امروز جمعه, 31 فروردين 1397 - Fri 04 20 2018

https://telegram.me/emamemobin

منو

تفسیر و علوم قرآنی

پیامبررحمت(صلوات الله علیه)والگوی جامع زندگی اسلامی

نویسندگان :اعظم بریانی ، پریوش حیدری

 

چکیده:

رشد و توسعه اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی هر جامعه مهمترین دغدغهدولتمردان است اما توسعه یافتگی کشورها، نیازمند شرایط، مبانی و معیارهایی است که مشارکت فعال و اثرگذار  همه شهروندان در صحنه های مختلف اداره جامعه از جمله آنها است اما شیوه و میزان این حضور ، با توجه به باورها و مطلوبیتهای اجتماعی تعیین می شود.گاه در جوامع غربی با استفاده از پروپاگاندای رسانه ای، حضور زنان در جامعه همدوش و یکسان با مردان تبلیغ می شود و گاه در اندیشه های شریعت مقدس، این حضور مورد سفارش قرار می گیرد و حتی چند سوره مستقل از قرآن کریم نظیر نسا، کوثر، مریم و... در خصوص نقش آفرینی زن در جامعه نازل می شود .

در آیات و روایات تاریخی اسلامی، حضور مؤثر زنان و مسئولیت های آنان در صحنه های اجتماعی به روشنی نمایان شده است که نمونه بارز آن، زندگی زنان بزرگی همچون حضرت مریم، حضرت خدیجه، حضرت زهرا و حضرت زینب سلام اله علیهم می باشد که علاوه بر نقش مادری و همسری، توانایی و صلاحیت انجام سایر نقش های اجتماعی را نیز داشتند.

به اعتبار آیات قرآن و تعالیم ائمه معصوم علیهم السلام، به حکم آنکه زنان، نیمی از پیكره اجتماع بشری هستند، نقش اساسی آنها را در رشد و تعالی انسان و جامعه انسانی مورد توجه قرار داده است، در حالی که برخی نظام های اجتماعی با طرح تئوری های جامعه شناسانه و به اصطلاح مدرن و با شعار فمینیسم، بهانه حضور بی حد و حساب زن در  جامعه را عنوان میکنند.

مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان، سابقه طولانی دارد، چنانکه در تاریخ اسلام به مواردی برمی خوریم که بانوان مسلمان با مشارکت فعال در صحنه هایی که ضرورت می یافت، از طریق خطابه، مبارزه و حتی حضور در میدان جنگ نقشهای مؤثری ایفاء می کردند اما صاحب نظران معاصر، سابقه مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان را به دوران انقلاب فرانسه نسبت می دهند و درایران نیزبه اواخرقرن نوزدهم و بخصوص انقلاب مشروطیت برمی گردد.

آنچه در این مقاله به آن پرداخته شده است، حضور موثر و هدفمند زن به اعتبار تعالیم آسمانی و مقایسه آن با اندیشه های دنیای به اصطلاح مدرن غربی و اروپایی است.

 

کلیدواژه: « زن، حضور اجتماعی، الگوی زندگی اسلامی، سیره نبوی وفاطمی »

مقدمه:

دنیای امر وز را عصر اطلاعات و ارتباطات می خوانند که مهمترین ویژگی آن، توجه زنان و مردان به عنوان عناصر اصلی جامعه بشری به شرایط موجود در قالب حقوق خود است اما همه نگرشها از دو منبع آسمانی و انسانی ریشه می گیرد که وجه مشترک نظرات هر دو گروه حضور زن همپای مرد در اجتماع است .

آنچه هست، نظریه آسمانی که در تعالیم ادیان الهی به انسان آموخته شده است، نگاهی جامع به انسانیت انسان دارد اما تعالیم انسانی حول محور تشابه رفتار زن و مرد نوعی دیگر از تعالیم را به پیروان خود تعلیم می دهد که مسیر سعادت را به شقاوت می کشاند.

استاد شهید مرتضی مطهری در مقدمه کتاب اسلام و مقتضیات زمان اشاره دارد به اینکه، فلاسفه قدیم همچون افلاطون در جمهورت و ارسطو در سیاست، فلسفه زندگی خانوادگی را در بخش مستقلی از حکمت عملی می شمارند و معیار جداگانه ای را در این بخش  از حیات انسانی ترسیم کرده اند.« در دنیای غرب بعد از قرن هفدهم، همپای نهضت های علمی و فلسفی،نهضتی در زمینه مسایل اجتماعی زیر عنوان حقوق بشرایجاد شد که پرچمداران این نهضت حقوق و آزادی هایی را برای افراد جامعه تدوین کردند. این نهضت فکری، تحولاتی را در کشورهای اروپایی ایجاد کرد و سرانجام در قرن بیستم منجر به مساله حقوق زن در برابر حقوق مرد شد. محور همه این نهضتها، آزادی و تساوی بود که تاریخ حقوق زن در اروپا از نظر آزادیها و برابریها فوق العاده مرارت بار بود./مطهری1»

کتاب نورانی وحی،  زن را آنگونه می‌بیند که خلق شده است و از اینرو حقوق و وظایف اورا نیز هماهنگ با خلقت او ترسیم کرده است،به مانند دو ستاره  مدار خلقت که در آیه چهلم سوره یاسین چنین آمده است:" شرط اصلی سعادت زن و مرد، این است که هر یک در مدار خویش به حرکت خود ادامه بدهند" و این کلان در حقیقت ترسیم سعادت جامعه بشری است که آزادی و برابری آنگاه منجر به سعادت و خوشبختی می رسد که هر کس در مدار و مسیر طبیعی و فطری خویش حرکت کند و گرنه هر حرکت و قانون در خلاف مسیر فرمان فطرت و طبیعت محکوم به نابودی است.
شریعت مقدس و تعالیم ائمه معصوم علیهم السلام، در مورد حقوق زن و مرد،فلسفه خاصی دارد که با اندیشه های آدمی که درگذر تاریخ تغییر می کند، کاملتر و صالحتر است. اسلام برای زن و مرد یک نوع حقوق، وظیفه و یک نوع مجازات قائل نشده است. پاره‌ای از حقوق و تکالیف و مجازاتها را برای مرد مناسبتر دانسته و پاره‌ای از آنها را برای زن، و در نتیجه در مواردی برای زن و مرد وضع مشابه و در موارد دیگر وضع نامشابهی در نظر گرفته است.
زن به حقیقت انسانیت، آزاد آفریده شده است و از حقوق مساوی با مرد بهره‌مند است ولی شرایط خاص خودش را دارد که با شرایط مرد، متفاوت است و این اختلاف در متن آفرینش طرحریزی شده و هرعملی برضد طبیعت و فطرت عوارض نامطلوب به بار می‌آورد پس به این نکته باید توجه نمود که مسائل دیگری هم غیر از تساوی و آزادی هست. تساوی و آزادی شرط لازم‌اند نه کافی. پس در ادیان الهی، حقوق یکنواخت برای زن و مرد منظور نشده است، ولی هرگز امتیاز و ترجیح حقوقی برای مردان نسبت به زنان قائل نیست. اسلام با رعایت اصل مساوات انسانها را درباره زن و مرد با تساوی حقوق بین آن دو مخالف نیست بلکه با تشابه حقوقی آنها مخالف است.

طرح  مساله: بیان تئوریک مفهوم مشارکت سیاسی و اجتماعی

در علوم اجتماعی، مشارکت سیاسی و اجتماعی یک فرایند است که بر بنای حضور آگاهانه و فعالانه و نقش آفرینی  فرد به عنوان یک عضو در تمام صحنه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی جامعه تعریف می شود و «مشارکت سیاسی و اجتماعی نیز، عبارت است از  تلاش اعضای جامعه در یک فرهنگ سیاسی و مشارکتی تا صریحا به سوی نظام، به عنوان کل وبه سوی ساختهای سیاسی و اداری و روندهاگرایش پیداکنند./ 2 پالمر مونتی » 

و  در فرایند مشارکت سیاسی و اجتماعی اش عواملی چند مؤثر هستند که از جمله می توان «به میزان سواد و آگاهی مردم، سن، جمعیت، تنوع ساختاری تحرک و تجهیز اجتماعی، رشد اقتصادی، مطلوبیتهای ملی، وحدت ملی، اطلاعات آموزش و ارتباطات اشاره نمود./ یزدانی ، عنایت اله 3»

بدون شک، نیمی از جمعیت جامعه از زنان تشکیل می شود و نیمی از مشارکت های اجتماعی نیز بر دوش زنان است اما آنچه در این مهم ضرورت پیدا می کند، آن است که زنان جامعه، ضمن ایفای نقشهای خانوادگی یعنی همسرداری، تربیت فرزندان و خانه داری، در جامعه خویش نیز حضوری فعال و مؤثر داشته باشند.اما مهم تر از هر چیز باید حدود این و نسبت این مشارکت مشخص شود.آنچه باعث تفاوت مقام زن در شریعت مقدس اسلام و سایر مکاتب بشری است، این است که تعالیم آسمانی ابتدا به جایگاهزن پرداخته و آن را بالاتر از هر موضوع تعریف کرده است اما در سایر مکاتب، این موضوع چندان مهم تلقی نشده و فقط حضور زن در جامعه را پیگیری کردهاست.

سابقه تاریخی

مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان، در تعالیم آسمانی، نقش پررنگی داشته است که زندگی زنان بزرگی همچون حضرت مریم، حضرت خدیجه کبری، حضرت فاطمه و حضرت زینب سلام اله علیهم، نمونه ای از این نقش آفرینی است که بنا به ضرورت، از طریق خطابه، مبارزه و حتی شرکت در میدان جنگ نیز نقشهای مؤثری ایفاء می کردند اما کمتر مورد توجه قرار گرفته است و در نتیجه، نظریه پردازان علوم اجتماعی در دوره های اخیر، سابقه جنبش اجتماعی زنان را از دوران انقلاب فرانسه به بعد می دانند « چنانچه المپ دوگوژ، نویسنده فرانسوی در اعلامیه حقوق زن و شهروند اعلام داشت: «همچنان که زنان حق دارند که بالای چوبه دار بروند به همین سان حق دارند که بالای سکوی خطابه بروند./4 بشیریه ، حسین» و حمید سرداری در این زمینه می نویسید :« در نيمه اول قرن نوزدهم هواداران سن سيمون و فوريه دو تن از سوسياليستهاي اوليه در حمايت از حقوق زنان دم مي زدند. در نيمه دوم قرن نوزدهم تقاضا براي برابري زنان در زندگي اجتماعي و سياسي به صورت بارزي مطرح شد. در انگلستان جنبش سياسي زنان براي کسب حقوق سياسي در سال 1865 آغاز شد. در ايالا ت متحده آمريکا کنگره  زنان در سال 1850 براي دفاع از حق راي زنان تشکيل گرديد. در سال 1869 جان استوارت ميل انگليسي کتابي تحت عنوان اسارت زنان نوشت که مورد اقبال عمومي قرار گرفت و خود نخستين  لايحه براي اعطاي حق راي به زنان را به پارلمان انگليس تقديم کرد. در همين سالها انجمنهاي سياسي زنان در بسياري از کشورهاي اروپايي تشکيل شد. در انگلستان اتحاديه ملي حق راي براي زنان در سال 1867 تشکيل شد و اعتصابات وتظاهراتي براي نيل به اهداف خود به راه انداخت. در آمريکا انجمن ملي حق راي زنان در 1869 تشکيل شد. در فرانسه اتحاديه حقوق زنان در 1876 تاسيس شد.

جنبش سوسياليسم نيز از آغاز براي حقوق زنان مبارزه مي کرد. فريدريش انگلس در کتاب منشا خانواده، مالکيت خصوصي و دولت اظهار داشت که «سرنگوني حق مادري و مادرسالا ري در نتيجه سلطه مردان به معني شکست تاريخي جنس زن بود.» اگوست ببل از سوسياليست هاي اوليه بر آن بود که زنان بايد هم از يوغ سرمايه داري و هم از نظام پدرسالا ري رهايي يابند. جنبش بين المللي سوسياليستي زنان به عنوان جزيي از جنبش جهاني سوسياليسم در 1907 و سپس در 1915 کنگره اي تشکيل داد و خواستار اعطاي حق راي به زنان و مشارکت آنان در جنبش جهاني پرولتاريا شد. جنبش سوسيال دموکراسي آلمان نيز در سال 1891  طي برنامه معروف ارفورت خواستار گسترش حق راي به زنان در آلمان شد. در روسيه پس از انقلا ب، لنين خواستار مشارکت زنان کارگر در قدرت شوراها شد و به زنان حق راي سياسي اعطا گرديد. /5 سرداری، حمید»

در ایران نیز سابقه رسمی مشارکت اجتماعی و سیاسی زنان، به اواخر قرن نوزدهم و بخصوص انقلاب مشروطیت برمی گردد «هرچند که قبل از آن نیز زنان حضوری در فرهنگ و سیاست جامعه داشتند. متأسفانه تا آن دوران، فرهنگ مردسالاری حاکم بر جامعه سنتی ایران دیدگاهی تحقیرآمیز نسبت به حضور زنان داشت و مجال فعالیت سیاسی و اجتماعی را به آنان نمی داد. نویسنده کتاب جامعه شناسی سیاسی، رویکردهایی چون تقیّد به سنتها و آداب و رسوم جامعه مردسالار، محدودیت فعالیت زنان به خانه داری و شوهرداری را از عوامل کارآمد در وضعیت سنتی و غیر سیاسی زنان در جامعه سنتی ایران معرفی می کند/6 بشیریه، حسین »

«روشنفکران عصر مشروطه از وضعيت تحقيرآميز زنان و سلطه مردان انتقاد مي کردند. زنان در برخي جنبش هاي اجتماعي ايران مانند جنبش تحريم تنباکو يا جنبش مشروطه نقش داشتند ليکن بايد گفت که چنين نقشي بيشتر تبعي بود و اغلب در حمايت از گروههاي اجتماعي ديگر مثل علما و روحانيون يا روشنفکران صورت مي گرفت نه آنکه جنبش خاص زنان است. جنبشهاي اوليه زنان در قرن نوزدهم به وسيله گروه هاي کوچک زنان تحصيلکرده طبقات متوسط به راه افتاد و طبعا جنبش توده اي نبود./7، سرداری، حمید »

در متون اسلامی، بیشتر و پیشتر از نقش از زنان، جایگاه و شان آنها مورد توجه قرار گرفته است که نقل جابر در مورد حضرت زهرا سلام اله علیها نمونه آن است « پيامبراكرم(ص) فرمود: جبرئيل نزد من آمد و گفت: "يا اَحْمَدُ لَوْلاكَ لَما خَلَقْتُ الاَفْلاكَ، وَ لَوْلا عَلِيٌّ لَما خَلَقْتُكَ، وَ لَوْلا فاطِمَةُ لَما خَلَقْتُكُما؛ اي احمد! اگر تو نبودي، موجودات را نمي‏آفريدم، و اگر علي(ع) نبود، تو را نمي‏آفريدم، و اگر فاطمه(س) نبود شما دو نفر را نمي‏آفريدم./8، بحرانی، عبداله»  تا زندگي آن حضرت را الگوی شايسته زندگي انسانها برای رسیدن به سعادت دو جهان معرفی کند،  چنان كه «حضرت قائم آل محمد (ص) فرمود: "وَفِي اِبْنَةِ رَسُولِ اللّهِ لِي اُسْوَةٌ حَسَنَةٌ؛ زندگي دختر پيامبر(ص)، الگوي شايسته‏اي براي من است./9، مجلسی»  

قرآن درباره عظمت حقوقي و اجتماعي زن مي‏فرمايد:«با زنها معاشرت نيك و معروف داشته باشيد و زن را چون مرد در مجامع خود راه دهيد ...زيرا ممكن است خير فراواني در اين كار باشد و شما ندانيد» و این معاشرت منحصر به امور خانوادگي نیست،  زيرا ملاك آن در مسائل اجتماعي نيز وجود دارد.

و در سوره ممتحنه می خوانیم:« با گروه زنان به گونه‏اي رفتار كنيد كه عقل و شرع آن را به رسميّت مي‏شناسد و با این قشر عظيم، بدرفتاري نكنيد... اگر نمي‏پسنديد كه زنها از حيات اجتماعي صحيح وسالمي برخوردار باشند، بدانيد كه اين كراهتتان نارواست. تعبير "فعسي أن تكرهوا شيئاً ويجعل الله فيه خيراً كثيرا" در این آيه از تعبير آيه جهاد " ﴿وعسي أن تكرهوا شيئاً وهو خير لكم وعسي أن تحبّوا شيئاً وهو شرٌّ لكم" مهم‏تر است؛ چون جهاد و دفاع امري موقتي است، اما حضور زن در صحنه، هر روز و هميشگي است و همين حيات اجتماعي زن است كه مي‏تواند در فرهنگ و تربيت و جهاد و دفاع سهم مؤثري ايفا كند»./ 10، جوادی آملی»

   امروز، هیچ کس نمي تواند منکر حضور و نقش زنان در جامعه شود، چرا كه نيمي از  افراد جامعه  را تشكيل داده و نقش آنها در رشد و تعالي و جامعه بشری اثرگزار و سازنده است و بسياري از صحنه های اقتصادي، آموزشي و خدمات با حضور زنان به حركت درآمده  و غیبت آنها باعث آسیب در روند این مسیر می شودکه در منابع اسلامي،جایگاه زن در جامعه به روشنی تبیین شده است.

 

اسلام و حضور زن در جامعه

در آیات قرآن، بعد از بیان آیاتی در مقام زن، حضور آنها در صحنه های اجتماع مورد توجه قرار گرفته است و علاوه بر سوره هایی که به نقش زن اشاره دارد، برخی آيات نیز بيانگر فعاليت اجتماعي زنان مي باشد، از جمله:

1/1 ) حضور سیاسی زنان در بيعت با پيامبر (ص):

«يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا جَاءكَ الْمُؤْمِنَاتُ يُبَايِعْنَكَ عَلَى أَن لَّا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئًا وَلَا يَسْرِقْنَ وَلَا يَزْنِينَ وَلَا يَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ وَلَا يَأْتِينَ بِبُهْتَانٍ يَفْتَرِينَهُ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَلَا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ فَبَايِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ» (ممتحنه، 12). «اي پيامبر! هنگامي كه زنان مؤمن نزد تو آيند در حالي كه با تو بيعت كنند كه هيچ چيز را شريك خدا قرار ندهند و دزدي نكنند و زنا نكنند و فرزندانشان را نكشند و هيچ تهمتي را نياورند كه آن را بين دست‌هايشان و پاهايشان بربافته اند و در هيچ [دستور] پسنديده اي نافرماني تو را نكنند، پس با آنان بيعت كن و براي آنان از خدا طلب آمرزش كن كه خدا بسيار آمرزنده و مهربان است» این آيه، بيعت با پیامبر و شرکت زنان در انتخاب رهبر جامعه است که امروزه سیاستمداران، روشنترین مظهر عمل سياسي می دانند هرچند که هنوز با گذشت قرنها، در برخی کشورها مورد پذیرش حاکمان نیست.

2/1 ) دومین نشانه توسعه یافتگی کشورها مشارکت شهروندان در اقتصاد است که از این منظر نیز اسلام، نقش زنان را مورد توجه قرار داده است تا مانند مردان از حق مالكيت و تصرف در اموال خويش، بدون نظارت و قيموميت كسي، بهره مند شود و به اختيار خويش ثروتش را در هر مسیری که تشخیص می دهد، مصرف كند. قرآن كريم در اين زمينه مي فرمايد:« لِّلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِّمَّا اكْتَسَبُواْ وَلِلنِّسَاء نَصِيبٌ مِّمَّا اكْتَسَبْنَ» (نساء، 32) «براي مردان از آنچه كسب كرده اند، بهره اي است و براي زنان [نيز] از آنچه كسب كرده اند، بهره اي است»  که به تعبیر صاحب مجمع البيان براي آيه، «هر كدام از زنان و مردان را از تجارت، زراعت و ساير كسب هاي خود نصيبي است. بنابراين بايد قانع و از قسمت و بهره خداوند راضي باشند». (/،11، طبرسی»

اين آيه نیز به كسب و تلاش اقتصادي زنان در کنار مردان  توجه کرده که از جمله مصداق های مشاركت اجتماعي است  تا اين تصور غلط، كه مالكيت و كسب و تلاش اقتصادي را منحصر به مردان می داند، از بين برود.

و این در حالی است که زن در طول تاريخ هم در ادوار گذشته و عصر جاهليت و هم در زمان معاصر و عصر جاهليت مدرن، مورد بی ‌اعتنايي و بی ‌ارزشي قرار گرفته است. گاه زنان را به هنگام رسيدن به سن بلوغ به عنوان كالا در معرض فروش قرار مي‌دادند و يا به هنگام فوت شوهر، براي رهايي روح او از تنهايي، زنش را با جسد شوهر مي‌سوزاندند و يا او را زنده زنده در گور با او دفن مي‌كردند. در عصر جاهليت مدرن نيز از زن به عنوان ابزاري براي رسيدن به اهداف غير انساني و غير اخلاقي بهره مي‌برند و آنان را از جايگاه حقيقي خود خارج كرده‌ و به نام برابری حقوق زن و مرد ترویج می کنند.

اسلام به عنوان دین کامل  و معجزه رسول خاتم صلواه اله علیه، مسیر سعادت انسان را ئرای قرون و اعصار تصویر کرده است، با وضع قوانين و احكام عادلانه، به مظلوميت و محروميت زنان پايان داده است. آنچه در تعالیم اسمانی مهم است، براي زنان جامعه حقوقي شايسته شخصيت و مقام حقيقي آنها آورده است، وجود زن را لازمه تكامل جوامع بشري معرفي كرده و از زنان تكاليفي متناسب با وضع روحي و جسمي آنها طلب نموده و احكام و قوانين خاصي را براي آنها وضع كرده است، امري كه در مكاتب و انديشه هاي غير اسلامي مورد بی توجهی قرار گرفته است.

زن از نظر اسلام و مکاتب غربی

واقعیت آن است که در تعریف جایگاه و حقوق زن در اسلام و مکاتب الهی، با ديگر مكاتب که ریشه از اندیشه های انسان گرفته است، تفاوت زیادی وجود دارد. نظريه‌ هاي مکاتب بشری همواره با طرح شعارهايی خاص،زن را برابر با مرد معرفی کند که در عمل، ممکن نیست اما در آموزه ‌هاي اسلامی در قالب آيات قرآن و روايات ائمه، هدف ارتقا و احقاق حقوق زنان در جهان بوده است که اين قوانين متناسب با فطرت و سرشت زن و بر محور حقوق انساني تعریف شده است.

اسلام در مرحله اول، عطوفت و مهرباني بين زن و مرد را در نهاد مقدس  خانواده تعریف می کند که باعث رشد ارزش‌هاي اخلاقي در جامعه مي‌گردد. زن كه در دوران جاهلیت قبل از اسلام، باعث ننگ خانواده ها بود، و چون دختري به دنيا مي‌آمد، طايفه‌اي شرمنده مي‌شد و او را زنده به گور مي‌كردند، در جامعه اسلامي به عنصري مهم در رشد و تكامل اجتماع تبديل شد شریعت مقدس، با آداب و سنت‌های غلط و اشتباه به شدت مبارزه کرد تا آنجا که در سوره تكوير آيات 89 مي‌فرمايد: " دختران زنده به گور شده، به كدامين گناه كشته شدند."

اسلام علاوه بر آنکه حقوق زن را محترم شمرده، در بسياري موارد شان و حقوق زن را برتر و بالاتر شمرده است و برايش حقوقي خاص قائل شده است. خداوند در قرآن مي‌فرمايد:« زنان را زينت و پوشش مردان قرار داده است و مردان را پوشش زنان.» يعني بين مرد و زن هيچ فرقي وجود ندارد و آنها با هم برابرند.

دین مقدس، تكامل شخصيت زن و مرد را وابسته به هم می داند و در اين بین هر كس كه تقواي الهي را رعایت کند،نزد خدا ارزشمندتر است.

اسلام به بیان تساوي حقوق زن و مرد پرداخته و متناسب با آفرينش آنها حقوق متناسبي را تعریف كرده است تا به اهداف معنوي، دنيوي و اجتماعي خويش دست يابند، اما اندیشمندان مکاتب بشری قوانين و وظايف مشابه بين زن و مرد را تعریف کنند، كه اين شرایط، باعث تضييع حقوق انسان‌ها و بر هم خوردن نظم اجتماع مي‌شود.

حقوق متناسبي که اسلام بين زن و مرد قرار داده،ايجاد جامعه‌اي آرماني و اخلاقی را هدف گرفته است تا در آن تمامي انسان‌ها در حيات سعادتمندانه خود، زمينه‌ رشد و تعالي اخلاقي جامعه و ديگر انسان‌ها را فرهم کنند و تدوین  حقوق براي چنين اجتماعي، نیازمند آگاهي از تمامي ابعاد و شئونات زندگي فردي و اجتماعي بشر و شناخت كامل از نظام آفرينش است که در  پرتو  احكام الهي محقق می شودکه چون این موضوع در مکاتب بشری میسر نیست، لذا در مورد حقوق زن راه به اشتباه برده است.

آن چیزی که در قرن معاصر با نام برابري حقوق زن و مرد در مكاتب غربي و بشری مطرح مي‌شود، نمايانگر عدم شناخت دقيق از انسان و جهان‌ بيني كامل است که باعث شده تا تمام نظريات و رويكرد هايي كه مكاتبي غير از اسلام مطرح ساخته‌اند به شكست منجر گردد.‏

اسلام با نگرشی مقدس به جايگاه و منزلت زن، نهاد مقدس خانواده و اجتماع بشريت را تحكيم و تقويت می کند تا ‏زن نيز همچون مرد، آزاد باشد. زن نيز مي‌تواند با رعايت شرایط خاص خود در اجتماع حضور داشته باشد و با افزايش علم و دانسته‌ هاي خود بتواند هم بنيان خانواده را تحكيم بخشد و هم در تقويت و پيشرفت اجتماع سهم داشته باشد.12/ اینترنت»              

در مقایسه تفکرات مکاتب بشری و بینش اسلام، درمی یابم که جامعه بشری زمانی می تواند نسبت به مسأله  زن در تمام ابعاد به کمال مطلوب برسد که دیدگاه های اسلام را بدون افراط و تفریط درک کند.

اسلام می خواهد که  زن با رشد فکری، علمی، اجتماعی و سیاسی خود به عنوان یک فضیلتی، برای جامعه بشری به منشا اثر و ثمر  باشد  و همه  تعالیم الهی، بر این اساس تعریف شده است حتی در مورد حجاب که مورد اختلاف است. حجاب، به منظور انزوای زن نیست و چنین برداشتی، اشتباه و انحرافی است . حجاب، تعیین حدود زن  و جلوگیری از تجاوز بی قیدوشرط مرد به حریم زن در جامعه است .

زنان در جامعه اسلامی مانند مردان دارای پایگاه و جایگاه مشخص و مناسب هستند و حتی به حرکتهای اجتماعی و فعالیتهای گروهی دعوت شده اند، و طبق آیات قرآن و احادیث مسئولیتهای اجتماعی یکسان با مردان دارند که نمونه آن،  قرآن می فرماید: و المؤمنون المؤمنات بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و یقیمون الصلوة... مردان مومن و زنان مومن برخی بر برخی ولایت وسرپرستی دارند، به معروف یکدیگر را دعوت  می کنند و از اشتباه باز می دارند و نماز می گذارند ...از خدا و پیامبر اطاعت می کنند،خدا آنها را رحمت خواهد کرد/توبه، 71) . «در این آیه، برای زنان جامعه اسلامی نیز همچون مردان، مسئولیتهای اجتماعی در سطح کلان تعریف شده است، که از جمله آنها، هدایت و برنامه ریزی به امور پسندیده و جلوگیری از ناهنجاریها است که نه یک امر ظاهری که در سطح کلان  در همه زمینه های سیاسی و فرهنگی و حقوقی را شامل شده و تسری پیدا می کند. در وسعت تعبیر امر و نهی در تعالیم اسلام، وسعت نقش آفرینی زنان حاصل می شود تا به مصداق آن، در تمام میدان هایی که  مردان صاحب نفوذ هستند زنان نیز می توانند دخالت کنند .13/ بوترابی»

زنان در آغاز رسالت پیامبر بزرگ اسلام، همپای مردان هجرت کردند و به عنوان پدیده ای اصیل مطرح شد. آنهم در دورانی که زنان از حق حیات هم محروم بودند تا چه رسد که در مسائل اجتماعی حق مشارکت داشته باشند.

در جریانهای اجتماعی نیز زنان مانند مردان می توانند حضور داشته باشند و جریان و حرکت را در جامعه ایجاد کنند. همان گونه که حضرت زهرا(س) در زمان رسول خدا (ص) و امام علی (ع) حاضر شد و یا اینکه حضرت زینب بعد از حماسه عاشورا، در کاخ یزید و بعد از آن پیام نهضت حسینی را فراگیر کرد و یا در دوران معاصر در نهضت تنباکو و صحنه های انقلاب و دفاع مقدس نمونه های فراوان آن را شاهد بودیم.

در تعالیم دینی، فراتر از نگاه و اندیشه کوتاه زمینیان، قبل از حضور زن، شان او به مراتب یادآور شده است و اگر در جامعه حضوری داشته است، به نشانه از شان اوست و حتی رسیدن به مقام عصمت که در شان پیامیران و امامان است، در شأن زن نیز هست که در وجود بانوی آُسمانی، حضرت زهرا (س) و زینب (س) تجلی پیدا کرده است.

بخشی از حضور اجتماعی حضرت زهرا (س)، مبارزه آن حضرت در حسّاسترین دوران تاریخ است در زمان آغاز انحراف جامعه پس از رحلت نبی اکرم صلی الله علیه و آله ، به عنوان مهم ترین و محوری ترین حرکت سیاسی جامعه محسوب می شد. « هنگامی که او تعدّی غاصبان خلافت را به حریم ولایت و امامت دید، با تمام قوا و با روش های خود، برای دفاع از این حریم وارد عرصه فعالیت های سیاسی شد و در طول 75 روز (و به قولی 95 روز) همچون پروانه وجود خویش را برای تثبیت امامت، فدای ولایت کرد. امام خمینی رحمه الله در بیان عملکرد آن حضرت و درک عظمت آن حضرت چه زیبا فرمودند:«زنی که هر کس با هر بینش، درباره او گفتاری دارد و از عهده ستایش او نیز برنیامده. احادیثی را که از خاندان وحی رسیده به اندازه فهم مستمعان بوده و دریا را در کوزه ای نتوان گنجاند و دیگران هر چه گفته اند به مقدار فهم خود بوده، نه به اندازه مرتبت او/14، امام خمینی»

در جامعه‌ای كه پيامبر(ص) ايجاد كرد و مدينةالنبی نام گرفت تمام اقشار جامعه صاحب کرامت بودند و باید در فرآیند جامعه پذیری نقش آفرینی کنند و در اين ميان نقش حضرت فاطمه(س) به عنوان الگو و نماد زن در جامعه نبوی، ترسیم کننده نقش زن در این جامعه بود.

اندیشه های بشری، در فهم نقش عمومي زن، به اشتباه رفته است و تمام مسؤوليتهاى زن را در نقش «مادر بودن» می پندارد هرچند که این برداشت را به ساير جنبه هاى اجتماعى او نیز تسری می دهد و از وظايف اجتماعى هود بسيار فاصله ميگيرند.

در ديدگاه اسلامي، هر انسان داراى تواناييهاى ويژه أى است كه در سايه آن ميتواند در ابعاد اقتصادى، سياسى و يا اجتماعى كمك كند. نميتوان نقش زن را در زندگى اجتماعى ناديده گرفت اما سوال در چگونگى شركت زن در مسائل اجتماعى است.

مثلا به معرفی ملکه سبا می توان استناد کرد كه خداوند در قرآن به معرفى زنى ميپردازد كه فرمانرواي سرزمينى را به عهده دارد . (سوره نمل)  ملكه سبا به مشاورانش مي گويد: سليمان نامه ای براى من فرستاده است و مردان مشاور نيروى بدنى خود را به او عرضه كردندولیکن بلقیس به دنبال مشورت و نيروى فكر وانديشه آنان بود. چرا که بلقیس می دانست، پادشاهان چون به شهرى در آيند آن را تباه و عزيزانش را خوار ميگردانند، پس برای شناخت سلیمان ارمغانى به سويش فرستاد و منتظر بود كه فرستادگانش با چه چيز باز ميگردند.

ملكه سبا به خوبى با شرايط آشناست. او می خواهد بداند آيا سليمان (ع) پيامبر است و يا يكى از پادشاهان ميباشد؟  چراکه اگر پادشاه باشد ، شيوه برخورد مناسب با خود را ميطلبد واگر پيامبر باشد ، شیوه ای دیگر.

هنگامي كه هديه به سليمان رسيد و ملكه سبا به ويژگى هاى سيلمان پى برد، حقيقت را دريافت و با تمام وجود گفت :  اينك  با سيلمان در برابر خدا  و پروردگار جهانيان تسليم شدم .

اين داستان حكايت از آن دارد كه زن  نیز مي تواند به گونه رهبرى امت را به دست گيرد. و اسلام نقش زن را محدود نميكند هرچند که تبیین این مساله نيازمند تحقيق گسترده است و در طول تاريخ اسلام، ميتوان نمونه هايى  از این دست بسیار يافت و به تعبیر روشن، زن مسلمان زني است که تعهدي برابر با مرد دارد و در ساختن جامعه اسلامي شریک مرد است و مجموع حقوق زن با حقوق مردان توازن دارد و زنان بايد به دنبال حقوق خود باشند

پس زندگي حضرت فاطمه(ع) که در تمام نقش‌هاي زندگي فردي، خانوادگي و اجتماعي الگوي موفقي براي جامعه بشريت بوده است، الگويي شايسته براي زنان جامعه امروزي نیز هست.

حمید سرداری در پژوهشی می نویسد: « پژوهش هاي موجود حاکي از اين است که برابري سياسي زنان با مردان در جوامع امروزي بيشتر جنبه حقوقي دارد تا واقعي. موانع گوناگوني بر سر راه مشارکت سياسي زنان وجود دارد. جنبش  سياسي زنان وقتي به معناي واقعي کلمه ظاهر مي شود که خودجوش، رقابت آميز، گروهي، سازمان يافته و مبتني بر ايدئولوژي مناسب و خاص جنبش زنان شود. در صورتي که مشارکت زنان در زندگي سياسي به تحريک گروه هاي اجتماعي ديگر (به ويژه به خواست مردان) صورت گيرد، غيررقابتي باشد يعني براي تاييد مواضع قدرت مستقر انجام شود، فردي و پراکنده باشد، يعني به صورت جنبش گروهي و سازماندهي جمعي صورت نگيرد و به ويژه اگر بر وفق علا يق و اخلا قيات مردانه ظاهر شود يعني  مبتني بر «ايدئولوژي کاذب» مردانه باشد، به معناي واقعي کلمه مشارکت سياسي زنان نخواهد بود...چنانکه در جوامع غربي نيز رفع اين موانع زمينه مشارکت سياسي زنان را گسترش نداده است. .. در واقع در نگرش هاي ليبرالي نسبت به مشارکت زنان در زندگي سياسي تاکيد مي شود که زنان بايد خودشان را با واقعيت زندگي سياسي سازش دهند و خصال «مردانه» لا زم را کسب کنند. از سوي ديگر در نظريات سوسياليستي و فمينيستي ضمن پذيرش عدم الفت طبع زنان با واقعيت قدرت به معناي رايج در جوامع مدرن صنعتي تاکيد مي شود که راه حل نه تغيير در خصلت زنان بلکه تغيير در ساخت قدرت و مالکيت است/15 ،حمید سرداری»

 نقش زن در جامعه اسلامی:

به استناد تعالیم الهی، زن به عنوان بخش پرورش دهنده جامعه، نباید از ایفای نقش اجتماعی محروم شود، چرا که باعث کاهش رشد اجتماعی او می شود و این چنین جامعه، به رشد و اعتلا  نخواهد رسید.

یک جامعه از افرادی تشکیل شده که دارای تربیت و فرهنگ های متفاوت از خانواده های متفاوت هستند که در تعامل با هم، آداب و سنت ها و نظام ها و قانون های خاصی را به وجود می آورند و در اثر این پیوندها ، ماهیت اجتماعی پیدا می کنند.

پس سعادت و سلامت هر جامعه در خانواده ها پی ریزی می شود و انتقال ارزش و هنجارها به عهدةخانواده ها به خصوص مادر است. پس می توان نتیجه گرفت که جامعة سالم نیازمند مادران سالم است و جامعة فرهنگی، دینی و ارزشی، جامعه ای است که مادران آن از بینش و تفکر سالم فرهنگی، دینی و ارزشی برخوردار باشند اما اندیشه های غربی،  با نگاهی زمینی، به حضور زن با رفتاری مشابه مردان در جامعه سفارش می کند و این تفکر را به گونه ای  تبلیغاتی تزریق می کند تا به بهره کشی از زنان بپردازد بدون آنکه جایگاه او را تبیین و تعریف کند.

 نقش زنان در دوران معاصر :

اگر آغاز حضور اجتماعی زنان را از  جنبش مشروطه  بدانیم،نمونه های فراوانی از این حضور در تاریخ روایت شده است. مثلا به نقل از روایت های تاریخی می رسیم : « هنگامی که مخالفت بادولت آغاز شد و مردم در مسجد شاه بست نشستند ، زنان عهده دار مسئولیتهای مهمی بودند. آنان ضمن همراهی با مردان برای آوردن علما به مسجد، مسئولیت حفظ جان علما را هم بر عهده داشتند. یکی از زنان به نام زن حیدر خان تبریزی و گروهش وظیفه داشتند در موقع شلوغی با چماقهایی که در زیر چادر خود پنهان کرده بودند از جان علما محافظت کنند . در مهاجرت صغری هم همراه با سید محمد طباطبایی و سید عبدا… بهبهانی زنان نیز حضور داشتند. همان طور که میدانیم عین الدوله سعی می کرد مظفر الدین شاه را در بی خبری قرار دهد در چنین شرایطی زنان برای آگاه کردن شاه از وضع موجود پیش قدم میشوند و هنگامی که شاه برای دیدار امیر بهادر به منزل وی میرفت، فرصت را غنیمت شمرده و گرد کالسکه او را میگیرند و فریاد میزنند:” ما آقایان وپیشوایان دین را می خواهیم... ای پادشاه اسلام اگرروس و انگلیس با تو طرف شوند ،شصت کرور ملت ایران، به حکم این آقایان جهاد می کنند. حتی در جریان آزاد کردن شیخ محمد واعظ از عاملان فعال مهاجرت صغری زنان نقش زیادی را ایفا کردند به طوری که ما شاهد درگیری آنها با سربازان هستیم .در مورد تحصن در سفارت انگلیس هم زنان تصمیم به مشارکت گرفتند.در همین جریان تحصن در سفارت انگلیس زنی یک دسته اسکناس به حاجی محمد تقی نامی می دهد و میگوید: این پول را خرج متحصنین کنید ...اوج مخالفت محمد علی شاه به توپ بستن مجلس بود. دراین حادثه وقتل عام مشروطه خواهان ،تنها زنان جرات یافتند پیکر جوانان مجاهد را از زمین بردارندوبعد از استیلای مجدد مستبدین،منزل عمه ی میرزا جهانگیرخان صور اسرافیل محل استقرار مشروطه خواهان بود./15، اینترنت»

دین اسلام پیروانش را به کار و کوشش و سود بردن از امکانات بیشتر برای تولید ثروت و رشد توسعه جامعه با رعایت اصل عدالت برای همگان تشویق می کند. از نگاه اسلام کارگر فعال و غیر فعال و تولید کننده تلاشگر بر مصرف کننده غیر متکی به خود ارجح است. متون تاریخی علاوه بر فعالیت اجتماعی، زنان در عصر پیامبر در فعالیت اقتصادی متنوع نیز مشارکت فعال داشته اند . برای نمونه؛ زینب دختر جحش اسدی در صنایع دستی شهرت داشته است. همسر عبدالله بن مسعود صاحب حرفه دستی بوده و به وسیله این کار به همسرش عبدالله هم کمک می کرده است. قیله انماری تاجر بوده و درباب داد و ستد از پیامبر راهنمایی می گرفته است. حولاء زنی بود که در مدینه عطاری داشت. ملیکه ثقفی عطر فروش بود. سعیره اسدی پارچه بافی داشت و از پشم و مو پارچه درست می کرد. خاله جابر بن عبدالله انصاری نخلداری می کرد و شفا دختر عبدالله قرشی، خالده دختر انس انصاری و اسنا دختر عمیس صاحب حرفه  و مشاغل بوده اندو درباره شغلشان از پیامبر اجازه گرفته اند.

تشابه حقوق زن در اندیشه غربی یا تساوی در اندیشه های اسلام

تفاوت اندیشه  های اسلام و غرب، در نوع نگاهی که به کرامت انسان می شود.اندیشمندان غرب، تشابه زن و مرد در همه ابعاد ترویج می کند که با توجه به نوع خلقت آنها، امری غیرمنطقی و  گاه غیرممکن است.

« دین اسلام زنان را از حقوق مساوی با مردان برخوردار می داند نه حقوق مشابه. در اسلام، مساوات اصلي ترديدناپذير و قلمرو آن بسيار گسترده است و در همه مسائل زندگي و در رابطه با همه انسان ها جاري است. اما فمينيسم به جاي تساوي، تشابه مرد و زن را در اين امور دنبال مي‌كند كه خسارت‌هاي جبران ناپذيري را وارد نموده است. /16 /مطهری)

زنان در عصر پیامبر در تمام صحنه های اجتماعی حاضر بوده اند. زنان صحابی در مسایل اجتماعی و مستحدثات مستقیما از پیامبر گرامی خدا سوال می کردند و مانع و واسطه ای در کار نبود. در روایتی که ابن اثیر در «اسد لغابه» و ابن حجر در «الاصابه» آورده است پیامبر از پوشیدن نقاب برای زنان منع فرموده است.در عصر پیامبر زن از حیث حقوق اجتماعی، خود را در برابر مردان می دانست.

قرآن کریم در سوره احزاب ایه 35 می فرماید: «خدا برای مسلمان و زنان مسلمان و مردان مومن و زنان مومن و مردان اهل طاعت و زنان اهل طاعت و مردان راستگوی و زنان راستگوی و مردان شکیبا و زنان شکیبا و مردان خدای ترس و زنان خدای ترس و مردان صدقه دهنده و زنان صدقه دهنده و مردان روزه دار و زنان روزه دار و مردانی که شرمگاه خود را حفظ می کنند و زنانی که شرمگاه خود را حفظ می کنند و مردانی که خدا را فراوان یاد می کنند و زنانی خدا را فراوان یاد می کنند آمرزش و مزدی بزرگ آماده کرده است.»

مكتب اسلام بالاتر از تساوي، توجه ويژه‌اي به زنان نموده است. طبق برخي احاديث، حتّي در نگاه كردن افراد نيز بايد مساوات رعايت شود. مساوات در خانواده و در برخورد با فرزندان نيز مورد تأكيد قرار گرفته است/ـ شيخ حرّ عاملي، وسائل الشيعه، ج 21، ص 487 و 514.

و بالاتر از آن، دختران و زنان را مقدم نموده است. از اين رو، پيامبر اسلام(صلي الله عليه وآله)مي فرمايند: «من دخل السوق فاشتري تحفه فحملها الي عياله... وليبدأ بالاناث قبل الذكور...» آنكه بازار برود و ارمغاني بخرد و به خانه ببرد، در تقسيم از دختران آغاز كند. / 17، شیخ صدوق)

و در جاي ديگر مي‌فرمايند: «سووا بين اولادكم في العطيّه فلو كنت مفصلا لفصلّت النساء او البنات«با فرزندانتان به مساوات رفتار كنيد. اگر مي‌خواهيد به كسي افزون ببخشيد، به زنان بيشتر ببخشيد./18، شیخ جواهری)

آن حضرت در جاي ديگر مي‌فرمايند: «خيركم، خيركم لاهله و أنا خيركم لاهلي» بهترين مردم در دين باوري كساني هستند كه نسبت به همسرانشان مهربان تر باشند و من از همه نسبت به خانواده ام مهربان ترم. اين روش پيامبر معيار برتري ايمان اسلامي است./19، شیخ طوسی)

محدودیت یا ممنوعیت ورود زنان در بعضی عرصه ها از دیدگاه اسلام به این معناست که بار تکلیف در این عرصه ها از دوش زن برداشته شده است.اسلام حقوق زنان را با طبیعت و خلقت تکوینی و خصوصیات فطری آنها متناسب و هماهنگ می داند.

برخورداری زنان از حقوق مشابه با مردان باعث ظلم به زنان و پایمال شدن حقوق آنها و نگاه ابزاری به زن می شود./ 20، اینترنت»

.در اندیشه اسلام نظام آفرینش و خلقت انسان و جهان بر یک طرح قبلی وبرنامه هدفدار استوار گشته است وجهان از مبدا به سوی هدفی حکیمانه در حرکت است و هیچ موجودی بی حساب خلق نشده وتنوع وتفاوتدر راستای اهداف حکیمانه آفرینش است.

احکام اسلام و ادیان آسمانی،از روی حکمت و ناظر بر سعادت انسان است و به همین جهت است که حتی گستره قانون الهی به امور فردی و عبادی محدود نمیشود بلکه به همان سان درامور اجتماعی نیز جریان دارد در حالی که اندیشه غربی و سکولاریزم٬ غیر از این را هدف گرفته است.

« آنچه از خلال زندگانی زنان صدر اسلام برای ما به دست می آید، تصویری از صراحت و جسارت زنی است که به ارزش های اخلاقی جامعه اش ایمانی راسخ دارد. عرف و سنن را بدون مکر و نفاق می پذیرد. دارای عزت نفس و استقلال رای است. نسبت به خویشان تعصب دارد و نسبت به همسرش وفادار است. از جامعه، عدالت و حسن معاشرت می خواهد در عین اینکه از دنیای مردان برکنار نیست، به آنچه در اطراف خود در جریان دارد هوشیارانه می نگرد و با اعتماد به نفس و تکیه بر آرا استوار خویش، در سرنوشت اجتماعی اش، نقش دارد. در جمع بندی نهایی در عصر نبوی زنان حضور فکری داشتند و بدون آنکه مستقیما در اداره جامعه وارد شوند در فرهنگ و تحولات جامعه اسلامی ایفای نقش می کردند. در عصر علوی به علت رشد شرایط اجتماعی و تحمل پذیرش بیشتر عملا زن به حوزه اداره نهادها و مراکز فکری هم دست یافت و خود را برای به عهده گیری مناصب سیاسی آماده می کرد. ولی با پایان عصر راشدین جامعه اسلامی به مسیری دیگر قدم نهاد و به رویکردی خلاف گذشته میل نمود.

در عصر امویان عملا زن در مثلث مال و قدرت وارد شد و گونه ای ابزاری و بی بهره از قدرت در اختیار قدرت قرار گرفت و گام سوم که اتمام و اکمال عصر نبوی و عصر علوی (راشدی) بود برداشته نشد. عصر عباسیان گرچه در تسامح و تنوع گرایی و پذیرش اقوام و نژادها و زبان ها بی تعصب بود اما در حوزه زن همان شیوه عصر اموی را پیمود و عملا زن ضمن قرار گرفتن در دایره تشکیل مثلث قدرت، مال، زن در کسب جایگاه سیاسی اجتماعی توفیقی کسب نکرد. از همین رو این پژوهش  رفتار و کردار حکومتی امویان و عباسیان را نه به عنوان رفتار اسلامی می شناسد و نه در امتداد عصر نبوی و علوی قلمداد می کند. البته در این که تغییراتی که در داخل جامعه اسلامی رخ داده به علت گرایش مسلط حاکمان اسلامی بوده و با بهره گیری از تبلیغ و ترویج در ذهن جامعه جا باز کرده و به صورت سنت و عادت در آمده جای هیچ شکی نیست./ 21، آیینه وند»

نتیجه گیری

فرهنگ اسلامي و ادیان الهی، چون از منبع لایزال الهی که منشا ایجاد خلقت است، سرچشمه گرفته است پس جامع شرایط حیات طیبه و سعادتمند اوست و هرجا حقی را مطرح کرده است، وظیفه و مسئوليتی را برای صاحب حق نيز قائل شده است که در مورد زن و مرد نیز استثنا نشده است. يعني زن هم حق دارد که همه بايد به آن تعهد داشته باشد و هم يک وظیفه و مسئوليت دارد که نمی تواند نسبت به خانه و جامعه بی تفاوت باشد.

با تتحقیق و تفحص در متون دینی به ویژه شریعت مقدس اسلام، به این نتیجه می رسیم که ادیان الهی ، بزرگترین خدمت را نسبت به زن داشته است چرا که شخصیت و آزادگی زن را احیا کرده است و حقوق طبیعی او را به رسمیت شمرده است با این تفاوت که در قوانین اسلام بر اساس قاعده"کل ماحکم به الشرع، حکم به العقل" هم روحیات و فطریات زن و مرد را مورد توجه قرار داده است و هم اینکه آنها را از طغیان و عصیان علیه دیگری برحذر داشته بلکه هردو را مایه آرامش دیگری خوانده است و به این وسیله بنیان اصلی جامعه یعنی خانواده را تحکیم بخشیده است.

قرآن در موارد متعدد زن و مرد را به معرفت و شناخت دعوت کرده است و آنها را به تکریم یکدیگر فراخوانده است و این اصلی است که در اندیشه دینی و الهی اساس همه نظریه ها قرار گرفته است اما در اندیشه بشری، مورد غفلت قرار گرفته است.

با توجه به تعالیم قرآن و سیره رسول اکرم صلواه اله علیه و امامان معصوم علیهم السلام می توان ضرورت حضور زن در جامعه را مورد تاکید قرار داد اما این حضور نیازمند شرایطی است که نمی توان نسبت به آن بی توجه بود چرا که حضور سازنده زن و مرد را تصویر می کند نه حضور نمایشی زن به عنوان ابزاری در اختیار بازیگران عرصه جامعه آنگونه که غربیها ترسیم می کنند.

زنان جامعه با خودآگاهی اجتماعی، شناخت نقش و مسؤولیت خویش،باید از زمینه های مشارکت خودو دیگر شرایط لازم آگاه شوند تا  با فرایند جامعه پذیری سیاسی زنان وآموزش آگاهیهای ضروری و مبنائی سیاسی و اجتماعی، به استحکام و تقویت هویت عمومی زنان کمک کنند.شرط اول حضور زنان در جامعه، تبیین تعالیم و باورهای دینی است که خود نیازمند  پاک کردن باورهای منفی و غلط نسبت به زنان است.ضرورت حضور فعال و مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان در فرهنگ عمومی باید در قالب یک باور فرهنگی درآید و در سایه این عوامل، میزان مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان در جامعه افزایش یابد. و خلاصه کل انچه در تعالیم اسمانی آمده است، حضور زن نه یک نقش نمایشی و ابزاری که زن به عنوان بخشی از جامعه بشری باید در جامعه حضور داشته باشد اما این حضور تابع شرایط ، حقوق و وظایفی است که نباید نسبت به آن بی توجه بود. حضور زن در جامعه، یک حضور نقش آفرین و اثربخش است.

راهکارها:

1-    گمشده نسل امروز ، چه زن و چه مرد، جهل و نادانی است که بنا به فطرت الهی خود دنبال نوجویی و پاسخ به پرسش های خود هستند که اندیشمندان غربی با آگاهی از این موضوع، برای رسیدن به اهداف خود، با پاسخهای خود، جلب توجه کرده وآنها را در مسیرهایی که خود ترسیم کرده اند همراه می کنند، بنابراین متولیان فرهنگی، نیز باید حقیقت معارف اسلامی را بیان کنند و در این مسیر باید از همه ابزار پیشرفته استفاده کنند در حالی که هنوز کتاب های درسی و دینی ما، چندان به این مهم توجهی نشان نداده است.

2-    برگزاری مراسم مذهبی و آیین های دینی، باید فراتر از ظاهرسازی های مرسوم انجام شود. باید حقیقت اعمال دینی به روشنی تصویر و ترسیم گردد پیش از آنکه ابزاری برای شک و تردید در وجود نسل جوان شود.به عنوان مثال، مراسم محرم باید فراتر از شور عاشورایی، به گونه ای برگزار شود که مردم به شعور عاشورایی برسند ، آنسان که مردم باور کننند آنچه را امام حسین علیه السلام در ظهر عاشورا فرمود: "ایها الناس، نافسوافی المکارم و سارعوا فی المغانم" مردم باید باور کنند که راز سعادت بشری کلام امامی است که در هجوم شمشیرهای آخته لشکریان یزید فرمود: "من جاد ساد" یا آنکه حضرت زهرا سلام اله علیها به فرزندان خود می فرماید: "الجار ثم الدار"

3-    حقیقت تعالیم دین و سیره ائمه معصوم علیهم السلام، تربیت نسل بشریت است، انسانیت انسان در گرو آگاهی به آن حقیقت است و فضیلت او جایی است که خود را به اراده باریتعالی گره بزند و این مرحله کمال است. خلاصه تعالیم دین، پرورش است به معنی ایجاد فضیلتها و خصلت های نیکو، رفتارهای سنجیده برای "به زیستن" درکنار همنوعان تا بدانجا که " خیر الناس" رسول مکرم اسلام به "انفعهم الناس" مشروط می شود. و تا این تعالیم ساده اما اساسی در جامعه بشری تعبیر و تبیین نشود، نه تنها حضور زن در جامعه بلکه حضور مرد هم در جامعه اثری نخواهد داشت و راه رسیدن به این مهم، اصلاح مسیر حرکت جامعه است . باید متصدیان فرهنگی و امر دین، مانع خرافه پردازی، کسانی شوند که در منبر مردم را به توهم می اندازند و یا در کتاب های خود، حقیقت دین را  تحریف می کنند.حقیقت شریعت مقدس که در تعالیم ائمه معصوم ترسیم شده است، یک عبارت بیش نیست " کل ما حکم به الشرع، حکم به العقل" درس دین، موضوع غامض و پیچیده نیست، همین عباراتی است که عقل بدان حکم می کند فقط کافی است به آن توجه کنیم. نزدیک ترین راه، مصحف شریف قرآن کریم است. بسم اله الرحمن الرحیم، که خدای ما بخشنده و رحمتگر است، پس ما نیز اینگونه باشیم و دیگران را به این امر متذکر شویم، که روشن ترین نقش زن ومرد در جامعه است و شروع آن از خانه .

منابع و مراجع:

1-    مطهری، مرتضی، اسلام و مقتضیات زمان، نشر صدرا، صفحه13

2-    پالمر مونتی و لاری اشترن، نگرشی جدید به علم سیاست، ترجمه منوچهر شجاعی، (تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، 1371، ص103 و 102.

3-    یزدانی ، عنایت اله، پیام زن،اسفند 1375، شماره 60 ، صفحه 36

4-    بشیریه، حسین، جامعه شناسی سیاسی،تهران، نشر نی، 1374، ص290

5-    - حمید سرداری

6-   http://mardomsalari.com/template1/News.aspx?NID=28091

7-    بشیریه، حسین، جامعه شناسی سیاسی،تهران، نشر نی، 1374، ص291.

8-حمید سرداری    http://mardomsalari.com/template1/News.aspx?NID=28091

9-علاّمه شيخ عبداللّه بحراني، عوالم العلوم، ج11، ص26

10-علاّمه مجلسي، بحارالانوار، ج53، ص180

11-جوادی آملی، عبداله، زن در آینه ی جلال و جمال،صص285-286

12-طبرسي، مجمع البیان، 5 /26

13-اینترنت http://m3657z.blogfa.com/post-371.aspx

14-بوترابی، خدیجه ، جایگاه اجتماعی و سیاسی زن در اسلام ،  دایرة المعارف تشیع، ج 8

15-امام خمینی در جستجوی راه از کلام امام رحمه الله ، دفتر سوم: زن، چ دوم، تهران، امیرکبیر، 1363، ص 129

16-http://mardomsalari.com/template1/News.aspx?NID=28091

17-مطهری، مرتضی، نظام حقوق زن در اسلام، ص 143ـ144

18-شيخ صدوق، امالي، ص 672.

19-شيخ جواهري، جواهرالكلام، ج 28، ص 183.

20-شيخ طوسي، مكارم الاخلاق، ص 216.

21-http://azmoonnews.com/ArticelDetail/3054

21-آیینه وند، صادق، مجموعه مقالات سی سال با تاریخ

22-حسینی طهرانی، سید محمد حسین، لمعات الحسین، صدرا،1407 ه

 

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد