امروز چهارشنبه, 02 اسفند 1396 - Wed 02 21 2018

https://telegram.me/emamemobin

منو

تفسیر و علوم قرآنی

شخصیت حضرت زهرا از دیدگاه مستشرقین در تاریخ اسلام

سوسن امیری سامانی

درایین ایران کهن   اموزه هایی مطرح است که  بی ارتباط  با حکمت عالیه شیعه نیست .ومقایسه بین این دو باعث میشود  که تاریخ  معنوی شیعه  را بیشتر ادراک کنیم و  باعث مطرح شدن بیشتر اسلام ایرانی  از دیدگاه حکمای اسلامی  و اثبات    حقانیت ان میشود و سهروردی اولین کسی  بود که اسلام ایرانی را و فکر احیا ی  خرد و حکمت عالیه ایران قدیم   در عالم اسلام را دنبال میکر ده است شخصیت شناسی ازدیدگاه  حکمای ایرانی  و حکمت ایرانی  باعث می شود تجربه  وجودی ان  خیلی دست نیافتنی  نباشد  وخالی از ابهام نیز نباشد  و حتی میتواند نمایانگر  این باشد که حکمت ایرانی که    قدمت ان به قبل از اسلام می رسد  بیشتر نشان دهند ه ازلی و ابدی بود ن  شخصیت  حضرت  فاطمه است وبا ظهور اسلام این شخصیت  تنها تولد جسمانی کرده است وتولد روحانی  او قدمت بسیار طولانی تری دارد.ظهور وتوسعه شیعه احیا  حکمت عالیه اسلام است  حکمت عالیه شیعه  عالی ترین  صورت فلسفه  باطنیه اسلام است  و ارتقاء مذهب رسمی شیعه و دولتی  صفویان در قرن شانزدهم  حاصل ان بودکه تابه زمان  ما اجرای  اداب  و انضباط  محرمانه و سری را  بر پیروان شیعه  شدیدکرده و دقیق تر میگرداند اگر معرفت پیامبرعنصر  ذاتی اسلام  است در حکمت شیعه  معرفت  امام نیز به ان افزوده  می شود درکنار وظیفه  ارشاد الهامی نیز وجود دارد و این وظیفه امام  است  پس  از  دور پیامبری  (  دائره النبوه)که با حضرت محمد(ص) خاتم پیامبران  بسته و ختم شد  دوره اشنا کردن به اسرار الهی ( دائره الولایه ) لازمست  دایره کنونی  تحت هدایت  و حکومت   معنوی  دوازدهیمن امام  قرار دارد  امام غائب  که در دلها حاضر  وظاهر ولی از حواس غائب است

 

 طرح حکمت اشراق  زمین ایران  و فرشته اسفندیار مذ را  به ما عرضه میکند که در عالم مثل جهان نفس  یا ملکوت  مقام دارد ما بدین منوال جهانی  سه جانبه  داشتیم  جهان انسان خاکی  که موضوع حواس است   جهان نفس  یا ملکوت  که عالم تصور  و خیال  است و جهان عقول  محض یا جبروت که موضوع  معرفت عقلانی است در حکمت الهی  شیعه  وشیخیه عالم دیگر ی  مانند انچه  نزد ابن عربی و جود دارد بر این سه عالم افزوده میشود  و این عالم لاهوت است  ولی خصوصیت  مذهب شیعه این است که خصوصا این عالم  لاهوت را به عنوان  موجد هیئت چهارده معصوم  (ع) درک میکند و این عالم  اهنگ ارض ملکوت را به گوش ما می رساند  که در ان توالی درجات  است و این توالی درجات  که کاربرد اصیل و تاویل ویا تفسیر  معنوی را مقدمه خود می سازد به همین جهت درذات ما فوق  جهان محسوس حضرت فاطمه(ع)به عنوان عضو هیئت برتر از بشر چیزی وجود دارد  مانند مبحث ارض برتر از فلک  و از طریق  این ارض برتری فلک ما را به اندیشه نوعی  سوفیا شناسی  شیعه می بردکه به ما امکان میدهد ازنو چیزی را که سوفیا شناسی  مزدائی   سابقا در شخص فرشته زمین  مشاهده می کرد درک کنیم.در مورد وظیفه ارشادات الهامی امام و مسئله دائره الولایه  مسائلی در ادبیات دینی ما از طرف بعضی نویسندگان مذهبی  بیان شده است که اکنون بهترین فرصت برای مطرح کردن انهامیباشد و اینکه شالوده  هدایتهای معنوی  ائمه نیز براین مسئله استوار است ودرکنار شناخت جضرت فاطمه این موضوع نیز باید درنظرگرفته شود یا به بیان دیگر این که زمینه درک امامت به صورت باید باشدشاید مطرح کردن ان در این مقاله بیربط باشد ولی  اساس  شناخت و ارتباط با معصومین   را باید  بدرستی ارزیابی کرد وشناخت

امامت از دیدگاه مرحوم دکتر رجبعلی مظلومی

ایشان درکتاب راهی به سوی تعلیم و تربیت اسلامی که به نظرمی رسد شیوه ای نوین برای تربیت اسلامی است  میگویند  زبان اساسی  تبلیغ در اسلام بایدچگونه باشد و چگونه . است که در سالهای  اولیه ظهوراسلام با امکانات و محدودیتهای  تبلیغی و تعداد کم  مبلغین دینی  وشدت جاهلیت  جامعه عرب  اسلام منتشر  میشود  و انسانهایی نه با ایمان سطحی  بلکه با ایمان  های عمیق  پرورش پیدا میکنند دلیل ان این بود که با زبان دل و جان  با جانها سخن میگفته اند  و قبل از ان که محفوظات  را به ذهن ها بسپرند  فهم و تفکررا درانها  بیدارمی نمودند  و پیش از ان که به دانسته ها اکتفا کنند  انان را به تربیت و عمل  وا میداشتند  وقبل ا زگفتار با عمل  و رفتار  تعلیم میدادند کم می گفتند  و همه نافذو قابل درک  

ایشان در قسمتی دیگرازکتاب  راهی به سوی تربیت اسلامی راه  دیگر برای دریافتهای  عمیق دینی که بهترین زمینه درک امامت میباشدرا شناخت  حس مشترک میدانند مردم  قدیم بخاطر  دریافتهای                       مختلف  که زمینه درک ا ن رانمیدانستند گاه که از شامه غیر از بوئیدن شناختهای  بسیار دیگر را در مییافتند بو را به شنیدن نیز منسو ب میداشتند گاه به حواس  باطنی  غیر از  حواس ظاهر  معتقد میشدند وبررسی علمی  این مسئله جای تامل دارد و بسیار ضروری است ایشان  درقسمت تعلیم و تربیت و اهمیت ان  می نویسند  در دین علمی سوای تربیت نیست   تربیتی جدای از علم نیز نیست هم چنان که پیامبر چنین بود هم عالم بود هم مقتدا هم اسوه و امام و سراج ونور بود خداوند هم علیم  است وهم رب  و این دو نیز یکی است  به این جمله معصوم  دقت کنید ( از ما دریافت کن تا از ما شوی )(ص 31راهی به سوی تربیت اسلامی  )در جای دیگرمینویسند اصولا کتاب سازنده نیست  و از نظر اعطای علم  هم علم  خام میبخشد  علم  بی روح وخشک و جامه علم  مناسب  حافظه  علم مناسب  هوش ونه علم مناسب  دل و  عقل  است تعلم زنده با علم پخته  علمی که از دهان  مرد عالم همراه با اعتقادش  یا روحش  و جود و احساساتش و صفاتش و با اشاره  ایماهایش و هزار نشانه از تمتع  زندگی و سالهای گذشته او است جامعه ای که حاصل علمی شان از علم خام است چیزی جز خود محوری و غرور نتیجه ای  ندارد در تاریخ نیز رابطه شیعیان  را با امام بریدند  و حالتی ایجادکردند که هرکس ازامام  سخنش را بشنود و امامتش را بداند  و شخص او را رها کند در حالی که رسالت  منهای  رسول و امامت  منهای  امام  همه بی معنا است (ص 291و292راهی به سوی تربیت اسلامی  )ایشان  د رمراتب تحول انسانی  می نویسند  رسول  خد ا می فرماید امرایمان ولده علی بره بالاحسان  والتالیف والتعلیم و والتادیب  این چهار اصل  به دنبال یکدیگرهستند  احسان – الفت –تعلیم- تادیب  بعدها  جای  تادیب را تربیت گرفت  علم مناسب تربیت بعد از عمل کردن حاصل میشود  و انچه  پیش از تربیت است حکم حق است و رسالت و انچه همراه ان است اقتدا و تاسی  ماموم است بر امام حق  پس1- احسان و الفت  -برای امادگی  روحی کودک  واستمداد خوب بودن است 2-تعلیم  همراه با تادیب  برای مصداق  وجودی یافتن فطرت خوبی پسند فرزند خوب ماندن او3- تربیت  برای خوبتر شدن  و صلاح و رشد او  -مصداق کمال جستن  وقتی مانعها از بین برود و موجهه  ممکن شود و مواجهه  بین مصداقها عرضه ا ش با معیارهای فطری  موجب  تصدیق میشود ودل را به خود میپذیرد و معرفت  عاطفی  پیدامیکند و ایمان ایجا د میشود  و در این حرکت  دل این حرکت و تلاش  را یافت و هم سلامت  هم رشد وقوت و تعالی بیش  تحصیل میشود و همراه  با تحول  دل که مرکز نفس است نفس نیز سلامت و رشد می یابد و گاه  بشارت و شهودی لازم دارد که این  شهود نباید قطع شود شهود  با ارائه  اسوه ها این اسوه هارا برای تحصیل  لیاقتها  برگزینیم  اسوه  مادر خوب همکلاسی خو ب  رهبر خوب  (ص 312 و313راهی به سوی تربیت اسلامی)

در جای دیگرمینویسند  انبیا مظاهر ذات الهی هستند  از حیث  ربوبیت  ان برای مظاهردیگر و ایجاد  عدالت در میان انهامیباشند.... نبوت  دایره ای است تمام و کمال  و بردوایر  متناهی و متفاوت دیگر از حیث  حیطه اشتمال  داشته  و معلوم گردید  که ظاهر تایید و قوه قدرت و تصرف و علوم و جمیع انچه را از ولایت  باطن نبوت است و به عامه و خاصه منقسم میگردد و ولایت عامه و بر جمیع انان که به خدا ایمان اورده اشتمال دارد و ولایت خاصه  بر واصلان اهل سلوک   (ص 119 جلد 1)

علامه طباطبائی  در کتاب معنویت شیعه می نویسند  به نوعی دیگر این مسئله را تحلیل میکنندمقایسه ای بین الوهیت مسیحی و اسلامی و انحراف انها در سقیفه بنی ساعده و تحریف مسیحیت بعد از قرون وسطی به عمل اورده است

 

علت این انجراف بدین قرار است  که بدست اوردن کرسی خلافت توسط ابوبکر مشابه تحریفی بود که در مسیحیت بوجود امد  تحریف  این قرار بود که مقام الوهیت برای مسیح قائل بودند و این انکار ماورا ماده را به دنبال داشت  و چون الوهیت  منشا همه مسائل  اعتقادی و عملی است و هر معنویتی  را با مادیت  توجیه میکرد و هر طریقه حکومتی اگر چه طریقه دینی باشد همین که خاصیت  مادیت گرفت  محکوم قوانین طبیعت میشود  و این مسئله  باعث انحطاط اخلاقی و زندگی  مادی غرب است و وضعیتی که در کرسی       خلافت بوجود امد  این بود که جریان وحی به  پایان رسیده بود وباید در اتخاذ  تصمیمات به اجتهاد و صلاح دید خود عمل کنیم و اگر در امری اشتباه  کردیم تذکر داده شود اشتباه مارا اصلاح کنید در صورتی که در سوره مائده ایه 24 امده  قران  کتابی است گرامی  که باطل  از پیش و پس  به ان راهی ندارد این موضوع مقام خلافت را همدوش  مقام نبوت و رسالت  میکرد با این تفاوت که  نبی  اکرم تنها در امور مسلمین اختیاراتی  داشت که طبق مصلحت هر گونه تصمیمی  مقتضی را نگیرد  اما درمتن  احکام  و قوانین  خدائی  حق کمترین  تصرف  را نداشت واین وضع احکام  و قوانین  دینی  را اعم  از عبارات و معاملات  تنها از نقطه نظر اجتماعی و استنباطات حسی  اعتبار میداد  و قوانین عملی  وحتی معارف  اعتقادی اسلام را پدیده هائی  معرفی میکرد  که بر اساس  زندگی  مادی مردم قابل درک است استوار نمود  و به این ترتیب  حیات معنوی  اسلام  از نظام عالی و موقعیت  واقعی خود تنزل کرد و وارد مرحله اجتماع شد  و  در حصار  ماده محصور گردید در صدر اسلام  با وجود  این که اوازه اسلام  در انتشار بود اما اثری از پیشرفت فرهنگ اسلام  از راه  بحث و کنجکاوی نیست و کوششهایی که در راه جهاد  به کار برده شد یک صدم  ان در راه فرهنگ به کار برده نشد در اصول  معارف ان همه مسائل  دقیق و حیات علمی  را با ساده ترین  فهم عامیانه  تلقی  مینمودند  و شعاع تعلیم و تربیت ان روز از مرحله  حس وماده تجاوز نمیکرد(معنویت شیعه از علامه محمد حسین طباطبائی )

 

نقش جضرت فاطمه ازدیدگاه مستشرق فرانسوی  هانری کربن

حقیقت ازلی و ابدی  فاطمه زهرا (ع) از دیدگاه فلسفه ایرانی

هانری کربن درکتاب ارض ملکوت  دیگاه خود را درباره جضرت فاطمه ازنقطه  نظر  شیخ اشراق  بیان میکند  شیخ اشراق برای  فرشته مونث زمین مرتبتی عظیم  ذکر میکند  نام سپنته ارمئیتی که در ایران  میانه   پهلوی  به سپندارمذ تفسیر می گردد و فرشتگان زمین به دور او مانند صورت فلکی نظام یافته اند  همینطور  که میدانیم در نظام جهانهای معنوی او  پس از نور قاهرنخستین  فرشته  که صادر از نورالانوار  است به نام مزدائی  سنتی  تعریف شده(0وهومنه ) و هیئتی  از موجودات  نوری بیشمار که همان انوار معقوله پاک و بدون تعلق با هر نوع جسم مادی  قرارداردوجود دارد   که این جهان جبروت است  برخی جوهر های نوری برخاسته از این عالم  در قبال یک نوع مادی  که خلق الهی  انان است  مشیتی الهی  را به عهده میگیرد  و برخی نقش نفس ها را ایفا میکند که به طور موقت  یا همیشگی  جان بخشیدن به جسم های مادی را انجام میدهد جمع اول فرشتگان  مثالی یا فرشتگان  انواع ( امهر سپندان ) مثل افلاطونی که سهروردی  در زمینه  همین فرشته شناسی  تعبیر و شرح کرده است وجمع دوم نفوس افلاک  و ارواح انسانی  است را تشکیل میدهد در جمع فرشتگان  انواع  اسفندیار مذ ، نمایان است شیخ اشراق در اوستا  برکار و وظیفه سپنته ارمئیتی  تاکید کرده است یعنی کدبانوئیه . فرشته زمین  اسفندیارمذ مشیت قلمروهای طبیعی را به عهده دارد که در ان  عنصر زمینی  تفوق  دارد زمین همان است که در خود میپذیرد .انبوه اثرات  عقوله  کروبیان  بر حسب مدارج وجودی  و خلق معقوله تجلی میکند اثرات  اجسام اسمانی  که این عقول به واسطه   نفوس  نیروی محرکه انند بر طبق توالی حوادث و خلقتی  که به حواس درک میشود تجلی میکند. سهم کدبانوئیه  که موجب میشود زمین ما با فرشته اسفندیار مذممثل گردد چنین است. قدرت تفسیر و تاویل میتواند جمیع تمثیلات به مثال  را اعتبار  و ارج بدهد مثلا نام اسفندیار مذرا در اثار سهرورد ی و سوفیا ی کیش  مزدا را باز مییابیم  و این بصورت یک     پدیدارمعنوی به شکلی دیگر  خود را نشان میدهد  ومیتوان گفت که فقط صورتی است که مثال مجسم در وجود سپنته ارمئتی   است ازان ارتفاعی که بتوانیم به ان بنگریم، شاید لازم باشد  از صورت مثالی ازلی  سخن بگوییم  مثل  اینکه به اوج اهنگهای  فرعی  فزونی یابنده رسیده باشیم اگر به اهنگ  بم به صورت اصلی گوش فرا دهیم این مهین فرشته  مونث،زمینی  برتر از فلک است  که مقام و امتیازسوفیای الهی را حاصل کرده  همان است که به ما تکلیف کرده اند او را در عالم لاهوت مشاهده کنیم  یعنی حقیقت ابدی و ازلی  فاطمه زهرا.

فاطمه لوح محفوظ است

 

.زهراسرانجام  فاطمه  هیئیت لاهوت  را کامل کرده و بدان  هم کمال می بخشد و هم بنیاد . او از ارض ملکوت بیشتر و ارض مافوق ملکوت است وجودهای هیئت لاهوتی  تنها درشکلهای ظهوری  خود که ظروف تجلی  انها هستنسد قابل دید می باشند  در این حال کار صورتی که بذاته زمین فوق ملکوت است مقدم خواهد بود  پس بدون شخص فاطمه (ع)نه تجلی امامت وجود خواهد داشت نه ولایت  امام زیرا  هیئت های وجودهای  نوری همان مکان غیب الهی است زوج علی و فاطمه  تجلی  عقل و نفس در عالم خاکند عقل مانند چوبی است که در ان صورت مجسمه ظاهر شد یا مثل جسمی است مثالی ، جرم اختری  و درونی خورشید است  عینی در برابر  ادراک بشری و درقبال صورت شهود خود که  هاله نورانی تابش  و جلوه ان است مقام فاطمه مانند  صورت مشهودخورشید  است که خورشید  بدون ان تابندگی ندارد بلکه عوالم بانور فاطمه  تشکیل شده است پس میتوان  از نوعی  عقلانیت  عالم سخن گفت که منبع ان  در ذات ازلی  جضرت فاطمه است .او سه وظیفه دارد  زیرا که صورت تجلی است  عین روح (نفس )ائمه و عتبه (باب)است که ائمه نور خودرا از ان در یافت میکنند  زیرا  وصف  و معنی از نظر هستی با صورت  مرتبه یکسان دارد  و صورت همتراز نفس است  چرا که این عقل و نفس است که  صفت و معنی را عطا میکند و سراسر  عالم نفس  و راز معانی که نفس  میدهد خود همان عالم و راز حضرت فاطمه است وی سوفیا  است یعنی عقل  و قدرت الهی که همه چیزرا در می یابد نور الهی است که همان عوالم را نور باران میکند به همین سبب است که شخص سرمدی  او که راز جهان نفس است  بیان وظهور ان هم هست و بدون ان مصدر  خالقه  ناشناخته می ماند و تا ابد در پس پرده غیبت می ماند به عبارت دیگر   مرتبت وجودی ائمه در وجود  سرمدی انان است به  هر تصور   و درک به هر وسیله  و تعریف مخلوقات ، صورتی برتر از عالم محسوس  میدهد درحالی که  مرتبت حضرت  فاطمه  همان مرتبت تجلی انان است چرا که مرتبت وجود ی  او همان مرتبت نفس است در هر مرتبه  از وجود .و نیز مرتبت  وجودی  فاطمه  صورت دوم کلیت  مدراج معرفت و حکمت عالیه ، بدان درجه  از تمامیت است که مقام و تقوم  پیامبران  از نظر معرفت خدا به معرفت انان از جضرت فاطمه منوط است وحی ها و قدرتهای پیامبران  گذشته ناشی از حضرت فاطمه  است زیرا حضر ت فاطمه  لوح محفوظ است . بر حسب روایت ،جبرئیل که  به نزد انبیاء میرود به واسطه سه فرشته  عزرائیل و اسرافیل و میکائیل  وحی ها را به انها میرساند میکائیل  بخشی و حصه ای ازمعرفت که در لوح محفوظ است دریافت میکند که شان و مقام و موقع   فاطمه سوفیای  به عنوا ن قلب جهان  روحانی  فوق عالم تعیین می شود  

نقش حضرت فاطمه درتجلی  امامت

 

  برای ادراک هیئت شیعی و نقشی که فاطمه (س) در ان به عهده دارد لازمه اش این است که  بدانیم همه عوالم  مظهر یکدیگرندعالم لاهوت که در عالم خاکی  به ظهور میپیوندد اسمان و زمینی را دیدارمیکنیم  نه زمین و اسمانهای  جهان ما علم لاهوت دربعد زمان خاکی  ظهور  میکند و پیوند مییابد و دراین بعد تاریخی  یافتن بنیادی که توالی  ان را با ساختمان هیئت مذهبی قابل تجانس  میگرداند اساسا تفسیر و تاویل  باطنی خواهد بود یعنی کشف  مفهوم حقیقی  و نهفته ان تاریخ معنوی  که در ورای شرح حوادث  صوری نمایان  است یعنی دیدن اشیاء  در عالم هورقلیا  که این از پیمان الستی  درسوره 7 ایه 171امده  این سوال اسرار تجلی  ازلی الهی است و جودهای معصومین  به ترتیب  مطابق  ترتیب پاسخ های  خود به پرسش  های  خود به  پرسشهای ازلی   ظهور میکنند همانطوریکه  افلاک مشهود زاییده   تجلی  الهی است  که به ترتیب  ازپیامبر شروع تا امام دوازدهم خاتمه

شخصیت شناسی حضرت فاطمه از دیدگاه قران

در اصطلاح عالمان اسلامی   حضرت زهرا رالیله القدر مینامندو اینکه هرکس بتواند مقام وجودی حضرت فاطمه رادرک کند لیله القدر رادرک کرده است و سر مستودع میباشد و راز راز هاست

در قران ایاتی است  که معنی کامل انها را تنها مفسران اهل معنی  تاویل  شیعی درک میکنند مثلا در ایه سوره 74 ایه  35تا 39 خدا اعلام میدارد کلا و القمر .والیل اذا ادبر  . الصبح اذا اسفر  انها لا حدی  الکبر  .نذیرا للبشر   این نشان در بین نشانهای اعظم و اکبر   همان حضرت فاطمه در بین  چهارده معصوم  (ع)است و اینکه این وجود ی که  به توسط وی هستی عالم خاک  به صورت سپیده دمان زمین  مافوق اسمان است  خود تجلی ذات الهی است شیخ اشراق چنین فاطمه را بیان میکند  که وجودی است  که  در ازل مونث قبل ازخلق زن او نفس عالم خلقت است نفس هر مخلوق یعنی  ان بخش تشکیل  دهنده وجود بشری که بذاته در برابر ادراک و وجدان تخیلی   به صورت وجودی   مونث   نفس عرضه میوشد وی  وجود   مونث  ازلی  درنوع بشر است و  به همین سبب مثال ارض ملکوتی میشودو وی همان است که   که اسما و صفات الهی  راکه در ذوات   تجلی یافته اند  در امامان  در افلاک هیئت لاهوت ظهور میکندو متجلی میسازد  .

در سوره 16 ایه 74وسوره 30 ایه 20فاطمه را به عنوان نفس بشر به صورت مونث درک می کنیم  به این صورت که انچه ا زمونث  افاده میکنیم  در درجه  نخست کلیت وجودهای  عوالم امکان است    جمع  مخلوقات از عین نفس  از روح ائمه اطهار  موجود شده اند و از پهلوی چپ انها  پدیدار  گشته اند که وضع عوالم وجود ی   خلقت نسبت به ائمه اطهار  وضعی مونث دارند  و ائمه نیز از نفس پیامبر  خلق شده اند  که چندین ایه این مطلب را افاده میکند  خلق لکم  ممن انفسکم    ازواجا  -والله  خقل  لکم  من انفسکم ازواجا  زوه 16 ایه 74 و سوره  30 ایه  20  از این نظر  ائمه زوجات پیامبرند  و بالاتر از این از انجا  که ولایت  چیزی  به جز  از ولادت معنوی نیست  وقتی  سخن ازمادرمومنان  به معنی  حقیقی ان  میرود باید ازمعنی حقیقی واین کلمه مادر  ائمه را اافاده کرد  در واقع به توسط انان است که این  ولادت معنوی و روحانی صورت میگیرد به این علت هست که  پیامبر میگوید من و علی و پدر و مادر این امت هستیم بنابر این از یک جانب  ائمه نفس   پیامبر و وسیله و علل فاعلی خلقت هستند  وجود مونث  پیامبر  که بوسیله  ان ولایت  تمامیت میپذیرند و مقام موجودی نفس  و عالم  واقع  نفس است همان مقام  و والای فاطمه، نفس میباشد  ائمه  به عنوان  کارگزاران  تکوین عالم  مذکرند  چرا که  خلقت نفس انان است  و به عنوان  عاملان خلقت  معنوی ، یعنی از نظر شان و ظیفه  ولایت مونث  اند  زیرا  که نفس هستند و نفس ، فاطمه  است  زیرا  که فاطمه  تجلی  هیئت متعالی  است و به همین سبب  است که نقش امامان  در زمینه تجلی  محرم واسرار غیب  کردن ولایت  بدرستی به درجه فاطمی بودن انان است سوفیایی بودن انان را با امانت  فاطمیت

انها ترجمه میکینیم  و مفهوم  وصفی که به عنوان  فاطمه –فاطر  فاطمه – خالق  به فاطمه داده اند  چنین است (ص 120کتاب ارض ملکوت از هانری کربن ترجمه ضیاء الدین دهشیری )

در سوره نور ایه  36 در باره این که خانه فاطمه   محل بهتر ین تربیت  انسانها  تاریخ و وخانه عبادت و نیایش  است به طوری که  در باره این خانه    

خداوند ایه نازل کرده است فی بیوت  اذن الله ان ترفع  و یذکر  فیها اسمه  یسبح  فیها بالغدو و الاصال یعنی چراغ هدایت و نورالهی  در خانه  عبادت اویخته  است خانه هایی  که خداوند  اجازه  داد ه رفه خیشویغ المقام باشند ودر ان خانه ها همواره  صبح و شام نام خدا برده می شود ( مقام لیله القدری جضرت فاطمه ص70از اصغر طاهر زاده )

درسوره واقعه ایه 79 قران را نور میدانند و ائمه که قلبشان قران است  نیز نور هستند

بسیار ی از مفسران   ایه  37 سوره نور را   را به حضرت فاطمه نسبت میدهند  لاتلهیهم  تجاره و لا بیع عن ذ کرالله  تجارت  و خرید و فروش و(دنیا ) و هیچ چیز  انان را از یاد خدا باز نمیدارد یعنی  فاطمه  درمقامی  است که هیچ چیز  وهیچکس  در دل او نیست  و لحظه ای  جز به ذات  احدیت به جای  دگر توجهش معطوف نمی باشد  یکسره  دلبستگیها  را بریده  وتمام هوش و فکر  خود را در یاد و ذکر   خدا خلاصه کرده است

 

 

ایاتی از قران که مفسران  بر  حضرت فاطمه تاویل کرده ند

 درمورد ایه رضی الله عنهم و رضوا عنه (حشر32) ایه ای است   که  خداوند در  تایید  تمام کارها ی  حضرت  فاطمه   نزد  خدا و رسول اورده است و فرمایش   خداوند  که فرمود ارجعی  الی ربک راضیه مرضیه  از شخصیت والای او سخن گفته است (فرهنگ فاطمیه  ص 326 فاطمه الزهرا   نوشته مهدی  نیلی پور ص 271)محمد بن ابوبکر میگوید  وقتی ایه   وما ارسلناک کمن قبلک من رسول  نازل شد من گفتم ایا فرشتگان  با غیر  از پیامبر  نیز سخن میگویند امام فرمود  فاطمه زهرا ملائکه رامیدید  و ا زانها حدیث میشنید ولی پیامبر نبود(بحار  جلد 3  ص  79)

ایاتی که در شان حضرت فاطمه نازل شده

سوره کوثر وسوره احزاب   ایه 33 انما یرید الله  لیذهب عنکم الرجس  اهل البیت  و یطهر کم  تطهیرا  همانا خداوند است که اراده  کرده  هر گونه ناپاکی  و پلیدی را از شما اهل البیت  دور گرداند و شما  را به طهارت ابدی وطاهر و پاکیزه گرداند  3- سوره دهرایه  7-8  به نذر خود وفاکنید  و از روزی که عذابش گسترده است  می ترسند و غذای   خود با با انیکه بان نیاز دارند به  مسکین  و یتیم  و اسیر می دهند 4-سوره قدر  5- سوره توبه  ایه 119 از کسانی   که ایمان  اوردید از مخالفت  خداوند  بپرهیزید  و با راستگویان   باشید  ثعلبی  ار امام باقر روایت کرده که در باره این ایه فرمودبا راست گویان باشید یعنی  با ال محمد باشید (که محور زهرای  مرضیه است )(فضائل  فاطمه زهرا  عطیه صادق کوهستانی )  درسوره ابراهیم  ایه 24و 25

فاطمه کلمه الله

فتلقی ادم من ربه کلمات  فتاب علیه

 سوره بقره  ایه 37پس ادم از پروردگار خود کلماتی اموخت که موجب پذیرفتن توبه ی او گردید  زیرا خداوند  مهربان و توبه پذیر است سیوطی  روایتی از ابن عباس نقل میکند که گفت از رسول خدا سوال کردم ان کلماتی که    حضرت  ادم از پروردگارخود  فرا  گرفت  و به وسیله ان توبه او مورد قبول واقع شد  چیست  فرمود سال بحق  محمد و علی  و فاطمه  والحسن والحسین  اال تبت علی فتاب علیه ادم با این کلمات از خداوند درخواست کرد توبه اورا  بپذیرد  به      حق محمد  و علی وفاطمه وحسن و حسین  وتوبه ی مرا قبول  فرما   پس خدای تعالی  توبه ی او را پذیرفت ( ینابیع الموده ص 97 باب 24)و با توجه به ایه مذکور و روایات انسان میتواند درک کند که فاطمه زهراعلت خلقت است بعنی همانطور که حضرت محمد و علی و حسنین  علت خلقتند حضرت زهرا نیز یکی از علت  افرینش است

د رایه 124 سوره بقره  هنگامی  که پروردگا ر چضرت ابراهیم  را با کلماتی امتحان کرد   وان کلمات را تمام کرد در این ایه نیز مرا د  ازکلمات  گنج تن ال عباهستند

همچنین د رایه 23 سوره شوری  بگوای پیامبر  من برای انجام  رسالتم  پاداشی  از شما نمی خواهم  مکر مودت با خویشان نزدیکم که از پیامبر  سورال خویشان نزدیک شما چه کسی هستند حضرت درجواب فرمودند علی فاطمه  و امام حسن و امام حسین است اما حافظ ابوشیخ ابن حیان  در کتاب  الثواب  از واحدی  روایتی از امیراالمومنین نقل میکند که ایه قل لا اسئلکم علیه اجراالا  موده فی  القربی  ر ا قرائت میکند و  می گوید در نتیجه هر کس که به ولایت فاطمه ایمان نداشته باشد  مومن نیست ( فاطمه الزهرا گفتار علامه امینی  حبیب چاییچیان ص28)

در ایه  73 طوره احزاب  انا عرضنا الامانه تعلی السماوات  و الرض و و الجبال  فایینان یحملنها  و اشفقن  و منها حملها  الانسان  انه کان  ظلوما جهولا  ایه مذکور  نیز از ایاتی است که در اثبات ولایت  حضرت  فاطمه میتوان  از ان استفاده نمود امانتی  که خداوند به اسمانها و زمین عرضه کرد و انها زیر بار نرفتند  و نیز همان امانت و ولایت  پیامبر  اکرم و و علی وفاطمه و حسنین  وائمه بعد از ان میباشد ( همان ص34)

فاطمه  همچون باب حطه 

در سوره  بقره ایه 58  چنین امده ،و به یاد اورید  وقتی  که گفتیم  وارد این قریه شویدو از  نعمت های ان تناول کنید  و ا زان درسجده کنان داخل گردید و بگویید خد ایا از گناه  ما در گذر  تا از خطای شما درگذریم و بر ثواب نیکوکاران شما بیفزاییم، سمهودی  این ایه را در باره ی اهل بیت  دانسته این معنا  که اهل بیت هم چون  سفینه نوح و باب حطه  بنی اسرائیل  که موجب  مغفرت  و ریزش گناه بوده است از باب تشبیه است این حدیث از ابوذر  و ابو   سعیدخدر ی نیز نقل شده است  و در روایت ابو سعید  جمله  من دخله  غفرله اضافه شده است ک هر کس  در این باب داخل شود امرزیده است چون طبق حدیث کسا  محور  اهل بیت است لذا از ام مصداق  باب حطه است ( نورالدین هیثمی  مجمع البحرین  ج6 ص333و332)

فاطمه مجاهده و شافعه است

حسکائی  ازامام باقر  روایت کرده که    فرمود فاطمه محور  ما اهل بیت است و ایه  3 سوره عنکبوت  هم در  باره ی ما اهل بیت نازل شده که هسته اصلی ان فاطمه است(شواهد التنزیل ج1)

فاطمه   مرج البحرین

 در سوره رحمن  ایه 22 الی  19اوست که دو دریا را به هم امیخت  میان ان دو دریا برزخ فاصله ای  که تجاوز  به حدود  یکدیگر  نمیکنند الا ای جن و انس وکدامین نعمتهای خدایتان را انکار میکنید ا ز ان دو دریا لولو و مرجان گرانبها  بیرون اورد سیوطی  از ابن عباس  روایت اورده که وی میگفت مرج البحرین مراد علی و فاطمه است و بینهما  برزخ لایبغیان  مرا از برزخ جضرت رسول است( ایه مباهله)و لولوومرجان حسن و حسین هستند

در سوره ال عمران ایه 55به طور صریح و اشکار ندا میدهد که  بر اینکه  پیامبر هنگامی که با نصاری  نجران  مباهله  فرمود جضرت فاطمه زهرا نیز در این مباهله شریک بوده اند  قل تعالو  ندع ابنائنا  حسنین  ع و دو معصوم  انفسنا  پیامبر و علی  و یک معصومه  نسائنا  ما بین انها  که از نساءمنحصر است  به این وجود مقدس  و با توجه  به این مطلب  که مباهله  ابتهال و نفرین  کردن با نصارای نجران  یک کار عادی نیست  و با طن و مرد عادی  نمیتوان اقدام به مباهله کرد وطرف مقابل  را مغلوب  و رسوا نمود بلکه مرحمت  جضرت  جق تبارک و تالی بوده باشند  و حضرت  صدیقه  سلام الله  علیها  نیز یکی از ان شخصیتهایی است که مشمول  این ایه شریفه است و این از مسلمات است (فاطمه الزهرا گفتار علامه امینی  ص 19)

حکمت یعنی معرفت امام

یکی  از  منظرها و زوایایی  که  بحث حکمت در ان  می شود  مربوط به سوره کوثر است  انا اعطیناک الکوثرای ر سول  ما تو را  عطای بسیار  بخشیدیدم زیراحکمت به معنای خیر کثیر است کوثر هم به همین معنا  است قران میفرماید  من یوته  الحکمه  فقد اوتی  خیرا کثیرا  هر کس  را حکمت بدهند  معلوم میشود خیر کثیر است  که یکی از ان کوثر است  که هر کس   با نگاه ظاهری  به قران میتواند بفهمد  انا اعطیناک الکوثر  فصل نماز  نماز در قران امیرالمومنین   هستند علیه السلام   هستند باطن کوثر  حضرت فاطمه زهرا  سلام الله علیها  هستند میفرماید ما کوثر میدهیم  شما هم نماز بدهید  و  در تفسیر این روایت که  لو لا یخلق  الله علی ابن  ابی طالب  ماکان  لفاطمه  کفوه اگر  خدا علی  ابن ابی طالب ( ع ) را نمی افرید  فاطمه  شبیه و نظیری نداشت  که اگر   جضرت علی نبود برای حضرت فاطمه  همسری نبود پس معامله پایا پا ی است  فاطمه زهرا   درمقابلش  حضرت  علی (ع)کوثر در مقابلش نماز  است کوثر به معنای  خیر کثیر و حکمت است  درمقابلش  میگویند  نماز است ( بر گرفته از گزیده های سخنرانی های مذهبی  از استا د علی موسوی )

 

و این روایت که خداوند نور حضرت فاطمه را قبل از خلقت  اسمانها و سزمین   افرید  گفته شدمگر او انسان نیست  فرمود او انسیه حورا است (دختری حوری صفت )است که خداوند او را درصلب  ادم به ودیعه  نهاد و از صلب من او را خارج ساخت پس هرگاه مشتاق بوی بهشت  میشوم  دخترم فاطمه رامیبویم

در معنای زهرا  چنین امده است که به معنی درخشیدن است وصدیقه کبر ی  از این جهت  به زهرا اشتهار یافتهاست که از سیمای  محجوبش  نور بر عالم  می تراویده است کما این که در حدیث  در این وجه تسمیه امده است که  اذا قامت فی  محرابها زهر نورها  لاهل السما کما یزهر   نورالکواکب لاهل الارض  یعنی .: چون  فاطمه  در محراب  خود به نماز میایستاد  نورش برای اهل اسمانها چنان میدرخشید  که نور ستارگان برای اهل زمین  (مناقب شهر اشوب  ج 4 ص 112)

 

 

در حدیثی دیگر  امده است که چون هلال  ماه رمضان  پدیدار  میشد و فاطمه  درنقطه ای ایستاده بود نور وجود  او چنان  بود که بر هلال غلبه میکرد و ان را از نظر مخفی میکرد (مانندستارگان  که در طلوع خورشید  نمودی ندارند )وهنگامی  او از انجا می رفت  ماه پرتو افشانی میکرد(بحارالانوار  ج 43 ص 12 ح 6)

نور فاطمه همان نوربهشت است

زمانیکه خدا بهشت خلق کرد با پاره ای از ان نورزهرا را خلق کرد

و  روایت فاطمه بضعه منی  با توجه به این حدیث  معنی خاصی میدهد و میرساند که نورفاطمه  پاره ای از همان نور است  واگر اسلام را به صورت جامع میخواهید  باید ازنور  فاطمه  و     پدر فاطمه و شوهر فاطمه  و اولاد فاطمه  به صورت جمعی  بهره مند شوید یعنی پاره ای ازنبوت محمدی، فاطمه است  وپاره ای  از ان  نیز امامت است(بحارالانوار  ج 43ص44)اگر این حدیث را از دیدگاه  حکمت ایرانی بررسی کنیم به این صورت ان زمین نوری که  چون زمین وحی و الهام به  عرضه میدارند را باید به فراست دریابیم اگر به مدارج بالاتر  به هیئت لاهوت  فرارویم  فاطمه –سوفیا زمین ما فوق ملکوت است زیرا که روح و نفس ویا صورت هیئت متعالی است و اینکه نفس مومن و  یا جسم روحانی او  زمین  بهشت او است و درهمین  زمین هورقلیا است که  امام غایب  هم اکنون بسر میبرد در این صورت  رابطه نمونه و مثال  صوفیانه که نفس و ذات مومن شیعی  را با فاطمه  -سوفیا  مصدر  اول  امام دوازدهم (ع)متصل میکند  رابطه  ای که مومن شیعی را عهده دار نقش حکمی  حضرت فاطمه می گرداند ( ارض ملکوت هانری کربن  ص 124ترجمه ضیاء الدین  دهشیری )

ه

 

روایات مبتنی بر شخصیت شناسی حضرت فاطمه زهرا

بعضی از روایات  به نوعی  بر فلسفه ایرانی اسلامی دلالت میکند مثلا این روایت که  شیخ کلینی از حضرت  صادق  علیه السلام  روایت کرده ست که فرموود  در روی زمین  گیاهی  اشرف و پرمنفعت تراز  خرفه نیست و از سبزی  فاطمه  سلام الله علیه ست پس فرمود  خدا لعنت کند بنی امیه  را که  نامیدند خرفه را به بقله الحمقاء به  جهت  بغض و عداوتی  که با ما و فاطمه  داشتند

سمیت  فاطمه  فاطمه لان الخلق  فطمواعن کنه معرفتها  یعنی  فاطمه را فاطمه گفته اند برای اینکه مردم همگی  از شناخت  کنه ذات او بدورند

مقام فاطمه در غامض  علم الهی

روایت داریم که امام عسگری به نقل از پدد بزرگوارشان می فرمایند  هنگامی           که ادم وحوا داخل بهشت فردوس اعلی شدند   چشمشان  به خانمی  افتاد که بر بساطی  از بساطهای بهشت نشسته و برسرش تاجی از نور  و در دو گوشش دو گوشواره  از نور است و از نور جمالش بهشت ها نورانی است ادم پرسید محبوبم جبرائیل  این خانمی  که بهشت ها از نور جمالش  بر افروخته  و نورانی کیست جبرائیل  گفت او فاطمه  دختر  محمد  پیامبری  از فرزندان  تو است ک در اخرالزمان  میاید سپس    ادم پرسید  این تاجی  که بر سر ش هست چیست   عرض کرد شوهرش علی ابن ابی طالب است پرسید  دو گوشواره اش  که به دو گوشش اویخته  شده چیست  عرض کرد دوفرزندش  حسن وحسین  هستند  سپس  ادم فرمود  محبوبم جبرائیل  اخلقو قبلی  ایا ایشان قبل از من خلق شده اند عرض کرد  هم موجودون  فی غامض علم الله قبل ان تخلق باربعه  الاف سنه  یعنی انها  چهار هزار سال پیش  لز افرینش  در فشرده علم الهی  موجود بوده اند ( بحاالانوار  ج 43ص 52)

مقام لیله القدر ی جضرت فاطمه زهرا

  روایتی از امام جعفرصادق  است  در مورد شناخت حضرت فاطمه است

 که می فرمایند   من ادراک فاطمه  حق  معرفتها فقد ادرک لیله القدر  یعنی هر کس ان طورکه  باید وشاید فاطمه  را شناخت مسلما شب قدر را درک کرده است پس  چون  ایشان حقیقت  قبل از اسمان و زمین است  باید انسان  به واسطه معرفت و ارادت  به او از زمینی بودن  ازاد شود   ایشان یک وجود غیبی غیر محسوس است اگر ان مقام را بیابیم  یکی از حقایق عالم را دیده ا یم  سیر از عالم محسوس به معقو ل به وسیله ذات فاطمه زهرا  را سیر به سوی دین و دینداری میگویند به همین جهت  پیامبر   خدا نقش فاطمه را قسمتی  ا ز وظیفه رسالت  و نبوت میداند . و می فرمایند  فاطمه بضعتی  منی یعنی فاطمه زهرا پاره و قسمتی  ازموضوع نبوت من است  نبوتی که امده است  انسان ها را اسمانی کنداین روایت  ما رابه شناخت ایشان دعوت میکندو این نکته  منجر  به درک شب قدر میشودشناخت شب قدر یک معنویت خاصی میخواهدو اگران را درک کنیم تمام ملائکه و روح بر قلب  نازل میشوندبنابر این  روح مقدس فاطمه   مثل شب قدر است  یک روح پنهان و پر ظرفیت ودرک ان امادگی میخواهد اما شناخت او راهی است برای ادراک  شب قدر .و اماده شدن  برای پذیرش  نزول ملائکه  و روح بر قلب خود

روایتی  فوق العاده  مهم و حیرت انگیز از پیامبر  اکرم (ص)که ان جضرت فرمود  ان اله تبارک و تعالی  لغضب فاطمه  و یرضی  لرضاها  همانا خداوند تبارک و تعالی  غضب میکند  هنگامی  که فاطمه (ع)به خشم  اید و راضی می شود انگاه که او را  راضی  و خشنودگردد و در روایت دیگر میگوید یا فاطمه خدا با غضب تو غضب میکند  و با  رضای تو راضی میشود با توجه به اینکه  هر بشر حالات  مختلقی دارد و درهر ساعت  دستخوش تحولات گوناگون است   معقول نیست   که بشری درتمام لحظات  زندگانی  با وجود  انهمه دگرگونیها  همیشه و همه جا  مورد توجه  خدابوده و رضایتش   رضای  خدا غضبش  خشم خدا  و مسرتش  خشنودی خدا محبتش  حب  خدا و دشمنی با او دشمنی با خدا  باش د و بر هر کس به چشم حقارت  بنگرد  مگرا نکه اوصاحب مقام ولایت مطلقه  بوده باشد  و به اعتبار  همان مقام  که عینا پیامبر  اکرم (ص)و امیرالمومنین  (ع) نیزدارا هستند تنها این موضوع امکان پذیر می باشد ( فاطمه الزهرا  گفتار علامه امینی  به کوشش  حبیب  چایچیان )درزیارت  مبعث علی  علیه السلام   را به عنوان  رکن بودن چنین  خطاب میکنیم  وصل علی  عبدک و امینک  الوفی ورکن الولیاءو عماد الاصفیاء  علی (ع)  که رکن وپایه و ستون وتکیه گاه جمیع اولیاء و رکن الاصفیاء نامیده  شده است رکن وتکیه گاهش   بفرمایش پیغمبر (ص) جضرت صدیقه سلام الله علیهاست (ص60فاطمه الزهرا )

علت اسم حضرت فاطمه 

پیامبر اکرم(ص)  به فاطمه فرمود ایا میدانی چرا اسم تو را  فاطمه  نهاده اند علی  (ع) عرض کرد یا رسول الله  خودتان بفرمائید  سبب این تسمیه چیست  پیامبر  اکرم  (ص)  فرمود  سبب این که خدای تعالی  فاطمه و شیعیان او را از  اتش روز قیامت منقطع و دور نگه داشته است فاطمه اسمی است که  از اسما جق مشتق شده است  و بر عرش نوشته شده است انا فاطر و هذه فاطمه(ص79فاطمه الزهرا حبیب چاییچیان )

سخن گفتن بعد از تولد

 

فاطمه بلا فاصله بعد از تولد سخن گفت و گفت شهادت میدهم که خدائی  جز الله نیست  و اینکه  پدرم  پیام اور از جانب  خدا و سید و سالار  پیغمبران  است و اینکه  همسرم سید الاوصیا و فرزندانم  سید و سالار نوادگان  رسول خدا هستند (ص83فاطمه الزهراحبیب الله چاییچیان  )علم او در هنگام ولادتش با دانش  او درهنگام شهادتش  هیپچ فرقی ندارد اسامی فرشتگان  نامهای حور العین و اهل جنت واسم دشمنانش و اسامی تمام انبیاء را میداند از اولین و اخرین چیزی بر ا و پوشیده نیست

(ص85فاطمه الزهرا حبیب الله چایچیان )

حضرت فاطمه زهرا  خلقت خود را چنین تشریح میکنند

ایشان به جضرت علی میگویند  یا ابا الحسن  هنگامی که  خدای تعالی  نور (وجود ) مرا افرید این نور  پیوسته خدا را تسبیح  و ستایش میکرد سپس  پروردگار  ان را به درختی  از درختها بهشتی امانت داد و این نو رهمواره پرتو افکنی  و روشنائی بخش  بود تا انکه پدرم  به بهشت وارد گردید و از جانب  خدا به او  الهام شد که ازمیوه ان درخت برگیرد در ان هنگام نور مراخدای سبحان به صلب پدرم  و بعدا به رحم خدیجه  بنت خویلد (ع)مستقل  فرمود تا اینکه از او متولد شدم من از همان نورم و از انچه در گذشته واقع شده و از انچه در اینده واقع خواهد شد و از انچه هرگز واقع شدنی  نیست با خبرم یا ابا الحسن  مومن با نور خدا نظاره میکند در این حدیث  که به کیفیت  خلقت ائمه اطهار  و حضرت  صدیقه زهرا سلام الله علیها اشاره شده است نشان میدهد که نور چهارده معصوم علیهم السلام نور واحد است و دانش و خدا داد است  انها نیز از همین نور سر چشمه میگیرد نوری که نزد خدای تبارک وتعالی  مخزون و مکنون است  و جز او کسی  از کیفیت ان اگاه نیست  و علم اولین واخرین در ان نور منعکس است روایت دیگر نیز از پیامبر دراین زمینه نقل شده است که میفرماید انگاه که خای متعال  بهشت را  از نور جمالش  افرید ان نور را باز پس گرفت  و ثلث ان  را بروجود من افکند ثلث دیگرش را برفاطمه و ثلث اخر ان را برعلی و اولاد علی    پرتوی از ان نورافکنده شود به ولایت  ال محمد  راه یابد و هرکس از ان نور بی بهره  ماند دور از ولایت  ا ل محمد (ص) به گمراهی و تباهی  افتد بر هر یک از شیعیان نیز شعاعی  از این نور تابیده است بر هر یک  از شیعیان نیز شعاعی  از این نور تابیده است که در باره ا نان فرموده اند  شیعتنا خلقو من فاضل طینتنا شیعیان  ما از ته مانده  خمیر مایه خلقت ما افریده شده اند پیامبر در توصیف  نورمذکور ان را با تعبیرات مختلف  نور وجه الله نور عظمه الله نور الجلال و نورالکمال نامیده است و سپس  چنین ادامه میدهد نور مخزون و مکنون فی علم الله نوری است پوشیده  و پنهان و در علم خدائی  همانطور که گفته شد این نور به سه قسمت مساوی  تقسیم شد که از یک قسمت ان  محمد  از یک ثلثش  فاطمه (ع)و از یک سوم ان  علی و اولاد علی (ع) افریده شده اند همانند میوه ای  که به طو رمساوی بین سه نفر تقسیم شود بهره هر    یک ازسه    نفر بدون  کم و زیاد با دیگران برابراست (ص88فاطمه الزهرا )

کیفیت خلقت  یکسان چهارده معصوم   ایجاب میکند  که در تمام    شئون ولایت  نیز ردیف  یکدیگر  باشند لذا اثرات بغض و یا محبت ایجاب میکند که درتمام شئون  ولایت نیز ردیف یکدیگر باشد به طور مثال  رسول خدا دست حسنین را گرفت و فرمود هر کس مرا و این دوفرزند مرا  و پدر و مادر این دو را دوست بدارد  روز قیامت با من هم درجه خواهد بود

هر کس  فاطمه را بیازارد  مرا ازرده است و هرکس مرا اذیت کند  مثل این است که خدا را ازرده است و چنان که در قران امده است کسانی که خداو رسول  را بیازارند  خدا انان را د ردنیا و اخر لعنت کرده است که با تو جه فرمایش پیامبر  ازارخدا و رسولش برابراست با ایذا  جضرت صدیقه زهرا سلام الله علیهاست

خدا شناسی حضرت فاطمه

یکی از حدیث های ایشان در باره رویت جمال  و جلال خداوند  چنین است  لذتی که از خدمت   حضرت حق میبرم  مرا از هر خواهشی  باز داشته است حاجتی  جز این ندارم  که پیوسته ناظرجمال زیبا و والای خداوندباشم ( ریاحین  الشریعه ج1ص105)(فرهنگ سخنان فاطمه زهرا از محمد دشتی  ص 69)علی هستند( فلطمه الزهرا کفتار  علامه امینی  حبیب الله چاییچیان ص64)

فاطمه وسیله بین مردم و خدا

 حسکاتی  ا عکرمه  روایت کرده  که وی گفت  اولئک الذین یدعون یبتغون الی  ربهم  و الوسیله  ایشانند  کسانیکه میخواهند خدا را میگیرند به سو ی پروردگارشان  محکم ترین  وسیله  را  کفت ایشان رسول خدا علی وفاطمه حسن و حسین  هستند  حسکانی ذیل ایه  111مومنون پاداش می دهم ایشان را به بهشت به سبب صبروبردباری علی بن ابی طالب و و فاطمه وحسن وحسین دردینا بر طاعت و گرسنگی و  تنگدستی و به سبب انچه  صبرنمودند  برای خدابر بلا د نیا  و ایشان رستگارانند و از حساب در نجاتند

(فاطمه شاخه شجره طیبه

( در سوره ابراهیم ایه 25و 26)ای رسو ل ندیدی  که چگونه خدا کلمه پاکیزه  رابه درخت  یبایی مثل زد که اصل ساقه ی ان  برقرار باشدو شاخه ان به اسمان رفعت و سعادت  برشود وان درخت  به اذن خدا همه اوقات میوه های ماکول و خوش دهد حسکائی  ازامام باقر (ع)نقل میکند خداوند   در اصلها  ثابت و فرعها  فی السماء فرمود درخت محمد است  و فرع وعلی و میوه حسن و حسین و شاخه فاطمه  وشعبه ها و رشته های می باشد ان  شاخه ائمه از فرزندان فاطمه و برگ شیعیان  و دوستان  ما اهل بیت  می باشند پس هر گاه یکی از شیعیعان  ما بمیرد یک برگ از این درخت می ریزد پس برای دوستان مااولادمتولد  گردد به جای  ان برگ افتاده  برگی سبز میشود

نیکوکاری  انها را میستاید 

ان الابراریشربون  من کاس  مزاجها    کافورا  در اینجا ابرار را خداوند  برعلی و فاطمه  و حسنین  (ع) اطلاق نموده  تا دانسته شود که ایشان  اکمل و برگزیده شده گانند و ابرار به طور مطلق  ایشانند  و جز ایشان  از نیکوکاران بشر  در رتبه  بعدیند و نیکو کاریشان نسبی است یعنی نسبت به زمان و مکان خود  به دیگران  نیکوکارند یشربون من کاس  ....نیکان و نیکو کاران  از جامی  پرمی  (می بهشتی که  بر ادراک و محبت میافزاید .در ایه عینا  یشرب  بها عباداله یفجرو نها تفجیرا...ان کافور  چشمه ایست  در بهشت که بندگان  خدا از ان می اشامند و روان میکنند ان را هر جا که بخواهند  به اسانی از امام صادق  مرویست که اصل ان چشمه درخانه  رسول خدا است در بهشت و از ان جاری  میشود در خانه های  پیغمبران و مومنان ( مقامات حضرت فاطمه از محمد سند بحرانی ترجمه احمد خوانساری ص 34)

ایه مودت و اجر رسالت  (سوره شوری )

بهر ه های  خلق  ازمود ت اهل ببیت  - غرض الهی از امر بمودت اهلبیت  انست که مردم        بوسیله  دوستی  و پیروی  ایشان بهرهای بی پایانی  برسند که از ان جمله  است اتحاد  قلوب مسلمانان  و داخل شدن ایمن  در دلهای  و  پاکیزه شدن  نفوسشان  از رذیله ها و  الایشها و واردشدن به معارف الهی  و حقایق  دینی واحکام  و راه  و روش  تقوی  و در اخر  بهر ه مند شدن از شفاعت ایشان و در اخرت  بهره مند شدن  از و لایت  و اثر های  ان بو جود میاید ولایت اهل بیت نوری است که  در هر قلبی  جای گرفت  اثار  و خواصی  دارد موجب  ازدیاد  ایمان میگردد بلکه نور ولایت همان نور ایمان است

ایه تطهیر سوره 33ایه 33

دریای نبوت و ولایت – امیخت دو دریا  را که بهم  میرسند میان انها فاطمه است و تا هریک بردیگری  چیره نشود و ان را از بین نبرد  بیرون اید از ان  دو دریا مروارید و مرجان که علی  که بحر  حکمت و لایت  و بحر  عصمت  نبوت یعنی وفاطمه که خداوند هر دو را به هم امیخت برزخ اشاره است بوجود  مبارک رسول خدا و لولو اشاره است بحسن و مرجان اشاره است به حسین ( فاطمه زهرا  دستغیب  ص 37)

.زمخشری  که از مفسرین عامه است در کتاب ربیع الابرار  خود روایت  میکند  که پیامبر فرمود  این جماعت  فاطمه و علی و حسن وحسین  کسانی هستند که خداوند دوستی اینها را واجب کرده است  اما فاطمه قلب من است  و علی  نور چشم  من وحسن وحسین  میوه های  دل من هستند    و اوصیای من همه از نسل حسین  امین های پروردگارجهانیانند اینها همان حبل  الله هستند و اعتصمو بحبل الله  جمعا و لا تفرقو  که ریسمانی  بین بنده و افریدگارند (فاطمه الزهرا دستغیب  ص64)

تفسیرایه بدریه و طیبه

در سوره 35 ایه 32و33الذنی اصطفینا  اولاد علی و فاطمه هستند که برگزیده و اختیار شده خداوند هستند و علم قران نزد انهاست (فاطمه الزهرا دستغیب ص159)

شیعه معتقداست که حدود 60ایه از قران  شاهد بر فضیلت و مقام  بلند ان حضرت  است که بر هر مکلفی  ایمان و تسلیم  بر انها را واجب  کرده است استادد شیخ محمد سند  در کتاب مقامات حضرت فاطمه زهرا  حجت بودن فاطمه را برهمه امامان را و همچنین برهمه انبیاء الهی  را درقالب ایات و روایات  اثبات کرده اند و نوشته اند که  ائمه از فاطمه و فاطمه از ایشان است  و همه  دارای حقیقت واحدند  این برهانی است بر عقیده ما که ان حضرت واسطه فیض  تکوینی  و کمالات ائمه اطهار  است او میگوید  که مصحف  فاطمی  یکی از مصادر  علوم  ائمه است و معنای  ان این است که ان حضرت واسطه علمی بین خداوند و ائمه اطهار بوده اند اودر تفسیر سوره قدر میگوید  که شب فاطمه است و قدر خداوند است پس هرکس فاطمه را واقعا شناخت شب قدر را درک کرده است  ابن تفسیر که به نقل از امام صادق  در تفسیر فراتی  امه است  مرا د ازملائکه  مومنینی  هستند که علم ال محمد  راملکه خود قرار داده اند  و مراد از روح القدس  همانا فاطمه  است( مقامات حضرت فاطمه   در کتاب و سنت از احمد خوانساری ص53)

نظر اهل سنت درباره حضرت فاطمه (س)

رویات  اهل سنت  درباره حضرت فاطمه درمورد  شخصیت ایشان اززبان پیامبر مشابه احادیث شیعیان میباشدمثل اینکه دخترم فاطمه حوریه ای است به صورت ادمیان  یافاطمه  در درون  شکم مادر با وی سخن میگفت و ان هنگام  که به دنیا امدبه روی زمین به حالت سجده  در امده و انگشت   خویش را بالا گرفت و یا اینکه کنز العمال  از پیامبر  اسلام  نقل میکند که بشارت باد بر تو ای  فاطمه  که نجا ت دهنده  مستضعفین و درهم کوبنده  کاخهای  ستم  و قدرت های  پوشالی  (مهدی موعود )از تو و فرزندان توست ( ص 21 و 17کتاب فاطمه زهرا درکلام اهل سنت از سید مهدی هاشمی ) در اینجانمتوجه میشویم که روایاتی در اهل سنت نیز دلالت بر وجود امام زمان میباشد .در مور د نطفه حضرت فاطمه ازمیوه بهشتی  این حدیث  نیز درکتب اهل سنت  با اندک اختلافی در الفاظ که در شب معراج  مرا وارد بهشت کردند و دربرابر درختی از درختای بهشتی  ایستادم که درتمام بهشت از ان زیباتر  و با برگهایی  سفیدتر  و میوه ای  خوشبوتر ندیدم  میوه های ان برگرفتم  و تناول کردم و نطفه ای  درصلب من تشکیل  شد بعد از ان که  به زمین هبوط کردم بوباخدیجه همبستر شدم  نطفه    حضرت فاطمه  متعقد شدم لذا هنگامی که اشتیاق  بوی بهشت را پیدامیکنم  فاطمه را استشمام میکنم(همان ص44)عده زیادی از مفسرین  اهل سنت  ایه قربی را در باره پنج تن اهل بیت  پیامبر دانسته اند  از جمله   الحافظ  احمد بن حنبل  در کتاب  فضائل  الصحابه  میگوید  حرب بن حسن   طحان  از حسین اشقر و او از قیس و او از اعمش  و او از سعید  بن جبیر  از عامر نقل کرده است (همان ص 154)( فاطمه درکلام اهل سنت سیدمهدی هاشمی)

انها نیزمانند ما شیعیان  نزول ایه مباهله وایه هل اتی  را نیز در در شان  پنج تن  مقدس و اهل کسا میدانسته اند (همان ص207)علمای اهل سنت  نیز  در ایه مرج البحرین  را  در شان  فاطمه میدانند دو دریای مختلف را درکنار هم قرار داد در حالی که باهم تماس دارند اما در میان انها برزخی است که یکی بر دیکر غلبه نمیکند میباشد(سوره االرحمن ایه 19 تا 21)ثعلبی در تفسیر خود تاویل ایه اطزسفیان ثوری و سعید بی جبیر نقل میکند مقصود از دو دریا  علی و فاطمه و برزخ پیامبر اسلام و لولو ومرجان که از اندو بوجود میایند حسن و حسین(ع) هستن(همان ص 249)حدیثهای  مقام و منزلت  فاطمه زهرا در نزد خداوند نیز مانند احادیث شیعه میباشد همان حدیث شگفت انگیز  که همانا  خداوند  عزو جل به غضب  فاطمه  غضبناک  و به رضایت  فاطمه راضی خشنود میشود (همان ص261) ابن مغازلی یکی از علمای اهل سنت نیز ایه فتلقی ادم من ربه کلمات....ادم از پروردگار خود کلماتی را دریافترکرد پیامبر  درمورد کلماتی  که حضرت ادم  از پروردگار خود فر ا گرفت و به برکت ان  و ان کلمات مرا مایه توبه خویش قرار داد پرسیده شد  ادم خدا را به حق  محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین  قسم داد(فاطمه زهرا  به روایت  ابن مغازلی ص19ترجمه تحقیق حسین طهماسبی شهرمیانی )

ابن مغازلی درمورد سوره نور ایه 35میکوید قاسم بن علی  گوید  از ابو لحسن  درمورد  ایه شریفه  کمشکاه فیها سوال کردم  حضرت فرمودند  مشکاه فاطمه است و مصباح حسن است و حسین (زجاجه )است (کانها کوکب  دری  ) فاطمه ستاره درخشان زنان عالمیان است(یوقد من شجره مبرکه ) درخت با برکت ابراهیم است (لاشرقیه و لاغربیه )نه یهودی  و نه نصرانی  ( یکاد زیتها یضی ) نزدیک است که علم از او سخن بگوید ( ولولم  تمسسه نار ) در او امامی  بعد از امامی  است ( یهدی  الله  لنوره من یشاء  ) خدای بزرگ  کسی راکه بخواهد بر ما هدایت و راهنمائی می  کند و در معنای ان امده است که این م شیشه مثل ستاره میدرخشد و نمیگوید  مصباح مثل ستاره درخشان است بلکه میگوید  الزجاجه  کانها کوکب دری  این شیشه  مثل ستاره ای  درخشان  میدرخشد مشکات  و زجاجه حضرت زهرا است چراغدان  و شیشه دری چراغ حضرت زهرا است نور ولایت  یازده  امام روی پای  حضرت زهرا  استقرار  پیدا کرد ه اند انکه چراغ روی ان مستقر اشده چراغدان است و چراغدان  عمود و رکن پایه چراغ است( فاطمه زهرا به روایت ابن مغازلی  ص 78)ابن مغازلی  در تفسیر  سوره نساء ایه 29لاتقتلو  انفسکم ان الله  بکم رحیما  یعنی  خودتان را نکشید  که خدا با شما مهر بان است  میگوید ابن عباس میگوید  منطور از این ایه  این است که اهل بیت پیامبر خود را نکشید زیرا خدای   تبارک و تعالی می فرماید  ( ال عمران ایه  61)تعالو ندع ابنائنا و ابناءکم و نساءنا و نساءکم  و انفسنا و انفسکم  ثم نبتهل  فنجعل لعنت الله علی مرج الکذبین پس پسران این امت  حسن و حسین و زنانشان  فاطمه و جان انها پیامبرو علی بودند

 می بینیم که اهل سنت نیز به تبعیت از پیامبر به شخصیت حضرت فاطمه ارج مینهند و اختلاف موجود تنها بعد از جریان سقیفه بنی ساعده است

 

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد