امروز جمعه, 31 فروردين 1397 - Fri 04 20 2018

https://telegram.me/emamemobin

منو

تفسیر و علوم قرآنی

نوع نگرش حضرت زهرا به موضوع ولایت 2

معصومه قرباني كهريزسنگي

چکیده :

حضرت زهرا دخت نبی اسلام در خانه‌ی وحی متولد شد و در دوران کودکی سختی‌های فراوانی از جمله زندگی در شعب ابی‌طالب و هجران مادر را متحمل شدند و بعد از رحلت مادر، مونس پدر شدند تا جایی که ام ابها لقب گرفتند و بعد از ازدواج هم تمام وظایف خود از جمله همسرداری و تربیت فرزندان را به نحو احسن انجام می‌دادند.

بعد از رحلت پیامبر عواملی از جمله انکار مقامات معنوی اهل بیت، تغییر نظام امامت به نظام شورا سالاری، شورایی نمودن خلافت، پدید آوردن بدعت‌ها و شعارهای دروغین، ضربه‌ی اقتصادی به اهل بیت، ترور شخصیت علی(ع)، شکستن حرمت فاطمه و... باعث شد که مردم بصیرت خود را از دست دهند.

حضرت زهرا در مقابل غصب فدک و خلافت ساکت نماند و جهاد علمی، عملی، لسانی و بدنی را آغاز کردند. و به حمایت از ولایت پرداختند تا جایی که جان خود را در این راه گذاشتند.

مقدمه

یکی از ضروری ترین عرصه هایی که در آن بایستی به فاطمه زهرا(س)اقتدا نمود ،عرصه ی دفاع از حریم امامت وولایت می باشد.   در فرهنگ شیعیان،بویژه پس از انقلاب اسلامی ایران،حضرت صدیقه طاهره(س)به عنوان حامی و فدایی ولایت لقب گرفته اند؛چرا که او در کوتاه دوره ی زندگانی خویش پس از هجران رسول خدا (ص)زیبا ترین جلوه ی پاسداری از حریم ولایت را به تصویر کشانید و یگانه ترین اسوه گری را در این گسترده بر تارک تاریخ جاودانه گردانید.   فاطمه (س)شیدا ترین پروانه ی شمع امامت بود؛پروانه ی عاشقی که با سوختن و فدا سازی خویش به همگان آموخت که امام بر حق چونان کعبه است؛کعبه ای که مردم بایستی بر گردش طواف نمایند؛نه او بر گرد مردم:مثل الامام مثل الکعبه اذ تؤتی و لا تأتی .این،فاطمه بود که عاشقانه ترین پاسداشت را از حریم امامت روا است.

فاطمه فدایی ولایت

این،فاطمه بود که یگانه ترین اسوه دهی را در همرهی با ولایت ادا ساخت؛همو که پهلویش شکست ودر خون نشست؛اما لحظه ای از یاوری ولی امر خویش از پای ننشست؛هموکه با فریاد ها ی خویش،زیبا ترین شعار ولایت مداری را در گوش جان پیروان خویش طنین اندازساخت:یا ابا الحسن!روحی لروحک الفداءونفسی لنفسک الوقاء.إن کنت فی خیرٍکنت معک وإن کنت فی شرٍکنت معک؛ای ولی امر من! روحم به فدای روح تو و جانم سپهر بلای تو!هماره همراه تو خواهم بود؛چه در خیر و نیکی به سر بری و چه در سختی و بلا گرفتار شوی!

   باری،پیشتاز ترین،خالص ترین و کاری ترین حمایت گر ولایت و امامت،فاطمه (س)بود و هموست که بایستی مقتدا و اسوه ی ما در این برهه از زمان واقع شود:

فطرت تو جذبه ها دارد بلند                           چشم هوش از اسوه زهرا مبند!

تا حسینی شاخ تو بار آورد                             موسم پیشین به گلزار آورد

شروعي از بانوي آفتاب

كلام در تجسم ليلة القدرومعناي كمال وجمال در صورت آدمي و تمثل فرشته در صورت انسان است.آنگه دختر و مادر براي پيامبر بود  كوثري در جريان براي كوباندن تكاثر.اوكه آزادي و آزادگي را به ما آموختو در هجرت و جهاد از يك سو و با بياني رسا وكوبنده از سويي با خليفه زمان خود جنگيد .

او كه علاوه بر گفتار منطقي و پشتيباني از گفتگوي علمي به موقع فرياد و خشم و خشونت و هيبت الهي داشت .

او كه شهادت را نه شعار بلكه در عمل استقبال مي كرد و ستم و ستمگر را قابل گفتگو نمي دانست و بر آن ها لعن و نفرين مي كرد .

2

فاطمه اسوه زنان نه بالاتراز آناسوه زنان و مردان بلكه اسوه بالاترين انسان ها همچون مهدي صاحب زمان است. او جواني با همه كمالات انساني و زني با بالاترين شايستگي هاي ممكن است .مقام عصمت كبري از اوست و شافعه روز قيامت هم اوست .

عالم صدف است و فاطمه گوهر او                                        گيتي عرض است و فاطمه جوهر او  

بر فضل و شرافتش همين بس كه ز خلق                                   احمد پدر است ومرتضي شوهر او

كارنامه دو ماهه مبارزات فاطمه زهرا (س)

فاطمه زهرا (س)در برابر باند منافقين وغاصبين خلافت و فدك ايستاد و اقداماتي نمود كه رئوس آن عبارتند از :

1-دفاع از ولايت و رهبري حضرت علي (ع)

2-دفاع از حكومت و حاكميت علي (ع)و نظام امامت

3-دفاع از فدك –با بيان خطبه –محاكمه خليفه و درگير شدن با آنان

4-اسري –دعوتها و حركتهاي شبانه براي پيدا كردن مردم و جلب نظر مردم

5-هشدار به خلفا و اهل مدينه

6-اشك و گريه دائم

7- اقامت در بيت الاحزان و گريه در ملأ عام

8-سكوت و اعتصاب

9-وصيت پر اسرار

10-خفاي قبر و يك نشان بي نشان براي هميشه تاريخ

اخلاق سياسي

اخلاق سياسي زهراي مرضيه (س)را مي توان در فصل هايي چون دفاع از امام و حجت خدا ؛پيروي كامل از امامت و رهبري علي (ع)حضورمشتاقانه ودلسوزانه در عرصه هاي تدارك جنگ وجهاد و صحنه هاي مختلف مبارزه براي فدك نگريست.

هر جا امام علي(ع)صحبت مي كردند،ايشان با بينش عميق سياسي خود به تمام حيله هاي دشمن در صحنه ها ي مختلف به صورت آشكار و پنهان آگاهي داشتندو جايگاه امامت را در صحنه ها ي سياسي جامعه ترسيم مي كردند وافراد كوته نظر وساده لوح را از ماجرا آگاه مي كردند.ابتدا امامت اهل بيت (ع)را عامل وحدت و ايمني از تفرقه ترسيم مي كردند.امام علي (ع)را بزرگ امامان لقب دادند.در سخني سياسي در برابر غاصبان خلافت فرمودند:

((برخلاف حكم خدا در قرآن و سنت و سفارش پيامبر اسلام در تأويل و تفسير قرآن ،حق امامت او را غصب كرده و به ديگران سپردند))

از زبان آقاي آيت الله حائري شيرازي:(وانما يدافع عن اجسامهم انا او مثلي)

فاطمه(س)مي تواند بهترين حامي علي (ع)باشد چون از همه بهتر علي را مي شناسدو از همه بهتر منافقين را مي شناسد،فاطمه مي بايست سخن مي گفت،در مرحله ي اول فاطمه مي بايست با ستون قطامي كه براي بازداشت علي (ع)آمده بود صحبت مي كردوآنها را در مرحله ي اول دست خالي روانه مي كرد.لحظه لحظه ي حساسي است فاطمه (س)مي بايست آنقدر استقامت مي كرد كه كار آتش زدن در فاجعه ها ي بعد از آن كشيده شود تا اهل عالم بدانند چه اتفاقي افتاده است.

جايگاه و منزلت حضرت صديقه طاهره(س)در برخي روايت ها

حضرت زهرا (س)در مقام ولايت شريك اميرالمؤمنين(ع)و حسنين(ع)است؛وجنگ يا صلح با فاطمه (س)و دوستي يا دشمني نسبت به او عينا همانند حرب ويا سلم با علي و حسنين(ع)و حب و يا بغض نسبت به آنهاست.زيد بن ارغم از رسول اكرم(ص)چنين روايت مي كند: ((قال رسول(ص)لعليٍ وفاطمه و الحسن والحسين:انا حربٌ لمن حاربكم وسلمٌ لمن سالمكم))

جهاد (شیوه‌ی مبارزاتی فاطمه):

در اسلام جهاد دارای تقسیمات مختلفی است: جهاد بنیادی، جهاد بدنی، جهاد نظامی و جهاد مالی

در زندگی فاطمه(س) وجود انواع این جهادها قابل مشاهده است که ما به نقل مختصر آن می‌پردازیم

الف-  مبارزه علمی وجهاد لسانی

1- ایراد خطبه در مسجد مدینه و استقبال برای اثبات حقانیت خود و علی و دفاع علمی و استدلالی از فدک:

وقتی به خانه ی امیرالمومنین، خانه‌ای که حتی جبرئیل امین هم بدون اجازه وارد نمی‌شد حمله‌ور شدند و در خانه را آتش زدند و حضرت را بین در و دیوار فشار داده و محسنش را سقط کردند. فاطمه(س) بیهوش شد و علی(ع) را با سربرهنه و دست و پای بسته به طرف مسجد کشان کشان برای بیعت با ابوبکر بردند، حضرت زهرا وقتی به هوش آمدند. دست به دیوار خود را به مسجد رسانده خطاب به ابوبکر چنین فرمودند: ابوبکر آیا می‌خواهی شوهرم را از دستم بگیری و مرا بیوه سازی؟ سوگند به خدا اگر دست از او برنداری، موی سرم را پریشان می کنم و گریبان چاک زده کنار قبر پدرم رسول الله می‌روم. ای ابوبکر چه زود کینه های پنهانی خود را علیه اهل بیت رسول خدا ظاهر کردید؟ سوگند به خدا تا زنده‌ام با عمر سخن نخواهم گفت. سوگند به خدا با شما دو نفر حتی یک کلمه نیز سخن نمی‌گویم تا به  ملاقات خدا بشتابم و شکایت شما دو نفر را به خدا برم و توضیح خواهم داد که شما با خدا و دین او با من چه کردید و چه اعمالی را مرتکب شدید. شما را به خدا سوگند می‌دهم آیا شننیده‌اید که رسول خدا فرمودند: فاطمه پاره تن من است و من از اویم هرکه او را بیازارد مرا آزرده، خشنودی فاطمه موجب خشنودی من است و خششم و غضب  فاطمه خشم و غضب من، هرکس فاطمه را دوست بدارد مرا دوست داشته و هرکس فاطمه را خشنود سازد مرا خشنود ساخته است.

ابوبکر و عمر پاسخ دادند : آری این کلمات را از پیامبر شنیده‌ایم. حضرت فاطمه فرمودند: خدا و ملائکه را به

شهادت می‌گیرم که شما دو نفر مرا به خشم آوردید و آزارم د ادید. هنگامی که با پدر خود ملاقات کنم شکایت شما را نزد او خواهم برد. سوگند به خدا چون کراهت دارم که بی‌گناهان دچار بلا و گرفتاری شوند دست از نفرین برمی‌دارم.

اگر چنین نبود می‌دانستی که سوگند و نفرین من به سرعت تحقق می‌یافت و عذاب خدا می‌بارید. ای پدر ای رسول خدا بنگر که با دختر مورد علاقه‌ی تو چنین رفتار می‌شود.

آری فاطمه زهرا(س) با ایراد خطبه‌ای آتشین که در فصاحت و بلاغت همچون خطبه‌ی رسول خدا است در مسجد اولین دفاع خود را از ولایت انجام داد. حربه‌ی بعدی ایشان بر علیه غاصبن حق امیرالمونین(ع) غصب فدک بود. غصب فدک از یک بعد ضربه‌ای به خاندان اهل بیت بود و این طبق تحلیل خلیفه‌ی دوم بود که غصب فدک را موجب بی‌رونقی فعالیت اهل بیت و پراکنده شدن مردم از اطراف آنان دانست و از بعد دیگر به نوعی باعث تقویت پایه‌های حکومت نامشروعان بود که با ضمیمه نمودن دارایی فدک و تصاحب خمس و اموال دیگر اهل بیت عملا یک رونق اقتصادی به حکومت خود دادند و زمینه‌ای برای اعمال حاکمیت بر مردم را برای خود فراهم نمودند. جالب توجه اینکه از طریق این ثروت یعنی ارثیه‌ی حضرت زهرا با جعل این سخن که پیامبر اکرم فرمودند: کسی از ما ارث نمی‌برد از درآمد زمین برای خود و از خرید مردم به نفع خود سوء استفاده کردند.

ولی حضرت زهرا با همان شایستگی‌های خاص خودشان از جمله حفظ حجاب و عفاف که در تمام صحنه‌های اجتماعی داشتند برای دفاع از فدک انچه که لازمه‌ی خارج شدن یک زن از خانه است را فراموش ننموده، مقنعه بر سرکرده پس از آن چادر بر اطراف کشیده و در میان زنان در حالی که دنباله های لباسش بر زمین می‌کشید خود را به مسجد رساند. اطراف ابوبکر را عده‌ای از مهاجرین وانصار گرفته بودند. پرده‌ای برای آن حضرت آویخته و حضرت در پشت پرده نشست. پس از آن ناله‌ی جان‌گدازی از دل بیرون آورد. که مردم از شنیدن آن گریان شدند. بعد خطاب به ابوبکر چنین فرمودند:

« شما گمان می‌برید که من از پدرم ارث نمی‌برم پس این آیه را تلاوت فرمودند: یومیکم الله فی الاودکم للذکر حظ الانثین، خداوند شما را درباره‌ی اولادهایتان وصیت می‌کند که نصیب یک نفر مرد همچون نصیب دو نفر زن است. و نیز فرمودند که«ان ترک خیرالوصیه للوالدین و الاقربین بالمعروف حقا علی المتقین» بر شما واجب

شده که هریک از شما مرگ رادریابد وصیت کند به والدین و خویشاوندان و این حکمی ثابت بر متقین است. شما گمان کردید من از پدر خود بهره‌ ندارم و از پدر خود ارث نمی‌برم. و ما بین من و پیغمبر خویشاوندی نیست. ایا خداوند شما را به آیه‌ی مخصوص فرمود که پدر من را از تحت آن خرج کرده باشد؟

2- ایراد خطبه و بیان حقایق برای زنان  مهاجرو انصار

وقتی حضرت فاطمه(س) بر اثر فشار در خانه بیمار شدند، زنان مهاجرین و انصار بر گرد آن حضرت جمع شدند که او را عیادت کنند. چون نزد آن حضرت رفتند، گفتند: ای دختر محمد رسول الله حال شما چگونه است؟ فاطمه سلام علیها حمد و ثنای خدا را به جای آورد و صلوات بر پدر خودرسول خدا فرستادو پس از آن فرمود:صبح نمودم به خدا قسم در حالی که دنیای شما را ناخوش و ناپسند دارم و مردهای شما را دشمن دارم بعد از آن که  آن‌ها را در زیر دندان خود آزمودم. شمشیرمردهای شما برای دفع کردن دشمنان تیز بود اکنون تیزی شمشیر آن‌ها تبدیل به کندی شده و در صورتی که حق ما را غصب کرده اند. از خود اظهار حیات نمی‌کنند. مردان شما در اول امر کوشش داشتند و از خانواده‌ی ما حمایت می‌کردند اکنون خود را به بازی گرفته، دست از یاری ما بازداشته اند. و چه زشت است تن دادن به ذلت و خواری و چه بسیار بد است عذاب و سخط خداوند قهار که این گروه برای آنکه حق ما را غصب کرده‌اند و از یاری ما دست کشیدند...... اگر علی خلیفه می‌شد امور دنیایی مردم را کاملا روبه راه می‌کرد. به طوری که همه مستغنی می‌شدند. بدون آن که حضرت از ثروت و بهره آنان بهره ببرد. آیا کسی که دیگران را به حق هدایت کند سزاوارتر است که پیروی شود یا آن که هنوز راه هدایت را نیافته . به جان خودم قسم که این  کردار شما بارور و آبستن شد، پس صبر کنید خون تازه  و زکمر مهلک و کشنده بدوشید و آنان که پا به عرصه‌ی وجود نهند  عاقبت آنچه پیشنیان تأسیس نمودند خواهند دانست پس با طبیب خاطر دست از دنیای خود بردارید و با دلی آرام منتظر با وفتنه باشید

خوشحال شوید و مژده دهید به شمشیری برنده و سئوت جائرین ظلم کننده و هرج و مرج عمومی و مستولی شدن و غلبه‌ی ستمکاران که از غیبت شما نمی‌گذرند و جمعیت شما را چنان دور بکنند که جز قلیلی از شما باقی نمی‌ماند. پس چه بسیار که حسرت و اندوه بخورید.  سرید بن غفله گوید که زنان حرف‌های حضرت را برای مردان خویش گفتند و گروهی از قبایل و اشراف عرب از مهاجر و انصار برای معذرت خواهی نزد آن حضرت آمدند.

3- بحث و مناظره‌ی مستقیم با خلفای جور

وقتی بیماری حضرت زهرا سنگین شد آن دو مرد(ابوبکرو عمر) از این موضوع مطلع شدند و برای عیادت نزد آن حضرت رفتند و اجازه ورود خواستند: فاطمه به آن‌ها اجازه‌ی ورود ندادند.عمر نزد امیرالمومنین آمد و خدمت آن جناب معروض داشت که ابوبکر پیرمردی است رقیق القلب و از صحابه‌ی  پیامبرو به غیر از این مرتبه چندین دفعه دیگر برای عیادت فاطمه اذن طلبیدیم ولی فاطمه اذن دخول نداد. اگر می دانی می‌توانی از آن حضرت اذن دخول بگیری پس اقدام کن. پس حضرت علی بر فاطمه(س) داخل شدند و فرمودند: ای دختر رسول خد این دو نفر چندین با ر از شما اذن دخول خواسته اند و شما اذن نداده‌اید. واکنون از من درخواست وساطت کرده‌اند، فاطمه گفت: به خدا قسم که من به آن‌ها اذن دخول نمی‌دهم و با انان تکلم نمی‌کنم من در هیچ امری با تو مخالفت نکرده‌ام و خانه خانه‌ی توست و زنان مطیع مردان، اگر اذن دهی من هم اذن دهم می‌توانند وارد شوند. حضرت علی به آن‌ها اذن دخول دادند. وقتی آن دو وارد شدند و سلام دادند فاطمه جواب سلام آنان را نداد و روی خود را برگرداند. آندو نفر خواهش کردند که از آن‌ها راضی باشد ولی فاطمه اعلام کرد که از آن‌ها راضی نخواهد بود و شکایت آن‌ها را به پدرش خواهد کرد. و سپس دست‌ها را رو به آسمان برد و فرمودند: بار خدایا تو شاهدیکه این دو نفر به من ظلم کرده‌اند و مرا آزار رسانده‌اند پس من شکوه ی این دو را به تو و رسول تو می‌نمایم. به خدا قسم از شما راضی نخواهم شد.

در این هنگام ابوبکر گفت: ای کاش مادرم را نمی زایید ولی عمر، ابوبکر را عقاب کرد و گفت از این مردم تعجب دارم که چرا تو را والی بر خود کرده‌اند و امور خود را بعه تو واگذار نموده‌اند و حال انکه تو پیر شده‌ای و خرافات تو را گرفته، از خشم زنی جزع و بی‌تابی می‌کنی. آن دو از خانه‌ی زهرا(س) بیرون رفتند.

ب- مبارزه‌ی علمی و جهاد بدنی

1-  گریه‌های طولانی در بیت الاحزان و مدینه:

زهرای مظلومه وقتی نتوانست در برابر غاصبان کاری از پیش ببرد و حق خود را پس بگیرد روش مبارزاتی خود را به صورت گریه آغاز کرد و شب و روز با چشمان اشکبار خود نشان داد که از حکومت وقت ناراضی است اگرچه ظاهرا رحلت پیامبر(ص) انگیزه‌ی اول این ناله‌ها بود ولی همگان می‌دانستند که دختر پیامبر آن‌قدر

بی‌صبر نیست که در فوت پدر همواره گریه کند بلکه گریستن او در اثر ناگوارایی‌هایی است که حکومت غاصب برای او فراهم کرده است. حتی دانشمندان اهل سنت در تاریخ‌های خود می نویسند: فاطمه(س) آنچنان از خلیفه‌ی اول و دوم ناراضی است که با ان‌ها قهر کرده است.و از ستم آن ها رو به سوی قبر پدر کرده و فرمود: ای پدر ای رسول خدا ما بعد از تو چه دیدیم از پسر خطاب و پسر ابی قحافه[1] و این آیه را خواندند: و مامحمد الا رسول قد خلت من قبله الرس أفان مات او قتل انقلبتم علی اعقابکم ومن ینقلب علی عقبیه فلن یضر الله و سشیبا و سیجزی الله الساکرین[2]، محمد (ص) نیست مگر رسولی پیش از او ونیز رسولانی گذشتند پس اگر او بمیرد یا کشته شود شما عقب گرد کرده دست از دینتان می‌کشید هرکس از دین برگردد. هرگز به خدا ضرری نزده است و به زودی خداوند شاکرین را پاداش می‌دهد.

2- وصیت به دفن شبانه:

روزها با بیماری و رنجوری حضرت زهرا گذشت. در آخرین لحظات عمر شریف ایشان امیرالمومنین بر بالای بالینشان آمدند .سر فاطمه را در آغوش گرفتند و همراه با ناله صدا زد: یا زهرا، فاطمه به رخسار علی نگریست و هر دو با هم گریه نمودند. ای پسر عمویم من دیگر بعد از ساعتی به پدرم می‌پیموندم. وصیت من به تو چنین است:

1- با دختر خواهرم اماهه ازدواج کن که او به فرزندانم مثل من مهربان است.

2- جنازه‌ام را در میان تابوتی قرار ده تا برجستگی‌های بدنم نمایان نشود.

3- هیچ یک از ستمگرانی که در حق من جفا کردند در نماز و تشییع من شرکت نکنند

4- مرا هنگام غسل دادن برهنه نکن و از روی پیراهن آب بریز زیرا بدن من پاک است و از حنوط باقی مانده ی پدرم مرا منوط نما.

5- مرا شبانه دفن کن و قبرم را بپوشان و مخفیانه به خاک بسپار

فاطمه(س) با این وصیت حیثیت دولت ستمگر وقت را زیر سؤال برد و نارضایتی خویش را برای اندیشمندان تا قیامت بر ملا ساخت و قبرش را به عنوان مسند مظلومیت خود، اهل بیت پیامبر و تشیع مخفی نگه داشت.

ملاحظه می‌شود که همه‌ی این عکس‌العمل‌ها در برابر حکومت ستمگرانه وقت یک برنامه ی سیاسی و مبارزه‌ی اجتماعی است که دختر پیامبر انجام داده است. از این جهت امیرالمومنین طبق وصیت زهرا(س) شبانه و به دور از چشمان دشمنان فاطمه‌اش را به خاک سپرد.

فاطمه(س) در دفاع از حریم ولایت نه تنها جان خود بلکه عزیزترین کس خود را پاره‌ی تن خود(یعنی محسن) خود را فدا کرد.ایشان بعد از رحلت پیامبر تا 40 شب همراه با حسن و حسینش به در خانه‌ی مهاجرین و انصار می‌رفتند و از آنان می‌خواستند که با علی (ع) بیعت کنند ولی آنان اعتنا نکردند و شد آنچه نباید می‌شد.

رفع دو شبهه:

یکی از شبهاتی که کینه توزان و دشمنان علی(ع) می‌گیرند این است که غیرت مردانه‌ی علی کجا بود که در خانه نشسته بود و فاطمه را به پشت در فرستاد و مجروح شد؟

پاسخ اینکه: فاتح خیبر، صاحب ذوالفقار، فاتح خندق، صاحبه المبیت، اسوه‌ی غیرت و مردانگی، حیدر کرار و بنده‌ی مخلص خدا بود و با تقوی و عبد خدا بود. موقعی که عمر به حضرت زهرا(س) سیلی زد حضرت علی(ع) کمربند عمر را گرفته و او را از زمین بلند کرد و به زمین کوبید خواست او را بکشد، ندا رسید که ای علی صبر پیشه کن که صلاح اسلام در صبر و بردباری توست و اینگونه علی(ع) در مقابل این اهانت‌ها و ستم‌هایی که به او وفاطمه(س) شد بندگی خدا را کرده و سکوت پیشه کردند.

شبهه‌ی دیگر اینکه چرا فاطمه ی زهرا(س) برای فدک که یک امر دنیایی است اینگونه جزع و فزع کرده‌اند؟

پاسخ اینکه: والله فاطمه هیچ عشقی به فدک نداشتند و به دنیا ذره‌ای دلبستگی نداشت فاطمه مستغرق بحر وصال گشته بود و غرق در شهود جمال آن بی‌مثال کسی که در طی نه سال زندگی مشترک حتی یک بار درخواست چیزی از همسرش نکرده. کسی که لباس عروسیش را در شب زفاف به فقیر می‌بخشد، کسی که پیامبر در مسجد فقیر را به در خانه‌ی او می‌فرستاد. و اوگردنبندی که دختر همزه سیدالشهدا به او داده بود به فقیر می‌بخشد کسی که بیشتر روزهای عمرکمش را در روزه داری به سر برده و کسی ....چگونه می‌تواند دلبسته‌ی دنیا باشد.

راز غصب فدک این بود که غاصبان فدک می‌دانستند که واگذاری به اهل بیت(ع) امری فراتر از یک میراث گذاری عادی است که بزرگ خاندانی برای بازماندگانش برجای می‌نهند. آن‌ها می‌دانستند که فدک روی دیگر سکه‌ی امامت است. امامت و خلافت به حکم ویژه‌ی اهل بیت(ع) بودند و فدک پشتوانه‌ی حکم خدا بود. می‌دانستند که فدک بعد اقتصادی خلافت است. و خلافت بعد سیاسی فدک، و این دو قویترین پشتوانه‌های امامت و استمرار بخشی نبوت است. آنان به خوبی می‌دانستند که بدون غصب این دوتوأمان نمی‌توان امام بر حق را خانه نشین کرد و حکومتی ظالمانه را برپا ساخت. آری بخشش فدک  به فاطمه‌ی زهرا کاملا حساب شده و از روی حکمت الهی صورت پذیرفته بود تا قوی‌ترین پشتوانه‌ی امامت و برطرف ساز احتیاجات مالی خلافت باشد و گرنه به فرموده‌ی مولای متقیان علی(ع) اهل بیت کجا و چشم داشت به فلک کجا؟

آری دفاع کردن حضرت زهرا(س) از حق غصب شده‌ی خود( فدک) ظاهر قضیه بود و هدف حضرت زهرا(س) در حقیقت دفاع از ولایت و امامت بود.

حضرت زهرا(س) می‌دیدند که ریشه‌ی درخت پربرکت اسلام در آستانه‌ی پوسیدگی است و حقیقت اسلام در سراشیبی انحراف و دگرگونی، اصل و اساس اسلام در لبه‌ی چنان پرتگاهی مهیب قرار گرفته بود که اگر سکوت می‌شدو قیامی صورت نمی‌گرفت، چیزی از حقیقت اسلام باقی نمی‌ماند. قیام الهی(س) به خاطر دلبستگی به تکه فلک و ریاست نبود، بلکه دست مایه‌ای بود برای بیداری مردم.

اگر فاطمه(س) بدون تمسک به فدک وارد میدان افشاگری می‌شد و فریاد برمی‌کشید که ای مردمان این داعیه‌ی خلافت نه صلاحیت دارد و نه تقوای الهی را، مردم می‌گفتند: ابوبکر در زمره‌ی اولین ایمان آورندگان به پیامبر بوده است و او همان کسی است که دخترش را به عقد پیامبر درآورده است. در مقابل این حماقت و جهالت غمبار چه باید کرد؟

در مقابل شعور اندک سیاسی و اجتماعی مردمان و سطحی‌نگری ایشان، چه چاره‌ای باید اندیشید؟

عصاره‌ی مجاهدت تمام پیامبران و صالحان طول تاریخ و حاصل تلاش جانفرسای پیامبر در طول عمر پربکتش

جملگی در آستانه‌ی فروپاشی است، اینک چه تدبیری باید اندیشید؟ باید چون طوفانی سهمگین و بنیان کن به پا

 خواست تا ناپدیدآوری امواج، صخره‌ی دل‌های مردم را درهم شکند باید گوهر نورانی فطرت از آن میان نورافشانی بیاغازد.

فاطمه(س) می‌خواست با محکوم کردن غاصبان فدک بر صحیفه‌ی جاودانی تاریخ ثبت کند که آن داعیه داران دروغین خلافت بیشتر از هرچیز در پی شهرت و ریا هستند و برای پیشوایی امت هیچ صلاحیتی ندارند.

نتیجه:

حضرت زهرا(س) ماندگارترین بانوی تاریخ، گوهر گنج کبریایی و شمیم ساحت پاک آن عباست. فاطمه جلوه‌ی جمال الهی، تفسیر جلال خدا و سر منشأ رحمت و عنایت است. چه عظمتی از او فراتر و از او پربارتر همه اوست که بافضیلت‌ترین زن تاریخ و والاترین بانوی خلقت است و همانا الگو و اسوه‌ی زنان سراسر جهان است. و در اسوه بودن ایشان همین بس که حضرت مهدی صاحب الزمان(عج) در مورد ایشان فرمودند:

« دختر رسول خدا الگویی است برای ما»

فهرست منابع و مطالب:

قرآن کریم

1- بابا زاده، علی اکبر، سیری در سیره‌ی حضرت زهرا، مرکز نشر هاجر، چاپخانه‌ی قدس، نوبت اول، تابستان 1385

2- مجلسی، محمدتقی، بحارالانوار

3- مصباح یزدی، محمدتقی، انتشارات موسسه‌ی آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ نگارش، چاپ دهم، پاییز 88

4- میلانی، مترجم مسعود شکوهی، چاپ شریعت قم، نوبت اول1381

5- قمی، عباس، زندگانی فاطمه سلام الله علیها- انتشارات و کتابفروشی اسلامیه، سال 1343

6- نیلی پور، مهدی، فرهنگ فاطمیه( الفبای شخصیتی فاطمه س) چاپ چهارم، چاپ عترت، 1384

7-ویژه نامه اطلاع رسانی کنگره کشوری فاطمه شناسی اصفهان ،خرداد1390



[1] تاریخ طبری- ج 3- ص 120

[2] آل عمران- آیه‌ی 144                                                 

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد