امروز دوشنبه, 30 بهمن 1396 - Tue 02 20 2018

https://telegram.me/emamemobin

منو

تفسیر و علوم قرآنی

قرآن و عفت

قرآن، از این ارزش انسانی و اسلامی با واژه های چون عفاف، احصان و حصور، یاد کرده است و یکی از ویژگی های مومنان راستین را پاکدامنی و عفاف می داند.

والذین لِفروجِهم حافِظونَ

آنان(مومنین) کسانی هستند که خویشتن را از بی عفتی حفظ می کنند.

در اهمیت عفاف همین، بس که خداوند در قرآن سوره ای ر ابه نام سوره ی نور به بیان لزوم عفاف اختصاص داده و شیوه های رسیدن به آن و مبارزه با آلودگی های جنسی را بیان فرموده است.قرآن حتی در بیان مهیج ترین ماجراهای تاریخ هم چون داستان حضرت یوسف(ع)، جانب عفاف را رعایت کرده است.

 

عفاف و حجاب

ما پیوسته سخن از حجاب گفته یا شنیده ایم ولی مساله اصلی و بنیادین، عفت است؛عفت فراتر از حجاب است.

حجاب، همان پوشش ویژه و عفت، یک خصلت، بینش و منش است.

حجاب پوشش بیرونی است، ولی عفت هم پوشش بیرونی و هم پوشش درونی است.

حجاب می تواند ریایی، تحمیلی،ظاهری با غیر اختیاری باشد؛ ولی عفت، یک خصلت و ارزش اختیاری است. عفت نمودهای گوناگونی دارد؛ از جمله، عفت در نگاه، عفت در سخن، عفت در شهوت و.... ممکن است کسی حجاب مناسب داشته باشد ولی عفت در نگاه، سخن گفتن و یا امور جنسی نداشته باشد که این خود نمونه حجاب بدون عفت است، بنابر این برای سالم سازی جامعه باید به دنبال عفت عمومی باشیم تا حجاب آگاهانه گسترش یابد.

 

معنای عفاف

عفت، یعنی صیانت نفس از چیزهایی که حرام است یا انجام آن شاسته نیست، شهید مطهری در تعریف عفاف می فرماید: (( عفت حالتی نفسانی است، به معنی رام بودن قوه شهوانی تحت حکومت عقل و ایمان، تحت تاثیر قوه شهوانی نبودن)).

حضرت علی درباره حقیقت عفت می فرماید: الصبر علی الشهوة عفة؛عفت،مقاومت در برابر شهوتهاست و در روایت دیگری می فرماید: العفاف زهادة، عفاف، بی رغبتی نسبت به خواسته های نفسانی است.

و اما عفیف به کسی گفته می شود که دربرابر خواسته های نفسانی، از جمله کششهای جنسی، مقاومت نموده، خود را حفظ کند.

 

 

عفاف

گرچه نگاه به مساله حجاب، نگاه به عاملی مهم و موثر در رشد معنوی و اخلاقی جامعه است، اما آنچه در قدم اول ضروری تر به نظر می رسد سالم سازی بنیان های اخلاقی جامعه است. عفاف به عنوان پیش زمینه ای اساسی در اصلاح این بنیانها،فراتر از حجاب قابل دقت و بررسی است.همچنین حیا، که در ارتباط متقابل با عفاف، گاه معلول و گاه علت است. می توان گفت از سویی این دو خصیصه نفسانی از عوامل اساسی در گسترش فرهنگ حجاب می باشند و حجاب واقعی جز در پرتو این دو میسر نخواهد بود و از سویی دیگر سالم سازی اخلاق یک جامعه، محدود به حجاب نیست، بلکه مجموعه ای از چگونگی رفتار ها و بایدها و نبایدهای فردی و اجتماعی است که با ارتقاع سطح عفاف و حیای جامعه، نسبتی مستقیم دارد.

عفت و حیا (روایات)

رسول گرامی اسلام فرمودند:دوست داشتنی ترین عفاف (خویشتن داری) نزد خدا عفت شکم و دامن است.

امیر المومنین (ع): میوه عفاف محفوظ ماندن است.

امام صادق (ع): نسبت به زنان مردم عفت ورزید تا نسبت به زنان شما عفت ورزند.

امام علی (ع) :عفت انسان به اندازه ی حیای اوست.

امام علی (ع) : حیا عامل عفت است.

امام علی (ع) : حیا انسان را از عمل زشت باز می دارد.

امام باقر (ع) : حیا و ایمان با یکدیگر و به هم پیوسته اند، پس اگر یکی از آن دواز میان برود، دیگری نیز بدنبالش از بین خواهد رفت.

رسول اکرم (ص) : کسی که از مردم حیا نداشته باشداز خداوند نیز حیا نخواهد داشت.

امام سجاد(ع) :هیچ چیز بعد از شناخت خدا، در پیشگاه او، بهتر از کنترل شکم(از غذای حرام) و کنترل دامن نیست.

پیامبر اکرم(ص) : خداوند حیا و پوشیدگی بنده اش را دوست دارد.

پیامبر اکرم(ص) :حیا، تمام دین است.

حجاب چشم، گفتار و رفتار

حجاب چشم:

قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ (نور؛30) ای رسول ما به مردان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.

قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ(نور؛31) ای رسول به زنان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.

حجاب در گفتار:

نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب گفتاری زنان در مقابل نامحرم است:

فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ(احزاب؛32) پس زنهار نازک و نرم با مردان سخن نگویید؛ مبادا آن که دلش بیمار (هوا و هوس) است به طمع افتد.

حجاب رفتاری:

نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب رفتاری زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونه‎ای راه نروند که با نشان دادن زینت‎های خود باعث جلب توجه نامحرم شوند.

وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ(نور؛31) و آن طور پای به زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود.

حدیث

برای هر چیز زکاتی است و زکات زیبایی پاکدامنی است.      امام علی (ع)

امام على عليه السّلام فرموده اند: پوشيده و محفوظ داشتن زن مايه آسايش بيشتر و دوام زيبايى اوست.                                                                                                 غرر الحكم(5820)

امام صادق علیه السلام مي فرمايند: حجاب زن براي طراوت و زيبایي اش مفيدتر مي باشد.

رسول خدا (ص) از حضرت جبرئیل(ع) سوال نمود که آیا فرشتگان خنده و گریه دارند؟ جبرئیل فرمود: بله. (یکی از آنجاهایی که فرشتگان می‌خندند) زمانی است که زن بی‌حجابی و بدحجابی می‌میرد، و بستگان او را در قبر می‌گذارند و روی آن زن را با خشت و خاک می‌پوشانند تا بدنش دیده نشود. فرشتگان می‌خندند و می‌گویند: تا وقتی که جوان بود و با دیدنش هر کسی را تحریک می‌کرد و به گناه می‌انداخت(پدر و برادر و شوهرش و...از خود غیرت نشان ندادند) و او را نپوشاندند، ولی اکنون که مرده و همه از دیدنش نفرت دارند او را می‌پوشانند.

در يك روز باراني حضرت علي(عليه‌السلام) با پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌وآله) در بقيع بودند كه زني سوار بر الاغ از آن‌جا عبور مي‌كرد. ناگهان پاي الاغ در چاله‌اي فرو رفت و زن از بالاي آن به زير افتاد. رسول خدا به سرعت روي خود را برگرداند. حاضران به رسول خدا گفتند اين زن شلوار به تن دارد. حضرت سه بار فرمود: خداوند زنان شلوار پوش را رحمت كند. سپس فرمودند: اي مردم! شلوار را به عنوان پوشش برگزينيد؛ چرا كه از پوشاننده‌ترين لباس‌هاي شماست‌. و به‌وسيله‌ي آن از زنان خود به هنگام خروج آنان از منزل محافظت كنيد. (البته بايد توجه داشت كه پيامبر، شلوار را به عنوان مكمل پوشش مطرح كردند، نه جايگزين پوشش.

پیامبر فرموده اند: خدا مردانی را كه شبیه زن می‏شوند و زنانی را كه خود را شبیه مرد قرارمی‏دهند ، نفرین كرده است.

پیامبر می فرمایند:خداوند شما را از عریان شدن نهی کرده است پس شرم کنید از فرشتگانی که همراه شما هستند همان گرامیانی که از شما جدا نمی شوند مگر هنگام قضای حاجت و خلوت کردن با همسر

حضرت علي(ع) فرمودند: بر شما باد بر پوشيدن لباس ضخيم؛ چرا كه هركس لباسش نازك باشد، دينش نازك است.

تلاش اهل بیت در دور داشتن خود از دید بیگانگان‏ در شام

پس از چند روزی كه اسرا در كوفه ماندند، آنان را به سوی شام روانه كردند. در هنگام حمل و نقل اسرا از مكانی به مكان دیگر، آنان را همانند اسرای كفار و گاه بدون پاسداشت حرمت آنان از نظر امكان حفظ كامل حجاب، انتقال می‏دادند و این كار، اعتراض اهل بیت(ع) و حضرت سجاد(ع) را برمی‏انگیخته و آنان برای حفظ حجاب از هیچ كوششی فرو گذار نمی‏كردند و حتی اگر لازم بود به خواهش و تمنّا نیز متوسل می‏شده‏اند، در حالی كه هیچ سراغ نداریم كه امام حسین(ع) یا اهل بیت(ع) برای امور مادی به دشمن متوسل شده یا التماس كرده باشند و حتی یك مورد هم پیدا نمی‏شود كه مثلاً امام حسین(ع) از دشمن طلب آب كرده باشد و باز هیچ موردی نمی‏یابید كه اهل‏بیت(ع) پس از اسارت از دشمن تقاضای نان، آب و سایر امور مادی را داشته باشند ولی دقت در حوادث شام، اصرار اهل‏بیت بر حفظ پوشش و حجاب و دور نگه داشتن خود را از انظار تماشاچیان روشن می‏كند و باز بر اهمیت حجاب دلالت می‏كند. قبلاً تقاضای زنان از عمرسعد در صحرای كربلا ذكر شد كه بنا به نقل شیخ مفید:

و سألته النسوة لیسترجع ما اخذ منهن لیسترنّ به¯

زنان از او خواستند تا آنچه از آنان گرفته شده بازگردانده شود تا خود را با آن بپوشانند، اما چون آن خواسته اثری نداشت و دستور عمرسعد كارساز نشد و كسی چادرها و مقنعه‏ها را بازنگرداند این بار تقاضای خود را به‏گونه‏ای دیگر و به فردی دیگر ابراز كردند. اكنون حادثه ورود اسرا به شام را پی می‏گیریم.

الف: تقاضای دور نگه داشتن سرها از كجاوه‏ها

سید بن‏طاووس نقل می‏كند كه چون اسرا به دمشق نزدیك شدند، ام‏كلثوم به شمر نزدیك شد و گفت: از تو درخواستی دارم. شمر گفت: درخواستت چیست؟ گفت: هنگامی كه خواستی ما را به شهر وارد كنی از دروازه‏ای كه تماشاچیان آن كمتر باشند وارد كن و به مأموران پیشنهاد كن سرها را از بین كجاوه‏ها بیرون ببرند و از ما دور كنند، زیرا ما از بس در چنین حالتی و چنین وضعی مورد دید واقع شدیم خوار و ذلیل شدیم. ولی شمر از بس ظالم و یاغی بود، دستور داد سرها را بر نیزه‏ها در بین كجاوه‏ها قرار دهند و آنان را با آن حال از بین تماشاچیان عبور داد.

از این حوادث، علاوه بر مظلومیت اهل بیت(ع) و اصرار آنان بر پاكدامنی و دوری از نگاه ناظران، پلیدی، خباثت و كفر و كینه بیش از حد مخالفان آنان نیز روشن می‏شود و معلوم می‏شود كه آنان به كشتن امام و غارت اموالش اكتفا نكردند و با شكستن حریم و آسیب رساندن به حیثیت خاندان وحی اندوه اسیران را بیشتر كردند. آنان در صدد محو آثار اسلام بودند و با این هدف تلاش می‏كردند حجاب و پوشش شرعی را كه یكی از ره‏آوردهای اسلام برای حفظ صیانت شخصیت زن مسلمان بود بی‏ارزش و منسوخ نشان دهند. از این‏روست كه با تقاضای ام‏كلثوم مخالفت می‏كردند.

ب: تقاضای حضرت سكینه از سهل بن‏سعد

صاحب مناقب از سهل بن‏سعد نقل می‏كند كه: در مسیر بیت‏المقدس، به شام رسیدم. دیدم مردم شادند و به یكدیگر بشارت می‏دهند. زنان به دف‏زنی و پایكوبی مشغولند. پیش خود گفتم: اهل شام عیدی ندارند كه ما ندانیم. از گروهی كه كناری ایستاده بودند از علت این شادمانی سؤال كردم ... گفتند: این سر حسین است كه از عراق به شام هدیه شده است. گفتم: عجیب!! سر حسین را می‏آورند و مردم چنین شادی می‏كنند ... ناگهان اسب‏سواری را دیدم كه بر نیزه‏اش سری است كه بسیار شبیه سر رسول‏اللّه‏(ص) است و ناگهان پشت سر او زنانی را دیدم كه بر شتران بدون جهاز سوارند. به اولین نفر آنان نزدیك شدم و عرض كردم: ای دخترك، تو كیستی؟ گفت من سكینه دختر حسینم. گفتم: حاجتی داری؟ من سهل بن‏سعد هستم. جدّ تو را دیده‏ام و سخنش را شنیده‏ام. گفت: ای سعد! به كسی كه این سر به دست او است بگو سر را جلوتر ببرد تا مردم مشغول تماشای آن شوند و چشمشان به اهل‏بیت رسول‏اللّه‏(ص) نیافتد. سهل می‏گوید: نزد صاحب سر رفتم و گفتم خواسته‏ای دارم كه اگر برآوری چهارصد دینار به تو خواهم داد. گفت: خواسته‏ات چیست؟ گفتم: این سر را از كجاوه جلوتر ببر، او انجام داد و من آنچه وعده داده بودم به او دادم.

اگر ملاحظه شود كه هر دینار طلا یك مثقال بوده است معلوم می‏شود چهارصد دینار بیش از هزار و پانصد گرم طلا خواهد شد و از اینكه كسی این مقدار طلا می‏بخشد تا تنها بعضی از زنان اهل‏بیت رسول‏اللّه‏(ص) كمتر مورد دید واقع شوند، اهمیت حفظ حجاب به خوبی روشن می‏شود.

ج: اعتراض به سلب پوشش از اهل بیت

وقتی كه اسرای اهل‏بیت(ع) را وارد شام كردند و آنان را به مجلس یزید بردند و او با تكبّر به بیان افتخارات و پیروزیهای خود پرداخت، برخی از اهل‏بیت(ع) سخنانی گفتند. آنگاه حضرت زینب(س) به پا خاست و با بیان آیاتی از قرآن، استهزاءگری یزید را ناشی از تكذیب آیات الهی، و مهلت دادن خداوند به او را برای افزون شدن گناهان او، و سرانجام گرفتار شدنش به عذاب الهی دانست و سپس فرمود:

اَمِنَ العَدْلِ یا ابنَ الطُلَقاءِ تَخْدیرُكَ حَرائِرَكَ وَ إمائَكَ وَ سَوْقُكَ بَناتِ رسولِ اللّه‏(ص) سَبایا قَدْ هُتِكَتْ سُتُورُهُنَّ وَ اُبْدِیَتْ وُجُوهُهُنَّ تَحدو بِهِنَّ الاعداءُ مِنْ بَلَدٍ اِلی بَلَدٍ.

آیا این عدل است ـ ای فرزندان آزاد شده ـ كه تو زنان و كنیزكان خود را در پشت پرده و حجاب نگاه داری و دختران رسول‏اللّه‏(ص) در حالت اسیری، در حالی كه پوششهای آنان هتك برداشته شده و چهره‏های آنان آشكار ساخته شده، آنان را دشمنان از شهری به شهر دیگر برانند؟!

نكته مهمی كه زینب(س) به آن تصریح می‏كند و از آن سخت آزرده است این است كه زنان یزید پوشیده‏اند و او و زنان دیگر پوشش كامل ندارند و به همین جهت نمی‏گوید زنان تو در كاخ و اسیران در كوخند یا زنان تو سیر و اسیران گرسنه‏اند بلكه تنها و تنها بر حجاب اصرار می‏كند و این یكی از مهمترین درسهایی است كه بانوان ما از نهضت امام حسین(ع) می‏توانند بیاموزند. 

 

نقش اهل حرم (زنان، دختران و ...) در حفظ حجاب خویش در كربلا و كوفه

اهل حرم یعنی مجموعه زنانی كه همراه امام حسین(ع) در كربلا شركت داشتند. اصرار زیادی بر حفظ حجاب خویش در برابر نامحرمان می‏ورزیدند و در آن هوای گرم و سوزان، و آن تشنگی و گرسنگی طاقت‏فرسا، هیچ گاه از پوشش و حجاب غافل نمی‏شدند كه گوشه‏ای از تلاش آن پاسداران حجاب به عنوان نمونه ذكر می‏شود.

الف: فاطمه صغرا و مسأله حجاب

علامه مجلسی در بحارالانوار، حادثه‏ای را از زبان فاطمه صغرا دختر امام حسین(ع) به این مضمون نقل می‏كند:

جلوی خیمه ایستاده بودم و بر بدن پدر و اصحابش كه قطعه قطعه شده بودند و مانند گوشتهای قربانی بر زمین ریخته بودند و اسبها بر بدنهای آنان می‏تاختند، نظر می‏كردم و فكر می‏كردم كه بنی‏امیه بعد از كشته شدن پدرم با ما چگونه رفتار می‏كنند؟ آیا ما را می‏كشند؟ اسیر می‏كنند؟ ... ناگهان مردی را دیدم بر اسبی سوار است و با ته نیزه، زنان را می‏راند و آنان به یكدیگر پناه می‏برند، و چادرها، مقنعه‏ها و ... آنها گرفته شده است و فریاد وا محمداه، وا علیاه، وا جداه، وا ابتاه و ... بلند است. قلبم فرو ریخت و بدنم به لرزه افتاد. از ترس او شروع كردم به این طرف و آن طرف به دنبال عمه‏ام ام‏كلثوم دویدن. در همین حال ناگهان دیدم كه آن سوار به طرف من آمد. با سرعت تمام پا به فرار گذاشتم. فكر می‏كردم از دست او نجات می‏یابم.. دیدم به طرف من می‏آید. از خود بی‏خود شدم. ناگهان ته نیزه او به كتفم خورد. با صورت به زمین خوردم. مقنعه‏ام را كشید، پرّه گوشم را پاره كرد و گوشواره‏هایم را برد و خون بر گونه‏هایم جاری شد و آفتاب بر سرم می‏تابید. او به طرف خیمه‏ها برگشت و من بی‏هوش شدم. ناگهان عمه‏ام را دیدم كه در كنار من قرار گرفته و گریه می‏كند و می‏گوید: بلند شو برویم ببینیم بر سر خواهران و برادر بیمارت چه آمده است! بلند شدم و گفتم: یا عمتاه! هل من خرقة استربها رأسی عن اعین النظّار؟ فقالت: یا بنتاه و عمتكِ مثلكِ، فرأیتُ رأسها مكشوفة و متنها قد اسود من الضرب.

ای عمه! آیا پارچه‏ای هست كه سرم را از دید تماشاچیان با آن بپوشانم؟ فرمود: عزیزم عمه تو نیز همانند توست. نگاه كردم دیدم سرش برهنه است و دستش از كتك سیاه شده است. وقتی به خیمه برگشتیم دیدم خیمه و آنچه در آن بوده غارت شده و برادرم علی بن‏الحسین با صورت روی زمین افتاده و از شدت گرسنگی، تشنگی و مرض، طاقت نشستن ندارد. با مشاهده حال او، ما بر او می‏گریستیم و او بر حال ما می‏گریست.

آری، فاطمه صغرا كه تا آن لحظه گرسنه و تشنه بود و پس از شهادت امام حسین(ع) كسی به او و دیگر بازماندگان، آب و غذا نداد بلكه خیمه‏های آنان را آتش زدند و آنان با حالت تشنگی فرار می‏نمودند، برخی نیز زخمی شده بودند ولی با این حال فاطمه صغرا(س) با عمه‏اش شكوه از تشنگی و گرسنگی نكرد بلكه در اولین لحظه كه به هوش آمد درخواست پارچه‏ای برای پوشش خود نمود.

ب: اهل بیت و درخواست بازگشت حجابها و پوششها

مرحوم مفید از حمید بن‏مسلم نقل می‏كند كه گفت: به خدا سوگند مكرر می‏دیدم زنی از زنان یا دختران یا اهل بیت امام حسین(ع) را كه چادرش از پشت سر گرفته می‏شد و كشیده می‏شد تا بالاخره زن مغلوب می‏شد و چادر یا لباسش به غارت می‏رفت؛ تا سرانجام به علی بن‏الحسین كه بسیار مریض بود و در میان رختخواب خفته بود رسیدیم ... و عمر بن‏سعد آمد. زنان در مقابل او فریاد كشیدند و گریه كردند. لذا او به یارانش گفت: هیچ كدام حق ندارید بر خانه‏های این زنان وارد شوید و متعرّض این جوان مریض ـ علی بن‏الحسین ـ نشوید.

زنان از او درخواست كردند كه لباسهای غارت شده آنان برگشت داده شود تا خودشان را بپوشانند. و عمرسعد دستور داد كه هر كس از وسایل اینان چیزی برده برگرداند. ولی به خدا سوگند هیچ كس چیزی برنگرداند.

باز روشن است كه زنان اهل بیت تقاضای آب، نان و هیچ چیز مادی ندارند و تنها حجابهای خود را می‏خواهند تا خود را بپوشانند و عمر سعد دستوری می‏دهد ولی یا دستور جدی نبوده و یا آنان دستور را جدّی تلقی نمی‏كنند و به هر حال حجاب اهل بیت به آنان برگردانده نمی‏شود و آنان را مانند اسرای كافر، بدون حجاب وارد كوفه می‏كنند كه داستان ورود اسرا به كوفه را از زبان مسلم جصاص (گچ‏كار) پی می‏گیریم:

ج: ورود اسرا به كوفه و نخوردن نان و خرماهای صدقه

مسلم جصاص می‏گوید: به تعمیر فرمانداری كوفه اشتغال داشتم كه ناگهان صدای فریادهای فراوانی از اطراف كوفه به گوشم رسید. از مستخدمی كه به خدمت مشغول بود پرسیدم: چه خبر است و این صداها و فریادها برای چیست؟!

گفت: همین الآن سر طغیانگری را كه بر یزید خروج كرده است وارد كوفه كرده‏اند. گفتم آن خروج‏كننده اسمش چیست؟ گفت: حسین بن‏علی!!

هنگامی كه مستخدم بیرون رفت، بر سر و صورت ‏زنان، دستهایم را شستم و از درب پشت فرمانداری خارج شدم و خود را به كُناس ـ دروازه ورودی كوفه ـ رساندم.

در آن حال كه آنجا ایستاده بودم و مردم در انتظار آمدن اسرا بودند، چهل شتر كه زنان اهل بیت و اولاد فاطمه بر آنها سوار بودند وارد شدند ... و اهل كوفه شروع كردند به كودكانی كه بر محملها سوار بودند تكه‏هایی از نان، خرما و گردو بدهند. ام‏كلثوم فریاد زد: یا اهل الكوفة! ان الصدقة علینا حرام ای اهل كوفه صدقه بر ما حرام است.

و شروع كرد نان و خرماها را از دست و دهان اطفال برگیرد و به زمین بیندازد.

اگر این حادثه و گرسنگی بچه‏ها و خوردن نان و خرما و عمل حضرت ام‏كلثوم را كنار عمل دیگری كه باز در كوفه اتفاق افتاد و اسرا چادر و مقنعه‏های اعطایی را قبول كردند بگذاریم، شاید حقیقت بیشتر روشن شود، داستان از این قرار است:

د: اسرای اهل بیت و قبول كردن چادرها و مقنعه‏های اعطایی

سید بن‏طاووس نقل می‏كند كه عمر بن‏سعد اسرای اهل بیت را به كوفه برد. هنگامی كه نزدیك كوفه رسیدند، اهل كوفه برای تماشای اسرا اجتماع كردند. یكی از زنان كوفی كه بر سطحی ایستاده و بر آنان مشرف بود، پرسید: مِنْ أیِّ الأساری اَنْتُنَّ؟ شماها از كدامین اسرا هستید؟

جواب دادند: نحن اساری آل محمد ما اسرای آل محمد هستیم.

زن از سطح پایین آمد و هر چه چادر، مقنعه، روسری و پارچه‏ای كه داشت جمع كرد و به آنان داد و آنان خود را پوشانیدند.

سؤال مهم و قابل تأملی كه در اینجا مطرح می‏شود این است كه چرا اهل بیت با آنكه گرسنه بودند نان و خرما را قبول نكردند و حتی از دهان اطفالی كه تكلیف هم ندارند، آنها را بیرون كشیدند و بر زمین انداختند ولی چادر و مقنعه‏ها را قبول كردند؟ آیا نمی‏خواهند بفهمانند كه حجاب اهمیتش بسیار زیاد است و حتی می‏توان عطیّه‏ها، بخششها و یا حتی صدقه‏های دیگران را قبول كرد و با آن خود را از دید نامحرم حفظ كرد؟!

آیا اینها زنان ما را به رعایت حجاب در هر حال و هر موقعیت و با هر وسیله دعوت نمی‏كند؟!

پرواضح است كه حجاب نشانه كرامت و ارجمندی زن مسلمان است و زنان عاشورایی و زینب‏گونه كه پیامبران حریت و آزادگی و آیات عصمت و عفت بوده و هستند حفظ كرامت و شخصیت خود را بر همه چیز مقدم می‏دارند.

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد