امروز شنبه, 05 خرداد 1397 - Sat 05 26 2018

https://telegram.me/emamemobin

منو

تفسیر و علوم قرآنی

شخصیت شناسی حضرت فاطمه (سلام الله علیها)

سوسن امیری سامانی

چکیده

آنچه در این مقاله آمده است پژوهش کوتاهی در مورد تفسیر سوره کوثر که در مقام حضرت زهرا(س)، ولایت و استشهاد آن آمده است و سپس به مقابله و مقایسه گزیده ای از تفسیرهایی از اساتید بزرگوار از جمله تفسیرالمیزان، تفسیر مجمع البیان، تفسیر نمونه و تفسیر نور و بررسی گزیده ای از واژه ها از نظر ریشه و معنی و نکته ادبی(بلاغی)، صرف و نحو پرداخته شده است.

 

واژه کلیدی: قرآن، سوره کوثر، حضرت زهرا(س)، مقابله و مقایسه ترجمه

 

1. مقدمه

زنان در طول تاریخ سرگذشت دردناکی داشتند، و از آنجا که از نظر جسمانی نسبت به جنس خشن – مردان – کمی ضعیفتر بودند، به همین دلیل زورگویان و ظالمان در طول تاریخ سعی داشتند شخصیت انسانی آنها را لگدمال کنند، و چه جنایاتی که در این راه نکردند، بخصوص در محیط عربستان و در عصر جاهلیت- هر چند تمام دنیا در آن زمان در جاهلیت فرو رفته بود – بیش از همه جا شخصیت زن پایمال شده بود، تا آنجا که زن را همچون کالایی مبادله می­کردند؛ سهمی از ارث مردان برای آنها قائل نبودند؛ تولد دختر را ننگ می­پنداشتند، و چنانکه می­دانیم دختران را زنده به گور می کردند.اما اسلام که برای احیای ارزشهای انسانی و الهی گام به میدان گذارده بود، سخت با این تفکر جاهلی به مبارزه برخاست و برای احیای شخصیت از دست رفته زن، قیام کرد:

از طریق موعظه و اندرز و آموزشهای فرهنگی.

از طریق وضع قوانین به نفع زنان و شرکت دادن آنها در مسائل مختلف، و سرانجام از طریق شدت عمل در مقابل کسانی که حاضر نبودند در برابر این حقایق تسلیم شوند. (مکارم شیرازی، 1392، ص 12-11)

هدف از این پژوهش مقام حضرت زهرا (س) در سوره کوثر بیان شده است و به مقابله و مقایسه و آشنایی با تفسیرهای از جمله تفسیرالمیزان، مجمع البیان، نمونه و نور پرداخته شده است. البته قابل ذکر است که هدف از این کار، کم رنگ نمون نظرات مترجمین بزرگ که عمر گرانمایه و با ارزش خود را صرف کسب علم و دانش و علوم دینی و زبان عربی نموده­اند نیست بلکه مهمترین هدف آشنایی با سبک و شیوه ترجمه مترجمین موردنظر می­باشد.

2. زن در جاهیت

در عصر جاهیت عرب، پسر موجب ماندگاری نسل و چراغ افروز حیات خانه خانواده بود. بنابراین پدر توان شنیدن خبر دختردار شدن را نداشت، از این خبر اظهار شرمساری و ننگ می­کرد و رنگ از چهره­اش می­پرید. «وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُم بِالاُنثی ظَلَّ وَجهُهُ مُسوَدّاً وَ هُوَ کَظیم» (نحل/59) هر گاه به کسی مژده دختردار شدن می­دادند چهره­اش سیاه گشته و خشمگین می شد. داستان زنده به گور کردن دختران و افتخار بر این عمل، یکی از ننگهای تاریخ جاهلیت است. شعار رایج عرب جاهلی «دَفنُ البَناتِ مِن المُکَرِّماتِ» بود. (سبحانی نسب، 1384، ص 85-84)

به ناگاه، خورشید اسلام در آسمان تاریک جاهلیت درخشیدن گرفت و زن را عزّت بخشید. خداوند در بسیاری از آیات قرآن زنان را در کنار مردان قرار می­دهد و برای آنان حقوقی برابر می­شمرد.

پیشوایان دین نیز در موارد بسیاری به جایگاه والای زن اشاره نموده­اند که برخی از آن­ها را در اینجا یادآور می­شویم. (سبحانی نسب، 1384، ص 87)

به هر روی اسلام، زن را از افکار پست جاهلی برون آورد و تا اوج انسانیت بالا برد و او را به سوی کمال رهنمون گشت. اسلام چون درخشید، نه تنها زن را از زنده به گور شدن رهایی بخشید؛ بلکه به زن باور داد که از دامن او مرد به معراج می رود و اعلام کرد که «بهشت زیر پای مادران است.»[1] (سبحانی نسب، 1384، ص 89)

3. زن در اسلام

به ناگاه، خورشید اسلام در آسمان تاریک جاهلیت درخشیدن گرفت و زن را عزت بخشید. خداوند در بسیاری از آیات قرآن زنان را در کنار مردان قرار می دهد و برای آنان حقوقی برابر بر می شمرد.

پیشوایان دین نیز در موارد بسیاری به جایگاه والای زن اشاره نموده اند که برخی از آن ها را در اینجا یادآور می شویم. (همان، ص 87)

محمد(ص) مبعوث شده بود تا با افکار پوچ و غلط مردم که برای زنان ارزشی قائل نمودند و آنان را از اجتماع حساب نمی کردند و دوشیزگان بی گناه را زنده به گور می کردند، مبارزه کند و بدانان بفهماند که زن نیز یکی از اعضاء حساس و مهم اجتماع است و دارای مسؤولیت و وظیفه بسیار سنگین و بزرگی است. باید برای عظمت و ترقی اجتماع کوشش کند و در مورد وظایفی که آفرینش ویژه اش اقتضا دارد انجام وظیفه نماید.

خدا خواست ارزش زن را عملا به جهانیان بفهماند. از همین رهگذر بود که ذریه و نسل پاک پیغمبر برگزیده اش را در وجود دخترش قرار داد و چنین مقدر کرد که امامان و پیشوایان و رهبران دینی اسلام از نسل زهرای اطهر بوجود آیند. و بدین وسیله مشت محکمی بر دهان نابخردانی زد که دختر را از اولاد خویش محسوب نمی­داشتند بلکه از وجودش عار و ننگ داشتند. (امینی، 1349، ص 35)

4. سیره امامان

در تاریخ آمده هنگامی که خداوند مولودی به امام سجاد (ع) عنایت می­کرد وقتی از سلامت وی باخبر می­شد، می­فرمود الحمدالله که خداوند بچه سالمی عنایت کرد نه فرزند ناقص. پیامبر فرمود: به دختر بیشتر توجه داشته باشید اگر هدیه ای خریداری کردید، نخست به دختر تقدیم کنید و سپس به پسر. (جعفری، 1384، 12)

5. جلوه نور

چگونه می­توان در رسای جلوه نور جز با توسل از منبع نور گفت و چگونه بشر خاکی و آلوده به گناه و مخلوق از صلصال من حمأ مسنون جز به یاری معصوم و تمنای از انوار کلمات مقام ولایت می­تواند روزنه­ای بسوی شناخت صدیقه کبری (سلام الله علیها) باز کند...

اَلا إنّ تُوباً خیطَ مِن نسجِ تِسعَه     و عِشرینَ حرفاً عَن مَعالیه قاصر

فاطمه (سلام الله علیها)؛ زهرا زهرائی که از نور عظمت الهی خلق شده و آنچنان آسمان و زمین به نور وجودش روشنایی یافته که ملائکه به سجده افتادند و درباره عظمت آن نور، از حضرت حقّ سؤال کردند.

فاطمه (سلام الله علیها)؛ حوراء انسیّه ای که خداوند پیش از خلقت آدم ابوالبشر (علیه السلام) وی را از نور خویش آفرید و در زیر ساق عرش خود جای داد، و پیوسته به تسبیح و تقدیس و تهلیل و تحمید حضرت حقّ، اشتغال داشت.

فاطمه (سلام الله علیها)؛ بزرگ بانویی که چون خداوند، نور او پدر و شوهرش و حسن و حسین (علیه السلام) را آفرید، ولایتشان را بر ملائکه و سایر مخلوقات عرضه داشت، قبول کنندگانش از مقربّین، و منکرینش از کافرین به حساب آمدند. (سعادت پرور، 1374، ص 11-10)

7. فهرست نام ها و لقب های فاطمه زهراء(س)

1)     اِنسیه: زنی که به ویژگی های خوب انسانی آراسته شده است.

2)     بتول: پاک و دور از هرگونه آلودگی.

3)     تقیّه: پاک و بی گناه.

4)     حبیبه: دوست و رفیق، دوست داشتنی.

5)     حُرّه: آزاده، زنی که اسیر شهوت ها نیست.

6)      حوراء: فرشته، زن آراسته به ویژگی های فرشتگان.

7)     حوریه: زن بهشتی، فرشته خصال.

8)     راضیّه: زنی که به آنچه خداوند برایش نوشته خرسند است.

9)     راکعه: اهل رکوع و فروتنی در برابر خداوند.

10) رشیده: فهمیده و اندیشمند.

11) راضیّه: زنی که به مقام خرسندی از خداوند رسیده است. رضایت به آنچه که پروردگار تبارک و تعالی برای بنده خود مقدّر فرموده از رفیعترین درجات ایمان است و سیده زنان جهان فاطمه زهرا به آنچه خدای بزرگ از مرارتها و ناراحتی ها و رنجهای این دنیا برایشان معین فرموده بود راضی بودند. وی راضی به پاداشهای خدا بود و به آنچه که خدا برایش فراهم و آماده فرموده بود و راضی به قضاء خدا در دنیا تا اینکه زندگیش به سر آمد. (فریدونی، 1404، ص 106)

12) ریحانه: گُل خوشبوی، لطیف و مهربان، تعبیر لطیفی از طن.

13) زکیّه: پاک و تقوا.

14) زهراء: درخشنده و تابان. در جلد دهم بحار از ابن عباس از رسول خدا نقل شده که فرمودند: «و اما دخترم فاطمه، آری وی سیده زنان عالم است وی پاره تن و نور چشم و میوه دل و روح من است او حوریه ایست به صورت انسان آن هنگام که در محراب عبادت در برابر خدا می ایستد نور وی برای ملائکه و فرشتگان آسمان می درخشد همانگونه که نور ستارگان برای اهل زمین درخشندگی دارد». این حدیث بیانگر این معنی است که بانوی دو عالم از چهره ای درخشنده و نورانی و پر تلالؤ بهره مند بودند. (فریدونی، 1404، ص 116)

15) زُهره: درخشان، نورانی.

16) ساجده: زنی که در پیشگاه خداوند سجده نماید.

17) سعیده: خوشبخت.

18) سیّده: سرور، خانم.

19) شهیده: زنی که در راه خدا جانش را فدا نماید.

20) صابره: شکیبا و بردبار.

21) صادقه، راستگو و درست کردار.

22) صَدوقه: راستگو با کرداری درست.

23) صدیقّه: زنی که در راستگویی شهره و در عمل نیز درست کردار باشد. یعنی کسی که فراوان راست می گوید؛ گفته اند صدیق یعنی کسی که که در راستگوئی کامل است و نیز کسی که هرگز دروغ نگفته است همچنین یعنی آنکه سخن خود را با عمل خویش تصدیق می کند و نیز صدیق یعنی نیکوکار و یا یعنی دائم الصدیق و گفته شده یعنی کسی که از او دروغ شنیده نشده است که سیده عالم به مرتبه صدیقان رسیده بودند. (فریدونی، 1404، ص 70)

24) طاهره: زن پاک دامن و دور از بدی ها. یکی از اسامی یفاطمه زهراء است. آیه شریفه «... انَّما یُریدُ سالله لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ اَهلَ البَیتِ وَ یُطَهِّرَکُم تَطهیراً» این آیه کریمه در صدر آیات مربوط به این بحث دارای اهمیت فوق العاده ای است و این اهمیت به خاطر وسعت معنی و عمق این آیه است زیرا که این آیه شریفه منبع فضائل اهل بیت نبوی است چرا که حاوی مسائل بزرگی است. فاطمه زهراء مشمول این آیه است. (فریدونی، 1404، ص 86)

25) طیّبه: پاک و پاکیزه.

26) عارفه: زن با شناخت و درک کامل.

27) عالیه: بلند همت و دور اندیش.

28) عدیله: نظیر و مانند. فاطمه زهرا(س) را «عدیله مریم» می نامند، زیرا این دو بانو در پاکی و پاکدامنی ضرب المثل هستند.

29) عَذراء: پاکدامن. از جمله اسامی فاطمه زهراء، عذرا است یعنی ایشان از طعام بهشتی آفریده شده اند و پیامبر خدا نیز مکرراً تصریح فرمودند که فاطمه زهراء حوریه ای به صورت انسانند. (فریدونی، 1404، ص 123)

30) عزیزه: ارجمند و گرانقدر.

31) علیمه: دانشمند و آگاه.

32) فاضله: با ارزش و صاحب فضیلت.

33) فاطمه: بریده شده از آتش، نادانی و هر بدی. در جلد دهم بحار از حضرت باقر(ع) نقل است: «هنگامی که فاطمه زهرا پا به جهان نهاد خدای تعالی فرشته ای را امر فرمود که این نامه را (فاطمه) بر زبان رسول مکرم (ص) جاری نماید سپس پروردگار جهانیان فرمود من شیر را به وسیله علم در وجود تو قطع کردم، و ترا از ناپاکی بازداشتم. آنگاه حضرت باقر فرمودند والله خدای تبارک و تعالی این بانو را از علم مملو ساخت و از ناپاکیهای زنان در میثاق ذر منع کرد و بازداشت». (فریدونی، 1404، ص 64)

34) فریده: یگانه، درّ نفیس.

35) کریمه: زنی که اهل کرم، جود و سخاوت است.

36) کوثر: خیر فراوان.

37) کوکب: درخشنده و درخشان.

38) مبارکه: زنی که در او خیر بسیار باشد. و خدای تبارک و تعالی انواع برکات را به فاطمه زهرا نصیب فرمود و نسل رسول خدا را در ایشان قرار داد در حالیکه ایشان پس از شهادت، بیش از دو پسر و دو دختر باقی نگذاردند پسران امام حسن و امام حسین علیهما السلام و دختران زینب و ام کلثوم علیهما السلام بودند مضافاً بر آنکه پس از واقعه جانگداز کربلا تمام فرزندان امام حسین جز یک تن یعنی حضرت سجاد علی بن الحسین علیه السلام باقی نماندند و از فرزندان حضرت امام حسن علیه السلام نیز بنابر قولی هفت تن شهید شدند و از زینب کبری نیز دو فرزند به شرف شهادت نائل آمدند و امّ کلثوم نیز بدون فرزند از دنیا رفت. امروزه به راحتی می توان صدق این مطلب و کلام را دریافت که اینکه عالم از فرزندان فاطمه زهراء که همان فرزندان رسول خدایند آکنده است که در تمام جهان و اقصی نقاط گیتی پراکنده اند. (فریدونی، 1404، ص 73 و 77)

39) مبشّره: بشارت دهنده، زن مژده آور.

40) مُحدِّثه: زن حدیث کننده. برخی از آیاتی هستند که تصریح می کند بر اینکه وحی فقط مختص به انبیاء نیست و بلکه مختص بشر هم نیست زیرا دیدیم که خدای تعالی حتی بر آسمان و زنبورعسل نیز وحی فرموده همانگونه که بر ملائکه و حواریون و مادر موسی نیز وحی فرو فرستاده است با این تفاصیل به سادگی می یابیم پذیرفتن این مطلب که پروردگار جهان و جهانیان بر سیده زنان جهان و دخت گرانقدر سرور انبیاء یعنی فاطمه زهراء سلام الله علیها وحی فرستاده باشد دشوار و سنگین نخواهد بود و ما همانگونه که نزول وحی را بر مادر حضرت موسی توجیه کرده و می پذیریم در مورد صدیقه طاهره نیز می پذیریم. (فریدونی، 1404، ص 114)

41) محموده: پسندیده، زن مورد پسند خداوند.

42) مرضیّه: زنی که خداوند نیز از او خرسند است. ایشان مرضیه بودند و مورد رضای پروردگار، مرضیه به خاطر اعمالش، مرضیه در نزد خدا زیرا که در انجام طاعاتی که پروردگار جهان و جهانیان مقرر فرموده بود مورد رضای خدای عالمیان قرار گرفت. (فریدونی، ص 1404، ص 107)

43) مطهّره: زن پاک و دور از گناه و زشتی.

44) معصومه: زنی که هیچ گاه گناه نکند.

45) ملهمه: زنی که خداوند بر دل او الهام می کند.

46) ممتحنه: زنی که در آزمایش ها سرافراز بیرون آمده است.

47) منصوره: یاری شده.

48) موفّقه: زنی که همواره توفیق خداوند همراه وی باشد.

49) مهدیّه: زنی که خداوند او را هدایت کرده است.

50) مژمنه: زنی که خداوند و روز قیامت را باور دارد.

51) ناعمه: زن خوش زندگانی، شاداب.

52) نقیّه: پاک و بی گناه.

53) والهه: شیفته و عاشق.

54) وحیده: یگانه، تنها، بی همتا. (سبحانی نسب، 1385، ص 99-97)

8. ولادت

در سال پنجم بعثت مشیّت الهی بر این قرار گرفت که برترین زن جهان را که نور اول در عرش درخشندگی خاصی داشت، به بشر و به جهان خلقت عطا نماید: أنّا اعطیناک الکوثر.

رسول الله با قیافه بشاش و خندان خدیجه رو به رو گشت. خدیجه مولود تازه را به پدر داد. رسول الله به چهره نوزاد خیره شد، گویا یک دنیا عظمت در چهره او می­دید، سپس فرمود:

أنّی سمیت ابنتی، فاطمه لأنّ الله عزّوجّل فطمها و فطم من احبّها من النّار؛ من دخترم را فاطمه نام نهادم، برای این که خدای عزّوجّل او و دوستانش را از آتش و عذاب رهانده است. (جعفری، 1384، ص 34 و 30)

9. دوران شیرخوارگی

دوران شیرخوارگی و ایام کودکی زهرا (س) در محیط بسیار خطرناک و اوضاع بحرانی و انقلابی صدر اسلام گذشت که بدون شک در روح حساس آن کودک تاثیرات شایانی داشته است.

رسول خدا (ص) در سن چهل سالگی به رسالت مبعوث شد. در آغاز دعوت، با مشاکلات بزرگ و حوادث سخت و خطرناکی مواجه بود. یک تنه می خواست با جهان کفر و بت پرستی مبارزه کند. تا چند سال مخفیانه تبلیغ می کرد و از ترس دشمنان جرأت نداشت دعوتش را علنی کند. بعداً از جانب خدا دستور رسید که مردم را آشکارا به دین اسلام دعوت کن و از مشرکین باک مدار. (امینی، 1349، صص 37-36)

10. حضرت زهرا(ع) در خانه شوهر

فاطمه زهرا(س) که بنابر مشهور میان شیعه و اهل سنت در بیستم جمادی الاولی، یعنی پنج سال بعد از مبعث رسول خدا در مکه از مادرش خدیجه متولد گشت، مدت هشت سال با پدر بزرگوارش در مکه زیست و پس از هجرت رسول خدا به مدینه در سال دوم بعد از هجرت به عقد علی(ع) درآمد و تاریخ اجرا صیغه عقد روز اول ماه ذی الحجه و به قولی ششم ماه بود و روز سه شنبه بیست و چهارم ذی­الحجه به خانه علی (ع) رفت. بنابرین، سن مبارکش هنگام ازدواج ده سال بود.

علی(ع) یک انسان کامل به تمام معنا بود و اگر فاطمه (س) نبود برای علی (ع) در عالم، کفوی پیدا یافت نمی­شد، زیرا کفو و همسر یک انسان کامل، باید خود یک انسان کامل باشد و انسان کامل چه زن باشد و چه مرد باید معصوم از گناه و پاک و پاکیزه از عُیوب ظاهری و باطنی باشد، و چنین همسری در عصر و زمان علی(ع)، و حتی قبل و بعد از او تا قیامت نبوده و نخواهد بود جز فاطمه زهرا(س) شاهد بر این مدعا آیه تطهیر است که به اتفاق قاطبه مفسرین درباره پنج تن آل عبا نازل گردیده است که فاطمه زهرا(س) از آن جمله است. (حجه الاسلام، تقوی، 1416، صص 89-87)

علی­بن­ابی­طالب (ع) در خانه پیغمبر اکرم بزرگ شده و فاطمه (س) را به خوبی می شناخت و با روحیات و اخلاق او کاملاً آشنا بود. هر دو تربیت شده پیغمبر (ص) و خدیجه و در یک خانه بزرگ شده بودند علی می دانست دختری مانند فاطمه هرگز پیدا نخواهد شد که به جمیع کمالات و فضائل انسانیت آراسته باشد. و از صمیم قلب او را دوست می­داشت و می­دانست چنین موقعیتهای مناسبی همیشه فراهم نمی شود. (امینی، 1349، ص 50)

11. تولد امام حسن مجتبی(ع)

فرزند نخست فاطمه زهرا (س) امام حسن مجتبی است که سبط اکبر نامیده شده است. ولادت با سعادت آن حضرت بنابر مشهور در شب پانزدهم ماه مبارک رمضان، سنه سوم از هجرت در شهر مدینه طیبه بود. (تقوی، 1384، ص 95)

12. تولد امام حسین (ع)

فرزند دوم فاطمه زهرا، ابوعبدالله الحسین(ع) است. ولادت آن حضرت در مدینه طیّبه، روز سه شنبه یا پنج شنبه سوم ماه شعبان، و به قول برخی پنجم ماه شعبان سنه چهارم از هجرت اتفاق افتاد. برخی بر این باورند که ولادت آن حضرت در آخر ماه ربیع الاول سنه سوم هجری بوده است؛ ولی مشهور نزد علمای شیعه همان قول نخست است. یعنی سوم غره شعبان سنه چهارم هجری. (همان، ص 103)

13. تولد حضرت زینب کبری(س)

فرزند سوم حضرت فاطمه زهرا، بانو زینب کبری-س- است. کنیه آن حضرت  بنابرقولی امّ الحسن است.

تاریخ ولادت حضرت زینب به درستی معلوم نیست. بعضی را عقیده بر آن است که ولادت آن حضرت در سال نهم هجری بوده، همان سالی که پیامبر اسلام به جنگ تبوک رفتند. حضرتش چون پا به عرصه وجود نهادند امیرالمؤمنین صبر کردند تا پیامبر خدا از جنگ بازگردند و او را نام گذارند. (همان، صص 111 و 113)

14. تولد اُمّ کلثوم(ع)

خانه سیده فاطمه زهراء و علی علیه السلام پذیرای ولادت دومین بانو و چهارمین فرزند گردید و همانگونه که در ولادت هر یک از آن گرامی فرزندان گفتم در تولد این نوزاد نیز خانه غرق در نشاط و سرور گردید. امّ کلثوم هم در شرافت نسب و تربیت ممتاز با خواهر خویش زینب شریک و همراه بود. (فریدونی، 1404، ص 199)

حضرت زهرا در یک برنامه نانوشته، هر روز برای پرورش فرزندان خود دستورالعمل مخصوصی را به اجرای در می­آوردند. این برنامه­ها با روحیه و نیاز سنین مختلف فرزندان کاملاً هماهنگی داشت. فرزندان در یک محیط مأنوس و صمیمی تربیت می شدند و راه سعادت خود را در محضر مادر دنبال می­کردند. جالب است اضافه کنیم به رغم مشغله عبادی و اجتماعی حضرت زهرا، آنی ایشان از پرداختن به فرزندان خود غافل نمی شدند. این موضوع مغایرت با کار و تلاش اجتماعی ندارد. اگر انسان برای زندگی خود برنامه داشته باشد، هم به عبادت خود می­رسد و هم به پدرداری و شوهرداری و مردم دار و خانه داری و هم تربیت فرزند. (بشارتی، 1323، ص 155)

15. ویژگی خاص سوره کوثر

کثرت ذرّیه حضرت، تنها مقصود از کوثری است که خداوند به پیامبر عطا فرموده و یا اینکه از او خیر کثیر مراد است و کثرت ذرّیه از مصادیق خیر کثیر است. و اگر کثرت ذریه را در نظر نگیریم جمله «ان شانئک هو الابتر» بی­فایده و بی­مناسبت خواهد بود. (جویباری، 1381، ص 77)

16. بیان آیات

در این سوره منّتی بر رسول خدا (ص) نهاده به اینکه به آن جناب کوثر داده، و این بدان منظور است که آن جناب را دلخوش سازد و بفهماند که آن کس که به وی زخم زبان می­زند که اولاد ذکور ندارد و اجاق کور است، خودش اجاق کور است، و این سوره کوتاه­ترین سوره قرآن است، و روایات در اینکه آیا این سوره در مکه نازل شده و یا در مدینه مختلف است، و ظاهرش این است که در مکه نازل شده باشد.

و بعضی از مفسرین به منظور جمع بین دو دسته روایات گفته اند: ممکن است دو نوبت نازل شده باشد یکی در مکه و بار دیگر در مدینه. (علامه طباطبائی، 1387، ص 637)

در سبب نزول این سوره چنین آمده است: رسول الله(ص) از باب صفا وارد خانه خدا و از باب مروه خارج و با عاص بن وائل سهمی روبه رو شد، و چون عاص به نزد قریش بازگشت، از او پرسیدند که با چه کس روبه رو شدی؟ و او گفت: با آن ابتر، و مقصودشیامبر اسلام(ص) بود و این سوره پس از آن نازل شد. (مدرسی، ج18، ص 363)

18. محتوا و فضیلت سوره:

در شأن نزول این سوره می­خوانیم: «عاص بن وائل» که از سران مشرکان بود، پیغمبر اکرم (ص) را به هنگام خارج شدن از مسجدالحرام ملاقات کرد، و مدتی با حضرت گفتگو نمود، گروهی از سران قریش در مسجد نشسته بودند و این منظره را از دور مشاهده کردند، هنگامی که «عاص بن وائل» وارد مسجد شد به او گفتند: با که صحبت می­کردی؟ گفت: با این مرد «ابتر»!

توضیح این که: پیغمبراکرم (ص) دو فرزند پسر از بانوی اسلام خدیجه داشت: یکی «قاسم» و دیگری «طاهر» که او را «عبدالله» نیز می­نامند، و این هر دو در مکه از دنیا رفتند و پیغمبر اکرم (ص) فاقد فرزند پسر شد، این موضوع زبان بدخواهان قریش را گشود، و کلمه «ابتر» (یعنی بلاعقب) را برای حضرتش انتخاب کردند؛ فکر می­کردند با رحلت پیغمبر اکرم(ص) برنامه­های او به خاطر نداشتن فرزند ذکور تعطیل خواهد شد و خوشحال بودند.

قرآن مجید نازل شد و به طرز اعجازآمیزی در این سوره به آنها پاسخ گفت، و خبر داد که دشمنان او ابتر خواهند بود، و برنامه اسلام و قرآن هرگز قطع نخواهد شد، بشارتی که در این سوره داده شده از یکسو ضربه ای بود بر امیدهای دشمنان اسلام، و از سوی دیگر تسلّی خاطری بود به رسول الله که بعد از شنیدن این لقب زشت و توطئه دشمنان قلب پاکش غمگین و مکدّر شده بود. (مکارم شیرازی، 1305، ص 599)

در تفسیر آن دیدگاه ها متفاوت است:

1. به باور پاره ای از جمله «ابن عمر» و «عایشه» به نهری در بهشت اشاره دارد.

«ابن عباس» آورده است که: پس از فرود این آیات، پیامبر بر فراز منبر نشست و آنها را بر مردم خواند.

2. از دیدگاه گروهی از جمله «ابن عباس»، «مجاهد»، «سعیدبن جبیر» واژه «کوثر» به معنی «خیر فراوان» آمده است.

3. پاره­ای آن را به رسالت پیامبر و کتاب پرشکوه او، قرآن تفسیر کرده­اند.

4. از دیدگاه «حسن» منظور قرآن شریف است.

5. و از نظر برخی به معنی اصحاب و یاران بسیار است، که خدا در عصرها و نسل­ها به آن حضرت ارزانی داشته است.

6. از دیدگاه گروهی منظور نسل ماندگار و فرزندان پرشمار است، که خدا از فرزند ارجمندش فاطمه(س) به او ارزانی داشت و شمار آنان به گونه­ای است که نمی­توان آن­ها را برشمرد و تا روز رستاخیز نیز هم چنان ادامه دارد.

7. و از امام صادق آورده­اند که منظور مقام پرفراز شفاعت است. (طبرسی، 1380، صص 1433 و 1434)

19. بررسی و مقایسه واژگان

بِسْمِاللهِالرَّحْمنِالرَّحيمِ

اِنّااَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ (1) فَصَلِّ لِرَبِّك َوَانْحَرْ (2) اِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْاَبْتَرُ (3)

1. اِنّااَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ

بررسی واژه­ها:

«اَعْطَيْنا»: ماده (ع ط ی)، عطا و عطیّه هر چند مخصوص بذل و هم در مطلق دادن چیزی به کار رفته است. (قریشی، ج5، ص 17)

«كَوْثَرَ»: ماده (ک ث ر)، مبالغه در کثرت (قریشی، ج5، ص 93)، این واژه بر وزن فوعل مفهوم وصفی دارد و از کثرت گرفته شده است و به معنی خیر و برکت بسیار و پایان ناپذیر آمده است. (طبرسی، ج15، ص 1430)

نکته ادبی:

«اِنّا»: لا محلّ لها ابتدائیه. (صافی، ج 15، ص 413)

«اَعْطَيْناكَ»: فی محل رفع خبر إن. (صافی، ج 15، ص 413)

«الْكَوْثَرَ»: مفعول به ثان. (درویش، ج8، ص 427)، اسم علم لنحر فی الجنّه، وزنه فوعل من الکثره. (صافی، ج15، ص 414)

ترجمه­ها:

تفسیرالمیزان: محققاً ما به تو خیر کثیر (فاطمه علیها السلام) دادیم.

مجمع البیان: به یقین ما به تو ]ای پیامبر[ خیر فراوان دادیم.

تفسیر نمونه: ما به تو کوثر ]خیر و برکت فراوان[ عطا کردیم.

تفسیر نور:همانا ما به تو خیر کثیر عطا کردیم.

مقایسه و بررسی:

"الْكَوْثَرَ": در المیزان خیر و برکت را فاطمه (س) می­داند در حالی که در مجمع البیان خیر و برکت را اشاره به پیامبر نموده و در نمونه به طور غایب اشاره نمودند و در تفسیر نور صبر را به عنوان خیر کثیر بیان نموده است.

"اَعْطَيْناكَ": در تفسیرالمیزان و مجمع­البیان بصورت واژه فارسی معنا نموده­اند در حالی که در تفسیر نمونه بصورت واژه عربی "عطا" معنا کرده است.

2. فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ

بررسی واژه­ها:

«انْحَرْ»: ماده (ن ح ر) بالای سینه گفته اند جمع آن نحور است. (صای، ج 15، ص 30)، این واژه به معنی سبک و روش کشتن شتر آمده است. طبرسی، ج 15، ص 1431)

نکته ادبی:

«فَصَلِّ»:الفاء حرف عطف؛ صل: فعل امر مبنی علی حذف حرف العله، و فاعله و مستتر تقدیره: أنت درویش، ج15، ص 427)

«لِرَبِّكَ»: متعلقان به صل. (درویش، ج15، ص 427)

«وَانْحَرْ»:لامحل لها معطوفه علی جمله صلّ (صافی، ج15، ص 413)

«فَصَلِّ لِرَبِّكَ»: التفات (من التکلم إلی الغیبه (درویش، ج15، ص 429)

 

ترجمه ها:

تفسیرالمیزان: پس به شکرانه اش برای پروردگارت نماز بخوان و قربانی کن.

مجمع البیان: پس برای پروردگارت نماز بگزار و ]شتر[ قربانی کن.

تفسیر نمونه: آری! بخشنده نعمت اوست؛ بنابراین نماز و عبادت و قربانی که آن هم نوعی عبادت است برای غیر او معنی ندارد.

تفسیر نور: پس برای پروردگارت نماز بگزار و (شتر) قربانی کن.

بررسی و مقایسه

فصل: (فـ) در تفسیرالمیزان و مجمع البیان معنا شده است در حالی که در حالی که در تفسیر نمونه معنا نشده است بصورت جواب مثبت (آری) آمده است.

صل: در تفسیرالمیزان و مجمع البیان بصورت امر شده است در حالی که در تفسیر نمونه بصورت فعل غایب معنا کرده است.

وانحر: در تفسیر مجمع البیان را به عنوان قربانی مشخص نموده است و در تفسیر نمونه بصورت مفهومی معنا نموده است.

 

3. اِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْاَبْتَرُ

بررسی واژه ها

«شانی»: ماده (ش ن أ)، به معنی دشمن کینه توز آمده است به معنی دشمنی ورزیدن با دیگری است و واژه مورد بحث به کسی که به این خصلت نکوهیده مبتلاست، اشاره دارد. (طبرسی، ج15، ص 1431)

نکته ادبی:

«هُوَ الأَبتَرُ»: هو: فیه و جهان:

(1) أن یکون فصلاً لا محل له من الإعراب و یکون «الأبتر» خبر إن.

(2) أن یکون «هو» مبتدا، و «الابتر» خبره. والجمله من المبتدا والخبر خبر «إنَّ» (عاطف الزین، ، ص 187)

«شانِئَكَ...»: التوکید، لا محلّ لها استثنا فیه. (صافی، ج15، ص 413)، شانئک، اسم فاعل من شنأ بمعنی أبغش، وزنه فاعل. (صافی، ج15، ص 414)

«الْاَبْتَرُ»: صفه مشبهه من بتر، متعّد، وزنه أفعل أی منقطع العقب. (صافی، ج15،ص 414)

«اِنَّشانِئَكَ»: استعاره، قیل لمن عقب له أبتر، علی الاستعاره، حیث شبه الولد والأعر الباقی بالذنب، لکونه خلفه، فکأنه بعده، وعدمه بعدمه. (صافی، ج15، ص 415)

ترجمه­ها:

تفسیرالمیزان:و بدان که محققاً شماتت گوی و دشمن تو ابتر و بلاتکلیف است.

مجمع البیان: بی تردید دشمن تو، خود بی نسل ]و تبار[ است.

تفسیر نمونه: و بدان دشمن تو قطعاً بریده نسل و بی عقب است.

تفسیر نور:همانا دشمن تو بی نسل و دم بریده است.

بررسی و مقایسه

"إن": تفسیر نور به صورت "همان" معنا کرده که به نظر می رسد این معنا بهتر باشد

"شانئک": در تفسیر المیزان بصورت اضافه و از دو معنای "شماتت گویی و دشمن" تو آورده است.

"الابتر": در تفسیر مجمع البیان و تفسیر نور از واژه فارسی استفاده شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نتیجه گیری

در این پژوهش تفسیرهایی المیزان، مجمع البیان و نور تقریباً نزدیک به هم معنا کرده اند. تفسیر نور بیشتر از واژه های فارسی استفاده کرده است. تفسیر نمونه ترجمه را با توضیح بیشتری بیان کرده است.

هدف ما در این پژوهش شناخت کمالات، فضایل و معنویات حضرت فاطمه (س) دختر گرامی پیامبر اسلام(ص) در قرآن می باشد.

منابع:

1)     امینی، ابراهیم، 1349، بانوی نمونه اسلام، انتشارات قم، شهریورماه

2)     بشارتی، علی محمد، 1323، از عرش تا عرش (تجزیه و تحلیل زندگی سیاسی حضرت زهرا)، انتشارات سوره مهر، چاپ دوم.

3)     جعفری، فاطمه؛ مصطفوی(خمینی)، فریده، فاطمه (سلام الله علیها) احیاگر شخصیت زن، 1384، نشر اجر، چاپ دوم، زمستان

4)     جویباری، محمود، 1381، ویژگیهای حضرت زهرا (سلام الله علیها)، انتشارات امّ ابیها، چاپ سوم، تابستان

5)     حجه الاسلام تقوی، سیدمحمد تقی، 1416، سوگندنامه فدک، انتشارات دفتر نشر، چاپ دوم.

6)      درویش، محیی الدین، 2001،  اعراب قرآن کریم، دارالارشاد الشؤون الجامیه.

7)     سبحانی نسب، علیرضا، 1384، جرعه ای از کوثر، انتشارات جمال، چاپ ششم

8)     سعادت پرور، علی، 1374، جلوه نور، انتشارات تشیع، چاپ اول تابستان

9)     سمیع عاطف الزین، الاعراف فی القرآن الکریم، انتشارات دارالکتاب اللبنانی مکتبه المدرسه

10) علامه طباطبائی، سیدمحمد حسین، 1387، تفسیرالمیزان، جلد بیستم، انتشارات اسلامی، چاپ بیست و ششم، زمستان

11) صافی، محمود، 1412ه.ق، اعراب القرآن و صرفه و بیانه، ج15، انتشارات مدین.

12) طبرسی، شیخ ابوعلی الفضل بن حسن، 1380، تفسیر مجمع البیان، انتشارات فراهانی، پاییز

13) فریدونی، دکتر حسین، 1404، فاطمه الزهرا از ولادت تا شهادت، نشر آفاق، چاپ اول.

14) قریشی، سیدعلی اکبر، قاموس قرآن، دارالکتاب الاسلامیه، چاپ دهم.

15) مدرسی، سیدمحمدتقی، 1373، تفسیر هدایت، جلد هجدهم، ترجمه احمد آرام، انتشارات آستان قدس رضوی

16) مکارم شیرازی، ناصر، 1305، زهرا (علیه السلام) برترین بانوی جهان، انتشارات سرور، چاپ بیست و پنجم.



[1]. قالَ رَسولُ الله (ص): «الجَنَّهُ تَحتَ أقدامِ الاُمَّهاتِ». میزان الحکمه، ج 10، ص 712 از کنزالعمال.

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

مجوز استفاده از قالب مذهبی یاسین براي اين دامنه داده نشده , برای دریافت مجوز قالب بر روی لینک ، ( درخواست مجوز ) کلیک کنید