امروز شنبه, 05 خرداد 1397 - Sat 05 26 2018

https://telegram.me/emamemobin

منو

تفسیر و علوم قرآنی

برتری حضرت زهرا(س) نسبت به زنان عالم

 سهیلا اشراقیان1 

چکیده

در روایات فراوانی که در منابع معروف اهل سنت آمده تصریح شده است که فاطمه زهرا سلام الله علیها افضل زنان جهان بود، آن سخنی است که پیغمبر اکرم صلى الله علیه وآله آن را به تعبیرات مختلف بیان فرموده است:

«اِنَّ اَفْضَلَ نِساءِ اَهْلِ الْجَنَّةِ خَدیجَةُ بِنْتُ خُوَیْلِد، وَ فاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّد، وَ مَرْیَمُ بِنْتُ عِمْرانَ، وَ آسِیَةُ بِنْتُ مُزاحِم[1]

برترین زنان بهشت خدیجه دختر خویلد، و فاطمه دختر محمّد، و مریم دختر عمران، و آسیه دختر مزاحم [همسر فرعون]».

او در عظمت و بزرگی نسب خانوادگی شهره جهان است; زیرا پدری چون حضرت محمد صلی الله علیه و آله - اولین فرد جهان هستی در کمال و فضائل - و مادری چون خدیجه کبری علیها السلام - یکی از زنهای کامله جهان هستی و دومین مسلمان، و فداکارترین فرد در راه اسلام - و همسری چون امیرمؤمنان علی علیه السلام که به منزله جان پیامبر صلی الله علیه و آله و برترین انسان بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله می‏باشد - و فرزندانی چون حسنین علیهما السلام و زینبین علیهما السلام دارد.

موضوع این مقاله بررسی فضایل حضرت زهرا سلام الله علیها و در دو فصل می باشد. ابتدا در فصل  اول به بررسی فضایل برخی زنان بافضیلت همچون حضرت خدیجه سلام الله علیها ، حضرت مریم سلام الله علیها و... و در فصل بعد  به بررسی فضایل مختصه حضرت زهرا سلام الله علیها، کرامات آن حضرت، نام های پرمعنای ایشان، فاطمه علیها السلام ازنگاه اهل بیت علیهم السّلام ومشهورترين و صحيح‏ترين مناقب و فضائل حضرت زهرا سلام الله علیها می پردازیم.

در این مقاله از کتاب هایی همچون بحار الانوار، تفسیر نمونه، قصص الانبیاء، ریاحین الشریعه و قُلزُم و چند کتاب دیگر استفاده شده است.

این مقاله بر آن است تا با بررسی آیات قرآن کریم و سیر در منابع معتبر روایی و تاریخی، به بحث و بررسی پیرامون شخصیت حضرت زهرا سلام الله علیها بپردازد و فضایل آن حضرت را بیان و معرفی نماید.

 

واژگان کلیدی

حضرت زهرا سلام الله علیها ، فضایل، شفاعت، شرافت نسب، عظمت، بافضیلت

 

1 - مقدمه

فاطمه سلام الله علیها، محدثه نامیده شد زیرا فرشتگان از آسمان فرود می آمدند و با او گفتگو می کردند همان طور که با مریم دختر عمران حرف می زدند. و می گفتند : ای فاطمه! خداوند، تو را برگزید و پاکیزه قرار داد و بر همه ی زنان جهانیان برتری داد. ای فاطمه! به درگاه پروردگارت دعا بخوان! پس فاطمه با آن ها حرف می زد و آن ها با فاطمه حرف می زدند، یک شب حضرت به آن ها گفت : مگر مریم را بر زنان جهان برتری ندادند؟

فرشتگان گفتند : مریم، سرور زنان عصر خود بود و خداوند، تو را سرور زنان عصر خود و عصر او و سرور زنان گذشته و آینده قرار داد. [2]

درك اررشمندي و فضيلت هاي الهي داراي حوزه جغرافيايي و جنسيتي نيست بلكه در هر جنسيتي و در هر حوزه جغرافيايي مي توان از آن برخوردار شد و اين مطلب  مورد قبول و پذيرش عقل و دين است. از اين رو در ميان شخصيت هاي با فضيلت از هر جنسيتي و از هر حوزه جغرافيايي و با هر رنگ چهره و نژادي قابل مشاهده است چرا كه «انّ اكرَمَكُم عِندَالله اتقاكُم». برترين­هاي شما با تقواترين شما و الهي­ترين شما مي باشد.

 

 

فصل اول

فضایل چندتن از زنان صاحب فضیلت

 

 

 

 

 

فضایل حضرت خدیجه سلام الله علیها

بانوي پاكدامن دوران جاهليت:

مهمترين ويژگي و ارزشمندي انسان پاكدامني او است چرا كه در قالب پاكدامني مي توان به ساير ارزش ها نيز دست يافت.

حضرت خديجه با وجود اينكه بخش عمده اي از زندگي اش در دوران جاهليت سپري گرديده كه در آن عصر و زمان از پاكدامني و عفت و توجه به ارزشهاي معنوي الهي خبري نبوده ولي در همان دوران نيز او به پاكدامني شهره بوده و اشتهار به سلامت نفس و طهارت روح داشته است اين نكته تا جايي مشهور بوده كه پاكدامني وي عامل ايجاد لقبي مناسب رفتار وي براي او شد چرا كه او را طاهره لقب دادند. «و كانت تُدعي في الجاهلّية بالطّاهره لشدّة عفافها و صيانتها».[3]       

کرم، سخاوت، دورانديشي، درايت، عفت و پاک دامني، از وي بانويي پرهيزکار و مورد احترام ساخته بود. لقب «بانوي بانوان قريش» که در آن زمان به وي داده شد، نيز نشان دهنده جايگاه او در ميان مردم است.

 

يكى از برترين زنان بهشتي:

پيامبر اعظم براي اينكه مقام بانوي اسلامي و حضرت خديجه را به نحو بهتري براي مردم بيان كند تا در ذهن آنان ماندگاري بيشتري پيدا كند به شيوه تمثيل و استفاده از روشهاي مختلف بيان روي آورده است.

عن ابن عباس قال : خط رسول الله أربع خطط في الارض وقال: أتدرون ما هذا: قلنا الله ورسوله أعلم فقال رسول اللّه: أفضل نساء أهل الجنة أربع : خديجة بنت خويلد، وفاطمة بنت محمد ، ومريم بنت عمران ، وآسية بنت مزاحم امرأة فرعون.[4] ابن عباس مي گويد: روزي رسول خدا چهار خط برروي زمين ترسيم كرد. آنگاه پرسيد: آيا مي دانيد اين خطها چيست و نشانه چه چيزي مي باشد؟ ابن عباس مي گويد : من و ديگر ياران و اصحاب گفتيم: خدا و رسولش داناتر است.

 فرمود: بهترين زنان بهشت، مريم دختر عمران، خديجه دختر خويلد، فاطمه دختر محمد صلى الله علیه وآله  و آسيه دختر مزاحم، همسر فرعون است»

 

 جايگاه خديجه در بهشت:

از جمله ي فضيلت هاي حضرت خديجه عليهاالسلام، مقامي است كه براي ايشان در بهشت از سوي خداوند وعده داده شده است.

«عن أبي جعفر محمد بن علي عليه السلام ، أنه قال : قال رسول الله صلى الله عليه وآله لفاطمة عليها السلام : إن جبرائيل عليه السلام عهد الي إن بيت امك خديجة في الجنة بين بيت مريم ابنة عمران وبين بيت آسية امرأة فرعون ، من لؤلؤ جوفاء ، لا صخب فيه ولا نصب» .[5]  امام باقر علیه السّلام روايت مي كند كه  پيامبراعظم صلي الله عليه و آله به دخترش فاطمه زهرا سلام الله علیها فرمود: جبراييل براي من عهدي و پيامي آورد و گفت: مادرت خديجه در بهشت، خانه اي دارد كه ميان خانه مريم دختر عمران و آسيه دختر مزاحم قرار دارد و اين خانه اي است که در آن رنج و سختي وجود ندارد.

 

 

 

  سلام خداوند به خديجه:

مقام معنوي حضرت خديجه عليهاالسلام آنقدر والاست كه  خداوند به نشانه ارزش گذاري به مقام وي به وسيله امين وحي خويش، جبرئيل بر او سلام مي فرستد و او را گرامي مي دارد. هنگامي که پيامبر اعظم  از معراج بازگشت، از جبرئيل پرسيد: آيا کار ديگري هست؟ جبرئيل فرمود: «از طرف خداوند و از سوي من به خديجه عليهاالسلام سلام برسان.

وكيع، باسناده، أن رسول الله صلى الله عليه وآله قال لخديجة : يا خديجة ، هذا جبرائيل يخبرني أن الله عزوجل أرسله اليك بالسلام . فقالت خديجة : الله السلام ولله السلام وعلى جبرائيل السلام . [6]

وكيع از پيامبر اعظم صلى الله عليه وآله روايت مي كند : هنگامي که آن حضرت پس از بارگشت از معراج خديجه را ملاقات کرد، به وي فرمود: «اي خديجه! خداوند و فرشتگان بر تو سلام مي رسانند و گرامي ات مي دارند.» خديجه فرمود: خداوند، خود، سلام است و سلام از اوست و سلام به سوي اوست و نيز سلام بر جبرئيل فرشته حق باد.

 

فضایل حضرت مریم سلام الله علیها

1. سخن گفتن با فرشتگان

چون مریم بانویی پاک و برگزیده از سوی خداوند بود، فرشتگان بر او نازل می شدند و می گفتند:

ای مریم! خدا تو را برگزیده و پاک ساخته و بر همه زنان جهان، برتری داده است.[7]

این سخن، از بلندی مقام مریم، حکایت می کند . خداوند در جای دیگر می فرماید:

فرشتگان گفتند: ای مریم! همانا خداوند، تو را به کلمه ای از خود بشارت می دهد که نامش، مسیح عیسی بن مریم است و در دنیا و آخرت آبرومند و از مقربان است.[8]

سخن گفتن با فرشتگان را در اصطلاح «محدثه بودن » می گویند . پس حضرت مریم نیز «محدثه » بوده است .

2. برگزیده شدن از سوی خداوند

و (به یاد آرید) هنگامی که فرشتگان گفتند: ای مریم! خدا تو را برگزیده است و پاک ساخته و بر همه زنان جهان برتری داده است.[9]

امام باقر علیه السّلام درباره این آیه می فرماید: «برگزیدن حضرت مریم از دو جهت است:

1. پذیرفتن و برگزیدن او برای بندگی، فرستادن رزق بهشتی برای او، بی نیازی از کسب، پاک گردانیدن از هر ناپاکی و در نهایت، معصوم قرار دادن او . یعنی او را از نسل پیامبران برگزید که در گناهکاری پدران و مادرانش، هیچ احتمالی نیست .

2. فرستادن فرشتگان به سوی او، هدایت وی، اعطای کرامت های گونه گون به او و بالاتر و مهم تر از همه اینکه، حضرت عیسی علیه السّلام را بدون پدر به دنیا آورد و این، سبب تقدم او بر همه جهانیان است.[10]

امام صادق علیه السّلام فرمود: «خدا مریم را برای ذریه پیامبران برگزید (پیامبران پس از خود) و هر چیز زشتی را از او پاک گردانید و او را بر همه زنان زمان خود برتری داد . پس از برگزیدن وی، فرشتگان به او گفتند: اکنون در برابر پروردگارت، خضوع و سجده و رکوع به جای آور[11] و این در حقیقت، شکرانه ای در برابر آن نعمت بزرگ بود.[12]

 

3. پاکدامنی

قرآن کریم در این زمینه می فرماید:  خداوند مثل می زند برای مؤمنان ... مریم دختر عمران را که دامن خود را از هر آلودگی، حفظ کرد . سپس ما از روح خود در او دمیدیم (و نطفه حضرت عیسی را با معجزه الهی در رحم او قرار دادیم) و مریم، کلمات پروردگار خود و همه کتاب هایی را که بر پیامبران نازل شده است، تصدیق کرد و از پیروی کنندگان همیشگی حق تعالی گشت.[13]

امام صادق علیه السّلام فرمود: «حضرت مریم، خود را از حرام حفظ کرد که مدت آن زیاد بود . این، گواه به پاکی اوست از هرگونه پلیدی».[14]

 

 ویژگی­ها و فضائل آسیه در قرآن

 1. الگو برای مؤمنان اخلاص و ایمان آسیه به­ حدی بود ­که خدای تبارک در قرآن کریم ایشان را به عنوان الگو و اسوه­ای برای همه­ی مؤمنان از زن و مرد معرفی نموده و وی را در اسوه بودن هم­سنگ حضرت مریم، مادر حضرت عیسای مسیح قرار داده است:  «وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِینَ ءَامَنُواْ امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ... وَ مَرْیمَ‏َ ابْنَتَ عِمْرَانَ...»[15] «و خداوند برای مؤمنان، به همسر فرعون مثل زده است... و همچنین به مریم دختر عمران...»  خداوند برای مؤمنان مثل زنی را زده به نام آسیه که وصلت با کافران ضرری به حال ایشان نرساند، و منزلتی که در پیشگاه الهی داشت، خللی وارد نشد، با اینکه زیر سلطه­ی یکی از دشمنان خدا بود.[16]

 مقصود اين است كه پيوند مؤمنان با كافران به حالشان زيانى ندارد و چيزى از ثواب و تقرّبشان به خدا نمى‏كاهد.[17]  

در آیه­ی شریفه دو فضیلت و ویژگی خاص برای حضرت آسیه بیان شده که در ذیل دو عنوان مطرح می­کنیم:

  الف. اعتقاد محكم و خلل‌ناپذیر آسیه : پس از شنیدن جریان معجزه­ی عصای حضرت موسی علیه السّلام، به وی ایمان آورد؛ اما همسرش فرعون وی را شدیداً مورد شکنجه قرار می­داد تا دست از آیین موسی بردارد؛ ولى آسیه در برابر این فشارها و تهدیدها با استقامت تمام ایستاد و هرگز تسلیم خواسته­ی فرعون نشد؛ چراکه او تقرب به درگاه خدا را بر نزدیکی به فرعون و دستگاهش ترجیح می­داد و در برابر این تهدیدها، با کلمات توحیدی حقیقت خویش را هویدا ساخت: «رَبّ‏ِ ابْنِ لىِ عِندَكَ بَیتًا فىِ­الْجَنَّةِ...»[18]

«پروردگارا! براى من خانه‏اى در بهشت در جوار خودت بنا كن...»  این کلمات گهربار بیان­گر اینست که سلطه­ی کافر بر مؤمن، ضرری به ایمان مومن وارد نمی­کند؛ همچنان­که شخصیتی مثل آسیه با اینکه تحت اختیار فرعون بود، اما در بهشت الهی جایگاه ویژه ای بر خود اختصاص داد.[19]

 آسیه در دعای خویش از خداوند خانه‏اى درخواست كرده كه هم نزد او باشد و هم در بهشت؛ یعنی هر دو را جمع کرده، و اين بدان جهت است كه بهشت دار قرب خدا و جوار رب العالمين است؛ علاوه بر این حضور در نزد خداى تبارک و قرب او كرامتى است معنوى، و استقرار در بهشت، كرامتى است صورى؛ لذا ارزشمند است كه بنده از خدا هر دو را بخواهد.[20]

 از حضرت صادق علیه­السّلام نقل شده که فرمودند: «إِنَّ الْمُؤْمِنَ أَشَدُّ مِنْ زُبَرِالْحَدِیدِ إِنَّ الْحَدِیدَ إِذَا دَخَلَ النَّارَ تَغَیّر وَ إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَوْ قُتِلَ  وَ نُشِرَ ثُمَّ قُتِلَ لَمْ­یتَغَیرْ قَلْبُه».[21]

«مؤمن سخت‏تر از پاره آهن است، بدرستى كه پاره آهن وقتى داخل آتش شود، تغییر می كند؛ ولی مؤمن اگر كشته شود و زنده شود، بعد كشته شود، قلب او از حق تغییر نكند.»  

ب. بیزارى از ظالمان و فرعونیان آسیه از تمام لذتهایی که در دربار فرعون وجود داشت، با تمام وجود چشم پوشید و در برابر فرعون ظالم سر تسلیم فرود نیاورد؛ بلکه توجه خویش را به كرامات و رضایت الهی سوق داد و با اتصال به قرب الهی، در ایمان خود استقامت ورزید تا اینکه از دنیا رخت بربست:[22]

 «...وَ نَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نجَِّنىِ مِنَ­الْقَوْمِ الظَّالِمِین‏»[23]

«...و مرا از فرعون و كار او نجات ده‏! و مرا از گروه ستمگران رهایى بخش!»  بیزاری از ناحیه ی خود آسیه بود که از خداوند نجات خویش را از شخص فرعون و عمل وی طلبید؛ مقصود همان عملی بود که موجب مصاحبت و معاشرت آسیه با فرعون در زندگی زناشویی می شد؛ و منظور از قوم ظالم، همان قوم فرعون بود که از خداى تعالى در حقيقت بيزارى و نجات از جامعه‏ى ستمكار را درخواست نمود.[24]

خداوند نیز دعاى این زن نمونه، مؤمن و فداكار را اجابت فرمود و او را در ردیف یکی از بهترین زنان عالم(حضرت مریم) قرار داد.[25]

 

فصل دوم

فضائل خاصه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

 

 

 

 

 

فاطمه زهرا سلام الله برترین بانوی جهان

فاطمه زهرا سلام الله علیها افضل زنان جهان بود، آن سخنی است که پیغمبر اکرم صلى الله علیه وآله آن را به تعبیرات مختلف بیان فرموده است:

«اِنَّ اَفْضَلَ نِساءِ اَهْلِ الْجَنَّةِ خَدیجَةُ بِنْتُ خُوَیْلِد، وَ فاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّد، وَ مَرْیَمُ بِنْتُ عِمْرانَ، وَ آسِیَةُ بِنْتُ مُزاحِم[26]

برترین زنان بهشت خدیجه دختر خویلد، و فاطمه دختر محمّد، و مریم دختر عمران، و آسیه دختر مزاحم [همسر فرعون]».

 

 بانوی بهشتی

هنگامی که به تاریخ زندگی بانوی اسلام فاطمه زهرا علیها السلام مراجعه می‌کنیم می‌بینیم او در این زمینه یک وضع استثنائی دارد که در تاریخ شخصیت‌های بزرگ جهان اعم از مرد و زن بی نظیر است، بهتر است این سخن را از زبان پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله بشنویم:

ابن عباس می‌گوید: پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله زیاد فاطمه را می‌بوسید، روزی عایشه عرض کرد: شما زیاد فاطمه را می‌بوسید؟

رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: (این دلیلی دارد) در شب معراج هنگامی که جبرئیل مرا وارد بهشت کرد، از تمام میوه‌های بهشتی به من داد، و از عصاره آنها نطفه فاطمه در رحم خدیجه منعقد شد.

«فَاِذَا اشْتَقْتُ لِتِلْکَ الثِّمارِ قَبَّلْتُ فاطِمَةَ فَاَصَبْتُ مِنْ رائِحَتِها جَمِیعَ تِلْکَ الثِّمارِ الَّتی اَکَلْتُها؛[27] هنگامی که مشتاق آن میوه‌های بهشتی می‌شوم، فاطمه را می‌بوسم و از بوی او بوی تمام آن میوه‌ها را که در آن شب خوردم استشمام می‌کنم».

در انوارالشهاده روایت است که : روز قیامت، منادی ندا کند که : احدی داخل بهشت نشود مگر آن که با او باشد، برات ممهور به مهر فاطمه. پس برات ها پرواز کند آن روز، چون طیور و در کف شیعیان آید و داخل بهشت شوند.

 

فاطمه علیها السّلام محبوب ترین افراد نزد پیامبر صلی الله علیه وآله

در حدیثی از زبان عایشه می‌خوانیم که می‌گوید: «ما رَاَیْتُ اَحَداً اَشْبَهَ کَلاماً وَ حَدِیثاً مِنْ فاطِمَةَ بِرَسُولِ اللهِ صلی الله علیه وآله  وَ کانَتْ اِذا دَخَلَتْ عَلَیْهِ رَحَّبَ بِها، وَ قامَ اِلَیْها، فَاَخَذَ بِیَدِها فَقَبَّلَها، وَ اَجْلَسَها فِی مَجْلِسِهِ؛[28] من هیچ کس را در سخن گفتن از فاطمه شبیه تر به رسول خدا صلی الله علیه وآله ندیدم، هنگامی که وارد بر پدر می‌شد به او خوش آمد می‌گفت، و در برابر دخترش فاطمه بر می‌خاست، دست او را می‌گرفت و می‌بوسید، و او را در جای خود می‌نشاند».

 

زهد و ایثار فاطمه علیها السلام

ابن حجر و دیگران در روایتی از پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله  نقل کرده اند، او هنگامی که از سفر باز می‌گشت نخست به سراغ دخترش فاطمه زهرا علیهاالسلام می‌آمد، و مدتی نزد او می‌ماند، ولی یک بار برای فاطمه زهرا علیهاالسلام دو دستبند از نقره و همچنین یک گردنبند و دو گوشواره ساخته بودند، و پرده ای بر در اطاق آویزان کرده بود. هنگامی که پیامبر صلی الله علیه وآله  وارد شد و این منظره را دید بیرون آمد در حالی که آثار غضب در چهره اش نمایان بود، به مسجد آمد و بر منبر نشست.

فاطمه علیها السّلام دانست که ناخشنودی پیغمبر صلی الله علیه وآله به خاطر همان مختصر زینت است، همه را نزد پدر فرستاد تا در راه خدا صرف کند. هنگامی که چشم پیامبر صلی الله علیه وآله به آن افتاد سه بار فرمود:«فَعَلَتْ، فِداها اَبُوها»[29]. فاطمه آنچه را که می‌خواستم انجام داد، پدرش به فدایش باد.

 

مقام قرب فاطمه علیها السّلام در پیشگاه خدا

در «صحیح ترمذی» از پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله نقل می‌کند که فرمود:

«اِنَّما فاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی یُؤْذِینِی ما آذاها وَ یَنْصَبُنِی ما نَصَبَها؛[30] فاطمه پاره تن من است، آنچه او را آزار دهد مرا آزار می‌دهد و آنچه او را به زحمت افکند مرا به زحمت می‌افکند».

بدیهی است علاقه پدر و فرزندی هرگز نمی‌تواند چنین پدیده ای را توجیه کند، زیرا پیغمبر به عنوان «رسول الله» چیزی را اراده نمی‌کند جز آنچه خدا اراده کند، و هماهنگی خشنودی و رضای فاطمه با خشنودی و رضای خدا و پیامبر دلیلی جز محو اراده او در اراده و خواست خدا ندارد.

این نکته نیز شایان دقت است که معمولا جمله «فاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی» را به معنای فاطمه پاره تن من است، تفسیر و ترجمه می‌کنند، در حالی که در این جمله سخنی از تن در میان نیست، بلکه مفهوم حدیث این است که فاطمه علیها السّلام پاره ای از وجود و هستی پیامبر صلی الله علیه وآله  است، هم از نظر جسمی و هم روحی، در خود روایات نیز شاهد بر این معنا داریم که به خواست خدا خواهد آمد.

 

مقام علمی فاطمه علیهاالسلام

در «مسند احمد» از امّ سلمه (یا طبق روایتی ام سلمی) چنین آمده : وقتی فاطمه علیهاالسلام به همان بیماری که به وفاتش منتهی گشت، بیمار شد من از او پرستاری می‌کردم، روزی حالتش را از همه روز بهتر دیدم، علیعلیه السلام به دنبال کاری رفته بود، فاطمه علیها السّلام به من فرمود: آبی بیاور تا غسل کنم، آب آوردم و او غسل کرد، غسلی که بهتر از آن ندیده بودم.

سپس فرمود: لباس‌های تازه ای برای من بیاور، لباس‌ها را آوردم و به او دادم، و او پوشید.

سپس فرمود: بسترم را در وسط اطاق بیفکن، من این کار را کردم، او دراز کشید و رو به قبله کرد، و دستش را زیر صورتش گذاشت، سپس فرمود: ای ام سلمه! [ام سلمی] من الان از دنیا می‌روم (و به ملکوت اعلا می‌شتابم) در حالی که پاک شده ام، کسی روی مرا نگشاید. این سخن گفت و چشم از جهان پوشید![31]

این حدیث به خوبی نشان می‌دهد که فاطمه از لحظه مرگش آگاه و با خبر بوده، و بی آن که نشانه‌های آن در او باشد، آماده رحلت از این جهان گشت، و از آن جا که هیچ کس لحظه مرگ را جز به تعلیم الهی نمی‌داند این نشان می‌دهد که از سوی خدا به او الهام می‌شد.

آری، روح او با عالم غیب مربوط بود، و فرشتگان آسمان با او سخن می‌گفتند.

به علاوه مطابق روایات گذشته حتی او از مریم دختر عِمران و مادر حضرت عیسی برتر بود، و همین امر کافی است، زیرا قرآن با صراحت می‌گوید: مریم با فرشتگان خدا سخن می‌گفت، آیات متعددی در این زمینه در سوره مریم و آل عمران وجود دارد.

بنابراین فاطمه علیها السّلام دخت گرامی پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله به طریق اولی باید بتواند با فرشتگان آسمان هم سخن شود.

 

نخستین کسی که وارد بهشت می‌شود!

ذهبی در «میزان الاعتدال» آورده است که پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله  فرمود:

«اَوَّلُ شَخْص یَدْخُلُ الْجَنَّةُ فاطِمَةُ علیها السّلام؛ نخستین کسی که وارد بهشت می‌شود، فاطمه است».

 

کرامات فاطمه زهرا علیها السّلام

بسیاری از مفسّران اهل سنّت مانند زمخشری و سیوطی در ذیل آیه شریفه :

«کُلَّمَا دَخَلَ عَلَیْهَا زَکَرِیَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِنْدَهَا رِزْقاً قَالَ یَا مَرْیَمُ أَنَّی لَکِ هَذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَرْزُقُ مَنْ یَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَاب؛[32] هر زمان زکریا وارد محراب او می‌شد غذای مخصوصی در آن جا می‌دید. از او پرسید: ای مریم! این را از کجا آورده ای؟ گفت: این از سوی خداست، خداوند به هر کس بخواهد بی حساب روزی می‌دهد».

از جابربن عبدالله نقل کرده اند که : رسول خدا صلی الله علیه وآله  چند روز بود غذایی نخورده بود، و کار بر او مشکل شد، به منزل همسرانش سر زد هیچ کدام غذایی نداشتند، سرانجام به سراغ دخترش فاطمه علیها السّلامآمد و فرمود:  دخترم! غذایی داری من تناول کنم زیرا گرسنه ام؟

عرض کرد: نه بخدا سوگند!هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه وآله از نزد او خارج شد، زنی از همسایگان دو قرص نان و مقداری گوشت برای فاطمه علیها السّلام هدیه آورد، و او آن را گرفت و در ظرفی گذاشت و روی آن را پوشاند و گفت: بخدا سوگند رسول الله صلی الله علیه وآله  را بر خود و فرزندانم مقدم می‌دارم!

و این در حالی بود که همه گرسنه بودند. حسن و حسین را به سراغ پیامبر صلی الله علیه وآله  فرستاد و از او دعوت کرد به خانه بیاید.

عرض کرد: فدایت شوم، چیزی خداوند برای ما فرستاده، و من آن را برای شما ذخیره کرده ام.

پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود: بیاور. و او ظرف غذا را نزد حضرت آورد. هنگامی که پیغمبر سر ظرف را برداشت مملو از نان و گوشت بود، هنگامی که فاطمه آن را دید در تعجب فرو رفت، و فهمید این نعمت و برکتی است از سوی خدا، شکر آن را بجا آورد و بر پیامبر صلی الله علیه وآله درود فرستاد.

پیغمبر صلی الله علیه وآله فرمود: دخترم! این را از کجا آورده ای؟عرض کرد:

«هُوَ مِنْ عِنْدِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَرْزُقُ مَنْ یَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَاب؛ (این از سوی خداست، خداوند به هر کس بخواهد، بی حساب روزی می‌دهد!»).

پیامبر صلی الله علیه وآله شکر خدا را بجا آورد و این جمله را فرمود:

«اَلْحَمْدُ للهِِ الَّذِی جَعَلَکَ شَبِیهَةً بِسَیِّدَةِ نِساءِ بَنِی اِسْرائِیلَ».

شکر می‌کنم خدایی را که تو را شبیه [مریم]  بانوی زنان بنی اسرائیل قرار داد.

او را فاطمه نام نهاده، زیرا خداوند او و دوستانش را از آتش دوزخ باز داشته است.

 

نام‌های پرمعنای فاطمه علیها السّلام

از احادیث بر می‌آید که نامگذاری فاطمه زهرا علیها السّلام بوسیله حکیم علی الاطلاق یعنی خدای عالم انجام گرفته است.

از سوی دیگر «فاطمه» از ماده «فطم» (بر وزن حتم) به معنای بازگرفتن کودک از شیر مادر است، سپس به هر گونه بریدن و جدایی اطلاق شده است.

در حدیثی از پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله آمده است که فرمود: «اِنَّما سَمَّاهَا فَاطِمَة لاَِنَّ اللهَ فَطَمَها وَ مُحِبِّیها عَنِ النّارِ؛[33] او را فاطمه نام نهاده، زیرا خداوند او و دوستانش را از آتش دوزخ باز داشته است».

از این تعبیر استفاده می‌شود که نامگذاری بانوی اسلام به این نام، از سوی خداوند صورت گرفته، و مفهومش این است که خدا وعده داده است او و کسانی که او را دوست دارند و در خط مکتب او باشند هرگز به دوزخ نروند.

از امام علیه السّلام پرسیده شد : چرا حضرت فاطمه سلام الله علیها، زهرا نامیده شد؟ امام علیه السّلام فرمود : زیرا خداوند، او را از نور عظمت خودش آفرید. هنگامی که نور آسمان ها و زمین با نور حضرت پُر شد، دیدگان فرشتگان خیره شد و در مقابل خداوند به سجده افتادند و گفتند: خدایا این نور چیست؟ خداوند به آن ها وحی فرستاد : این نوری از نور من است که در آسمان خودم جای دادم و او را از عظمت خودم آفریدم و این نور را از صلب یکی از پیامبرانم بیرون می آورم، که او را بر همه ی پیامبران برتری داده ام و از آن نور، امامانی را خارج می سازم که مردم را دعوت به امر من می کنند.[34]

 

هدیه پیامبر صلی الله علیه وآله به فاطمه علیها السّلام

غیر از هدایای فوق العاده معنوی که پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله به دخترش فاطمه زهرا علیها السّلام داد که هر کدام از دیگری گرانبهاتر و پرارزش تر بود که بعضی از آنها در تاریخ ضبط شده مانند تسبیح حضرت زهرا علیها السّلام و بعضی را  نمی دانیم. یک هدیه به ظاهر مادی نیز به او داد وعجب این که این هدیه نیز به فرمان خدا صورت گرفت چنانکه در حدیث زیر آمده است :سیوطی نقل می‌کند: هنگامی که آیه شریفه:

«(وَآتِ ذَا الْقُرْبَی حَقَّهُ)؛[35] و حق نزدیکان را بپرداز!».

نازل شد، پیغمبر صلی الله علیه وآله فاطمه علیها السّلام را صدا زد و سرزمین «فدک» را به او واگذار کرد.[36]

 

فاطمه علیها السلام ازنگاه اهل بیت

 فاطمه از نگاه پیامبر صلوات الله علیه

پیامبر گرامـى اسلام در مـوارد گوناگـون و به مناسبت هاى مختلف و تعبیـرات متفاوت دربـاره مقام و عظمت فاطمهسلام الله علیها سخـن گفته است. رسول خدا که خود مربى آن حضرت بـوده و در پرورش جنبه­هاى وجـودى فاطمه زهراسلام الله علیها بزرگتـریـن نقـش را داشته است، بهتـر از هـر کـس مى تواند در باره او و ویژگیهاى والایش سخـن بگوید. در ایـن قسمت به چنـد گفتار از پیامبـر صلى الله علیه وآله در باره فاطمه سلام الله علیها بسنـده مـى شـود.

 

فاطمه محور حق و باطل است

در روایات مختلف و به مناسبت هاى گوناگـون از پیامبر صلى الله علیه وآله نقل شده است: "ان الله لیغضب لغضب فاطمه و یرضـى لرضاها"[37] خداوند به هنگام خشمگین شدن فاطمه خشمگیـن مـى شـود؛ و هنگام خـشنـودى او خـشنود مى گردد. و در برخى روایات چنیـن نقل شده است: "انها بضعه منى یوذینى ما آذاها؛[38] او پاره تـن من است ، هر که او را آزرده نمـایـد، مـرا آزرده کـرده است". و در بعضـى نقل ها اضافه شـده است: "... و یسرنـى ما سـرها"؛[39] آنچه او را شـاد نمـایـد، مـرا شـاد مـى گـردانـد".

 

او بهترین زنان جهان است

پیامبر گرامى اسلام در مناسبت هاى بسیار فرمود: فاطمه سلام الله علیها بهتریـنِ زنان جهان است. روزى على و فاطمه و حسـن و حسین در محضر پیامبر بـودند. رسول خدا فرمود: پروردگارا! تو خود مى دانى اینان اهل بیت و گرامـى تریـن انسان ها نزد مـن هستند. پـس دوست بدار کسانـى که اینها را دوست مـى دارند. و دشمن بدار کسانـى که اینان را دشمـن مـى دارند .. . و کمک کـن کسانـى را که به اینها کمک مـى کننـد و آنان را از هر ناپاکـى، پاک گـردان و آنان را از هـر گناهـى در امان بـدار. نگاه فرمـود:

یا على! تـو امام امت و جانشیـن مـن هستى، که مومنان را به سوى بهشت مى کشانى و گـویا مى بینـم دخترم فاطمه در حالى که بر اسبـى از نـور سـوار است و فـرشتگـان زیادى اطـراف اوینـد، وارد صحنه قیامت مى شود، و زنان مومـن امتـم را به بهشت سوق مى دهد. پـس هر زنى که در شبانه روز نماز بخـواند و روزه به جا آورد و حج کند و زکات مالـش را بپردازد و از شوهرش اطاعت کند و بعد از مـن ولایت على را پذیرا باشد، با شفاعت دخترم فاطمه وارد بهشت مى شـود. او سرور زنان جهان است. سؤال شد: آیا او سرور زنان ایـن جهان است؟
فرمود: مریم دختر عمران، سرور زنان ایـن جهان است. دخترم فاطمه سرور زنان تمام عالـم، از اولین و آخـریـن خـواهـد بـود. او در محراب عبادت مى ایستد، در حالـى که هفتاد هزار فرشته مقرب به وى سلام مـى کنند، و همان طـور که فرشتگان مریـم را مـورد خطاب قرار مى دادند، او را نیز مـورد خطاب قرار داده و مـى گـویند: " ان الله اصطفاک و طهرک و اصطفاک علـى نساء العالمیـن "[40]؛ همانا خـداوند تـو را بـرگزید و پاکیزه گـردانیـد و در میان زنان جهان تـو را بـرتـرى داد.[41] سیـدة النساء بـودن آن حضـرت چنان مشهور و معروف بـود که هیچ مسلمانـى تـوانایـى انکـار آن را نـداشت؛ از ایـن رو امامان معصـوم علیه السّلام و پیروان آنها، در مـوارد گوناگـون از ایـن مـوضـوع بهره مـى جستند و از آن براى اثبات حقانیت علـى علیه السّلام استفاده مـى کردند و مخالفان هـم تـوانایى انکار آن را نداشتند.

 

آیه تطهیر در باره فاطمه است

انس بـن مالک نقل مى کند: پیامبر گرامى اسلام ، مدت شـش ماه، در آن هنگام که براى اقامه نماز صبح از خانه خارج مى شد، چـون به خانه فاطمه مى رسید، مى فرمـود: اى اهل بیت پیامبر! نماز، و آنگاه آیه "انمـا یـریـد الله لیذهب عنکـم الـرجـس اهل البیت و یطهرکــم تطهیرا"[42]را قرائت مى کرد.

 

فاطمه در نگاه علی علیه السلام

مبـاهـات علـى علیه السّلام به همسـرى فـاطمه سلام الله علیها

حضرت علـىعلیه السّلام در مـوارد گوناگـونـى بـراى اثبات حقانیت خـود به داشتـن همسـرى چـون فـاطمه سلام الله علیها استنـاد مـى کرد؛ از جمله:

1- در جریان سقیفه على علیه السّلام ضمـن برشمردن فضایل و کمالات خـویـش و اینکه او بایـد بعد از پیامبر رهبـرى و هـدایت جامعه اسلامـى را عهده دار شود به ابـوبکر فرمود: تو را به خدا سوگند مى دهـم! آیا آن کسـى که رسـول خدا او را براى همسرى دخترش برگزید و فرمـود:

خـداوند او را به همسرى تو (علـى) در آورد، مـن هستـم یا تـو؟! ابوبکر پاسخ داد: تو هستى. [43]

2ـ در جریان شوراى شـش نفره که به توصیه خلیفه دوم براى انتخاب جانشیـن وى تشکیل شده بـود و حضرت علـى علیه السّلام یکـى از آنان محسـوب مـى­شـد، حضرت خطاب به سایر اعضا فرمـود: شما را به خـدا سـوگند مى دهم! آیا در بیـن شما به جز مـن کسى هست که همسرش بانوى زنان جهان بـاشـد؟ همگـى پـاسخ دادنـد: نه. [44]

3- معاویه به علـى علیه السّلام نامه­اى مـى نـویسد و براى خـود افتخارها و امتیازهاى علـى علیه السّلام را مـدعى مـى شـود. علـى علیه السّلام در پاسخ،ضمـن رد امتیازهاى بـى اسـاس معاویه، به فضیلتها و امتیازهاى خـود اشاره کرده، مى فرماید: نمى بینى مردمـى از مهاجران را در راه خدا شهید نمودند که همگان از فضیلتى برخوردار بـودند، تا آنکه شهید ما ـ حمزه ـ شـربت شهادت نـوشید و به سیدالشهدا ملقب گردیـد، و چـون رسـول خـدا صلى الله علیه وآله بر او نماز خـوانـد، به گفتـن هفتاد تکبیر او را مخصـوص گرداند؟! نمى بینى مردمانى در راه خدا دست خـود را دادند و ذخیره ای از فضیلت براى خود نهادند، و چـون یکى از ما را ضربتى رسید و دست وى جدا گردید (جعفر بـن ابى طالب)، طیارش خـواندند که در بهشت به سـر بـرد و ذوالجناحیـن که با دو بال پـرید؟! و اگـر نبـود که خدا خـود ستـودن را نهى کرد، گـوینده (علـى) فضیلتهاى فـراوانـى بـرمـى شمرد که دلهاى مـومنان با آن آشناست و در گـوش شنـونـدگان خـوش آواست ...

 

فاطمه سلام الله علیها در نگاه حضرت مهدى(عج)

عده اى از شیعیان درباره جانشینـى حضـرت امام حسـن عسکرى علیه السّلام با یکـدیگر اختلاف داشتنـد. در ایـن باره خـدمت حضـرت بقیه الله(عجل الله) نـامه اى نـوشتنـد و جـریـان اختلاف را ذکـر کـردند.

حضرت ضمـن پاسخ به نامه آنها فرمود: " و فى ابنة رسـول الله صلى الله علیه وآله لى اسوه حسنه "[45] دختر رسـول خدا (فاطمه) براى مـن سرمشق و الگوى نیکویى است.

حضـرت حجت بـن الحسـن العسکـرى(عج) که جهان را بـا ظهور و احکام نورانى خـود متحـول مى کند و آنچنان حکـومتى در روى زمیـن تشکیل مـى دهـد که تا به حال ایجاد نشـده است و عدالت را در تمام کـره زمیـن حاکـم مى گرداند، فاطمه سلام الله علیها را الگو و اسوه خود در رفتار و برنامه حکومتى خود مى داند.

آنچه گذشت جلـوه اى از سخـن معصـومان علیهم السلام در باره عظمت و جایگاه رفیع فاطمه زهراسلام الله علیها بـود. به امیـد آنکه مـورد عنایت آن حضرت واقع شـود و در جهان ابدى، ما را مشمول شفاعت خـویـش قرار دهد.

 

نتیجه گیری :

مشهورترين مناقب و فضائل حضرت زهرا سلام الله علیها عبارتند از[46]:

۱ - بى‏ مانند بودن ايمان و يقين فاطمه عليها السّلام.

۲ ـ فاطمه معصوم از هر گونه گناه مى‏ باشد.

۳-  فاطمه برترين زنان دو عالم است.

۴-  آن حضرت محبوبترين و عزيزترين مردم در نزد رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بوده است.

۵- خداوند در روز قيامت، به آن حضرت اجازه شفاعت مى ‏دهد.

۶ - صدور معجزات بسيار از حضرت فاطمه عليها السّلام.

۷ - اينكه غضب فاطمه عليها السّلام موجب غضب خدا و رسول او، و رضاى فاطمه سبب رضاى ايشان است.

۸ - زهد و قناعت نمونه.

۹ - احترام بى‏ حدّ پيامبر (ص) به آن حضرت.

۱۰-  او عابدترين مردم در زمان خود بوده است.

۱۱ - صدق و راستگويى حضرت فاطمه عليها السّلام.

۱۲-  علم وافر آن حضرت.

و ....

با توجه به فضائلی که از حضرت زهرا سلام الله علیها طبق آیات و روایات متعدد برشمردیم می بینیم که آن حضرت نسبت به زنانِ با فضیلت عالم نیز برتری دارند و سرور زنان عالم هستند.

 


منابع

1-     قرآن کریم

2-     ابن بابویه قمی، محمد بن علی، خصال شیخ صدوق، موسسه اسلامیه، تهران، 1354

3-     ابن حجر عسقلانی، احمدبن علی، لسان المیزان فی تفسیر القرآن، موسسه الاعلمی، بیروت، لبنان.

4-     ابن حجر هیثمی، احمد بن محمد، الصواعق المحرقه، بی تا، تهران.

5-     ابن حيون، نعمان بن محمد، شرح الأخبار في فضائل الأئمة الأطهار عليهم السلام‏، جامعه مدرسين، قم، 1409ق.

6-      امینی، عبدالحسین، الغدیر، نسیم حیات، قم، 1380.

7-     بیضاوى، عبدالله بن عمر؛ أنوارالتنزیل و أسرارالتأویل‏، بیروت، دار احیاءالتراث العربى‏، 1418ق، چاپ اول.

8-     حاکم نیشابوری، محمدبن عبدالله، مؤسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان، قم، 1387.

9-     خطیب بغدادی، احمد بن علی، تاریخ بغداد، دارالکتب العلمیه، بیروت.

10- ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء: السیرة النبویة، موسسة الرسالة، بیروت، ۱۳۷۷.

11- زحيلى، وهبة بن مصطفى‏؛ التفسير المنير فى العقيدة و الشريعة و المنهج‏، بيروت ـ دمشق‏، دارالفكر المعاصر، 1418ق، چاپ دوم.

12-  سیوطی، عبدالرحمن بن ابی بکر، درّ المنثور، کتابخانه آیت الله العظمی مرعشی نجفی (ره)، قم.

13-  صادقی تهرانی، محمد، الفرقان فى تفسيرالقرآن بالقرآن، فرهنگ اسلامی، قم.

14-  طباطبایی، محمد حسین، تفسیر المیزان، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، 1374.

15-  طبرسی، احمد بن علی، غفاری مازندرانی، احمد، احتجاج، مرتضوی، تهران، 131.

16-   طبرسى، فضل بـن حسـن، اعلام الـورى، تحقیق موسسه آل البیت قـم، چاپ اول، 1417.

17-  طبرسى، فضل بن حسن؛ تفسير جوامع الجامع‏، تهران‏، دانشگاه تهران و مديريت حوزه علميه قم‏، 1377ش، چاپ اول.

18-  طبری، احمدبن‌عبدالله، ذخائر العقبی فی مناقب ذوی‌القربی من مصادر کتب اهل السنه، قم، دار الکتاب الاسلامی , ۱۳۸۶.

19-  طوسى، محمد بن حسن‏؛ التبيان فى تفسير القرآن‏، تحقيق احمد قصير عاملى،‏ دار احياءالتراث العربى‏، بيروت‏‏، بی­تا.

20-  فيض كاشاني، ملامحسن؛ تفسير الصافي، تهران، صدر، 1415ق، چاپ دوم.

21-  قمی، عباس، سفینۀ البحار و مدینۀ الحکم و الاثار، اسوه، قم، 1363.

22-  گنابادى، ‌سلطان‌ محمد؛ تفسير بيان السعادة فى مقامات العبادة، بيروت‏، مؤسسة الأعلمي، 1408ق، چاپ دوم.

23-  مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت، مؤسسة الوفاء، 1403 ق.

24-  محلاتى، شیخ ذبیح الله، ریاحین الشریعه، دارالكتب الاسلامیه، تهران، 1364.

25-  مكارم شیرازى، ناصر؛ تفسیر نمونه‏، تهران‏، دارالكتب الإسلامیة، 1374ش.

26-   نصیری علی، توصیف احمدبن حنبل، مسند احمد بن حنبل، مؤسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان، قم، 1387.

27-  نیشابوری، ابراهیم بن منصور، قصص الانبیاء، شرکت انتشارات علمی فرهنگی، تهران، 1384.

 



[1] . ذخائر العقبی، صفحه 36 .

[2] . مناقب آل ابی طالب، 3/105؛ بحارالانوار، 43/37.

[3] . سير اعلام النبلاء، ج2، ص111

[4] . الخصال-  ص 205 .

[5] . شرح الأخبار -  ج 3،  ص 17 .

[6] . شرح الأخبار - ج 3 ، ص 21 .

[7] . آل عمران، 42 .

[8] . همان، 45 .

[9] . آل عمران، 42 .

[10] . المیزان، ج 6 ، ص 5 .

[11] . آل عمران، 43 .

[12] . تفسیر نمونه، ج 2، ص 410 .

[13] . تحریم، 12 .

[14] . قصص الانبیاء، ص 265 .

[15] . تحریم/11و 12

[16] . تفسير الصافي، ج5، ص198.

[17] . تفسير جوامع الجامع، ج‏4، ص322.

[18] . تحریم/11.

[19] . التفسير المنير فى العقيدة و الشريعة و المنهج؛ ج‏28، ص326، التبيان فى تفسير القرآن، ج‏10، ص54 و تفسیر نمونه، ج‏24، ص303.

[20] . الميزان في تفسير القرآن، ج‏19، ص344 و 345.

[21] . بحارالانوار فی درر الاخبار، جلد 67، صفحه 178. 

[22] . الميزان فى تفسيرالقرآن، ج‏19، ص344.

[23] . تحریم/11.

[24] . الميزان فى تفسيرالقرآن، ج‏19، ص345.

[25] . تفسیر نمونه، ج‏24، ص303.

[26] . ذخائر العقبی، صفحه 36 .

[27] . همان.

[28] مستدرک الصحیحین، جلد 3، صفحه 154.

[29] . الصواعق المحرقه، صفحه 109 .

[30] . صحیح ترمذی، جلد 2، صفحه 319 .

[31] . مسند احمد بن حنبل، جلد 6، صفحه 461. این حدیث را ابن اثیر در «اسد الغابة» و جمعی دیگر در کتب خود آورده اند.

[32] . آل عمران، 37.

[33] . تاریخ بغداد، جلد 2، صفحه 331 .

[34] . بحارالانوار، 43/12.

[35] . اسراء، آیه 26 .

[36] . درّ المنثور، ذیل آیه; میزان الاعتدال، جلد 2، صفحه 288; کنزالعمّال، جلد 2، صفحه 158 .

[37] . بحار، ج43، ص54.

[38] . اعلام الـورى، ج1، ص294.

[39] . بحـار، ج43، ص،26 / عوالـم العلوم، 1/11، ص148.

[40] . آل عمران /42.

[41] . بحـارالانوار، 43، ص24،حدیث ،2 منـاقب ابـن شهر آشـوب، ج3، ص360.

[42] . احزاب، 23.

[43] . بحار،ج29، ص11.

[44] . احتجاج، ، ص321.

[45] . لسان المیزان، ج3، ص180

[46] . زندگانى حضرت زهرا عليها السلام ( ترجمه جلد ۴۳ بحار الأنوار) ترجمه روحانى، ص24.

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

مجوز استفاده از قالب مذهبی یاسین براي اين دامنه داده نشده , برای دریافت مجوز قالب بر روی لینک ، ( درخواست مجوز ) کلیک کنید