امروز جمعه, 29 دی 1396 - Sat 01 20 2018

https://telegram.me/emamemobin

منو

تفسیر و علوم قرآنی

بازخوانی شخصیت ادبی حضرت زهرا(سلام الله علیها)

  • نوشته شده توسط modir
  • دسته: متن ادبی
  • بازدید: 1006

چکیده:

حضرت فاطمه زهرا(س) از زنان بزرگ و پر افتخار جهان اسلام است که با وجود داشتن شخصیتی جامع، کامل و آسمانی، با گذشت قرن‌ها، هنوز آن‌گونه که شایسته‌ی مقام ایشان است به جامعه اسلامی معرفی نشده است.

نوشتار حاضر پژوهشی توصیفی- تحلیلی، با هدف شناسایی شخصیت ادبی حضرت زهرا(س) است که با مروری بر اشعار و خطبه‌های ادبی و بلاغی ایشان، به شیوه‌ای نظام‌مند به بررسی کلام منثور و منظوم حضرت(س) می‌پردازد و با نشان دادن تأثیر رحلت پیامبر(ص) بر جان و روح فاطمه(س)، انعکاس این تأثیر را در جلوه‌های هنری و ادبی کلام حضرت زهرا(س) نشان داده و به این نتیجه می‌رسد که ایشان مضامین دینی، مذهبی، سیاسی و اجتماعی خویش را در قالب تجارب هنری و ادبی بیان می‌کند و از این رهگذر است که زیباترین، رساترین و سوزناک‌ترین مرثیه‌های جهان تشیع از روح بزرگ ایشان سرچشمه گرفته است. 

 

کلیدواژه: حضرت فاطمه زهرا(س)، شخصیت ادبی، اشعار، خطبه‌ها

 

 

 

مقدمه:

خاندان پاک و طاهر نبّوی (ص) مردان و زنانی را در خود جای داده است که اسامی و عناوین بارز و آشکاری در عرصه‌ی آفرینش و تکوین می باشند و در صف مقّدم کسانی قرار دارند که محال است روزگار امثال آنان را بیابد. حضرت فاطمه زهرا (س) از جمله‎ی آن‎هاست.ابعاد شخصیت والای حضرت (س) بسیار گسترده و وسیع است و تنها در سایۀ تأمل و ژرف اندیشی می توان به جوانب گسترده آن پی برد. مطالعه و تحقیق پیرامون محورهای شخصیت معنوی و الهی آن حضرت، ما را در شناخت ایشان یاری می دهد.

زندگی فاطمه(س) سراسر حوادث تلخی است که روح پاک آن حضرت را می‌آزرد؛ از تلخ‌ترین و اندوهبارترین آن ها؛ رحلت پدر بزرگوارشان است که قلب فاطمه(س) را محزون و چشمانش را اشکبار ساخت. روح غمگین و قلب سوزان، او را بر آن داشت که سوزناک ترین مرثیه های جهان تشیع را بسراید؛ اشعاری که پس از گذشت قرن ها، دل های عاشقان را مملو از غم سنگین فراق می نماید:  

أمسی بِخَدّی لِلدُّمُعِ رُسُمٌ       أسَفا علیکَ و فی الفؤادِ کلُومٌ   (مرعشی شوشتری،1374 ج1: 483)

ترجمه: بر گونه‌ام آثاری از اشک هاست. در فراق تو اندوهگینم و در قلبم جراحت‌هاست.

 با توجه به این نکته که پیرامون شخصیت وجودی و مقام معنوی فاطمۀ زهرا (س) بسی کتاب‌ها نگاشته شده و سخن های فراوانی بیان شده است، اما اگر هزاران برابر آن نیز از قلمرو ذهن و اندیشۀ بشر به درآید و صورت گفتار یا نوشتار پذیرد، باز قطره‌ی‌ست از اقیانوس بی کرانۀ فضیلت‌های فاطمه (س) و ما در این نوشتار برآنیم یکی از زوایای کمتر شناخته شده‌ی شخصیت ایشان را مورد واکاوی قرار داده و به ارزش هنری و ادبی ایشان واقف شویم و برای سؤالات ذیل پاسخ روشنی بیابیم:

آیا حضرت فاطمه(س) در تاریخ اسلام به عنوان یک شخصیت ادبی شناخته می شوند؟

ویژگی خطبه‌ها و اشعار حضرت زهرا (س) چیست؟ و دارای چه مضامینی ست؟

نیم نگاهی به شخصیت ادبی حضرت فاطمه (س)

فضایل و کرامات حضرت فاطمه زهرا(س) و جایگاه رفیع ایشان در عرصه ادبیات، هنوز ناسروده و ناشناخته مانده است. ابوالفضل احمد بن ابی‌طاهر مروزی در کتاب « بلاغات النساء» خطبه شورانگیز، شیوا، بلیغ و تاریخ ساز حضرت فاطمه زهرا(س) در مسجد مدینه را در شمار بهترین و تفکرانگیزترین آثار بانوان صدر اسلام ذکر کرده است. (ابن طیفور، ۱۹۷۲: 89 )

شایان ذکر است که حضرت فاطمه(س) در تاریخ به عنوان شاعر مطرح نبودند اما به روایت اسناد تاریخی برای روشن ساختن حقایق و بیان مفاهیم مورد نظر خود از کلیه ابزارهای کلامی بهره برده و از شعر به عنوان کلام منظوم و اثر گذار و محرک عواطف و احساسات در کنار کلام منثور و تفصیلی استفاده کرده‌اند. ( روشنفکر، 1391: 113)

این مقاله  در دو بخش تنظیم شده است. بخش اول، شامل خطبه‌ها و سخنرانی‌های حضرت فاطمه‌ی زهرا(س) است و در بخش دوم به اشعار حضرت فاطمه(س) در موضوعات و مضامین مختلف پرداخته شده است.

الف: خطبه ها:

حضرت فاطمه(س)  سه خطبه ایراد نموده‌اند هرچند بعضی آن را چهار خطبه برشمرده اند ولی به اعتقاد اکثر مورخین خطبه ی چهارم ادامه خطبه فدکیه است. ( دشتی،1379: 129)

1-خطبه فدکیه و ویژگی‌های ادبی آن:

خطبه مزبور سرشار از معارف ناب اسلامی و آموزه های عرفانی، اخلاقی حضرت زهراست گه از نفیس ترین و ماندگارترین میراث علمی ، ادبی حضرت می باشد.

این خطبه دارای آرایش های لفظی و معنوی بسیار و به ویژه صنعت سجع است و در آن تشبیه، استعاره و کنایه بسیار بکار رفته است. حضرت از تمام فنون سخنوری بهره جسته و کلام او، نه کلام بشری و نه در حد بازخواستن فدک، بلکه کلامی الهی درباره علم و معرفت و احیای اسلام و ارزش‌های آن برای تمام قرون و اعصار بوده است. ( ندری ابیانه، 1384: 145)

مضامین و موضوعات مهم خطبه‌ی حضرت عبارتند از: حمد و ثنای الهی، توحید استدلالی، نبوت، نگرشی به جاهلیت، نگاهی به ره آوردهای زمان بعث و ظهور اسلام، بیان علل شرایع و فلسفه احکام، تحلیلی از تاریخ و حوادث ایام، تبیین موقعیت همسر و امامش در زمان پیامبر، تبیین دگرگونی ایام بعد از پیامبر، تبیین حقوق خویش در برابر غاصب و ارائه دلائل و مستندات فقهی قرآنی، تبیین سستی و ضعف مسلمین در دفاع از اهل بیت، سرزنش و توبیخ غاصبینی که زمینه ساز ظلم شدند، اعلام شکایت و طرح دعوی در دادگاه الهی، با دادخواهی نبوی(ص)  ( خزعلی،1385 :62) 

خطبه فدکیه، از خطبه‌های معتبری‌ست که دانشمندان شیعه و سنی درکتابهای خود از آن نام برده‌اند همچنانی که بلاذری می نویسد: « هنگامى كه ابوبكر و عمر تصمیم گرفتند فدك را از حضرت فاطمه (ع) بگیرند و این خبر به ایشان رسید، لباس به تن كرده و چادر بر سر نهاد، حضرت چون به مسجد آمد در حالی كه چادرش به زمین كشیده مى‏شد، و راه رفتن او همانند راه رفتن پیامبر خدا بود، مشی و منش فاطمه (س) همچون پدرش بود و عملش احیاگر آن چیزی بود که پیامبر برای امت به ارمغان آورده بود. خلیفه به همراه  عده‏اى از مهاجرین و انصار در مسجد بود.  در میانه مسجد پرده‏اى آویختند، و زهرای مرضیه به ایراد خطبه پرداخت. آنگاه ناله‏اى جانسوز از دل برآورد كه همه مردم به گریه افتادند و مجلس و مسجد به سختى به جنبش درآمد سپس سكوت كرد تا مجلس آرام یافت، آنگاه سخن گفت، سخنی حکیمانه، بلیغ، گله مند، ترساننده و آتشین . ( بلاذری، 1364 ج1: 37)     

حضرت فاطمه(س) دراین خطبه احساس، خرد و وجدان حاضران در مجلس را  فرا خواند و گفت:

«اَلْحَمْدُلِلَّهِ عَلی ما اَنْعَمَ، وَ لَهُ الشُّكْرُ عَلی ما اَلْهَمَ، وَ الثَّناءُ بِما قَدَّمَ، مِنْ عُمُومِ نِعَمٍ اِبْتَدَاَها، وَ سُبُوغِ الاءٍ اَسْداها، وَ تَمامِ مِنَنٍ اَوْلاها، جَمَّ عَنِ الْاِحْصاءِ عَدَدُها، وَ نَأى عَنِ الْجَزاءِ اَمَدُها، وَ تَفاوَتَ عَنِ الْاِدْراكِ اَبَدُها، وَ نَدَبَهُمْ لاِسْتِزادَتِها بِالشُّكْرِ لاِتِّصالِها، وَ اسْتَحْمَدَ اِلَى الْخَلائِقِ بِاِجْزالِها، وَ ثَنی بِالنَّدْبِ اِلى اَمْثالِها.

وَ اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَریكَ لَهُ، كَلِمَةٌ جَعَلَ الْاِخْلاصَ تَأْویلَها، وَ ضَمَّنَ الْقُلُوبَ مَوْصُولَها، وَ اَنارَ فِی التَّفَكُّرِ مَعْقُولَها، الْمُمْتَنِعُ عَنِ الْاَبْصارِ رُۆْیَتُهُ، وَ مِنَ الْاَلْسُنِ صِفَتُهُ، وَ مِنَ الْاَوْهامِ كَیْفِیَّتُهُ.

اِبْتَدَعَ الْاَشْیاءَ لا مِنْ شَىْ‏ءٍ كانَ قَبْلَها، وَ اَنْشَاَها بِلاَاحْتِذاءِ اَمْثِلَةٍ اِمْتَثَلَها، كَوَّنَها بِقُدْرَتِهِ وَ ذَرَأَها بِمَشِیَّتِهِ، مِنْ غَیْرِ حاجَةٍ مِنْهُ اِلى تَكْوینِها، وَ لا فائِدَةٍ لَهُ فی تَصْویرِها، اِلاَّ تَثْبیتاً لِحِكْمَتِهِ وَ تَنْبیهاً عَلی طاعَتِهِ، وَ اِظْهاراً لِقُدْرَتِهِ وَ تَعَبُّداً لِبَرِیَّتِهِ، وَ اِعْزازاً لِدَعْوَتِهِ، ثُمَّ جَعَلَ الثَّوابَ عَلی طاعَتِهِ، وَ وَضَعَ الْعِقابَ عَلی مَعْصِیَتِهِ، ذِیادَةً لِعِبادِهِ مِنْ نِقْمَتِهِ وَ حِیاشَةً لَهُمْ اِلى جَنَّتِهِ»(حسینی،1390: 6)

ترجمه: « حمد و سپاس خداى را برآنچه ارزانى داشت، و شكر او را در آنچه الهام فرمود، و ثنا و شكر بر او بر آنچه پیش فرستاد، از نعمت هاى فراوانى كه خلق فرمود و عطایاى گسترده‏اى كه اعطا كرد، و منّت هاى بى‏شمارى كه ارزانى داشت، كه شمارش از شمردن آنها عاجز، و نهایت آن از پاداش فراتر، و دامنه آن تا ابد از ادراك دورتر است، و مردمان را فراخواند، تا با شكرگزارى آنها نعمت ها را زیاده گرداند، و با گستردگى آنها مردم را به سپاسگزارى خود متوجّه ساخت، و با دعوت نمودن به این نعمت ها آنها را دو چندان كرد.و گواهى مى‏دهم كه معبودى جز خداوند نیست و شریكى ندارد، كه این امر بزرگى است كه اخلاص را تأویل و قلوب را متضمّن وصل آن ساخت، و شناخت آن را در پیشگاه تفكر و اندیشه آسان نمود، خداوندى كه چشم‏ها از دیدنش بازمانده، و زبان ها از وصفش ناتوان، و اوهام و خیالات از درك او عاجز مى‏باشند. موجودات را خلق فرمود بدون آنكه از ماده‏اى موجود شوند، و آنها را پدید آورد بدون آنكه از قالبى تبعیّت كنند، آنها را به قدرت خویش ایجاد و به مشیّتش پدید آورد، بى‏آنكه در ساختن آنها نیازى داشته و در تصویرگرى آنها فایده‏اى برایش وجود داشته باشد، جز تثبیت حكمتش و آگاهى بر طاعتش، و اظهار قدرت خود، و شناسائى راه عبودیت و گرامى داشت دعوتش، آنگاه بر طاعتش پاداش و بر معصیتش عقاب مقرر داشت، تا بندگانش را از نقمتش بازدارد و آنان را بسوى بهشتش رهنمون گردد.»

2- خطبه حضرت زهرا (س) در جمع زنان مهاجر و انصار

این خطبه دارای لحنی سوزناک و غمگین است و از اعماق دلی ست که سرشار از سرزنش و دلزدگی از مردم روزگار خویش است. از ویژگی‌های ادبی آن می توان به کاربرد فراوان جناس، واج آرایی، کنایه، استفاده از واژه های قرآنی و ...  اشاره کرد. 

این خطبه شامل موضوعاتی چون: نکوهش مردم از سیر ارتجاعی، علل مظلومیّت امام علی (ع)، ویژگی های حکومت علوی، نکوهش از انحراف مهاجران و انصار، هشدار از آینده ای خونین است.

 در تاریخ آمده است؛ هنگامى كه حضرت فاطمه (ع) بيمار شد، به همان بيمارى كه در اثر آن از دنيا رفت، زنان مهاجرين و انصار به عيادت ايشان آمده و گفتند: اى دختر پيامبر با اين بيمارى حالت چطور است؟ آن حضرت حمد و سپاس الهى را گفته و بر پدرش درود فرستاد و فرمود:
« اَصْبَحْتُ وَاللَّهِ عائِفَةً لِدُنْيا كُنَّ، قالِيَةً لِرِجالِكُنَّ، لَفَظْتُهُمْ بَعْدَ اَنْ عَجَمْتُهُمْ، وَ سَئِمْتُهُمْ بَعْدَ اَنْ سَبَرْتُهُمْ، فَقُبْحاً لِفُلُولِ الْحَدِّ وَ اللَّعْبِ بَعْدَ الْجِدِّ، وَ قَرْعِ الصَّفاةِ وَ صَدْعِ الْقَناةِ، وَ خَطَلِ الْاراءِ وَ زَلَلِ الْاَهْواءِ، وَ بِئْسَ ما قَدَّمَتْ لَهُمْ اَنْفُسُهُمْ اَنْ سَخِطَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ، وَ فِي الْعَذابِ هُمْ خالِدُونَ، لا جَرَمَ لَقَدْ قَلَّدَتْهُمْ رِبْقَتُها وَ حَمَّلَتْهُمْ اَوْقَتُها، وَ شَنَّنَتْ عَلَيْهِمْ عارَتُها، فَجِدْعاً وَ عَقْراً وَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمينَ.» ( مکارم شیرازی،1376، 219 )

ترجمه:« بخدا سوگند صبح كردم در حالى كه نسبت به دنياى شما بى‏ ميل و نسبت به مردان شما ناراحتم، آنان را از دهان خويش بدور افكنده، و بعد از شناخت حالشان به آنان بغض ورزيدم، پس چه زشت است كندى شمشيرها و سستى بعد از تلاش و سر بر سنگ خارا زدن، و شكاف نيزه‌ها و فساد آراء و انحراف انگيزه‏ ها، چه زشت است ذخيره‏ هائى كه پيش فرستادند، و خداوند بر آنان خشم گرفته و در عذاب جاودانه خواهند بود. بدون شك مسئوليت اين عمل به عهده ايشان بود و سنگينى آن بدوششان است، و ننگ و عارش دامنگيرشان مى ‏گردد، پس اين شتر بينى‏ بريده و زخم‏ خورده باشد، و گروه ستمكاران از رحمت الهى بدورند.»

علاوه بر خطبه ها، در تاریخ چند نمونه سخنرانی به حضرت زهرا(س) نسبت داده اند که از جمله‌ی آن‌ها عبارتند از :

-سخنرانی در اجتماع مردم

هنگامی که اهل سقیفه تصمیم گرفتند به خانه‌ی امیرالمؤنین(ع) هجوم آورند و نزدیک خانه‌ی حضرت گرد آمدند و تسلیم توطئه ها بودند، دختر رسول خدا (ص) در دفاع از ولایت امام علی (ع) و افشاگری درباره‌ی سیر ارتجاعی مردم، از خانه بیرون آمد و در کنار در ورودی منزل ایستاد و خطاب به مردم فرمودند:

«لا عَهدَ لی بِقَومٍ حَضَرُوا أسوَءَ مَحضراً مِنکُم، تَرَکتُم رَسُولُ اللهِ (ص) جَنازَةً بَینَ أیدینا وَ قَطَعتُم اَمرکُم فیما بَینَکُم، لَم تَستَأمِرُونا وَ لَم تُرُدُّوا لَنا حَقَّاً کَانَّکُم لَم تَعلَمُوا ما قَالَ یَومَ غَدیرَ خُمٍّ وَ اللهِ لَقَد عَقَدَ لَهُ علی (ع) یَومَئِذٍ الوَلاءَ لِیَقطَعَ مِنکُم بِذلِکَ مِنها الرَّجاءَ وَ لکِنَّکُم قَطَعُتُمُ الأسبابَ بَینَکُم وَ بَینَ نَبیِّکُم واللهُ حَسیبٌ بَینَنا وَ بَینَکُم الدُّنیا وَ الاخِرَةِ» ( رفاعی، 1423، ج1 :12)

ترجمه: « من ملّتی را مثل شما نمی شناسم که این گونه عهدشکن و بد برخورد باشند. جنازه‌ی رسول خدا را بر روی دست ما گذاشته و رها کردید و عهد و پیمان های میانتان را بریدید و فراموش نمودید و ولایت و رهبری علی (ع) و ما اهل بیت را انکار کردید و حقّ مسلّم ما را باز نگرداندید؛ گویا از آنچه رسول خدا (ص) در روز غدیر خم فرمود، آگاهی ندارید؟ سوگند به خدا که رسول گرامی اسلام در آن روز ولایت و رهبری امام علی (ع) را مطرح کرد و از مردم بیعت گرفت تا امید شما فرصت‌طلبان تشنه‌ی قدرت را قطع نماید؛ ولی شما رشته های پیوند معنوی میان پیامبر (ص) و خودتان را پاره کردید. این را بدانید که خداوند در دنیا و آخرت بین ما و شما داوری خواهد کرد»

-سخنرانی در نکوهش پیمان شکنان

 حضرت زهرا(س) در نکوهش پیمان شکنان و مردم بی تفاوت و ساکت فرمودند:

«مَعاشِرَ النّاسِ المُسرِعَةِ اِلِی القیلِ الباطِلِ، المُغضِیَةِ عَلَی الفعِلِ القَبیح الخاسِرِ «أَفَلا یَتَدَبَّرُونَ القُرآنَ أم عَلَی قُلُوبٍ أقفَالُهَا»( محمّد/ 24) کَلّا بَل رانَ عَلی قُلُوبِکُم ما أسَأتُم مِن أعمالِکُم فَأَخَذَ بِسَمعِکُم وَ أبصارِکُم وَ لَبِئسَ ما تَأَوَّلتُم وَ ساءَ ما بِهِ أشَرتُم وَ شَرَّ ما مِنهُ إعتَصَبتُم لَتَجِدُنَّ وَ اللهِ مَحمِلَهُ ثَقیلاً وَ غِبَّهُ وَبیلاً إذا کُشِفَ لَکُ الغِطاءُ وَ بانَ ماوَرَاءَهُ الضَّرّاءُ وَ بَدالَکُم مِن رَبِّکُم ما لَم تَکونُوا تَحتَسِبوُنَ «وَ خَسِرَ هُنا لَکَ المُبطِلُونَ» (غافر/40)

 ترجمه: « ای مردم که به سوی سخن باطل شتابانید و اعمال زشت و زیانکارانه ی [اینها] را نادیده می گیرید! «آیا در قرآن تدبّر و تأمّل نمی کنید؟ یا بر دل هاتان مُهر و قفل زده شده است که سخن حق را نمی شنوید؟ نه! بلکه اعمال سوء و کردار بد شما است که پرده بر دل هایتان کشیده و گوش ها و چشم های شما را گرفته است! و چه بد تأویل و تفسیری از دین و آیین کردید! و چه بد
نظریّه و رأیی دادید که حق را از اهلش گرفتید و به دست نااهلان دادید و چه بد گناه و ستمی را که کردید گران خواهید یافت و سرانجامش را سخت و دشوار. در آن روز که پرده از کار شما برداشته شود و کیفری که در انتظار شماست، آشکار گردد و عذابی را که خدای تعالی برای شما آماده کرده که گمان آن را نداشته اید، بر شما نمایان گردد و در آن روز است که « اهل باطل دچار زیان و خسران می گردد.» (طبرسی، 1416: 106)

 

 

ب- اشعار حضرت زهرا(س)

مرحوم محقق حلّی که از مراجع تقلید و از فقهاء بزرگ اسلامی است درباره‌ی شعر عرب و تأثیر آن

می‌گوید: « شعر از بهترین نشانه های ادب و از زیباترین افتخارهای عرب است. با شعر بزرگواری‌ها درخواست می شود و طبیعت‌های خودرأی نرم می‌شود. اندیشه‌ها را تیز می‌کند و کینه ها را از بین می‌برد و تباهی اندیشه ها را اصلاح می‌کند و همت‌های راکد را به ثمر می‌نشاند. » ( قمی،1363، ج4: 453) همچنین پیامبر(ص) نیز می‌فرمایند: « إنّ مِنَ الشعرِ لَحِکَماً و إنَّ مِن البیانِ لَسحراً»: (همانا پاره ای از اشعار حکیمانه، و پاره ای از بیانها سحر آمیز است.) ( حرّ عاملی، 1376،ج7: 404)

از دریای عواطف و احساسات پاک و لطیف حضرت زهرا(س)، تراوشات ادبی حاصل شده است که امروزه برای شیعیان ایشان بسیار دل انگیز و زیبا جلوه می‌کند و مقام ایشان را بس والاتر و فراتر از آنچه که هست نشان می دهد. سروده هایی که در قالب آن‌ها گاه از روزگار شکوه می‌کند، گاه در ماتم فقدان پدر می نالد، زمانی برای کودکانش، عاشقانه می سراید و گاه برای همسر و مولایش عارفانه می‌خواند.  اشعار حضرت  به چند دسته تقسیم می شود که عبارتند از:

1-اشعاری با محوریت پیامبر(ص)

قسمت عمده ای از اشعار حضرت زهرا(س ) درباره پیامبر اکرم (ص) است، و ما این گونه از اشعار را  به دو دسته تقسیم می کنیم:  

1-1- مرثیه هایی در رثای  پیامبر (ص)

حضرت فاطمه (س ) به این واقعیت بزرگ توجه و نظر داشت كه پیامبر(ص) برگزیده حق تعالی است و برای هدایت بشر به سوی رشد و كمال و سعادت و فلاح مبعوث گردیده و در حالی كه جهان در ظلمت و تباهی و جهل و گمراهی و فساد و تباهی می سوخت و هیچ نجاتگر و رهایی بخشی نبود، برانگیخته شد تا كاروان بشریت را به مقصد نهایی رهنمون شود. ایشان با این نگرش به توصیف خصال و ویژگی های نبی اكرم (ص) ابیات پرشوری را سروده اند؛ و در ابیات ذیل، رسول خدا(ص ) را با برشمردن برخی از فضایل و صفات بزرگ اخلاقی توصیف می نماید و از رسالت و ماموریت الهی او یاد می كند:

و قد رُزئنا به محضا خلیقته          صافی الضرائب واللاعراق و النسب

إنّا رُزِئنا بِما لم یُرزَ ذُو شَجَنٍ          مِنَ البَریّهِ لا عُجمٌ و لا عَرَبُ

فانت و الله خیر الخلق كلهم        و اصدق الناس حیث الصدق و الكذب (مجلسی ،1416، ج 43 : 196)

ترجمه: « به مصیبت فقدان او گرفتار شدیم. هم او كه در آفرینش، هیچ تیرگی و ناصافی نداشت، و از ریشه و تبار و طبیعتی صاف و خالص برخوردار بود.

ما به مصیبتی گرفتار آمدیم كه هیچ اندوه رسیده ای از عرب و فارس به آن دچار نشده است .

به خدا سوگند كه تو از همه مردم بهتری و به هنگام درنظر آوردن « راست » و « دروغ » تو از همه صادق‌تر و راستگوتر می باشی»

حضرت زهرا(س ) از جدایی پیامبر غمگین است و در احتجاج با ابوبکر در مسجد مدینه، رو به مزار شریف پیامبر می‌کند و می‌سراید:

فراقُکَ أعظَمُ الأشیاءِ عندی      وَ فَقدُکَ فاطمُ أَدهَی النُّکولِ

سأَبکی حَسرَهً و أَنوحُ شَجواً    عَلی خَلٍّ مضَی أَسنا سَبیلی   ( محمد نژاد،1379: 51)

ترجمه: جدایی ات پیش من سنگین ترین چیزهاست و از دست دادنت، سنگین ترین بند است.

از روی حسرت و اندوه، گریه و نوحه خواهم کرد بر آن محبوبی که رفت و راهم را روشن ساخت.

همه‌ی اجزای طبیعت در عزای پیامبر می‌گریند و زهرای مرضیه(س) همنوا با هستی و آفرینش، از صمیم جانش می‌سراید: 

قَلَّ  صَبرِی وَ بانَ عَنّی عَزَائی              بعدَ فَقدی لِخاتَم الأَنبیَاء

عَینُ یا عَینُ أُسکُبی الدَّمعَ سَحّا          وَیکَ لا تَبخَلی بِفیضِ الدِّماء

یا رسولَ الإلهِ یا خِیرَهَ الله                  وَ کهفَ الأَیتامِ و الضُّعفاءِ

قد بَکَتکَ الجبالُ وَ الوحشُ جَمعاً         و الطَّیرُ وَ الارضُ بعدُ یَبکی السّماءِ

و بَکاکَ الحَجونُ و الرُّکنُ و              المَشعرُ یا سیدی مَعَ البَطحاءُ (بحرانی اصفهانی، 1405 ، ج 11 : 484، دشتی،1379: 143)

ترجمه: « صبر و تحمل من کوتاه و عزا و مصیبتم آشکار است چون خاتم پیامبران را از دست داده‌ام

 دیده!‌ ای دیده، اشک ببار! وای برتو ! اگر سیل اشک را جاری نسازی.

ای رسول خدا، ای برگزیده حضرت حق، ای پناه یتیمان و مستضعفان!

کوه‌ها و حیوانات و پرندگان برتو می‌گریند، زمین هم پس ازآسمان گریست

شهر مکه و رکن و مشعر و سرزمین بطحاء اشک‌ها باریدند.

1-2- شکوائیه‌های حضرت زهرا (س)

اما دسته دوم، اشعاری هستند که با زبان شکایت به محضر نبی‌اکرم(ص)، از کجروی‌ها، نفاق‌ها،

انحراف‌ها و تنهایی بزرگ اهل بیت(ع) رسول خدا که در محاصره انواع توطئه‌ها و دسیسه‌ها قرار

گرفته‌اند و پایمال شدن حقوق آنان و نادیده انگاشته شدن شان والای آنان حکایت دارد.

حضرت زهرا (س ) در ابیاتی، به توصیف رسول گرامی اسلام (ص ) می‌پردازد و از وقایع پس از رحلت پیامبر، از ظالمان و فرومایگان  روزگارش می‌نالد :

صُبَّت عَلیَّ مَصائبُ لو أنَّها                  صُبَّت عَلَی الأیّامِ صِرنَ لَیالیا

قد كُنتُ ذاتَ حِمَیً بِضِلِّ مُحمَّد ٍ      لا أَخشَ مِن ضَیمٍ فیما و كانَ جِمالیا

 فَالیومَ أَخشَعُ لِلذّلیلِ وَ اتّقی           ضَیمِی وَ أَدفَعُ ظالِمی بِرِدائیَا     (ابن شهر آشوب ،1379 ج 1: 242 و سمهودی،1984 ج ۲ :۴۴۳ )

ترجمه: « مصائبی بر من فرو ریخته است که اگر بر روزها می‌بارید، شب می‌شد.من در زیر سایه حضرت محمد(ص ) دارای پشتیبان بودم، و از ظلم نمی هراسیدم، و او برای من  جمال و آبرو محسوب می شد. اما امروز چنان شده که باید در مقابل فرومایگان فروتن باشم و از ستم بترسم و ظالم را تنها با ردای خود دفع نمایم. »

حضرت فاطمه(س ) در دردلی با پیامبر(ص)، در غم فراق او، از مردمان روزگارش شکوه و شکایت می‌کند و  می فرمایند:

قَدْ كانَ بَعْدَكَ اَنْباءٌ وَ هَنْبَثَةٌ               لَوْ كُنْتَ شاهِدَها لَمْ تَكْثُرِ الْخُطَبُ

اِنَّا فَقَدْناكَ فَقْدَ الْاَرْضِ وابِلَها              وَ اخْتَلَّ قَوْمُكَ فَاشْهَدْهُمْ وَ قد نَکِبوا

وَ كُلُّ اَهْلٍ لَهُ قُرْبی وَ مَنْزِلَةٌ                 عِنْدَ الْاِلهِ عَلَی الْاَدْنَیْنِ مُقْتَرِبُ

اَبْدَتْ رِجالٌ لَنا نَجْوى صُدُورِهِمُ            لمَّا مَضَیْتَ وَ حالَتْ دُونَكَ التُّرَبُ

تَجَهَّمَتْنا رِجالٌ وَ اسْتُخِفَّ بِنا               لَمَّا فُقِدْتَ وَ كُلُّ الْأرضِ مُغْتَصَبُ

وَ كُنْتَ بَدْراً وَ نُوراً یُسْتَضاءُ بِهِ              عَلَیْكَ تُنْزَلُ مِنْ ذِى‏الْعِزَّةِ الْكُتُبُ

وَ كانَ جِبْریلُ بِالْایاتِ یُوْنِسُنا               فُقِدْتَ وَ كُلُّ الْخَیْرِ مُحْتَجَبُ

فَلَیْتَ قَبْلَكَ كانَ الْمَوْتُ صادَفَنا           لَمَّا مَضَیْتَ وَ حالَتْ دُونَكَ الْكُثُبُ   (طبرسي،1416 : 239 و ابن طیفور،1972 : ۱۲)

ترجمه: « رفتی و پس از تو فتنه ها برخاست، كه اگر تو بودى آن چنان بزرگ جلوه نمى‏كرد.

ما تو را از دست دادیم مانند سرزمینى كه از باران محروم گردد، و قوم تو متفرّق شدند، بیا بنگر كه چگونه از راه منحرف گردیدند.

هر خاندانى كه نزد خدا منزلت و مقامى داشت نزد بیگانگان نیز محترم بود، غیر از ما.

مردانى چند از امت تو همین كه رفتى، و پرده خاك میان ما و تو حائل شد، اسرار سینه‏ها را آشكار كردند.

بعد از تو مردانى دیگر از ما روى برگردانده و خفیفمان نمودند، و سرزمینمان  غصب شد.

تو ماه شب چهارده و چراغ نوربخشى بودى، كه از جانب خداوند بر تو كتابها نازل مى‏گردید.

جبرئیل با آیات الهى مونس ما بود، و بعد از تو تمام خیرها پوشیده شد.

اى كاش پیش از تو مرده بودیم، آنگاه كه رفتى و خاك ترا در زیر خود پنهان كرد. »

با وجود همه مصائب و بلاها وفجايعي كه رخ داده است زهرا(س) معتقد است نوراسلام خاموش

نخواهد شد : « وَ ذكر أبي مُذ ماتَ  و الله  أزيد »  (كامل الجبوري،1491 :23)

ترجمه : « پدر من از روزي كه درگذشته است روز به روز ياد او فزوني مي‌يابد. »

2- اشعاری در مقام والای حضرت علی(ع)

حضرت زهرا (س) همواره مقام شامخ ولایت را می ستودند و مقام ایشان را از جن و انس والاتر می‌شمردند.  همانگونه که در شب اوّل ازدواجش  می‌گوید:

أَضحي الفِخارُ لَنا وَ عِزٌّ شَامِخٌ               وَ لَقَد سَمَونا فِي بَنِي عَدنانِ

نِلتَ العُلا وَ عَلوتَ فی کُلِّ الوَری           وَ تَقاصَرَت عَن مَجدِکَ الثََّقلانِ

أَعنی عَلیّاً خیرَ مَن وَطأ الثََّری             ذَا المجدِ و الإفضالِ و الإحسانِ

فَلَهُ المَکارمُ وَ المَعالی وَ الحِبا              ما ناحَتِ الأطیارُ فی الأغصانِ     (دشتي،1379 ،25)

ترجمه: « افتخار و عزت والا، از آن ما شد و ما در ميان فرزندان «عدنان» سربلند شويم.

تو به بزرگي و برتري رسيدي و از همه آفريده ها والاتر شدي؛ جن وانس از عظمت توعقب ماندند. منظورم«علي» است؛ يعني بهترين كسي كه گام برخاك نهاده است آن كسي که داراي مجد و عظمت و احسان و نيكي است؛ والایی‌های اخلاقی و بزرگی‌ها از آن اوست، تا آن گاه که مرغان بر شاخه‌ها به ترنم مشغولند.»

روایتی که در کتب «تفسیر البرهان»، «امالی شیخ صدوق»، « احقاق الحق»، »تفسیر نورالثقلین»، « نور الابصار»، «تفسیر فرات الکوفی» و... آمده است حکایت از آن دارد که روزی گرسنه‌ای در منزل امام علی(ع) را کوبید و تقاضای کمک کرد. امام علی(ع) در قالب شعری نیازمندی آن تهیدست را به حضرت فاطمه(س) بازگو فرمود و تذکر داد که اگر امکان دارد به او مساعدت شود و حضرت فاطمه(س) نیز با شعر چنین پاسخ گفت :

أَمرُکَ سَمعٌ یابنَ عَمٍّ  وَ  طاعَهٌ       ما بِیَ مِن لُؤمٍ وَ لا وَضاعَهٍ

أُطعِمُهُ وَ لا أُبالِی السّاعَه َ           أَرجُو إذا أشبَعتُ مِن مَجاعَهٍ   (بحرانی اصفهانی، 1405، ج ۱۱ :۵۸۸)

ترجمه: « فرمان تو را ای پسر عمو بی‌درنگ اطاعت خواهم کرد، از طرف من تو را در این پیشنهاد سرزنشی نخواهد بود.

هم اکنون این گرسنه را اطعام می‌دهم و به یاد آینده خویش نخواهم افتاد و آرزو دارم با شکم گرسنه در راه خدا ایثار کنم.»

3- اشعاری در وصف فرزندانش( امام حسن و حسین(ع) )

حضرت زهرا(س) در هنگام بازی با اطفال به آنان درس شجاعت و دفاع از حق و پرستش خدا را آموزش می داد و در جمله‌های کوتاه نکته‌های حساس را به کودکانش القاء می‌کرد مثلاً: مانند پدرت شجاع و خداپرست باش، از حق دفاع کن. نقل شده است كه حضرت زهرا(س) با فرزندش امام حسن مجتبي(ع) بازي مي‏كرد و او را بالا مي ‏انداخت و مي ‏فرمود:

أشبِه أباكَ يا حَسنُ           و اخلَع عَنِ الحَقّ الرَّسَنَ

وَ اعبُد إِلهاً ذا مِنَنٍ                وَ لا تُوالِ ذا الإِحَنِ    (مرعشي شوشتري،1374،ج 1: 483)

« پسرم حسن، مانند پدرت باش. ريسمان ظلم را از حق  بركن.

خدایی را بپرست که صاحب نعمت‌های فراوان است و هیچ‌گاه با صاحبان ظلم و تعدی دوستی مکن.»

و آن‌گاه که امام حسین(ع) را بر روی دست نوازش می‌داد، می‌فرمود:

أنت شَبیهٌ بأبِی     لَستَ شبیهاً بِعَلِیٍّ    (مجلسی،1403، ج ۴۳ : ۲۸۶)

ترجمه : «حسین جان! تو به پدرم رسول الله(ص) شباهت داری و به پدرت شبیه نیستی»

4- سروده هایی در انتظار مرگ

آخرين روزهاي زندگاني زهرا (س)  تصاویری از درد و رنج دوری از پدر، توهین به خاندان پیامبر،

خانه‌نشيني همسر دارد آن چنانی که بانوی دو عالم در آرزوی مرگ، شعر انتظار  را می‌سراید:

 نَفسي عَلي زَفراتها مَحبوسهٌ       يا لَيتَها خرجت مَع الزّفرات   (بحرانی اصفهانی، 1405 :259) 

ترجمه: « جان من گويي جز آه و ناله كاري ندارد، اي كاش جان من، همراه با آه و ناله از بدنم خارج

 مي‌شد»

حضرت (س) عاشقانه، در آرزوی مرگ می سراید:

يا الهي عَجّل وَفاتي سَريعاً       فَلقد تنغصت الحياه يا مولائي       (دشتي،1379 :167)

ترجمه: « خداي من مرگ مرا  زود برسان، اي مولاي من! زيرا زندگي من تيره و تار شده است.»

از دیگر اشعاری که به حضرت فاطمه(س) منسوب است، شعری است که ورقه بن عبدالله الازدی از فضّه همدم آن حضرت در واپسین روزهای زندگی نقل کرده است :

إِبکِنی إِن بَکَیتَ یا خَیرَ هادٍ           و َاسبِلِ الدَّمعَ فَهوَ یَومُ الفِراق

یا قرینَ البَتول أُوصیکَ بِالنَّسلِ          فَقَد أَصبَحا حَلیفَ اشتیاقِ        (محلاتی،1390 ج ۲ : ۷۳)
ترجمه: « اگر خواستی گریه کنی، بر من گریه کن، ای بهترین راهنما و اشک‌ها را سرازیر کن که امروز روز جدایی است.

ای همدم فاطمه! وصیت می‌کنم تو را به فرزندانم، که همدم شوق و محبت شده‌اند.»

حضرت فاطمه در پایان عمر وصیتی گرانبها به علی (ع) می کند و آن هم یادآوری واقعه‌ی کربلاست:

إبکِنی و ابکِ لِلیَتامی  وَ لا تَنسَ      قَتیلَ العِدی بِطَفِّ العِراقِ

فَارَقوا أَصبَحُوا یَتامَی حَیَارَی          أَحلَفُوا اللهَ فَهوَ یَومُ الفِراقِ  ( همان)

ترجمه: « برمن و بر یتیمانی گریه کن که در سرزمین طفِّ عراق، کشته دشمنی‌ها و کینه توزی ها خواهند شد. آن بازماندگانی که صبح می‌کنند در حالی که یتیمان سرگردان آن بیابانند و به خدا پناه می برند پس آن روز، روز جدایی است.»

نتیجه‌گیری:

با تأمل در زندگی و شخصیت حضرت زهرا در می‌یابیم که ایشان الگوی جامع و کاملی نه تنها برای زنان، که برای همه بشریت هستند. علاوه بر آن یکی از زوایای پنهان شخصیت حضرت، شخصیت ادبی و هنری ایشان است که با مطالعه‌ی اشعار و خطبه های حضرت، به این نکته مهم پی می بریم که هرچند ایشان در صدد سرودن شعر نبودند اما غم سنگین از دست دادن پیامبر و ظلم و جفا به خاندان نبوت، ایشان را بر آن داشت که برای بیان حقایق و روشن نمودن اذهان مسلمین، اشعاری را بسرایند که به عنوان سوزناک ترین مرثیه‌های جهان تشیع شناخته می‌شود.                               

همچنین موارد ذیل از مقاله حاصل شده است:

-به اعتقاد اکثر محققین حضرت زهرا(س) سه خطبه دارند اما تنوع مضامین و تعداد اشعار ایشان بیشتر از خطبه‌ها  است .

-غم و اندوه در اشعار حضرت (س) کاربرد بسیار پر رنگ و ویژه‌ای دارد و اغلب سروده های ایشان در توصیف و رحلت پیامبر (ص) است.

–  درخطبه های حضرت ویژگی‌های ادبی و بلاغی همچون: جناس، واج آرایی، کنایه، تشبیه بارز است.

منابع و مآخذ : 

1-ابن طیفور، ابی الفضل احمدبن طاهر(۱۹۷۲م)، بلاغات النساء، بیروت: دارالنهضه الحدیثه.

2-ابن شهر آشوب، ابی جعفر رشیدالدین بن محمد (1379) مناقب آل  ابی طالب، ج 1، قم:  انتشارات علامه.

3-بحرانی اصفهانی، عبدالله بن نورالله(1405ه.ق)، عوالم العلوم و المعارف و الاحوال من آیات و الاخبار و الاقوال فاطمه الزهرا ، اصفهان : مکتبه الزهرا العامه.

4- بلاذري، احمدبن يحيي(1364)، فتوح البلدان، تهران: سروش.

5-حسيني مرعشي شوشتري، سيدنورالله (1374احقاق الحق وازهاق الباطل، قم: انتشارات کتابخانه آیه‌الله مرعشی نجفی.

6-حسینی، سیدجواد(1390)، بانوی بانوان سخن می گوید( سخنان حضرت زهرا (ع) در مسجد پیامبر(ص))، مشهد: انتشارات تاسوعا.

7- حرّ عاملی( 1376)، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، تحقیق و تصحیح: الشیخ عبدالرحیم الربانی الشیرازی، تهران: چاپخانه اسلامی.

8-خزعلی، مرضیه(1385)، «بررسی شیوه سیاسی حضرت زهرا(س) با کاوشی در خطبه فدکیه»، صحیفه‌ی مبین، شماره 38.

9-دشتي، محمد(1379)،فرهنگ سخنان حضرت زهرا(س)، تهران: نشر بین الملل سازمان تبلیغات اسلامی.

10- رفاعی، عبدالجبار(۱۴۲۳)، الامامه و السیاسه، قم: بوستان کتاب قم.

 

11-روشنفکر،کبری و اکبری زاده، فاطمه(1391)، « تحلیل گفتمان انتقادی قصیده بائیه حضرت فاطمه(س)»   مطالعات تاریخ اسلام، سال چهارم، شماره 13.

12-سمهودی، علی بن احمد (1984م)، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، بیروت: دارالكتب العلمیه.

13-طبرسي، ابي منصور، (1416ه.ق) الاحتجاج، جلداول، چاپ دوم، تهران: اسوه.

14- قمی، عباس(1363)، سفینه البحار و مدینه الحكم و الاثار، ج4، تهران: فراهانی .

15-كامل الجبوري، سلمان(1491ه.ق)،فاطمة الزهرا (س) في ديوان الشعر العربي، بیروت: مؤسسه المواهب للطباعه و النشر.

16-مجلسی، محمد باقر(1403ه.ق)  بحارالانوار، بیروت: دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم.

17-محلاتی، ذبیح الله (۱۳۹۰)ریاحین الشریعه(در ترجمه دانشمندان بانوان شیعه)، جلد۲، تهران: دارالكتب الاسلامیه.

18- محمدنژاد، میرعلی(1379)، کوثریّه ( اشعار حضرت فاطمه زهرا(ع))،تهران، سنا.

19- مکارم شیرازی، ناصر(1376)، برترین بانوی جهان زهرا(س) ، قم: سرور.

20-ندری ابیانه (1384)، « ویژگی های خطابی خطبه فدکیه» ، مباحث بانوان شیعه ، شماره 4.

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد