امروز یکشنبه, 03 تیر 1397 - Sun 06 24 2018

https://telegram.me/emamemobin

منو

تفسیر و علوم قرآنی

تحلیل سبک فرزند پروری حضرت زهرا (سلام الله علیها)

زینب شعبانی

چکیده

تربیت کودک از مسائل مبتلا به امروز تمام جوامع می باشد، در جامعه ایران با توجه به تغییراتی که در زمینه ارزش های فرهنگی صورت گرفته است این موضوع از اهمیت بیشتری برخوردار است. امروزه سبک های فرزند پروی متفاوتی در جوامع رواج یافته که هر کدام دارای نقاط قوت و ضعیف می باشند. در اسلام نیز روش های ویژه ای برای فرزند پروری مطرح می شود. در این مقاله که به شیوه توصیفی- تحلیلی صورت گرفته است به بررسی سبک فرزند پروری حضرت زهرا(سلام الله علیها) که خود تربیت شده دامان وحی بوده و نمونه ای موفق برای زنان جامعه اسلامی می باشد، پرداخته شده است. از نمونه های رفتاری ایشان با فرزندان دلبندشان تامین نیاز های عاطفی آنها از طریق محبت، آموزش عبادت و بندگی،آموزش نوع دوستی، ایجاد رقابت سالم بین فرزندان و برقراری عدالت در میان آنها، ارج نهادن به شخصیت کودکان و توجه به حضور و غیاب آنها می توان اشاره نمود. آشنایی با این روش های می تواند مادران جامعه ما را در راستای تربیت صحیح فرزندانشان یاری دهد.

 

مقدمه

فرزند پروری به روشها و رفتارهای ویژه گفته می شود که جداگانه یا در تعامل با یگدیگر بر رشد کودک تاثیر می گذارد. در واقع پایه و اساس شیوه فرزند پروری مبین تلاش های والدین برای کنترل و اجتماعی کردن کودکانشان است(بامریند، 1991). در متون اسلامی نیز فرزند پروری فعالیتی پیچیده شامل رفتارها، آموزشها، تعامل ها و روش هایی است که جدا و در تعامل با یکدیگر بر رشد معنوی، عاطفی در ابعاد فردی و اجتماعی تاثیر می گذارد. از دیدگاه اسلام، مسئولیت تربیت فرزند در دوران کودکی بر عهده پدر و مادر است تا آنجا که یکی از حقوق فرزدان به شمار آمده است. امام صادق(علیه السلام) سه حق را بر پدر لازم می دانند که یکی جدیت درتربیت اوست. ایشان می فرماند :« فرزند بر پدر سه حق دارد: انتخاب مادر مناسب برای او، نام نیک نهادن بر او و جدیت در تربیت فرزند»[1].

پژوهشهای معاصر در شیوه های فرزند پروری از مطالعات «بامریند» درباره کودکان و خانواده های آنان نشأت گرفته است. بامریند[2] شیوه های فرزند پروری را شامل سه شیوه تربیتی یعنی مستبدانه[3]، مقتدرانه[4] و سهل انگارانه[5] می داند. شیوه تربیتی مستبدانه، با سختگیری و انعطاف پذیری مشخص می شود. والدین مستبد، خواستار فرمانبرداری بی چون و چرا هستند. والدین مقتدر، بر خود مختاری فرزندان در محدوده ی مقررات خانواده تاکید دارند. والدین سهل گیر، در تربیت فرزندان از قوانین مشخص پیروی نمی کنند و کنترلی بر رفتار و کردار آنها ندارند(پاکدامن، 1390،ص 25).

نمودار شماره (1)؛ مدل روش های فرزند پروری بر اساس نظریه بامریند؛ محقق ساخته

 

در خانواده هایی که با روش تربیتی والدین مستبدانه است، محور روابط بر اساس قدرت، خشونت و رفتار و تربیت خود محوری و پرهیز از مشورت با اعضای خانواده است. به کار گرفتن این شیوه در تربیت فرزندان فضای زندگی را مسموم می سازد. از پیامدهای این روش احساس حقارت در تربیت فرزندان و تضعیف عزت نفس آنها اشاره کرد. در وضعیتی که به احساس ها، عقیده ها، و تمایل فرد توجه نشود و همواره با زور و فشار قدرتی مافوق خود به پذیرش امری مجبور شوند، حس اعتماد به نفس در فرزندان تضعیف می شود و نوعی احساس بیهودگی و ناکارامدی به آنها دست می دهد. خود کم بینی، وابستگی و اطاعت کورکورانه نیز می تواند از پیامدهای اجبار و تحمیل باشد. چنین انسانی نشاط و شادابی خود را از دست داده و دچار سرشکستگی می شود.

در روش تربیتی آسان گیر والدین نسبت به تربیت فرزند خود بی توجه هستند، کنترلی نسبت به رفتار فرزندان خویش به کار نمی گیرند. این والدین نه تنها خود الگویی برای فرزندان خود نیستند بلکه به معرفی الگوی مناسب برای فرزندان هم مبادرت نمی ورزند. در این روش تقاضای والدین از فرزندان کم و پاسخ دهی زیاد است، به فرزندان آزادی بیش از اندازه داده می شود و هدفگذاری مناسب برای آنها صورت نمی گیرد. الگوی تربیتی آنها فقط محبت و دوست داشتن است. این والدین به فرزندان خود اجازه می دهند در هر سنی هستند خودشان تصمیم بگیرند در حالی که هنوز قادر به این کار نیستند. محبت افراطی این والدین فرزندان را عاصی می کند. این فرزندان اغلب از لحاظ اجتماعی غیر شایسته و فاقد خویش تن داری هستند؛ تحمل سختی ندارند و غالبا از کنترل خارج هستند و قدرت مهار تحریکات آنی را ندارند.

در قرآن و احادیث بر سبک فرزند پروری ویژه ای تاکید شده است تا فرزند به درستی و بر اساس فطرت انسانی تربیت شود که خدا به وی عطا کرده است و شخصیتش در جنبه های مختلف روانی، عاطفی، معنوی، فردی و اجتماعی به صورت هنجار رشد کند. این سبک، سبک مسئولانه نام دارد. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در این باره می فرمایند:« روش مناسب روشی است که بتواند شخصیت نیکو در فرزند پدید آورد، ویژگی های روانی، هیجانی و رفتاری هماهنگ با فطرت برایش فراهم سازد تا درست و عاقلانه بیندیشد، زندگی را شایسته تدبیر کند و روابط خوب و انسانی با دیگران برقرار سازد»[6](پرچم، 1391،ص 120).

این نکته مهم است که نقش مادری و همسری از بزرگترین موهبت های الهی به زنان است. حضرت زهرا (سلام الله علیها) بزرگترین و زیباترین جلوه خدا در زمین و نمونه کامل یک زن هستند که به بهترین شکل مقام مادری و همسری را به نمایش گذاشتند. زهرا(سلام الله علیها) همان کسی است که خدا درباره ایشان فرمودند: « یا احمد لولاک لما خلقتُ الافلاک و لولا علیٌ لما خلقتک و لو لا فاطمهُ لما خلقتکما»[7]؛ ای احمد (صلی الله علیه و آله و سلم) اگر تو نبودی افلاک و جهان را خلق نمی کردم و اگر علی(علیه السلام) نبود تو را نمی آفریدم و اگر فاطمه نبود تو و علی را خلق نمی کردم. فاطمه دختر رسول خدا و همسر ولی خدا و مادر یازده نور از پیشوایان دین خداست. وجود فاطمه زهرا بیانگر جایگاهی است که خدا در وجود زن قرار داده است. حضرت زهرا نمود کامل تجلی خداوند در وجود زن است، او بود که برکت وجودی زن را به جهانیان اعلام کرد. همسری ومادری دو موهبتی است که از سوی خدای تعالی به زن اعطا شده و کرامتی است که هیچ چیز نمی تواند از ارزش آن بکاهد.

فرزندان امانت الهی هستند که خدای سبحان در اختیار پدر و مادر قرار داده است. از پدر و مادر خواسته تا در تربیت صحیح فرزندان خویش کوشا باشند و راه تربیت را هم به انسان آموخته است. بنابراین فراگیری اصول و روش های صحیح تربیت، و به کار بستن آنها موفقیت بزرگی است که نصیب یک خانواده می شود. بررسی و یادگیری شیوه های تربیت حضرت زهرا(سلام الله علیها) که به عنوان بزرگترین الگوی زن مسلمان مطرح می شوند می تواند زنان جامعه ما را در رسیدن به این هدف و مسئولیت بزرگ یاری نماید.

روش های تربیتی حضرت زهرا (سلام الله علیها)

یکی از وظایف مهم حضرت زهرا(سلام الله علیها) در زندگی بچه داری وتربیت کودک بود. فاطمه (سلام الله علیها) پنج فرزند داشت که از افراد عادی نبودند، بلکه چنین مقدر شده بود که نسل پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) از  طریق ایشان ادامه پیدا کند. و حضرت فاطمه می دانست باید امام تربیت کند و نمونه هایی را به جامعه تحویل دهد که آینه و معرف حقیقت اسلام باشند. و این کار، کار سهل و آسانی نبود. او می دانست که در نگاه اسلام شخصیت مادر در روند تربیت کودک بسیار مهم و اساسی است.

خداوند متعال به اسم «مصور» رحمت را در نهان زن پنهان کرده است؛ چنانچه که می فرماید« اوست كه شما را در رحم مادران به هر سان كه خواسته باشد مى‏نگارد. »[8] بدین سان خدوند متعال بنیان مرصوص خلقت فرزندان را در رحم زن نهاد و انبساط اسم «رحمن» و  « رحیم» را در نشئه طبیعت زن جاری ساخته است تا فرزندانی که از او به دنیا می آیند و در دامان او تربیت می شوند از شریعه رحمت و عاطفه و محبت سیراب گردند( منصوری لاریجانی، 1384،ص 41). مادر از زیباترین کلمه ها در همه فرهنگ هاست. مفهوم مادری مجموعه ای از مهمترین مفاهیم را تداعی می کند، مانند: محبت، ایثار، شکیبایی، عفاف، پایداری، آرامش، قدردانی، احترام و بسیاری از مفاهیم زیبای دیگر. هیچ کار دیگری را نمی توان با این کار مقدس برابر دانست، دلیل آن هم روشن است، رشد و بالندگی فرزند از ابتدای انعقاد نطفه در رحم تا مدت پس از تولد بر عهده مادر است.

بر این اساس است که خداوند وقتی از احترام به والدین سخن می گویند از مقام مادر جداگانه نام می برند:« آدمى را به نيكى كردن با پدر و مادر خود سفارش كرديم. مادرش بار او را به دشوارى برداشت و به دشوارى بر زمين نهاد. و مدت حمل تا از شير بازگرفتنش سى ماه است تا چون به سن جوانى رسد و به چهل سالگى درآيد، گويد: اى پروردگار من، به من بياموز تا شكر نعمتى كه بر من و بر پدر و مادرم ارزانى داشته‏اى به جاى آرم. كارى شايسته بكنم كه تو از آن خشنود شوى و فرزندان مرا به صلاح آورد. من به تو بازگشتم و از تسليم‏شدگانم».[9]

این آیات بیانگر جایگاه بالای مادر در نگاه اسلام است، جایگاهی که با هیچ چیز دیگری قابل مقایسه نمی باشد. قرآن کریم می فرماید:«همسران شما کشتزاران شما هستند، با بذر افشانی در کشتزار خود از نعمت فرزند شایسته بهره مند شوید‏»[10] و رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و عترت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هم بر این اصل تأکید دارد. از امام صادق(علیه السلام) رسیده است که سعادت انسان از فرزند شایسته است:« من سعاده المرء الولد الصالح»[11]و همچنین فرمودند:« یادگار و میراث بنده مؤمن فرزند شایسته است که برای او طلب مغفرت می کند؛ «میراثِ الله مِن عبده المؤمن الولد الصالح یستغفر له»[12]بنابراین از اهداف مهم ازدواج تربیت فرزند صالح و شایسته است که در آیات و روایات تأکید زیادی بر آن شده است. دوران کودکی یکی از حساس ترین دوران شکل گیری و تربیت پذیری انسان است. گر چه کودک با زمینه سعادت و یا انحراف و شقاوت متولد می شود، اما به لحاظ اهمیت الگو پذیری کودک، این دوران می تواند زمینه ها را کاملاً تغییر دهد. بنابراین  کودکی هم که با زمینه سعادت متولد شده ، ممکن است در اثر رعایت نکردن اصول تربیتی منحرف گردد. و یا اگر با زمینه شقاوت متولد شده، با مراقبت های لازم و رعایت اصول تربیتی سعادت او فراهم آید(احمدی،1374،ص 172). لذا همانطور که در مورد دوران بارداری فرمودند:« الشّقی مِن شّقی فی بَطن امّه و السعید مَن سَعدَ فی بطن امّه»[13] در مورد دوران کودکی هم آمده است:« قلبُ الحَدَثَ کالارض الخالیه ما القیَ فیها مِن شیءِ قَبِلَتهُ»[14] قلب کودک همانند زمین خالی که پذیرش هر بذری را دارد، می باشد.

حضرت زهرا(سلام الله علیها) این مهم را به خوبی دریافته و در راه تحقق آن تلاش می نمودند. ایشان در خانه خود از روش های مختلف تربیتی استفاده می نمودند که متأسفانه به طور کامل و دقیق به دست ما نرسیده است. مردم هم عصر ایشان آنقدر رشد فکری نداشتند که برای امور تربیتی ارزش قائل باشند، تا در ثبت جزئیات برنامه های ایشان و رفتار و گفتار پیامبر(صلی الله علیه و آله) و حضرت علی(علیه السلام) مراقبت نموده و آنها را برای دیگران روایت کنند. اما همواره حضرت زهرا(سلام الله علیها) به عنوان الگوی کامل برای زنان ما در عرصه های همسری و مادری مطرح است، لذا در این مقاله برخی از رفتارها و شیوه های تربیت ایشان به عنوان نمونه بیان می گردد:

الف)محبت کردن به کودکان

در دوران کودکی محبت مادر سرنوشت طفل را معین می سازد، بر اساس بررسی های انجام شده، از مهم ترین عواملی که هنگام بیماری در درمان طفل موثر است، مهر و محبت مادری است. مشکلات جسمی ناشی از کمبود محبت عبارتند از : پریدگی رنگ، از دست دادن شادابی طبیعی، تنفس نا منظم و حتی ناراحتی های معده ای و روده ای که منجر به اسهال و استفراغ در کودک می شود. از نظر روانی نیز اینکه کودک در آینده فردی صمیمی باشد یا نه، مهرورز باشد یا خشن، با دیگران در جوشش باشد یا منزوی، بسته به ارتباط مادر با نوزاد دارد. با محیت کردن به کودک می توان از بسیاری از انحرافات جلوگیری نمود.(برجی نژاد،بی تا، ص 95).

نمودار شماره(2)؛ تاثیرات فقدان محبت مادر بر کودک؛ محقق ساخته

 

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمودند:« فرزندان خود را دوست بدارید و به آنها محبت کنید»[15] فقه الرضا(علیه السلام) ‏: «از عالم(علیه السلام) روايت مى‏كنم كه ... به مردى فرمود: آيا تو پدر و مادر دارى؟ گفت: نه، حضرت فرمود: آيا فرزند دارى؟ گفت: آرى. حضرت به او فرمود: به فرزندت نيكى كن، برايت نيكى به پدر و مادر محسوب مى‏شود.»[16].

روان هر انسانی تشنه محبت است و در تمام پیوندهای اجتماعی هیچ چیزی جایگزین آن نیست. مخصوصاً در دوران کودکی که هر طفلی عاطفه و محبت مادر را با تمام وجود درک می کند و از هر غذایی برایش لذیذتر است. زمانی که مادر برای سرگرم کردن کودک او را نوازش می دهد و یا برای خواباندن و ساکت کردن وی اشعار مخصوصی می خواند، بهترین دقایقی است که بر کودک می گذرد.

حضرت زهرا(سلام الله علیها) که مادری نمونه بود، هر وقت می خواست با فرزند خردسالش امام حسن(علیه السلام) بازی کند، او را روی دست می چرخاند و بالا و پایین می کرد و این اشعار را می خواند :

اَشبِه اَباکَ یا حَسن               وَ اخلَع عَنِ الحَقِّ الرَّسَنَ

وَ اعبُد اِلهاً ذَامِنَنِ                 وَ لا توالِ ذَا الاحَنِ[17]

 و اما وقتی که با امام حسین (علیه السلام) بازی می کرد او را هم روی دست می چرخان و می فرمود:

أنتَ شَبیهٌ بِأبی             لَستَ شَبیهاً بِعَلیٍ[18]

و حضرت علی(علیه السلام) تبسم می کرد.[19]

حضرت زهرا(سلام الله علیها) با هیمن جملات ضمن ابراز محبت به کودکان خود و برقراری ارتباط عاطفی، به آنان درس شجاعت و دفاع از حق می دادند.

از جمله موارد دیگری که از زندگی حضرت زهرا(سلام الله علیها) بیان شده است روایتی است که سلمان فارسی نقل نموده است. از مرحوم راوندی در کتاب خرائج از سلمان فارسی روایت شده که گفت: فاطمه(سلام الله علیها) را دیدم که نشته بود و پیش روی او اسیایی بود که جو را با آن دستاس می کرد، و بر دسته آن خون تازه دیدم که در اثر سائیده شدن و زخم دست زهرا بود. و از آن سو فرزندش حسین(علیه السلام) را دیدم که در گوشه خانه از گرسنگی گریه می کرد. دلم به حال زهرا(سلام الله علیها) سوخت و به او عرض کردم: ای دختر پیامبر این فضه است چرا کار خانه را به او واگذار نمی کنی؟ در جواب من فرمود: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به من سفارش کرده که کارها را با او از روی نوبت اجام دهیم و امروز نوبت من است و فردا نوبت اوست. سلمان گفت من عرض کردم، پس اجازه دهید من به شما کمک کنم یا جو را دستاس کنم یا حسین را ساکت نمایم. زهرا(سلام الله علیها) فرمود: من بهتر می توانم حسین را آرام کنم پس تو جو را دستاس کن[20].

روان شناسان بیان نموده اند که نوع محبتی که کودک می طلبد با دیگر افراد فرق دارد. محبتی که به او اعمال می شود باید دو خصوصیت داشته باشد، اول آنکه بلا شرط باشد یعنی به خاطر زیبایی، رشد، شیرین زبانی و .. نباشد و دوم انکه سرشار باشد آنچنان که کل وجود او را در خود غرق کند. خوشبختانه این دو خصوصیت در محبت مادر وجود دارد. علاوه بر این که محبت مادر یک طرفه است. یعنی فقط ار طرف اوست و ممکن است برای فرزند توأم با بی تفاوتی باشد. ضمن اینکه کار مادر بسیار دشوار است از آن جهت که از یک سو باید به طفل محبت کند و از سوی دیگر بر او نفوذ داشته و او را منضبط بار آورد. او در عین عاطفه و مهرورزی باید توانا باشد تا بتواند بر او تحکم کند و این تحکم برای سازندگی کودک ضروری است(قائمی، بی تا، ص 93). ابراز محبت مادر به شیوه های مختلفی انجام می شود مثل در بغل گرفتن، بوسیدن و نوازش کردن که این امر موجب جلب اطمینان کودک از زندگی می شود و از امنیت خاطر بیشتر استفاده خواهد کرد. راز توصیه اسلام به بوسیدن کودک در همین امر است. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: «فرزندان‏تان را بسيار ببوسيد چرا كه براى شما در برابر هر بوسه‏اى درجه‏اى در بهشت است كه مسير آن پانصد سال است.»[21]

امام علی(علیه السلام) نقل می فرماید:« روزی وارد اتاق فاطمه(سلام الله علیها) شدم، ناگاه مشاهده کردم که وی بر پشت دراز کشیده و حسین نیز بر سینه او در خواب است»[22]. این حدیث شدت عشق و علاقه متقابل فاطمه(سلام الله علیها) و فرزندانش را بیان می نماید. حضرت زهرا آنقدر به بچه های خود علاقه مند بود که حتی نسبت به ایام بعد از خود نیز حساس بود و به امیر المومنین(علیه السلام) که شوهر معصوم آن حضرت بود سفارش بچه ها را می کرد. فاطمه (سلام الله علیها) در بستر بیماری که به مرگ ایشان منتهای شد، در مورد بچه هایش دو نوع وصیت کرد: نخست در مورد انتخاب همسری که به بچه های فاطمه (سلام الله علیها)مهربان باشد. دوم برخورد محبت آمیز امیر المومنین با آنان و اینکه علی (علیه السلام) از هر دو شب یک شب را در کنار بچه های داغ دیده فاطمه (سلام الله علیها)بخوابد.[23]

ب)آموزش عبادت و بندگی به کودکان

مذهب بزرگترین منبع تربیتی در خانواده است و همه فعالیتها و رفتار اعضای خانواده بر آن استوار است. اینکه خانواده های اسلامی سعی دارند همه مسائل زندگی را بر اساس فرامین مذهبی انجام دهند، به این علت است که معتقدند مذهب، نیروی کنترل کننده ای است که آدمی را از شهوارت و تمایلات نابود کننه باز می دارد و زمینه بهره مندی از عقل را فراهم می سازد. مذهب به آدمی ایده می دهد و از موهومات و تخیلات دور می سازد و افکار واندیشه های صالح در آدمی به وجود می اورد. تربیت دینی برای طفل، امری ضروری و حیاتی است . او در زندگی نیازمند به ستون پایداری است که به هنگام تزلزل بدان متکی شود و در مسیر رسیدن به هدفش تلغزد. هدف تربیت دینی، ایجاد رابطه بین کودک و خدا و نیز ایجاد وابستگی فرد به پروردگار است که آدمی بر اساس آن بتواند خواسته ها و تمایلات نامشروعش را به بند کشد، و زندگی را رنگ الهی دهد و برنامه حیاتش را بر اساس مقررات خداوند استوار سازد(برجی نژاد، بی تا، ص198).

در دین اسلام رسم است که به محض تولد فرزند در گوش راست او اذان و در گوش چپ او اقامه می خوانند، تا کودک از همان ابتدای ولادت ولو اندک با اصول و معارف توحیدی آشنا شود و فطرت خدا آگاه او شکوفا گردد. با اسناد نقل شده امام رضا (علیه السلام) از پدرش على بن الحسين(علیه السلام) روايت مى‏كند كه: اسماء دختر عميس گفت: جدّه شما فاطمه (سلام الله علیها) را در زايمان حسن و حسين(علیه السلام) قابله بودم. پس هنگامى كه حسن(علیه السلام) به دنيا آمد، پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) وارد شد و فرمود: اى اسماء، پسرم را بياور، پس حسن(علیه السلام) را در جامه‏اى زرد به وى دادم. پيامبر جامه زرد از او دور كرد و فرمود: اى اسماء، مگر با تو عهد نكردم كه نوزاد را جامه زرد نپوشانى؟

آنگاه او را در جامه‏اى سپيد پوشاندم و به ايشان دادم. سپس پيامبر(صلی الله علیه و آله) در گوش راست وى اذان و در گوش چپش اقامه گفت. پس از آن به على(علیه السلام) فرمود: اين پسرم را چه ناميده‏اى؟ على(علیه السلام) فرمود: اى فرستاده خدا، در نام‏گذارى او من بر شما پيشى نمى‏گيرم، ولى من دوست داشتم نام او را حرب بگذارم. پيامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: من نيز در نام‏گذارى او به پروردگارم سبقت نمى‏گيرم. در اين حال جبرئيل(علیه السلام) فرود آمد و عرض كرد: اى محمد! خداى بلند مرتبه تو را درود مى‏فرستد و مى‏فرمايد: على در پيشگاه تو به مانند هارون در برابر موسى مى‏باشد، جز اينكه پس از تو پيامبرى نيست، بنا بر اين پسرت را به اسم پسر هارون نام‏گذارى كن. پيامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود، اى جبرئيل نام پسر هارون چيست؟ جبرئيل گفت: [شبر] پيامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: زبان من عربى است. جبرئيل گفت: او را حسن نام گذار. أسماء گفت: سپس پيامبر(صلی الله علیه و آله) او را حسن ناميد.

پس از آن هنگامى كه حسن(علیه السلام) هفت روزه شد، پيامبر اكرم او را به دو قوچ كه سفيدى آنها از سياهى آنها بيشتر بود عقيقه كرد، و به قابله قوچى بخشيد و سر حسن(علیه السلام) را تراشيد و به وزن موى او نقره صدقه داد و سپس سر حسن(علیه السلام) را روغنى خوشبو ماليد. سپس اسماء گفت: چون يك سال از تولد حسن(علیه السلام) گذشت، حسين(علیه السلام) تولد يافت. در اين هنگام پيامبر(صلی الله علیه و آله) بر من وارد شد و فرمود: پسرم آرا بياور. حسين(علیه السلام) را به او دادم در حالى كه وى را به جامه‏اى سپيد پوشانيده بودم. آن حضرت در گوش راست وى اذان و در گوش چپش اقامه گفت، و او را در دامن خود نهاد و گريه كرد. أسماء گفت: عرض كردم، پدر و مادرم فداى شما، گريه شما براى چيست؟ پيامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: براى اين پسرم مى‏گريم، گفتم: او هم اكنون متولد شده است. پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: اى اسماء، گروهى سركش- پس از من- او را مى‏كشند، شفاعت من در نزد خداى براى آنها نيست. سپس پيامبر فرمود: اى اسماء، اين خبر را به فاطمه نگويى چرا كه او تازه وضع حمل كرده است. آنگاه به على(علیه السلام) فرمود: اين پسرم را چه ناميده‏اى؟ على(علیه السلام) فرمود: من در نامگذارى او بر شما پيشى نمى‏گيرم، اگر چه دوست داشتم نام او را حرب بگذارم. پيامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: من نيز در نامگذارى او بر پروردگارم- عز و جل- سبقت نمى‏گيرم. در اين حال جبرئيل بر پيامبر فرود آمد و گفت: خداى بلند مرتبه تو را سلام مى‏فرستد و مى‏فرمايد: او را به نام پسر هارون نامگذارى كن. پيامبر فرمود: نام پسر هارون چيست؟ جبرئيل گفت: شبير. پيامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: زبان من عربى است. جبرئيل گفت: او را حسين نام گذار. پس چون حسين(علیه السلام) هفت روزه شد [پيامبر اكرم او را عقيقه كرد] به دو قوچ كه سپيدى آنها از سياهيشان افزون بود و سر حسين(علیه السلام) را تراشيد، و به وزن موى سر او نقره صدقه داد و سر او را روغنى خوشبو ماليد.[24]

البته باید در نظر داشت که آموزش تعالیم دین به کودک تدریجی است و اینکار باید به تناسب رشد کودک و نوجوان تداوم داشته باشد. چنانکه امام صادق(علیه السلام) می فرمایند:« وقتی کودک سه ساله شد، باید با معارف توحیدی آشنا شود، و وقتی نزدیک چهار سالگی شد، با معارفی از نبوت آشنا می شود، وقتی پنج ساله شد و دست راست خود را از دست چپ تشخیص داد، رو به قبله قرار می گیرد و سجده می کند، و وقتی شش سال تمام شد، نماز به جای می آورد و رکوع و سجده را یاد می گیرد. وقتی به هفت سالگی رسید، برخی اعمال وضو را آموزش می بیند و خلاصه وقتی به نه سالگی رسید، کاملاً وضو ونماز را باید آموزش ببیند».[25]

یکی از محورهای اساسی که حضرت زهرا(سلام الله علیها) بدان توجه و تأکید داشتند بعد پرستش وگرایش فرزندان به انجام تکالیف عبادی و الهی بود. آن حضرت شوق بندگی و خضوع در برابر معبود را از همان دوران کودکی در جان فرزندان خود تقویت نموده و آنان را چنان تربیت کرد که بهترین کارها را عبادت خدا دانسته و از آن بالاترین لذت ها را می بردند.

کودک بیش از هر کسی با مادر تماس دارد؛ مفاهیم اخلاقی و مذهبی را از او می اموزد و در رفتار، او را نمونه و الگوی خود قرار می دهد، بر این اساس پرورش مذهبی و اخلاقی از وظایف اولیه مادر است(برجی نژاد، بیتا، ص199). بر اساس نظریه یادگیری اجتماعی، رفتار آموختنی است و در فرایند رابطه با افراد دیگر، بخصوص در گروه های کوچک آموخته می شود. اندیشمندانی نظیر باندورا، ساترلند و تارد نظریه یادگیری اجتماعی را توسعه دادند. الگوهای رفتاری از طریق مشاهده رفتار دیگران شکل می گیرد. از نظر باندورا رفتار در نتیجه کنش متقابل بین شناخت و عوامل محیطی به وجود می آید، یعنی مفهومی که تاثیر متقابل نامیده می شود. شخص می تواند با کمک فرایند الگو سازی و با مشاهده دیگران چه به صورت تصادفی و چه آگاهانه، یاد بگیرد. انتخاب الگوی یادگیری به وسیله شخص، تحت تاثیر عوامل مختلفی نظیر سن، جنس و موقعیت اجتماعی است و الگوهای برگزیده شده توسط فرد می تواند مطابق با ارزش ها و هنجارهای رسمی جامعه باشد. فرایند مدل سازی، در کانون توجه نظریه یادگیری اجتماعی قرار دارد که در آن شخص رفتار اجتماعی دیگران را به وسیله مشاهده و تقلید یاد می گیرد و آموختنی ها از طریق پاداش و تنبیه تقویت می شود.(احمدی، 1388 ،ص94). بانوی خانه میزان و الگوی رفتار، برای اتباع خانواده، بخصوص فرزندان است. از طریق اوست که شخصیت کودک شکل میگیرد و پایه های اخلاق کودک گذارده می شود. به طور کلی مقام و شخصیت و جایگاه والای مادری در تربیت جایگاه ویژه ای است(جوادی آملی،1392،ص136).

فرزندان حضرت زهرا(سلام الله علیها) همواره مادر را در خالصانه ترین شکل در حال عبادت می دیدند و این بهترین روش برای یادگیری آنها محسوب می شد. در روایات اهل سنت است که حسن بصری –یکی از بزرگان ایشان- درباره عبادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) می گوید:« ما کانَ فی هذهِ الامهَ اَعبَد مِن فاطمهَ کانت تَقومُ حتّی تَوَرَم قَدَماها» در میان این امت عبادت کسی از فاطمه بیشتر نبود زیرا آن قدر روی پاهای خود در مقام عبادت ایستاد که قدمهایش ورم می کرد.[26]

 یکی از مواردی که امام حسن(علیه السلام) از مادر خود آموخته بوده و روایت نمودند، نحوه دعا کردن حضرت زهرا (سلام الله علیها) بود. ایشان فرمودند:«كانت فاطمة إذا دعت تدعو للمؤمنين و المؤمنات و لا تدعو لنفسها، فقلت لها: يا امّاه لم لا تدعين لنفسك كما تدعين لغيرك؟ فقالت: يا بنىّ! الجار ثمّ الدّار.[27] ؛ فاطمه عليها السّلام هر گاه دعا مى‏كرد زنان و مردان مؤمن را دعا مى‏نمود و براى خود دعايى نمى‏كرد، به او گفتم: اى مادر! چرا همان طور كه براى آنها دعا مى‏كنى، براى خود دعا نمى‏كنى؟ فرمود: فرزندم! اوّل همسايه بعد خودت.»

علاوه بر این در زمینه شیوه تربیتی ائمه(علیه السلام)، امام صادق(علیه السلام) می فرماید :« ما فرزندان خود را در پنج سالگی به نماز فرا می خوانیم و شما فرزندانتان را از هفت سالگی به انجام نماز وادار نمایید»[28] و این شیوه در زندگی حضرت زهرا(سلام الله علیها) به خوبی نمایان است. حضرت زهرا(سلام الله علیها) که به عظمت شب قدر آگاه است نه تنها خود تا به صبح بیدار می ماند بلکه زمینه ای را فراهم می نماید تا دیگر اعضای خانواده نیز بتوانند از این شب استفاده کرده و بهره ببرند. حضرت زهرا بچه ها را به شب زنده داری تشویق می نمود و در این مسئله توان کودکان را در نظر می گرفتند. حضرت در شب بیست و سوم ماه رمضان کودکان خود را به بیداری و نخفتن وادار می کرد. ایشان در روز کودکان را  می خواباندند تا کاملا استراحت کنند، غذای کمتری به ایشان می دادند تا به این گونه زمینه و موقعیت بهتری از نظر جسمی و روحی برای شب زنده داری داشته باشند. او به حدی در این امر قاطع بود که نمی گذاشت احدی از اهل خانه بخوابد و می فرمود: «محروم است کسی که از برکات شب قدر محروم بماند»[29].

آشنا نمودن کودکان با مسجد و مکان های عبادی از وظایف دیگر والدین خصوصاً مادران محسوب می شود. این روند در زندگی حضرت زهرا(سلام الله علیها) به خوبی دیده می شود. در روایات امده است که امام حسن(علیه السلام) هفت سال داشت که به دستور مادر هر روز در مجلس رسول خدا(صلی الله علیه و آله) حاضر می شد و آنچه به رسول خدا وحی می شد می شنید و آن را حفظ می کرد و سپس نزد مادرش فاطمه می آمد و آنچه را حفظ کرده بود برای مادر باز می گفت. و هنگامی که علی(علیه السلام) به نزد فاطمه می آمد، آن علوم را از فاطمه(سلام الله علیها) می شنید و چون از آن بانوی بزرگوار پرسید: از کجا این علوم را فراگرفته ای؟ پاسخ شنید که از فرزندت حسن. به دنبال این ماجرا روزی امام علی(علیه السلام) در خانه پنهان شد، و حسن(علیه السلام) که قسمتی از وحی را شنیده بود به خانه آمد و همین که خواست آنچه را شنیده بود مانند روزهای دیگر به مادر خود بازگوید، دچار لکنت زبان شد و نتوانست آنچه را شنیده بود بیان کند. فاطمه(سلام الله علیها) در شگفت شد و علت را از او پرسید؛ کودک در جواب گفت: ای مادر تعجب نکن که بزرگی اکنون به سخن من گوش می دهد و همان گوش دادن اوست که مرا از گفتار بازداشته. در این وقت علی(علیه السلام) از مخفی گاه بیرون آمد و حسن(علیه السلام) را بوسید.[30]

نمودار شماره (3)؛ روش های حضرت زهرا(س) در آموزش مسائل دینی به کودکان، محقق ساخته

 

حضرت زهرا(سلام الله علیها) تربیت صحیح کودکان را در به کار گیری دستورات دینی دانسته و با بکار گیری دستورات وحی محیط خانه را محیط صفا و مهر و صمیمیت و فرزندان خود را سرشار از عشق به اسلام بار می آورد. می دانیم که بهترین شیوه تربیت کوک، شیوه عملی است و حضرت زهرا(سلام الله علیها) با عبودیت و بندگی الهی، در مقابل دیدگان فرزندانش توانست آنان را به کمال مطلوب برساند. تا جایی که می بینیم دختر ایشان- حضرت زینب(سلام الله علیها) - جای خالی مادر را پر کردند و هیچ گاه حتی در روز عاشورا نماز شب را ترک ننمودند.

ج)آموزش نوع دوستی به کودکان

از جمله روش های تربیتی حضرت فاطمه (سلام الله علیها)  نوع دوستی او بوده است، که در برابر چشمان تیزبین فرزندانش، به مردم کمک می کرد و خود گرسنه می ماند، ولی دیگران را سیر می نمود. روزی عرب مستمندی که از گرسنگی در رنج بود به خدمت پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) رسیده، از درد گرسنگی به آن سرور شکوه کرد، حضرت نیز پیکی را به سوی زنان خویش فرستاده، از آنان درخواست طعام کرد، ولی همگی گفتند: ما جز آب چیزی برای خوردن نداریم. رسول خدا طبق معمول از دیگر مسلمانان کمک خواست، که آن مرد گرسنه را مهمان خود کنند، باز طبق معمول علی(علیه السلام) اظهار آمادگی کرد و عرب را به خانه آورد و از فاطمه (سلام الله علیها) در این باره کمک خواست. زهرای اطهر(سلام الله علیها) گفت: ما طعامی –جز به اندازه خوراک یک بچه- نداریم، ولی آن را به مهمان خود می دهیم و خود در گرسنگی به سر می بریم. فاطمه (سلام الله علیها)  با توافق امیر المومنین(علیه السلام)، بچه ها را بدون طعام- به هر طریقی بود- خوابانید و خود نیز گرسنه ماند و علی(علیه السلام) چراغ را به بهانه معیوب بودن روشن نکرد و در تاریکی شب از مهمان پذیرایی نمود و او را سیر کرد و به مهمان چنین وانمود کرد که او نیز طعام می خورد، تا مهمان متأثر نگردد. شب به پایان رسید و صبح در مسجد حاضر شدند و با پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) دیدار نمودند. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) با دیدن علی(علیه السلام) گریه کرد و گفت: دیشب ملائکه خدا از مهمان نوازی شما تعجب کردند و آیه نهم سوره حشر:«و یُؤثرون علی انفسهم و لو کان بهم خصاصه» را در حق شما نازل کردند.[31]

علاوه بر این فاطمه (سلام الله علیها) گردنبند خود را به فقرا ایثار کرد و آنان را مورد نوازش قرار داد و از پول آن پارچه ها خریداری شد و برای بی لباس ها، لباس مناسب تهیه گردید...[32]. آن حضرت نه تنها در مسائل اقتصادی و رفع مشکلات روزمره مرم پیشگام بود، حتی از نظر اخلاقی و عواطف انسانی و ارشاد و هدایت مردم نیز به کمک آنان می شتافت و مصالح مردم را پی گیری می نمود و در حقشان دعا می فرمود و از این طریق فرزندان خویش را با چنین عواطف اسلامی و انسان ساز پرورش می داد. مصداق این کلام در بحث دعا کردن برای همسایه دیده می شود.  و در یک قضیه تاریخی دیگر آمده است، که فاطمه زهرا(سلام الله علیها) همچون امیرالمومنین(علیه السلام) برای بهبودی حسن وحسین از مریضی، سه روز روزه نذر کرده بود و هنگام انجام دادن آن، مجبور شد برای یک نفر یهودی به نام «شمعون» در خانه خودش کار استیجاری نموده و از اجرت آن نان جو تهیه نماید... چنانچه در تفسیر سوره هل اتی آمده است فاطمه و علی و دیگر خانواده او سه روز روزه گرفتند و هر شب موقع افطار غذای خویش را به ترتیب به مسکین، یتیم، کافر و اسیر دادندو همین سوره در مناقب آن حضرت و سایر اهل خانه نازل گشت...[33]

نمودار شماره (4)؛ روش های حضرت زهرا(س) در آموزش نوع دوستی به کودکان، محقق ساخته

 

اگر امام حسین(علیه السلام) سه بار اموالش را با فقرا تقسیم نموده و دوبار خلع ید کرده است ، در دامان پر مهر و انسان ساز فاطمه(سلام الله علیها) پرورش یافته و همچنین فرزندان دیگر ایشان که جای بحث نیست.

د)ایجاد رقابت سالم بین فرزندان

فطرت انسان خواهان کمال و فضیلت است. اسلام هم که دین کمال و فضیلت می باشد، هماهنگ با خواسته های فطری بشر است. اسلام در تربیت کودک و دعوت او به سوی کمال و فضیلت هیچگاه به تنبیه و زور متوسل نمی شود، بلکه با آشنا نمودن کودک با زبان قابل درک او و ترغیب و تشویق او، استعداد های کودک را به سوی کمال شکوفا می کند و حتی اگر کودکی در اثر عدم آشنایی به صلاح و فساد مرتکب عمل خلافی شود، نباید فوراً از حربه تنبیه استفاده نمود، بلکه با آشنا نمودن او با عاقبت کارهای خلاف، و ترغیب و تشویق به کمال و فضیلت، کودک را از کارهای خلاف بازداشت. یکی از این راه ها ایجاد رقابت سالم و سازنده بین کودکان است(احمدی، 1374، ص 190) علاوه بر این روبرو ساختن کودکان با مشکلات و فراهم نمودن امکان رقابت برای آنها موجب اعتماد به نفس آنان می شود. اعتماد به نفس که نقطه مقابل حس حقارت و خود کم بینی است بقدری ارزشمند و سرنوشت ساز است که اولیای کودک باید به هر قیمتی که شده این حس را در کودک خود به وجود آورند، چرا که در غیر این صورت کودک دلبند خود را بدون هر گونه سلاح به میدان نبردی فرستاده اند که قدرتمندان در این میدان به زمین خورده اند. به نوشته بعضی از روان شناسان، یکی از عمده ترین اهداف در تربیت کودکان، ایجاد نوعی احساس واقعی اعتماد به نفس است. به شهادت تاریخ، فرزندان حضرت زهرا(سلام الله علیها) هرگز تسلیم باطل و مرعوب زور نشدند، و در تمام مراحل زندگی فردی و اجتماعی، بزرگواری، عزت نفس، کمالات انسانی خود را حفظ کردند و این موفقیت، ریشه در اعتمادی داشت که در دوران طفولیت نسبت به خود پیدا کردند.

مسابقه از جمله ابزاری است که روح اعتماد به نفس و مشکل ستیزی را در کودک، زنده نگه می دارد(انصاری،1374، ص46). در جریان بررسی تاریخ زندگی امامان شیعه به مواردی برمی خوریم که تنها به نقل یکی از موارد اکتفا می کنیم:

روزی امام حسن(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) در یک مسابقه خطاطی به رقابت پرداختند. امام حسن(علیه السلام) گفت: خط من بهتر است. و امام حسین(علیه السلام) گفت: آنچه من نوشتم ، زیبا تر است. سر انجام هر دو جهت داوری مسابقه خدمت مادرشان رسیدند. فاطمه زهرا(سلام الله علیها) نمی خواست بچه ها آزرده شوند، بدین خاطر فرمود: به پدرتان مراجعه کنید تا قضاوت کند. حضرت علی(علیه السلام) نیز انها را نزد پیامبر فرستاد و داوری را بر عهده ان حضرت نهاد. پیامبر نیز داوری را به جبرئیل سپرد. او نیز به اسرافیل حواله داد، تا اینکه اسرافیل از جانب خدا قضاوت در این مورد را به خود فاطمه(سلام الله علیها) سپرد. حضرت زهرا عرض کرد:« خدایا چگونه میان این دو قضاوت کنم؟»

به الهام حضرت بار تعالی، صدیقه کبری (سلام الله علیها) گردنبند خود را پاره کرده، دانه های آن را که زوج نبود، بر زمین ریخت و سپس فرمود، هر که بیشترین دانه را جمع کرد، از جانب من برنده خواهد بود. در این صورت باید یکی در این مسابقه برنده می شد، اما جبرئیل یکی از دانه ها را به دو نیم تقسیم کرد تا هر دو به طور مساوی دانه برداند، به این ترتیب، این مسابقه دو برنده داشت و هر دو در این رقابت پیروز شدند.[34] به این ترتیب حس رقابت سازنده را در بین فرزندان خود ایجاد نمودند.

ه‌)     رعایت عدالت میان کودکان

رفتار هماهنگ و عادلانه بذل محبت و توجه بطور مساوی به فرزندان، اصل سازنده ای است که تا اعماق وجود کودک، اثر می گذارد. در برخی از روایات معصومین(علیهم السلام) سفارش شده است که پدر ومادر از تبعیض و عدم رعایت انصاف، پرهیز کنند، بلکه عدالت و به یک چشم دیدن را سر لوحه رفتار خود قرار دهند. پدر ومادر نباید در مواقعی مانند خریدن لباس، هدیه یا پاسخ سلام، روح کودک را با مراعات نکردن انصاف، آزار دهند. نا گفته نماند، اینکه پدر ومادر به یکی از فرزندان خود، علاقه ویژه و بخصوصی داشته باشند، تا حدودی طبیعی است و شاید خارج از اراده آنها باشد، اما نکته مهم و اساسی این است که نبای این علاقه ویژه در رفتار و عملکرد پدر و مادر تاثیر گذارد، بگونه ای که سایرین، متوجه این علاقه و ارتباط ویژه شوند. نمونه هایی در زندگی خانوادگی حضرت زهرا(سلام الله علیها) دیده می شود که نشانگر توجه و دقت نسبت به این موضوع مهم می باشد.

روزی امام حسن(علیه السلام) نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله) آمد و اظهار تشنگی کرد. از پیامبر تقاضای آب نمود. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) بی درنگ برخواسته، و ظرفی برداشت و از گوسفندی که داخل منزل بود، مقداری شیر دوشید و به امام حسن(علیه السلام) داد. در این هنگام امام حسین(علیه السلام) خواست تا ظرف شیر را از برادرش بگیرد، اما پیامبر به حمایت از امام حسن(علیه السلام) مانع گرفتن ظرف از ایشان شد. فاطمه زهرا(سلام الله علیها) که شاهد این ماجرا بود، به پیامبر گفت: گویا حسن(علیه السلام) برای شما عزیزتر از حسین(علیه السلام) است.

پیامبر فرمود:« نه، هر دو برایم عزیز و محبوبند، ولی چون اول حسن(علیه السلام) تقاضای آب نمود او را مقدم داشتم.»[35] پیامبر با این کار رعایت نمودن حقوق دیگران را به فرزندان آموزش دادند. اگر کودک بیاموزد که در خانه حقوق دیگران را رعایت نماید می تواند این امر را به اجتماع نیز سرایت دهد.

نمونه دیگر اینکه روزی رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) امام حسن(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) را بر دوش گرفته و آنان را مورد لطف و نوازش خود قرار دادند. در همان حال، آنها را به خانه آوردند و چون بچه ها گرسنه بودند ،مادرشان زهرا(سلام الله علیها) برای آنها نان و خرما آورد. پس از اینکه نان و خرما را خوردند، پیامب رور به انها کرد و فرمود: با هم کشتی بگیرید!

امام حسن و اما حسین (علیهما السلام) به در خواست پیامبر(صلی الله علیه و آله) کشتی گرفتند. حضرت زهرا می گوید من دیدم که پیامبر با جملاتی حسن را تشویق کرده، در صدد تقویت اوست. بدین خاطر به پدرم گفتم : ای پدر بزرگوار! از شما تعجب می کنم که یکی را بر دیگری ترجیح می دهید، آن هم بزرگتر را بر کوچکتر. پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: دوستم جبرئیل حسین(علیه السلام) را تشویق و تحریک می کند و من حسن را تشجیع می نمایم.[36]

مشابه این رفتار های عادلانه در مسابقه خطاطی حسنین(علیهما السلام)) نیز مشاهده شد. با رعایت اعتدال بین فرزندان می توان حس اعتماد و احترام را بین آنها ایجاد نمود. به همین دلیل بود که امام حسین(علیه السلام) احترام خاصی به امام حسن(علیه السلام) داشت و در حضور ایشان صحبت نمی کرد[37]  به خواهرش زینب فوق العاده علاقه مند بود و به احترام او – با اینکه کوچکتر از او بود- از جایش بلند می شد  همچنین احترام و محبت متقابل زینب به برادرش... (بابازاده، 1374، ص94).

م)ارج نهادن به شخصیت کودک

شخصیت هر کس به اندازه اثر وجودی آن فرد است. هر قدر که تاثیر وجودی انسان در جامعه، تاریخ و نسل ها بیشتر باشد، به همان نسبت، ارزش و افتخار بیشتری نصیب وی می شود. بعضی افراد، دارای شخصیت مثبت هستند، یعنی از توانایی های بالفعل و بالقوه خود، در جهت مصالح جامعه و افراد نزدیک به خود استفاده می کنند، و برخی دیگر دارای شخصیت منفی هستند، یعنی نیرو و استعداد آنها مانند سم مهلکی است که به پیکره جامعه وارد می شود. نباید فراموش کرد که شکل اصلی و اولی این دو نوع شخصیت از همان دوران کودکی ساخته می شود. در تعالیم دینی آمده است آنچه کودک در طفولیت می اموزد تا پایان عمر او را همراهی می کند(انصاری، 1374، ص50). از عوامل رشد شخصیت کودک احترام نمودن اوست، کودک به لحاظ روح ظریفی که دارد، علاقه شدیدی به کرامت خود داشته و دوست دارد مور تکریم قرار گیرد. به همین لحاظ احترام نمودن او موجب جلب توجه و عطوفت، و تأمین خواسته های درونی او می باشد(احمدی، 1374، ص 183). 

اما حسن(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) انسان های والایی هستند، که در اثر شخصیت نافذ الهی خود توانستند مسیر تاریخ را تغییر دهند و تغیر در سیر تاریخ حاصل نمی شود مگر به همتهای بلندی که در هر عصری نمونه های معدودی دارد. کیست که نداند، این کرامت و همت والای امامان ما مدیون تربیت الهی و بیت ملکوتی فاطمه زهرا(سلام الله علیها) است(انصاری، 1374، ص50).

روزی پیامبر وارد خانه حضرت زهرا(سلام الله علیها) شد و فرمود: دخترم ! امروز پدرت مهمان شماست. فاطمه جواب داد: پدر جان ! فرزندانم از من طعامی خواستند و من قادر به تهیه آن نبودم. پیامبر وارد اتاق شده ودر کنار امام علی(علیه السلام) و نوه های خود نشستند. فاطمه همچنان متحیر بود که برای پذیرایی از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) چه باید بکند؟ در آن هنگام پیامبر خدا دستهایش را به قصد طعامی بهشتی برای فرزندانش به طرف آسمان بلند کرد، لحظاتی بعد، جبرئیل نزد پیامبر مشرف شد، عرض کرد: «من حامل سلام مخصوص خداوند بر شمایم. خداوند می فرماید: به علی و فاطمه و فرزندان آنها بگو آنچه از میوه های بهشتی میل دارید، از من بخواهید». پیامبر(صلی الله علیه و آله) پیام را به اهل بیت(علیهم السلام) رساند، اما کسی چیزی نگفت. امام حسین(علیه السلام) گفت اگر اجازه دهید من برای شما میوه انتخاب کنم. همگی گفتند: انتخاب ترا قبول داریم. امام حسین(علیه السلام) گفت: ای رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به جبرئیل بگویید ما خرمای بهشتی میل داریم. پیامبر(صلی الله علیه و آله) به فاطمه(سلام الله علیها) فرمود: برخیز داخل اتاق شو و هر چه که آنجاشت بیاور. فاطمه زهرا در آن اتاق با سبدی بلورین که با دستمال ابریشم سبزی پوشانده شده بود روبرو گشت. داخل سبد پر از خرمای غیر فصلی بود. پیامب رطبهای را گرفت و میان اعضا تقسیم نمود و خود دانه دانه در دهان حسن و حسین می گذاشت.[38]

نکته جالب توجه احترامی بود که همه اعضای خانواده به نظر کوچکترین عضو خانه گذاشتد. این گونه تربیت تاثیر مثبتی بر استحکام شخصیت افراد خانواده دارد. سیره رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نیز همواره بر تکریم بچه ها می باشد چنانکه در مورد حضرت آمده که به بچه های کوچه و خیابان سلام می کردند، و معلوم است سلام کردن شخصیت با عظمتی چون رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به کودکان و نوجوانان چه تاثیر مثبتی در آنان به جای خواهد گذاشت و رشد شخصیت آنان را در پی خواهد داشت. و این امر اتفاقی نبوده بلکه به عنوان سیره ایشان شناخته شده بود. به طوری که از حضرت نقل شده که من پنج چیز را هیچ گاه فراموش نمی کنم تا بعد از من سنت و روش باشد که یکی از آن ها سلام کردن به کودکان است:« و التسلیم علی الصبیان لتکون سنهَ بعدی»[39]. این نوع رفتار را در سیره حضرت زهرا(سلام الله علیها) که تربیت شده دامان وحی می باشد نیز می توان مشاهده نمود. در حدیث شریف کساء میخوانیم که حضرت زهرا(سلام الله علیها) هنگام ورود امام حسن(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) ایشان را با عنوان قره عینی و ثمره فؤادی خطاب می نمایند. نوع خطاب کردن کودک علاوه بر ایجاد محبت و انس بین مادر و کودک زمینه رشد شخصیت کودک را نیز فراهم می نماید.

و)توجهبهحضوروغیبتفرزندان

بر کسی پوشیده نیست که بی توجهی نسبت به نظارت بر فرزندان، بخصوص در رفت و آمدهای آن ها، چه نتایج زیان باری به دنبال دارد، با توجه به خاطرات و تهدیداتی که هر لحظه، سعادت یک جوان را در معرض قرار می دهد، لازم است که رفتار آ نها بویژه مواقع ورود به خانه و زمان خروج از آن، مورد دقت و بررسی قرار گیرد. گفتنی است که اعتیاد، فساد، انحرافات فکری و بسیاری از خطرات دیگر از این قبیل، به دلیل بی توجهی پدر و مادر آغاز می شود.

به نقل از ابن عباس آمده است: روزی ما در کنار پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) نشسته بودیم، که ناگاه فاطمه(سلام الله علیها) گریه کنان وارد شد و عرض کرد، «یا رسول الله ! حسن و حسین از خانه خارج گشته و نمی دانم کجا رفته اند» و مرتب گریه می کرد. پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) فرمودند: دخترم! گریه نکن، خدایی که آنان را آفریده، از ما به آنها مهربانتر است. سپس دست هایش را به دعا برداشته و برای حفظ حسنین دعا کرد. ر این هنگام جبرئیل نازل شد و از آن نور دیدگان خبر داد. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در جنع اصحابش به باغ بنی نجار- که امام حسن و امام حسین(علیه السلام) در آنجا بودند- آمد و مشاهده کرد که آنان خوابیده اند، شروع به بوسیدنشان کرد تا اینکه از خواب بیدار شدند... .

پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: امروز شأن و عظمت شما را بیش از پیش به مردم بیان می کنم، سپس آنان را بر دوش گرفته وهمراه جمعیت به مسجد آورد، آنگاه از عظمت آنان و افضلیت پدر و مادرشان سخن گفت...[40]  این روایت میزان علاقه و نگرانی حضرت زهرا(سلام الله علیها) نسبت به فرزندانشان را نشان می دهد.

 

 

نتیجه گیری

در بررسی سبک فرزند پروری حضرت زهرا(سلام الله علیها) چند نمونه از رفتارهای ایشان انتخاب شده که در نمودار زیر نمایش داده می شود:

نمودار شماره (5)؛ نمونه رفتارهای حضرت زهرا(س) در زمینه فرزند پروری، محقق ساخته

 

توجه حضرت زهرا(سلام الله علیها) به نیازهای کودکان و دقت ایشان در آموزش مسائل دینی در کنار ارضای نیاز های عاطفی فرزندان از طریق محبت نمودن و شرکت در بازی های کودکان، عامل اصلی موفقیت حضرت زهرا(سلام الله علیها) در تربیت فرزندان شایسته می باشد. با مقایسه سبک فرزند پروری حضرت زهرا(سلام الله علیها) با روش های فرزند پروری بیان شده در نظریه بامریند، می توان نتیجه گرفت، در میان روش های فرزند پروری، روش مقتدرانه نزدیکترین روش تربیتی به روش اسلام است، زیرا والدین مقتدر به صورت افرادی با صمیمیت و محبت با فرزند خود رفتار، و با ابراز محبت به فرزندان خود، رابطه خود را با فرزندان مستحکم می کنند و از جهت کنترل رفتاری، محدودیتهای واضح و مناسب با سن فرزندان برای رفتارهای او در نظر می گیرند؛ اغلب از تقویت مثبت برای هدایت رفتار استفاده می کنند با این حال هنگامی که موقعیت اقتضا می کند از بازخواست و تنبیه هم به صورت ملایم استفاده می کنند. در این خانواده ها تمام افراد قابل احترام هستند و والدین در مسائل مختلف با فرزندان خود مشورت می کنند و اعضای خانواده صلاحیت اظهار نظر درباره مسائل و مشکلات مربوط به خود را دارند. والدین مقتدر، والدینی انعطاف پذیرند و ضمن اعطای آزادی به فرزندان خود برای هدایت آنها مقررات و چارچوب های روشنی تعیین می کنند. آنها هم چنین به گفته های کودکان خود گوش، و گفتگو با آنها را ترویج می کنند. این والدین حقوق ویژه خود را به عنوان بزرگسالان شناخته اند، اما علایق فردی و ویژگی های خاص کودک را نیز می شناسند(پرچم، 1391، صص 133-121). سبک فرزند پروری حضرت زهرا(سلام الله علیها) بهترین نمونه والگوی برای زنان جامعه ایرانی است که می توانند با الگو پذیری از این روش ها، موفقیت خود را در تربیت نسلی شایسته، درکنار عنایت الهی تضمین نمایند.

 

منابع:

قرآن کریم

نهج البلاغه

آذر شب، سجاد(1389). نقش مادر در تربیت کودک.

ابن شهر آشوب مازندرانی، محمد بن علی(1388)، مناقب ابن شهر آشوب (فاطمه زهرا بانوی برتر )، ترجمه علیرضا رجالی تهرانی، قم خادم الرضا، چاپ هشتم.

ابن حیون، نعمان بن محمد مغربی(1385) دعائم الاسلام، مصحح آصف فیضی، قم، نشر موسسه ال البیت(ع).

احمدی، حبیب الله(1374) فاطمه الگوی زندگی،قم، نشر چاپخانه دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول. 

احمدی، حبیب. (1388) جامعه شناسی انحرافات، تهران: نشر مهر، چاپ سوم.

اربلى، على بن عيسى(1382)، كشف الغمة، ترجمه و شرح زواره‏اى، 3جلد، انتشارات إسلامية - تهران، چاپ: سوم.

انصاری، عذرا(1374) جلوه های رفتاری حضرت زهرا(س)، قم، نشر چاپخانه دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ پنجم، مجله پیام زن.

بابازاده، علی اکبر(1374) تحلیل سیره فاطمه زهرا(س)، قم، انتشارات انصاریان، چاپ اول.

برجی نژاد،زینب(بی تا )، نقش مادر در تربیت فرزند، فصلنامه طهورا.

پاکدامن، مجید و همکاران، نقش سبک فرزند پروری مادران در بلوغ اجتماعی نوجوانان (تیز هوش، آهسته گام و عادی)، بی جا، 1390.

پرچم، اعظم و همکاران، مقایسه سبکهای فرزند پروری بامریند با سبک فرزند پروری مسئولانه در اسلام، فصلنامه پژوهش در مسائل تعلیم و تربیت اسلامی، سال بیستم، دوره جدید، شماره 14، 1391، صص 115-138.

تمیمی مغربی، نعمان بن محمد(1385ق )، دعائم الاسلام، مصر، دارالمعاریف.

جوادی آملی، عبدالله(1392) زن در آیینه جمال و جلال، قم، نشر اسراء، چاپ 24.

(شیخ)حر عاملی، محمدبن حسن بن علی(1409ق )، تفصیل وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، موسسه آل البیت، قم.

قائمی، علی،(بی تا) مجموعه بحث ها در مورد نقش مادر در تربیت کودک، قم، نشر مرکز مطبوعاتی دارالتبع اسلامی.

ابن بابویه(بی تا) عیون اخبار الرضا(ع) ترجمه آقا نجفی اصفهانی، محمد تقی، تهران، انتشارات علمیه اسلامیه.

کلینی، محمدبن یعقوب بن اسحاق(1407 ق)، کافی، مصحح غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، تهران، دار الکتب السلامیه.

منصوری لاریجانی، اسماعیل(1384) زن ، عرفان و سیاست، فصلنامه تخصصی بانوان شیعه، سال دوم، شماره 3، 15-48.      

(علامه) مجلسی، محمد باقر(1404ق)، بحار الانوار لجامع الدرر الخبار، لبنان، موسسه الوفاء، بیروت.

مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى(1380)جلاء العیون، تاریخ چهارده معصوم ، تحقیق سید علی امامیان، انتشارات سرور، چاپ هشتم.

----------------------------(1386)علل الشرایع، مکتبه الداوری، قم.

نیلی پور، مهدی، فرهنگ فاطمیه(الفبای شخصیتی حضرت زهرا(س)، اصفهان، انتشارات مرکز فرهنگی شهید مدرس، چاپ اول ، 1380.

 



[1] - بحارالانوار، ج 78،ص 236.

[2] -Baumrind

[3] -Authoriative

[4] - Authoritaian

[5] - Permissive

[6] - وسایل الشیعه ،حرعاملی، ج 5، ص15.

[7] - فرهنگ فاطمیه، 1380، ص 253.

[8] - هُوَ الَّذي يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحامِ كَيْفَ يَشاء (آل عمران/6).

[9] - وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ إِحْساناً حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ كُرْهاً وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً حَتَّى إِذا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعينَ سَنَةً قالَ رَبِّ أَوْزِعْني‏ أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتي‏ أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَ عَلى‏ والِدَيَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ وَ أَصْلِحْ لي‏ في‏ ذُرِّيَّتي‏ إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَ إِنِّي مِنَ الْمُسْلِمين؛ (احقاف /15).

[10] - نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَ قَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُم (بقره/223).

[11] - وسائل الشیعه، ج15، ص97.

[12] - همان، ص 98.

[13] - وسایل الشیعه، ج15، ص197.

[14] - همان، ص196.

[15] - مستدرک الوسایل، ج 15، ص 170.

[16] - منابع فقه شيعه (ترجمه جامع أحاديث الشيعة)، ج‏26، ص: 863

[17] - (ای حسن جان مانند پدرت باش، ریسمان را از گردن حق بردار * خدای احسان کننده را پرستش کن، و با افراد کینه توز دوستی مکن)

[18] - (تو شبیه پدر منی* شبیه به علی نیستی)

[19] - بحار الانوار، ج 43، ص286.

[20] - بحار، ج43، ص28. این روایت با کمی اختلاف نیز بیان شده است: روزی پیامبر برای خواندن نماز به مسجد امدند و به انتظار بلال که اذان گوی پیامبر بود نشستند. بلال با مختصری دیر کردن آمد. پیامبر علت را از ایشان جویا شد. بلال پاسخ داد: هنگام آمدن به مسجد خدمت حضرت فاطمه(س) رفتم، او مشغول به آرد کردن گندم بود و فرزندش حضرت حسن(ع) نزد آسیاب روی زمین قرار داشت و گریه می کرد. گفتم یا فاطمه کدام یک از پیشنهادهای مرا قبول می کیند؟ یا من آراد را درست کنم یا حسن را نگاه دارم؟ ایشان پاسخ دادند : من به فرزندم مهربان تر هستم، آنگاه من آسیاب را گرفتم وآرد کردم، این علت دیر کردن من بود. حضرت رسول(ص) فرمود: به فاطمه خدمت کردی امید است مشمول رحمت و الطاف خداوند گردی( بحارالانوار ، ج 43،  ص 76، ح63).

[21] - منابع فقه شيعه (ترجمه جامع أحاديث الشيعة)، ج‏26، ص: 865

[22] - عوالم، ج11، ص205. جلاءالعیون، ج1، ص 137. بحار الانوار، ج43، ص 28،ح 33.

[23] - عوالم، ج11، ص503، جلاء العیون، ج1، ص218.

[24] - صحيفة الإمام الرضا عليه السلام / ترجمه حجازى، ص: 62

[25] - وسایل الشیعه، ج15، ص193.

[26] - مناقب ابن شهر آشوب، ج3، ص341.

[27]- كشف الغمة، ج 2 ص 94- مصباح الانوار، ص 226- روضة الواعظين، ص 386- علل الشرائع، ج 1 ص 182- كشف الغطاء، ص 309- مستدرك الوسائل، ج 5 ص 244- بحار الانوار، ج 43 ص 82- بحار الانوار، ج 90 ص 388.

[28] - وسائل الشیعه، ج2، ص12.

[29] - دعائم الاسلام، ج1، ص282.

[30] - مناقب ابن شهر آشوب، ج4،صص7و8.

[31] - بحار الانوار، ج41، ص28 و 34 و ج36، ص59.

[32] - همان، ج 43، ص56 و جلاء العیون، ج1، ص 144.

[33] - بحارالانوار، ج 35، ص237.

[34] بحار الانوار، ج43، ص309.

[35] - بحارالانوار،ج43، ص383، مناقب، ج3، ص385.

[36] - بحارالانوار، ج43، ص268.

[37] - ما تکلم الحسین بین یدی الحسن اعظما له.... جلاء العیون، ج 1، ص317.

[38] -بحارالانوار،ج43، ص312.

[39] - همان، ج16، ص215.

[40] - بحار الانوار، ج43، ص 302.

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

مجوز استفاده از قالب مذهبی یاسین براي اين دامنه داده نشده , برای دریافت مجوز قالب بر روی لینک ، ( درخواست مجوز ) کلیک کنید