امروز یکشنبه, 03 تیر 1397 - Sun 06 24 2018

https://telegram.me/emamemobin

منو

تفسیر و علوم قرآنی

تربیت کودک

احسان اله شیخ محمدی

فاطمه منظری

Review
In the name of God

Education has been considered since the beginning of man's exalted God Jlalh The Holy Quran says: O Moses, I've trained myself to The long history of human education has pointed to the divine deposit is in addition to the material after another transcendent spiritual dimension is This has raised the need to educate the members and the inherent need for organs should be trainedEngineering excellence and spiritual growth that underlie the human. People should be trained to achieve the popularity and Spirituality If this train from the beginning due to the inherent requirements And therefore must be the child's upbringing children with mental excellence In this article, why the need for training due to the industrialization of living apart, too soon, children from parents because multiple jobs Become extended family to the small family admonished the crowd not Khla’atfy and caring grandfather and grandmotherBecome extended family to the small family admonished the crowd not Khla’atfy and caring grandfather and grandmother Face communication limited to verbal communication is discussed At the end of the holy prophet and true methods for training are discussed. 

چکیده

به نام خدا

تربیت از ابتدای خلقت انسان مورد توجه بوده است انجا که خداوند عز جلاله در قران کریم می فرماید: ای موسی من تو را برای خودم تربیت کرده ام  به نکته سابقه دیرینه تربیت اشاره کرده است انسان ودیعه الهی است که علاوه بر بعد مادی بعد متعالی دیگری به نام بعد  روحانی دارد. این بعد نیاز به تربیت دارد تربیت نیاز ذاتی انسان است این اعضاء و جوارح باید تربیت شوند تربیت است که زمینه ساز بعد تعالی و رشد معنوی انسان می شود. انسان برای رسیدن به حالت محبوبیت و معنویت باید تربیت شود . اگر این تربیت از همان ابتدا با توجه به نیاز ذاتی انسان و توجه به معنویات صورت گیرد در زندگی مادی و روانشناسی موفق است و از همین رو باید تربیت کودک با تعالی و روان کودک صورت گیرد . در این مقاله به چرایی نیاز به تربیت با توجه به صنعتی شدن زندگی و جدا شدن ؛ بسیار زود فرزند از پدر و مادر به خاطر مشاغل متعدد ٰ تبدیل خانواده های گسترده به خانواده کوچک و کم جمعیت ٰ خلاء‌عاطفی و نبود نصیحت دلسوزانه پدر بزرگ ها و مادر بزرگها ٰ محدود شدن ارتباطات چهره ای به ارتباط کلامی پرداخته شده است و در پایان به سیره نبوی و روش درست تربیت اشاره شده است .

هدف:

کودکان ما نیاز به الگوی مناسب تربیت دارند . و خانه و مدرسه و محیط سه عاملی است که می تواند این تربیت را ایجاد کند . هر کدام اگر تربیت را بر اساس محتوای دینی ارائه دهند فرزند خوب و مهربان و با نشاط و دوست داشتنی و دور از اسیب هایاجتماعی  خواهیم داشت اما اگر یکی از این عوامل کار خود را خوب انجام ندهد تشکیک به وجود آمده و منجر به تربیت غلط و درد سر ساز خواهد شد . هدف از نوشتن مقاله دادن الگو به خانواده در جهت بهتر تربیت کردن فرزندانمان است .

روش :

حقیر با توجه به اینکه دو دهه است که سرو کارم با دانش آموزان و فرزندان پاک و عزیز این مرز و بوم است و با توجه به اینکه محقق سالها عمر خود را با این عزیزان به سر برده هم با دانش اموز روستایی هم دانش آموز شهری ٰ روشم استفاده از تجربیات در این زمینه و استفاده از کتاب ارزشمند آسمانی قران کریم و احادیث ایمه و استفاده از تجربیات مشاوران مدرسه می باشد

مقدمه :

پدر و مادران درگیر مشاغل خارج از خانواده می باشند با فرض اینکه یکی از انها شاغل باشد اما یقینا افراد زیاد تری که پدر و مادرشان هردو کارمند هستند وجود دارند . در زمان حضور در خانه نیز خستگی جسمی و عاطفی آنها اجازه تربیت عاطفی پدر ومادر را به آنها نمی دهد . این از بعد خانوادگی اما مدرسه چطور مدرسه، ایا می تواند این بار بزرگ تربیت کودک را به عهده بگیرد یقینا خیر ، زیرا دانش آموزان  زمان کمی را در مدرسه هستند به محیط هم که نمی توان اعتماد کرد اگر خوش بین باشیم و بگویم محیط اطراف ما عاری از آسیب اجتماعی است که این گونه نیست . پس یک راه خوب می ماند و آن هم توجیه پدر و مادر از طریق تربیت معنوی با توجه به آموزهای دینی؛

در این مقاله  می خواهم به آموزشی که در دین مبین اسلام توصیه شده است اشاره کنم . متاسفانه بعضی از دانشمندان و روانشناسان ما سنگ دانشمندان غربی را به سینه می زنند در صورتی که در دین مبیثن اسلام ،گفتار و رفتار و روش و سیره اولیائ الهی همه اش تربیت است پس اینها را ترویج دهیم ..

الهی انطقنی بالهدی

تعریف تربیت:

«واژه تربیت، مصدر باب تفعیل از ماده «ربی یربو» به معنای رشد بوده و در کتب لغت به معنای رشد دادن استعمال شده است؛ و در اصطلاح فراهم آوردن زمینه برای پرورش استعدادهای درونی هر موجود و به ظهور و فعلیت رسانیدن امکانات بالقوه موجود در درون او را تربیت گفته­اند. »[1]

«  در منابع اسلامی رهنمودهای گسترده­ای از سوی پیامبراکرم(ص) در باب اصول و مبانی تربیت کودکان در ابعاد مختلف جسمانی و روحانی بیان شده­است. در خصوص مراحل تربیت و ویژگی­های هر یک، از ازدواج و آداب آن و توصیه­های دوران  بارداری و شیرخوارگی گرفته تا محبت وعدالت­ورزی نسبت به کودکان و رعایت موازین دیگر پرورشی که هر یک فصلی از تربیت اسلامی را تشکیل می­دهند، روایات بسیاری از وجود شریف نبی­اکرم(ص) نقل شده­است. در اینجا برآنیم که به پاره­ای از این روایات اشاره کرده سیره آن بزرگوار(ص) را در این باره برشماریم:«[2]

 

چرا تربیت باید صورت گیرد ؟

نمی شود انسان را به حال خود واگذاریم مگر انسانهای اولیه اینگونه نبودند ؟چه نیازی است که کودک و فرزندان را  اذیت کرده و خود را زحمت داده تا به انها تربیت بیاموزیم.

استاد مطهری :تربیت عبارت است از پرورش دادن ،یعنی استعدادهای درونی که بالقوه در یک شی موجود است به فعلیت در آوردن و پروراندن .

پیشوایان دینی انسان تربیت یافته را انسانی میدانند که در راه حق مصرف شود نه در راه هوی

رسول خدا آنگاه که علی (ع) را برای هدایت مردم به یمن میفرستد میفرماید:اگر خدا به واسطه تو تنها یک فرد را هدایت کند برای تو از آنچه خورشید بر آن بتابد بهتر است . کودک و نوجوان سرمایه عظیم جامعه و الگو پذیرترین شخصیت انسانی است پیامبر در جواب مردی که از حق فرزندش پرسید فرموداو را به جایگاه مناسب برسانی . امام حسن خطاب به فرزندان خود و برادرش میفرماید :همه شما فرزندان جامعه کوچک امروزید و امید میرود از بزرگان جامعه فردا باشید

از منظر مکتب تربیتی نبوی سن کودکی و نوجوانی مناسب ترین زمان تربیت است . علی (ع):دل نوجوان مانند زمین خالی است که هر بذری در آن کاشته شود میروید . پیامبر (ع):انسان کوچک سال همچون نقشی است که بر سنگ حک کنند و آموزش دادن به مرد بزرگ مانند نوشته بر آب است .[3]

آیابرای هر سنی تربیت خاصی وجود دارد ؟

برای اینکه انسان خوب تربیت کنیم باید با توجه به سن او باشد همان طور که تغذیه کودک با یک نوجوان فرق می کند . شیوه و داروی تربیتی او نیز فرق می کند این مقدار دارو را پیامبر اعظم (ص) مشخص کرده اند. ادوار تربیت از نظر پیامبر متفاوت است و جالب اینکه برای هر دوره نیز روش خاص را بیان کرده اند . با این حال کار ما راحت شده است یعنی اینکه بریم بگردیم در سایتها و خبر نامه ها و کتابها که دستورات را پیاده کنیم نیست . یک تامل می خواهد

ادوار تربیت کودک از نظر پیامبراکرم(ص)

از نظر رسول­ خدا(ص) دوره تربیت کودک به دو دوره پیش از تولد و پس از تولد تقسیم می­شود دوره پیش از تولد که دربردارنده دوره­های انتخاب همسر و آداب زناشویی و مراقبت­های ایام بارداری می­شود مقدمه و زمینه­ساز و اساس تربیت کودک در بعد تولد است از این­رو مورد تأکید و توصیه فراوان آن حضرت قرار گرفته، مسلمانان و علی­الخصوص جوانان به این امر بسیار مورد سفارش قرار گرفته­اند

قبل از تولد

امروزه از لحاظ علمی نقش پدر و مادر در انتقال صفات ظاهری و باطنی که از آن به عنوان «عامل وراثت» در تربیت کودک نام می­برند، بر کسی پوشیده نیست از آنجا که فرزندی که در وجود مادر شکل می­گیرد از صفات ظاهری و معنوی پدر و مادرش بهره می­برد و پدران و به خصوص مادران اصل و ریشه کودکان به شمار می­آید. انتخاب همسرانی مناسب و شایسته می­تواند گامی اساسی در تربیت فرزندانی صالح و سالم در آینده به حساب آید از این­رو پیامبر(ص) ضمن تشویق جوانان به ازدواج، بدانها توصیه می­کنند که در انتخاب همسر بیشتر دقت کنند تا فرزندانی صالح و شایسته به ثمر برسانند. در حدیثی از رسول­­خدا(ص) روایت شده که فرمودند: «بنگر که فرزندت را در کدام رحم قرار می­دهی؛ چرا که   [اصل و]ریشه تأثیرگذار است» و در حدیثی دیگر از ایشان آمده: «برای نطفه­های خود بهترین رحم­ها را برگزینید؛ چرا که زنان فرزندانی همانند برادران و خواهران خود به دنیا می­آورند.»ایشان جوانان را از ازدواج در خانواده­های پست نهی کردند و فرمودند: «ایاک و خضراء الدمن قیل: یا رسول­الله(ص) و ما خضراء­الدمن؟ قال: المرءة الحسناء فی منبت السوء؛ بر حذر باشید از آن گلی که در مزبله روئیده گفتند: یا رسول­الله گلی که در مزبله روییده چه گلی است؟ فرمود: زن با جمال که در خانواده­ای پست بزرگ شده است.»[4]

مراحل قبل از تولد به 5 پارامتر نیاز است که دقیقا اگر به کار برده شود  مراحل قبل از تولد هیچ مشکلی ایجاد نخواهد شد . دقت کنید ریز بینی و دقت و ظرافتی که اسلام به کار برده چقدر زیبا است که اگر تمام متخصصین  و دانشمندان ارائه نظر کنند نمی توانند به این بعد بپردازند.

غذای حلال

رسول­ خدا(ص) لقمه حلال را نیز از عوامل بسیار مهم در شکل­گیری شخصیت آینده کودک برشمرده­اند، گرچه رعایت حلال و حرام الهی در تمام ادوار زندگی فرد لازم است؛ اما توجه به حلال و حرام در قبل و بعد از ایام بارداری از اهمیت بسیار بیشتری در شکل­پذیری شخصیت آینده کودکان برخوردار بوده از این­رو مورد تأکید بیشتری قرار گرفته است. رسول­خدا(ص) در این باره می­فرمودند: «و لا یدخل الجنه من نبت لحمه من السحت النار اولی له؛ داخل بهشت نمی­شود کسی که گوشت و پوستش از مال حرام روییده باشد چنین کسی به آتش دوزخ[شقاوت] شایسته­تر استتا سعادت[5] و در حدیثی دیگر آمده که ایشان به عبدالله بن مسعود می­فرمایند: «ای پسر مسعود حرام مخور، حرام نپوش، از راه حرام زن مگیر و نافرمانی خدا مکن؛ چرا که خداوند به ابلیس می­فرماید: با بانگ خویش هر که را می­توانی از جای برکن[هرچه عِده و عُده داری جمع کن] و با سوارگان و پیادگانت بر آنان[حرام­خواران] بتاز و در اموال و فرزندان آنان شریک شو و به آنان وعده بده و [البته] شیطان جز فریب وعده­شان نمی­دهد.»[6]

رعایت آداب زناشویی

« سپس رسول خدا(ص) بر نقش رعایت آداب زناشویی به عنوان عوامل مؤثر در سلامت روحی و جسمی کودکان و عاملی در تربیت­پذیری آنها در آینده اشاره کرده بر لزوم رعایت آن تأکید می­ورزیدند. ایشان به نقش حالت­ها و زمان­ها در بسته شدن نطفه­ها اشاره کرده زوج­ها را به رعایت آن توصیه می­فرمودند. منابع روایی معتبر شیعه و سنی روایات بسیاری را در این باب از رسول­خدا(ص) نقل کرده­اند.

مراقبت­های ایام بارداری

دوران حمل از سرنوشت­سازترین و حساس­ترین دوران زندگی کودک است؛ در این دوره شالوده­ی سعادت و شقاوت شخص در شکم مادر پی ریخته می­شود، چنانچه در حدیثی از رسول­خدا(ص) آمده که «السعید مَن سعدفی بطن امه و الشقی مَن شقی فی بطن امه؛ فرد خوشبخت در شکم مادرش خوشبخت شده و بدبخت در شکم مادرش بدبخت شده است»از این­رو والدین بخصوص مادران،به توجه و مراقبت بیشتر در این دوره و دوری از گناهان توصیه شده­اند.

اهمیت تغذیه در تربیت کودک

با توجه به اهمیت تغذیه در این دوره حضرت سفارشاتی را به مادران جوان کرده، دادن غذاهایی مثل کندرو به  خرماو... را در شکل­گیری برخی خلقیات و روحیات و برآمدن برخی صفات شایسته در کودک مؤثر بیان کردند و به آن توصیه می­فرمودند»[7]

مراحل بعد از تولد :

گاهی اوقات که فرزند ما با مشکل روبرو می شود به دلیل این است که یک مرحله را خوب مراقبت می کنیم و از مراحل دیگر غافل می شویم مثل نسل دانش آموزان امروز که در اطلاعات روزمره و روزانه نظیر رایانه و موبایل و اینترنت بسیار مسلط اند ولی در زمینه آداب اچتماعی و مذهبی ضعیف هستند. چرا که از مراحل دیگر تربیت غافل شده ایم نوجوان نمی خواهد نماز بخواند و در این صورت وظیفه ما چیست  بی خیال باشیم ، پرخاشگر باشیم نه نیاز نیست فقط به مراحل تربیت باید توجه شود. تا مشکل برطرف شود

مراحل تربیت کودک بعد از تولد

در خصوص مراحل تربیت و ویژگی­های هر یک روایت متعددی از رسول­خدا(ص) به دست ما رسیده­است. رسول­خدا(ص) مراحل تربیت کودک را به سه دوره هفت ساله تقسیم کرده فرمودند: «الولد سیّد سبع سنین و عبد سبع سنین و وزیر سبع سنین.» هفت سال اول دوران آقایی کودک است، هفت سال دوم دوران اطاعت[از مربیان] است و هفت سال سوم دوران وزارت و همکاری است. از نظر رسول­خدا(ص) هفت سال اول زندگی فرزند، دوران سیادت و سروری کودک است بدین معنا که کودک در هفت سال آغازین زندگی باید در خانواده آقایی و فرماندهی کند، از این­رو هر چه می­خواهد در صورتی که برای او زیانبار نباشد و در توان پدر و مادر باشد، حتی­المقدور باید تأمین گردد. این دوره که دوره خودمداری است، دورانی است که کودک باید آزاد باشد و مسئولیتی متوجه او نشود، از این رو در روایات آمده­است که هفت سال اول، کودک را برای بازی رها سازید [8]از نظر ایشان(ص) هفت سال دوم زندگی فرزند، دوره اطاعت و فرمانبرداری است. حالت عبودیت و بندگی کودک نسبت به پدر و مادر نتیجه همان اعتمادی است که در هفت سال آغاز زندگی نسبت به آنها پیدا کرده­است. پیدایش این حالت در کودک با عنایت به این که این ایام دوران تعلیم و تربیت اوست فوق­العاده برای سازندگی او اهمیت دارد.

پس از سپری شدن هفت سال دوم زندگی کودک، دوران وزارت او در خانواده فرا می­رسد. این مرحله، مرحله شکوفایی فکری و خود مدیری است که در این مرحله عواملی چون مشورت و تبادل افکار می­تواند در رشد عقلی جوان نقش مؤثری ایفا کند. این دوره ایجاب می­کند که او همانند وزیر خانواده مورد مشورت قرار گیرد و کارهایی که از او برمی­آید به وی واگذار گردد تا مسئولیت­پذیر شود و بدین­سان مسئولیت خانواده در تعلیم و تربیت کودک به پایان می­رسد.

بعد از تولد برای اینکه کودکمان خوب تربیت شود باید این کارها صورت گیرد  گاهی اوقات بعضی از افراد را میبینیم که با محبت اند به محض اینکه ف و یا در کنار شما به او اهمیت داده و یا او را نوازش می کند و یا می بوسد و افرادی نیز هستند که این حس عاطفی را دریخ می کنند و نسبت به کودکان بی تفاوتند و یا خنثی هستند توصیه پیامبر را ملاحظه فرمایید

صل تکریم شخصیت کودک

« از نظر رسول­خدا(ص) کودک چون کودک است، نباید تحقیر شود و احساس بی­ارزشی و یا کم­ارزشی کند؛ هر­چند کودک بیشتر محتاج محبت است؛ ولی این بدان معنی نیست که شخصیت کودک نباید محترم شمرده شود کودکی که با ارزش قلمداد می­شود و شخصیت او محترم شمرده می­شود به احساس خود ارزشمندی دست می­یابد و کسی که برای خود ارزش قائل باشد خود را به زشتی­ها آلوده نمی­سازد؛ چرا که «من کرمت علیه نفسه لم­یهنها بالمعصیه کسی که برای خودش ارزش قائل است خود را به واسطه گناه خوار نمی­سازد.» کرامت نفس محور و اساس اخلاق و تربیت اسلامی است و مهم­ترین راه آن تکریم انسان در دوران کودکی است. یکی از مهم­ترین نکات تربیتی که در تکریم شخصیت کودک باید مورد توجه قرار گیرد، جدی گرفتن احساسات کودک در هفت سال نخست زندگی است.

سیره نبی ­اکرم (ص) در تکریم و محبت به کودکان

محبت از دیگر اصول تربیت کودک از دیدگاه پیامبراکرم(ص) است، در سیره­ی نبوی(ص) محبت به شدت مورد توجه و تأکید قرار گرفته و از دریغ ورزیدن محبت نسبت به کودکان به شدت نکوهش شده­است؛ اما در عین حال از افراط در محبت نیز نهی شده­است.

ایشان مسلمانان را به دوست داشتن و محبت به کودکان تشویق  می­کردند و می­فرمودند: «اگر کسی کودک گریانش را خشنود کند تا آرام گیرد خداوند عزوجل آن قدر از نعمت­های بهشت به او عطا می­کند تا خشنود شود.»[  و در حدیثی دیگر فرمودند: «کسی که دختر بچه خود را شادمان کند مانند کسی است که بنده­ای از فرزندان اسماعیل ذبیح(ع) را آزاد کرده باشد و آن کس که پسر بچه خود را مسرور سازد و دیده او را روشن کند مانند کسی است که چشمش از خوف خداوند اشک فرو ریزد.»

رسول­ خدا(ص) خود نیز پیوسته کودکان را مورد تفقّد و محبت خویش قرار می­دادند و در این محبت الگویی شایسته برای دیگر مسلمانان بودند نقل است که «مردم کودکان خود را جهت دعا و نامگذاری نزد رسول­خدا(ص) می­آوردند، گاه پیش می­آمد که کودکی را نزد پیامبرخدا(ص) می­آوردند حضرت طفل را می­گرفت و برای گرامی داشتن خانواده­اش او را بر دامان خویش می­نشاند، بسیار اتفاق می­افتاد که آن طفل بر روی دامان پیامبر(ص) ادرار می­کرد و در این هنگام صدای فریاد مردم بلند می­شد. پیامبر(ص) می­فرمود: «ادرار او را قطع نکنید» پس اجازه می­داد که ادرار طفل تمام شود بعد برای او دعا می­کرد یا آن که نامی برای او برمی­گزید.» می­فرمود: «اکرموا اولادکم و احسنوا ادبهم یغفرلکم. کودکانتان را تکریم کنید و آنان را خوب تربیت کنید تا خدا شما را ببخشد.»

گفته شده «کان رسول­الله(ص) من أفکه الناس مع الصبی. رسول­خدا(ص) شوخ طبع­ترین و بذله­گوترین مردم با کودکان بودند.» ایشان هرگاه بر کودکان می­گذشتند به آنان سلام می­کردند و این کار را یکی از پنج عملی عنوان می­کردند که تا هنگام مرگ آن را ترک نمی­کنند تا پس از ایشان سنت گردد.

رسول­خدا(ص) هرگاه از سفر برمی­گشت، نخست با کودکان خانواده­اش دیدار می­کردند. رفتار خوب و صمیمانه ایشان با کودکان به قدری کودکان مدینه را مجذوب و شیفته­شان کرده بود که هنگامی که حضرت از سفری برمی­گشت به شدت از سوی کودکان مورد استقبال قرار می­گرفت کودکان گرد ایشان را می­گرفتند، رسول­خدا(ص) به خاطر آنان می­ایستاد و سپس از آنان می­خواست که بالا بیایند برخی از آنان از جلو و از پشت ایشان بالا می­رفتند، پیامبر(ص) از همراهان خود نیز می­خواستند که کودکان دیگر را حمل کنند؛ چه­بسا پس از این ماجرا کودکان افتخار می­کردند و به هم می­گفتند، پیامبرخدا(ص) مرا در آغوش خود گرفت و تو را بر پشت خود سوار کرد، برخی هم می­گفتند که رسول­خدا(ص) از همراهان خود خواست که تو را به پشت خود سوار کند.

نقل است که روزی پیامبر­خدا(ص) با یارانش نشسته بودند که حسن(ع) و حسین(ع) در حالی که خردسال بودند، به سوی ایشان رفته و از سر و دوش ایشان بالا می­رفتند، رسول­خدا(ص) گاهی سرشان را برای آنان پایین می­آورد و گاهی آنان را می­گرفت و می­بوسید در این حال یکی از هم­نشینان ایشان که با شگفتی به این رفتار نگاه می­کرد به رسول­خدا(ص) گفت: «ای پیامبرخدا(ص) به یاد ندارم، هیچ گاه فرزندی را گرفته و بوسیده باشم». پیامبرخدا(ص) چنان از گفته آن مرد برآشفت که رنگش برگشت، پس به آن مرد فرمود: «اگر خداوند مهربانی را از قلب تو گرفته من با تو چه کنم؟ کسی که به کودکان ما مهر نورزد و بزرگان ما را گرامی ندارد از ما نیست.» شبیه این ماجرا روایتی است که در آن بیان شده اقرع بن حابس در محضر پیامبر(ص) بود که دید حضرت فرزندش حسین(ع) را می­بوسید. عرض کرد: «من ده فرزند دارم و تاکنون حتی یکی از آنان را نبوسیده­ام» پیامبر(ص) فرمود: «کسی که رحم نکند مورد رحمت قرار نمی­گیرد.

از امام صادق(ع) نیز روایت شده که فرمود: «مردی خدمت حضرت رسول(ص) رسید و گفت: هرگز کودکی را نبوسیده­ام؛ وقتی آن مرد باز گشت پیامبرخدا(ص) فرمود: این کسی است که در نظر من از اهل آتش است.»[9]

گاهی اوقات فکر می کنیم خیلی چیزها را در تربیت کدوک می دانیم چرا که پدر و مادریم از انها بزرگ تر هستیم پس ما می دانیم در یکی از سایتها جملات ما اگر میدانستیم نظرم را به خود جلب کرد

«اگر می‌دانستیم كه نصیحت كردن، تربیت كردن نیست و اگر می‌دانستیم آموزش دادن دین، تربیت دینی نیست و اگر می‌دانستیم «عادت دادن»، ایجاد اخلاق درونی شده نیست و اگر می‌دانستیم یاد دادن، تعلیم دادن نیست و اگر می‌دانستیم نوازش كردن، محبت كردن نیست و اگر می‌دانستیم تعظیم كردن، تكریم كردن نیست و اگر می‌دانستیم… و چقدر به تربیت كمك می‌نمودیم. اگر می‌دانستیم «زیبایی دوستی» زینت دوستی نیست و اگر می‌دانستیم «آراسته گشتن» لباس به رسم روز پوشیدن نیست، و دانش آموختن اخذ گواهینامه دانشگاهی نیست. پرهیزكاران بودن گریز نمودن از صحنه نیست، منعم بودن، پولدار بودن نیست، دلبسته بودن ، برده بودن نیست، پای بندی به وظیفه، تسلیم بودن به فرمان دیگری نیست، مردم خواه بودن، مردمداری نیست، مصمم بودن. لجوج بودن نیست، موقر بودن، تكبر نمودن نیست. احترام گذاشتن به خود، افاده نمودن به دیگران نیست، اندیشمند بودن، عقیده به عاریت گرفتن نیست و خیالپردازی خرافه باوری نیست، به عدالت رفتاركردن، تلافی نمودن نیست. انضباط داشتن، افسار به گردن كردن نیست و… چقدر به تربیت شدنمان كمك می‌كردیم.
اگر می‌دانستیم قانون تربیت در درون طبیعت كودك به ودیعه نهاده شده است از قانون تراشی بیرونی خودداری می‌كردیم. اگر می‌دانستیم تربیت واقعی، امر درونی، شخصی، فاعلی و خودانگیخته است از تربیت بیرونی، انفعالی و دگرانگیخته پرهیز می‌كردیم.
اگر می‌دانستیم كه تبلیغ بدون ترغیب ضد تبلیغ است از تبلیغات صوری دست برمی‌داشتیم اگر می‌دانستیم كه تكرار كردن پیام، تحكیم بخشیدن بدان نیست و تسریع نمودن در تربیت تسریع رسیدن به حذف نیست قطعاً بگونه‌ای دیگر رفتار می‌كردیم. اگر می‌دانستیم درصد عظیمی از ناهنجاریها، كجرویها، لجاجت‌ها، نافرمانی، بزهكاریها و اختلالات عاطفی كودكان و نوجوانان ناشی از اقدامات تربیتی با نیات تربیتی و باصطلاح و اقدامات تربیتی برمی‌داشتیم.
اگر می‌دانستیم«دینی كردن» دینی شدن نیست، نقش دادن، نقش پذیری نیست، الگو دادن، الگو پذیری نیست، آموزش دادن، باوراندن نیست، شناخت دادن، ایجاد معرفت نیست، فعال كردن،شلوغ كردن نیست و معتقد كردن، تبلیغ كردن نیست، شناخت دادن، ایجاد معرفت نیست، فعال كردن، شلوغ كردن نیست و معقتد كردن، تبلیغ كردن نیست، بدون تردید از قیم بودن باز می‌ایستادیم.
اگر می‌دانستیم كه «یاد گرفتن» است، هیچگاه به طور صوری یاد نمی‌دادیم. اگر می‌دانستیم كه نادانسته‌ها چقدر از دانسته‌ها برای كودك مفیدتر است هیچگاه ذهن دانش آموزان را انبار دانش‌ و اطلاعات تراكمی نمی‌كردیم. اگر می‌دانستیم كه دست یابی به مجهول مهمتر از دست یافتن به معلول است چقدر به پرورش فكر كودك كمك می‌كردیم.
اگر می‌دانستیم كه تشنه كردن ذهن مربی بیشتراز سیراب نمودن او خودداری می‌كردیم.
اگر می‌دانستیم كه كودك از چیزی تبعیت می‌كند كه در تراز رغبت فطری اوست. همه چیز را بر كانون رغبت او سوار می‌كردیم و نه بر كانون رغبت و خواسته خود.اگر می‌دانستیم كه كودك تنها از كسانی تبعیت می‌كند كه مورد احترام اوست. آموزش قوانین و ارزش‌ها را در قالب محبت و احترام یاد می‌دادیم.
اگر می‌دانستیم كه آدمی عاشق آن چیزی است كه ندیده است. متربی را در عطش دائمی نگه می‌داشتیم تا خود بدنبال حقیقت تشنه وار بگردد.
اگر می‌دانستیم كه اثر یك «نما» و یك «نگاه» در تربیت گویاتر ازهزاران برنامه و پیام و كتاب و … است تربیت نمادین را جایگزین تربیت كلامی می‌كردیم.
اگر می‌دانستیم كه تغییر رفتار و تحول در ساختار روان آدمی تنها در هنگام «پذیرش درونی» حاصل می‌شود زمینه‌های تربیت را با نمادهای هیجانی همراه می‌ساختیم.
و بالاخره اگر می‌دانستیم كه تربیت متربی در عامل بودن مربی خلاصه می‌شود از اقدامات ، برنامه‌ها، نصیحت‌ها و قالب‌ریزیهای صوری تربیتی پرهیز می‌كردیم و به این عبارت اقتدا می‌كردیم كه: «دوصد گفته چو نیم كردا نیست».
و از این گفته «هلوسیوس» به هراس می‌افتادیم كه :
«كودكان ، نادان به دنیا می‌آیند نه ابله، اما آنان به واسطه تربیت ما بزرگسالان به بلاهت كشانیده می‌شوند»
و در خاتمه با بصیرتی عمیق‌تر و اعجابی حیرت‌اور دگرباره به حدیث زیبا و تكان دهنده می‌نگریستیم كه:
«كسی كه بدون بصیرت اقدام به عملی نماید به منزله پوینده‌ای است كه هر قدر سریع‌تر حركت كند از هدف دورتر می‌گردد.»
و پس از الهام از معنی بلند این حدیث شریف‌ قطعاً از «درستكاری ناشیانه در تربیت باز می‌ایستادیم[10]

و اما دوران سوم دوره نوجوانی که مهمترین دوره زندگی انسان است این دوران است که می توانیم نوجوان را مذهبی و یا غیر مذهبی به بار آوریم این دوران است که می توانیم تربیت اسلامی را به او بیاموزیم یا بیخیال باشیم این دوران است که کار ما ، روش ما ، اخلاق ما در او تاثیر می گذارد مانند نقشی در سنگ نه در آب

 

وجوانی یا حساسترین دوران تربیت

آغاز هفت سال سوم و یا شروع نوجوانی از حساسترین و مهمترین و پیچیده ترین دوران تربیت فرزند شمرده می شود، چرا که از طرفی آغاز رشد عقلانی انسان است، در کنار شروع بلوغ جسمانی که تحوّلات زیادی را در اندام و همین طور اخلاق و رفتار نوجوان در پی دارد، از طرف دوم با فراگیری علوم ابتدائی و مقداری از راهنمائی وارد فضای جدیدی از دانش و علم شده است و در مدرسه و جامعه بیشتر مطرح شده است و دوستان بیشتری را به خود جذب نموده و دیگر از حالت خادم بودن و تابع محض بودن والدین خارج شده است، همه این ها اگر در کنار آغاز غرور نوجوانی و جوانی قرار داده شود ظرافت و حساسیت مسئله چند برابر می شود. اینجاست که باید گفت علاوه بر استفاده از تجربه های تربیتی، بشر سخت نیازمند است که از رهنمودهای معصومین  بهره گیرد چرا که آنان علاوه بر دانش الهی و مدنی و شناخت دقیق انسان، از مهربانی و دلسوزی خاصی نسبت به آینده امّت اسلامی و فرزندان آنها برخوردار هستند.

به نظر روانشناسان دوران بلوغ و نوجوانی، دوره بروز احساسات مذهبی و شکفته شدن تمایلات ایمانی و اخلاقی است.در این دوره نوجوانان به طور فطری از عالم مبدا با خبر می شوند و می خواهند خداوند خالق را بشناسند و او را پرستش کنند. بنابراین در این راه تلاش و کوشش می کنند و به این وسیله تمایل فطری خود به معرفت را ارضا می کنند.این تمایلات فطری نوجوانان به معرفت آن قدر زیاد است که همه روانشناسان می گویند بین بحران تکلیف و جشن های مذهبی ارتباط غیر قابل انکاری وجود دارد.چیزی که در اینجا مورد توجه است شناخت دیگر نیازهای نوجوان و برای ارایه، تحلیل مناسب تری از او است. این نیازها عبارتند از:

- نیاز به مهم بودن و ارزشمند شناختن او: نوجوان سعی می کند موقعیت افراد بالغ را به دست آورد و آنچه را که مربوط به دوره کودکی است پشت سر گذارد.

- نیاز به استقلال: در این دوره نوجوان آرزو می کند که خود را از زیر بار نفوذ والدین رها کند و مستقل گردد.

- نیاز به حس برتری جویی و تفوق طلبی: این نیاز به عنوان یکی از سرمایه های پر ارزش و گرانبهای دوران جوانی به حساب می آید و می توان گفت این میل، عکس العملی به دوران کودکی است و نوجوان از اینکه بتواند ضعفهای دوران کودکی خود را جبران کند، لذت می برد.

بین بحران تکلیف و جشن های مذهبی ارتباط غیر قابل انکاری وجود دارد.

- نیاز برای به دست آورن فلسفه زندگی: زیرا جوان در این مرحله است که به عقیده پابرجا و استوار درباره معنی و مفهوم زندگی معتقد می شود. یک فلسفه ارضا کننده و یا یک دسته دلایل متقن، به او از نظر روانی امنیت و آرامش فکری می دهد.

اگرنو جوانان بخواهند به سجایای انسانی و صفات پسندیده متصف و واجد شخصیت شایسته ای باشند باید تمایلات نفسانی خود را محدود کنند و از قید بند هوای نفس خود را آزاد نماید. به نظر می رسد که این مهم تا حد زیادی به تعلیم و تربیت مذهبی نوجوانان باز می گردد بنابراین در ادامه به توضیح بیشتری در این مورد خواهیم پرداخت:

پیشگیری از مشکلات مذهبی نوجوانان

برای کاستن مشکلات مذهبی نوجوانان، اولیا خانه و مدرسه باید با هم تلاش کنند، زیرا هر یک بدون همکاری  دیگری فعالیتش کم ثمر می شود. بر این اساس و برای کم کردن میزان مشکلات، به این موارد توجه کنید:

- نقش روابط والدین در خانواده: چون فرزند در خانواده شروع به رشد می کند و همگام با رشد تربیت می شود، در این مسیر بهترین الگو، والدین وی هستند. چنانچه والدین رفتار منطقی، صحیح، سنجیده و علمی بر اساس عاطفه و محبت داشته باشند، سرمشق خوبی برای فرزندان هستند.

- نقش وجود تکیه گاه مطمئن: نوجوان در این سنین نیاز به تکیه گاه نیرومند و قوی دارد تا بتواند در هنگام بروز حوادث به آن پناه ببرند. چنانچه این تکیه گاه، والدین، مربیان، دوستان و...باشند، با حذف یا سقوط این افراد، به طور طبیعی نوجوان نیز سقوط خواهد کرد. بنابراین القا نمودن این موضوع که تنها تکیه گاه قوی خداوند قادر است باعث می شود تا نوجوان خود را در زندگی ضعیف احساس نکند و بر میزان اعتما به نفسش افزوده شود.

- نقش مربیان مدرسه: مربیان در مدرسه نقش مهمی در تثبیت اعتقادات مذهبی نوجوانان دارند بنابراین روابط آموزشی- مذهبی می بایست بر اساس انس و الفت و دوستی و محبت، اطلاع و آگاهی  و استدلال منطقی صورت گیرد.

- نقش دوستان: دوستان نوجوان نقش مهمی در شکل گیری رفتار مذهبی وی دارند. پژوهشها نشان داده است که میان گرایش نوجوان به نماز و میزان گرایش نزدیکترین دوستان و همسالان آنان همبستگی بالایی وجود دارد.

- نقش تعدیل در تلاشهای مذهبی: همچنان که در همه امور زندگی، اسلام رعایت حد اعتدال را جایز شمرده است در مورد به جا آوردن امور مذهبی نیز این حد اعتدال پسندیده و جایز است و افراط در آن خطرناک است.

- نقش پر کردن اوقات فراغت: فراغت زیاد باعث تباهی و فساد می شود. در برنامه ریزی برای پر کردن اوقات فراغت نوجوان باید دقت لازم را نموده وباید از پرداختن به اصول بیهوده و زاید خودداری نمود. برنامه ریزی باید طوری باشد که رشد جسمی، اجتماعی، عاطفی و دینی نوجوانان را تامین نماید.

نتیجه گیری

از مجموع آن چه گفته شد، روشن گردید نظام تعلیم و تربیت پیامبراعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) بهترین و مناسب ترین زمینه وحدت مسلمانان جهان است، چون مورد قبول همه امت اسلامی است و هر كس به خدا و قرآن عقیده داشته باشد، تعالیم پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را باور داشته و بر آن پایبند است. اگر اندیشمندان مسلمان به نظام تربیتی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) عمل كنند، همه اختلافهای مذهبی و گروهی برطرف و اتحاد واقعی در میان امت اسلامی حاكم می گردد.

آن چه در نظام تربیتی پیامبراعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) مهم است، ضمن عمل به دستورالعمل های تربیتی آن بزرگوار، ترویج و تبلیغ آموزه های نبوی است. اگر عالمان و مبلغان مسلمان همه خود به تعالیم پیامبر عمل نموده، آن را به دیگران، به ویژه نسل جوان، منتقل سازند و آنان را با فرهنگ ناب اسلامی آشنا نمایند، در اندك زمانی ریشه تفرقه و نفاق از جوامع مسلمان برچیده خواهد شد. به هر صورت وظیفه عالمان و اندیشمندان مسلمان در شرایط كنونی بسیار حساس و سرنوشت ساز است و باید به وظایف خود توجه نموده و بدان عمل نمایند.

مهمترین مسؤولیت آنان دعوت مردم به اتحاد و هماهنگی براساس تعالیم پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) و نادیده گرفتن عوامل اختلاف و تفرقه امت اسلامی است. اگر علمای شیعه و سنی در كشورهای اسلامی به سوی وحدت واقعی حركت كنند، مناسب ترین روش و راهكار، شناخت نظام تربیتی پیامبراعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) و عمل و ترویج معارف نبوی در میان جوامع مسلمان و بخصوص نسل جوان است كه در كمترین زمان ممكن، نتیجه مطلوبی خواهد داشت.

 

انسان موجودی است که از تولد تا بی‌نهایت به سمت کمال مطلق سیر می‌کند. تحصیل اسباب و لوازم این کمال، نیازمند پرورش قوا و استعدادهای او در طول حیات و در گرو دانش و بینش کافی متولیان امر تعلیم و تربیت از قوا و ساحت ابدی انسان و نحوۀ آماده سازی او برای یک زندگی همیشگی است. بحران‌های فکری، اخلاقی؛ جنگ، جنایت و فساد و نیز ظلمی که امروزه انسان بر نفس خود و خدا، جامعه و طبیعت روا می‌دارد همگی از تربیت ناقص و بیمار او حکایت می‌کند.

 

دین اسلام که تعالیم آسمانی‌اش بر فطرت پاک آدمی تکیه دارد، چاره کار را در تربیت فطری و پرورش ظرفیت نامحدود انسان که منبعث از نفخۀ الهی نهفته در وجود اوست می‌بیند و راه علاج تمامی ناهنجاری‌ها را در تربیت دینی و اسلامی او پیشنهاد می‌کند.

فرزند از ابتدای تولد تا 21 سالگی، یعنی هنگامی که به لحاظ تربیتی از محیط خانواده دور می‌شود و از نظر رشد جسمی و اخلاقی ـ تربیتی به بلوغ نسبی می‌رسد، مراحل به هم پیوسته رشد و تربیت را پشت سر می‌گذارد. بر اساس تغییرات روحی، جسمی و عقلی که در انسان رخ می‌دهد، سه دوره تربیتی برای او نیاز است که پرورش وی نیز باید با شناخت ویژگی‌های هر دوره صورت پذیرد.

 

از دیدگاه دین، کودک تا هفت سال اول زندگی سید و سرور است و تعبیر رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله هم از این مرحله تربیتی «سیادت کودک» است. هفت سال دوم، سن تعلیم پذیری، اطاعت و فرمان برداری است و هفت سال سوم، سن نظرخواهی و مشورت. از دیدگاه دین، کودک تا هفت سال اول زندگی سید و سرور است و تعبیر رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله هم از این مرحله تربیتی «سیادت کودک» است. هفت سال دوم، سن تعلیم پذیری، اطاعت و فرمان برداری است و هفت سال سوم، سن نظرخواهی و مشورت

 

پیامبر فرمود: «الوَلَدُ سَیدٌ سَبعَ سِنینَ وَ عَبدٌ سَبعَ سِنینَ وَ وَزیرٌ سَبعَ سِنینَ. فَإن رَضیتَ خَلائِقَهُ لإحدی وَ عِشرینَ وَ إِلاّ فَاضرِبْ عَلی جَنبِهِ فَقَد أعذَرتَ إلی اللَّهِ تَعالی»[بحار الانوار، ج101، ص95، ح42] فرزند، هفت سال مولی، هفت سال بنده، و هفت سال وزیر است. پس اگر در سال بیست و یکم روحیات او مورد رضایت تو بود، شکر خدای نما و الاّ واگذار، که در پیشگاه خدا معذوری.

منابع:

1- ابن­منظور؛ لسان العرب، بیروت، دارصادر، چاپ سوم، 1414،ج1، ص401.

2- -محمد حسن رحیمیان و محمد تقی رهبر؛ اخلاق و تربیت اسلامی، تهران، انتشارات سمت، چاپ دوازدهم، 1385، ص6.

3 - برداشتی از کلیه احادیث درباره تربیت کودک مانند جلد21 وسائل الشیعه و جلد101 بحارالانوار و ....

4 - المتقی الهندی؛ کنزالعمال فی سنن الاقوال و الافعال، تحقیق شیخ بکری حیانی، تصحیح شیخ صفوة السقا، بیروت، مؤسسه الرسالة، 1989،ج15، ص855 و ابن سلامه؛ مسند شهاب، تحقیق حمدی عبدالحمید السفی، بیروت، مؤسسه الرسالة، چاپ دوم،ج1، ص370.

5 -ابن ابی جمهور؛ عوالی اللئالی، قم، انتشارات سید الشهداء(ع)، 1405،ج1، ص259.

6 -کلینی؛ اصول کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1365ش،ج5، ص332 و شیخ صدوق؛ من لا یحضره الفقیه، قم، جامعه مدرسین،ج3، ص391 و ....

7 - ورام بن ابی فراس؛ مجموعه ورام، قم، مکتبة الفقیه،ج1، ص61 و احمد بن حنبل؛ مسند، بیروت، دار صادر،ج3، ص399.

8] - طبرسی، حسن بن فضل؛ مکارم الاخلاق، قم، شریف رضی، 1412، ص453.

9 - اصول کافی، پیشین،ج8، ص81 و من لایحضره الفقیه، پیشین،ج4، ص402 و شیخ صدوق؛ امالی، قم، کتابخانه اسلامیه، 1363ش، ص487 و و طبرانی؛ معجم الاوسط، تحقیق قسم التحقیق بدار الحرمین، دارالحرمین للطباعة و النشر، 1995،ج3، ص107.

10 -اصول­کافی،پیشین،ج6،ص23 و شیخ طوسی؛ التهذیب، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1365ش،ج7، ص440.

11 -راوندی، قطب الدین؛ الدعوات،قم، مدرسه امام مهدی(عج)، 1407، ص151 و محدث نوری؛ مستدرک الوسائل، قم، آل البیت، 1408، ج15، ص135.

12 - اصول کافی، پیشین،ج6، ص22 و التهذیب، پیشین،ج7، ص440.

14 عاملی، شیخ­حر؛ وسائل الشیعه، تحقیق عبدالرحیم ربانی شیرازی، بیروت، دار التراث العربی،ج21، ص476 و معجم الاوسط، پیشین،ج6، ص170 و مکارم الاخلاق، پیشین، ص222.



ابن­منظور؛ لسان العرب، بیروت، دارصادر، چاپ سوم، 1414،ج1، ص401.[1] 1-

http://www.pajoohe.com[2]   -

[3]-http://firozehsamadiantabar.blogfa.com  

[4] - کلینی؛ اصول کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1365ش،ج5، ص332 و شیخ صدوق؛ من لا یحضره الفقیه، قم، جامعه مدرسین،ج3، ص391 و ....

[5] ورام بن ابی فراس؛ مجموعه ورام، قم، مکتبة الفقیه،ج1، ص61 و احمد بن حنبل؛ مسند، بیروت، دار صادر،ج3، ص399.

[6] طبرسی، حسن بن فضل؛ مکارم الاخلاق، قم، شریف رضی، 1412، ص453.-

[7] http://www.pajoohe.com

[8] -وسائل الشیعه، پیشین، ص473-475 و مجلسی، محمد باقر؛ بحارالانوار، تهران، انتشارات اسلامیه، ج101، ص95.

[9] http://www.pajoohe.com

[10] http://www.vista.ir

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

مجوز استفاده از قالب مذهبی یاسین براي اين دامنه داده نشده , برای دریافت مجوز قالب بر روی لینک ، ( درخواست مجوز ) کلیک کنید