امروز شنبه, 05 خرداد 1397 - Sat 05 26 2018

https://telegram.me/emamemobin

منو

تفسیر و علوم قرآنی

عفت، عفاف، حجاب

حیا و خلوت

خلوت دارای مراتبی سه گانه است :

1.نبود هیچ ناظری ( خلوت یک واقعیت خارجی )

2.ديگري درك نكردن نظارت موجود (خلوت:يك احساس )

3.خلوت از نگاه بازدارنده(خلوت مردمي )

امام صادق و یا امام باقر علیهما السلام مردم را از 5 چیز نهی کرده اندکه یکی از آنها خلوت کردن است و در توجیه این حکم فرموده اند: زیرا شیطان در این حالت ها بیش ترین شتاب را نسبت به انسان دارد.

سپس فرموده اند: آسیبی که به کسی در این حالت برسد، امیدی به برطرف شدن آن نیست، مگر آنکه خدا بخواهد. شاید این که بلافاصله پس از تنهایی، افکار ناروا و وسوسه های شیطانی هجوم می آورند، نشانگر همین حقیقت باشد.

حدیث دیگر: هرگز مردی با زنی خلوت نکند چرا که نفر سوم ، خود شطان خواهد بود .

جاد: ضمنا شاید به جای شیطان، الیاس بیاید .

درچنین موقعیتی، شیطان نیز بیش از هر وقت دیگری به انسان نزدیک می شود.یکی ازتوصیه های شیطان به حضرت موسی علیه السلام این بود: ای موسی! نه تو با زنی خلوت کن و نه او با تو خلوت کند، زیرا هیچ مردی با زنی خلوت نمی کند و هیچ زنی با مردی، مگر اینکه خودم همراه او خواهم بود، نه یارانم.

حالا زمانی پیش می آید که کسی ناچار می شوددرجایی  تنها باشد.این مشکل توسط حدیثی ازامام جعفرصادق علیه السلام حل شدنی است: هر چند من خلوت را خوش نمی دارم، ولی اگر تنها ماندن ناچاری است، اشکالی ندارد. اما خدا را  بسیار یاد کنید.

رسول خدا نیز به ابو رزین می فرمایند: ای ابو رزین! هر گاه خلوت کردی ، خدا را بسیار یاد کن .

جالب اینکه در این روایات، صحبت از یاد کردن نیست، بلکه صحبت از فراوان یاد کردن است.

حضرت امام حسین علیه السلام می فرمایند: مکانی را بیاب که خدا تو را نبیند، سپس هر چه می خواهی گناه کن.

*مساجد و اجتماعات مذهبی :

جالب این که یکی از فواید مساجد، شرم و حیا است. این مطلب در حدیثی از امام علی علیه السلام دیده می شود: هرکه به مساجد رفت و آمد داشته باشد، یکی از این هشت چیز را بدست می آورد: برادری که در راه خدا سودرسان باشد، یا دانش گلچین شده، یا نشانه ای محکم و استوار، یا رحمت منتظره، یا سخنی می شنود که او را به هدایت راهنمایی می کند و یا گناهی را از سر ترس یا شرم ترک می کند.

 

حجاب، نه افراط نه تفریط

اگر به انسان وساختار وجودی او، چه ازلحاظ جسمی و چه از نگاه روحی، بنگریم و از این رهگذر، نظری به انگیزه های نهفته و امیال گوناگون خفته در سرشت و خمیرمایه وجودی او كه «فطرت» نامیده می شود، بیندازیم به راحتی درمی یابیم كه ازجمله نیرومندترین، بزرگترین و برترین نیروهای موجود در او، حس و غریزه «جنسی» است.

میلی نیرومند كه اگر درمسیر صحیح و راه درست خویش هدایت نشود، به سهولت سرچشمه گناهان بزرگ و معاصی نابخشوده می شود و پیامدی جز تبدیل زندگی پرنشاط و پویای انسانی به جان كندنی سراسر حزن، اندوه و تباهی درپی نمی آورد.

 نگاهی كوتاه به خون ریزی ها، جنگ ها و عصیان های پدیدارشده درتاریخ تمدن بشری، بیش از همیشه، این واقعیت تلخ را جلوه گر می سازد كه: انسان درهیچ زمینه ای به این اندازه و پایه آسیب پذیر نیست و هیچ نیرویی درایجاد سركشی در نهاد او ، به پای این میل غریزی نمی رسد.

 اندیشمندان و روشنفكران، با توجه به چنین نكته ای، از دیروز تا به امروز همراه با طرح فرضیه های گوناگون و ارائه نظریه های مختلف، سعی درمقابله اصولی و از رهگذر آن، چاره جویی بنیادین در رویارویی با این غریزه و میل فطری داشته اند و دراین راه، تاكنون نظریه های مختلف و متفاوت را بیان كرده اند. گروهی چون مانی، بودا و تولستوی گفته اند كه این میل نهفته و غریزه ذاتی را به كلی باید از بین برد تا انسان و جامعه انسانی از آسیب های آن در امان باشد و گروهی دیگر چون فروید درمقابله با این نظر «افراطی» چنین گفته اند كه بازگشایی سدها و مجوز پیش روی به این میل در جامعه سبب ساز كاهش میزان جرم و ارتكاب جنایت در جامعه می شود.

درگیر و دار كشاكش میان این دونظر، كه یكی جانب « افراط » می پیماید و دیگری جانب « تفریط » مكتبی زندگی آفرین چون « اسلام » كه همواره از جایگاه «اعتدال» و گریز از « افراط » و « تفریط » سخن می گوید پ، راهكاری میانه و معتدل را ارایه كرده است.

راهكاری كه به رغم گذشت چهارده قرن از پیدایی آن، هنوز بوی تازگی از آن برمی خیزد پ، اسلام، میل جنسی را به « رسمیت » می شناسد و حتی آن را پلید نیز نمی داند به شرط آن كه به درستی و با شیوه ای مناسب در مسیر « انسان ساز » خویش به حركت درآید.

 راهكار مكتب « اسلام » درچنین اندیشه ای و درمقام عمل به آن به طوركلی، در دو راهبرد زیر خلاصه می شود:

الف- اقدام های كوتاه مدت و میان مدت چون ازدواج سهل و آسان درجامعه و ترویج فرهنگ آن درمیان اقشار گوناگون به ویژه جوانان.

ب- اقدام های بلندمدت و اساسی چون ازبین بردن زمینه های به كارگیری ناسالم این میل درجامعه برپایه دستورات و ارزش هایی چون: حجاب، عفاف، خویشتنداری و پرهیز از اختلاط بی رویه زنان و مردان.

این دو راهبرد كه برگرفته از دستورات صریح و فرمان های روشن پروردگار درقرآن، كلام الهی، است ما را دربیان فلسفه وجودی و «وجوبی» حجاب، و به بیانی درست تر پوشش، با نكاتی چون نكات زیر مواجه و روبرو می سازد:

الف- «امنیت» در معنای عام و در تمام ابعاد.

ابعاد اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و حتی روانی، از جمله مسایلی است كه در اندیشه اسلامی به آن، توجه كافی شده است. این اندیشه و توجه، تا بدان پایه از ارزش و اعتبار برخوردار است كه از عمده وظایف دولت اسلامی، « ایجاد امنیت همه جانبه در جامعه» است.

برهنگی به معنای عدم پوشش و ناپوشیدگی در جامعه یا تضعیف و كم توجهی به آن، به دنبال خویش، پیامدهایی ناگوار چون آرایش، خودآرایی و عشوه گری را به همراه دارد و مردان و به ویژه جوانان را در معرض تحریك دایم عصبی و ایجاد التهاب و هیجان دروغین زودگذر در جامعه قرار می دهد.

این بار هیجان و التهاب آن چنان است كه گاه فرد را به بیماری روانی مبتلا می سازد و از این رو، او را به اعمالی وا می دارد كه سرچشمه بسیاری از مفاسد و معاصی دیگر می شود.

 ب- نگاهی گذرا به متلاشی شدن خانواده ها در جوامع مختلف.

 نكته ای مسلم را به خودنمایی وامی دارد و آن این است كه: درهم شكستن حریم خانواده و برهنگی روزافزون در جامعه انسانی، جدایی(طلاق) و از هم گسیختگی خانواده ها و در پیامد آن، پدیده ای تلخ و جانسوز چون «فرزندان طلاق» را درپی می آورد ، زیرا در بازار آزاد برهنگی، زنان به صورت « كالای مشترك»،  به شمار می آیند و دیگر پیوند زناشویی قداست و پاكی خاص خویش را میان دو نفر كه به یكدیگر تعلق خاطر دارند، ندارد . چراكه هر روز مردی را در دام زنی دیگر و زنی را در دام مردی دیگر فرومی افتد.

در بازار آزاد برهنگی، زنان به صورت « كالای مشترك»،  به شمار می آیند و دیگر پیوند زناشویی قداست و پاكی خاص خویش را میان دو نفر كه به یكدیگر تعلق خاطر دارند، ندارد . چراكه هر روز مردی را در دام زنی دیگر و زنی را در دام مردی دیگر فرومی افتد.

ج- بسط و گسترش دامنه فحشا در جامعه و افزایش شمار فرزندان نامشروع.

 از دیگر دلایل این فلسفه «وجوبی» است. نگاهی كوتاه به آمار تولد فرزندان نامشروع در كشور ایالات متحده آمریكا (سال 1999میلادی) نشان گر آن است كه درحدود فرزندان تازه تولد یافته، فرزندان تازه ولادت یافته نامشروع هستند. اگر صادقانه و با انصاف به شكل گیری چنین روندی نظر اندازیم، مشاهده می كنیم كه از جمله بسترسازهای اساسی در وقوع چنین فرآیندی، برهنگی و روابط بی حد و حصر در میان زنان و مردان است.

 د- هنگامی كه «برهنگی» زن در جامعه به ارزش تبدیل شود، پیامد طبیعی آن «افزایش » روزافزون آرایش و خودنمایی او در جامعه است. در چنین جامعه ای، زن دیگر از راه ارایه «علم»، «آگاهی» و «دانایی» ارزش نمی یابد. بلكه چون «عروسكی» از راه جاذبه جنسی افزون تر به وسیله كسب درآمد گروهی انسان آلوده  تبدیل می شود و كار را به جایی می رساند كه این اصل در جامعه، پای می گیرد كه: «هرچه جاذبه جنسی افزون تر، ارزش شخصیتی بیشتر» در ایران پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، بیش ترین شهرت زنان در وسایل ارتباط جمعی و افكار عمومی از آن زنان «هنرپیشه» و «آوازه خوان» بود؛ آن چنان كه هرچه این زنان در شكستن حریم اخلاقی جامعه از خود سخت كوشی بیشتری نشان می دادند، به همان اندازه، بر صفحه مطبوعات و قاب تلویزیون از ارزشی افزون تر برخوردار می شدند.

________________________________________

دختر جوان و پوشش

اسلام تنها دینی است که اهمییت و احترام زیادی به بانوان میگذارد من هم میخواهم به چند نکته اشاره کنم.

دخـتـران جـوان اگـر بـه سعادت خویش علاقه مند باشند باید از خودآرایی و خودنمایی در برابر مردان نامحرم خودداری کنند.

به تجربه، دیده شده که دختران ناآگاه و ضعیف النفس بیشتر به خودآرایی و خودنمایی می پردازند و سعی دارند که ظاهری دلفریب از خود نشان دهند و از توجه به شخصیت واقعی و باطنی خود و کمالات روحی غفلت ورزند.

غفلت از یاد خدا و ورود به گناه کم کم زمینه را برای انحطاط و ابتذال آنها فراهم می سازد.

حـجـاب ارزشـی اسـت که رعایت آن به دختر، پاکی و سلامتی می بخشد، او را همچون گوهری درون صدف از شرآفتها، وسوسه ها و آلودگیها مصون نگاه می دارد و به خدا نزدیک می گرداند.

کسانی که به بی حجابی و بدحجابی دست می زنند، اکثرا نمی اندیشند و تعقل نمی کنند و تنها آلت دست وسوسه های نفسانی خود قرارمی گیرند.

خودنمایی و خودآرایی در صحنه اجتماع به شخصیت عفیف زن لطمه وارد می سازد.

بـا وقـار بـودن دخـتـر و رعایت نمودن حریم بین محرم و نامحرم به او اصالت می بخشد و او را در دیدگان همه قابل تعظیم و احترام می گرداند.

حجاب در واقع، مصونیتی است برای دختر جوان که او را از فروریختن شخصیت، نجات می بخشد و از طرفی پسران جوان را از خطر انحراف باز می دارد.

در جـوامـعـی کـه بـی حـجابی را ترویج می کنند، دختران بازیچه دست قدرتهای استعمارگران می شوند، بطوری که از استواری شخصیت و تقدس وعفتی که شایسته یک دختر پاکدامن و عفیف است تهی می شوند.

تـجربه نشان داده است که مراعات حجاب در میان دختران موجب حراست و سلامت روحی و نیز موفقیت آنان در زندگی آینده است .

عـفـت و حیا در زندگی انسان به قدری اهمیت دارد که پیامبررمی فرمایند: الحیا هو الدین کله، حیا تمام دین است.

وامام صادق (ع ) می فرمایند: لا ایمان لمن لا حیا له، کسی که حیاندارد، ایمان ندارد.

استفاده از لباسهای تنگ و عریان نمودن بخشی از بدن و در معرض دید نامحرم قرار دادن، علاوه بر مضرات بهداشتی آن، عفت و حیای دختر راخدشه دار می سازد و مقدمات دوری از مبدا آفرینش را فراهم می آورد.

دخـتـر جـوان بـا رعایت حجاب، خود را به خدا نزدیک می کند، زیرا به کمک آن، امنیت و آرامش می یابد و افراد هرزه و لاابالی و منحرف را ازنگاههای آلوده محروم می سازد.

دخـتـرعفیف و پاکدامن، فطرتا از این که به دیده شهوت آلود و هوس انگیز به او نگریسته شود در رنج و ناراحتی است و اگر دختری این خصوصیت و حالت را نداشته باشد و حاضر باشد که بخشی از مـوی خـودرا نـامـحـرم بـبـیـنـدو هـمـچـنین از آن که مورد بهره برداری چشمهای آلوده و هوس انگیزقرار گیرد، رنج و نفرتی احساس نکند، باید بداند که از فطرت سالم خود فاصله گرفته اسـت و با آلودگی نگاههای بیگانه، خو پیدا کرده و به سراشیبی سقوط و فساد نزدیک گردیده و ارزشهای انسانی را از دست داده است.

از طـرفـی دخـتری که حریم حجاب را رعایت کند و خود را از دسترس نامحرمان دور نگاه دارد، همچون گوهری با ارزش در درون صدف، ارزش و احترام خود را در نزد همگان افزایش داده و از ابتذال در امان مانده است.

پـسـران جوان نیز هر چند لاابالی و بی بندوبار باشند، باز در عمق روح خود برای دخترانی، ارزش قـائلند که در دسترس و پیش پا افتاده و بی بند و بار و بزک کرده نباشند و در درون خود این گونه دختران را می ستایند.

عـفـت و حیا از خصوصیات فطری آدمی است، چرا که نظام آفرینش برای پاسداری و نگهداری از ایـن گـوهـر گـرانبها و ارزشمند و همچنین برای حفظ مقام و موقعیت زن , زیبایی اش را در این می بیند که او، همچون گوهری قیمتی درون صدفی از هر گرد و غبار و آفات و آلایشی و به دور ازدسـتـرس این و آن باشد، چرا که شئ قیمتی را معمولا دور از دسترس همگان در یک جای امن نگهداری می کنند، ولی وسائل کم ارزش همیشه جلو دست و پا است.

بـیـشـتـر بـانوان به تجربه دریافته اند: زمانی که زن از درون این صدف قیمتی خارج شده، لطمه بـزرگی به شخصیت والای خویش و جامعه وارد ساخته و همواره در اجتماع، موجب سؤ استفاده مردان پست و هرزه و نیز مایه لعن و طعن و تحقیر اکثر مردم واقع شده اند.

دختری که زیور خود را تنها در کانون گرم خانواده بپوشد و در بیرون از خانه و اجتماع با متانت و وقـار و پـوشـیـدگـی ظاهر شود، هم در بین اعضای خانواده عزیز و گرامی است و هم در چشم دیگران ارزشمند.

اگـر دخـتـری پـا را از حـریـم عـفـت و حـجاب بیرون بگذارد نه تنها اولین ضربه را به زندگی خـانـوادگـی خود فرود آورده، بلکه گناه بزرگی را مرتکب شده است و نسل جوان پسر را که در آیـنـده بـه حـال خـود و اجـتماع مفید خواهند بود، در معرض تباهی و سقوط قرار داده است و با انحراف آنان، ضربه ای مهلک به آینده جامعه خود خواهد زد.

تـجـربه های تاریخی گذشته به ما نشان داده که دشمنان ملتها هرگاه که خواسته اند نسلی را از درون تـهی کنند و سرمایه کشوری را غارت نمایند وذخیره ها و گنجینه های آن کشور را به یغما ببرند، از این راه وارد شده اند.

وقـتـی رضاخان توسط انگلیس بر ایران مسلط شد، یکی از ماموریتهایش این بود که کشف حجاب کند.

آتاترک هم که عامل بیگانه در ترکیه بود همین سیاست را در پیش گرفت.

در الجزایر نیز به همین حیله متوسل شدند.

البته باید هوشیار بود که در هر زمان، شکل این توطئه فرق می کند.

در این زمان ممکن است از طریق زور و قلدری وارد نشوند، بلکه با حیله ها و فریفتن نسل نو، تحت عـنـوان تجدد و تمدن و علم و عناوین ظاهر فریب دیگر، کاری کنند که نسل جوان با رضا و رغبت پذیرای این بدحجابی شود .

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

مجوز استفاده از قالب مذهبی یاسین براي اين دامنه داده نشده , برای دریافت مجوز قالب بر روی لینک ، ( درخواست مجوز ) کلیک کنید