امروز دوشنبه, 28 خرداد 1397 - Mon 06 18 2018

https://telegram.me/emamemobin

منو

تفسیر و علوم قرآنی

فاطمه ( س ) تربیت یافته مکتب پیامبر رحمت ( ص )

موضوع : فاطمه ( س ) تربیت یافته مکتب پیامبر رحمت ( ص )

نویسنده : مهری آقاسی

چکیده  :

حضرت زهرا ( س) از معجزات تاریخ اسلام  وافتخارات عالم وجود می باشد که در حجره ای محقر انسان هائی تربیت کرد که نورشان از خاک تا آن سوی افلاک  واز عالم ملک تا ملکوت اعلی می درخشد، خداوند موهبتی به بشر عطا کرد که بتواند حقیقت ذاتی خویش را در کمال انسانیت فعلیت بخشد، آن حضرت در تمام ابعاد انسانی، ایمانی، اخلاص ، تقوا ، شجاعت ، ایثار ، و.............اسوه

هستند ، و در نقش های فرزند، مادر ، همسر و.... ملکه ایثار و محبت می باشد، اما شان آن حضرت گذشته از اقیانوس فضائل و معنویت ، در دفاع از حریم ولایت و امامت و سخنان بلیغ و فصیح در مسجد النبی و در بستر شهادت متجلی می گردد که تاریخ بشریت همواره شاهد رویاروئی حق و باطل ، خدا پرستی و خود محوری بوده است ، موضوع این پژوهش << فاطمه ( س) تر بیت یافته مکتب پیامبر اکرم (ص) می باشد و روش تحقیق آن به شیوه کتابخانه ای و تکیه بر منابع قرآنی ، روایات  و اسناد شیعه و سنی می باشد با توجه به اینکه اختلاف منابع از تاریخ صدر اسلام تاکنون به علت تعصبات فکری و سیاسی مورخان و راویان وجود داشته است که در این نوشتار تا حد امکان به منابع معتبر دست اول استناد شده است زیرا سخنانی که از زبان مخالفان بر آید در علمی و تاریخی بودن آن تردیدی نیست و در پایان مهم ترین دستاورد این پژوهش الگو بودن حضرت زهرا نه تنها برای مسلمانان بلکه برای جهانیان در طول تاریخ بشریت می باشد.

 

واژگان کلیدی : حضرت زهرا ( س) ، شجاعت ، ایثار ، ولایت ،تعصبات 

ولادت حضرت زهرا(س)

به علت شرایط سیاسی حاکم بر جامعه عربستان قبل از اسلام وجنگهای داخلی قبایل با هم وعدم علم ودانش وتعصبات فکری مورخین، تاریخ دقیق تولد آن حضرت مشخص نیست ،امام صادق و امام باقر (ع) سال پنجم بعثت ،که پیامبر(ص) چهل ساله بودند را روایت کرده اند (نیشابوری،1406ه ق،ص159) و شیخ طوسی جمعه بیستم جمادی الآخر سال دوم بعثت را ذکر کرده است ( مجلسی،جلد 43، 1376ه ق،ص155)

اسماء و القاب حضرت فاطمه(س)

سیره نویسان و مورخین القاب متعددی را طبق روایات برای آن حضرت ذکر کرده اند بر طبق روایت امام صادق(ع) ، ایشان ،نه نام نزد خدا داشته اند،که عبارتند از:

فاطمه: بریده شده ازپلیدی ( شیخ صدوق،1379،ص64)

صدیقه: راستگو

مبارکه : صاحب برکت در علم و کمالات

طاهره : پاکیزه از هر صفت نقص

زکیه : رشد کننده در کمالات و خیرات

راضیه : راضی  به قضای الهی

مرضیه : پسندیده خدا و دوستان خدا

محدثه : ملک با او سخن می گفت

زهرا : نورانی به نور صوری و معنوی

 

 

بر طبق سخن امام حسین (ع) زهرا نامیده شدند زیرا هنگامی که در محراب عبادت می ایستاد فروغ جمالش بر اهل آسمانها می تابید مانند نور ستارگان براهل زمین(مجلسی،پیشین ،ص12)

البته هر کدام از نامهای آن حضرت دال بر فضیلتی از فضائل آن بزرگوار است، کنیه های ایشان نیز ام الحسن، ام الحسین،ام الائمه و ام ابیها می باشد

 

ازدواج حضرت زهرا(س)

 

 

بر طبق نظر مورخین شیعه وسنی کسی نبود که خواهان همسری دختر پیامبر اکرم نباشد: نخستین خواستگار او ، ابوبکر و عمرو... بودند ، رسول خدا فرمودند : من مانند شما هستم ، به شما زن میدهم و از شما زن می گیرم بجز فاطمه که خدا در آسمانها کابین او را بسته است .(همان، ص108) اما با درخواست حضرت علی (ع) فاطمه(س) سکوت کرد که نشانه رضایت او بود و پیامبر اکرم فرمودند : الله اکبر، سکوت او نشانه رضایت است.( سپهر، 1363،ص38)

به دنبال این پیوند مبارک حضرت علی به فرمان پیامبر زره خود را فروخت و وسایل زندگی ساده ای برای زهرا فراهم کرد و پیامبر اکرم فاطمه را با مهریه چهارصد مثقال نقره که علی هم به آن راضی بود به ازدواج حضرت علی( ع) در آوردند.( علامه مجلسی، پیشین،ص119)

آن حضرت دارای چهار فرزند بودند: امام حسن (ع) ، امام حسین (ع) ،زینب کبری (س) و زینب صغری که کنیه اش ام کلثوم بود که بر طبق نظر عالمان شیعه فرزند پنجم ایشان(محسن) پس از رسول خدا در جریان غصب خلافت سقط شد ( شیخ مفید، بی تا،ص356)

 

فضائل و مناقب حضرت زهرا (س)

 

تمام جلوه های ملکوتی و الهی در آن حضرت جمع بود، مانند عصمت که بر طبق شان نزول آیه 33 سوره احزاب ، خدا میخواست رجس و نا پاکی را از خاندان نبوت ببرد که برطبق نظرتمام مورخین اعم از شیعه و سنی، اهل بیت، در این آیه پنج تن آل عبا( رسول اکرم، فاطمه(س) علی (ع) وحسن وحسین ) می باشند.

رسول خدا (ص) آن حضرت را پاره تن خود میدانستند که غضب او، غضب رسول اکرم وخشنودی او شادی رسول را به همراه داشت (شیخ صدوق،1373،ص231)

آن حضرت را سرور زنان بهشت نیز نامیده اند، در صحیح بخاری آمده است ، پیامبر اکرم فرمودند: فرشته ای از آسمان بر من نازل شد وبشارت داد که فاطمه سرور زنان اهل بهشت است (بخا ری، 1407ه ق،ص151)

صفات نیکوی آن حضرت فراوان بود، عایشه میگوید:راستگوتر از فاطمه کسی را ندیدم، مگر پدرش رسول خدا ( حافظ ابو نعیم،1409ه ق،جلدسوم،ص180)

 

 بر طبق گفته ابن سعد نیزشبیه ترین فرد در گفتار و سخن به پیامبر بود ، چون به حضور پیامبر می رسید، او را مرحبا می گفت، دستهای او را می بوسید و در جای خود می نشانید. حافظ ابو نعیم،جلد دوم،ص297) که البته این محبت رسول اکرم به دخت گرامی خویش خالصانه و برای خداوند بودزیرا او مقرب و محبوب درگاه الهی بود.

زهد وعبادت زهرا (س)به حدی بود که در محراب عبادت هزاران ملک با او همنوا می شدند و او پاک و پاکیزه شد و بر زنان عالم برتری داشت.

 هیچ چیز در دنیا برای او لذت بخش تر از حضور در محراب عبادت نبود، آنقدر عبادت میکرد که پاهایش ورم میکرد و برای همه دعا میکرد بجز خود و خانواده اش، که این عبادتهای خالصانه تنها نتیجه اخلاص و زهد است ،تمام اعمال آن حضرت رنگ الهی داشت زیرا دنیا در دل او جایی نداشت و البته روح بلند تمام معصومین فراتر از عرصه تنگ دنیا بود،.

به بیان دیگر عبادت زهرا(س) مافوق بشرعادی بود زیرا مردم در عبادت پنج دسته اند

عده ای به عبادت علاقه ای ندارند.

گروهی واجبات را انجام می دهند.

 دسته ای هم فرائض و هم نوافل را انجام میدهند .

 گروه دیگرمستحبات ونوافل را بجا می آورند.

 دسته آخرپیوسته عبادت کرده و به آن عشق میورزند که زهرا (س) فراتر از این دسته بود. 

رفتارو توافق اخلاقی حضرت زهرا با شوهر خود:

زندگی روزانه در سطح عمومی بهترین شاهد بر اخلاق و سلوک مردم است با نظری به زندگی زناشوئی می توان گفت خانواده ها بر چهار دسته اند:

1- مردانی که گرفتار زنان ناسازگارند.

2- زنان نجیبی که گرفتار مردان ناسازگارند.

3- هر دو با هم ناسازگارند.

4- زن وشوهری که با هم توافق اخلاقی دارند.

اما حضرت زهرا (س) هیچگاه علی ( ع ) را به خشم نیاورد و با امر او مخالفت نکرد حتی هر گاه علی ( ع ) به چهره زهرا ( س ) نگاه می کردتمام غمهایش زایل میشد.

پیامبر اکرم ( ص ) کارها را بین علی ( ع ) و زهرا (س ) تقسیم کرد به این صورت که ، کارهای خانه را به حضرت زهرا و بیرون خانه را به علی ( ع ) واگذار میکرد

از امام باقر ( ع ) روایت شده است که حضرت فاطمه کار منزل ، مانند : خمیر کردن و نظافت را به عهده گرفت وعلی هم کارهای بیرون منزل را مانند اداره کردن از نظر اقتصادی، آوردن هیزم و مواد خوراکی و.......... ( مجلسی ، جلد 43 ،1391 ه ق ص 115)

زن و شوهر در زندگی زناشوئی باید خواسته های همدیگر را تا حد امکان رفع کنند و در انجام کارها به همدیگر کمک می کنند اما حدیث زیر نشان میدهد که حضرت زهرا هیچگاه از شوهرش تقاضا یا در خواستی نداشت.

امام باقر ( ع ) فرموده اند : با وجودی که کارها بین آندو تقسیم شده بود اما، روزی علی ( ع ) به زهرا (س ) فرمود چیزی در خانه داریم ؟ فرمود : به خدائی که به شما بزرگی بخشید چیزی در منزل نداریم تا از شما پذیرائی کنم.

علی ( ع ) فرمود چرا به من خبر ندادی زهرا (س ) فرمود پدرم رسول خدا از اینکه از شما چیزی بخواهم مرا نهی کردو فرمود اگر همسرت چیزی آورد چه خوب واگر نیاورد درخواست نکن.( همان ص 31) باز امام  معصوم ( ع ) می فرماید : که روزی امام علی ( ع ) برحضرت زهرا ( س ) با ناراحتی وارد شد زهرا علت را پرسید ، علی فرمود : پیامبر از ما پرسید زن چیست ؟ گفتیم عورت است. سپس گفت آیا میدانید زن چه زمانی به خدا نزدیکتر است ؟ ما جواب آن را ندانستیم.

زهرا (س ) فرمود برو به رسول خدا بگو ، کمترین وظیفه زن در برابر پروردگار این است که ملازم درون خانه باشد و از مجالست با مردان اجنبی بپرهیزد. علی ( ع ) بسوی پیامبر بازگشت و سخن فاطمه را به او گفت ، رسول خدا فرمود ، راست گفته فاطمه ، براستی که او پاره تن من است.

او حتی در نیکی کردن به فرزندان نیز دریغ نمی کرد ، همان طور که میدانیم روان انسان تشنه محبت است که در تمام پیوند های زندگی چیزی جایگزین آن نمی شود ، مخصوصا در دوران کودکی که هر فرزندی مشتاق عاطفه مادری است زمانی که مادر سرگرم نوازش فرزند یا خواباندن و ساکت کردن او می باشد بهترین لحظات زندگی کودک است.

حضرت زهرا نیز که نمونه بارز مادر مهربان بود هر وقت می خواست با فرزندش حسن، بازی کند او را روی دست می چرخانید و بالا و پائین می انداخت و می گفت  :  ای حسن جان مانند پدرت باش ریسمان را از گردن حق بر دار، خدای احسان کننده را پرستش کن و با افراد کینه توز دوستی مکن. اما وقتی با حسین بازی می کرد او را هم روی دست خود می چر خانید و می گفت ، تو شبیه پدر منی ، شبیه به علی نیستی

او حتی با فضه  ، خادمه خود نیزبا لطف و مهربانی برخورد میکرد این روایت نشان دهنده اوج رعایت حال زیر دستان توسط آن حضرت می باشد ، سلمان میگوید به خانه فاطمه رفتم دیدم با آسیا نگندم آرد می کند و حسنین هم در گوشه ای  از گرسنگی گریه می کنند ، گفتم ای دختر رسول خدا دستهایت زخم شده چرا این کارها را به فضه واگذار نمی کنی ، فرمود رسول خدا به من سفارش کرده که یک روز فضه کار کند و یک روز تو ، گفتم پس اجازه بده من جو را آرد کنم ، یا حسنین را ساکت کنم فرمود : من برای ساکت کردن بچه مناسب ترم ، پس جو را برایش آسیاب کردم و برای نماز به مسجد رفتم بعد از نماز ماجرا را برای علی گفتم ، او گریه کرد و رفت و متبسم برگشت ، رسول اکرم از او ماجرا را پرسید فرمود : به خانه رفتم و دیدم فاطمه به پشت خوابیده و حسنین  هم روی سینه اش بازی میکنند و آسیاب هم می گردد ، رسول خدا فرمود: مگر نمی دانی برای خدا فرشتگانی است که تا روز قیامت خدمت آل محمد (ص ) را می کنند.

روزی نیزحضرت رسول در مسجد به انتظار بلال برای اذان گفتن ماند اما او با کمی تاخیر آمد

علت را پرسید ، دیدم فاطمه مشغول آرد کردن است و فرزندش نیز گریه میکرد ، پس رفتم جلو وگفتم کدامیک از پیشنهادهای مرا می پذیری یا بچه نگاه دارم و شما آسیاب کنی و یا بر عکس آن را انجام دهم؟

فرمود من ، به فرزندم مهربانترم آنگاه آسیاب را گرفت و من آرد کردم این بود علت تاخیر من ، پیامبر فرمود : به فاطمه خدمت کردی امید است مشمول رحمت و الطاف الهی گردی. (همان ،ص 76)

حجب وحیاء زهرا(س)

دین مبین اسلام تاکید زیادی بر حجاب زنان کرده است در سوره احزاب آمده است:اگر از زنان کالائی بخواهید از پشت پرده بخواهید < مربوط به زنان پیامبرص> (آیه 54احزاب) ودر آیات دیگر آمده است زن هر اندازه عفیف تر باشد محترم تر است که معلوم شود خود را در اختیار مردان قرار نمی دهند،در سوره نور آمده است: حجاب بر زنان واجب است، به مومنان بگوخود را بپوشانند. (آیه31 نور)

شهید مطهری نیزفلسفه پوشش را چند جنبه می داند

 جنبه روانی،جنبه خانوادگی،جنبه اجتماعی،افزایش احترام زن و جلوگیری از ابتذال او

 ویل دورانت پدر علم تاریخ نیز چنین میگوید:دامنهای کوتاه برای همه جهانیان بجزخیاطان نعمتی است که منظور او شهواترانی فراوان مردان از زنان می باشد ( مطهری،1365ص83)

در صدر اسلام پیامبر اکرم هنگام ورود به خانه فامیل اذن می گرفتند وچند بار میگفتند:السلام علیکم یا اهل البیت واگر جوابی نمی شنیدند،برمیگشتند که در مورد خانه دخترش زهرا نیز چنین میکرد پس آیات سوره احزاب نازل شد آنجا که می فرماید:سرزده وارد خانه پیامبر نشوید، اگر برای صرف غذا دعوت شدید، به موقع بیاییدو زود برخیزید ،صحبتهای متفرقه نکنید، زیرا پیامبرناراحت می شود وشرم میکند که شما را از خانه اش بیرون کند ولی خدا از شما شرم نمی کند ( آیه53 احزاب)

حضرت زهرا(س) خود منشاء نور بود وحجب وحیای فراوان داشت، امام موسی ابن جعفر(ع) می فرمایند: مردی نابینا به خانه آن حضرت وارد شد، خود را پوشاند، رسول خدا فرمودند : چرا خودرا می پوشانی او که نابینا است؟ فرمود:من که او را می بینم و بوی مرا نیز استشمام میکند،پس پیامبر فرمودند: گواهی میدهم که تو پاره تن من هستی ( علامه مجلسی،جلد43،ص91)

درهمه زمینه ها اسوه ونمونه زنان عالم بود،حتی وقتی که پیامبر با عمران ابن حصین خواستند از فاطمه دیدن کنند، گفت بفرمائید اما من چیزی جز عبائه ( گلیم) ندارم پیامبر به او گفتند سرت را با این پارچه بپوشان، خود را پوشاند سپس اجازه ورود داد ( ابن اثیر،بی تا،ص524)

حتی هنگامی که بین در ودیوار پس از رحلت نبی مکرم اسلام در جریان نزاع بر سرخلافت قرار گرفت پشت در پناه گرفت که حجابش حفظ شود اما آنچنان فشارش دادند که فرزندش سقط شد و فریاد زد فضه مرا دریاب ( مطهری،پیشین،ص190)

علامه مجلسی میگوید: کسانی که به روز قیامت می اندیشند بخاطر برهنگی آن است گر چه گرفتاری به کسی اجازه چشم چرانی نمی دهد،اما برای اولیاء خدا سخت است که برهنه وارد محشر شوند،

حضرت زهرا( س)به پدرش فرمود: ای پدر آیا من هم برهنه ام؟ فرمود :بلی ولی کسی به کسی توجه نمی کند باز فرمود چقدر خجالت آور است مقابل خدای خود برهنه باشم،  در این زمان جبرئیل نازل شد وپیام داد که خدا میفرماید سلام مرا به فاطمه برسان وبگوبخاطر شرمت خدا تورا با دو حله از نور خود می پوشاند سپس علی(ع) فرمود : ای فاطمه در باره پسر عمویت نپرسیدی؟ در این هنگام رسول خدا فرمودند: خدا میگوید مقام علی در قیامت بالاتر از این است که او را لخت محشور کنم (علامه مجلسی،جلد43،ص55)

آن حضرت هنگام مرگش نیز نگران حجب وحیایش بود تا اینکه اسماء بنت عمیس زن جعفر طیارتابوتی را که در حبشه دیده بود توصیف کرد که چند چوب تررا خم کنند وپارچه ای بر آن بکشند بدنبال آن نگرانی حضرت رفع شد و وصیت کردند که بجز تو و علی کسی مرا غسل ندهد .

  پس از مرگ آن حضرت عایشه میخواست وارد شود،اسماء مانع شد پس عایشه شکایت خود را نزد ابوبکر برد، اما اسماء به ابوبکر وصیت آن حضرت را گفت و عایشه قانع شد و این اولین تابوت دراسلام بود که به این طریق به آماده شد.( همان،ص523)

هیچ چیز برای زهرا(س)لذت بخش تر از حضور در نزد خداوند نبود زیرا خاندان پیامبر را با دنیا کاری نبود، آنها برای آخرت آفریده شده بودند و دنیا برای آنها آفریده شده بود.

حضور حضرت زهرا در مباهله

آن حضرت در سال نهم هجرت در مباهله با مسیحیان نجران حضور داشت که نشانه ی دیگر معصومیت آن بزرگواراست ، در سوره آل عمران چنین آمده است:هرکس با تو در مقام مجادله برآید، بگو بیایید ما و شما با فرزندان وزنان خودوبا هم به مباهله برخیزیم تا دروغگو را به لعن خدا گرفتارکنیم.(آیه61آل عمران)

سفر حجه الوداع و واقعه غدیر

در سال دهم هجرت به امر الهی، پیامبر فرمان دادند که همه مردم وقبایل اطراف برای زیارت خانه خدا آماده شوند،پیامبر اکرم در این حج تمام مناسک را به یارانش تعلیم دادوموعظه های فراوانی در زمینه مکارم اخلاق،تقوا،رعایت حقوق زنان و....دادوبه مردم فرمودند که باردیگر مرا نمی بینید یه همین جهت این حج را حجه الوداع می نامند وبه حضرت زهرا نیز فرمودند: جبرئیل هر سال یکبار قرآن را برای من عرضه میکرد اما امسال دو بارعرضه کرد و این نشانه این است که مرگم نزدیک شده است.(ابن کثیر،بی تا،جلد3،ص196)

در بازگشت از این حج فاطمه(س) نظاره گر ولایت علی(ع) بود که مهمترین رویداد تاریخ اسلام بود، که پس از بازگشت از انجام مناسک حج ، فرشته وحی این آیه را نازل کرد: ای رسول آنچه خدا برتو نازل کرده به خلق برسان که اگر نرسانی رسالت خود را انجام نداده ای و خدا تو راازآزارمردم در امان می دارد. ( آیه67مائده)

رسول خدا نسبت به منافقین قوم خود در اندیشه بود واز دشمنی آنها با علی(ع) آگاه بود وسعی میکرد این امر الهی را به تاخیر اندازد اما در غدیر خم  ، جبرئیل سه بار نازل شد وتاکید الهی را برابلاغ خلافت رساند.( طبرسی،جلداول،1386ه ق ص138) پس رسول خدا پس از نمازخطبه خطیر خود را با حمد وثنای الهی آغاز کرد: این خطبه چهارساعت به طول انجامید که کارنامه 23 ساله خود را برای مردم شرح داد.( طبری،جلدچهارم،1362ه ق،ص9)

 

رسول اکرم در طی سخنان خودبه یادگار گرانبها در میان مردم اشاره کردند که هرگز از هم جدا نشوند مگر کنار حوض کوثر،و اشاره کردند که مردم بنگرند که چگونه بعد از من با آنان رفتار خواهند کرد.( امینی، 1340ه ش،ص32)

بدنبال آن علی (ع) را جانشین خود قرار دادند و فرمودند: ای مردم ولایت علی را بپذیرید واو را امیر المومنین بخوانید و با او بیعت کنید.(طبرسی،پیشین،ص164) سپس ابوبکر وعمر ومردان وزنان مسلمان به اوتهنیت گفته و با او بیعت کردند.

واقعه غدیر یکی از قضایای مهم تاریخ اسلام است که با براهین قاطع، مبنای تکوین مذهب تشیع شد و زهرا(س) وزنان پیامبر ودیگر زنان حاضرشاهد این واقعه بودند که یکی ازدلائل قیام آن حضرت  پس از رحلت پیامبر در دفاع ازحق، ولایت علی(ع) این بود که خود شاهد سخن پیامبر وسپس پیمان شکنی دشمنان بود

منافقین در روزهای آخر عمر پیامبر که سپاه اسامه آماده نبرد با رومیان بود، به بهانه های واهی از تجهیز سپاه خودداری کردند که باعث ناراحتی پیامبر شدند پس به منبر رفت وفرمود: اکنون بر اسامه طعن میزنید؟ پیش از این نیز بر پدرش طعن میزدید، او فرماندهی شایسته بود وپسرش نیزفرماندهی لایق است و در نظر من محبوب ترین مردم است.( واقدی،1321ه ش جلد دوم،ص300) وحتی پس از این بهانه به پیامبر خدا نسبت هذیان زده، مانع آن شدند که وصیت نامه خود را بنویسد، غافل از اینکه  این آیات الهی را نشنیده بودند که میفرماید: محمد در گمراهی و ضلالت نبوده است و هرگز به هوای نفس سخن نمی گوید، سخن او چیزی جز وحی نیست.(آیات2،3،4،سوره نجم)

آن حضرت در پایان عمر مداوم میفرمودند: بزودی امت من به هفتادو سه فرقه تقسیم میشود، که تنها یک فرقه رستگارند وبقیه اهل آتش هستند.(آئینه وند،بی تا،ص96)

زما ن مرگ پیامبر نزدیک میشد وحضرت زهرا بر بالین پدر نشسته ومی گریست، پیامبر از احوال او آگاه بودند که پس از مرگش با زهرا(س) چه می کنند، به او اشاره کردند فاطمه جان نردیک بیا و رازی را با او در میان گذاشتند که بیشتر گریست و سخنی فرمودند که خندان شد که خبر اول مرگ خود و خبر دوم،اینکه اولین کسی که به او می رسد زهرا است ولحظاتی بعد سر بر سینه علی (ع) بدیدار حق شتافت.

پس از این مصیبت بزرگ کسی زهرا(س) را خندان ندید.

 با توجه به میزان علم و دانش زهرا(س) داناترین زن نسبت به مقام و عظمت پدرش بود وشدت تاثیر این مصیبت را بر تمام امور عالم درک میکرد پس لحظه ای از فراق پدر آرام نمی گرفت.

جریان های فکری پس ازرحلت پیامبر در مدینه

در صف اول مخالفان ابوبکر،عمر وهم پیمانان آنهابودند که قبل ازنقض ولایت علی (ع) پیمانی بر ضد خاندان پیامبر بسته بودند که پس از مرگ آن حضرت خلافت را میان خود تقسیم کنند:رسول اکرم علی (ع) را ازاین پیمان آگاه ساخته بود،که اگر یارانی داری، با آنها نبرد کن و اگریاری پیدا نکردی،بیعت کن و خونت راحفظ کن.(ابن قیس،بی تا،ص36)

به علت اینکه بیعت مردم با ابوبکر علی(ع) را از خلافت منع میکرد، ابوبکر، به دروغ میگفت، از پیامبر شنیدم که فرمود: ما اهل بیت نبوت و خلافت را با هم نداریم یا خلافت یا نبوت،علی (ع) به او گفت آیا کسی را شاهد بر این ادعا داری، پس عمر برخاست وسخن او را تائید کرد ( عبد المقصود ،1362ه ش ، ص406)

البته روحیه خشن وتند خوئی عمر،نقش اساسی او در پیروزی این گروه، سخنوری، متانت،خویشتن داری ابوبکر و یار غار بودن او در امر بیعت بی تاثیر نبود.

گروه مخالف ابوبکر، قبیله خزرج به ریاست سعد ابن عباده بودکه با وجود آزار مشرکان قریش پیامبر ویارانش به آنها روی آوردند ونقش مهمی در رونق اسلام داشتند :  پس از رحلت پیامبر(ص) به طرفداری از علی ابن ابی طالب برخاستند که فریادشان در بین صداها خاموش شد.(طبری، پیشین، ص 1818)

عایشه و گروهش نیز از آغاز جزء مخالفان خلافت امام بودند مورخان او را : زنی تند خو،حسود و جاه طلب معرفی کرده اند که علاقه پیامبر به فاطمه زهرا حسد او را برانگیخته و سر سخت ترین طرفدار حکومت پدرش بود وعلی (ع) او را سر سخت ترین دشمن علی(ع) میدانند (عسگری،1342 ه ش، ص73)

پس از همان آغار درامور حکومتی دخالت زیادی داشت و بیشترین ضربه را به آن حضرت وارد کرد.

پیامبر اکرم(ص) از سوء تفاهم بین عایشه و فاطمه(س) بیمناک بود و عایشه را از ورود به کارهای حکومتی منع میکرد اما پس از رحلت ایشان از خلافت ابوبکر حمایت و علی (ع) را به انواع اتهامات متهم میکرد.

مخالفان دیگر، گروه بنی امیه بودند امام علی(ع) نیز در این زمینه میفرمایند : لباس روی ایشان شمشیر و لباس زیرین آن ترس بود.(مدرسی،1367، ص34

آنها رقابت دیرینه ای با بنی هاشم داشتند  : در سال هشتم ه  نیزاز روی نفاق و ترس اسلام ظاهری آوردند که به طلقاء معروف شدند.( آئینه وند، پیشین ،ص98)

بنی امیه به فنون سیاسی آشنا و کاردیده  و از نظر مالی و نظامی نیز قدرتمند بودند ، در واقع وزارت دفاع قریش محسوب میشدند.

گروه دیگر علی ابن ابیطالب وپیروان او بودند، پیامبر اکرم(ص) در این زمینه میفرمایند : علی و پیروانش رستگارانند وبهترین خلق خدا هستند. (سبحانی، بی تا، ص7)

پیروان علی (ع) پس از رحلت ایشان در خانه علی (ع) گرد آمده و هسته مرکزی تشیع را تشکیل دادند که هدف شیعیان وبنی هاشم، توحید و یگانگی  و عشق و ایمان به پیامبر وعلی (ع) بود اما  نیروی انسانی،نظامی، اقتصادی و.... برای قیام علیه بی عدالتی نداشتند.

اولین توطئه پس از رحلت پیامبر اکرم (ص)

هنگامی که بنی هاشم مشغول تدفین پیامبر بودندعده ای در سقیفه گرد آمده وبا ابوبکر بیعت کردند: مردم در حالی که درباره عظمت علی شک نداشتند بیعت با ابوبکررا انجام دادند. ( یعقوبی، جلد اول،1362،ص523)

رحلت رسول اکرم (ص) و بیعت با ابوبکر، انحراف سریع مردم از خط رهبری را بدنبال داشت و مصیبت بزرگی بود که به اسلام وارد شد و برای حضرت زهرا نیزبسیار دردناک بود، بالاخره آن حضرت را در حجره ابوطالب به خاک سپردند.

بطور کلی سقیفه سرچشمه بسیاری از فتنه ها بود،در قرآن کریم نیز خداوند میفرماید: آیا اگر پیامبر بمیرد یا کشته شود عقب گرد می کنید.(آیه 144 آل عمران)

سقیفه اولین و بزرگترین حادثه ای است که احساسات شیعیان را جریحه دار کرد و حکومت همراه با عدالت اسلامی را از مسیر خودش خارج کرد اما :ابوبکر و طرفدارانش گفتند: عرب حاضر نیست نبوت و خلافت را در یک خانواده  ببیند. (ابن اثیر، جلد سوم، بی تا، ص24)

آری پس از بیست وسه سال انقلاب فرهنگی پیامبر(ص) با روحیه سرسخت عصبیت و نظام قبیله ای عرب روبرو شد وبه قول ابن خلدون : مردان سقیفه با تفاخر خلافت را غصب کردند، نه به دلیل تبرک پیوستگی با پیامبر، بلکه بخاطرعصبیت ،فزونی جمعیت،شرافت قبیله ای و.....که می تواند در کشمکش قدرت آنها را سر آمد نگه دارد. ( ابن خلدون،جلد اول،1362 ه ش،ص373) ودر همین زمان بود که خطبه حضرت زهرا(س) در مسجد النبی سیمای واقعی سقیفه را آشکار ساخت، زیرا نخستین فردی بود که شاهد انحراف اسلام شد وبا قیام خود به مسلمانان هشدار داد که بزودی عواقب شوم آن دامنگیر مسلمانان میشود.

البته طرفداران علی (ع) نیز مانندزبیر و دیگران نیز گفتند :  شمشیرمان را جز برای علی غلاف نمی کنیم که عمر گفت شمشیر او را بگیرید و به سنگ بزنید ( صدر،1360،ص65)

در واقع سقیفه بهترین دوران اسلام را با حقانیت آن از بین برد وآغازگر دوران دیگری از جهل  بود ، وابوبکر به ناحق خلافت را در دست گرفت و امام علی (ع) برای حفظ کیان اسلام از توسل به خشونت خودداری کرد که نگرش خردمندانه وعظمت آن حضرت را میرساند، وبدنبال آن با حمله و ورود وحشیانه به خانه آن حضرت، مظلومیت اهل بیت عصمت وطهارت رابه وضوح نمایان میکند.

با توجه به اینکه خداوند میفرماید:ای رسول به مردم بگواز شما اجر رسالت نمی خواهم مگردوستی اهل بیتم را ( آیه23شوری)

 سپس، با حمله وحشیانه به خانه حضرت زهرا(س) آن بزرگوار فرمودند : قومی بدتر از شما نمی شناسم که جنازه رسول گرامی را رها کرده وبه مسئله خلافت پرداختید، که تمام علماء شیعه و سنی به این واقعه اذعان کرده اند.

شهرستانی چنین میگوید : در روز بیعت، عمر ضربه ای به شکم زهرا (س) زد که جنین او سقط شد.( شهرستانی، بی تا ص57)و بدنبال آن وقایع فراوان دیگری رخ داد و امام علی (ع) تا هنگام وفات حضرت زهرااز بیعت با ابوبکر خودداری کرد.

فدک و واگذاری آن به زهرا (س)

با خلافت ابوبکر، او فدک را غاصبانه گرفت فدک خالصه رسول خدا بود که باید در اختیارزهرا (س) قرار گیرد که پس از نزول آیه "و ات ذالقربی حقه" پیامبر آن را به زهرا (س) بخشید نه تنها در زمان ابوبکر، بلکه در زمان عمر نیزفدک غصب شد ه ، در زمان عثمان نیز فدک به خاندان پیامبر باز نگشت تنها در زمان عمر ابن عبد العزیزبه خاندان پیامبر واگذار شد اما پس از مرگش،دوباره غصب شد تا اینکه در زمان مامون در سال 210 ه  به فرزندان حضرت زهراباز گردانده شد.

حضرت زهرا پس از غصب فدک به وسیله ابوبکربه مسجد النبی رفته ودر جمع انصار و مهاجرین ودیگر مسلمانان سخنرانی کوبنده ای کرد، که خلاصه ای از آن ذکر می شود : آن حضرت پس از ثنای الهی با برانگیختن احساسات مردم ، تفکر منفی دشمن را بر ملا ساخته، مقام ومنزلت خود را نسبت به انصار و مهاجرگوشزد کرده با وجود اینکه مردم فضائل ان حضرت را به کرات از پیامبر(ص) شنیده بودند، علی را نیز مجددا برای مردم معرفی کرد و گفت او پسر عمویم و اولین مسلمان از مردان بود، زهرا(س) میخواست پیوند نسبی علی با پیامبر را نیز گوشزد کند، به حاکمیت انحرافی ابوبکر و عدم شایستگی او بر خلافت نیزاشاره کرد و فدک را حق خود دانست و خطاب به مردم بی تفاوت گفت ، درهمه احوال بایدبه حکم الهی و تکالیف شرعی عمل کرد و خطاب به ابوبکرفرمودند: تو میدانی که فدک هدیه رسول خدا به من در زمان حیاتش بود نه ارث آن حضرت به من وسخنان دیگری نیز ایراد فرمودند، ای پدر بزرگوار،شاهدی که پس از مرگت چه مصیبتها به من وارد شد، دشمنانی که دشمنی مرا با خود در سینه داشتند، نمایان ساخته و ارثیه مرا غصب کردند که در اینجا ابوبکر نیزسخنانی گفت واز خود دفاع کرده، گفت ای مردم و گروه انصار شما بیشتر از همه حق رسول را گرامی داشتیدو.....، من دست وزبانم از کسی که سزاوار مجازات نباشد کوتاه است وبه دنبال این سخنان حضرت زهرا به خانه بازگشت .( ابن ابی الحدید،1404ه ق ،ص214)

حضرت زهرا پس از احتجاج با ابوبکردر مورد ، فدک قصدشان بیشتر حمایت از ولایت علی(ع) بود و اعلام کردند که اگر حق مرا به من بر نگردانید تا زنده ام با تو سخن نمی گویم، که چنین نیز کردند و با شیوه مبارزه منفی و گریستن درشب وروزبه مردم فهماند که جامعه اسلامی دچارانحراف زیادی شده وبعنوان واکنش منفی هر روز صبح دست حسنین را میگرفت ، به بیت الاحزان میرفت و میگریست .

خطبه حضرت زهرا در حضور زنان مهاجر وانصار در بستر بیماری

دومین خطبه آن حضرت در میان زنان مدینه بود که با لحن بسیار دردناک ایراد فرمودند و زنان مدینه را ازانحرافات و جریانات سیاسی آگاه ساختند تا بتوانند در مردان خود تحولی ایجاد کنند، به انها گفتند که اگر زمام خلافت در دیییست علی بود مردم را به گونه ای هدایت میکرد که کسی صدمه ای نبیند ،منظور آن بزرگوار، توانائی و شایستگی آن حضرت در ابعاد مختلف سیاسی، مذهبی، اجتماعی و...بود،سپس فرمودند کارهای شما شگفت آور استکه با عقل و شرع نیز مخالف است، ای کاش میدانستم با چه سند ومدرکی مرتکب چنین اشتباهی شدید ( غصب خلافت) ، آن حضرت با جملات فصیح به زنان مدینه فهماند که ثمرات شوم سقیفه بزودی دامنگیر آنها میشود که تاریخ نگرانیهای آن حضرت را در مورد آینده امت اسلامی به وضوح به اثبات رساند.

با قتل عمر ، ناگهان خلافت به عثمان ابن عفان که هیچ آوازه ای نداشت رسید و او هم با انتصاب حاکمان نالایقی چون معاویه برشام مناصب عالی دولتی را به دشمنان اهل بیت واگذار کرد که خشم خاندان بنی هاشم را برانگیخت و به دنبال قتل عثمان وخلافت علی (ع) ووقایع پس از آن ( شهادت آن امام معصوم)خلافت را در خاندان خود موروثی کرد که آنچنان به مسلمانان سخت می گرفتند که اما حسین (ع) ویارانش را ناجوانمردانه در کربلا به شهادت رساندند وبا واقعه حره ، مدینه عرصه تاخت و تاز دشمن امویان شدوبه حرمین شریفین مکه و مدینه اهانت زیادی شد که حضرت زهرا در خطبه خود فرمودند که انتخاب سقیفه مردم را از امامت اهل بیت محروم کرد، همانگونه که طوفان نوح شامل همه مردم شد به جز عده ی معدودی.

بدنبال شنیدن خطبه های زهرا(س) زنان مدینه احساس شرمساری کرده و جریان خطبه را برای شوهران خود گفتند، در پایان ان حضرت چنین فرمودند،از من دور شوید که دیگر هیچ عذری از شما پذیرفته نیست و بعد از این گناه، دیگرچاره ای ندارید.، آنها سخن خود را چنین توجیه کردند که قصد هیچ جبران اشتباهی را ندارند و گفتند اگر علی زودتراعلام بیعت میکرد با او بیعت میکرد، ما  ابوبکر بیعت خود را نمی شکنیم.( ابن کثیر، جلد سوم،بی تا،ص196)

از طرفی پس از نقض حریم ولایت ابوبکر و عمر چند بار تقاضای دیدار با حضرت زهرا را کرده اما ایشان اجازه ندادندو ابن قتیبه میگوید : وقتی هم حضرت برای احترام شوهرش به آنها اجازه دادروی خود را به طرف دیوار برگرداندو حتی جواب سلام آنها را ندادو بدنبال آن ابوبکر شروع به ذکر فضائل آن بزرگوار کرده که حضرت فرمودند: آیا از رسول (ص) نشنیدید که خشم فاطمه ،خشم من است و دوستی او دوستی من است ، گفتند آری "و ابوبکر با چهره ای پرفریب شروع به گریستن کرد"( ابن قتیبه ،1343ه ق،ص225) که ابوبکر در اواخر عمرش میگفت : ای کاش سه کار را نکرده بودم هجوم به خانه علی،ماجرای سقیفه وخلافتم.

 فاطمه(س) در آستانه ملکوت

آن حضرت در روزهای آخر عمرش وصیت کرد که مرا در پارچه ای بپیچید که اندامم نمایان نباشد که ابن سعد میگوید: نخستین کسی که در اسلام برجنازه اش سرسری ساخته شد ،او بود.( علامه مجلسی،جلد43،ص184) که بدن را فضه طبق وصیت آن حضرت نیکو غسل داد،جامه نو پوشاند ودر بستر خوابانید پس فرمودند من همین ساعت از دنیا میروم و لحظه ای بعد جان به جان آفرین تسلیم کرد.

آخرین مرحله مبارزه فاطمه(س) علیه دشمنان ولایتوصیت نامه سیاسی ایشان استکه حضرت علی با عمل به وصیت مشروعیت خلیفه را زیر سوال برد، آن حضرت وصیت کرد که،کسانی که به من ستم کرده انددر تشییع جنازه ام نیایند وتنها خود وفضه انجام داده وبر من نماز بخوانید، عایشه میگوید تنها علی بر جنازه اش نماز خواند و شبانه او را به خاک سپرد.( ابن ابی الحدید،جلد شانزدهم،1404ه ق ص 280)

روایاتی وجود دارد که علی(ع) با فرزندانش بر حضرت زهرا نماز خوانده و تکبیر گفتند و شیخ مفید میگوید : سلمان ، مقداد، ابوذر،عمار وحذیفه به امامت علی(ع) بر پیکر مقدس زهرا نماز خواندند.(مفید،بی تا،ص5)

 مدفن حضرت زهرا (س)

مدفن آن بزرگوار بنا به دلایلی مخفی می باشد که البته بعضی از اصحاب گفته اند، مابین قبر و منبر رسول خدا می باشدزیرا آنجا باغی از باغهای بهشت می باشد.

دسته ای دیگر گفته انددر قبرستان بقیع به خاک سپرده شده اند.

گروه دیگر اقرار دارند که در منزل خویش به خاک سپرده شده است که البته امام علی (ع) برای منحرف ساختن افکار افراد، قبر آن حضرت را با زمین هموار ساخت ( ابن ابی الحدید، پیشین ، ص281)

با توجه به روایات ائمه معصوم (ع) در این زمینه ، حضرت علی(ع) پس از انجام مراسم غسل و کفن برپیکر مقدس آن حضرت نماز خوانده وبا دست مبارک خویش جنازه را در قبر گذاشته، با تعجیل خاک بر قبر ریختند که مبادا منافقین بفهمند و از دفن آن حضرت مانع شوند.

 آن حضرت پس از مراسم خاک سپاری رو به سوی قبر پیامبر(ص) کرده ، فرمود:سلام بر تو ای رسول خدا اینک دخترت به زیارتت آمده و در جوار تو زیر خاک آرمیده است، خدا خواست که زودتر از همه به تو بپیوندد.

ای رسول خدا بعد از او شکیبائی من کم شده و خویشتن داریم از بین رفته وچاره ای جز صبر و فراق ندارم زیرا شکیبائی بر مصیبت سنت است.

آری اینکلام خداست که همه از خدائیم و به سویش باز میگردیم، اکنون امانت از من گرفته شد و به تو داده شد.

ای رسول خدا چه بسیار بعد از این اسمان و زمین زشت جلوه میکند.

دریغا، دخترت بزودی به تو خواهد گفت که چه زود جمع ما پریشان شد و امت در حق ما چه ستمها که روا نکردند.

 سلام بر هر دو شما باد، سلامی از روی وداع نه از روی ملالت و خستگی ، اگر از کنار شما میروم نه به خاطرخستگی ام، و اگر می مانم نه از آن روست که به وعده خدا بد گمانم.

او به صابران وعده داده است، صبر و شکیبائی مبارک است.

خدا گواه است که دخترت را شبانه و مخفیانه به خاک سپردم، هنوز چند روزی ازمرگ تو نگذشته است که نامت را فراموش کرده اند و حق مسلمین پایمال شده است و میراثش به تاراج رفته است و من شکوه به خدا میبرم، درود خدا بر تو و سلام و رضوان خدا بر فاطمه باد. ( شهیدی، 1375،ص160)

 شیخین ( ابوبکر و عمر) پس از آگاهی ازمرگ آن حضرت همراه با مردم برای نماز بر جنازه اش آمدند ، که علی (ع) فرمود، طبق وصیت زهرا،عمل کردم ، که عمر با عصبانیت گفت ، ای فرزندان بنی هاشم شما هیچگاه حسد گذشته خود را از ما فراموش نمی کنید، اکنون قبر زهرا را می شکافم و بر او نماز میخوانم.

در این هنگام امام فرمود: اگر چنین کاری کنی، خونت را می ریزم و شمشیر عمر را شکست، عمر چون دید وضع خطرناک است از قصد خود منحرف شدو مردم نیز متفرق شدند.

به این طریق حضرت زهرا(س) طبق وصیت خود به خاک سپرده شد وتا به امروز مدفن آن بزرگواراز اسرار است تا به این روش آن حضرت نا خشنودی خود را از غاصبین و ستمگران آشکار کند.

نتیجه :

حضرت زهرا(س) الگوی تمام زنان عالم در صبر، استقامت، بندگی، ساده زیستی، حیا، دفاع از ولایت، و............می باشند که تمام رفتارهای آن حضرت الگو و سرمشق جهانیان می باشد و نمی توان فضائل ایشان را در قالب مقاله ، تالیف، سخنرانی و.....گنجاند، اما در حد محدود می توان به این بررسی پرداخت.

آن حضرت در حجه الوداع به همراه اهل بیت و انصار و بنی هاشم  ودیگر مسلمانان حضور داشتند،

جائی که رسول گرامی اسلام، علی ابن ابیطالب را به امامت و ولایت منصوب کرد و در روزهای پایانی عمرخود فرمود که می بینم ، فتنه ها همچون پاره های شب سیاه، رو می آورند، آن حضرت از فتنه بزرگ آگاه بود که دشمنان اسلام ولایت را از دست اهل بیت خارج می کنند وتلاشهای آن حضرت در خنثی نمودن این توطئه موثر واقع نشد.

در نهایت، تفکرات قومی،قبیله ای عصر جاهلیت، دوباره نمود کرد و حکومت الهی رسول الله را به دست نااهلان سپرد.

این توطئه زخمی بزرگ بر جسم و جان حضرت زهرا (س) وارد کرد و زمانی که خانه علی (ع) و فاطمه زهرا (س) مورد بی احترامی قرار گرفت علی (ع) باز هم با ابوبکر بیعت نکرد تا اینکه با غصب فدک، توسط شیخین ، عدم مشروعیت حکومت ابوبکر به اثبات رسید.

شرایط حاکم بر جو جزیره العرب سکوت علی (ع) و فاطمه (س) را می طلبید ، بدنبال آن ادعای پیامبران دروغین، احتمال رجعت مردم به جاهلیت قبل از اسلام و بیم و هراس بزرگان از عدالت علی (ع)  و نداشتن نیروی نظامی و عدم قدرت اقتصادی اهل بیت ، علی (ع) را وادار به سکوت کرد.

تا اینکه حضرت زهرا (س) به قیامی مسالمت آمیز دست زد و با داشتن شخصیت بزرگ انسانی او و شناخت دقیق آن بزرگوار از احکام الهی و قرآن کریم و شرایط زمانه طی خطبه ای ، بطلان انتخاب سقیفه را در تاریخ جاودانه ساخت.

آن حضرت انصار را به قیام علیه دشمنان ولایت و امامت دعوت کرد زیرا آنها جایگاهی در حکومت جدید نداشتند، اما اولین پناه دهندگان پیامبر (ص) و یارانش در مدینه بودند ولی با حضرت زهرا (س) همراهی نکردند که به خاطر سکوتشان آنها را سرزنش کرد، در صف مقابل مهاجرین بودند که به دلایل سیاسی و قومی قبیله ای ، .به خود اجازه قیام بر ضد شیخین و دشمنان اهل بیت (ع)  را نمی دادند.

حضرت زهرا (س) می دانستند که در این قیام یار و یاوری ندارند اما وظیفه خود می داند که مردم را هدایت کند  و به آنان بیم دهد، گویا مدینه دیگر زهرا (س) را نمی شناسد و وی خود را تنها می بیند حال در انتظارمژده ای است که پدرش به او داده است، همسرش را فرا می خواند واز او می خواهد می خواهد مخفیانه در شب او را به خاک سپارد که هیچ کس از محل دفن او آگاه نشود، تا برای همیشه همگان در طول تاریخ بپرسند، چرا؟

منابع عربی:

1- قرآن کریم

2- حضرت علی (ع) ، نهج البلاغه.ترجمه و شرح فیض الاسلام

3- ابن ابی الحدید معتزلی، (1404ه ق) شرح نهج البلاغه، جلد اول،تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم،چاپ دوم. قم : انتشارات آیت الله العظمی مرعشی نجفی

4- ابن قتال نیشابوری،محمد( 1408 ه ق) روضه الواعظین. به تصحیح حسین اعلمی، چاپ اول، بیروت: موسسه اعلمی مطبوعات

5-ابن کثیر دمشقی،ابوالفداء حافظ  ،  بی تا، البدایه والنهایه جلد سوم،دقق اصوله و حققه دکتر احمد ابو ملحم واستاد فواد سیر، بیروت: دار الکتب العلمیه

6- ابو نعیم اصفهانی، حافظ احمد ابن عبد امام (1409ه ق ) ،حلیه الاولیاه و طبقات الاصفیاء جلد دوم ، چاپ اول،بیروت: دارالکتب العلمیه

7- .................................................................... جلدسوم.................................

8-بخاری، احمد ابن اسماعیل (1407) صحیح بخاری جلد سوم، شرح و تحقیق شیخ قاسم شماعی رفاعی چاپ اول ، بیروت: دار القلم

9- شهرستانی، الامام ابی الفتح محمد ابن عبد الکرنی احمد، بی تا، الملل والنحل. تحقیق محمد سید گیلانی، چاپ دوم، بیروت : دار المعرفه

10- صدوق، ابی جعفرمحمد ابن علی ابن الحسین ابن موسی ابن بابویه (1379 ه ق )، معانی الاخبار، تصحیح علی اکبرغفاری، تهران:موسسه دارالعلم

11-طبرسی،منصور احمد ابن علی ابن ابی طالب (1386 ه ق) الاحتجاج جلد اول ، قم : انتشارات نعمان

12- طبری، الحافظ محب الدین (1356 ه ق ) ، ذخائر العقبی فی مناقب ذوی القربی ، قاهره : المکتبه القدوسی

13- عبد المقصود ، عبد الفتاح. بی تا، السقیفه و الخلافه ، قاهره : مکتبه غریب

14- مجلسی ، محمد باقر (1391 ه ق ) بحار الانوار جلد 43. تهران : مکتب اسلامیه

15- واقدی، محمد ابن سعد ( کاتب) (1321 ه ش ) الطبقات الکبیر فی النساء جلد هشتم ، به تصحیح دکتر بروکلمن ، لیدن : موسسه النصر

منابع فارسی:

1- امینی علامه ، عبد الحسین ابن احمد ( 1340 ه ش ) الغدیر . ترجمه محمد تقی واحدی،چاپ اول، تهران : نشر غدیر

2- آیئنه وند، صادق، بی تا ، تاریخ سیاسی اسلام ، تهران : انتشارات دانشگاه تهران

3- ابن خلدون ، عبد الرحمن ،(1362 ه ش )مقدمه ابن خلدون جلد اول، ترجمه محمد پروین گنا بادی ، تهران : انتشارات علمی،فرهنگی

4- ابن قیس ، سلیم ، بی تا ، اسرار آل محمد چاپ هفتم ، بی جا

5- سبحانی ، جعفر ،( 1351 ه ش ) فروغ ابدیت تک جلدی ،قم : انتشارات دار التبلیغ اسلامی

6- سپهر ( لسان الملک )، میرزا محمد تقی. ( 1363 ه ش ) زندگانی حضرت  فاطمه ( س) جلد سوم، چاپ دوم، تهران : کتابفروشی اسلامیه

7- صدر، سید محمد باقر (1360 ه ش ) فدک در تاریخ. ترجمه محمود عابدی، تهران : انتشارات روزبه

8- عسگری ، سید مرتضی ، (1342 ه ش )نقش عایشه در تاریخ اسلام، تک جلدی، ترجمه عطاء محمد سر دار نیا ، تهران : انتشارات مجمع علمی اسلامی

9- مدرسی ، محمد تقی ، (1376 ه ش ) امامان شیعه و جنبشهای مکتبی ، تک جلدی،ترجمه حمید رضا آژیر، مشهد : نشر بنیاد پژوهشهای اسلامی

10- مفید ، ابی عبدالله محمد ابن نعمان ، بی تا ، الارشاد ، ترجمه و شرح سید هاشم رسول محلاتی، بی جا ، انتشارات علمیه اسلامیه

11- واقدی ، محمد ابن سعد کاتب (1369 ه ق ) ، طبقات جلد دوم ،ترجمه محمود مهدوی دامغانی ، چاچ اول ، تهران : نشر نو

12- یعقوبی ، احمد ابن ابی یعقوب ( ابن واضح )(1362 ه ش )  تاریخ یعقوبی جلد دوم  ، ترجمه محمد ابراهیم آیتی چاپ سوم ، تهران : انتشارات علمی و فرهنگی

 

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

مجوز استفاده از قالب مذهبی یاسین براي اين دامنه داده نشده , برای دریافت مجوز قالب بر روی لینک ، ( درخواست مجوز ) کلیک کنید