امروز یکشنبه, 03 تیر 1397 - Sun 06 24 2018

https://telegram.me/emamemobin

منو

تفسیر و علوم قرآنی

تربيت فرزند از ديدگاه حضرت زهرا ( سلام الله علیها)

مولود اعظمیان بیدگلی

حسن افروز 

چكيده

چگونه مي توان در رثاي جلوه نور "جز با توسل از منبع نور سخن گفت ؟و چگونه بشر خاكي وآلوده به گناه ومخلوق از"صلصال من حما مسنون "جز به ياري معصوم واقتباس از انوار كلمات مقام ولايت مي تواند روزنه اي به سوي شناخت صديقه كبري عليها السلام باز كند؟فا طمه عليها السلام زهره زهرايي است كه از نور عظمت الهي خلق شده وآنچنان آسمان وزمين يه نور وجودش روشنايي يافته كه ملايك به سجده افتادند ودر باره عظمت آن نور، از حضرت حق پرسيدند.فاطمه عليها السلام  عالمه اي است كه خداوند علم به «ما كان وما هو كائن وما لم يكن»را تا قيام قيامت به ا. عطا فرموده ،وعارفه اي است كه به هر چيز آگاه بود و فاطمه اي كه به علم از جهل وناداني جدايش كردند. موضوع اين نوشتار :شخصيت علمي حضرت فاطمه  (ع)در قرآن وسنت مي باشد و مستند برای ما مطالب و نظرات قرآن مجید و سنت‌ مسلّم پیامبر اسلام صلی‌الله علیه وسلم بوده كه شامل قول و فعل و تقریر آن حضرت است.وهمچنين روايات اهل تسنن مي باشدفایده این پژوهش بررسی دو چیز است: اول: شناخت مقام علمي خانم فاطمه زهرا (ع) و آيات و روايات متواتر در اين زمينه بيان شده است دوم بررسي اجمالي مصحف فاطمه (س)ورروش علمي مناظره با دشمنان ومختصري از فدكيه مي باشد..

امروزه كه نسل جوان ما بيش از پيش به الگوها واسوه هاي حسنه نياز دارد بر ان شديم با نوشتن اين چند سطر بتوانيم گوشه اي از زندگي سرور زنان دو عالم را به نمايش بگذاريم اگر چه شخصیت آسمانی بانوی بانوان فاطمه (س) برتر از درک ما و ارجمند تر از وصف ماست ‘بانویی که در شمار معصومین است‘بانویی که محبت و ولایت او وخاندان او از فرایض دینی است‘بانویی که خشم بر نارضایی او خشم ونارضایی خدا محسوب می شود‘چگونه ممکن است ابعاد غریب شخصیت معنوی او در گفتار ما خاکیان جلوه گر شود شخصيت

‏حضرت زهرا را با اين بحث كوتاه نمى‏توان معرفى كرد و آنچه در اينجا آورده مى‏شود، قطره‏اى از درياى فضيلت آن عالمه شهيده است.

کلید واژه:

حضرت فاطمه(س)،قرآن،سنت،اهل بیت،14معصوم،علم فاطمه(س)،فضایل فاطمه،فدک،مناظره با دشمنان،بزرگان اهل سنت.

Abstract

چگونه مي توان در توصیف جلوه نور "جز با توسل از منبع نور سخن گفت ؟و چگونه بشر خاكي و آلوده به گناه و مخلوق از جز به ياري معصوم و اقتباس از انوار كلمات مقام ولايت مي تواند روزنه اي به سوي شناخت صديقه عليها السلام باز كند؟فاطمه عليها السلام زهره زهرايي است كه از نور عظمت الهي خلق شده و آنچنان آسمان و زمين يه نور وجودش روشنايي يافته كه فرشتگان به سجده افتادند و درباره عظمت آن نور، از حضرت حق پرسيدند.فاطمه عليها السلام عالمه اي است كه خداوند علم را تا قيام قيامت به او عطا فرموده ،و عارفی است كه به هر چيز آگاه بود و فاطمه اي كه به علم از جهل و ناداني جدايش كردند. موضوع اين نوشتار : شخصيت علمي فاطمه (ع)در قرآن و سنت پیامبر است و مستند برای ما مطالب و نظرات قرآن مجید و سنت پیامبر اسلام بوده كه شامل قول و فعل و تقریر آن حضرت است.و همچنين روايات اهل تسنن مي باشد فایده این پژوهش بررسی دو چیز است: اول: شناخت مقام علمي خانم فاطمه زهرا (ع) و آيات و روايات متواتر در اين زمينه بيان شده است دوم بررسي اجمالي مصحف فاطمه (س)و روش علمي مناظره با دشمنان و مختصري از فدكيه مي باشد..

How can we describe the effects of light, "except through said light source, and how human sin and the creation of contaminated soil and to help the innocent and the province can borrow the words of Anwar S. recognizing her as the stomatal opening does her Fatima al Zahra'i Venus is so light and glory of God created heaven and earth, light of my soul the light of the angels fell prostrate, and about the glorious light of the Prophet asked. Fatemeh her a lot as the God of Science He said the grant resurrection to the resurrection, that is mystic and Fatima, who was aware of everything from ignorance to knowledge of their separation. The title of this article: Characters of Fatima (AS) in the Quran and sunnah and documented for Quran and the Sunnah of our Prophet's comments and actions and that includes a statement of the Prophet. and Sunni traditions is also beneficial in this study is two things: first official recognition of Ms. Fatima Zahra (AS) and verses and successive narrations in this regard is the second book Local Fatima and scientific debate and adversaries are brief Fdkyh ..

امروزه كه نسل جوان ما بيش از پيش به الگوهای حسنه نياز دارد بر ان شديم با نوشتن اين چند سطر بتوانيم گوشه اي از زندگي سرور زنان دو عالم را به نمايش بگذاريم اگر چه شخصیت آسمانی بانوی بانوان فاطمه (س) برتر از درک ما و ارجمند تر از وصف ماست 'بانویی که در شمار معصومین است'بانویی که محبت و ولایت او و خاندان او از فرایض دینی است'بانویی که خشم بر نارضایی او خشم و نارضایی خدا محسوب می شود'چگونه ممکن است ابعاد غریب شخصیت معنوی او در گفتار ما خاکیان جلوه گر شود شخصيت حضرت زهرا را با اين بحث كوتاه نمى‏توان معرفى كرد و آنچه در اينجا آورده مى‏شود، قطره‏اى از درياى فضيلت آن عالمه شهيد است.

Today more than ever that our young generation needs to be good models of writing these few lines we can live in a corner of the world's server to display the character, let's heavenly lady Fatima the best of our understanding and venerable Yet more of our 'lady who has an infallible' lady and the love of his province and his family of faith is the 'lady of the wrath of God is the indignation of his anger and resentment' How could intellectual aspects peculiar character of his speech Our earth is manifested the character of the Prophet can not be introduced with a short discussion of what is in here, drop a lot of martyrs is the virtue of the Sea.

کلید واژه: Keyword:

حضرت فاطمه(س)،قرآن،سنت،اهل بیت،14معصوم،علم فاطمه(س)،فضایل فاطمه،فدک،مناظره با دشمنان،بزرگان اهل سنت.

Hazrat Fatima (SA), the Koran, tradition, household, 14 Innocent, of Fatima, Fatima virtues, Fadak, debate with the enemies, the Sunni elders.

بيان مسئله

 آری فاطمه ، منسوب به پیامبر است . عزیز وپاره تن رسول خدا است ، اما او به تنهایی نیز کرامتی والاتر از اینها را دارد . او خود مادر پدر خویش است . مادر همان شخصیت بزرگواری که دخترش را پاره وجود خود وقوت قلب خود می داند وبه راستی این زن  مطهره را چه صفات وخصلت های ممتاز ی مگر بوده است که چنین قابل ستایش والهام می تواند باشد ؟ از طریق  پدر وهمسر وفرزند ، به فاطمه نزدیک شدن ، یک نگاه است  واز طریق خودش واز مسیر خصوصیات فردی خودش  به او تقرب جستن ، نگاهی دیگر واما درس آموزتر وبه تحصیل شناخت حقیقی وتحقیقی از مقام ومرتبه فاطمه نزدیک تر ودقیق تر .

اهميت وضرورت پژوهش

 داستان حضرت فاطمه (س) ، داستان تاریخی ومنحصر به فرد یک انسان پای بند به ارزشهای والای ایمانی وانسانی است که تا سر حد جان وتوان مقید ومتعهد به مبانی فکری ودینی خود بوده است . داستان او شرح دلپذیر عواطف بلند آسمانی وروایت رویای ایمان وایثار واعتقاد انسانی است . داستان شنیدنی پارسایی وعفت وکرامت یک زن پیراسته واراسته به آرایش روحی ومعنوی است حکایت یک بانوی وظیفه شناس ویک همسر. ستونی است که کنار او آرامشگاه مرد زندگی است . قصه او شرح قناعت ها وبسندگی های دنیایی ودل بستن به زیور های حقیقی تر وماندنی تر است . فاطمه (س) سمبل یک بانوی ارزشمند والگو به لحاظ حضور ، مثبت وتأثیر گذار در محیط خانه ودر محیط جامعه است .فاطمه (س) را باید اینگونه شناخت . از طریق خودش ودر خودش ، فاطمه را با فاطمه و در فاطمه باید به معرفت نشست . هر چند که باز هم باید گفت « ما عرف حق معرفتک » .

اهداف  پژوهش

هدف كلي:آشنايي با شخصيت علمي حضرت فاطمه(ع)در قرآن وسنت

اهداف جزئي:

- حضرت فاطمه سلام الله علیه از دیدگاه قرآن واهل بيت

      - وسعت علم و قدرت ايشان

      - جايگاه حضرت از نظر علماي اهل سنت

       -مصحف فاطمه و خطبه فدكيه

      - برخورد علمي فاطمه (س)با دشمنان

  روش پژوهش:اين تحقيق باتوجه به منابع موجودازقبيل كتب،مجلات و...بصورت توصيفي-تحليلي به نگارش درآمده است(کتابخانه ای).

مقدمه

چگونه می توان در رسای «جلوه نور» جز با توسل از منبع نور سخن گفت؟ و چگونه بشر خاکی و آلوده به گناه و مخلوق از «صلصال من حما مسنون» جز به یاری معصوم و اقتباس از انوار  کلمات مقام ولایت می تواند روزنه ای بسوی شناخت صدیقه کبری علیها السلام باز کند؟فاطمه علیها السلام، زهره ی زهرایی است که از نور عظمت الهی خلق شده، و آنچنان آسمان و زمین به نور وجودش روشنایی یافته که ملائکه به سجده افتادند، و درباره عظمت آن نور، از حضرت حق پرستیدند.فاطمه علیها السلام، حوارء انسیه ای است که خداوند پیش از خلقت آدم ابوالبشر علیه السلام وی را از نور خویش آفرید و در زیر ساق عرش خود جای داد، و پیوسته به  تسبیح و تقدیس و تحلیل و تحمید حضرت حق اشتغال داشت.فاطمه علیها السلام، بزرگ بانویی است که چون خداوند، نور او و پدر وشوهرش ودو فرزندش حسن و حسین علیهم السلام را آفرید، ولایتشان را بر ملائکه و سایر مخلوقات عرضه داشت، قبول کنندگانش از مقربین، و منکرینش از کافرین بحساب آمدند.فاطمه علیها السلام عالمه ای ست که خداوند علم به" ما کان و ما هو کائن و مالم یکن" را تا قیامت به او عطا فرمود، و عارفه ای است که به هر چیز آگاه بود، و فاطمه که به علم از جهل و نادانی جدایش کردند.فاطمه زهرا(س)که

افتخارخاندان وحی و چون خورشیدی بر تارک اسلام عزیز می درخشید، زنی که فضایل او همطراز فضایل بی نهایت پیغمبر اکرم (ص) و خاندان عصمت و طهارت بود، زنی که هرکس با هر بینش درباره ی او گفتاری دارد و از عهده ستایش او بر نیامده، که احادیثی که از خاندان و می رسیده به اندازه فهم و مستمعان بوده و دریا را در کوزه ای فتوان گنجاند و دیگران هرچه گفته اند به مقدار فهم خود بوده نه به اندازه مرتب او[بسيج خواهران،1386ص1].

" زنی که در حجره ای کوچک و خانه ای محقر، انسانهای تربیت کرد که نورشان از بسیط خاک تا آن سوی افلاک و از عالم ملک تال آن سوی ملوک اعلی می درخشید، صلوات و سلام خداوند تعالی بر این حجره محقری که جلوه گاه نور عظمت الهی و پروردگار زبدگان اولاد آدم است"[خميني(ره)ج12ص72].

سلام ودرود خدا بر یگانه بانوئی که در عرش الهی محبوب ملائکه مقرب وهم کلام با برترین آنان وحامل علم خدا یعنی جبرئیل امین بود .درود بیکران خداوند بر فاطمه (س) که بهجت قلب ونورچشم رسول(ص)وعزیزترین انسان ها در پیشگاه او بود ؛ وجودی که نور پیامبر (ص) سراسر او را احاطه نموده بود واز جهت شبیه ترین مردم در رفتار وکردار به رسول خدا بود .این چه موجودی است که رسول خدا به هنگام قیامت وصحنه محشر جبرئیل از طرف راست او ومکائیل در جانب چپ ، وامیر المؤمنین علی بن ابیطالب سلام الله علیه در جلو او ، ودو آقا، جوانان اهل بهشت ( حضرت امام حسن وحضرت امام حسین علیه السلام ) در پشت سر او حرکت می کنند واینچنین با جلالت وارد محشر می گردد وندائی از جانب حق تعالی می رسد وایشان را به خلائق معرفی می نماید تا این که وارد بهشت شود وخداوند به او می فرماید از من درخواست نما تا به تو عطا نمایم وهر آرزوئی که داری جامه عمل خواهم پوشاند واو در جواب خداوند عرض می کند ؛ تو بزرگترین آرزوی من بودی وهستی . واز خداوند تقاضا می کند که محبین مرا به آتش دوزخ مسوزان . وخداوند در جواب می فرماید : قبل از خلقت آسمان ها وزمین با خود عهد نموده ام که محبین تو را به آتش دوزخ نسوزانم .

مقصود از نقل این مطلب  آن است که ، شخصیتی که اینچنین مورد احترام خدا ورسول خدا وانبیاء الهی است وکلام ووجود وحرکات او در ملک وملکوت ودر دنیا وآخرت تاثیر می گذارد آیا بر ما نیست تا هر چه بیشتر خود را به این حقیقت نورانی نزدیک نمائیم ؛ وآیا بر جامعه ما خصوصاً خواهران محترمه ما سزاوار است که از خیل کثیر وکوثر الهی که برای همه عالم است دور باشند ؟![كميته امور بانوان،1386،ص4-1].

حضرت فاطمه سلام الله علیه از دیدگاه قرآن

*آیة تطهیر:إنّما يريد الله ليذهب عنكم الرّجس أهل البيت و يطهّركم تطهيرا.خدا چنین مي‌خواهد که رِجس (هرآلايش) را از شما خاندان نبوّت ببرد و شما را پاک و منزّه ‏گرداند(1).
 در شأن نزول این آیه، روایات متواتری در دست است که حاکی است آیة تطهیر در خانة امّ سلمه نازل ‏شده است و در آن هنگام رسول اکرم(ص)، حضرت صدّیقه(س)، امیرالمؤمنین و حسنین(ع) حضور داشته ‏اند. جناب امّ سلمه از رسول اکرم(ص) تقاضا مي‌کند که من نیز به جمع شما داخل شوم و تحت کِساء نزد شما ‏خاندان رسالت قرار گیرم؟ حضرت او را نهی کرد و فرمود: «نه ، تو داخل نشو! هر چند تو برخيري. چون این آیه ‏مخصوص است به ماپنج تن».
‏ پس با توجه به مطلب فوق، جای هیچ‌گونه تردیدی نیست که حضرت صدّیقة زهرا(س) نیز ‏مشمول آیة تطهیر است و در کلمة «اهل‌البیت»، او نیز مراد مي‌باشد. گذشته از این‌ها، پیامبر اکرم(ص) برای ‏اثبات و روشن شدن حقیقت امر، کار بسیار جالبی کردند که 9 نفر از صحابه آن را نقل کرده‌اند

‏* آیة مباهله:فقل تعالوا ندع أبناءنا و أبناءكم و نساءنا و نساءكم و أنفسنا و أنفسكم وأنفسكم ثمّ نبتهل فنجعل لعنة الله علي الكاذبين (2)پس بگو (ای پیامبر) بیایید ما و شما با فرزندان و زنان خود با هم به مباهله برخیزیم (یعنی در حقّ ‏یکدیگر نفرین کنیم) تادروغگویان را به لعن و عذاب خدا گرفتار سازیم.‏
*فتلقّى آدم من‏‎ ‎رّبّه كلماتٍ فتاب عليه إنّه هو التّوّاب الرّحيم.(3)پس حضرت آدم از حضرت حق تبارک و تعالی کلماتی را فرا گرفت (و آن کلمات را وسیلة قبولِ توبة ‏خویش قرار داد) و خداوند توبة او را پذیرفت.
در بارة این آیه احادیثی نقل شده است که بسیار فوق‌العاده است و با توجه به آیة مذکور و این روایات، ‏انسان به خوبی مي‌تواند درک نماید که حضرت‌صدّیقه(س) یکی از علل خلقت است و یکی از ‏اسباب آفرینش جهان مي‌باشد، یعنی همان‌طور که رسول اکرم(ص)، امیرالمؤمنین(ع) و حسنین(ع)، سبب خلقتند؛ ‏حضرت صدّیقه نیز یکی از علل آفرینش است، و معقول نیست کسی علّت خلقت باشد و ولایت نداشته ‏باشد.

*آیة مودّت:قل لا أسألكم عليه أجراً إلاّ المودّة في القربي.(4)
بگو ( ای پیامبر) من برای انجام رسالتم پاداشی از شما نمي‌خواهم، مگر مودّت با خویشان نزدیکم.‏پیامبر اکرم(ص) اجر رسالت خودش را از طرف حضرت حق تبارک و تعالی، مودّت نزدیکان خویش اعلام مي‌‏دارد. یعنی فقط مودّت خویشان حضرت‌رسول(ص) را مي‌توان اجر و مزد رسالتِ عظمای احمدی دانست. ‏این مودّت ارزنده، هم وزن اجر رسالت پیامبر است و به اجماع فریقین (شیعه و سنّی) این آیه در شأن اهل ‏بیت عصمت و قداست نازل شده است ، یعنی علی، فاطمه، حسن و حسین(ع).
‏ قسطلّانی در المواهب اللّدنّیّه‌ مي‌گوید:خدای تعالی مودّت خویشان نزدیک پیامبر را بر همگان واجب ‏کرده است و دربارة وجوب محبّت اهل بیت معظّم حضرت رسول و ذرّیّة اوست که خدا مي‌فرماید: بگو ای ‏پیامبر، در مقابل انجام رسالتم از شما مزدی نمي‌خواهم به جز مودّت خویشان نزدیکم.[ قسطلّانی ،ج3ص21].
* إنّا عرضنا الأمانة علي السّموات و الأرض و الجبال فأبين أن يحملنها و أشفقن منها و حملها  الإنسان إنّه كان ظلوماً جهولاً(5)ما امانت [الهي و بار تكليف] را بر آسمان‌ها و زمين و كوه‌ها عرضه كرديم پس، از برداشتن آن سر باز زدند و از آن هراسناك شدند، و[لي] انسان آن را برداشت؛ راستي او ستمگري نادان بود.
آیة مذکور نیز از آیاتی است که در اثبات ولایت حضرت صدّیقه(س) مي‌توان از آن استفاده ‏کرد. امانتی که خدای تعالی به آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه کرده است و از آن‌ها خواسته تا آن را بپذیرند و این امانت،همان اکرم(ص)و امیر المؤمنین و فاطمه و حسنین و ائمّة بعد از آنان مي‌باشد[ اميني ،ش 76].

الگو در قرآن

بر اساس تعالیم و آموزه های قرآن کریم میان زن و مرد فرقى نیست، ولى خلق و خوى ویژه زنانه و احساسات لطیف و عواطف رقیق زن و مسئولیت هایى که در نظام آفرینش بر دوش او نهاده شده، ایجاب مى کند که زنان نیز، الگویى کامل و اسوه اى بى بدیل از جنس خود داشته باشند تا بتوانند آنچه را از زن انتظار مى رود و قرآن و سنت نیز آنها را تأیید مى کند، در سیره اخلاقى، اجتماعى و خانوادگى او تبلور یافته بنگرند و به او تأسى جویند.
بى تردید، زهراى مرضیه (س) ، نسخه وجودى پیامبر اکرم (ص) است ولى در این نسخه وجودى،مسائل بیشترى براى زنان تبلور یافته که در عرصه خانواده و قلمرو اجتماعى مفیدتر و آموزنده تر است[خبر گزاري مهر 1385].

اگر روزي بايد روز زن باشد چه روزي والاتر و افتخارآميزترازروزولادت باسعادت فاطمه زهرا ( س ) ست،زني كه افتخارخاندان وحي وچون خورشيدي برتارك اسلام عزيز ميدرخشد. تمام ابعادي كه براي زن متصوراست وبراي يك انسان متصوراست درفاطمه زهرا ( ص )جلوه كرده وبوده است . يك زن معمولي نبوده استيك زن روحانيملكوتييك انسان به تمام معنا انسان ، تمام نسخه ي انسانيت ،‌تمام حقيقت زن،تمام حقيقت انسان[تبيان جلد 8 ص 18]

حضرتفاطمه زهرا (س) از نگاه معصومین

فاطمهعليها السلام از نگاه امام اميرالمؤمنين عليه السلام

پاسخ صریح وزیبای علی (ع) به پیامبر (ص) در فردای عروسی ، فاطمه را بهترین یار ومدد کاردر طاعت حق معرفی می کند . وقتی که پیامبر (ص) از او پرسید : زهرا را چگونه یافتی ؟ عرض کرد : نعم العون علی طاعه الله . فاطمه چه خوب یاوری برای طاعت الهی است
در آخرين لحظات عمر مبارك حضرت فاطمه عليها السلام وصاياى خويش را به همسرشان مى‏نمودند كه «اى پسرعمو! توهرگز مرا در دوران زندگى دروغگو وخائن نيافتى و هرگز با فرمانت مخالفت نكردم.» على عليه السلام كه شاهد درگذشت تنها ياور و تسلى بخش خود است، مى‏فرمايد: «پناه به خدا! تو داناتر و پرهيزگارتر و گرامى‏تر و نيكوتر از آنى كه من به جهت مخالفت كردنت‏با خود، تو را نكوهش كنم. دورى از تو و احساس فراقت‏برمن گران خواهد بود ولى گريزى از آن نيست. به خدا سوگند! با رفتنت مصيبت رسول خدا صلى الله عليه و آله را برمن تازه كردى. انالله و انااليه راجعون از اين مصيبت‏بزرگ و دردناك و تاثرآور و حزن‏انگيز!»
دقت دركلام على عليه السلام در اين لحظات شدت علاقه و احترامش را به فاطمه عليها السلام مى‏رساند. در نگاه امام على عليه السلام فاطمه در چنان مرتبه والايى از زهد و خداترسى و عمل به احكام الهى قرار دارد كه تصور مخالفت او با همسرش ممكن نيست. حضرت على عليه السلام در پاسخ به ادعاهاى بى‏اساس معاويه مبنى بر فضايل امويان در نامه‏اى مى‏نويسد: «... دو سيد جوانان اهل بهشت از ماست و «صبية النار» از شماست، كودكانى كه نصيب آنان آتش گرديد. بهترين زنان جهان از ماست. و «حمالة‏الحطب‏» آنكه هيزم كشد براى دوزخيان از شماست. اين فضليت‏ها از ماست و آن فضيلت‏ها از شماست...»
در شعرى كه به ايشان منسوب است، مى‏فرمايد: «من به فاطمه و فرزندانش مباهات مى‏كنم! آن گاه به رسول خدا صلى الله عليه و آله افتخار مى‏كنم در آن هنگام كه فاطمه را به همسرى من درآورد.» شخصيت والايى چون حضرت على عليه السلام به همسرى بانوى جهان افتخار مى‏كند و همسرى با او را ملاك برترى خود و شايستگى‏اش بر رهبرى اسلام مى‏داند.
  فاطمه عليها السلام از نگاه امام حسن مجتبى عليه السلام
امام حسن عليه السلام در موارد بسيارى از مادرشان سخن گفته‏اند. من جمله: «شبى ديدم مادرم در محراب به نماز ايستاده است و تا طلوع خورشيد مشغول ركوع و سجود بود و شنيدم براى يكايك مردان و زنان دعا مى‏كرد و آنان را نام مى‏برد ولى براى خود چيزى نخواست. عرض كردم: مادر! چرا همان گونه كه براى ديگران دعا مى‏كنى، براى خود دعا نمى‏كنى؟ فرمود: فرزندم! اول همسايه بعد از آن خانه.»
  فاطمه عليها السلام از نگاه امام حسين عليه السلام
در روز عاشورا، در آن هنگام كه لشكر دشمن امام حسين عليه السلام را احاطه كرد. ضمن خطبه مفصلى فرمودند: «مرا بين كشته شدن و ذلت مخير كرده‏اند و من هرگز تن به پستى نمى‏دهم. خدا و رسول مرا از چنين كارى باز مى‏دارند. همچنين نياكان پاك و دامن‏هاى مطهر و پاكيزه اجازه چنين پذيرشى را به من نمى‏دهند.» در يك كلام، امام حسين عليه السلام دليل پايمردى و مقاومت‏خويش را تربيت الهى فاطمه عليها السلام مى‏داند.
امام حسين عليه السلام نقل مى‏كند: «آن زمان كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در خانه ام‏سلمه بود، صرصائيل (يكى از فرشتگان الهى) نزد پيامبر آمد و عرض كرد: نور را به عقد نور درآور. پيامبر فرمود: چه كسى را براى چه كسى؟ گفت: دخترت فاطمه عليها السلام را براى على‏ابن‏ابى‏طالب. سپس در حضور جبرئيل و ميكائيل و صرصائيل فاطمه را به عقد على درآورد.» دخترم فاطمه را بدان جهت فاطمه ناميدند كه خداوند عزوجل او و دوستانش را از آتش جهنم به دور نگه مى‏دارد.
 فاطمه عليها السلام از نگاه امام سجاد عليه السلام
امام سجاد عليه السلام مى‏فرمايد: «وقتى كه قيامت فرا رسد، منادى ندا مى‏دهد: در اين روز، ترس و اندوهى به خود راه ندهيد. همه خوشحال از اين عفو عمومى سربالا مى‏برند. فاطمه عليها السلام وارد محشر مى‏شود و گفته مى‏شود كسانى كه به آيات ما ايمان آوردند و مسلمان شدند به جز مسلمانانى كه دوستدار اهل‏بيت هستند، همگى سرها را بزير اندازند. آن گاه اعلام مى‏شود: اين است فاطمه دخت محمد صلى الله عليه و آله. او و همراهانش به سوى بهشت مى‏روند. خداوند فرشته‏اى را خدمت وى مى‏فرستد و مى‏گويد: حاجتت را از من بخواه!
فاطمه عرض مى‏دارد: پروردگارا! حاجت من آن است كه مرا و كسانى را كه فرزندان مرايارى كردند، مورد عفو قرار دهى.»
  فاطمه عليها السلام از نگاه امام محمدباقر عليه السلام
امام باقر عليه السلام به جابر روايت كردند كه: «... چون قيامت‏شود، جبرئيل ندا مى‏دهد: خديجه دختر خويلد كجاست؟ مريم دختر عمران، آسيه دختر مزاحم، ام كلثوم خوهر موسى كجايند؟ آنان از جاى بر مى‏خيزند... اى اهل محشر! امروز من كرامت را براى محمد و على و حسن و حسين و فاطمه عليهم السلام قرار دادم. سرها را پايين بياندازيد و چشمها را فرو ببنديد، چون فاطمه مى‏خواهد به بهشت‏برود. سپس جبرئيل ناقه‏اى بهشتى مى‏آورد و آن حضرت را به بهشت مى‏برد و ليكن ايشان وقتى نزديك بهشت مى‏رسد درنگ مى‏كند. خداوند مى‏فرمايد: درنگ شما براى چيست؟

فاطمه مى‏گويد: پروردگارا! دوست دارم در چنين روزى مقامم شناخته شود. خداوند مى‏فرمايد: اى دختر حبيبم! برگرد و نظر افكن و هركس را كه دوستى تو يا دوستى يكى از فرزندان تو در دلش باشد، او را گرفته و وارد بهشت كن.» در ادامه امام باقر عليه السلام مى‏فرمايد: «به خدا سوگند! اى جابر در آن روز فاطمه شيعيان و دوستانش را همانند پرنده‏اى كه دانه خوب را از دانه بد جدا مى‏كند، از بين جمعيت جدا مى‏كند.»
 فاطمه عليها السلام از نگاه امام جعفر صادق عليه السلام
مرحوم مجلسى در ضمن روايتى از امام صادق عليه السلام نقل مى‏كند: «فاطمه، صديقه كبرى است. محور حركت انسانهاى گذشته، معرفت و شناخت‏حضرت فاطمه بوده است.» سيد هاشم بحرانى روايت ديگرى از امام صادق عليه السلام نقل مى‏كند كه: «نبوت هيچ پيامبرى تكميل نشد مگر اين كه به فضيلت آن حضرت اقرار نموده، محبت او را دارا باشد.» امام صادق عليه السلام در ذيل آيه شريفه «اناانزلناه فى‏ليلة‏القدر» ; مى‏فرمايد: منظور از «ليلة‏» فاطمه و منظور از «قدر» خداوند است. هركس فاطمه را آن گونه كه سزاوار است، بشناسد، «ليلة‏القدر» را درك كرده است.»
 فاطمه عليها السلام از نگاه امام موسى كاظم عليه السلام
امام كاظم عليه السلام مى‏فرمايد: «همانا فاطمه، صديقه و شهيده است.» سليمان جعفر مى‏گويد: از امام كاظم عليه السلام شنيدم كه فرمودند: «در خانه‏اى كه اسم محمد يا على، حسن، حسين، جعفر، عبدالله و از زنان فاطمه باشد، فقر و تنگدستى وارد نخواهد شد.»

 فاطمه عليها السلام از نگاه امام رضا عليه السلام
امام رضا عليه السلام از اجداد گراميش نقل مى‏كند كه پيامبر صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمودند: سه فضيلت‏به تو داده شد كه به من داده نشده است. على عليه السلام عرض كرد: چه چيزهايى به من داده شده است؟ فرمود: تو پدر زنى چون من دارى كه من چنين پدر زنى ندارم، همسرى چون فاطمه به تو داده شده كه به من داده نشده است، حسن و حسين به تو داده شده كه به من داده نشده است.» امام رضا عليه السلام از پدران بزرگوار خود از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل مى‏كند كه پس از ازدواج على و فاطمه عليهما السلام خداوند عزوجل فرمودند: «اگر على عليه السلام را نمى‏آفريدم براى دخترت فاطمه همتا و همسرى در روى زمين يافت نمى‏شد.»
 فاطمه عليها السلام ازنگاه امام جواد عليه السلام
امام جواد عليه السلام خطاب به موسى بن قاسم كه گفت: در حج از طرف مادرت نيز زيارت كردم و گاهى هم نكردم; فرمودند: «آن را زياد كن، زيرا كه برترين چيزى است كه بدان عمل مى‏كنى.» زكريا بن آدم نقل مى‏كند: «در محضر امام رضا عليه السلام بودم كه امام جواد عليه السلام در حالى كه بيش از چهار سال از عمرش نگذشته بود، وارد شد. وقتى نشست دستش را روى زمين قرار داد و سر به آسمان بلند نمود و مدتى طولانى به فكر فرو رفت. امام رضا عليه السلام فرمود: جانم فدايت! چرا اين چنين در انديشه‏اى؟ پاسخ داد: به جهت‏ستم‏هايى كه نسبت‏به مادرم فاطمه عليها السلام انجام دادند.»
 فاطمه عليها السلام از نگاه امام هادى عليه السلام
آن حضرت در مورد علت نامگذارى حضرت صديقه طاهره عليها السلام به «فاطمه‏» ، از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل مى‏كند: «دخترم فاطمه را بدان جهت فاطمه ناميدند كه خداوند عزوجل او و دوستانش را از آتش جهنم به دور نگه مى‏دارد.»
 فاطمه عليها السلام از نگاه امام حسن عسكرى عليه السلام
امام حسن عسكرى عليه السلام از امام على عليه السلام، از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل مى‏كند كه: «آن هنگام كه خداوند آدم و حوا را آفريد، آنان در بهشت‏به خود مباهات مى‏كردند. آدم به حوا گفت: خداوند هيچ مخلوقى بهتر از ما نيافريده است. خداوند به جبرئيل فرمود: اين دو بنده‏ام را به فردوس برين ببر! زمانى كه وارد فردوس شدند، چشمانشان به بانويى افتاد كه جامه‏اى زيبا از جامه‏هاى بهشتى در برداشت و تاجى نورانى بر سرگذاشته و دو گوشواره درخشان به گوشش آويخته بود و بهشت از پرتو نور چهره‏اش درخشان بود. حضرت آدم به جبرئيل گفت: حبيبم جبرئيل! اين بانو كه از زيبايى چهره‏اش بهشت نورانى گشته، كيست؟ گفت: او فاطمه دختر محمد صلى الله عليه و آله پيامبرى از نسل تو است كه در آخرالزمان خواهد آمد. گفت: اين تاجى كه برسردارد، چيست؟ پاسخ داد: شوهرش على‏بن ابيطالب عليه السلام است. گفت: اين دو گشواره كه بر دو گوش او است چيست؟ پاسخ داد: دو فرزندش حسن و حسين مى‏باشند. آدم گفت: حبيبم! آيا اينان پيش از من آفريده شده‏اند؟ گفت: بلى، اينان در علم مكنون خداوند چهارهزار سال پيش از آن كه تو آفريده شوى، وجود داشتند.»

فاطمهعليها السلام از نگاه امام مهدى (عج)
حضرت بقية‏الله (عج) فرمودند: «دختر رسول خدا فاطمه عليها السلام براى من سرمشق و الگوى نيكويى است.» امام مهدى عليه السلام كه با ظهور خويش عالم را متحول مى‏سازد، حضرت فاطمه عليها السلام را الگوى عملى و حكومتى خويش مى‏شمرد و اين، حكايت از مقام عظماى بانوى عالم، حضرت زهرا عليها السلام دارد. آنچه مطرح شد، قطره‏اى از درياى وجود فاطمه عليها السلام بود. به اين اميد كه در قيامت ما را مشمول عنايت و شفاعت‏خود قرار دهد.
جايگاه حضرت در روايات سنت
در منابع تفسيري روايي رجالي و تاريخي اهل سنت صدها روايت درشان و منزلت حضرت فاطمه (س ) ديده مي شود. در اينجا به نمونه اي بسيار كوتاه از آنها اشاره مي كنيم .

.1 وجود حضرت فاطمه (س ) قبل از تولد آدم و حوا
دانشمندان اهل سنت ابن حجر عسقلاني (م 852 ق ) از امام حسن عسگري (ع ) و او از پدران خود (س ) و آنه از جابر بن عبدالله و او از پيامبر(ص ) نقل مي كند كه آدم و حوا وقتي در بهشت بودند نور وجود حضرت زهرا را ديدند و خداوند به آن دو فرمود : نور ايشان دو هزار سال قبل از خلقت شما آفريده شده بود.
.2 ازدواج حضرت فاطمه (س ) به امر خداوند
در منابع اهل سنت روايات زيادي از بزرگاني همچون امام علي (ع ) عبدالله بن مسعود عمر بن خطاب بلال بن حمامه سنان شفعله وانس در اين خصوص نقل شده است .
.3 اولاد حضرت فاطمه (س ) ذريه پيامبر
او در عالم بشريت تنها كسي است كه اولادش ذريه پيامبر هستند. در روايت عاصم به بهدله آمده است : در مجلسي حجاج ذريه بودن امام حسين (ع ) را براي پيامبر انكار كرد. اما يحيي بن يعمر او را ذريه حضرت دانست و پس از تهديد حجاج براي اثبات آن به آيات 84 و 85 سوره انعام استشهاد كرد كه خداوند حضرت عيسي را از ذريه آدم معرفي كرده در حالي كه حضرت عيسي پدر نداشت و از طرف مادر خود حضرت مريم به آدم مي رسد.
.4 حضرت فاطمه (س ) پاره تن پيامبر است .
.5 حضرت فاطمه (س ) سرور زنان دو جهان (سيده نسا العالمين )
.6 غضب فاطمه (س ) غضب خدا و رضاي او رضاي خدا
پيامبر خدا(ص ) فرمود :
يا فاطمه ان الله يعضب لغضبك و يرضي لرضاك : اي فاطمه بي شك خداوند از غضب تو غضبناك و از رضاي تو راضي ميشود.
.7 حضرت فاطمه (س ) مدافع رسالت
در اين زمينه روايات مختلفي به ويژه در دفاع از پيامبر(ص ) در مقابل ابوجهل وجود دارد.
.8 حضرت فاطمه (س ) در محشر
در منابع اهل سنت روايات مختلفي از بزرگان همچون امام علي (ع ) عايشه ابوسعيد ابوهريره ابوايوب سويد بن عمير بريده ابن عمر و ديگران نقل شده كه پيامبر گرامي اسلام فرمود : « اهل محشر به دستور خداوند چشمان خود را مي بندند تا حضرت فاطمه (س ) از صحراي محشر عبور كند. »
جايگاه حضرت فاطمه (س ) نزد عالمان اهل سنت
در اينجا به ذكر چند مورد در اين باره بسنده مي كنيم :
.1 سيوطي ميگويد : « ما عقيده داريم برترين زنان عالم مريم و فاطمه (س )اند »
.2 آلوسي ميگويد : در حديث آمده است : « ان الفاطمه ابتول افضل نسا المتقدمات و المتاخرات . » با اين حديث افضل بودن فاطمه (س ) بر تمام زنان ثابت ميشود. زيرا او روح و روان رسول خدا بود. از اين رو بر عايشه نيز برتري داشت .
.3 سهيلي بعد از نقل حديث معروف « فاطمه بضعه مني » مي گويد : « من كسي را مساوي با بضعه رسول الله نمي دانم . »
.4 ابن الجكني ميگويد : « بنابر قول صحيح تر فاطمه از همه زنان افضل است . »
ج . جايگاه حضرت فاطمه (س ) در آيات
براساس منابع تفسيري و حديثي اهل سنت تقريبا صد و سي و پنج آيه در چهل و نه سوره به نوعي درباره حضرت فاطمه (س ) است . البته اين تعداد غير از آياتي است كه در منابع شيعه ذكر شده است . دو سوره يعني دهر و كوثر هم به طور كامل در شان فاطمه (س ) نازل شده است .
همه آيات و سوره هاي نازل شده در اين باره در چهار دسته جاي مي گيرد :
.1 اسباب نزول : يعني آياتي كه حرت فاطمه (س ) سبب نزول آن بوده است .
.2 شان نزول : يعني آياتي كه در شان آن حضرت نازل شده است .
.3 جري و تطبيق : يعني آياتي كه حضرت فاطمه (س ) به عنوان مصداقي از آن اراده شده است .
.4 بطن : يعني آياتي كه حضرت فاطمه (س ) به عنوان باطن آن مورد نظر است .
سوره ها و آياتي كه حضرت فاطمه (س ) سبب نزول آنهاست
از مجموع چهار آيه اي كه در اين باره در روايات اهل سنت آمده است يعني آيات تطهير اعطا ايثار و تجاره بحث را پيرامون سه آيه اول متمركز مي كنيم . البته بايد يادآوري كنم كه سوره دهر هم سبب نزولش فاطمه (س ) است چون اين بحث قبلا چاپ شده لذا از نقل آن خودداري مي كنم .
.1 آيه تطهير
انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا
جز اين نيست كه خداوند مي خواهد پليدي را از شما اهل بيت (س ) دور كند و شما را به راستي پاك سازد.
براساس روايات بسيار از فريقين كه از صحابه و تابعين به حد تواتر رسيده است آيه تطهير در شان اصحاب كسا نازل شده است . بررسي روايات فريقين نشان ميدهد كه فاطمه (س ) سبب نزول اين آيه است . اين آيه بر طهارت و عصمت اصحاب كسا دلالت تام دارد.
ابوسعيد خدري از ام سلمه چنين روايت كرده است :
آيه تطهير در خانه من نازل شد. من بر در خانه نشسته بودم . گفتم : اي رسول خدا من از اهل بيت (س ) نيستم ! فرمود : تو بر خير و نيكي هستي تو از همسران پيامبر هستي . گفت : و در منزل رسول خدا علي فاطمه حسن و حسين بودند.
سبب نزول
عبدالله بن جعفر ميگويد : رسول خدا به رحمت الهي كه از آسمان مي آمد نظر كرد و سپس دستور داد اهل بيت (س ) يعني علي فاطمه حسن و حسين را جمع كردند. سپس كساي خويش را بر آنان افكند و دعا كرد و سپس آيه تطهير نازل شد. حاكم نيشابوري سپس مي گويد : « هذا حديث صحيح الاسناد اين حديث صحيح السند است . »
روايات ديگر نيز از صحابه همچون عمر بن ابي سلمه ابوسعيد خدري و ديگران نقل شده كه آيه تطهير در خانه ام سلمه در شان پنج تن آل عبا(س ) نازل شده است .
رفتار پيامبر پس از نزول آيه
ابن عباس نقل مي كند :
شهدنا رسول الله تسعه اشهر ياتي كل يوم باب علي بن ابي طالب عند وقت كل صلاه فيقول : السلام عليكم و رحمه الله » . انما يريدالله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا » الصلاه يرحكم الله . كل يوم خمس مرات .
ما ديديم كه رسول خدا نه ماه تمام هر روز وقت هر نمازي در خانه علي بن ابي طالب مي آمد و مي فرمود : درود و رحمت و بركات خدا بر شما اهل بيت (س ) باد. نماز! خداوند شما را مشمول رحمت خويش قرار دهد. اين عمل را پيامبر هر روز پنج بار تكرار مي كرد.
همين مضمون با اندكي تفاوت توسط انس بن مالك ابي برزه ابي الحمرا و ابوسعيد خدري نقل شده است .
برخي از بزرگان كه اين حديث را نقل كرده اند عبارت اند از : ابن عباس انس بن مالك ابو سعيد خدري ابودردا ابو هريره ابي الحمرا ابي برزه ابي ليلي برابن عازب ثوبان (غلام پيامبر) جابربن عبدالله انصاري زيدبن ارقم سعدبن ابي وقاص سلمان فارسي صبيح (غلام ام سلمه ) صفيه بنت شيبه عبدالله بن جعفر طيار عمربن ابي سلمه عطيه معقل بن سيار واثله بن اسقع ام المومنين ام سلمه عطيه معقل بن سيار واثله بن اسقع ام المومنين ام سلمه ام المومنين ام سليم ام المومنين زينب ام المومنين عائشه و ام المومنين صفيه .
احتجاج كنندگان به آيه تطهير در حق اصحاب كسا
.1 امام علي عليه السلام در شورا براي خود به آيه تطهير احتجاج كرد .
.2 امام حسن عليه السلام دو مرتبه به آيه تطهير احتجاج نمود . روز ضربت خوردن خودش بالاي منبر رفت و به آين آيه احتجاج نمود. بعد از شهادت امام علي عليه السلام نيز بالاي منبر رفت و به آيه احتجاج نمود.
.3 امام حسن عليه السلام .
.4 امام زين العابدين عليه السلام با مرد شامي .
.5 امام رضا عليه السلام .
.6 ابن عباس برابر گروهي به اين آيه احتجاج نمود .
.7 سعدبن ابي وقاص بر معاويه احتجاج نمود .
.8 واثله بن اسقع در برابر گروهي كه امام علي عليه السلام را دشنام مي دادند به اين آيه احتجاج كرد .
.9 ام سلمه در حق اصحاب كسا به آيه تطهير احتجاج نمود .
ديدگاه برخي از دانشمندان اهل سنت
اين افراد فقط اهل بيت عليه السلام را اصحاب كسا مي دانند :
جمهور اهل سنت امام شافعي احمدبن حنبل محمدبن سوره امام طحاوي شوكاني شبلنجي حاكم نيشابوري سخاوي محب الدين طبري حافظ گنجي قسطلاني حاكم حسكاني توفيق ابوعلم امام ثعلبي احمدبن محمد الشامي ابن صباغ ابومنصور ابن عساكر شافعي حمزاوي سمهودي ملاعلي قاري امام مجدالدين فيروزآبادي ابن حجر هيثمي ابوبكر الحضرمي محمد جسوس ابوبكر النقاش ابن مردويه ابن بلبلان حكمت ياسين دكتر بيومي مهران شيخ سندي و رفاعي .
همچنين بسياري از مفسران محدثان رجاليان و بزرگان اهل سنت به صحت حديث كسا اعتراف نموده اند. ابن جرير طبري شانزده روايت طحاوي شانزده روايت احمد طبري شانزده روايت سيوطي پانزده روايت ابن مردويه نوزده روايت و ابي حاتم هشت روايت آورده اند كه همه دلالت بر شان نزول آيه تطهير درباره اهل كسا دارند.
حديث كسا از بيش از چهل نفر از اهل بيت عليه السلام و صحابه كرام با مضامين مختلفي نقل شده است . حاكم حسكاني در شواهد التنزيل تقريبا 138 حديث به طرق مختلف از چهارده نفر از صحابه نقل كرده و تنها از ام سلمه همسر پيامبر به 69 طريق مختلف اين حديث نقل نموده است . همين طور ابن مردويه مي گويد : در بيش از صد طريق آمده است كه آيه تطهير درباره علي فاطمه عليه السلام حسن عليه السلام و حسين نازل شده است .
امام فخر رازي (م 604 ق ) و نيشابوري (م 728 ق ) و ابوبكر حضرمي ادعاي اجماع اهل تفسير و حديث بر صحت حديث كسا نموده اند. ديدگاههاي ديگري نيز از بزرگان اهل سنت در اين باره وجود دارد كه براي رعايت اختصار از ذكر آنها خودداري مي كنيم .
البته عمل كسا و پوشاندن اهل بيت عليه السلام با كسا و تلاوت آيه تطهير و منحصر نمودن اهل بيت عليه السلام به اين افراد چند بار تكرار شده است : در خانه ام سلمه فاطمه عائشه ام سليم زينب صفيه و در وقت مباهله .
مراد از اهل بيت عليه السلام اصحاب كسا و ازواج
در مقابل ديدگاه مشهور كه گذشت ديدگاه ديگري وجود دارد كه مصداق اهل بيت عليه السلام در آيه را اصحاب كسا و همسران پيامبر هر دو مي داند. اين عده اصحاب كسا را به خاطر روايات معتبر بسيار و همسران پيامبر را نيز به خاطر سياق آيات و دو روايت از ام سلمه و واثله از اهل بيت عليه السلام مي دانند. اين گروه معتقدند چون آيات قبل و بعد از آيه تطهير در مورد زنان پيامبر است از اين سياق بدست مي آيد كه آيه تطهير زنان پيامبر را نيز در برمي گيرد.
.1 سياق آيات در مورد همسران پيامبر با عتاب و تهديد همراه است ; همچون « ان كنتم تردن الحياه الدنيا و زينتها فتعالين امتعكن و اسرحكن » « يا نسا النبي من يات منكن بفاحشه مبينه يضاعف لها العذاب ضعفين » همچنين « و قرن في بيوتكن و لا تبرجن تبرج الجاهليه الاولي . » اما سياق آيه تطهير همراه با تمجيد و مدح است . با اين سياقهاي متفاوت نمي توان هر دو را از يك رديف دانست .
.2 ضمائر به كار رفته در آيات مربوط به همسران پيامبر همه مونث هستند همچون « كنتن تردن فتعالين امتعكن اسرحكن كنتن تردن منكن لها يقنت لستن اتقيتن تخضعن قلن بيوتكن تبرجن اقمن اتين اطعن اذكرن بيوتكن » . اما ضمائر به كار رفته در آيه تطهير همه مذكر هستند همچون « عنكم يطهركم . »
.3 آيات مربوط به همسران شان نزول مستقلي دارد و آيه تطهير هم شان نزول مستقل خود را دارد . لذا به خاطر شان نزول و روايات فراواني كه اهل بيت عليه السلام را از همسران جدا مي كند. رفتار پيامبر با همسران مجالي براي دلالت سياق نمي گذارد. جمهور اهل سنت نيز به ضمائر « عنكم » و « يطهركم » استدلال كرده و گفته اند اگر آيه شريفه درباره همسران پيامبر بود تعبير « عنكن » و « يطهركن » مي آمد.
.4 از گفته هاي برخي از همسران پس از نزول آيه تطهير كه از پيامبر پرسيدند آيا ما هم از اهل بيت عليه السلام هستيم و جواب منفي پيامبر كه شما از همسران پيامبريد نه از اهل بيت عليه السلام و شما بر نيكي هستيد به دست مي آيد كه همسران مشمول اين آيه شريفه نيستند. اين سوال و برخورد با ام سلمه عايشه ام سليم و زينب صورت گرفته و پيامبر آنان را از اهل بيت عليه السلام خود بيرون و خارج دانسته است .
.2 آيه اعطا
خداوند در قرآن مجيد مي فرمايد « و لسوف يعطيك ربك فترضي ; و پروردگارت به زودي عطايي مي كند كه راضي شوي . » در روايات زيادي آمده است كه خداوند به فاطمه عليه السلام اين اختيار را داد كه در فرداي قيامت از گنهكاران امت پدرش شفاعت كند و اين روايات از طريق فريقين نقل شده است .
مفسران اهل سنت در ذيل اين آيه رواياتي آورده اند. از جمله اين كه جابربن عبدالله روايت كرده است كه رسول خدا روزي فاطمه عليه السلام را در منزل مشغول آرد كردن گندم ديد كه حله شتر بر خود افكنده بود. فرمود : يا فاطمه ! بشتاب و تلخي دنيا را به خاطر نعمتهاي بهشتي بچش . به دنبال اين جريان بود كه آيه « و لسوف يعطيك ربك فترضي » نازل شد.
.3 آيه ايثار
« و يوثرون علي انفسهم و لو كان بهم خصاصه ; ديگران را بر خود مقدم مي دارند هر چند خود سخت به آن نيازمندند. »
حسكاني ذيل آيه شريفه از ابو هريره روايت آورده كه گفت :
مردي خدمت پيامبر آمد و از گرسنگي خود شكايت كرد. وقتي پيامبر ديد چيزي براي او در خانه همسرانش نيست فرمود : كيست امشب او را ميهمان كند علي گفت : من اي رسول خدا! سپس به سوي فاطمه عليه السلام رفت و جريان را با او در ميان گذاشت و فاطمه عليه السلام فرمود : چيزي جز خوراك بچه ها نزد ما نيست ولي ما ميهمان را بر خود مقدم مي داريم .
پس علي گفت : بچه ها را بخوابان و من چراغ را براي ميهمان روشن مي نمايم . پس چنين كرد و ميهمان خوراك خورد. پس از آنكه از ميهمان پذيرايي فرمودند در بامداد خداوند اين آيه را درباره آنان نازل فرمود : « و يوثرون علي انفسهم و لو كان بهم خصاصه »
وي روايت ديگري را از ابن عباس نقل مي كند كه مي گفت : « اين آيه درباره علي عليه السلام فاطمه عليه السلام حسن عليه السلام و حسين عليه السلام نازل شده است . »
سوره ها و آياتي كه در شان نزول حضرت فاطمه عليه السلام نازل شده است
سوره كوثر
طبق نقل بسياري از دانشمندان اسلامي اين سوره در جواب شماتت دشمنان اسلام همچون عاص بن وائل و همراهانش نازل شده است  چون پسران رسول خدا قاسم و عبدالله از دنيا رفتند عاص بن وائل سهمي گفت : نسل او قطع شد و او ابتر و بي عقب است . خداوند متعال در پاسخش اين آيه را (ان شانئك هو الابتر) نازل كرد كه خود عاص بن وائل ابتر و بدون عقب است .
عاص بن وائل اين شماتت را چندين بار تكرار نمود. افراد ديگري چون وليدبن مغيره ابوجهل عقبه بن ابي محيط كعب بن اشرف و ابولهب نيز اين شماتت را تكرار مي كردند.
از شان نزول اين سوره كه در جواب شماتت كنندگان كفار به رسول خدا به خاطر نداشتن فرزند ذكور نازل شده نيز اينكه به خاطر دادن كوثر شكر مخصوص به صورت نماز ويژه و قرباني مخصوص را خواستار شده و با توجه به تقابل « لكوثر » با « الابتر » كه اصلش دم بريدگي و قطع نسل و ريشه را افاده مي كند معلوم مي شود كه ادامه آثار نبوت از طريق نسل پيامبر محقق مي شود كه دشمن را در مقابلش « ابتر » معرفي كرده است .
در منابع تفسيري روايي رجالي و تاريخي اهل سنت صدها روايت در شان و منزلت حضرت فاطمه سلام الله عليها وجود دارد
دانشمندان اهل سنت نقل كرده اند هنگامي كه آدم و حوا در بهشت بودند نور وجود حضرت زهرا(س ) را ديدند و خداوند به آن فرمود : اين نور وجود دوهزار سال قبل از خلقت آدم و حوا آفريده شده است
براساس منابع تفسيري و حديثي اهل سنت تقريبا صدوسي و پنج آيه در چهل و نه سوره به نوعي درباره حضرت فاطمه (س ) است

مقام حضرت زهرا (علیها السلام) و جایگاه علمی ایشان

فاطمه زهرا (علیها السلام) در نزد شیعیان اگر چه امام نیست، اما مقام و منزلت او درنزد خداوند و در بین مسلمانان به خصوص شیعیان نه تنها کمتر از سایر ائمه نیست، بلکه آن حضرت همتای امیر المؤمنین و دارای منزلتی عظیم‌تر از سایر ائمه طاهرین (علیهم السلام) می‌باشد.

فاطمه زهرا سلام الله علیها نیز مانند همه ائمه معصومین به سرچشمه علم و مخزن معارف الهی راه یافته و علم اولین و آخرین در اختیارش بود. منتهی به دلیل این که از حضور در جامعه پرهیز می‌کرد، این علم بی انتها چندان ظهور و بروزی نداشت؛ دلیل دیگر نیز این است که سخنانی که با زن‏های همراه و همراز خود داشت در جایی ثبت نشده است. در عین حال مواردی در زندگی آن بانو به چشم می‏خورد که گویای این حقیقت بلند است که او به علم الهی متصل بوده است. برای نمونه خطبه فدک سراسر علم است و حکمت و فهم و درایت و مطالب توحیدی. نمونه بارز دیگر مصحف فاطمه است که آن نیز گنجی است قیمتی و دریایی پرگوهر، تا جایی که مورد استفاده ائمه اطهار که خود خازن علم خداوندند، قرار می‌گرفت.

مقام علمی فاطمه علیها السلام

محبت اولیای خداوند نسبت به افراد، یک محبت ساده نیست، حتما از عواملی سرچشمه می گیرد که مهمترین آنها علم و ایمان و تقواست، علاقه ی فوق العاده پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به دخترش فاطمه زهرا دلیلی است بر وجود این امتیازات بزرگ در این بانوی نمونه ی جهان.از این گذشته وقتی او می فرماید :« فاطمه برترین زنان جهان» یا « برترین زنان بهشت» است، که مدارک آن در بحثهای گذشته بیان شد، این خود دلیل بر این است که او از نظر علمی نیز سرآمد همه ی زنان جهان بود.وانگهی آیا ممکن است فردی که به مقامات والای علم و دانش نرسیده؛ رضای او رضای خدا، غضب او غضب پروردگارو پیغمبر باشد؟ که در روایات پیشین به آن اشاره شده بود.

علاوه بر همه ی اینها روایات مهمی در منابع معروف اسلامی وارد شده، که از مقام ارجمند علمی این بانوی بزرگ پرده می دارد مانند احادیث زیر: ابونعیم در حدیث از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل می کند که روزی رو به یارانش کرد و فرمود:« ماخَیرُ ِللِنساءِ»چه چیزی برای زنان از همه بهتر است؟یاران ندانستند در جواب چه بگویند. علی (ع) به سوی فاطمه علیها السلام آمد و این مطلب را به اطلاغ او رسانید . بانوی اسلام گفت:« چرا نگفتی:« خَیرلَهُنَ اَن لا یَرَینَ الرِجالَ و لا یَرَونَهُنَ» ازهمه بهتر است که نه آنها مردان بیگانه را ببینند و نه مردان بیگانه آنها را » ( با آنها جلسات خصوصی نداشته باشند).علی (ع) بازگشت و این پاسخ  را به پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم عرض کرد.پیامبر فرمود:« مَن عَلَمَکَ هذا؛ چه کسی این پاسخ را به تو آموخت؟» .عرض کرد: فاطمه علیها السلام.فرمود:« اِنَها بَضعَه مِنِی ؛ او پاره ی وجود من است». این حدیث نشان می دهد که امیر مومنان علی (ع) با آن مقام عظیمی که در علوم و دانش داشت که دوست و دشمن همه به آن معترفند و باب مدینه علم پیغمبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم بود گاهی از محضر همسرش فاطمه علیها السلام استفاده علمی می کرد. این سخن از پیغمبر صلی الله علیه و اله وسلم که بعد از بیان احاطه ی علمی فاطمه علیها السلام می گوید: او پاره ای از وجود من است بیانگر این واقعیت است که منظوراز« بَضعَهٌ» تنها پاره ی تن و جسم نیست ، که بسیاری در تفسیر حدیث گفته اند، بلکه فاطمه پاره ای از روح پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و علم و دانش و اخلاق و ایمان و فضیلت او نیز بود، و پرتوی از آن خورشید و شعله ای از آن مشكات محسوب مي شد[مكارم شيرازي،1384ص87].

فضائل علمی حضرت زهرا(س)

فاطمه(س) پس از رسول الله (ص) بسیار ناراحت بود و گریه می کرد. جبرئیل خدمت حضرت زهرا(س) می آمد و او را تسلیت می گفت و وقایع آینده این جهان را برای آن حضرت می گفت. حضرت علی(ع) هم آن مطالب را ار لسان حضرت زهرا (س) می نوشت تا کتاب بزرگی در آمد. بنابراین مصحف فاطمه(س) مطالبی است که حداوند به وسیله جبرئیل به آن حضرت اعلام نموده است. در مصحف فاطمه(س) اخبار آنچه واقع شده و حواهد شد وجود دارد. این مصحف اینک در دست حضرت بقیه الله مهدی آل محمد حجه ابن الحسن(عج) است. تمام ائمه به این صحفیه مادرشان افتخار می کنند. امام باقر(ع) که شکافنده علوم است می فرماید« ما آنچه داریم از صحیفه مادرمان زهرا سلام الله علیها داریم». آسایش فکر و روح انسان در زندگی ساده است، علاوه بر این وسیله ای برای تقرب به خداست هر چه ما در زندگی ساده تر باشیم به خدا نزدیکتریم و از بسیاری از  گرفتاریهای اجتماعی نیز نجات پیدا می کنیم[كميته امور بانوان،1386،ص2].

وسعت علم و قدرت ايشان

اهل‏بيت پيامبر گرامى (عليهم‏ السلام) كه حضرت فاطمه (س) يكى از آنان است دائره علم و قدرتشان به اذن خداوند تمام كائنات را در بر مى‏گيرد و در زيارت رجبيّه آنچه كه دليل براين مطلب باشد آمده است، همانطورى كه در پاره‏اى از احاديث وارد شده (يعلمون ما كان و ما يكون و ما هو كائنٌ) مى‏دانند هرچه را كه قبلا و فعلا و بعدا وجود دارد، و اين عقلا محال نيست و شبيه اين عموميت و وسعت را در هوا و حرارت و قوه جاذبه و غير اينها مشاهده مى‏كنيم، همانطورى كه حضرت عزرائيل از جهت ميراندن علم و قدرت او به همه انسانها بلكه ملائكه احاطه دارد چنانچه در روايات آمده است. خداوند در حق ابراهيم (ع) مى‏فرمايد: (و كذالك نرى إبراهيم ملكوت السّموات والأرض)(6) همچنين ما ملكوت و باطن آسمان و زمين را به ابراهيم نشان داديم. و در حق يعقوب مى‏فرمايد: (ولمّا فصلت العير قال أبوهم إنّى لأجد ريح يوسف)(7) همين كه قافله از مصر جدا شد، پدرشان (يعقوب عليه‏ السلام) گفت: من بوى يوسف را مى‏شنوم. و معصومين (عليهم‏ السلام) از ملائكه و انبياء برتر مى‏باشند همانطور كه نصوص و اجماع، دال براين مطلب است و قبلا گذشت. خداوند در حق رسول خاتم (ص) مى‏فرمايد: (إنّا ارسلناك شاهدا و مبشرّا و نذيرا و داعيا الى الله بأذنه و سراجا منيرا)(8). خداوند، بودن هيچ قيدى(9) را بر پيامبر خود اطلاق (شاهد) ننموده است، و اين اطلاق نشان دهنده‏? عموميّت است همانطورى كه بقيّه صفات حضرت هم عمومى است و بديهى است كه شاهد بودن ممكن نيست مگر براى كسى كه حاضر باشد و علم داشته باشد.

و باز خداوند مى‏فرمايد: (و جئنا بك على هؤلاء شهيدا)(10) تو اى پيامبر روز قيامت به عنوان شاهد بر پيامبران گذشته آورده مى‏شوى. اين مطلب را، قول خداوند متعال تأييد مى‏كند كه بعد از آن مى‏فرمايد: (يومئذ يودّ الّذين كفروا و عصوا الرّسول لو تسوّى بهم الأرض ولا يكتمون الله حديثا)(11) روز قيامت كفار و كسانى كه معصيت پيامبر (ص) را نموده‏اند آرزو مى‏كنند كه با خاك يكسان باشند... (معلوم مى‏شود پيامبر با خبر بوده كه آنها شرمنده مى‏شوند) و باز در روايات آمده است: (اگر شياطين اطراف دلهاى بنى آدم طواف نمى‏كردند هر آينه ملكوت آسمانها را مى‏ديدند)(12) وقتى بنى آدم اگر موانع برطرف گردد چنين توان و قدرتى داشته باشند پس اهل‏بيت (عليهم‏ السلام) سزاوارترند. و در تشهد نماز مى‏گوئيم: ( السلام عليك أيّها النّبىّ و رحمة الله و بركاته) تا پيامبر حاضر و ناظر نباشد خطاب نمودن به او چه معنا دارد.

در حديث آمده (نزّهونا عن‏الرّبوبيّة و قولوا فينا ما شئتم)(13) يعنى ما را از مرتبه خدائى منزه نمائيد و هرچه خواستيد در حق ما بگوئيد. اين بدان جهت است كه گروهى آنها را خدا دانستند پس مورد نهى قرار گرفتند، امّا بعد از مرتبه خدائى هرگونه كمالى در آنها وجود دارد و نمونه‏اى از آن علم و قدرت فراگير است كه بعضى از قسمت‏هاى زيارات امام حسين (ع) و جامعه بر اين مطلب دلالت دارد.امّا اينكه در روايت وارد شده فرشته‏اى سلام‏ها را به پيامبر اكرم (ص) مى‏رساند، اين منافات با مطالب گذشته ندارد، زيرا اين، نظير رساندن صحيفه اعمال توسط فرشتگان به سوى خداوند است، (با اينكه خداوند خودش علم كامل دارد) و امّا اينكه گاهى حضرت از چيزهائى سؤال مى‏كردند اين مانند سؤال خداوند است كه پرسيد (و ما تلك بيمينك يا موسى...)(14) اى موسى در دست راست خود چه دارى، و نمونه‏هاى ديگر ازاين قبيل كه بر شخص مطلع از روايات متواتره پوشيده نيست. از نظر روايات، كتابهايى نزد ائمه طاهرين است كه از جمله آن كتابها مصحف فاطمه سلام الله عليها است.اين كتاب را ائمه به آن افتخار مى‏كرده‏اند و مى‏گفتند: علم ما كان و يكون و ما هو كائن در آن است; و به خط اميرالمؤمنين و املاى حضرت زهرا سلام الله عليهما مى‏باشد[كليني جلد1].

و اما از نظر فضايل انسانيت، چه مى‏توان گفت در حق كسى كه پيامبر گرامى (ص) كرارا درباره‏اش فرموده است: ان الله اصطفيك و طهرك و اصطفيك على نساء العالمين. (15)همانا خداوند تو را برگزيده و پاكيزه و معصوم گردانيده و تو را بر همه زنها رجحان داده است.اگر براى فضيلت زهرا چيزى جز سوره كوثر نبود، زهرا را بس بود كه بگويد نزد خداوند افضل و برتر از عالميانم.

انا اعطيناك الكوثر فصل لربك و انحر ان شانئك هو الابتر. (16)همانا كوثر را بر تو ارزانى داشتيم، پس براى پروردگارت نماز گزار و قربانى كن، به درستى كه بدخواه تو دنباله بريده است

علم فاطمه زهرا علیها السلام

رسول الله صلی الله علیه و آله فرمودند: «ان الله جعل علیا و زوجته وابناءه حجج علی خلقه وهم ابواب العلم فی امتی من اهتدی بهم هدی الی صراط مستقیم خداوند متعال علی، همسر و فرزندانش را حجت‏بر مخلوقاتش قرار داده و آنان درهای علم در میان امت من هستند . هر کس به وسیله آنان هدایت جوید; به راه راست هدایت‏یافته است .»در این حدیث، فاطمه زهرا علیها السلام مانند امیرالمؤمنین علیه السلام و سایر حضرات معصومین باب علم و عامل هدایت مردم شمرده شده است[بحرانی اصفهانی، ‏ص 1411].

در حدیث دیگری از امام صادق علیه السلام چنین رسیده است:ان فاطمة علیها السلام مکثت‏بعد رسول الله صلی الله علیه و آله خمسة وسبعین یوما، وکان دخلها حزن شدید علی ابیها وکان یاتیها جبرئیل فیحسن عزاءها علی ابیها و یطیب نفسها ویخبرها عن ابیها ومکانه ویخبرها بما یکون بعدها فی ذریتهاوکان علی یکتب ذلک;فاطمه علیها السلام پس از رحلت رسول خدا، هفتاد و پنج روز زندگی کرد و [در این ایام] بسیار محزون بود . درطول این مدت جبرئیل به حضورش می‏رسید، او را در عزای پدر تسلیت می‏گفت و دلش را از غصه‏ها پاک می‏ساخت و اوراازپدرش وجایگاه عظیم او آگاه می‏کرد، حتی اخبار آینده را در مورد فرزندانش به اطلاع او می‏رساند و امیرالمؤمنین علیه السلام آنها را می‏نوشت .»چنانچه از این حدیث‏بر می‏آید; حضرت فاطمه علیها السلام با جبرئیل ارتباط مستقیم و مداوم داشت و اخباری از دنیا و آینده و عالم برزخ را از او دریافت می‏کرد . بدین وسیله میزان علم، اطلاع و آگاهیش، محدود به زمان و مکان خود نبوده است; بلکه علم او بسیار گسترده بود و از علم الهی سرچشمه می‏گرفت[كليني،ص458].

فاطمه زهرا علیها السلام بر اموری اشراف داشتند که نزد دیگران پوشیده و پنهان بود . از جمله این موارد; علم حضرت به زمان مرگ خویش بود! چنانچه در روایتی اسماء بنت عمیس - همسر جعفر طیار - چنین می‏گوید: حضرت زهرا علیها السلام هنگام وفات به من فرمودند: هنگام وفات پیامبر صلی الله علیه و آله، جبرئیل مقداری کافور بهشتی برای رسول خدا صلی الله علیه و آله آورد . پیامبر آن را سه قسم کرد; یک قسم آن را برای خود برداشت; قسم دیگر را برای علی علیه السلام و قسم آخر را برای من گذاشت . ای اسماء! آن مقدار کافور را بیاور و کنار سرم بگذار، اندکی صبر کن و در انتظار من باش، پس مرا صدا بزن، اگر جوابت را ندادم; بدان که به پدرم رسول خدا صلی الله علیه و آله ملحق شده‏ام .اسماء می‏گوید: اندکی صبر کردم و آنگاه فاطمه علیها السلام را صدا زدم، جوابی نشنیدم، دانستم که فاطمه علیها السلام به ملکوت اعلی پیوسته است[دشتی،1373ص236].

همچنین سلمی‏ام بنی رافع نقل می‏کند: در واپسین لحظه‏های عمر حضرت زهرا علیها السلام که من در محضر آن بزرگوار بودم، ایشان از من آبی برای غسل و شستشوی بدنش خواست . آب را آماده کردم، سپس فرمود: لباسهای نو را نیز بیاور . چنین کردم . آن بزرگوار پس از غسل، آن لباسها را بر تن کرد و در بستر رو به قبله خوابید . آنگاه خطاب به من فرمود: ای سلمی! من در همین لحظه قبض روح می‏شوم و به سوی پروردگارم خواهم رفت، بعد از مرگ من هیچ کس لباس مرا از تن برنگیرد[همان، ص‏228].

سرعت درک فاطمه (س)

فاطمه (س) استعدادی فوق طبیعی دارد .طوری که با اشاره ای مساله را درک می کند .حساسیت وروح او به گونه ای است که تنها با یک نگاه پدر ،می فهمد چه خبر است .روزی پیامبر بردر خانه ی حضرت زهرا (س) پردهای آویخته دید واحوالپرسی نکرده بر گشت. فاطمه (س) دریافت وپرده را به مسجد نزد پیامبر فرستاد که جامه ای برای درماندگان شود.این سرعت درک فاطمه (س)است که کار معلم را آسان وپیشرفت یادگیری ودر نتیجه ترقی راتسریع میکند . اواز کلمه ای عبارتها می فهمد واز جمله ای کتابها استنباط می کند وان است افتخارمعلم اویعنی پیامبر[قائمی 1374،ص112 ].

خصوصيات مصحف فاطمه

زهرا از نظر علم داراى مصحف است.از نظر روايات، كتابهايى نزد ائمه طاهرين است كه از جمله آن كتابها مصحف فاطمه سلام الله عليها است.اين كتاب را ائمه به آن افتخار مى‏كرده‏اند و مى‏گفتند: علم ما كان و يكون و ما هو كائن در آن است; و به خط اميرالمؤمنين و املاى حضرت زهرا سلام الله عليهما مى‏باشد[اصول كافى ج 1بصائرالدرجات]. .مصحف فاطمه عليهاالسلام شامل: اخبار و اطلاعاتى در آينده‏ى جهان تا روز قيامت، سرنوشت فرزندان و ذرارى آن حضرت، ستمگرى و انواع جنايات خلفاى جور و پادشاهان بى‏داد و از اين قبيل علوم و اخبار مى ‏باشد، اين كتاب كه از نظر حجم سه برابر قرآن است، ولى چيزى درباره‏ى قرآن و يا احكام و حلال و حرام ندارد، بلكه آينده‏ى تاريخ را تا روز رستاخيز ترسيم كرده است، كه اينك چند حديث در اين زمينه نقل مى‏كنيم: ابوبصير از امام صادق عليه‏السلام در مورد مصحف فاطمه عليهاالسلام سوال نمود،آن حضرت در جواب او فرمودند: مصحف فيه مثل قرآنكم هذا ثلاث مرات واللَّه ما فيه من قرآنكم حرف واحد [كافى، ص 239، بصائر، ص 152، ح 3].

مصحف فاطمه عليهاالسلام سه برابر اين قرآن موجود است، ولكن در يك حرف نيز مشابهت ندارند.شبيه اين حديث را از امام كاظم عليه‏السلام داريم كه مى‏فرمايند: مصحف فاطمه در نزد من است، ولى چيزى از احكام قرآن در آن نيست. عندى مصحف فاطمه ليس فيه شى من القرآن[بصائر، ص 154، ح8].
و از حماد بن عثمان آمده است كه روزى امام صادق عليه‏السلام فرمودند: در سنه‏ى يكصد و بيست و هشت زنادقه، خروج مى‏كنند و اين جريان را از مصحف فاطمه عليهاالسلام نقل مى‏كنم. حماد پرسيد: مصحف فاطمه عليهاالسلام چيست؟ حضرت فرمودند: ... ليس فيه شى من الحلال و الحرام ولكن فيه علم مايكون؛ [كافى، ج 1، ص 240، ح 2،بحارالانوار، ج 26، ص 44، ح بصائر، ص 157، ح 18].
در مصحف فاطمه عليهاالسلام چيزى از حلال و حرام نيست، ولى حوادث و اتفاقات روزگار در آن آمده است.ودر

حديث ديگرى همين امام بزرگوار از علوم غيبى و آنچه خداوند در اختيارشان گذاشته خبر مى‏كند و از كتابهاى آسمانى كه مخصوص ائمه است ذكرى به ميان مى‏آورد، آنگاه در مورد مصحف فاطمه چنين مى ‏گويند:و اما مصحف فاطمه عليهاالسلام ففيه ما يكون من حادث و اسماء من يملك الى ان تقوم الساعه[بحارالانوار، ج 26، ص 18، ح 1].
مصحف فاطمه عليهاالسلام كتابى است كه تمام حوادث و اخبار غيبى و جرياناتى را كه پادشاهان تا روز قيامت انجام مى‏دهند آمده است. و بالاخره ابوعبيده مى ‏گويد: برخى از اصحاب شيعه از امام صادق عليه‏السلام در مورد كتابهاى: جامعه، جفر و مصحف فاطمه پرسيدند، حضرت فرمودند: مصحف فاطمه عليهاالسلام اين است كه ملكى پيوسته در حضور فاطمه عليهاالسلام بود و او را در عزاى پدر تسلى مى‏داد. و از آينده‏ى جهان و سرنوشت فرزندانش خبر مى‏كرد، اين كتاب را مصحف فاطمه گويند و يخبرها عن ابيها و مكانه و يخبرها بما يكون بعدها فى ذريتها و كان على يكتب ذلك فهذا مصحف فاطمه[كافى، ج 1، ص 241، - بصائر، ص 154، ح 6].
از مجموع اين احاديث نتيجه مى ‏گيريم كه مصحف فاطمه عليهاالسلام كتابى است كه از جانب خدا به وسيله‏ى ملك و پيك وحى به فاطمه عليهاالسلام القاء شده و اميرالمؤمنين عليه‏السلام آن را نوشته و محتوايش در مورد اخبار غيبى و سرنوشت فرزندان فاطمه و اتفاقاتى است كه پادشاهان و امرا در دنيا انجام مى‏دهند و در اين كتاب مسائل احكامى و حرام و حلال نيامده و اين كتاب چنان پرحجم است كه سه برابر قرآن مجيد مى ‏باشد.

مناظره علمی با مخالفان اسلام در سیره و روش فاطمه زهرا(س)

حضرت فاطمه زهرا(س) به دلیل اتصال به اقیانوس ژرف و بی کران علوم و دانش هایی که منبع و سرچشمه اصلی آنها «وحی الهی» بود و به صورت نهرهای زلال وپاک توسط پیامبر اعظم (ص) به سرزمین جان و روح اهل بیت عصمت و طهارت جاری می گردید از درجات و مراتب بسیار بالا و والایی از علم و دانش برخوردار بود و تسلطی خیره کننده بر ابعاد و جلوه های گوناگون فرهنگ و معارف اسلامی داشت. زهرای بتول (س) متفکری همه سونگر دانشمندی ژرف اندیش پژوهنده ای دقیق خطیبی توانمند فاضلی جامع و شاعری کامل بود. این بانوی مقدس و مطهر در همه صحنه ها و عرصه های علم و دانش به مقتضای زمان و بر اساس نیازهای روز حاضر و ناظر و کوشا و فعال بود که از آن جمله است دقت ها و مراقبت ها و تلاش های ویژه او برای انتقال بینش ها و آگاهی های اصیل دینی به افراد مراجعه کننده با مواجهات و مباحثات دقیق علمی و معرفتی .

در میان مراجعاتی که به حضرت فاطمه (س) برای رفع مشکلات علمی می شد و نیز از میان فعالیت های آن بانوی بزرگ به منظور آماده کردن زمینه ها برای تحقق مواجهه و مناظره علمی با مخالفان اسلام نمونه ای را به مداقه می گذاریم و از آن پیام های آگاهی و درس های بیداری ذخیره می نمائیم . حضرت زهرای بتول (س) متفکری همه سونگر دانشمندی ژرف اندیش پژوهنده ای دقیق خطیبی توانمند فاضلی جامع و شاعری کامل بود. این بانوی مقدس و مطهر در همه صحنه ها و عرصه های علم و دانش به مقتضای زمان و براساس نیازهای روز حاضر و ناظر و کوشا و فعال بود که از آن جمله است دقت ها و مراقبت ها و تلاش های ویژه او برای انتقال بینش ها و آگاهی های اصیل دینی به افراد جامعه با مواجهات و مباحثات دقیق علمی و معرفتی.

هدف از بیان منزلت و فضایل فاطمه زهرا علیها السلام، بیان مطالب شگفت‏آور و غیرقابل وصول نیست; بلکه هدف از آن آگاهی بیشتر و درک عظمت وجود فاطمه زهرا علیها السلام و درس آموختن از مکتب پربار اوست .

حضرت زهرا علیها السلام از نظر زندگی مادی; بشری چون دیگران است، اما از جنبه معنوی; بدانجا رسید که شناخت تمامی ابعاد شخصیتی آن حضرت بسی دشوار و دست‏یابی به همه جوانب آن مشکل می‏نماید . مقامی که آن بزرگوار در اثر بندگی خدا و شناخت و معرفت‏حضرت حق بدست آورد; مقامی بس عظیم و فضایل او بی‏شمار است . در این نوشته سعی خواهیم کرد برخی از فضایل و مناقب آن حضرت را بازگو نمائیم . باشد که زندگی آن حضرت را الگو و سرمشق خویش قرار دهیم .

فاطمه (علیها السلام) و فدک

اگر بخواهیم مقام علمی فاطمه (علیها السلام) را درک کنیم و به گوشه‌ای از آن پی ببریم، شایسته است به گفتار او در خطبه فدکیه بنگریم؛ چه آنجا که استوارترین جملات را در توحید ذات اقدس ربوبی بر زبان جاری می‌کند، یا آن هنگام که معرفت و بینش خود را نسبت به رسول اکرم آشکار می‌سازد ویادر مجالی که در آن خطبه، امامت را شرح مختصری می‌دهد.جای جای این خطبه واحتجاجات این بانوی بزرگوار به قرآن کریم و بیان علت تشریع احکام، خود سندی محکم بر اقیانوس بی‌کران علم اوست که متصل به مجرای وحی است از دیگر شواهدی که به آن وسیله می‌توان گوشه‌ای از علو مقام فاطمه (علیها السلام) را درک نمود، مراجعه زنان و یا حتی مردان مدینه در مسائل دینی و اعتقادی به آن بزرگوار می‌باشد که در فرازهای گوناگون تاریخ نقل شده است. همچنین استدلالهای عمیق فقهی فاطمه (علیها السلام) در جریان فدک ، به روشنی بر احاطه فاطمه (علیها السلام) بر سراسر قرآن کریم و شرایع اسلامی دلالت می‌نمایدفدک قریه‌ای است که تا مدینه حدود 165 کیلومتر فاصله دارد و دارای چشمه جوشان و نخلهای فراوان خرماست و خطه‌ای حاصلخیز می‌باشد. این قریه متعلق به یهودیان بود و آن را بدون هیچ جنگی به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بخشیدند؛ لذا مشمول اصطلاح انفال می‌گردد و بر طبق صریح قرآن، تنها اختصاص به خداوند و پیامبر اسلام دارد. پس از این جریان و با نزول آیه «و ات ذا القربی حقه»، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بر طبق دستور الهی آن را به فاطمه(علیها السلام)بخشید. فاطمه (علیها السلام) و امیر مومنان (علیه السلام) در فدک عاملانی داشتند که در آبادانی آن می‌کوشیدند و پس از برداشت محصول، درآمد آن را برای فاطمه (علیها السلام) می‌فرستادند. فاطمه (علیها السلام) نیز ابتدا حقوق عاملان خویش را می‌پرداخت و سپس مابقی را در میان فقرا تقسیم می‌نمود؛ و این در حالی بود که وضع معیشت آن حضرت و امام علی (علیه السلام) در ساده‌ترین وضع به سر می‌برد. گاه آنان قوت روز خویش را هم در راه خدا انفاق می‌نمودند و در نتیجه گرسنه سر به بالین می‌نهادند. اما در عین حال فقرا را بر خویش مقدم می‌داشتند و در این عمل خویش، تنها خدا را منظور نظر قرار می‌دادند. (چنانچه در آیات آغازین سوره دهر آمده است). پس از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، ابابکر با منتسب نمودن حدیثی به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با این مضمون که ما انبیا از خویش ارثی باقی نمی‌گذاریم، ادعا نمود آنچه از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) باقی مانده، متعلق به تمامی مسلمین است.فاطمه در مقام دفاع از حق مسلم خویش دو گونه عمل نمود. ابتدا افرادی را به عنوان شاهد معرفی نمود که گواهی دهند پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در زمان حیات خویش فدک را به او بخشیده است و در نتیجه فدک چیزی نبوده که به صورت ارث به او رسیده باشد. در مرحله بعد حضرت خطبه‌ای را در مسجد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ایراد نمود که همانگونه که قبلاً نیز ذکر شد، حاوی مطالب عمیق در توحید و رسالت و امامت است. در این خطبه که در نهایت فصاحت و بلاغت ایراد گردیده است، بطلان ادعای ابابکر را ثابت نمود. فاطمه به ابوبکر خطاب نمود که چگونه خلاف کتاب خدا سخن می‌گویی؟! سپس حضرت به شواهدی از آیات قرآن اشاره نمود که در آنها سلیمان، وارث داود ذکر گردیده و یا زکریا از خداوند تقاضای فرزندی را می‌نماید که وارث او و وارث آل یعقوب باشد. از استدلال فاطمه (علیها السلام) به نیکی اثبات می‌گردد بر فرض که فدک در زمان حیات پیامبر به فاطمه (علیها السلام) بخشیده نشده باشد، پس از پیامبر به او به ارث می‌رسد و در این صورت باز هم مالک آن فاطمه است و ادعای اینکه پیامبران از خویش ارث باقی نمی‌گذارند، ادعایی است خلاف حقیقت، و نسبت دادن این کلام به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) امری است دروغ؛ چرا که محال است آن حضرت برخلاف کلام الهی سخن بگوید و خداوند نیز بارها در قرآن کریم این امر را تایید نموده و بر آن تاکید کرده است. اما با تمام این وجود همچنان غصب فدک ادامه یافت و به مالک حقیقی‌اش بازگردانده نشد.باید توجه داشت صحت ادعای فاطمه (علیها السلام) چنان واضح و روشن بود و استدلالهای او آنچنان متین و استوار بیان گردید که دیگر برای کسی جای شک باقی نمی‌ماند و بسیاری از منکرین در درون خود به وضوح آن را پذیرفته بودند. دلیل این معنا، آنست که عمر خلیفه دوم هنگامی که فتوحات اسلامی گسترش یافت و نیاز دستگاه خلافت به در آمد حاصل از آن برطرف گردید،فدک را به امیر مؤمنان (علیه السلام) و اولاد فاطمه (علیها السلام) باز گرداند. اما بار دیگر در زمان عثمان فدک غصب گردید.www.roshd.org

نتيجه گيري

فاطمه (س) را باید به تنهایی ومطلق ومجزا از وابستگی های ارزشمندش ، تنها  به عنوان یک انسان در نظر گرفت تا پی به علو درجاتش برد وبی هیچ اغراق افسانه ای ، ارزش های آسمانی اش را درعین آنکه بر زمین خدا ودر میان خلق خدا راه می رفت وزندگی می کرد،به بررسی نشست . دختر رسول گرامی اسلام بودن ویا افتخار همسری ابر مردی چون علی را داشتن ویا مادر سلسله نورانی امامت بودن و...، اینها همه به تنهایی هر کدامشان فضیلتی گرانسنگ وبی همتاست ، اما باز در حق فاطمه ، ره انصاف ننموده ایم اگر تنها به اعتبار همین گونه فضایل قومی ونسبی اش به او بپردازیم وشخصیت وی  را با همین نگاه به قضاوت در آییم . نه ، فاطمه زهرا (س) خود به تنهای ،باید نگریسته شود تا به گفته زیبای دکتر شریعتی _ «دانسته شود که فاطمه ، فاطمه است »

با نگرش عمیق در این سیره و روش علمی حضرت فاطمه زهرا(س) برای زمینه سازی مساعد به منظور تحقق مواجهه ومناظره علمی با مخالفان اسلام نتایج ذیل حاصل می گردد:

الف ـ مواجهه و مناظره علمی با معاندان ومخالفان اسلام یک اصل ضروری و یک مسئولیت مهم در عرصه فعالیت های فکری و فرهنگی و تبلیغی محسوب می شود و نمی توان آن را کوچک پنداشت و در انجام آن قصور و غفلت ورزید. این وظیفه ومسئولیت اگر چه بر دوش همه افرادی که عضو جامعه اسلامی می باشند و از توانائی های لازم برای مباحثه و مواجهه علمی با مخالفان برخوردار هستند سنگینی می کند لکن از مهم ترین وظایف و مسئولیت های حوزه های علمیه مراکز دانشگاهی سازمان های فرهنگی و رسانه های جمعی به شمار می رود و هم آنان هستند که باید با برنامه ریزی های مقطعی و فصلی از یکسو و برنامه ریزی های درازمدت و زمان دار از دیگر سو به این مهم اهتمام ورزند.

ب ـ یکی از آثار مهم مواجهات و مناظرات صحیح با مخالفان ومعاندان جلوگیری از رشد روزافزون جریان های فکری و اعتقادی ناسالم در جامعه می باشد. این جریان ها که قارچ گونه سر از زمین بیرون می آورند و رشد می کنند و آسیب و آفت می آفرینند نباید به حال خود رها شوند که تلاش و فعالیت برای مهار و جلوگیری از آثار و پی آمدهای مخربشان یک ضرورت حیاتی و انکارناپذیر می باشد. چه کسی است که منکر آثار مسموم و ویرانگر تحرکات و فعالیت های خطرناک جریان هایی باشد که کفر و الحاد را در شکل و قالب های جدید به جوانان عرضه می دارند و آنان را به مرور و باشعارهای فریبنده و شگردهای شیطانی به بی دینی وبی اعتقادی سوق می دهند.

یا می توان نوجوانان وجوانان را در برزخ شک و تردید و ابهام و تاریکی هایی که جریان های فکری ناسالم به وجود می آورند رها نمود وبه یاری شان نشتافت و آئینه ذهن و فکرشان را از زنگارهای سیاه پریشانی ها و سرگردانی های فکری نزدود؟

ج ـ ترویج و گسترش تعالیم وقوانین اسلام در جامعه و ایجاد معرفت و شناخت های اصیل دینی برای نسل جوان دارای ابعاد و جلوه های گوناگون است که یکی از آنها مواجهات و مباحثات علمی با مخالفان اسلام می باشد. این مناظرات چه به صورت «زنده» در معرض دید و نگرش و استماع نسل جوان واقع شود و چه به صورت «مکتوب» و با چاپ و نشر «مقاله» و «کتاب» در دسترس افراد جامعه قرار گیرد بسیار تاثیرگذار وآگاهی بخش و شناخت آفرین می باشد. این تلاش های فکری و تبلیغی باعث می شود که افراد جامعه به ویژه جوانان ازیکسو باشبهات وابهاماتی که معاندان و مخالفان ایجاد می کنند آشنا شوند و ازسوی دیگربه پاسخ هاواستدلالها و براهین ارائه شده به آنان واقف گردند و در نهایت به مراتب قابل توجهی از «بینش دینی» نائل آیند و به آمادگی های لازم براي مقابله منطقی و صحیح با ابهامات و شبهاتی که در زندگی روزمره و در گوشه و کنار مدرسه و دانشگاه و محیطاجتماع با آن روبرو می شوند دست یابند.

د ـ امروز معاندان ومخالفان فکری را نمی توان فقط در مکتب های فلسفی و فکری دنیای غرب و شرق محدود نمود و مواجهات و مناظرات علمی را تنها در این محدوده به حیطه عمل در آورد. بلکه در درون جامعه اسلامی و در میان افراد و گروهها و جریان های فکری و احزاب و جمعیت ها و جناح های مختلف سیاسی نیز رگه های انحراف از اصل تعالیم و قوانین اسلام مشاهده می شود و گرایشاتی از جانب آنان به ظهور و عینیت در می آید که بخش های گوناگون معارف دینی به ویژه آموزه ها و قوانین سیاسی اسلام را نفی می نماید و از این طریق به اصل ضروری و حیاتی تشکیل حکومت اسلامی در همه اعصار یورش می برد.

فاطمه، يك “زن” بود، آن‌چنان كه اسلام مي‌خواهد كه زن باشد. تصوير سيماي او را پيامبر خود رسم كرده بود و او را در كوره‌هاي سختي و فقر و مبارزه و آموزش‌هاي عميق و شگفت انساني خويش پرورده و ناب ساخته بود.
وي در همه‌ي ابعاد گوناگون “زن بودن” نمونه شده بود. مظهر يك “دختر”، در برابر پدرش. مظهر يك “همسر” در برابر شويش.

مظهر يك “مادر” در برابر فرزندانش. مظهر يك “زن مبارز و مسؤول” در برابر زمانش و سرنوشت جامعه‌اش.

 زهرای عزیز عشق واردت قلبی عاشقانه ما به تو تنها نه از آن روست که تو دخت رسول اکرمی کفو علی مرتضی وام ائمه ! ونه بدان روی که حبیبه وبرگزیده پروردگاری ومظهر ولایت حضرت حق  . ونه بدان جهت که در سیر به سوی معبود ومحبوب به والاترین مرحله قرب ره یافتی . ونه بدان دلیل که رب العالمین بزرگترین فرشته مقرب را وسفیر وحی را که جبرئیل امین بود برای تسلی ودلداریت بر تو نازل فرمود . ونه برای دیگر مقامات معنوی ومراتب بندگی تو . گرچه هر یک از اینها کافی است  تا هر کس را که از منزلت انسانی بهره ای دارد ودر راه نیل به مقصد بزرگ آفرینش گام برمی دارد مجذوب تو سازد ومرغ جانش به هوای کوی تو پرواز کند . اما ارادت ومحبت ما به تو علاوه بر این از آن روست که روز سپید کرامت وحیات طیبه جامعه - خانواده خویش را مدیون توایم . دلهای دختران ما قلبهای زنان ما ودر یک کلام زندگی ما از تو نور گرفته وبا نام تو وعشق تو معنا یافته است . وخود را درپرتو شخصیت تو یافته ایم . ما اذعان داریم که همه چیزمان از تو وبیت تو ومکتب توست . همان بیت محقر وگلی . لکن معطر ومنور واز تمامی جهان خلقت والاتر وبرتر ! وتمام ارزش آن خانه کوچک ومحقر وگلی همین است که خانه دل ووجود انسانها را نور وفضیلت بخشیده وبسوی مبدا آفرینش راه نموده است . آری زهرای مظلوم وبال وپر شکسته ! زنان ودختران ما سپیده انسانیت وفجر فضیلت خویش را مدیون تواند. توئی الگو واسوه  ووالا. تو با مبارزه قهرمانانه خویش راه ظلم ستیزی را به آنان آموختی ! وبا عبادت ، عفاف ، عصمت وحجاب خویش مسیر تکامل واوج عظمت یک زن را به جهان نشان دادی ! وبا زهد وبی اعتنائی به مظاهر فریبنده مادی دنیا ارزش والائی انسان را تبلور بخشیدی ، وبا حمایت از دین خدا وانقلاب پیامبر وامام خویش وتحمل سختی ها وناملایمات به مبارزه برخاستی وبا علم ومعرفت خود بلندای منزلت انسانی را بخصوص برای زنان تبیین کردی وبا ارجمندترین شیوه خانه داری ، شوهرداری ، تربیت وپرورش فرزندان شیوه جهاد زن در اسلام را به نمایش گذاشتی ودر یک کلام در تمام ابعاد وشئون زندگی ، بهترین وارزشمندترین روش زندگی وحیات زیبای انسانی را برای همیشه به انسانها آموختی !

ریشه عشق ما وعلاقه ما به تو حکایتگر ارتباط ما با یک تاریخ است

درپايان بايد اشاره كرد: شخصيت‏حضرت زهرا را با اين بحث كوتاه نمى‏توان معرفى كرد و آنچه در اينجا آورده مى‏شود، قطره‏اى از درياى فضيلت آن صديقه شهيده،عالمه مرضيه مي باشد.

پي نوشتهـــــــــــــــــا

1- سوره احزاب (۳۳) ، آیه 33‏.

2- سوره آل عمران (۳) ، آیه 61‏.

3- سوره بقره (۲) ، آیه 37‏.

4- سوره شوری (42)، آیه 23‏.

5- سوره احزاب (۳۳) آیه 72‏.

6 ـ سوره انعام: آيه75 .

7 ـ سوره يوسف: آيه94 .

8 ـ سوره احزاب: آيه45 ـ 46.

9 ـ حذف قيود دال بر عموميّت است.

10 ـ سوره نساء: آيه41 .

11 ـ سوره نساء: آيه 42.

12 ـ بحار الانوار: ج56 ص163.

13 ـ بحار الانوار: ج25 ص347 و در آنجا علامه مجلسى مى‏فرمايد: روايات فراوانى به اين مضمون رسيده است.

14ـ سوره طه: آيه17.

15 مناقب ابن شهر آشوب ج 3

16-سوره كوثر

منابــــــــــــــــع

1- آلوسى بغدادى ،تفسير (روح المعانى), بيروت،دار احياء التراث العربى, ج107/12

2- اميني محمد حسين، حضرت فاطمه(س) از دیدگاه قرآن، ماهنامه موعود،خرداد1386،شماره 76

3- بحرانی اصفهانی شیخ عبدالله ، عوالم العلوم، انتشارات انصاریان، ج‏11.

4- تبيان، جلد 8 ص 18.

5- خبرگزاري مهر،گروه دين وانديشه،3/4/1385.

6- دشتی محمد ، نهج الحیاة ، فرهنگ سخنان فاطمه علیها السلام، قم، مؤسسه تحقیقاتی امیرالمؤمنین (ع) 1373، چ ششم.

7- رحمانی همدانی احمد، ترجمه حسن افتخارزاده، فاطمه زهرا(س)شادمانی دل پیامبر،تهران، انتشارات بدر،1375.

8- صفار محمد بن حسن،بصائرالدرجات فی فضایل آل محمد (ع)،تهران،نشر طلیعه نور،1384 ، ح 3.

 9- فلسفی محمدتقی ،الحدیث رهنمودهای تربیتی پیشوایان دین،تهران ،انتشارات دفترنشرفرهنگ اسلامی، ج2.

10- قائمی علی،فاطمه(س) برترین بانوی اسلام،تهران، انتشارات هجرت، تابستان 1374،چاپ پنجم.

 11- قسطلّانی، احمد بن محمد ؛ المواهب اللدنيه بالمنح المحمديه؛ بيروت؛ مامون بن محيي الدين الجنان؛ 1996؛ دارالكتب العلميه؛ 488؛ج3 .
12- كميته امور بانوان شهرستان آران وبيدگل،ويژه نامه ميلاد حضرت زهرا، ،1385.

13- كميته امور بانوان شهرستان آران وبيدگل،ويژه نامه ميلاد حضرت زهراوگراميداشت مقام زن، 1386،ص1-4.

14- کلینی محمد بن یعقوب ، اصول کافی، تهران، انتشارات عمید ،ج‏1، ص‏458.

15- مكارم شيرازي،زهرا برترين بانوي جهان،قم ،انشارات سرور ، 1384.چاپ دوم.

16- موسوي خميني روح الله،صحيفه نور، تهران ،مركز مدارك فرهنگي انقلاب،1361.

17- مجلسي محمد باقر، بحارالانوار، ج103، ص243.

18- ويژه نامه كنگره فاطمه شناسي واحد مقاومت سپاه آذربايجان غربي، بسيج خواهران،1386ص1

www.roshd.org

 

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

مجوز استفاده از قالب مذهبی یاسین براي اين دامنه داده نشده , برای دریافت مجوز قالب بر روی لینک ، ( درخواست مجوز ) کلیک کنید