و به‌شکل‌های مختلف بر روی هم لایه‌بندی می‌شونددر عین حال تفاوتی که در زمانه‌ی ما پیدا کرده این است که مصرف، جزئی ناگزیر از زندگی انسان امروزی شده است. بسیاری از جامعه‌شناسان و صاحب‌نظران علوم اجتماعی بر این عقیده‌اند که مصرف و ایدئولوژی همبسته‌ی آن یعنی مصرف‌گرایی، دین جوامع قرن حاضر محسوب می‌شود و کانون خانواده، معبد و پرستشگاه مجسم دین مذکور به حساب می‌آید(باکاک، 1381 نقل از: خواجه‌سروی و طباخی ممقانی،1392: 142) گرچه مصرف کالاها و خدمات در دوران پیشین حیات بشر نیز وجود داشته است ولی در قرون جدید، مصرف صرفا محدود به رفع نیازها برای حفظ بقاء نبوده و با مقاصد و نیت‌های دیگری نیز همراه شده است. در عصر مدرن، مصرف، بخش اعظم تجارب زندگی روزمره را تشکیل می‌دهد و چیستی او را رقم می‌زند.

در برابر، اسلام در این بخش، نه مصرف بیشینه و متفاوت و شخص‌محورانه که مصرف معتدلانه، جمع‌گرایانه و اعتقادمدارانه را ترسیم، توصیه و تاکید می‌کند. اسلام سه‌الگوی مصرف را معرفی و تنها یکی را تایید می‌کند:

مصرف بخیلانه: برابر فرمایش رسول گرامی اسلام(صلی‌الله علیه و آله و سلم)، بخیل کسی است که می‌خورد و نمی‌بخشد.(آیت‌الله جوادی آملی، 626) گاهی فرد ضمن بخل‌ورزی، دیگران را نیز به بخل وامی دارد(سوره‌ی مبارکه‌ی نساء، آیه‌ی شریفه‌ی37) اسلام با رستگارخواندن کسانی که بخل را از خود دور می‌کنند(سوره‌های مبارکه‌ی حشر و تغابن، آیه‌های شریفه‌ی9 و16) و نکوهش بخل‌ورزی(سوره‌ی مبارکه‌ی آل‌عمران، آیه‌ی شریفه‌ی180) و یادآوری زیان‌های بخل مانند سلب آسایش، مبغوض‌شدن، عقب‌ماندگی و بازگشت به قهقراء، کیفر آن مانند دوری از خدا و بهشت را یادآور شده تا مومنان از آن بپرهیزند.

مصرف مسرفانه: در این حوزه دو مقوله مطرح است:

اسراف

تبذیر

هر دو مقوله در قرآن و اسلام مورد نهی و انکار و نکوهش قرار گرفته است. خداوند اهل ریخت و پاش را برادران شیطان معرفی فرموده(سوره‌ی مبارکه‌ی اسراء، آیه‌ی شریفه‌ی26 و 27) و تصریح فرموده که مسرفان را دوست نداشته (سوره‌ی مبارکه‌ی اعراف، آیه‌ی شریفه‌ی 31) و آنان را اهل آتش خوانده است. (سوره‌ی مبارکه‌ی غافر، آیه‌ی شریفه‌ی34)

مصرف معتدلانه: اسلام برای مصرف معتدلانه‌ی طبقات مختلف اجتماعی که میزان و معیار آن، تقوا و ایمان افراد است شاخص‌های متفاوتی ارایه می‌دهد برای برخی که شاید بتوان آنها را متقین نامید و اندکند شاخص در این نوع مصرف قناعت است. قناعت، به‌کم راضی‌شدن و به قسمت خویش خرسند گردیدن است و قانع به کسی می‌گویند که اگر چیزی به او بدهند راضی و خشنود می‌شود و اعتراض و ایراد و خشمی ندارد.( شریعتمداری، 1374: ج3، 768)

برای گروه‌هایی دیگر که عموم مردم هستند، الگوی مصرف معتدلانه، میانه‌روی (اعتدال) در مصرف است.  معیار اصلی در تشخیص میانه‌روی درمصرف، بلكه مهم‌ترین اصل دراصلاح الگوی مصرف، بجا مصرف‌كردن و نابجا مصرف‌نكردن است. این معیار در روایتی از پیامبراعظم (ص) بدین‌گونه بیان شده است: هر كس به ناحق (بی‌جا) بخشش كند، اسراف كرده است و هركه بحق ( بجا) خرج نكند. سخت‌گیری و خساست ورزیده است (بحارالانوار، ج 69 ص 261) بر پایه این معیار عقلی و شرعی هم بایدها و نبایدهای اصلاح الگوی مصرف را می‌توان مشخص كرد و تردیدی نیست كه همه مراتب نیاز انسان‌ها از درآمد مشروع خود، از مصادیق روشن مصرف بجا محسوب می‌گردد.

برای جُستن سیره‌ی فاطمی در این حوزه افزون بر آنچه تاکنون نقل شد و نیز این توصیف استاد شهیدی(1389: 41) که در چرایی بزرگی مقام فاطمه(سلام‌الله‌علیها) در دیگاه پیامبر(صلی‌الله‌ علیه و اله) و بزرگان عصر ایشان و دیگر زمان‌ها می نویسند:«آنچه او را شایسته ی این حرمت ساخت از خودگذشتگی، پارسایی، زهد، دانش و دیگر ملکات انسانی است که در او به حد کمال بوده است و همه مورخان شیعه و سنی این امتیازات را برای وی در کتاب‌های معتبر خویش نوشته‌اند.» به نام‌های ایشان می‌توان استناد کرد که نماینده و هویداکننده‌ی باطن و سیرت ایشان بوده است. امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرماید: ان لفاطمة تسعة اسماء عند الله عزو جل. براى فاطمه (س) در نزد خدا نه اسم است: فاطمه، الصديقه، المباركه، الزكيه، الراضيه، المرضيه، المحدثه، الزهراء و الطاهره.

در شرح و توضيح اين اسماء{تا جایی که به بحث حاضر مربوط می‌شود} گفته‏اند او:

  • طاهره است يعنى پاك و پاكيزه از نقايص و صفات ناپسند{بنابراین نمی‌تواند در حوزه‌ی مصرف، جز قانعانه، مصرف نموده باشد.}.
  • زكيه است يعنى رشد يافته و رشد يابنده در جنبه كمالات و خيرات{بنابراین قناعت که یکی از کمالات و خیرات است بایستی برای ایشان ملکه شده باشد تا بدین صفت توصیف شده باشند.}.
  • راضيه است يعنى خشنود به رضاى حق و تسليم در راه او{بنابراین نمی‌توانسته افزون‌خواه باشد.}.
  • مطهره است يعنى از هر آلودگى و پليدى دور است{بنابراین نمی‌توانسته رذایل اخلاقی و شیطانی چون اسراف را داشته باشد.}.
  • معصومه يعنى محصوره از گناه {بنابراین نمی‌توانسته گناهانی چون اسراف و تبذیر را مرتکب شده باشد.}. (قائمی، 1371: آنلاین)

بنابراین ساحتی که در سبک زندگی غربی، مهمترین یا یکی از دو مقوله‌ی مهمِ برسازنده‌ی آن است در سیره‌ی فاطمی نه تنها جایی ندارد که با آن معنا و مفهوم، اصولا پذیرفتنی نیست.

4-خودمحورانه: سبک زندگی غربی، فردیت افراد را تقویت کرده و برجسته می‌سازد. افراد، چون احساس می‌کنند همانند دیگران هستند و بین آنها دیده نمی‌شوند در حالی که ظاهرا بایستی متفاوت و متمایز باشند تا دیده شوند و حتی در کانون و سرچشمه‌ای برای الگوگیری باشند به شاخص‌هایی دست می‌یازند که نهایتا با نام سبک زندگی شناخته می‌شود. این است که می‌توان ادعا کرد گاه به تعداد افراد، می‌تواند سبک زندگی وجود داشته باشد.

در برابر، نظام دینی، تنوعات و تفاوت‌ها را تا این حد برنتابیده، «جمع‌گرا» بوده و «دگرخواهی» پیروانش را تقویت و تعالی می‌بخشد؛ وقتی از «اسوه‌ی حسنه» سخن می‌گوید آشکارا سیاستی بر می‌نهد تا مردم، هر اندازه که می‌توانند توان و نیروی خود را بکار گیرند تا همانند هم باشند؛نیز، «ایثار» که تعبیر ارزشی «دگرخواهی» است تا بدانجا ارزنده و مورد تمجید است که در آخرین پیام آسمانی(سوره‌ی مبارکه‌ی حشر، آیه‌ی شریفه‌ی 9)، جلوه‌ای از آن، چنین ماندگار شده است: «وَ الَّذينَ تَبَوَّؤُا الدَّارَ وَ الْإيمانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هاجَرَ إِلَيْهِمْ وَ لا يَجِدُونَ في‏ صُدُورِهِمْ حاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَ يُؤْثِرُونَ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُون‏»[11]و آن‌گاه که این رفتار را اسوه‌های امت و پیشوایان دینی و از جمله حضرت زهراء(سلام‌الله‌علیها) ملتزم و ملازم می‌شوند بُعد ارزشی و وسعت معنوی غیرقابل وصفی می‌یابد که در سوره‌ای جداگانه، توصیف و ترسیم و تصویرپردازی می‌شود[12].

5- توصل: در اصول فقه واجبات را از جهت نقش نیت به دو گونه‌ی تعبدی و توصلی تقسیم می کنند که در نخستین، نیت برای صحت آن شرط است و در دومین خیر.

مقدم بر این بحث لازم است به یک تفاوت ماهوی و حیاتی در جهان‌بینی اسلامی و غیراسلامی اشاره کرد. کمال انسان و مقصد عالی حیات در جهان‌بینی اسلامی، قرب به خدا است، خدای متعال کمال مطلق است و قرب به کمال مطلق به معنی شبیه‌شدن به خدا و کامل‌تر شدن است، با توجه به اینکه غیر خدا کسی از خود چیزی ندارد و هر کمالی که آفریدگان خدا دارند، اصالتاً از خدا و متعلق به او است، انسان هرچه به خدا نزدیک‌تر شود، وابستگی بیشتری به او خواهد داشت بنابراین هر کس که به خدا وابسته‌تر و فقیرتر باشد و بیشتر بتواند خدا را بنمایاند به خدا مقرب‌تر است.

قرب به خدا تنها در سایه اطاعت، بندگی و تقوای پروردگار حاصل می‌شود؛ عبودیت و تقوا نیز حاصل جمع ایمان و عمل صالح است، این هدف عالی، انضباط رفتاری خاصی را برای انسان مؤمن الزام می‌کند. انسان مسلمان می‌تواند هر کاری را به الگوهای مختلفی انجام دهد اما از میان همه آنها، الگویی را که بیشترین بندگی در آن وارد شده باشد و بیشترین هماهنگی را با دستیابی به قرب الهی داشته باشد در زندگی فردی و اجتماعی خود مطلوب می‌داند. اسلامی بودن آداب و توحیدی‌بودن شیوه زندگی به این معناست که سبک زندگی بسترساز «عبودیت الهی» در حیات انسانی باشد، به قول علامه طباطبایی ادب الهی، انجام عمل بر هیئت توحید است، به این ترتیب آداب اسلامی عمدتاً آداب بندگی است، یعنی جلوه‌های ظاهری عبودیت، و تصویر توحید در ظواهر انسان.

نوع نگاه ما به جهان نیز در انتخاب سبک زندگی و آداب عمل تأثیر دارد. کسی که این دنیا را جای خوش‌گذرانی و لذت‌جویی می‌بیند به گونه‌ای زندگی می‌کند و کسی که این دنیا را مزرعه آخرت و محل آزمایش می‌داند زیست دیگری برای خود رقم می‌زند.

با این گونه نگاه به هستی، روش زندگی و آداب حضور ما در این جهان متفاوت خواهد شد. با توجه به مباحث طرح‌شده، دستگاه فکری تبیین‌گر و هویت‌بخش به کردارها و بلکه تمام ابعاد وجودی انسان در جهان‌بینی دینی و غیر دینی به شرح زیر قابل ترسیم است:

 

 
   

 

در جهان‌بینی اسلامی، خدا، محور و مدار همه‌چیز در زندگی افراد قرار دارد و از همین‌جاست که تفاوت‌ها در سبک زندگی اسلامی و غیر اسلامی آغاز شده و تا جایی ادامه می‌یابد که پیدا کردن همسانی‌ها و همانندی‌ها اگرچه در ظاهر و پوسته ممکن باشد در باطن و ماهیت ناممکن است.

نگاهی به خاستگاه تکوین و تدوین آنچه سبک زندگی نامیده شده و با عنوان کلان «غرب»، مرزهای جغرافیایی و معرفتی آن مشخص می‌شود مستند به رویش‌هایی چون سکولاریسم، پلورالیسم، پسامدرنیسم و اندیشه‌های ذات‌زدا و حقیقت‌گریزی مانند اینها، نمی‌تواند فراتر از مرزهای نقطه‌چین‌شده، تصور شود ضمن اینکه مستندات بسیار دیگری در قوانین اساسی، محافل خبرگانی و سیره‌ی حکومتی آنها وجود که نشان می‌دهد همه‌ی عرصه‌های زندگی از جمله سبک زندگی آنها، در همین محدوده، تعریف و ترسیم می‌شود. براین پایه، می‌توان استدلال نمود که آنچه از نیت به عنوان عنصری تعالی‌بخش و تکامل‌دهنده در ذهن داریم و در بینش فقهی ما، واجبات تعبدی را شکل می‌دهند در سبک زندگی غربی وجود نداشته، بلکه وجود و حضور آنها، امتناع معرفتی دارد.

در برابر، شهروندان جامعه‌ی ایمانی در تمامی حرکات و سکنات خود که در پیوستاری پنج‌گویه‌ای شامل واجب، مستحب، مباح، مکروه و حرام قرار می‌گیرد غالبا باید یا برای مواردی می‌تواند «نیت قربت» و «رضای خداوند(جل جلاله)» را وارد نموده و نه در حاشیه که به عنوان بخشی و جزئی از زندگی خود، آنها را توجه نماید.

جلوه‌ای از حاکمیت این رویکرد در زندگانی حضرت(سلام‌الله) را قرآن کریم، چنین جاودانه ساخته است: «وَ يُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلىَ‏ حُبِّهِ مِسْكِينًا وَ يَتِيمًا وَ أَسِيرًا* إِنمََّا نُطْعِمُكمُ‏ْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنكمُ‏ْ جَزَاءً وَ لَا شُكُورًا»[13]. نمونه‌ی دیگر، حدیثی است که از ایشان، بدین عبارات نقل شده است: «سفره دوازده ویژگی دارد که بر هر مسلمانی لازم استع آنان را بشناسد: چهار واجب، چهار مستحب و چهار دیگر ادب است. اما چهار واجب: شناخت خدا، رضای خدا، نام خدا و شکر خداست.»(شریفی و دیگران، 1389: 477) و نمونه‌های بسیار دیگر.

 

بحث و نتیجه‌گیری

بُن‌مایه‌ی «سبک زندگی» را «تمایز» و جان‌مایه‌ی آن را «مصرف» تشکیل می‌دهد. به نظر می‌رسد اصطلاح یادشده با ویژگی های مذکور، آن‌گاه که بر متن دینی و سیره‌ی عملی، به عنوان دو شاخص و مدار در مسیر حرکت جامعه‌ی اسلامی عرضه می‌شود اساسا و در بُعد معرفت‌شناختی، دچار تعارض و امتناع می‌گردد.

نتیجه‌ی بحث حاضر، تنها مناقشه‌ای فلسفی یا معناشناختی نیست بلکه توجه‌دادن به آسیبی است که به‌نظر می‌رسد این بحث را در جامعه، گرفتار نموده و آن، سوق‌یافتن مباحث مربوط به سبک زندگی، دست‌کم در حوزه‌ی نظری به سوی فرمالیسم و تلاش برای برساختِ نمونه و همانندی از آن در جامعه‌ی اسلامی است که در نهایت می‌تواند بسیاری از محاسن و جنبه‌های پیدا و پنهان این مقوله در جهان اسلام را مغفول و نادیده بگذارد. ترجیح نگارنده، بهره‌مندی از اصطلاحی چون شیوه‌ی زیستن بجای «سبک زندگی» است که در این صورت و به استناد داده‌های بررسی حاضر، می‌توان ادعا نمود بسیاری از جنبه‌های اخلاقی و ارزشی متعالی فردی و اجتماعی، امکان ظهور و بروز پیدا می‌کنند.


 فهرست منابع

الف) کتب و مقالات

قرآن کریم

بحارالانوار

پژوهشکده تحقیقات استراتژیک(گروه پژوهش‌های فرهنگی واجتماعی)(1386)، پژوهشنامه سبک زندگی، زیر نظر دکتر سیدرضا صالحی امیری، شماره 11.

{آیت‌الله}جوادی آملی، عبداله(1391)، مفاتیح‌الحیاه، تحقیق و تنظیم: حجج اسلام محمدحسین فلاح‌زاده، یدالله مقدسی، سیدکمال‌الدین عمادی، محمود لطیفی و جعفر آریانی، قم: اسراء.

چاوشیان، حسن(1381)، سبک زندگی و هویت اجتماعی :مصرف و انتخاب های ذوقی به عنوان تمایز و تشابه اجتماعی در دوره مدرنیته متاخر، رساله دکترا، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران.

خواجه‌سروی، غلامرضا و طباخی ممقانی، جواد، جهانی­شدن سبک زندگی و تقاضای دگرگونی سیاسی(1392)، فصلنامه مطالعات راهبردی، مقاله 6، دوره 4، شماره 10، صفحه 131-160

راسخ، کرامت‌اله(1391)، فرهنگ جامعه‌شناسی و علوم انسانی، جهرم: دانشگاه آزاد اسلامی.

ساروخانی، باقر(1370)، درآمدی بر دائره‌المعارف علوم اجتماعی، تهران، کیهان.

شریعتمداری، جعفر(1381)، شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه، مشهد: بنیاد پژوهش‌های اسلامی.

شهیدی، سیدجعفر(1379)، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

فاضلی، محمد، مصرف و سبک زندگی(1382)، چاپ اول، تهران: نشر صبح صادق.

کاویانی، محمد، سبک زندگی اسلامی و ابزار سنجش آن(1391)، قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.

مارشال، گوردن(1388)، فرهنگ جامعه‌شناسی، برگردان از حمیرا مشیرزاده، تهران: میزان.

معین، محمد(1384)، فرهنگ دوجلدی معین، تهران: آدنا: کتاب راه نو.

مویدی، علی(1386)، فرهنگ جامع سخنان حضرت فاطمه(سلام‌الله‌علیها)، تهران: سازمان تبلیغات اسلامی.

مهدوی کنی، محمدسعید، مفهوم سبک زندگی و گستره آن در علوم اجتماعی(1386)، فصلنامه تحقیقات فرهنگی، سال اول، شماره 1، صص230-199.

مهدوی کنی، محمدسعید(1387)، دین و سبک زندگی، تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق(ع).

میرسارود، طاهره(1379)، فرهنگ جامع جامعه‌شناسی{ویراستار: باقر ساروخانی}، تهران: سروش.

ب) منابع آنلاین:

ايسكا (پايگاه اطلاع رساني پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي), آنلاین:

http://www.isca.ac.ir/portal/Home/ShowPage.aspx?Object=RelatedTopics&CategoryID=5976020a-1a01-465d-be38-c5b36cfdd506&WebPartID=08c9e00c-0f76-499d-9c18-beb0c6e0b5ec&ID=acd57eef-bd4e-488c-b279-917f532d9811

اسحاقی، سیدعبدالباقی، سبك زندگي و تحقق لوازم آن براي موفقيت جوانان :‏۱ــ تعریف سبک زندگی، بی‌تا، آنلاین:

http://guilanian.ir/%E2%80%8F1%D9%80%D9%80-%D8%AA%D8%B9%D8%B1%D9%8A%D

9%81-%D8%B3%D8%A8%D9%83-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%D9%8A%E2%80%8F/

خوشنویس، ناهید، رسانه و سبک زندگی، ماهنامه علمی تخصصی انجمن روابط عمومی ایران، شماره 73، مهر 1389، آنلاین.

داوری اردکانی، رضا، عالمي ديگرآدمي ديگر: یادداشت دکتر داوری اردکانی درباره سبک زندگی، 10/04/1392، آنلاین:

http://ejtemaee.ir/1392/04/30298.html

شریفی، محمود، کسب و کار از دیدگاه معصومان، بی‌تا، آنلاین:

www.masoumeh.com

سبك زندگی، 24/07/1391، آنلاین:

/KHAMENEI_Ir

قاسمی  پاکرو، مصطفی، اصطلاح و مفهوم سبک زندگی، بی‌تا، آنلاین:

http://tebyannews.com/article/%D8%A7%D8%B5%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%AD+%D9%88+%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85+%D8%B3%D8%A8%DA%A9+%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C/1680495.html

مهدوی، فرهاد، گونه شناسی و سبک زندگی، آنلاین:

 http://siasi.porsemani.ir/content

 



[1] - بلکه اصل طرح بحث «سبک زندگی» از جانب مقام معظم رهبری (مدظله‌العالی) را می‌توان نقد و انتقادی به مفهوم «سبک زندگی غربی» دانست.

[2] - مفروض این گزاره، اتکای بیانات معظم‌له بر مبانی و آموزه‌های دینی می‌باشد. قرینه‌ها و اماراتی که پذیرش این مفروض را ناگزیر می‌سازد عبارتند از: فقیه‌بودن ایشان و عرفی که در بین فقهای شیعه، هیشه برای سیر و سلوک نظری و عملی بر پایه‌ی آموزه‌های دینی، بوده و هست؛ ولیِّ فقیه‌بودن ایشان و ضرورت التزامی که در این مقام به مبانی دینی وحود دارد؛ سیره‌ی نظری و عملی ایشان در طول زندگی سیاسیت و اجتماعی.

[3] - چنان‌چه مقام معظم رهبری نیز تصریح دارند برای سبک زندگی به معنایی که ایشان مد نظر دارند و مفهومی که در دین، بدان نزدیک است عباراتٌ أُخری‌های دیگری وجود دارد اما در نوشتار حاضر از همین اصطلاح استفاده می‌شود چرا که در چارچوب آن، زمینه برای بحث و مفاهمه آماده‌تر است. پیشتر، اصطلاح برگزیده‌ی نگارنده، تعیین می‌گردد.

[4] - اما برای غیر شیعیان، هر یک از مفرضات یادشده نیازمند استدلال‌های چندسده‌ای و بسیارسطری است که شاید باز هم با همه‌ی این تلاش‌ها، دستاورد و بهره‌ای نداشته باشد. به جهت اینکه این مجال، جای چنان مباحثی نیست به عنوان مفروضات، طرح و پذیرفته می‌شوند.

[5] - ..... آموزه‌های نظری و عملی فاطمه(سلام‌الله‌علیها)

[6] - ..... آموزه‌های نظری و عملی فاطمی

[7] -- نوشته‌ی آیت‌الله سیدمحمدکاظم قزوینی، قم: نشر مرتضی، 1380.

[8] - شهیدی، سیدجعفر؛ زندگانی فاطمه الزهراء؛ تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی؛ چ35: 1379

[9] - مفهوم این گزاره‌ها آن نیست که درباره‌ی آن حضرت(سلام‌الله‌علیها)، همه چیز گفته شده، بلکه مفهومش، کفایت اثار برای ارجاعاتی در حد این نوشتار است.

[10] - البته در سبک زندگی غربی، ایعاد متعالی‌تر فرهنگی نیز پیگیری می‌شود اما این ابعاد نیز عمدتا و بلکه غالبا در حوزه‌ی امور دنیوی و ناظر بر ابعاد حیوانی انسان و نه بُعد الهی اوست.

[11] -و براى كسانى است كه در اين سرا [سرزمين مدينه‏] و در سراى ايمان پيش از مهاجران مسكن گزيدند و كسانى را كه به سويشان هجرت كنند دوست مى‏دارند، و در دل خود نيازى به آنچه به مهاجران داده شده احساس نمى‏كنند و آنها را بر خود مقدّم مى‏دارند هر چند خودشان بسيار نيازمند باشند كسانى كه از بخل و حرص نفس خويش باز داشته شده‏اند رستگارانند!

[12] - سوره‌ی مبارکه‌ی انسان

[13]  - و غذاى خود را با علاقه (و نياز) به آن و از روى محبت خدا به فقير و يتيم و اسير انفاق مى‏كنند. * (و زبان قال و حالشان اين است كه) جز اين نيست كه ما شما را براى رضاى خدا اطعام مى‏كنيم از شما پاداش و سپاسى نمى‏خواهيم.(سوره‌ی مبارکه‌ی انسان، آیات شریفه‌ی 8 و 9 )

 

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد