امروز چهارشنبه, 02 اسفند 1396 - Wed 02 21 2018

https://telegram.me/emamemobin

منو

تفسیر و علوم قرآنی

یگانه آفرینش

زهرا صرامی فروشانی

چکیده:

آگاهی از هدف آفرینش شاید مهم ترین مسئله برای هر انسانی باشد. با تکیه بر عقل و نقل معلوم می گردد غایت همه موجودات بازگشت به حق است. خداوند نقصی ندارد تا با آفرینش، به دنبال رفع آن نقص و رسیدن به کمال باشد؛ اما این مسئله منافاتی با این ندارد که هدف خداوند از آفرینش را شناخته شدن حضرت حق بدانیم؛ شناختی که از مجرای انسان کامل به دست می آید.

فاطمه مظهر کل اسمای الهی است.فاطمه آیینه دار تمام صفات ربوبی است.فاطمه،مظهر رحمت و عطوفت خداست.فاطمه ،تجلی علم و حکمت خداست.مظهر صبر و حلم خداست.فاطمه تجلی عظمت و قدرت خداست.او مظهر جمال خداست.و تجلی جلال خدا

ضمن روایات فراوانی آمده است که اساس و علت خلقت، اهل بیت علیهم السلام هستند. خداوند به پیامبر اکرم (ص) فرمود: اگر تو نبودی، افلاک را خلق نمی کردم؛ و رسول گرامی اسلام خطاب به حضرت زهرا(س) فرمود: اگر تو نبودی خداوند زمین و آسمان را خلق نمی کرد.

کلید واژگان:حضرت زهرا،شفاعت،علت آفرینش،بانوی برتر    

 

 

سر فصل ها:

1)علت غایی خلقت

2)شفاعت حضرت فاطمه (س) در روز قیامت

3)مقام حضرت زهرا(س)

4)اسوه و حجت بودن حضرت فاطمه(س)

5)فاطمه معیار ارزش ها

6)عصمت حضرت زهرا(س)

 

 

مقدمه:

خدایی که مقام والای مرد را در وجود پیامبر اسلام (ص) و علی(ع) قرار داد،چنین خواست تا زنی را بیافریند تا شخصیت واقعی زن را در تاریخ نشان بدهد.به این منظور فاطمه (س)را آفرید.در حقیقت تولد فاطمه (س)میلاد جدید زن در تاریخ است.

در جامعه جاهلی ،وجود زن فاقد ارزش اجتماعی و شخصیت انسانی شمرده می شود و از این رو ،جامعه زنان ،محکوم به فنا و زوال ،محکوم به نابودی و به تعبیر قران ((موئوده)) و مستحق زنده به گور شدن شناخته می شد و مردان جامعه جاهلی دختر داشتن را چنان ننگ بزرگی می شمردند که برای شستن چنین لکه ننگی ،به محض تولد دختر ،نوزاد را به دست خود در گودالی مدفون می ساختند و زن دخترزا را چنان بی ارزش می شمردند که گاه او را از خانه بیرون می راندند.در این میان،پیامبر،فاطمه را بر دامن پر مهر خویش نشاند و دست مهر و عطوفت بر سرش کشید و چون جان خویش گرامی داشت.[1]

و چنین دین جهانی بود که در جامعه ای تاریک نور و روشنی را به ارمغان آورد.

درک عظمت آن بانوی بانوان جهان فوق اندیشه ما است همان طور که درک لیله القدر فوق فکر و شعور ما است.و ما ادرئک ما لیله القدر

امام صادق (ع) فرموده اند:

من عرف فاطمه حق معرفتها فقد ادرک لیله القدر

هر کس معرفت حقیقی به حضرت زهرا(س)پیدا کند ،لیله القدر را درک نموده است.[2]

زیاد بن منذر می گوید:از حضرت باقر(ع)شنیدم که فرمود:ما درختی هستیم که ریشه اش رسول الله (ص) و تنه آن علی(ع) و شاخه هایش فاطمه دختر رسول خدا (ع)،ومیوه اش حسن و حسین (ع)است.

 

 

1)علت غایی خلقت

علت غایی خلقت

خداوند تبارک و تعالی فرموده است:

لو لاک لما خلقت الافلاک،لو لا علی لما خلقتک،و لو لا فاطمه لما خلقتکما

ای حبیب ما اگر تو نبودی عالم وجود را به وجود نمی آوردم.اگر علی (ع)نبود تو را خلق نمی کردم و اگر فاطمه (ع)نبود شما دو بزرگوار را نمی آفریدم.

پس از پیامبر (ص)ادامه راه آن حضرت نیاز مبرم به وجود علی بن ابی طالب (ع)داشت و اگر آن حضرت نبود نقض غرض می شد و اگر فاطمه (ع)نبود علی(ع)نمی توانست راه پیامبر را ادامه دهد و ادامه راه پیامبر (ع)نیاز مبرم به وجود فاطمه (ع)داشت.[3]

در حدیث جابر بن یزید جعفی از جابر بن عبدالله انصاری از رسول الله (ص)آمده است که خداوند فرمود:

«یا احمد،لولاک لما خلقت الافلاک،و لو علی لما خلقتک ،و لو لا فاطمه لما خلقتکما»

ای احمد اگر تو نبودی جهان و جهانیان را خلق نمی کردم،و اگر علی نبود تو را نمی آفریدم و اگر فاطمه نبود تو و علی را خلق نمی کردم.

سپس جابر می گوید:این از اسراری است که رسول الله (ص)امر فرمود از نااهلان کتمان شود.

روایت در صدد بیان این است که این انوار مقدسه،غرض غایی خلقت عالم،و مظهر تمام تجلی حضرتش سبحانه بوده اند.چنان چه احادیثی که انوار مقدسه رسول خدا (ص) و علی و فاطمه و یازده فرزندش را نور واحد به حساب می آورد.وممکن است نظر به این منزلت بزرگواران داشته باشد احادیثی که روح ششمی برای این خانواده می شمارد ،که حتی انبیای گذشته آن را نداشته اند.فاطمه (ع)هم که مادر یازده امام است.و از انبیای گذشته افضل و در تمام مراحل (از خلقت نوری ایشان گرفته تا خلقت مادی)در ردیف معصومین دیگر (غیر از منصب نبوت و وصایت)بوده،باید قاعده این منزلت را داشته باشد.چنان که در بعضی از آن احادیث آمده است:

«و هو معنا اهل البیت»

و آن روح با ما اهل البیت است.[4]

پيامبر الهى و اهل‏بيت معصومش همگى يكى بوده و شاخ و برگ يك درخت مى‏ باشند. و از نظر هدف نيز مكمل و متمم يكديگرند، بنابراين، بدون تصور فاطمه عليهاالسلام كه كمال اسلام به وجود او و فرزندان معصوم او بستگى داشته و دارد، آيين اسلام و رسالت پيامبر و ولايت اميرالمؤمنين كم‏ شعاع و كم‏ فروغ خواهد بود.

آرى ولايت على عليه‏السلام مكمل رسالت و وجود زهرا پناه ولايت و فرزندانش نتيجه بخش اهداف رسالت و ولايت مى‏ باشند.

در اين زمينه پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله مى‏ فرمايند: «انى و اياك و هذين و هذا الراقد فى مكان واحد يوم القيمه.»

رسول خدا در خانه‏ ى اميرالمؤمنين در حالى كه على عليه‏السلام مشغول استراحت بود، خطاب به دخترش فاطمه عليهاالسلام فرمودند: من و تو و اين دو فرزند (حسن و حسين) و اين استراحت‏ كننده (على) همگى در پيشگاه خدا در يك منزله و مكان خواهيم بود.

علاوه بر این استمرار وجود وصی برای پیامبر (ص) با توجه به جهانی و جاودانی بودن رسالت ایشان و در راستای وجود خلیفه خدا بر روی زمین به واسطه وجود و خلقت حضرت زهرا (س) به عنوان کوثری که معصومین (ع) از نسل ایشان خلق شده محقق می شود و لذا رسیدن به هدف خلقت پیامبر (ص) و حضرت علی (ع) با وجود حضرت زهرا (س) تکمیل می شود.

کنیه ام ابیها:

شاید معنای اینکه پیامبراکرم ایشان را «ام ابیها» می‌خوانند، این باشد که پیغمبر اکرم(ص) به حضرت زهرا«سلام‌الله‌علیها» اشاره می‌کنند که علّت غائیه برای من، تو هستی و خداوند، به خاطر تو، مرا خلق کرده است. با این معنا، خواه ناخواه، حضرت زهرا (س) علّت غائی دین پیغمبر اکرم(ص) و علت غایی امامت هستند.

بر این اساس، به روایات «لَوْلاکَ لما خَلَقْتُ الأفْلاکَ و لَوْلا عَلیٌ لَمْا خَلَقتُکَ و لَولا فاطِمَةُ لَمْا خَلَقْتُکُما»، اهمیّت خاصّی می‌دهند.

از این حدیث قدسی که بهترین معنای کلام نورانی ام ابیها ی حضرت ختمی مرتبت در تجلیل و تکریم فاطمه است ،ملهم می شویم فاطمه (س)تمام هستی است و تمام هستی نیز فاطمه است.آری هر آن کس به سوی تکامل می شتابد در حقیقت دانسته یا ندانسته به سوی حضرت ام ابیها می شتابد [5]

ام ابیها برای آن است که نسل پیغمبر (ص)از این دختر بوده و او یگانه دختری بود که پس از شش اولاد باقی مانده و نسل نبوت و مادر ولایت در او قرار گرفت.[6]

و چه کسی می تواند عظمت این ستودن مقام زن را درک کند در جامعه ای که زن بی ارزش ترین موجود در آن تلقی می شد تا جایی که جسم و جانش زنده به گور می شد.زنی به عظمت تاریخ و بلکه اساسا هدف خداوند از آفرینش  و قرار دادن نسل پیامبر از او،در جامعه ای ظهور می کند که حتی زنان فرصت حضور و ظهور نداشتند.زنی که پیامبر دستانش را می بوسد و او را در جای خود می نشاند.در حالی که مردان از دخترانشان گریزانند و وجودشان را ننگی برای خود می شمارند.در جاهلیتی عمیق و تاریک ،در جامعه ای که انسانیت زنده به گور می شد،نوری به عظمت تمام تاریخ درخشیدن گرفت.درخششی که همه را متحیر کرد.و زندگی اش و شهادتش رازی ماندگار شد تا تاریخ را به کند وکاو وادارد.نمی توانیم تاریخ اسلام را تحلیل کنیم و ردپای فاطمه(س)را در جایی نبینیم.همه جا مملو از ایثارها،فداکاری ها،دفاع ها و بیان رسا و مقام والای اوست.برترین اندیشه های بشری حیران و تیزپروازترین عقل ها سرگردانند.چه کسی جز او می توانست نبوت و امامت را به هم گره بزند؟چه کسی جز او می توانست غدیر را تا ابدیت تاریخ زنده نگه دارد؟

آری ،یک دین جهانی،به انسان هایی که در تاریخ بی همتا باشند،نیازمند است.و چه کسی می تواند این را انکار کند که مقام حضرت فاطمه در قیامت آشکار می شود آن گاه که همه را به تحیر وامی دارد.

 

2)شفاعت حضرت فاطمه در روز قیامت

شفاعت حضرت فاطمه(س)

در کتاب علل الشرایع صدوق از محمد بن مسلم ثقفی روایت است که گفت :از حضرت باقر شنیدم که فرمود:حضرت فاطمه زهرا (س)بر در جهنم وقفه ای دارد و در آن روز بین هر دو چشم هر مرد مومن و کافر نوشته می شود :هذا مومن و هذا کافر و دوستدار فاطمه که گنهکار است بین دو چشم او نوشته می شود :هذا محب .پس دوستدار گناهکار را به آتش می برند آن گاه فاطمه در مقام خود عرض می کند :خداوندا مرا فاطمه نام نهادی و از آتش به جهت من بریدی و جدا کردی هر کس مرا دوست داشت وعده تو حق است و تو خلاف میعاد نمی کنی .حق تعالی می فرماید :راست می گویی من تو را فاطمه نامیدم.و دوستان و ذریه تو را از آتش جدا کردم و وعده من حق است این که امر کردم آتش را برای شفاعت تو است پس من قبول می کنم شفاعت تو را تا ملائکه و انبیا و اهل موقف بدانند در نزد من مکان و منزلت تو را پس هر کس بر پیشانی او مومن نوشته شده او را شفاعت کن و داخل بهشت نما که شفاعت تو قبول است [7]

با چند واسطه از محمد بن مسلم نقل می کند که گفت:از حضرت امام محمد باقر(ص)شنیدم می فرمود :فاطمه زهرا (س) نزد درب جهنم توقفی خواهد داشت .هنگامی که روز قیامت فرا می رسد در میان دو چشم هر کسی نوشته می شود که وی مومن است یا کافر ،آن گاه به یکی از دوستداران حضرت فاطمه(س)که خیلی گنهکار باشد امر می شود برو به طرف جهنم ،وقتی که می بیند بین دو چشم او نوشته شده :دوست فاطمه،عرض می کند:پروردگارا ! تو مرا فاطمه نامیدیو وعده دادی به وسیله من کسی که مرا با فرزندانم دوست داشته باشد از آتش جهنم نجات می دهی ،وعده ی تو بر حق و تو خلف وعده نمی کنی.

خدای رئوف می فرماید:راست می گویی من تو را فاطمه نامیدم .من کسی که تو را با فرزندانت دوست داشته باشد از آتش جهنم بر کتار خواهم داشت وعده ی من حق است و من خلف وعده نخواهم کرد.من به این منظور دستور دادم این بنده ام را به جهنم ببرید که تو برای او شفیع شوی و من شفاعت تو را بپذیرم تا مقام و منزلتی که تو نزد من داری برای ملائکه و پیامبران (ع) و اهل محشر معلوم شود .دست هر کسی را که در میان دو چشم او نوشته باشد مومن است بگیر و داخل بهشت کن.

در کتاب امالی شیخ طوسی با چند واسطه از پیامبر اکرم (ص)روایت می کند که فرمود:دختر من به این لحاظ  فاطمه نامیده شد که خدای رئوف او را با دوستانش از آتش جهنم نجات داده است.[8]

پیغمبر خدا فرمود رسیدم به درخت سیبی جبرئیل سیبی کند و تعارف نمود بازش کردم نوری از وسط آن ساطع شد پرسیدم این نور کیست؟عرض کرد منصوره در آسمان و فاطمه در زمین که دخترت باشد پرسیدم چرا در آسمان ها او را منصوره گویند عرض کرد برای آن که خدای تعالی او را نصرت می دهد و شفاعتش را می پذیرد.هر چند در دنیا خدا ائمه را نصرت داد ولی نصرت الهی به اولیایش در صحرای محشر است.لذا فاطمه زهرا(س)در آن وقت عرض می کند پروردگارا تو نام مرا فاطمه یعنی نگهدارنده قرار دادی پس شیعیانم را باید نگاه داری کنم.خداوند می فرماید:زهرا شفاعت کن.و فرمود نمی ماند در صحرای محشر مگر آن که دشمن اهل بیت باشد.[9]

روح های پر کشیده و بزرگ تر از هستی ،هرگز به فکر خود و دردهای خودشان نیستند بلکه همیشه به یاد دیگران و رنج هایشان می شوزند.و زهرا (ع)این پرکشیده از تمامی هستی این گونه بود و در اوج دبود.او از همان ابتدا به فکر امت رسول (ع)بود.چه در هنگام  عقد و چه در هنگام حشر.

در هنگام عقد به پدر می گوید:پدر جان همه ی دخترها مهریه خود را درهم و دینار قرار می دهند .پس چه فرقی بیم من با آن هاست.من می خواهم مهریه ی خود را شفاعت از گنه کاران امت شما قرار دهم.این درخواست مورد قبول خدای سبحان واقع شو و جبرئیل فرود آمد و ورقه ای از حریر آورد که این مهریه در آن نوشته شده بود.چون هنگام مرگش فرا رسید وصیت کرد آن ورقه را در کفنش روی سینه اش بگذارندذ و فرمود در هنگامه ی حشر این ورقه را به دست گیرم.و از گنه کاران امت پدرم شفاعت کنم. [10]

امام صادق(ع)از رسول خدا روایت می کند که حضرت می فرمایند:دخترم،آیا می دانی که از چه رو تو را فاطمه نامگذاری کردم؟

زهرای اطهر پرسید:چرا پدر؟

رسول خدا در پاسخ فرمود :خداوند متعال تو را و شیعیان راستین و دوستداران تو را که در خط تو گام برمیدارند در روز محشر از آتش دوزخ جدا خواهد داشت.

شیخ صدوق در خشال و امالی در توضیح نام مبارک فاطمه از امام صادق(ع)نقل کرده است:بدان جهت او را فاطمه گفتند که او از شرک و شر و بدی ها جدا شده و بریده شده است.و اگر علی(ع)نبود کفوی بر او پیدا نمی شد.[11]

نجات شیعیان فاطمه (س)از آتش

ابوبکر مردویه در کتاب خود از سنان اوسی نقل کرده که رسول خدا(ص)فرمود:جبرئیل به من خبر داد که وقتی خداوند متعال ،فاطمه (س) را به ازدواج علی(ع)در آورد،به فرشته رضوان و درخت طوبی امر فرمود تا برای دوستداران خاندان محمد(ص)رقعه و برگ هایی را به بار آورد سپس فرشتگانی از نور به تعداد این برگ ها آن ها را جمع کردند و چون روز قیامت فرا رسد و همه انسان ها جمع شوند خداوند فرشتگان را با این برگ ها می فرستد تا آن ها نیز ملاقات هر شخصی که محبت  و دوستدار اهل بیت محمد(ص) است،یک رقعه و برگی که برائت از آتش جهنم می باشد به او بدهند.[12]

 

3)مقام حضرت زهرا(س)

نخستین کسی که وارد بهشت می شود

ورود در بهشت،آن کانون عظیم رحمت الهی ،دلیل روشنی بر سعادت یک انسان است و اگر کسی پیش از همه  وارد شود برترین فضیلت برای او اثبات می شود.ازاین گذشته از روایات معروف اسلامی استفاده می شود که ورود این بانوی بزرگ در صحنه محشر و روانه شدن از آن جا به بهشت با تشریفات بسیار با شکوهی که بیانگر عظمت فوق العاده مقام اوست انجام می گیرد.

علی (ع)از پیغمبر اکرم (ص)چنین نقل می کند:

دخترم فاطمه در قیامت محشور می شود در حالی که لباس کرامتی که با آب حیات عجین شده در تن دارد و خلایق به سوی او می نگرند و از مقام والای او در شگفتی فرو می روند.[13]

 

 

زيارت انبيا از فاطمه در بهشت

آن‌گاه كه همه انبيا و اوليای خدا وارد بهشت‏ شدند، آهنگ ديدار دختر پيامبر خدا مى‏كنند. رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم به فاطمه فرمود: هرگاه اوليای خدا در بهشت مستقر گرديدند، از آدم گرفته تا ساير انبيا همه به ديدارت مى‏شتابند.

مقام فاطمه (س)در بهشت

و در پاره ای از روایات آمده،فاطمه (س)یکی از سواران چهارگانه روز قیامت است که سوار بر عضباء ،ناقه (شتر)رسول خدا(ص) می گردد.و وارد محشر می شود.ابن شهر آشوب روایت می کند:هنگامی که پیامبر اسلام(ص)در بستر رحلت قرار گرفت،ناقه عضباء به پیامبر (ص)عرض کرد،مرا بعد از خود برای چه کسی وصیت می کنی؟

پیامبر فرمود:ای عضباء خدا به تو برکت دهد،تو از آن دخترم فاطمه هستی.که در دنیا و آخرت بر تو سوار می شود.هنگامی که پیامبر رحلت کرد ،آن ناقه شبانه نزد فاطمه(س) آمد و گفت:سلام بر تو ای دختر رسول خدا ، اکنون فراق من از دنیا نزدیک شده است.سوگند به خدا پس از رحلت رسول خدا(ص) لب به آب و علف نزده ام.آن ناقه سه روز بعد از رحلت رسول خدا جان داد.

و در تفسیر فرات ابن ابراهیم نقل شده که امیرمومنان علی (ع)فرمود:روزی رسول خدا (ص) بر فاطمه (س) وارد شد.در حالی که فاطمه غمگین بود.پیامبر مطالبی در مورد قیامت فرمود تا به این جا رسید:ای فاطمه هنگامی که به در بهشت رسیدی دوازدا هزار حوریه با تو ملاقات می کنند.که قبلا با هیچ کس ملاقات نکرده اند.و بعد از ملاقات با تو نیز با هیچ کس ملاقات نمی کنند.در دست آن ها سلاحی از نور است.،آن ها بر ناقه هایی از نور سوار هستند که پالان آن ناقه ها از طلای زرد و یاقوت سرخ می باشد مهار آن ها از مروارید تر است.و بر هر ناقه بساطی از سندس که با جواهر آبدار ،مرصع و متراکم می باشد ،قرار دارد،هنگامی که وارد بهشت گردی،بهشتیان از قدوم تو شادمان گردند ،و از برای شیعیان تو مائده مخصوصی که بر کرسی نور قرار دارند حاضر کنند ،و از غذای آن تناول کنند.در حالی که سایر مردم هنوز درگیر حساب و کتاب خود هستند و از برای شیعیان تو آن چه را که میل داشته باشند ،همیشه آماده و مهیا شده است.و هنگامی که اولیاءخدا در بهشت استقرار می یابند ،حضرت آدم (ع)و همه پیامبران بعد از او به زیارت تو می آیند.[14]

 

 

تساوی حضرت زهرا با انبیا اولوالعزم

اگر حضرت آدم ابو البشر و آفریده از خاک و مسجود ملائک را در زیارات صفوه الله می نامند و در جبل صفا به خلعت اصطفا مخلع گردید لیکن حضرت صدیقه کبری از روز نخست با صفوت بود و بلکه صفوت آدمیت از  آن منبع عصمت و طهارت و حیا به آن جناب عنایت شد.اگر حضرت آدم (ع) را در بدو خلقت تعلیم اسما کردند فاطمه زهرا ام الاسما بود .اگر حضرت زهرا از خوردن گندم از بهشت بیرون آمد به زمین هبوط کرد حضرت فاطمه زهرا از ایثار و بذل چند قرص نان تمام جنات ثمانیه را متصرف شد .[15]

اگر حضرت نوح برای هلاکت قوم و خسران عاقبت ایشان چندان گریست که معروف به نوح شد ،فاطمه زهرا (س) نیز از برای ضلالت امت خود چنان گریان بود که عالم امکان را بیت الاحزان خود نمود.اگر حضرت نوح برای خود و یاران محصورش کشتی نجات از طوفان ساخت آخر کشتی نجات وی ولایت و دوستی فاطمه و پدر و شوهر و فرزندانش شد .اگر حضرت نوح هلاکت قوم خود را خواست و همه را به طوفان بلا داد فاطمه زهرا(س)صبر بر اذیت های این امت کرده لب به نفرین نگشود.[16]

اگر در قران بر حضرت ابراهیم سلام کردند سلام هم بر آل یس کردند و یس حضرت رسول است و اقرب اقربین از آل یس فاطمه است .اگر حضرت ابراهیم (ع) خداوند به لشکر یاد فاطمه زهرا (س)را به ذکر  یاد نمود .اگر به حضرت ابراهیم (س) ارائه ملکوت سماوات گردید ،در خانه حضرت فاطمه(س)فرجه بود تا به عرش اعظم که آز آن هر چیز را مشاهده می فرمود.

اگر بر حضرت موسی (ع)من وسلوی نازل شد از دعای حضرت فاطمه (ع)مائده آسمانی و فواکه بهشتی نازل گردید.اگر بر حضرت موسی در زمان مدیدی تورات نازل شد بر حضرت فاطمه (س)در زمان اندک سه برابر قران مجید مصحف نازل گردید.[17]

اگر حضرت عیسی (ع) در شکم مادر تکلم کرد و پس از ولادت فرمود :انی عبدالله آتانی الکتاب و جعلنی نبیا

حضرت زهرا(س)نیز در رحم مادرش خدیجه و بعد از ولادت سخن گفت و خدا را به وحدانیت یاد کرد.[18]    

روایت شده که وقتی از اوقات حسنین چیزی نخورده بودند و از گرسنگی بی تاب شده بودند ،ایشان بعد از سه روز از مادر خود چیزی خوردنی طلب کردند .آن حضرت هر دم ایشان را تسلی می داد و می فرمود همین لحظه جد بزرگوار شما می آید و چیزی می آورد تا به حدی که حضرت زهرا به حال ایشان دلگیر شد و به جهت مشغول ساختن آن ها سنگریزه هایی را جمع کرد و در دیگ کرده و قدری آب در آن ریخت و سر دیگ را پوشانید و آتش در زیر آن روشن نمود و به طفلان گفت:طعام بار کرده ام ساعتی صبر کنید تا پخته شود.پس امام حسن (ع)بر سر دیگ رفته و عرض کرد:ای مادر اگر پخته است و اگر خام برای ما بیاور حضرت چون بر سر دیگ بیرون آورده و پیش ایشان نهاد و ایشان به طعام خوردن مشغول شدند پس فاطمه (س)برخاست و دو رکعت نماز شکر به جای آورد.بعد از آن هر وقت کار سخت شد فاطمه (س) از آن سنگریزه جمع نموده و و در دیگ ریخته بعد از ساعتی طعام نیکو از دیگ بیرون آورده و پیش طفلان می گذاشت.چون این خبر به گوش مبارک رسول اکرم(ص)رسید فرمود:الحمدالله که ای فاطمه در تو هست آن چه در ذریه انبیای سلف بود.[19]

اسحق بن جعفر می گوید :از امام صادق شنیدم که فرمود:فاطمه از آن جهت محدثه نامیده شد،که ملائکه از آسمان فرود می آمدند و مانند حضرت مریم دختر عمران به وی می گفتند:

ای فاطمه خداوند تو را برگزید و پاکیزه گردانید و بر زنان عالم برگزید.ای فاطمه ،در پیشگاه پروردگارت فروتنی نما و سجده کن و با رکوع کنندگان رکوع نما.و به این ترتیب وی با ملائکه و ملائکه نیز با او سخن می گفتند

در ادامه روایت می فرماید:«شبی فاطمه به ملائکه فرمود:مگر مریم ،دختر عمران برگزیده و برتر از تمام زنان عالم نیست؟»آن ها عرض کردند:مریم تنها سیده و سرور زنان عالم در زمان خود بود.ولی خداوند تو را سیده و سرور زنان عالم در زمان خود و زمان مریم ، و سیده زنان اولین و آخرین قرار داده است.[20]

کوثر رسول خدا

سیوطی از مفسرین اهل سنت در شان نزول این سوره نقل کرده است:

چون قاسم فرزند رسول خدا(ص)از دنیا رفت،آن حضرت در پی جنازه او به عاص و پسرش برخورد نمودند.عاص به آن حضرت ابتر می گویند .پس خداوند آیه شریفه (ان شانئک هو ابتر)را نازل نمود و به طور ضمنی به او بشارت داد که نسل تو کثیر خواهد شد و نسل او قطع.

فخر رازی با آن تعصبی که دارد می نویسد:

قول سوم در معنای کوثر،نسل فراوان است و این سوره رد بر کسانی است که نداشتن فرزند پسر را بر پیامبر خرده می گرفتند،بنابراین معنای سوره این است که خداوند به او نسلی می دهد که درطول زمان باقی می ماند.[21]

کوثر لقبی قرانی برای حضرت زهرا(س) است که به این وسیله خداوند متعال پیامبرش را به اعطا این نعمت در قران می ستاید و تبلیغات شوم مشرکین با پیامبر  و بلکه با اسلام را که کار رسالت و رسول را ابتر و نیمه تمام می خواندند همه و همه را خنثی نمود و وعده جوشش و پویایی نسل مبارک پیامبر را در دو بعد کمی و کیفی خبر داد.[22]

احمد پسر محمد نوفلی از اسحاق پسر یزید از حماد پسر عیسی از زرعه پسر محمد از مفضل پسر عمر نقل کرد که گفت: به ابی عبدالله صادق گفتم:تولد فاطمه چگونه بود؟فرمود زمانی که خدیجه با رسول خدا ازدواج کرد ،زنان او را ترک کردند و دیگر نزد او نرفتند و به او سلام نمی دادند و نمی گذاشتند زنی پیش او برود ،پس خدیجه از تنهایی به وحشت افتاد و بی تابی و اندوه مایه نگرانی او بود و وقتی به فاطمه حامله شد ،فاطمه هنوز در شکمش بود که با او صحبت می کرد و تسلی اش می داد و او این داستان را از پیامبر پنهان می داشت .روزی رسول خدا وارد شده و شنید که خدیجه سخن می گوید.فرمود:خدیجه با چه کسی حرف می زنی ؟گفت:با کودکی که در شکم دارم،او با من سخن می گوید و انس می گیرد .

فرمود: ای خدیجه ! جبرئیل به من خبر می دهد این کودک دختر است و همان است که نسل پاک با میمنت از او خواهد بود و خداوند نسل مرا از او مقرر کرده و از نژاد پیشوایانی برخواهد آورد و پس از انقضا وحی اش،آن ها را در زمین خود خلیفه خواهد ساخت .[23] 

عظمت بی همانند کوثر ،آن گاه رخ  می نماید که علاوه بر سوره کوثر ،در حدیث تاریخی ثقلین نیز به دیده دقت و حکمت بنگریم:دو میراث گران سنگ در میان شما بر جای می نهم :کتاب خدا و عترتم .این دو از هم جدا نخواهند شد تا در حوض ،بر من وارد آیند.

حوض نامبردار در حدیث شریف ثقلین ،همان سرچشمه بی همانند کوثر است.بنابراین حدیث متواتر ،حوض کوثر ،تلاقی گاه قران و عترت است.جایگاهی که قران و همه ائمه اطهار (ع)بایستی به آن جا وارد آیند.در آن جاست که قران و عترت ،اتحاد می یابند.به بیانی بهتر ،در این میعادگاه است که اتحاد و یگانگی قران و عترت شکار می شود چرا که حقیقت قران ،امری جدا از حقیقت اهل بیت (ع)نیست.آری تجلی باطن و حقیقت فاطمه زهرا(ع)در بهشت برین سرچشمه کوثر است.حقیقت یگانه ای که تلاقی گاه قران و عترت است و میعادگاه این دو با نبوت.[24]

آري تجلي باطن و حقيقت فاطمه زهرا (س) در بهشت برين، سرچشمه كوثر است كه طهارت بخش بهشتيان براي فيض حضور الهي مي‌باشد.

آري وجود فاطمه منبع خير كثير است كه هم باعث ماندگاري رسالت پيامبر شده است و هم عامل جاودانگي نسل پاك او.

آرى فاطمه، چگونه خیر کثیر نباشد که از این نهر کوثر، صدها و بلکه هزاران جوى زلال و روشن، منشعب است.

 نزول چنین سوره‌اى و چنین تعبیر بلندى (کوثر) درباره فاطمه در عهد جاهلیت عربى که «زن» نه تنها از کم‌ترین حقوق انسانى برخوردار نبود، بلکه تولد دختر مایه ننگ و سرافکندگى بود و دختران، زنده به گور می‌شدند، نشانگر جایگاه ارزشمند زن در مکتب حیات بخش اسلام است. موجودى که می‌تواند منشأ این مقدار خیر و برکت در تاریخ بشریت باشد.. در کدامین مکتب می‌توان چنین قرب و منزلتى براى زن یافت؟

 

اول فاطمه(س)وارد بهشت می شود

ابو صالح در کتاب اربعین از ابوحامد اسفراینی نقل می کند که رسول خدا فرمود:

اول شخص یدخل الجنه فاطمه

اولین کسی که داخل بهشت می شود فاطمه(س) است.[25]

بانوی برتر جهان

محمد بن حنفیه از پدرش روایت می کند:رسول خدا(ص)آیه (ان الله اصطفیک و طهرک و اصطفیک علی نساء العالمین)همانا خداوند تو را برگزید و منزه کرد و بر زنان عالم برتری داد.را خواند و فرمود:ای علی بهترین زنان جهان چهار نفرند:مریم دختر عمران،خدیجه دختر خویلد،فاطمه دختر محمد(ص)،و آسیه دختر مزاحم.و در روایت مقاتل اضافه شده است که :و برترین ایشان فاطمه است.

و نیز روایت شده است که کسی از امام صادق(ع)پرسید:در مورد فرمایش رسول خدا که درباره فاطمه فرمود:سرور بانوان جهان است ،به من خبر دهید که آیا فقط سرور بانوان زنان خود بود؟

امام فرمود:این برای مریم است که سیده زنان زمان خود بود و فاطمه سرور بانوان جهان از اولین و آخرین است.[26]

در علل الشرایع به اسنادش از عیسی بن یزید بن علی(ع)روایت کرده است که گفت:از ابوعبدالله امام صادق(ع)شنیدم که:فاطمه (ع) به این علت محدثه نامیده شده است که ملائکه از آسمان فرود می آمدند و او را ندا می کردند ،چنان که مریم فرزند عمران را ندا می کردند،پس می گفتند:ای فاطمه خداوند تو را برگزید و پاکت گردانید و تو را بر همه زنان عالمیان برتری داد.ای فاطمه پروردگارت را فرمان بردار باش ،و سجده کن و با رکوع کنندگان رکوع کن و ملائکه را حدیث می کرد و ملائکه او را حدیث می کردند.با ملائکه سخن می گفت و ملائکه با او سخن می گفتند ،پس در شبی به ملائکه گفت:آیا مریم دختر عمران برتر از همه زنان عالمیان نیست؟

ملائکه گفتند:همانا که مریم سیده زنان عالم خودش بوده است،و خداوند عز و جل تو را سیده نساء اولین و آخرین گردانیده است.[27]

مشاهده نور زهرا و ائمه اطهار در بهشت

از امور دیگری که پیامبر اکرم در بهشت مشاهده کرد نور دخترش حبیبه خدا فاطمه زهرا (ع)بود نور زهرا در هر عالمی به نوعی ظهور داشته است،در لیله المعراج در بهشت برای رسول خدا(ص)در ساق عرش طلوع کرد وقتی نظر فرمود نور ائمه را دید اول نور علی بعد فاطمه تا برسد به حضرت حجت(ع)و در روایت است،فرمود مهدی(ع)را که وصی دوازدهم من است دیدم مثل کوکب دری است و لذا بعضی بزرگان این حدیث را شاهد گرفته اند که حجه بن الحسن پس از اصحاب کساء از همه اهل بیت افضل است.غرض شبح نوریه زهرا(ع)بود که قبل از تولدش بلکه قبل از رسول الله(ص)جدش ابراهیم خلیل الله دید وقتی که پرده را از جلو چشمش عقب زدند به قدری چشمش قوی شد که نور ساطعی را در عرش ملاحظه کرد پرسید این نور کیست ندا رسید نور حبیب ما محمد (ص)عرض کرد پروردگارا نوری در جنبش می بینم فرمود نور وصیش علی (ع)است.عرض کرد نور دیگری در جنبش می بینم ندا رسید نور دخترش زهرا است عرض کرد دو نور در یمینشان می بینم فرمود حسن وحسین عرض کرد نه نور دیگر اطرافشان می بینم فرمود ائمه دیگر از اولاد حسین اند تا حجت بن الحسن(ع)[28]

ادراک شب قدر

از پیغمبر خدا(ص)روایت شده است که هیچ حرفی از حروف قران نیست مگر این که او را هفتاد هزار معنی است.و همچنین فکرت و رویت خود را در مفاد حدیث یاد شده در فصل دوازدهم به کار ببر که امام صادق(ع)فرمود:هر کس فاطمه را آن سان که حق معرفت اوست شناخت ،همانا که لیله القدر را ادراک کرده است.[29]

بنابر روایات متعدد و معتبری که از ائمه طاهرین رسیده ،حقیقت لیله القدر به وجود فاطمه زهرا تفسیر شده است از آن جمله بیان نورانی امام موسی بن جعفر (ع)در تفسیر سوره دخان می باشد:

مردی نصرانی به خدمت امام موسی کاظم(ع) شرفیاب شد و در بین سوالات متعددی که داشت تفسیر باطن این آیات را جویا شد.

حم و الکتب المبین انا انزلنه فی لیله مبرکه انا کنا منذرین فیها یفرق کل امر حکیم.

حم سوگند به این کتاب روشنگر که ما آن را در شبی پربرکت نازل کردیم.ما همواره انذار کننده بوده ایم.در آن شب هر امری بر اساس حکمت الهی تدبیر و جدا می گردد.

امام (ع)در پاسخ فرمودند:اما «حم»محمد (ص) می باشد.و «کتاب مبین»علی(ع)می باشد.و اما «اللیله»فاطمه (ع)می باشد.

آری حقیقت لیله القدر ،وجود یگانه ی حضرت زهراست.و چرا چنین نباشد ؟حال آن که لیله القدر ظرف نزول قران صامت است و فاطمه ،ظرف نزول یازده قران ناطق.فاطمه از نظر حقیقت باطن لیله القدر است .[30]

شب قدر با ارزش ترین شب در میان شب هاست و به قول قرآن از هزار ماه با ارزش تر است . حضرت زهرا (س) نیز از همه زنان عالم برتر است و پیامبر اکرم ( ص ) فرمود : فاطمه ، سرور زنان جهان از اولین و آخرین است . او نیز هم چون شب قدر یکی است و نظیر ندارد .

شب قدر ناشناخته است و قرآن می فرماید : چه چیز تو را به عظمت شب قدر می تواند آگاه کند . عظمت حضرت زهرا نیز ناشناخته است . بدین جهت نام او را فاطمه گفته اند.

شب قدر ، مخفی است . زمان شهادت حضرت زهرا علیها السلام و قبر او مخفی است .

عبادت در شب قدر منشأ فیوضات الهی است . توسل به حضرت زهرا (ع) نیز منشأ برکات است.

شب قدر در قرآن به عنوان «لیله مبارکه » یا شب برکت نام گذاری شده است ،لقب حضرت زهرا (ع) نیز مبارکه است.

 

 

4)اسوه و حجت بودن حضرت فاطمه(س)

زهرا محور خاندان نبوت است

خاندانی را خداوند برانگیخت و آن ها را از هر پلیدی و رجس منزه و پاک گردانیده و از هر عیب و نقص و خطا و لغزش مصون داشت و به شهادت آیه کریمه تطهیر آن ها را از هر گناه که رجس شناخته شده وحفوظ داشت و پاک گردانید و عصمت و طهارت را با خمیره آن ها عجین و مخلوط نمود این آیه بهترین معرف اهل بیت است که آن چه تصور شود از پلیدی و رجس خواه درجه عالیه آن که شرک به خداغ باشد و خواه مرتبه نازله آن که خطا و لغزش باشد همه از این خاندان برطرف شده و آن ها به این فضیلت از سایر بشر امتیاز دارند اراده تکوینی و تشریعی پروردگار جل و علا در تطهیر  اهل بیت تعلق گرفت تا به اراده تشریعی مشعل دار هدایت باشند و از جانب حق بگیرند و به جانب خلق ببخشند و لذا در جمع آن ها در کساء یمانی این آیه نازل شد و آن ها را اهل بیت تطهیر خواند .هر کس تفسیر نوشته یا حدیث کساء را نقل کرده این حقیقت را اعتراف کرده که شان نزول این آیه تجمع اهل بیت در کساء یمانی است.[31]

فاطمه حجت و الگوی امامان

فاطمه استمرار سنت حسنه است و این است رمز و راز آن که سیره فاطمه  برای همه امامان از نسل او ،اسوه،حجت و الگو می گردد.نحن حجه الله علی الخلق و فاطمه حجه علینا

ما(امامان معصوم )حجت خداوند بر مردمان هستیم و فاطمه حجت خدا برما

اسوه گری فاطمه هر چند برای زنان در بردارنده یگانه ترین و زیباترین جلوه هاست اما اسوه گری او ویژه زنان نیست.[32]

الگوی مهدی (ع) فاطمه(س) است

الگو پذیری و نیاز به الگو و سرمشق یکی از ضروریات تربیتی زندگی همه انسان هاست.از بالاترین انسان ها تا معمولی ترین آن ها باید به دنبال اسوه و الگو برای تعالی روح و روان خود جهت اتکا و پشتوانه شخصیتی باشند آن هم اسوه های پاک و بی خطا و به تعبیر قران کریم اسوه حسنه ،چه اگر انسان به اسوه ها و قهرمانان ارزشمند انسانی اقتدا نکرد قهرمانان و اسوه های کاذب فکر او را ربوده و رفتار او را تنظیم می کنند.

امام زمان حضرت حجت (ع)که خود اسوه بهترین انسان ها می باشند مادر خود حضرت زهرا (س) را به عنوان الگوی مرامی و اسوه حسنه انتخاب و به او اقتدا نموده است.

حضرت مهدی(ع)در یکی از نامه هایشان فرمودند:

و فی ابنه رسول الله صلی الله علیه و آله لی اسوه حسنه

دختر رسول خدا (ع)برای من الگوی نمونه ای است.[33]

5)فاطمه معیار ارزش ها

رسول خدا فرمودند:همانا خداوند تبارک و تعالی غضب می کند با غضب فاطمه و خشنود می شود با خشنودی ایشان(ع)

لازمه این که رضای فاطمه (ع)رضای خدا باشد و خشم او خشم خدا،این است که حضرت زهرا(س)از هر گونه خطا و لغزشی مصون باشد یعنی معصوم باشد.از این روایت استفاده می شود که میان رضای خدا و رضای فاطمه(س)کاملا هماهنگی است .

فاطمه(ع)معیار است.از رضایت او می توان رضایت خدا را فهمید.معیار و ملاک حق،رضایت و خشنودی آن حضرت و معیار و ملاک باطل ،خشم و غضب آن حضرت است.[34]

این بدین معناست که رضایت حضرت فاطمه زهرا(س)، نمودار اوصاف جمال و غضب وی، نمودار اوصاف جلال الهی است.

 

حجت بر حجج الهی

در روایتی منسوب به امام حسن عسکری«سلام‌الله‌علیه»، ایشان فرمودند: نَحنُ حُجَجُ اللَّه عَلَى خَلقِه وَ جَدَّتُنَا فَاطِمَة حُجّة اللَّه عَلَینا؛ ما امامان، حجّت بر مردم هستیم و فاطمه، حجّت برای ماست.

خداوند پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه را بر رجال عالم اختیار نمود و آنها را انسانهای کامل و الگو و حجت بر همه قرار داد، به همین نحو، فاطمه (سلام الله علیها) را الگو و حجت بر تمام مردم جهان – اعم از زن و مرد – قرار داد؛ اقتدای به او، اقتدا به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه معصومین می‌باشد .

اگر بپذیریم که حجت به معنای دلیل و نشانه به سوی خداوند است.که با آن مردم دور و به  هدایت فراخوانده می شوند آن گاه متوجه خواهیم شد که این مقام نشان از جایگاه حقیقی حضرت زهرا(س)در آفرینش و اتصال به منبع علم لدنی دارد.به دیگر سخن نور او متحد با نور رسول اکرم(ص)است.که در تجلی در مقام کثرت عالم ماده در دو جلوه تجلی پیدا کرده است.[35]

قرابت گوهری با رسول خدا

هر چند ما از کشف حقیقت اشتراک گوهری موجود بین رسول خدا(ص) و فاطمه زهرا(س)ناتوانیم،ولی از طریق روایات می توانیم به وجود آن پی ببریم.از پیامبر اکرم روایات زیادی با بیان های مختلف وارد شده که نشان می دهد فراتر از رابطه نسبی پدر و فرزندی ،اصل و گوهر فاطمه زهرا(س)با پیامبر گرامی یکی است.

با توجه به این روایات:

الف)فاطمه شاخه درخت وجود پیامبر است

فرمود:انا شجره و فاطمه فرعها

ب)فاطمه شعبه ای از وجود رسول خداست.

فرمود:فاطمه شجنه منی

ج)فاطمه پاره تن من است

فرمود:فاطمه بضعه منی

د)فاطمه از پیامبر است و پیامبر از اوست.

فرمود:فاطمه منی و فرمود:انک منی و انا منک[36]

 

 

6)عصمت حضرت زهرا(س)

عصمت در لغت به معنی مصونیت و محفوظ بودن است و معصوم کسی است که از خطا ،اشتباه و گناه در امان باشد.عامل این عصمت ،آگاهی وآزادی است،آگاهی از همه راه ها و آزادی از همه کشش ها.معصوم به راه های آسمان واردتر از راه های زمین و از همه هواها و هوس ها آزاد است.تلفیق آگاهی و آزادی می شود همان عصمت و مبنای ولایت همین عصمت .ولی معصوم از ما به ما علاقه مند تر است.علاقه ی ما به خودمان غریزی است.اما علاقه ی ولی به ما بر اساس سعه ی وجودی اوست.

همین است آنان از ما به ما مهربان ترند و مبنای ولایت هم همین آگاهی و آزادی و مهربانی است که:النبی اولی تر و سزاوارترند و بر  ما ولایت دارند.

برای اثبات عصمت زهرا(ع)می توان از آیات و احادیث متعددی مدد گرفت.از آیات به آیه ی تطهیر ،مباهله و ... و از احادیث به روایاتی که غضب او را غضب خدا و رسول می داند ،یا او را کفو علی (ع) می نامد.و نیز بسیاری از احادیث دیگر.[37]

انبياي الهي همگي معصوم بودند و اينكه علي، فاطمه، حسن و حسين عليهم‏السلام، بعد از پيامبر خدا (ص)، از همه‏ي آنان برترند، بدون ترديد در تمام فضائل و از جمله‏ي در عصمت بر همه‏ي آنان تفوق دارند.

سخن پيامبر خدا (ص) در مورد فاطمه (س) كه مي‏فرمايند: هركس او را اذيت كند، مرا اذيت كرده و كسي كه مرا آزار دهد خدا را آزار داده است؛ دليل بر معصوم بودن فاطمه (س) است، زيرا؛ اگر فاطمه (س) غير معصوم بود، اذيت او در تمام حالات، اذيت پيامبر (ص) محسوب نمي‏شد.

نتیجه گیری:

در احاديث بسياري وارد شده است كه خلقت نوري اهل بيت(عليهم السلام) قبل از خلقت حضرت آدم(عليه السلام) بوده است.البته خلقت نوري ،غير از خلقت جسماني آن ها بوده است و خلقت جسماني آن ها بعد از خلقت آدم(عليه السلام) بوده است.

پس نتیجه می گیریم که چون ادامة انوار مقدس معصومین (ع ) به وسیلة دخت گرامی پیامبر اسلام (ص ) است اورا لولاک لما خلقت الأفلاک نامیدند واین که چرا از زمان خاتم النبین (یعنی دخت پیامبر خاتم(ص)) روشن است که وجود مقدس حضرت فاطمه (س) از قبل خلقت ادم موجود بوده وهمه ی موجودات از نور وجودی او بهره مند بوده اند تا اینکه با گذشت زمانی عالم برای وجود او آمادگی کسب کرده ونهایتا خداوند اورا به پیامبر اکرم (ص) عنایت نمود تا یازده نورجلی از او پدیدار گردد.

آری فاطمه (ع) مجهوله القدر است همان گونه که مخفیه القبر است منزلت و قدر او مجهول و نهان است همان سان که قبر او پنهان است .او از آن روی فاطمه نامیده شد که مردمان از شناخت حقیقی او بسیار جدا افتاده اند.

صحبت از فضايل بانويي كه سراسر فضيلت و نور است كاري بسيار دشوار است. قلم از بيان آن همه خوبي و نيكي و خير عاجز است. چه آنكه اگر يكي از آن همه فضايل در كسي باشد او را از تمام دنيا و آنچه در آن است براي او بهتر خواهد بود. چه فضيلتي بالاتر از آنكه هدايت بشر  جز از راه دوستي و اطاعت پدر، همسر و فرزندان او امكان ندارد.

آن بانوى بزرگ حد وسط و محور ارتباط اهل کساء بود.«هم اهل بیت النبوه و‌معدن الرساله، هم فاطمه و‌أبوها و‌بعلها و‌بنوها» آنان اهل بیت نبوت و معدن رسالت هستند: فاطمه، پدر فاطمه، همسر فاطمه و پسران فاطمه.

محور اصلى ارتباط اهل بیت با رسول خدا، یک زن است، زنى که ذریه‌اى پاک از او، زاده می‌شود و اوست که تنها حلقه اتصال این فرزندان با رسول خداست.

 

 

 

 

 

منابع:

فاطمه زهرا(سلام الله علیها) بانوی برتر ،فخر شیعه علامه ابن شهر آشوب مازندرانی،علیرضا رجالی تهرانی

فرهنگ فاطمیه الفبای شخصیتی حضرت زهرا(ع)،مهدی نیلی پور،چاپ اول

فاطمه (س)علت غایی خلقت،محمد ظریف،چاپ اول

ترجمه کامل امالی،ثقه المتحدثین شیخ صدوق،مترجم:کریم فیضی،انتشارات تهذیب

تاریخ سیده النساء فاطمه الزهراء،زندگانی حضرت زهرا(س)،ترجمه جلد 43 بحارالانوار،مجلسی

مجموعه زندگانی چهارده معصوم(ع)،حسین عمادزاده،نشر طلوع

محدث بزرگ حاج شیخ عباس قمی،ترجمه کتاب بیت الاحزان،ترجمه محمد مهدی اشتهاردی

خصائص الفاطمیه،تالیف علامه آیه الله شیخ محمد باقر کجوری مازندرانی،تحقیق صادق حسن زاده

معراج،شرح و تفسیر سوره نجم،دستغیب

فضائل و سیره فاطمه زهرا(س)در آثار علامه حسن زاده آملی،عباس عزیزی،انتشارات صلاه

چشمه در بستر،تحلیلی از زمان شناسی حضرت زهرا(ع)،پور سید آقایی

مجموعه مقالات کنگره حضرت زهرا(س)و انسان معاصر،معاونت بسیج خواهران سپاه صاحب الزمان(عج)

بانوی بزرگ اسلام صدیقه طاهره،عقیقی بخشایشی،دفتر نشر نوید اسلام

زهرا(ع)برترین بانوی جهان،آیه الله العظمی مکارم شیرازی

جامی از زلال کوثر،استاد محمد تقی مصباح یزدی

جلوه نور،پرتوی از فضائل معنوی فاطمه زهرا(ع)،آیه الله حاج شیخ علی سعادت پرور(پهلوانی تهرانی)



[1] بانوی بزرگ اسلام،بخشایشی،صفحه 14

[2] فاطمه علت غایی خلقت،ظریف،صفحه 19

[3] فاطمه علت غایی خلقت،ظریف،صفحه 29

[4] جلوه نور،سعادت پرور،صفحه 79

[5] فاطمه علت غایی خلقت،محمدظریف،صفحه 6

[6] مجموعه زندگانی چهارده مصوم،عمادزاده،صفحه 234

[7] خصائص فاطمیه،تالیف محمد باقر کجوری مازندرانی،صفحه 166

[8] ترجمه بحار الانوار ،جلد 43،صفحه 50

[9] معراج،دستغیب،صفحه55

[10] چشمه در بستر،آقایی،صفحه 331

[11] بانوی بزرگ اسلام،بخشایشی،صفحه 91

[12] فاطمه زهرا(س)بانوی برتر،رجالی تهرانی،صفحه 47

[13] زهرا(ع)برترین بانوی جهان،مکارم شیرازی،صفحه96

[14] ترجمه بیت الاحزان،اشتهاردی،صفحه 36

[15] همان،صفحه 332

[16] همان،صفحه 334

[17] همان ،صفحه 336

[18] همان،صفحه 338

[19] همان ،صفحه 715

[20] جلوه نور،علی سعادت پرور،صفحه 56

[21] فاطمه علت غایی خلقت،محمد ظریف،صفحه 54

[22] فرهنگ فاطمیه،نیلی پور،صفحه 518

[23] ترجمه امالی،شیخ صدوق،صفحه 931

[24] جامی از زلال کوثر،مصباح یزدی،صفحه 23

[25] فاطمه زهرا(س)بانوی برتر،رجالی،صفحه 49

[26] فاطمه زهرا(س)بانوی برتر،رجالی تهرانی،صفحه 34

[27] فضائل و سیره فاطمه زهرا(س)در آثار حسن زاده،عزیزی،صفحه 43

[28] معراج،دستغیب،صفحه 54

[29] فضائل و سیره فاطمه زهرا(س)در آثار علامه حسن زاده،عزیزی،صفحه 13

[30] جامی از زلال کوثر،مصباح یزدی،صفحه 17

[31] مجموعه زندگانی چهارده معصوم،عمادزاده،صفحه 336

[32] جامی از زلال کوثر،مصباح یزدی،صفحه 80

[33] فرهنگ فاطمیه،نیلی پور،صفحه 87

[34] فاطمه علت غایی خلقت،ظریف،صفحه 58

[35] مجموعه مقالات کنگره حضرت زهرا و انسان معاصر،صفحه 386

[36] مجموعه مقالات کنگره حضرت زهرا و انسان معاصر،صفحه 112

[37] چشمه در بستر،آقایی،صفحه 246

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد