امروز چهارشنبه, 02 اسفند 1396 - Wed 02 21 2018

https://telegram.me/emamemobin

منو

تفسیر و علوم قرآنی

ویژگی ها و کمالات حضرت زهرا(س)

چكيده

حضرت فاطمه زهرا(س) طبق آیه‌ تطهیر از هرگونه ناپاکی، منزّه است و طبق سوره کوثر، منبع و مصداق خیر کثیر و طبق داستان مباهله، حضور در کنار پدر بزرگوارشان پیامبر مکرّم حضرت محمّد مصطفی(ص)، شوهرشان حضرت علیّ مرتضی(ع) و فرزندان ارجمندشان حَسَنین علیهما‌السلام اتمام حجت الهی به رهبر مسیحیان و مخالفان شد.

«اللّهمّ صلّ علی فاطمة و أبیها و بَعلها و بنیها و السرّ المستودع فیها بعدد ما احاط به علمُک»

بحث از زندگانی و سیره ی معصومین(ع) به ویژه حضرت صدّیقه ی کبری، فاطمه ی زهراء(سلام الله علیها) دارای آثار و برکاتی است که از جمله آنان تفکر و اندیشه، عبرت آموزی، تقویت ایمان، الگو گرفتن، درس وحدت، ریشه یابی و حل مشکلات، احیای دین و ایمان، ارتباط با بزرگان و درس دین داری و تقوا می باشد.

جایگاه و مقامات دختر مکرّم پیامبر اعظم(ص)، حضرت فاطمه زهرا(س) نزد پروردگار از نزول "آی---ه ی تطهیر*، آیه ی مباهله**، آیه ی مودّت***و سوره ی الکوثر" به دست می آید.  شخصیتی که بر طبق آیه ی تطهیر از هرگونه ناپاکی، منزّه هست و بر طبق سوره کوثر، منبع و مصداق خیر کثیر(ارزش فراوان) و بر طبق داستان مباهله، حضور درکنار پدر بزرگوارش پیامبر مکرّم حضرت محّمد مصطفی(ص)، شوهرش، حضرت علیّ مرتضی(علیه السلام) فرزندان ارجمندش، حَسَنین(علیهما السلام) اتمام حجت الهی به رهبر مسیحیان و مخالفان شد.

از برکات و آثار وجودی آن حضرت، بیش از هزار سال می گذرد و میلیون ها انسان در هر شبانه روز با استمداد از شخصیت معنوی آن بزرگوار به پیشگاه خداوند، توسل می جویند.  امید است خوانندگان عزیز، در این مقاله کوتاه با گوشه هایی از شخصیت و برکات وجودی آن دردانه ی پیامبر(ص) و بانوی عصمت و طهارت و کرامت(س) آشنا شوند.


1- بيان مسأله

- میلاد کوثر

بزرگانی همانند شیخ کلینی، شیخ طوسی، ابن شهرآشوب، شیخ طبَرسی، اربلّی، سیّد ابن طاووس و علامه مجلسی(رضوان الله علیهم) ولادت آن بزرگوار را روز جمعه، بیستم جمادی الثانی در سال پنجم بعثت(در سنّ ۴۵ سالگی پیامبرصلّی الله علیه وآله) از پدری که اشرف مخلوقات و خاتم پیامبران بود و مادری پاک دامن به نام خدیجة بنت خُویلِد(س) در شهر مکّه ی مکرّمه می دانند.  (1)

داستان بارداری حضرت، بسیار قابل توجه و آموزنده است.  روایت شده رسول خدا(ص) روزی با اصحاب خود از جمله حضرت علیّ بن ابی طالب(ع)، عمار بن یاسر، حمزة و عباس بن عبد المطّلب نشسته بودند که جبرئیل امین، بر پیامبر(ص) نازل و ندا داد: « ای محمّد، پروردگارت جلّ و علا، سلامَت می رساند و می فرماید:  چهل روز از خدیجه، دوری گزین».

به این ترتیب، پیامبر(ص) روزها، روزه بود و شب ها در منزل فاطمه بنت اسد(مادر امام علیّ علیه السلام) تا صبح عبادت می کرد.  پس از چهل شبانه روز، فرشته ی وحی، طبقی از طعام بهشتی برای پیامبر(ص) آورد و گفت: « پروردگار می فرماید:  امشب با این طعام ها افطار کن و شب نزد خدیجه برو و با او نزدیک شو، که خداوند می خواهد در این شب، از نسل تو و خدیجه، فرزندی پاک بیافریند».  آری وجود مقدس حضرت فاطمه(س) این چنین منعقد شد.

- اسامی ، القاب و کنیه ها

برای حضرت زهرا(س) بیش از صد اسم، لقب و کنیه گفته شده که مهم ترین آن ها عبارتند از:  فاطمة، بتول، مبارکة، محدثّة، راضیّة، مرضیّة، طاهرة، صدّیقة، سیّدة، حوریّة، نوریّة، شهیدة، محبوبة، عفیفة، حبیبة، صفیّة، عالمة، معصومة، مظلومة، منصورة، جمیلة، مطهّرة، حکیمة، عقیلة، عابدة، باکیة، صابرة، امینة، امّ الائمة، امّ ابیها، امّ الخیرة، امّ الفضائل، امّ المومنین، امّ العلوم، و... .

رسول خدا(ص) :  «انّ ابنَتی فاطمة[س] ملأ اللّه قلبها وجوارحها ایماناً الى مشاشها ففرغت لطاعة اللّه».  یعنی؛ خداوند دل و جوارح دخترم فاطمه[س] را عمیقاً سرشار از ایمان ساخته است و او همواره در اطاعت و فرمان برداری خداوند به سر می برد.

پیامبر اکرم(ص) فرمود:  «انّما سِمّیت ابنتی فاطمة لأنّ اللّه فطَمَها وفَطم مُحبّیها من النّار».  یعنی؛ همانا دخترم «فاطمه» نامیده شده، زیرا خداوند او و دوست دارانش را از آتش جهنّم می رهاند.  (۲)


- تربیت، فضایل و کمالات انسانی

رسول خدا(ص) فرمود:  «فاطمة[س] سیّدة نساء العالَمین».  یعنی؛ [دخترم] فاطمه، بهتر بانوان جهانیان است.  (۳ )هم چنین فرمود:  «فاطمة أعزّ البریّة علیّ».  یعنی؛ فاطمه[س] عزیزترین آفریدگان خداوند نزد من است.  همین طور فرمود:  «انّها بَضعة منّی او شَجعة منّی».  یعنی؛ فاطمة[س] پاره تنِ من و بخشی از وجودم می باشد.  (۴)

در شأن و فضایل و کمالات حضرت فاطمه زهرا(س) از پیامبر اکرم(ص) سخنان فراوانی نقل شده است که علاقه مندان به آثار و منابعی مانند فضایل الخمسة من الصحاح الستّة ت----الیف مرحوم آیت الله سید مرتضی حسینی فیروزآبادی[ ج۳، المقصد الثالث] و منابع روائی دیگر مراجعه نمایند. حضرت صدّیقه ی کبری در نگاه ائمه معصومین(ع)، صحابه، محبّان و دانشمندان اسلامی و غیر اسلامی نیز از شخصیت و جایگاه بلند مرتبه ای برخوردار است که به چند نمونه اشاره می شود:

امام جعفر بن محمّدٍ الصادق(ع) فرمود:  «انّما سُمّیت فاطمة لأن الخلق فُطموا عن معرفتها».  یعنی؛ همانا فاطمه نامیده شده است، زیرا مردم مخلوقات از درک و فهم مقام او ناتوانند.  (5)

امّ سلمة می گوید:  «هرگاه فاطمه(س) خدمت رسول خدا(ص) می رسید، حضرت پیامبر(ص) به پا بر می خواست و دخترش را می بوسید و به او خوش آمد می گفت و دستش را می گرفت و در جای خود می نشاند... راز خود را با او در میان می گذاشت و در انجام کارها با او مشورت می کرد».  (۶)

ابن صبّاغ مالکی می نویسد:  «فاطمه دختر کسی است که سوره اِسراء[بنی اسرائیل]، در شأن او نازل شده است، وی همسنگ خورشید و ماه و دخت برترین انسان، میلادش پاکیزه و به اتفاق دانشمندان، بانوی بانوان است».  (7)

- ویژگی ها و کمالات انسانی آن حضرت

الف:  دانش و معرفت

آن علیا مخدّره یکی از راویان حدیث و حاملان آن بوده است، به طوری که «مُصحَف فاطمة» یکی آثار منسوب به آن حضرت هست که متأسفانه باقی نمانده است! ولی گفته می شود در اختیار حضرات ائمه ی اهل بیت(ع) بوده که به یکی پس از دیگری منتقل شده و هم اکنون در اختیار منجی عالم بشریت حضرت مهدی موعود(عجّل الله فرجه) می باشد. در خطبه هایی که حضرت فاطمه ی زهرا(س) بعد از رحلت جان سوز پدر بزرگوارش نبیّ مکرّم(ص) در جمع صحابه در مسجد النبیّ(ص) و در خانه ی خود ایراد فرمود، بهترین دلیل بر علم و دانش و معرفت ایشان می باشد.  (۸)

 

ب - فضایل اخلاقی

صفات و کمالات اخلاقی مانند:  نجابت، مروّت، سخاوت، شجاعت، بخشش، جمال و اندام موزون، نرم خویی، سعه صدر، صبر و بردباری، مهربانی، متانت، عفّت و پاک دامنی، خویشتن داری، حق گویی، حفظ اسرار، وفای به عهد و پیمان، صداقت و راست گویی، ایثار، تقوا وعبودیت، صراحت لهجه و فصاحت کلام، قناعت پیشگی، ساده زیستی، مناعت طبع، دوری از تجمّل، غرور، حِرص، غیبت، تهمت، دروغ و... بخشی از دنیای شخصیت ممتاز آن یگانه ی دوران و جگر گوشه پیامبر(ص) هست که این گونه صفات و کمالات اخلاقی و معنوی، فقط در بانوان آسمانی و ملکوتی یافت می شود.

ج - ایمان، خداشناسی بندگی

رسول خدا(ص) فرمود:  «انّ ابنَتی فاطمة[س] ملأ اللّه قلبها وجوارحها ایماناً الى مشاشها ففرغت لطاعة اللّه».  یعنی؛ خداوند دل و جوارح دخترم فاطمه[س] را عمیقاً سرشار از ایمان ساخته است و او همواره در اطاعت و فرمان برداری خداوند به سر می برد.  (۹)

حضرت زهرا(س) فرزندانی را تربیت نمود که هر کدام با ایفای نقش بی نظیر خود، درس عزّت و سربلندی، عشق و وفاداری، تقوا و عبودیت، صبر و شکیبائی، شجاعت و کرامت، جهاد و مبارزه، مهر و عاطفه، ایثار وگذشت، جان فشانی در راه خدا و اسلام، صلح و مدارا و... را از خود به یادگار گذاشتند و برای مسلمانان اسوه و الگو شدند.

حسن بصری می گوید:  در میان امت اسلامی، فردی نیایش گرِ و اهل عبادت از فاطمه سراغ ندارم.  وی به قدری به عبادت (ذکر و رکوع و سجود و دعا) می ایستاد که پاهای مبارکش متورّم می شد و از ترس خدا در نماز نفسَش به شماره می افتاد.  (۱۰)

د - جهاد و مبارزه پی گیر برای خدا

آن حضرت پس از ظهور اسلام در کنار پدر بزرگوار، مادر مکرّمه اش و بنی هاشم در حالی که کودکی دو ساله بود، به مدت سه سال در محاصره شِعب ابی طالب شرکت داشت و انواع سختی ها و مشکلات و دشواری های زندگی را با اخلاص تحمل نمود.  (۱۱ ) حدود یک سال بعد، مادر فداکار و مهربان خود را هم از دست داد.

آن بزرگوار پس از هجرت پیامبر اکرم(ص) به مدینه، به همراه چند تن از بانوان مسلمان، سختی های زیادی را نیز متحمل شد و در محله ی «قبا» به پدر ملحق گردید. در جنگ های بَدر، اُحد، أحزاب، خیبر، تبوک، فتح مکه و... همانند سایر بانوان مسلمان حضور داشت و نقش و وظیفه ی انسانی و اسلامی به جنگ جویان مسلمان و درمان آن ها و سایر خدمات را ایفاء نمود.

- ازدواج و تربیت نسل پیامبر(ص)

در سال دوم هجرت که آرامش نسبی در بین مسلمانان مدینه بر قرارشده بود، بزرگان قریش مکرر برای ازدواج با ایشان، از پیامبر اکرم(ص) خواستگاری کردند ولی نه تنها حضرت زهرا(س) نمی پذیرفت، بلکه پیامبر(ص) نیز می فرمود:  «در باره ی ازدواج او منتظر فرمان خدا هستم».  تا اینکه امام علیّ بن ابی طالب(ع) در حالی که بیست و یک سال سنّ داشت به خواستگاری صدیقه ی کبری (س) آمد و مورد پذیرش پیامبر(ص) و دخترش واقع شد و این ازدواج آسمانی با کمترین هزینه و ساده ترین شکل انجام شد که همواره برای انسان های دوست دار کمال و عشق و معنویت، الگو و درس آموز بوده، هست و خواهد بود.  (۱۲ )

ثمره ی این پیوند نیک و پسندیده (هم کُفو بودن) ولادت فرزندانی همانند سبط اکبر، حضرت امام حسن(ع)، سیّد الشهداء، حضرت امام حسین(ع)، حضرت زینب کبری(س)، امّ کلثوم و محسن شهید(سقط شده) می باشد که تا قیامت افرادی مانند آن ها، زائیده نشده و نخواهد شد.  (۱۳ )حضرت زهرا(س) فرزندانی را تربیت نمود که هر کدام با ایفای نقش بی نظیر خود، درس عزّت و سربلندی، عشق و وفاداری، تقوا و عبودیت، صبر و شکیبائی، شجاعت و کرامت، جهاد و مبارزه، مهر و عاطفه، ایثار وگذشت، جان فشانی در راه خدا و اسلام، صلح و مدارا و... را از خود به یادگار گذاشتند و برای مسلمانان اسوه و الگو شدند.

- تحکیم خانواده اسلامي

پایداری خانواده در طول تاریخ و در پهنه‌ی جغرافیای ملل، حاکی از انگیزه یا انگیزه‌هایی برای حفظ روابط و پیوند میان اعضای آن است. تحلیل این پیوند، در خانواده‌های مختلف با ساختارهای گوناگون، نمایانگر چند انگیزه‌ی محدود می‌باشد. برخی روانشناسان معاصر، آدمی را دارای چند انگیزه اصلی و بنیادی می‌دانند. برخی دو غریزه‌ی «صیانت ذات و غریزه‌ی جنسی» را برمی‌شمارند. برخی «انگیزه‌ی اجتماعی» را نیز به آن دو می‌افزایند و برخی چهار غریزه‌ی «صیانت ذات، تغذیه، غریزه‌ی جنسی و میل اجتماعی» را جزء این انگیزه‌ها به حساب می‌آورند. برخی که «میل جنسی»را محور تصمیم‌گیری‌ها و تحرکات بشر می‌دانند، اعتقاد دارند که هدف اصلی تشکیل خانواده، شکل حقوقی و رسمی دادن به ارضای این غریزه است.

در پاسخ باید گفت: میل جنسی در تشکیل خانواده (ازدواج) انگیزه‌ی مؤثر واصلی است؛ اما در روابط و پایداری آن نقش انگیزه را نخواهد داشت و اگر عوامل دیگر به کمک آن نیایند، به تنهایی عاملی کافی نخواهد بود؛ زیرا منظور از تحکیم روابط، تداوم آن تا پایان همزیستی است. در حالی‌که میل جنسی در طول زندگی شدت و ضعف دارد و در دوران پیری اصولاً نقشی نخواهد داشت؛ ولی روابط در بسیاری از خانواده‌ها در این دوران قوی‌تر و پایدارتر است و برعکس در بسیاری از خانواده‌های جوان که میل جنسی شدیدتری حاکم است، به لحاظ آن‌که این میل در خارج از خانواده پاسخ داده می‌شود، سستی بیشتری مشاهده می‌شود.

پس «میل جنسی» در تحکیم روابط اعضای خانواده، نقش انگیزشی نداشته، بلکه عامل تقویت کننده است و به طراوت محیط و بالا بردن آستانه‌ی تحمل کمک می‌کند؛ لذا نقش بسیار مهمی در خانواده دارد و همسران می‌توانند از آن برای یک زندگی پایدار کمک بگیرند.

از میان انگیزه‌های متفاوت و فراوانی که برای برپایی خانواده و حفظ پیوند میان اعضا می‌توان برشمرد، چند عامل عمده به نظر می‌رسد:

1- فطرت

انسان برحسب فطرت، جمع طلب است و به طور طبیعی از انزوا و تنهایی گریزان است. به همین لحاظ تا قبل از تشکیل خانواده، به خانواده‌ای که در آن متولد شده، وابستگی شدید دارد و بعد از آن، در اولین فرصت مناسب، خود تشکیل خانواده می‌دهد و به آن وفادار می‌ماند. هم‌چنین، تعلقات انسان به محیط و افرادی که با آن‌ها مأنوس شده، به طور فطری انسان را پایبند می‌کند؛ گرچه به ظاهر امری اکتسابی به نظر می‌رسد، اما جذبه‌ای از درون است.

2-اخلاق

«خلق، عبارت از عادت، مروت، طبع و دین» است. (قريشی، 1382: ج2، ص293) غزالی نیز اخلاق را عبارت از «اصلاح و پیراستن قوای سه‌گانه تفکر، شهوت و غضب» می‌داند. وی معتقد است، اخلاق، هیئتی رسوخ یافته در نفس است که باعث می‌شود انسان با سهولت، آسانی و بدون تأمل و اندیشه رفتار نماید. این حالت، زمینه‌ی صدور افعال پسندیده و نیکو و دوری از افعال زشت و ناپسند است.

با رجوع به این دو تعریف و دیگر تعاریف اخلاق، مشخص می‌شود که رابطه‌ی اخلاق وخانواده، رابطه‌ای کاملاً مستقیم و الزامی است؛ زیرا جز در محیط امن وسازنده‌ی خانواده، انسان هرگز قادر به کسب آگاهی، کمال و رفع نواقص از نفس و رفتار خود نمی‌باشد. بنابراین، انسان که جویای کمال و گریزان از ضعف و نقص است، طالب حضور در خانواده و تحکیم روابط اعضای آن می‌باشد. به طور کلی، استواری و محکم بودن خانواده‌ها، حاصل پایبندی‌های اخلاقی اعضای آن وپرهیز از کج‌خلقی و فساد است؛ حتی در میان خانواده‌هایی که چندان پایبند به احکام الهی نمی‌باشند. هم‌چنین بسیاری از سنت‌های پسندیده میان اقوام مختلف ، جهت عمل به همین اخلاقیات است. بنابراین، یکی از راه‌های حفظ خانواده بها دادن به این سنت‌هاست.

3-شریعت

نقش ادیان و شرایع مختلف در سامان‌دهی و هدایت زندگی بشر، به خصوص در روابط اجتماعی، نقشی اساسی، قابل اعتماد و پایدار بوده است. شرایع آسمانی با تعیین ضوابط و آیین‌نامه‌های رفتاری، علاوه بر تصحیح روابط انسانی، بشر را مؤدب به آداب درست اجتماعی و خانوادگی کرده و از انسان غارنشین بی‌هویت، امت‌های بزرگ انبیای الهی را ساخته است. همه‌ی ادیان الهی بدون استثنا، شامل احکام دقیقی برای تنظیم روابط خانواده‌اند. این احکام در شکل اصلیشان و به دور از تحریف، به دلیل آن‌که بر اساس فطرت وضع گردیده‌اند، ضامن سلامت و صلح در خانواده‌اند. به همین دلیل، خانواده در میان اقوام مؤمن، استوارتر بوده و میزان طلاق در آن، بسیار کمتر از اقوام غیرمقید است. بر این اساس، شریعت همواره به منزله‌ی یک معلم و مراقب در خانواده نقشی مؤثر را ایفا کرده است.

در تمامی شرایع آسمانی، محبت‌ورزیدن، مدارای همسران با یکدیگر، خوش‌رفتاری و خوش‌کلامی در خانواده، رعایت حقوق یکدیگر، رسیدگی به کودکان، احترام به بزرگان و حمایت از بیماران، عبادت محسوب می‌شود و امری مقدس است. مؤمنین به انگیزه‌ی اطاعت از حق و جلب رضای خدا، سعی در کنترل رفتار خویش و صبوری در برابر ناملایمات زندگی دارند. البته این اطاعت، هم از سوی زن و هم از سوی مرد، پسندیده است؛ در غیر این صورت،یک‌سویه بودن آن، بنای ظلم در خانواده خواهد بود. این انگیزه (شریعت) تاکنون قوی‌ترین انگیزه در تحکیم روابط خانواده بوده است. تعالی معرفت دینی و مؤدب شدن به آداب الهی، با پایداری خانواده نسبتی مستقیم دارد. چنان‌چه دولت‌ها با کمک مراجع دینی، سطح آگاهی و پایبندی خانواده‌ها را به تقیدات دینی بالا ببرند، به طور قطع از میزان اختلافات کاسته و بنای خانواده استوارتر خواهد شد. اکنون برخی از جوامع غربی که فروپاشی خانواده را بزرگترین معضل اجتماعی اعلام کرده‌اند، برای بازسازی خانواده دست به دامان کلیسا و دعوت جوانان به مذهب شده‌اند.

علاوه بر سه انگیزه‌ی فوق، عواملی چون تأمین اقتصادی، کسب حیثیت اجتماعی، ادامه نسل و حفظ هویت نیز می‌توانند در شمار انگیزه‌های تحکیم روابط شمرده شوند؛ ولیکن به طور معمول کارکرد خانواده محسوب می‌شوند.

خانواده اسلامي از ديدگاه حضرت فاطمه زهرا(س)

الگوبرداري از سيره ي حضرت فاطمه زهرا(س)، بهترين طريق معرفت به خطوط اساسي خانواده ي آرماني است. مكتب فاطمي(س) به لحاظ تعالي برقراري اتحاد عقل عملي با عقل نظري، اين قابليت را دارد كه با مراجعه به آن بتوان به معارف جزئي در پرتو معارف كلي دست يافت و در همه ي امور زندگي از آن بهره جست.

تاريخ، موطن حادثه ها و زمان، بستر ظهور و بروز پديده هاست؛ پديده هايي كه دم به دم به سان قطره يا موجي به سواحل تاريخ برخورد كرده و محو مي شوند. در اين ميان، آن دسته از وقايع و حوادثي كه ريشه در اخلاص و توحيد دارند، باقي مانده و موجي برخاسته از ناپيداكرانه ي موجوديت آن ها، در بستر تاريخ، ساري و جاري مي شود؛ چنان كه جهاد عاشوراييان، همه روزها و همه زمين ها را دربرگرفت و در همه عوالم درخشيد.

جلوه هاي رفتاري فاطمه (س) در محيط خانه و خانواده نيز جهادي ديگر بود كه لوحي از انديشه و حسن سلوك را در برابر همه قرون و اعصار گشود. وقتي چنين زني پا به خانه بخت مي گذارد و بر عرش همسري و مادري مي نشيند، لحظه لحظه ي حياتش، تاريخ و جغرافياي آرماني ترين خانواده را رقم مي زند و سراي او در سرسراي تاريخ، اسوه مي شود.

اخلاص، مهمترين سرّ جاودانگي حيات فاطمه (س) است. فاطمه (س) از حيات و ممات خويش، جز خداوند، اراده نفرمود. حضرت (س) موفق ترين بانوي هستي در كامروايي از زندگي، عشق همسر و فرزند بود و از آن جا كه حيات خانوادگي خود را نيز براي خداوند مي خواست، چنين دعا مي فرمود:«... احيني ما عملت الحياة خيراً لي و توفني اذا كانت خيراً لي، اللهم اني اسألك كلمة الاخلاص...»، «خداوندا، مادامي كه مي داني در زندگي من خيري است، مرا زنده بدار و آن زمان كه مرگ براي من بهتر است، مرا بميران. خداي من، من از تو كلمه ي اخلاص را مسئلت دارم.»

معمولاً زناني كه از كانون خانواده ارضا شده و كامروايند، چنان به زندگي دل مي بندند و از آن خرسندند كه آن را با چيز ديگري معامله نمي كنند؛ ولي فاطمه (س)، حيات خود را با خداوند معامله كرد. وي در همه ي اعمال و رفتارش جز محبت و رضايت دوست، چيزي در نظر نداشت و تحقق اين معنا را از درگاه دوست تقاضا نموده و مي فرمود: «اللهم اني اسئلك بماتحب و ترضي.»

فاطمه (س) عشق و محبت به همسر و فرزندانش را نيز، در ظلّ محبت خداوند طلب مي كرد؛ چنان كه در مقام نيايش با خداوند كه منتهاي آرزويش بود، اين سان مناجات مي كرد: «اللهم اجعلنا ممن كانه يراك الي يوم القيامة الذي فيه يلقاك و لاتمتنا الا علي رضاك. اللهم واجعلنا ممن اخلص لك بعلمه و احبك في جميع خلقه...»، «خدايا مرا قرار بده از كساني كه تو را تا روز قيامت (كه در آن روز همه مشاهده ات مي كنند) در نظر دارند و ما را به جز بر حال رضايت خودت نميران. خداي من، ما را از كساني قرار بده كه عمل خودشان را براي تو خالص مي نمايند وتو را در همه ي خلايق دوست دارند.»

فراز شريف «واحبك في جميع خلقه»، با تحليل عرفاني، حائز نكات بسيار بلند توحيدي است و نشان دهنده ي اين معناست كه اين بانوي موحد و مخلص، خداوند را در مظاهر خلقي مي ديده و محبت او به مظاهر خلق نيز به واسطه ي حب ذاتي به ذات ظاهر بوده است، نه به مظهر؛ يعني حد واسط محبت فاطمه (س) به همسر و فرزندانش نيز، چيزي جز محبت خداوند نبوده است.

حضرت (س) در اوج علاقه ي بسيار زيادي كه نسبت به همسرش، علي(ع)، داشت، در فرازهايي از سخنان و مناجاتش پرده از لايه هاي دروني قلب خود برمي دارد و مي فرمايد: «يا رب ليست من احد غيرك تثلج بها صدري و تسرّ بها نفسي و تقربها عيني»، «خداوندا، هيچ احدي به جز تو سينه ام را خنك نمي كند و نفسم را مسرور و شادمان نمي نمايد و هيچ كس جز تو چشم مرا روشني نمي دهد.»

حضرت فاطمه (س) در زندگي خانوادگي، هر وقت تقاضايي داشت، آن را با رضايت خدا مي سنجيد و رضايت خدا را بر رضايت خويش مقدم مي دانست. به عنوان نمونه، در يك حاجت مشروع، مثل تقاضاي خادم، وقتي با پيشنهاد پيامبر(ص) مبني بر جايگزين نمودن اذكار و تسبيحات به جاي خادم مواجه مي شود، چنين مي فرمايد: «رضيت عن الله و رسوله، رضيت عن الله و رسوله، رضيت عن الله و رسوله.» ايشان سه بار مي فرمايد: «من به آن چه كه خدا و رسول(ص)  راضي اند، رضايت مي دهم.»

فاطمه (س) محبت فرزندان و پاره هاي قلب خود را نيز با خداوند معامله مي كرد. چنان كه وقتي پيامبر(ص) ايشان را از ماجراي شهادت امام حسين(ع) و واقعه ي خونبار كربلا آگاه فرمود، فاطمه (س) كلمه استرجاع را بر زبان جاري كرد و گريست و آن گاه فرمود: «يا ابة! سلّمت و رضيت و توكّلت علي الله» ، «پدرم، من تسليم شدم و رضايت دادم و به خداوند توكل مي كنم.»مسلم است كسي كه همه ي وجودش و همه ي محبتش را با رضايت خدا معامله مي كند، به آن جا مي رسد كه خداوند رضايت او را ملاك رضايت خود و غضب وي را معيار غضب خود قرار مي دهد.

بينش فاطمي در انتزاعي ترين لايه هاي فلسفي و معرفتي، با مسائل عيني و واقعيت هاي ملموس در ارتباط است. ابعاد نظري شخصيت جامع حضرت فاطمه (س) با عرصه ي مسائل خانوادگي و همسرداري ايشان، پيوندي ناگسستني و معني دار دارد. حضرت فاطمه (س) الگوي جامع شخصيت زن مسلمان اسوه اي است كه همه ي مناسبت هاي استغراق در بحر توحيد و وحدانيت را با تمامي شئونات مربوط به عالم كثرت جمع كرده است. وجود بي كرانه ي حضرت فاطمه زهرا (س)، مجموعه اي صالح و كامل از تجسم همه ي خوبي ها و زيبايي ها است.

يكپارچگي و وحدت شخصيت در وجودهاي مبارك و متعالي، در چنان اوجي است كه همه ي حركات و سكنات در پرتو آن، يك معناي خاص پيدا مي كند و آن معني چيزي جز عبوديت و عشق ورزي به حقيقت الحقايق نيست. معناي احترام به همسر و رحمت بر فرزند، در وجود حضرت فاطمه (س)، معنايي جز احترام به خالق و رحمت بر جلوه هاي او ندارد. بنابراين، نظام رفتاري فاطمي در شئونات خانوادگي، متشكل، منسجم و يكپارچه است. بخش توحيدي اين نظام، مجموعه اي دقيق است كه در آرماني ترين اشكال، سازمان يافته است و بين اجزاي اين رفتار، هيچ نوع خلل، تضاد و تضاربي وجود ندارد و به همين جهت، سازمان نظام مند سيره ي فاطمي در شئونات خانوادگي، اين قابليت را دارد كه بتوان از آن قوانين عمومي و خصوصي را انتزاع نمود. روابط كوچك و بزرگ داخلي يا خارجي اين سازمان رفتاري، الله محوري است و خداوند در همه ي شبكه هاي ارتباطي، جلوه هاي فعل و قول و تقرير فاطمي حضور دارد. در كانون خانه و خانواده وي، خدا موج مي زند و پروردگار عامل مهم بستگي همه ي اجزاي انديشه فاطمي است. عاملي كه سبب جامعيت عمل و نظر در وجود حضرت فاطمه (س) مي شود، فقط و فقط خداوند است.

اغلب شخصيت ها تنها در معدودي از سويه ها و زمينه هاي وجودي خود به بلوغ مي رسند و از آن جا كه داراي اعتدال و جامعيت نيستند، نمي توانند از معارف نظري خود در رابطه با كم و كيف انجام اعمال مدد گيرند. بنابراين، چون حيطه ي عقل نظري و عقل عملي ايشان از هم جدا است، نمي توانند معرفت كلي را با معارف جزئي درآميزند و هرچند كه در وادي انديشه پيشتازند، ليكن در عرصه و ميدان عمل توانمند نيستند؛ اما در شخصيت هاي متعالي، از آن جا كه به اتحاد عقل عملي و عقل نظري رسيده اند، معارف جزئي در پرتو معارف كلي روشن مي شود.

مباني خانواده اسلامي در نگرش و سنت حضرت زهرا(س)

الف-  بينش توحيدي فاطمه (س) نسبت به خانواده

حضرت فاطمه (س) در والاترين درجات بينش توحيدي به سر مي برد. اين بانوي «غيب و شهود» و اين ملكه ي «بود و نمود»، هر حسن مرتبتي را در سلوك خانوادگي، مرهون بينش توحيدي مي دانست. زيرا چنان كه اشاره شد، معرفت كلي و معرفت جزئي در گستره ي شناخت فاطمي هيچ گسستي ندارد. وجود نازنين فاطمه(س) از آن جا كه تاج شهزادگي در ساحت ديدگاه توحيدي بر سر داشت، به الهام ربوي، بر تمام رمز و رازهاي كدبانوگري و تدبير منزل احاطه يافت و خود در اين رابطه مي فرمايد: «الحمدلله الذي لم يجعلني متحيرة في امر من اموري»، «حمد خدايي را كه مرا در هيچ يك از اموراتم متحير و سرگردان نگذاشت.» (قيومي، 1384: 122).

در مقام صديقين، موحد همه حقايق را در پرتو حق مطلق ملاحظه مي كند و جز يار در ديار هستي، ديّاري نمي بيند. صدق، عامل انكشاف بعضي از حقايق و كشف مغيّبات براي صديقين است؛ چنان كه حضرت يوسف(ع) در پرتو مقام صديقيّت خويش، صور مثالي حقايق جزئي را در روياها و منامات دريافت مي فرمود و البته غير از تعبير خواب، بر علوم ديگري نظير علم مملكت داري و حفظ خزاين نيز اشراف داشت. از اثرات وضعي مقام صدّيقيّت اين است كه صدّيق در مقام امور جزئي و شئون عالم كثرت نيز، از آگاهي هاي ژرف و حكمت هاي شگرفي برخوردار مي شود.

حضرت فاطمه (س) داراي بالاترين مرتبه ي صدّيقيّت است. از اين رو، وجود مبارك ايشان به «صديقه كبري» لقب يافت. امام صادق (ع) در اين باره مي فرمايد: «هي صديقةالكبري و علي معرفتها دارت القرون الاولي»، «حضرت فاطمه (س) صديقه كبري است و عصرها و نسل هاي پيشين بر محور شناخت و معرفت او مي گردد.» (مهاجر، 1384: ج1، 65)

 برحسب اقتضاي اين مقام، ايشان در زمينه ي حكمت عملي، بيشترين اشراف را به رموز تدبير منزل، همسرداري و تربيت فرزند داشتند و سيره ي خانوادگي ايشان نيز، آرماني ترين آيين ها و روش ها بوده است.

يكي از بنياني ترين و ريشه دارترين مباني تحكيم خانواده اين است كه بينش زن و مرد نسبت به خانواده، بينشي توحيدي باشد. پيشينه ي ازدواج، خواستگاري، ملاك هاي همسرگزيني، مهر، جهاز و...، همه و همه در زندگي فاطمه (س) توحيدي است و نور الهي سراسر عناصر و شاخصه هاي زندگي خانوادگي حضرت (س) را مي پوشاند و اين پيام را در سرسراي تاريخ همه همسران، طنين انداز مي نمايد كه ركين ترين و استوارترين عماد در استحكام زندگي خانوادگي را مي بايست در عرصه ي بينش توحيدي جستجو كرد.

فاطمه(س) جز خدا را نمي ديد و در همه لحظات حيات پاكش، جز خدا و رضايت وي را طلب نمي كرد. شئونات زندگي او نيز در سايه سار خدادوستي و خداپرستي، بالنده مي شد. خود درباره ي احوال توحيدي و عرفاني اش مي فرمايد: «شغلني عن مسئلته لذّة خدمته، لاحاجة لي غيرالنظر الي وجهه الكريم» (دشتي، 1385: 99)، «لذتي كه از خدمت حضرت حق مي برم، مرا از هر خواهشي باز داشته است و حاجتي جز اين ندارم كه پيوسته ناظر جمال زيبا و والاي خداوند باشم.»

اين چنين محبت خداوند، نهاني ترين لايه هاي دل لاهوتي فاطمه (س) را سرشار نموده بود و حب همسر و فرزند در پرتو محبت خدا براي وي تفسير مي شد؛ چنان كه اصل انتخاب علي(ع) به همسري نيز، جز داعيه ي اخلاص نبود. از اين رو، هنگامي كه به واسطه ي انتخاب علي(ع)، در معرض طعن زنان قريش قرار گرفت، عرض حالي به خدمت حضرت رسول(ص) برد و آن گاه سر به آسمان بلند كرد؛ لبخند زد و فرمود: «رضيت بما رضي الله و رسوله»، «راضي شدم به آن چه خدا و رسول خدا(ص) به آن راضي اند.» (شيخ الاسلامي، 1387: 273) وروزي كه علي(ع) از وي پرسيد: «چرا از رنج گرسنگي و بي طعام ماندن خانه، وي را باخبر نكرده است؛ آن بانو در پاسخ نفرمود كه علي جان من از تو شرم مي كنم؛ بلكه فرمود: «يا ابالحسن! اني لاستحيي من الهي ان اكلف نفسك مالا تقدر عليه»، «اي ابالحسن من از خداي خود شرم مي كنم كه به تو تكليفي كنم كه تو قادر بر انجام آن نيستي.» (همان)

ب- پر صواب بودن مقدمات ازدواج

يكي از علل مؤثر در تحكيم خانواده اسلامي، خالي بودن پيشينه ي ازدواج و مقدمات آن از خلل و فساد است. هرچه نور خدا، نور محبت و صداقت در اين پيشينه شعله ورتر باشد، اميد اين كه اين نور در سراسر زندگي مشترك زوجين تجلي كند، بيشتر است. چنان چه يكي از عوامل مهم تزلزل خانواده ها، مورد مطالعه قرار گيرد، روشن مي شود كه در بسياري از ازدواج هاي ناموفق، مقدمات غلط و نابجايي وجود داشته كه بذر سياهي ها و كدورت ها را حتي قبل از ازدواج در زمين آن افشانده است. مروري اجمالي بر زندگي حضرت فاطمه (س) نشان مي دهد كه ممهدات ازدواج ايشان در كمال تعالي و نورانيت بوده اند. در ذيل به نمونه اي از آن ها اشاره مي شود:

- بیماری، وصیّت و شهادت

حضرت زهرا(س) بعد رحلت جان گداز پدر بزرگوارشان، حضرت محمّد بن عبدالله(ص) چند ماهی بیشتر زندگی نکرد و در این مدت نیز به قدری اشک می ریخت که ایشان را یکی از «بکّائین» شمرده اند و هیچ گاه خندان دیده نشد. (۱۴ ) علت گریه های آن مخدرّه هم نگرانی از انحراف مسیر امت مسلمان از صراط مستقیم الهی(مسیر امامت راستین) بود که بد بختی و مشکلات مادی و معنوی از نتائج آن بود.

روزی امّ سلمه(یکی از همسران پیامبر) بر ایشان وارد و عرض کرد:  «ای دختر پیامبر(ص) چگونه صبح کردی؟».  حضرت فرمود: « با غم و اندوه گذراندم!.  پدرم را از دست دادم.  خلافت و امامت پسر عم و شوهرم غصب شد و بر خلاف دستور خدا و رسول خدا(ص)، امامت را از او گرفتند، زیرا از او کینه داشتند، چون پدرانشان را در جنگ بدر و احد کشته بود».  (۱۵)

گریه های فراوان او باعث ناراحتی و اعتراض مردم شد.  آن بانوی نمونه اسلام، روزها دست حسینین(ع) را می گرفت و بر سر قبر مطهّر رسول خدا(ص) می رفت و پس از گریه و ندبه به نزد قبور سایر شهداء و سربازان فداکار می رفت و اشک می ریخت.  حضرت امام علیّ(ع) سایه بانی برای محافظتِ ایشان از سوزش حرارت آفتاب، ساخت که به «بیت الأحزان» معروف شد.  (۱۶)

امام جعفر صادق(ع) فرمود:  «در اثر ضرباتی که قنفذ، بر پیکر نازنین حضرت زهرای مرضیّه(س) وارد ساخت، سقط جنین کرد و به آن علت، پیوسته رنجور و ضعیف می گشت تا اینکه در بستر افتاد و امیر المؤمنین(ع) و اسماء بنت عمیس پرستاری ایشان را می کردند».  (۱۷ )یک روز گروهی از زنان مهاجر و انصار به عیادتش رفتند و عرض کردند:  ای دختر رسول خدا(ص) حال شما چطور است؟ فرمود:  «به خدا سوگند، به دنیای شما علاقه ای ندارم.  از مردانتان دل گیرم... .  وای به عقیده ی سست و رأی متزلزل آن ها، چه کار بدی کردند و مستوجب غضب خدا گشتند!.  در عذابِ دوزخ مخلّد شدند... .  وای به حالشان، چگونه خلافت را از علیّ(ع) گرفتند.  به خدا سوگند علت کنار گذاشتن او جز این نبود که از شمشیر برّان و دلاوری ایشان در راه خدا ناراحت بودند.  به خدا سوگند، اگر خلافت را از او نگرفته بودند مردم را با کمال راحتی به سوی سعادت و خوشبختی هدایتشان می کرد... .  کار این مردم بسی شگفت انگیز است!؟ چرا چنین کردند؟... به خدا س---وگند نالایقی را به جای فرد لایقی قرار دادند!؟... نمی دانند که به جای اصلاح، ایجاد فساد کردند... .  اکنون آماده حوادث ناگوار و منتظر شمشیرهای برنده و هرج و مرج دائم و دیکتاتوری ستم کاران باشید.  بیت المال شما را غارت خواهند کرد و منابع شما را به جیب خواهند ریخت... آیا می توانیم شما را به هدایت مجبور کنیم، در حالی که خودتان از آن کراهت دارید!؟...».  (۱۸)

آن علیا مخدّره یکی از راویان حدیث و حاملان آن بوده است، به طوری که «مُصحَف فاطمة» یکی آثار منسوب به آن حضرت هست که متأسفانه باقی نمانده است! ولی گفته می شود در اختیار حضرات ائمه ی اهل بیت(ع) بوده که به یکی پس از دیگری منتقل شده و هم اکنون در اختیار منجی عالم بشریت حضرت مهدی موعود(عجّل الله فرجه) می باشد.

در روایت وارد شده است که حضرت امام علیّ علیه السلام از حضرت زهراء (س) پرسید:  «چرا این قدر گریه می کنی؟».  عرض کرد:  «برای گرفتاری آینده ی تو گریه می کنم...».  فرمود:  «گریه نکن به خدا سوگند، این گونه امور نزد من مهم نیست...».  (۱۹ ) پس از حدود چهل روز حزن و اندوه و بیماری سخت حضرت زهرای اطهر(س)، کسالت ایشان بیشتر شد.  یک روز به همسرش امام علی علیه السلام عرض کرد: «ای پسر عموی مهربان، آثار و علائم مرگ را در خودم مشاهده می کنم.  گمان می کنم به زودی به پدرم ملحق می شوم، می خواهم وصیّت کنم».  امام علیّ(ع) فرمود: « هر چه می خواهی بگو که به آن ها عمل خواهم کردم. »

حضرت صدیقه ی کبری(س) وصیت های خود را به شرح زیر بیان داشت:  «۱ - ای پسر عمو، مردها بدون همسر نمی توانند زندگی کنند... خواهشمندم بعد از من با اُمامة(دختر خواهرم، زینب) ازدواج کن، زیرا نسبت به کودکان من مهربان است. ۲ - برای من تابوتی تهیه کن که در موقع حمل جنازه ام، حجم بدنم پیدا نباشد... . ۳ - مرا شبانه غسل بده و کفن کن و به خاک بسپار. اجازه نده اشخاصی که حقّم را غصب کرده اند و اذیّت و آزاری نمودند، بر من نماز بخوانند و یا به تشییع جنازه ام حاضر شوند...». (۲۰)

پس از رحلت جان سوز و حزن انگیزِ یگانه دختر رسول ختمی مرتبت(ص) که اسماء بِنت عُمیس تنها شاهد و گزارش گر آن می باشد، می گوید:  «امام علی(ع) گریه و ناله از کودکان، زنان و علاقه مندان بلند شد و مردم از مرد و زن برای عرض تسلیت به خانه ی آن حضرت می آمدند و خواستار مشارکت در مراسم غسل و کفن و تشییع حضرت زهرای اطهر(س) بودند که امام علیّ(ع) بنا به وصیت آن حضرت، شبانه مراسم غسل و کفن را انجام داد و با حضور تعدادی از اصحاب و یاران مانند عباس، فضل، مقداد، سلمان، ابوذر، عمّار، بُریده، عقیل، حُذیفه، ابن مسعود و حسنیین(ع) پیکر پاک و مطهّر آن بزرگوار و دختر شهیده و مظلومه پیامبر خدا(ص) را در تاریکی شب، آهسته و آرام در سکوتِ مطلق شهر مدینه در مکانی مجهول(نا مشخص) به خاک سپردند.  امام علیّ(ع) پس از توقف کوتاهی در کنار قبر و تهیه ی صورت هفت یا چهل قبر تازه به خاطر ترس از دشمنان، با اندوهی فراوان به خانه بازگشت.  صبح که اصحاب برای شرکت در مراسم آماده می شدند، متوجه شدند که شبانه مراسم خاک سپاری دختر عزیز پیامبر(ص)انجام شده است!... ». (۲۱ )

در باره تاریخ دقیق شهادت حضرت صدیقه ی کبری(س) در بین تاریخ نویسان اختلاف وجود دارد.  برخی مانند کلینی(صاحب اصول الکافی)، طبری(صاحب دلائل الامامة)، کفعمی(صاحب مصباح)، سید مرتضی(صاحب عیون المعجزات)، سید ابن طاووس(صاحب اقبال الأعمال) و محدّث قمی(صاحب منتهی الآمال) تاریخ رحلت و شهادت را سیزدهم جمادی الاُولی می دانند.

دلیل عمده این قول هم روایتی از امام صادق علیه السلام است که فرمود:  «فاطمه[س] بعد از رحلت پیامبر[ص] هفتاد و پنج روز زنده بود».  برخی دیگر از نویسندگان به علت روایت امام باقر علیه السلام که نقل شده، حضرت زهرا(س) بعد از رسول خدا(ص) نود و پنج روز زندگی کرد، می گویند؛ آن بزرگوار در سوّم جمادی الثانی سال یازدهم هجری به ملکوت اعلی پیوست. (۲۲)


عوامل تحكيم خانواده اسلامي در جلوه هاي رفتاري حضرت زهرا(س)

الف - حسن سلوك با همسر

يكي از عوامل بسيار مهم و اساسي در زمينه ي تحكيم خانواده اسلامي، تدبير در حسن سلوك با همسر است. اين مفهوم از مفاهيم پيچيده اي است كه چندين مفهوم ديگر در تشكّل ساختار آن نقش آفريني مي كنند. نوعي فراست و كارداني در تدبير منزل و رفتار با همسر، مي تواند از تعيين كننده ترين عوامل موفقيت در آيين همسرداري به حساب آيد. در اين جا نمونه اي از ظرايف و لطايف جلوه هاي رفتاري و گفتاري فاطمه (س) در برخورد با همسر بزرگوارشان حضرت اميرالمؤمنين (ع) بيان مي شود تا در تحليل جوانب و جزئيات اين رفتار، گامي به سوي درك كاربردي مفهوم «فراست و تدبير در حسن سلوك با همسر»، برداشته شود.

1 -توجه به ظرايف روحيات همسر

يكي از عوامل استحكام بخش پيوندهاي مودّت ميان زن و شوهر اين است كه طرفين بتوانند حالات و روحيات يكديگر را درك كنند. شايد هيچ عاملي به اندازه ي درك متقابل روحيات در زندگي خانوادگي، نمي تواند آرامش بخش و سازنده باشد. مهمترين عامل و سبب محبت نيز معرفت است و درك روحيه و شناخت ابعاد وجودي همسر، از تجلّيات معرفت به اوست.

فاطمه (س)، علي(ع) را خوب مي شناخت و بر روحيات او مشرف بود. در شرايطي كه ديگران علي(ع) را درك نمي كردند و از جلوه هاي رفتاري وي سوء برداشت مي نمودند، اين همسر گرامي وي بود كه او را مي شناخت و براي ديگران رفع ابهام مي كرد. چنان كه در روايتي وارد شده است كه يكي از اصحاب اميرالمؤمنين(ع) وي را در تاريكي هاي نخلستان تعقيب كرد و شاهد حالات عرفاني و راز و نياز محيرالعقول او با معبود بود. در اين ميان، ناگهان مشاهده كرد كه حضرت(ع) همانند چوب خشكي در زمين عبادتگاه خود فرو افتاد؛ پس از تأمل بيشتر به اين گمان يا يقين رسيد كه علي(ع) از دنيا رفته است؛ هراسان به درب منزل او آمد تا اين خبر را به فاطمه (س) بازگويد؛ آن بانوي جليل القدر با معرفت و دركي كه از روحيات علي(ع) داشت، دريافت كه علي(ع) در حالت خوف الهي بدان صورت درآمده است؛ فلذا فرمود: «... الغيشة التي تأخذه من خشية الله...» ، «اين حالتي است كه به واسطه ي خشيت الهي بر وي عارض شده است.»

نمونه ي ديگري كه از توجه حضرت زهرا (س) به ظرايف روحيات همسر بزرگوارشان حكايت دارد، ماجراي واپسين لحظات حيات نوراني آن حضرت(س) است. فاطمه(س) شدت دلبستگي همسرش، علي(ع)، را به خود مي دانست و بر اين مطلب آگاه بود كه وي با وجودي كه قلبي پهناورتر از وسعت تمام هستي و استقامتي عظيم تر از استقامت كوه دارد ولكن از دست دادن فاطمه(س) ممكن است وجود او را از هم بپاشد. از اين جهت، در واپسين لحظات زندگي، با درك ظرايف روحي همسر، او را به نزد خود خواند و با زبان دلداري و دل آرامي، آرام آرام لحظات مرگ خود را براي وي توصيف كرد تا پذيرش مرگ خود را براي او آسان نمايد. يكي از ظرايف مواجه نمودن افراد با مرگ عزيزان اين است كه اين خبر آرام آرام و مرحله به مرحله به ايشان برسد و فاطمه (س) با درك لطايف روح علي(ع)، خود اين مهم را برعهده گرفت.

در روايت آمده است كه فاطمه (س) قبل از شهادت، رؤياي صادقه مبشّره اي ديد و براي آرام نمودن علي (ع)، او را به بالين طلبيد و رؤياي خود را با او درميان گذاشت و بدين وسيله او را از جهت روحي آماده نمود: «شبي كه خداوند اراده ي قبض روح فاطمه(س) و اكرام روح او را داشت، فرارسيد؛ حضرت فاطمه (س) همسرش را به بالين طلبيد و فرمود: پسرعموي من، سلام بر شما، همانا اين جبرئيل است كه به سوي من آمده و بر من سلام مي كند و مي گويد: اي محبوبه ي حبيب خدا و ميوه ي دل او، امروز تو در محل اعلي و جنت المأوي به او ملحق مي شوي و آن گاه فرمود: جبرئيل از نزد من رفت. (پس از مكث و تأمل) حضرت فاطمه (س) دوباره فرمود: بر شما سلام باد و آن گاه خطاب به همسرش گفت: اي پسرعموي من، اين ميكائيل بود كه همانند دوستش جبرائيل به من سلام كرد. (بعد از مكث و تأمل ديگري) دوباره فاطمه (س) جواب سلامي را داده و چشم هايش را كاملاً باز كرد و به همسرش گفت: اي پسرعموي من، به خدا قسم، به حقيقت اين عزرائيل است كه بال هايش را در مشرق و مغرب گشوده است و پدرم او را براي من چنين وصف فرموده است...»

البته اخبار ديگري نيز، در باب لحظات آخر حيات فاطمه(س) وارد شده است ولكن آن چه از اين خبر در راستاي مراد منظور نظر برداشت مي شود، اين است كه فاطمه (س) با اين لطايف و ظرايف سعي داشتند، خبر مرگ خود را با زيباترين و ملايم ترين صورت ممكن، به علي(ع) برسانند تا وي در معرض شنيدن خبر سهمگين شهادت ايشان، ازپاي درنيايد.

2- پرهيز از تقاضاي نامقدور

در زندگي مشترك، توجه به ظرايف روان شناختي كه مربوط به روحيه ي مردانه يا زنانه است، در رأس مهمترين عوامل مؤثر در استحكام خانواده قرار دارد. علي(ع) هرچند يك انسان كامل و «كون جامع» بود، لكن در قالب آيتي مذكر، در اين عالم ظهور كرد و در يكي از شئون امكاني خود، حائز مقام رياست اقتصادي خانواده گرديد. وجود فاطمه (س) نيز هر چند حاصل همه ي عظمت هاي لاهوتي بود، لكن در قالب آيتي مؤنث و تحت تكفل اقتصادي علي(ع) به سر مي برد و يكي از جهات كماليه ي زندگي مشترك اين دو وجود مقدس، اين بود كه به ويژگي هاي زنانه يا مردانه يكديگر توجه و دقت مي فرمودند.

تقاضا نمودن امري از فردي كه قادر بر انجام آن نيست، هميشه و همه جا سبب آسيب هر روحيه اي نمي شود؛ ولي به جهت شرايط خاصي كه در زندگي مشترك و روحيه ي زن و شوهر وجود دارد، معمولاً اگر اين تقاضا از سوي زني در برابر همسرش مطرح شود و شوهر قادر بر پاسخ نباشد، نوع خاصي از احساس سرشكستگي را در خود خواهد يافت و اين واقعيت روح او را خواهد آزرد.

آن چه از سطور نوراني زندگي خانوادگي فاطمه(س) به دست ما رسيده است، نشان دهنده ي اين حقيقت است كه فاطمه (س) به اين معني توجه وافر داشته و اين نكته ي ظريف را همواره رعايت مي فرموده است؛ چنان كه در تاريخ زندگي معصومانه اش آمده است:«در يكي از روزها، صبحگاهان امام علي(ع) فرمود: فاطمه جان آيا غذايي داري تا از گرسنگي بيرون آيم؟ آن بانو(س) فرمود: نه، سوگند به خدايي كه پدرم را به نبوت و شما را به امامت برگزيد، دو روز است كه در منزل غذاي كافي نداريم؛ امام علي(ع) با تأسف فرمود: فاطمه جان چرا به من اطلاع ندادي تا به دنبال غذا بروم؟ فاطمه (س) فرمود: «يا ابالحسن انّي لاستحيي من الهي ان اكلّف نفسك ما لا تقدر عليه» «اي ابالحسن، من از پروردگار خود حيا مي كنم كه چيزي را كه تو بر آن توان و قدرت نداري از تو درخواست كنم.»

هرچند كه شأن صدور اين روايت درباره مسائل اقتصادي است، ولي تعميمي كه در اين عبارت شريف وجود دارد، نشان دهنده ي اين معني است كه در ساير امور و شئون نيز، رعايت اين مطلب امري مطلوب و پسنديده است.

3- استقبال از پيشنهاد همسر

يكي از عواملي كه سبب مي شود روحيه توادد و نشاط در زندگي خانوادگي ريشه دار شود و اعضاي خانواده در زير آسمان صلح و صفا، به يكديگر حس  نزديكي بيشتري پيدا كنند، اين است كه از پيشنهادهاي يكديگر استقبال نمايند. فاطمه (س) در اين امر پيشتاز بودند.

در روايتي آمده است: «روزي تنگدستي و مشكلات بسيار بر علي ابن ابي طالب(ع)، فشار آورد تا آن جا كه از فاطمه (س) خواست تا نزد پيامبر(ص) برود و از او چيزي بخواهد. فاطمه (س) خوب          مي دانست كه علي(ع) تا چه حد كتوم است و تا چه اندازه به او، حسن، حسين، زينب و كلثوم، شفقت دارد؛ لذا به محض آن كه امام علي(ع) در قالب اين كلام محجوبانه (اگر به خانه پدرت رفتي، چيزي از او بخواه)، خواسته ي خود را با فاطمه (س) در ميان مي گذارد، فاطمه (س) درنگ نمي كند و در ساعتي غير متداول براي تسريع در اجابت خواسته ي همسر، به سوي منزل پدر مي شتابد و هنگامي كه پيامبر(ص) درباره ي خواسته اش سؤال مي كند، فاطمه (س) بسيار حكيمانه و مدبرانه ابراز حاجت           مي نمايد؛ وي به حاجت خود و به گفته علي(ع) تصريح نمي نمايد و مشكل خود را اين گونه با پدر در ميان مي گذارد: «غذاي فرشتگان، تهليل، تسبيح و تحميد است؛ پس طعام ما چه مي تواند باشد؟»

در اين سخن حضرت (س)، اشارتي به مقام فرشتگان نيز وجود دارد كه اينان به طور دايم در حال اطاعت محض اند و ملائك، عقول مجردي هستند كه به هيچ يك از اطعمه و اشربه ي عوالم پايين تر، نيازي ندارند و ارزاق ايشان معنوي و از جنس ذكر، حمد و ستايش پروردگار است. حضرت فاطمه (س) از آن جا كه با فرشتگان محشور بوده و با ايشان مراوده داشتند، با اذكار ايشان آشنا بودند؛ از اين رو به بعضي از اذكار آنان نيز اشاره مي نمايند. در زمانه و عصري كه فرهنگ اوليه ي عرب، صراحت و بي پردگي در گفتار بود و در برهنگي سخن افراط مي نمودند، اين نمونه عرض حاجت كردن، كمال فراست و ادب فاطمي را مي رساند.

پيامبر(ص) با ظرافتي خاص در ازاي درخواست متين فاطمه (س)، براي او از تعليم ذكر خاصي از سوي جبرئيل(س) خبر دادند كه با رفع اين مشكل مناسبت دارد. حكمت و معرفت فاطمه (س) وي را وامي دارد كه از پدر تمناي آن اذكار را نمايد. فاطمه (س) خوب مي دانست كه اذكار و اسماي الهيه، كاركنان مطلق دار وجودند و هر يك از آن ها مقتضياتي دارند.

حضرت فاطمه (س) اين عبارت شريف را در اين رابطه از پيامبر(ص) فرا مي گيرند: «يا اول الاولين، يا آخرالآخرين، يا راحم المساكين و يا ارحم الراحمين.»تدبير و فراست فاطمه (س) در همسرداري، آن گاه نمود بيشتري پيدا مي كند كه ايشان پس از فراگرفتن اين رمز و راز، با مسرت از خانه ي پدر به خانه ي خويش برمي گردد و براي علي(ع) اين گونه حكايت ماجرا را باز مي گويد كه من براي دنيا رفتم و با متاع آخرت بازگشتم و اين گونه با اشراف بر ظرايف روحي علي(ع)، خود را دست خالي نشان نمي دهد و به گونه اي حكيمانه و مدبرانه مي خواهد كه علي(ع) از عرض حاجت در برابر رسول خدا(ص)، شرمنده نشود.

 


پی نوشت:

*سوره ی احزاب آیه ی ۳۳.

**سوره ی آل عمران آیه ی۶۱.

***سوره ی شوری آیه ی ۲۳.

۱- کلینی، اُصول الکافی ۱:  ۴۵۷؛ طوسی، مصباح المتهجد۳:  ۷۷۳؛ اربلّی، کشف الغمة...۲: ۷۵؛ طبرسی، اِعلام الوری بأعلام الهدی:  ۹۰؛ طبری(ابن رستم)، دلائل الإمامة : ۱۰؛ سید ابن طاووس، اقبال الأعمال :  ۲۶۳؛ ابن شهر آشوب، المناقب... ۳:  ۳۵۷؛ مجلسی، بحار الأنوار... ۴۳: ۷

۲- کلینی، اصول الکافی ۱:  ۴۶۱؛ ابن شهر آشوب، المناقب...۳:  ۳۵۷؛ مجلسی، بحار الأنوار... ۴۳:  ۱۶؛ درس نامه ی حضرت فاطمه(س) از ولادت تا شهادت، مجید جعفر پور ۳۰.

۳- حاکم النیشابوری، المستدرک علی الصحیحین ۳:  ۱۷۰؛ ابو نُعیم الإصفهانی، حلیة الأولیاء... ۲:  ۳۹.

۴- طوسی، الأمالی، مجلس ۱ ح۳؛ اهل البیت(ع) من کتاب أعیان الشیعة...، سید محسن امین العاملی، تحقیق:  المجمع العالمی لأهل البیت(ع) ۱:  ۴۹۱.

۵- مجلسی، بحار الأنوار... ۴۳:  ۱۹.

۶- المجمع العالمی لأهل البیت(ع)، أعلام الهدایة؛ فاطمة الزهراء(س)«سیّدة النساء» ۳:  ۳۶.

۷- ابن صبّاغ المالکی، الفصول المهمّة فی معرفة الأئمة(ع) ۱۲۱.

۸- ابن المغازلی، المناقب... ۲۶۴؛ اربلّی، کشف الغمة...۲:  ۱۷۶؛ طبری، دلائل الامامة ۶۵؛آغا بزرگ الطهرانی، الذریعة... ۲۱:  ۴۲۴۸.  ( کتاب هائی با عنوان"مسند فاطمة الزهراء(س)" از سوی نویسندگان شیعی و سنّی نوشته شده که علاقه مندان می توانند به جدیدترین آن ها به قلم استاد شیخ عزیز الله عطاردی مراجعه نمایند).

۹- مجلسی، بحار الأنوار... ۴۳:  ۵۶.

۱۰- همان ۴۳:  ۸۴ ؛ دیلمی، أعلام الدین فی صفات المومنین :  ۲۴۷.

۱۱- طبری(محمد بن جریر)، تاریخ الاُمم و الملوک ۱:  ۴۲۶.

۱۲- شیخ صدوق، الخصال:  ۶۴۰؛ الأمالی :  ۴۷۴؛ مجلسی، بحار الأنوار... ۴۳:  ۱۱۱.

۱۳- اربلّی، کشف الغمة... ۱:  ۴۷۲؛ خطیب البغدادی، تاریخ بغداد ۱:  ۳۱۶.

۱۴- ابن سعد، الطبقات الکبری ۲:  ۸۵؛ طبرسی ، الإحتجاج... ۱:  ۱۴۹.

۱۵- مجلسی، بحار الأنوار... ۴۲:  ۱۵۶؛ یوسفی غروی(محمدهادی)، موسوعة التاریخ الإسلامی ۴:  ۱۴۳.

۱۶- همان ۴۳:  ۱۵۷.

۱۷- طبری، دلائل الإمامة ۴۵؛ مجلسی، بحار الأنوار... ۴۳:  ۱۷۰

۱۸- طبرسی، الإحتجاج ۱:  ۱۴۷؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة ۱۶:  ۲۳۳؛ مجلسی، بحار الأنوار ۴۳:  ۱۶۱.

۱۹- مجلسی، بحار الأنوار ۴۳:  ۲۱۸.

۲۰- ابن شهر آشوب، مناقب آل أبی طالب(ع) ۳:  ۳۶۲؛ طبری، دلائل الامامة ۴۲؛ مجلسی، بحار الأنوار... ۴۳:  ۲۱۴؛ یوسفی غروی(محمدهادی)، موسوعة التاریخ الإسلامی ۴:  ۱۵۰.

۲۱- مجلسی، بحار الأنوار... ۴۳:  ۱۸۳.

۲۲- کلینی، اُصول الکافی ۱:  ۲۴۱؛ امینی(ابراهیم)، فاطمه زهراء(س)؛ بانوی نمونه اسلام:  ۱۹۷.


منابع

جهت مراجعه و تحقیق بیشتر علاقه مندان و عزیزان، تعدادی از منابع مفید(عربی و فارسی) را تقدیم می کنم.  امیدوارم مورد استفاده واقع شود:

۱.  أعلام الهدایة؛ فاطمة الزهرا(س)« سیّدة النساء»، [جلد ۳] لجنة التحقیق فی المجمع العالمی لأهل البیت(ع)، ۱۴۲۲ق- ۱۴۳۰ق .

۲.  پیشوایان هدایت؛ صدّیقه ی کبری حضرت فاطمه ی زهرا(س) [جلد ۳]، گروه مؤلفان مجمع جهانی اهل بیت(ع)، مترجم:  عباس جلالی، ۱۳۸۵ ش.

۳.  حیاة سیّدة النساء؛ فاطمة الزهراء(س)؛ دراسة و تحلیل، باقر شریف القرشی(ره)، تحقیق:  مهدی باقر القرشی، ۱۴۳۰ ق.

۴.  مسند فاطمة الزهراء(س)، جلال الدین السیوطی، المطبعة العزیزیة، ۱۴۰۶ ق .

۵.  وفاة الصدیقة الزهراء(س)، السیّد عبدالرزاق المقرّم(ره)، المطبعة الحیدریة، ۱۳۷۰ق .

۶.  فاطمه زهرا(س)، بانوی نمونه اسلام، ابراهیم امینی، انتشارات شفق، ۱۳۸۴ش.

۷.  درس نامه ی حضرت فاطمه زهرا(س) از ولادت تا شهادت، مجید جعفر پور، نشر بیت الأحزان، ۱۳۹۰ش.

۸.  بیت الأحزان، شیخ عباس القمّی(ره)، ترجمه:  سید محمود زرندی، ۱۳۸۶ش.

۹.  زهرا(س)؛ برترین بانوی جهان، ناصر مکارم شیرازی، نشر سرور، ۱۳۸۶ش.

۱۰.  فاطمه زهرا(س) مظلومه تاریخ، علی اصغر رضوانی، انتشارات صبح امید یاران، ۱۳۸۹ش.

۱۱.  الکلمة الغرّاء فی تفضیل الزهراء(س)، سید عبدالحسین شرف الدین العاملی(ره)، ترجمه:  محسن بیدارفر، انتشارات الزهراء، ۱۳۶۲ش.

۱۲.  زندگانی فاطمه ی زهرا(س)، سید جعفر شهیدی(ره)، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

۱۳.  فرهنگ سخنان حضرت زهرا(س)، محمد دشتی(ره)، عصر ظهور، قم، ۱۳۹۰ش.

۱۴.  تحقیقی در باره زندگانی اُمّ أبیها، صدیقه ی کبری فاطمه زهرا(س)، محمدکاظم القزوینی(ره)، ترجمه:  سید محمد صالحی، نشر مهر،۱۳۹۰ش.

۱۵.  زندگانی حضرت زهرا(س)، احمد احمدی بیرجندی، آستان قدس رضوی(به نشر)، ۱۳۹۰ش.

۱۶.  فاطمة الزهراء(س)؛ وتر فی غِمد، سلیمان کتّانی، تحقیق المجمع العالمی لأهل البیت(ع)، ۱۴۳۲ق.

۱۷.  فدک فی التاریخ، الشهید السید محمدباقر الصدر(ره)، ترجمه:  محمود عابدی، کتابخانه بزرگ اسلامی، ۱۳۶۰ش.

۱۸.  فاطمة الزهراء(س)؛ قدوة و اُسوة، سید محمدتقی المدرسی، موسسة الوفاء، ۱۴۰۲ق.

۱۹.  فاطمة الزهراء(س) امّ الامامة و سیدة النساء، محمدحسن النائینی(ره)، موسسة الوفاء، ۱۴۰۴ق.

۲۰.  زندگانی حضرت فاطمه زهرا(س) و دختران آن حضرت، سید هاشم رسولی محلاتی، انتشارات اسلامیة، ۱۳۹۸ق. 

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد