امروز پنج شنبه, 03 خرداد 1397 - Thu 05 24 2018

https://telegram.me/emamemobin

منو

تفسیر و علوم قرآنی

خانواده اسلامي و تأثير الگوهای رفتاری حضرت زهرا (س) در آن

زينب بهمن‌پور نجف‌آبادي

چكيده

حضرت فاطمه بنت اسد (علیها السلام)، دارای فضایل و ویژگی‌هایی بود که وی را در تاریخ اسلام برجسته نمود:

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های ایشان، این بود که در امر نگهداری و سرپرستی از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) در سنین کودکی آن حضرت، با همسرش حضرت ابوطالب (علیه السلام) همکاری نموده و پیامبر (صلی الله علیه و آله) را مورد مهر و محبت و نیکی کامل خود قرار می‌داد، تا جایی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) به این بانوی مکرمه، «مادر» می‌گفت. فاطمه بنت اسد (علیها السلام)، برای به‌دنیا آوردن فرزند عزیزش امیرالمؤمنین (علیه السلام)، سه روز در خانه خدا (کعبه)، به نحو اعجاز، مهمان پروردگار عالم بود. او جزو اولین زنان مسلمان و اولین زنان بیعت‌کننده با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بود. او اولین زنی بود که با پای پیاده به‌سوی مدینه هجرت کرد. دانشمندان علم حدیث، وی را در زمره راویان حدیث از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) برشمرده‌اند و از ایشان ۴۶ حدیث نقل نموده‌اند.

در این مقاله سعی شده حضرت فاطمه زهرا (س) به عنوان الگویی نمونه برای خانواده‌ها به ویژه خانم‌ها معرفی شود. رفتارها و خصوصیات حضرت در شش بخش بیان شده است. در بخش اول به کودکی ایشان پرداخته شده که حضرت در آن سنین کودکی وقتی مادر را از دست دادن مایه آرامش پدر شدند و در زمانی که مردان قوی یارای دفاع از پیامبر را نداشتند حامی و پشتیبان پدر بودند. بخش دوم در رابطه با ازدواج و انتخاب همسر ایشان می‌باشد.

 

 

مقدمه

تربیت صحیح یکی از آموزه های اصلی دین و از دغدغه های اصلی خانواده‌ها می‌باشد و از مسائلی است که اکثر مواقع فکر و ذکر انسان را به خودش مشغول کرده و علما و بزرگان دین نیز سفارشات زیادی در این رابطه بیان نموده‌اند. پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند: مردم به تربیت نیک نیازمندترند تا به زر و سیم. (1) تربیت، مرز بین انسانیت و حیوانیت می‌باشد زیرا تربیت است که باعث تیزهوشی و تزکیه اخلاق و در نتیجه خوشبختی انسان می‌شود. برای رسیدن به این هدف مطلوب، نیاز به زمینه‌ها و عوامل گوناگونی است، یکی از این عوامل، الگو پذیری از کسانی است که این راه پر پیچ‌وخم را رفته و به خودسازی رسیده‌اند. حضرت موسی با اینکه خود از پیامبران اولوالعزم بودند ولی در طی طریقت نیازمند حضرت خضر شدند.

طی این مرحله بی همرهی خضر مکن                           ظلمات است بترس از خطر گمراهی

روانشناسان در تعریف الگو پذیری گفته‌اند: الگو پذیری فرایندی است که در آن شخص رفتارهایی را از طریق مشاهده یاد می‌گیرد و دوباره تولید می‌کند (روانشناسی شخصیت، ترجمه دکتر کدیور).امروزه به این عمل سرمشق گرفتن نیز می‌گویند. الگو پذیری نقش اساسی در شکل گیری شخصیت انسان‌ها دارد، چنانچه خداوند متعال در قرآن نکات و مثال‌های فراوانی از جنس بشر برای رهنمود انسان‌ها بیان فرموده‌اند. من جمله در سوره ممتحنه آیه 4 مسلمانان را به پیروی از حضرت ابراهیم (ع) و پیروانش، به عنوان اسوه ای حسنه و الگویی پرارزش دعوت کرده است

. الگو خود باید راه رسیدن به خوشبختی و سعادت را طی کرده و به نتیجه مطلوب رسید باشد. بی شک ائمه اطهار به گفته دوست و دشمن و بنا به اعتقاد ما شیعیان کسانی هستند که به کمال و معرفتی الهی دست یافتند و چه الگویی بهتر از فاطمه (س) دخت پیمبر گرامی اسلام که امامان در دامان پر مهرش پرورش یافتند. فاطمه (س) کسی بود که از مادیات و ظواهر دنیوی جدا شده و به مسائل توحیدی و اعتقادی پیوسته بود پدر و همسرش از او رضایت کامل داشته و از وجود او به آرامش می‌رسیدند و فرزندانی تربیت نمود که جهانی را تکان داده و اسم و رسمشان راه و روش تمامی آزاد اندیشان جهان گردید. به روایتی پیامبر اکرم (ص) به علی (ع) فرمودند: می‌دانی چرا دخترم، فاطمه نامیده شد؟ عرض کرد بفرمایید.

فرمودند: برای آنکه او و پیروانش از آتش دوزخ باز گرفته شده‌اند. (2) این دلیل خوبی بر سعادت اخروی او و پیروانش می‌باشد، و نیز اتمام حجتی بر تمام انسان‌های جهان و الگویی مطلوب برای کسانی که تربیت و اخلاق نیک را راه سعادت خود و نجات بشر دانسته‌اند. از این رو این بنده حقیر نیز افتخار دارد این اثر را به زیباترین نقش و نگار آفرینش، حضرت فاطمه زهرا (س) تقدیم نماید. در ضمن جا دارد از تمامی زحماتی که همسرم در خلق این اثر ناچیز متحمل گشتند تشکر و قدر دانی نمایم.


بخش اول: کودکی پرشکوه فاطمه (ع)

به روایتی از شیعه و سنی، پیامبر اکرم (ص) در شب معراج زمانی که از بهشت عبور می‌کردند جبرئیل از میوه درخت طوبی به آن حضرت دادند و زمانی که پیامبر به زمین برگشتند، وجود فاطمه زهرا (س) از آن میوه بهشتی منعقد گردید. حضرت زهرا (س) مدت زمان کوتاهی از نعمت مادر برخوردار بودند.

بنا به روایتی حدوداًٌ در پنج سالگی، جان سپردن مادر را نظاره گر شدند و در همان لحظات مایه آرامش پدر و مادرشان بودند. خدیجه کبری هنگام جان سپردن، فاطمه را به دست پیامبر سپردند و پیامبر را به خدا. او هنوز کودکی بیش نبود که غم بی مادری بر زندگیش سایه افکند. دخت گرامی پیامبر صدیقه کبری همانند دیگر کودکان مکه در رفاه و آسایش نبود فاطمه در سختی و رنج بزرگ شد و همیشه یار و غمخوار پدر بود و در انجام تبلیغات و رسالت پدر بزرگوارش همواره در کنار پدر بود و نقش مادر مهربان و فداکار را ایفا می‌نمود.

در آن زمان که پیغمبر اسلام در حالی که در سجده بودند مورد بی حرمتی دشمن قرار گرفتند و با بی شرمی تمام شکمبه شتر را بر پشت ایشان فرو ریختند، زهرا (س) با دستان کوچک ولی به بزرگی یک آسمان عشق و مهربانی بدن پدر را پاک نمود و ابوجهل ویارانش را با شمشیر زبان مجازات کرده و نفرین فرمودند. (3) آری در زمانی که مردان دلاور جرأت دفاع از پیامبر را نداشتند این دختر خردسال بود که به دفاع از پدر برخاست.

بخش دوم: ازدواجی آسمانی

پیامبر اکرم می‌فرمایند:بهترین ازدواج آسان‌ترین آن است. (4) فاطمه (ع) از کمالات زیادی برخوردار بودند، کمالات شخصی، اصالت خانوادگی و دخت پیمبر بودن، این کمالات باعث شده بود که مردان زیادی از بزرگان عرب و اصحاب پیامبر به خواستگاری او بیایند ولی همه، جواب رد شنیدند. زیرا ملاک‌های انتخاب فاطمه (ع) بر مبنای ارزش‌های اسلامی بود. ملاک‌هایی که فاطمه (س) برای انتخاب همسر داشتند همه خداپسندانه و عاقلانه بود. با آنکه خود و پدرشان بالاترین مقام معنوی را داشتند ولی در ازدواج به دنبال رفاه و خوش گذرانی های کاذب نبودند. این بانوی والا مقام حضرت علی (ع) را با رضایت کامل پدر و به جهت کفویت در ایمان و اخلاق انتخاب نمودند. زمانی که امیر المومنین به خواستگاری دخت پیمبر رفتند تنها دارایی ایشان یک شمشیر، یک شتر و یک زره بود که به فرموده پیامبر اکرم (ص) زره مهریه حضرت فاطمه (س) گردیده و صرف تهیه وسایل ضروری زندگی‌شان شد. (5) آری این‌گونه باید ارزش‌های غلط درهم بشکند و ارزش‌های اصیل جایگزین آن گردد.

 ولی متأسفانه در زندگی کنونی ازدواج‌ها وسیله ای شده برای فخر فروشی بین اقوام و دوستان، و ظواهر و عناوین جایگزین ملاک‌های اخلاقی و فرهنگی شده است. مهم‌ترین ملاک ازدواج همان ملاک فاطمی یعنی کفویت و همانندی از لحاظ ایمان و اخلاق است نه همانندی اقتصادی و طبقاتی. مراسم ازدواج آسمانی الهی این دو دردانه آفرینش در کمال سادگی و به دور از تفخر و تجمل برگزار گردید. طعامی که متشکل از روغن، خرما و کشک بود از باقیمانده پول زره تهیه گردید و به عده کثیری از مردم و فقرا داده شد و در مجلس دعا و ذکر خدا فراموش نشد البته شادی و شادمانی نیز وجود داشت هنگامی که عروس را به منزل داماد می‌بردند پیمبر (ص) به دختران عبدالمطلب وزنان مهاجر و انصار فرمان داد تا شادی کنند و تکبیر گویان اشعاری نیز می‌خواندند که پر محتوا و همراه با ستایش الهی بود.

 ملاحظه می‌شود که اسلام با غنا و لهو و لعب مخالفت دارد نه با جشن و شادمانی. متأسفانه در عروسی‌هایی که امروزه برگزار می‌شود حتی اگر به دور از گناه و لهو و لعب باشد تجمل‌گرایی و پذیرایی‌های آنچنانی به چشم می‌خورد که با اصول اسلامی و شیوه نبوی و فاطمی مغایرت دارد. از خرید جواهرات گرفته تا جهیزیه های نا معقول و همین امر ازدواج جوانان را به تأخیر انداخته و مشکلات عدیده ای برای خانواده‌ها و جامعه ایجاد کرده است.

 از خود باید پرسید تا کجا می‌خواهیم پیش برویم؟ فخرفروشی‌ها و چشم و هم چشمی‌ها مردابی است که انتها ندارد و در این مسیر دست بالای دست زیاد است. مراسم‌های آبرومندانه و ساده و مملو از صفا و صمیمیت را کنار گذاشته و به جای آن برپا کننده جشن‌های خشک و بی روح مادی شده‌ایم. به قول پدر بزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها در قدیم بالعکس جشن‌های امروزی این مراسم‌ها سرشار از شادی، همبستگی و همکاری بود.

برای جلوگیری از شکاف طبقاتی و تسریع ازدواج جوانان، مسلمانان و شیعیان باید از مسائل ظاهری و مادی که دست و پاگیر و هزینه بردار است چشم پوشی کنند، به خصوص خانواده های مرفه ای که توانایی مالی برگزاری مراسم‌های مجلل را دارند، تا الگویی برای قشر متوسط و پایین جامعه باشند و هزینه‌ها را در راه کمک به جوانان دم بخت، کمک به بیماران صعب‌العلاج، یتیمان و... صرف کنند که رضای خدا و پیغمبر خدا و فاطمه زهرا (س) در آن است.

بخش سوم: مرضیه (ع) همسری نمونه

امام باقر علیه السلام: گرامی‌ترین شما نزد خداوند، کسی است که بیشتر به همسر خود احترام بگذارد. (6) فاطمه (س) در اولین شب زندگی مشترکشان در پاسخ به شایسته‌ترین همسر برای ایشان حضرت علی ابن ابیطالب که پرسیدند به چه می‌اندیشی؟ فرمودند: به حال و سرنوشت خویش می‌اندیشم به یاد پایان زندگی و غروب لذت‌ها و فرود به قبر افتادم، همان طور که امروز از خانه پدر به خانه شما آمدم روزی دیگر از خانه شما به سوی خدا می‌روم، پس از این رو برخیز تا به نماز بایستیم و زندگی‌مان را با عبادت شروع کنیم.

 در این فرمایشات مادر گرامیمان دو مطلب به خوبی پدیدار می‌گردد اول آنکه شروع هر کاری به خصوص کارهای بزرگ همانند آغاز زندگی مشترک باید با نام و یاد خداوند و عبادت باشد و دوم آنکه چیزی که زهرای اطهر را از فاتح خیبر جدا می‌سازد فقط مرگ است. این درس بزرگی ست به دختران جوان که به عهد و پیمان خود باقی بمانند و با کوچک‌ترین مسئله ای در زندگی زناشویی به سراغ جدایی و طلاق نروند چرا که بهترین زنان مومنه زنانی هستند که با مرگ خانه شوهر را ترک می‌کنند. متأسفانه صبر و تحمل دختران جوان برای رویارویی با مشکلات زندگی زناشویی بسیار اندک شده است و این به شیوه تربیتی و ایمان آن‌ها برمی گردد. اگر جوانان به خدا ایمان داشته باشند و آنچه که پروردگارشان برای آن‌ها رقم زده است را با جان و دل پذیرا باشند در انتخاب خود اصلاً شک نمی‌کنند و یا خدای ناکرده پشیمان نمی‌شوند. یکی از ارکان استحکام بنیان خانواده های نوپا، اطمینان به انتخاب خود و اعتقاد به قضا و قدر الهی ست.

 همچنین محیط خانواده باید شیوه یافتن راه حل‌های مناسب در برابر مشکلات را عملاً به جوانان آموزش دهد. پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند: جهاد زن همسر داری نیکوی اوست. جهاد از جان گذشتگی و ایثار در راه خدا است برابر قرار دادن آن با همسر داری زن، عظمت و اهمیت مقام زن در خانواده را نشان می‌دهد. همسر داری اصولی و صحیح، مستلزم آگاهی داشتن از راه و روش اصولی و صحیح است. این راه و روش صحیح هم، جز با تعلیمات دینی میسر نمی‌شود. اسلام دین کمال است و همه می‌دانند که فقط ائمه معصومین می‌توانند تعلیمات الهی را درست و کامل و به دور از افراط و تفریط اجرا کرده و به ما بیاموزند.

 امیر مؤمنان علی (ع) در رابطه با همسرش حضرت زهرای مرضیه (س) می‌فرمایند: دختر پیامبر خدا، همسر و آرام دل من بود آنچنان با هم همدل وهم راز بودیم که گویی گوشت تن او مخلوط به گوشت و خون من بود. (7) خداوند متعال از تمام رمز و رموز ما انسان‌ها آگاهی کامل دارد ولی هیچ وقت راز کسی را بر ملا نمی‌سازد این خصلتی است که همسران باید از آن بهره‌مند باشند. امام رضا (ع) مؤمنین را به الگو پذیری از خداوند در داشتن این خصلت دعوت کرده‌اند. امام محمدباقر (ع): به راستی که این زبان کلید همه خوبی‌ها و بدی‌هاست. (8) با مطالعه در زندگی مشترک مادر سادات حضرت طاهره صدیقه (س) ظریف‌ترین نکته های همسر داری را می‌توان مشاهده نمود. خانم فاطمه زهرا، عشق و محبت را که اصلی‌ترین رکن بنیاد خانواده است، نثار همسر بزرگوارشان می‌نمودند.

 این ابراز عشق، هم کلامی و هم رفتاری بود. ایشان همسرشان را با کلمات و عبارات محترمانه و محبت آمیز مورد خطاب قرار می‌دادند، گاهی او را با کنیه ابا الحسن و گاه ابن عم (پسر عمو) خطاب می‌کردند. زنی که به همسرش احترام بگذارد و با لحن و کلامی زیبا با او سخن بگوید زمینه را برای عکس‌العمل مناسب همسرش فراهم می‌کند. خصوصاً خانم‌ها در حضور جمع باید شوهرشان را با القاب و عناوین محترمانه مورد خطاب قرار دهند و این سبب افزایش حس خودباوری آقایان شده و باعث بازگشت نتیجه مثبت آن به سمت خود آن‌هاست.

وقتی مرد یقین حاصل کند که همسرش او را به عنوان تکیه گاه خود پذیرفته است از هیچ تلاشی برای همسر و فرزندانش دریغ نمی‌نماید، ولی خرده گیری‌های بی مورد زن از همسرش این حس را کم رنگ می‌کند. سرور بانوان دو عالم فاطمه زهرا (س) با عشق و صفا و محبت خانه محقرشان را به محل انس و الفت و آرامش مبدل ساخته بودند. به طوری که امام علی (ع) می‌فرمود: هرگاه به چهره فاطمه می‌نگریستم تمام غم و اندوهم برطرف می‌شد.

بدیهی ست که کسب موفقیت مردان در عرصه های علمی، اقتصادی، اجتماعی و... در گرو آرامش روحی در محیط خانه است. پس این مهم بر عهده زنان است که نوع شخصیت و ویژگی‌های اخلاقی همسرشان را بشناسند و در موقعیت‌های مختلف زندگی برخورد صحیح و عاقلانه ارائه دهند. علی ابن ابی طالب (ع) بعد از شهادت فاطمه (س) فرمود: به خدا قسم زهرا تا آن زمان که از دنیا رفت مرا ناراحت نساخت و عملی انجام نداد که مرا ناخشنود سازد.

برخی خانم‌ها با شنیدن چنین احادیث و روایاتی، نظرشان این است که اگر زهرا (س) این‌گونه با حضرت علی (ع) رفتار می‌نمودند، امام علی (ع) نیز شایسته و لایق آن بوده‌اند و حال آنکه شوهرانشان چنین نیستند. در جواب باید عرض کرد بدترین مردان دنیا اگر همسرانی دانا، عاشق، مهربان و با ایمان داشته باشند می‌توانند تغییر کنند. (از محبت خارها گل می‌شود) و (تکرار حرف سنگ را آب می‌کند) این ضرب المثلها نشان دهنده این است که تغییرپذیری در دنیا ناممکن نیست و حتی انسان‌هایی به سختی سنگ و به خشنی خار هم قابل اصلاح هستند. هرچند حضرت زهرا نیازی به تغییر دادن اعتقادات و رفتارهای مولای موحدین امام علی (ع) نداشتند، ولی تمامی رفتارهایشان در زمینه همسر داری الگویی ست برای تمام زنان امت اسلام تا کسانی که در ارتباط با همسرشان مشکلاتی دارند با انجام درست وظایفشان مشکلات را ریشه کن کنند و کسانی که به حمدالله مشکلی ندارند روزبه روز خوشبخت‌تر و موفق‌تر شوند. خوش خلقی از ویژگی‌های بارز فرد مؤمن است.

بهره‌مند بودن خانم‌ها از این صفت زیبای اخلاقی، در محیط خانواده موجب می‌شود تا محیط خانه برای همسرانشان سرشار از شادی و آرامش باشد. آن‌ها با زبان نرم و خوش‌رویی قدرت بسیاری پیدا می‌کنند که می‌توانند سخت‌ترین و غیرممکن ترین ها را از آقایان طلب کنند ولی با تحکم و کج خلقی، آقایان معمولی‌ترین کارها و وظایفشان را به درستی انجام نمی‌دهند. حضرت هیچگاه با صدای بلند با همسرشان صحبت نکردند و آرامش وجودی ایشان همچون خورشیدی تابان در زندگی علی (ع) نورافشانی می‌نمود به نحوی که اگر مولا به منزل وارد می‌شدند و یار و همدم خود را نمی‌یافتند غم و اندوه بر دلشان مستولی می‌شد. علاقه بی بی به همسرشان چنان بود که وقتی در بستر بیماری بودند اجازه ندادند همسرشان از وضعیت جسمانی‌شان مطلع شود تا نکند که علی (ع) اندوهگین شود. از دگر برجستگی‌های حیات ایشان وارستگی از دنیا و ساده زیستی با توجه به تمکن مالیشان می‌باشد و هر آنچه داشتند همانند مادر بزرگوارشان انفاق می‌نمودند.

از نمونه های انفاق ایشان بخشیدن لباس عروسی و دادن افطاری خود در سه روز روزه داری و ... می‌باشد. نقل است که سلمان فارسی حضرت را با چادری کهنه و وصله دار می‌بیند و بسیار متعجب و اندوهگین می‌شود و به یاد شاهزاده های ایرانی می‌افتد که چه فاصله ای بین رفاه و آسایش آن‌ها وزندگی ساده وبی آلایش یگانه دخت خلیفه اسلام می‌باشد. این بانوی بزرگوار مدت‌ها خدمتکار نداشتند تا اینکه پیامبر (ص) در یکی از جنگ‌ها زنی را به که به اسارت درآمده بود نزد ایشان آوردند و فرمودند: این زن در خدمت توست. اما حضرت هر گز باعث ایجاد زحمت و خستگی برای خدمت کارشان نبودند و کارهای خانه را تقسیم کردند روزی خود کارها را و روزی دیگر خدمت کارشان انجام می‌دادند.

معمولاً خانم‌ها به خود اجازه می‌دهند از همسرشان تقاضای لباس، زینت و لوازم منزل و امثال آن را بکنند اما فاطمه (س) هیچگاه همسرشان را جهت برآورده کردن این نیازها به زحمت نمی‌انداختند. بنابر این یک زن عمده‌ترین نقش اقتصادی را در خانواده ایفا می‌کند. اگر مسیر اقتصادی و هزینه های زندگی در راه صحیح باشد اولاً اسراف که گناه بزرگی است انجام نمی‌شود و ثانیاً اقتصاد خانواده و جامعه به هدر نمی‌رود. بیان ساده زیستی زندگی دخت بزرگوار پیامبر به این معنا نیست که تمام زنان جامعه مطابق ایشان چادری وصله دار به سر کنند یا بر روی پوست گوسفند بخوابند و از ظروف گلی استفاده کنند، آنچه مهم است وابستگی نداشتن به ظواهر دنیوی است که همچون بازیچه ای در دست بشریت قرار می‌گیرد و هر فرد دانایی کمتر دست‌خوش این بازیچه می‌شود. زنان مسلمان باید ارزش واقعی خود را در اعمال، رفتار و گفتار نه در ظواهر خود و زندگی‌شان بیابند، زیرا کسانی که به ظواهر زندگی خود تفاخر می‌کنند انسان‌های پوچ و از درون تهی (از علم، فرهنگ و ایمان) هستند و چون در وجود خود چیزی برای ارائه نمی‌یابند خود را سرگرم جمع آری وسائل مادی می‌کنند. (9)

بخش چهارم: حجاب فاطمی

روزی امیرالمؤمنین از همسرشان پرسیدند: بهترین چیز برای زنان چیست؟ ایشان فرمودند: بهترین چیز برای زنان این است که مرد بیگانه ای او را نبیند و او نیز آنان را نبیند. وقتی که علی (ع) این جواب را به خدمت پیامبر عرضه داشت پیامبر آن جمله معروف را فرمودند: ان‌ها بضعه منی؛ او پاره وجود من است. (10) خداوند متعال در آیه حجاب علت حجاب زنان پیامبر را پاکی قلب آن‌ها و کسانی که آن‌ها را می‌بینند بیان فرموده است؛ لذا با توجه به این آیه شریفه مشخص می‌شود که حجاب خانم‌ها در مرحله اول باعث مصونیت خود آن‌هاست و در مرحله بعد از به گناه افتادن دیگران جلوگیری می‌کند. مطابق با احادیث و روایات حضرت زهرا (س) نیز هرگاه می‌خواستند از منزل خارج شوند، علاوه بر پوشش کاملی که داشتند پارچه ای بلند (مشابه عبا و چادر) بر روی سر می‌انداختند بطوریکه از سر تا پا پوشانده می‌شد تا اندامشان کاملاً محفوظ و نامعلوم باشد.

 روزی پیامبر اکرم (ص) در خانه فاطمه بودند که مرد سائل نابینایی وارد شد فاطمه (ص) خود را پوشاند، پدرشان پرسیدند: یا زهرا این مرد نابیناست پس از چه رو خود را پوشاندی؟ دخت گرامی نبی (س) فرمودند: آری جانم به فدایت پدرم به درستی او مرا نمی‌بیند ولی من که او را می‌بینم و او نیز بوی مرا استشمام می‌کند. بر تمام دختران مسلمان واجب است طبق آیه حجاب در قرآن از نه سالگی خود را کاملاً از نامحرم بپوشانند.

پوشش و ظاهر هر کس در جامعه نشان دهنده طرز تفکر و شخصیت وی می‌باشد. انسان‌های وارسته همیشه پوششی مناسب و عاری از زرق و برق ظاهری دارند و هیچگاه در اندیشه جلب توجه و عرض اندام از طریق نحوه پوششان نیستند، بنابراین خانم‌ها با داشتن ظاهری متین و محجوب ارزش انسانی و اجتماعی خود را بیان می‌کنند و بالعکس هرچه نحوه پوشش از تعلیمات الهی دورتر شود، تهی بودن درون فرد را می‌رساند.

بخش پنجم:تربیت فرزند

در کنار همسر داری و خانه داری مهم‌ترین وظیفه زنان در خانواده تربیت فرزندان صالح و سالم است. مسئولیت پرورش جسمانی و روحی فرزندان در درجه اول بر عهده مادر می‌باشد. فاطمه زهرا (س) در این امر خطیر آنقدر با ظرافت و دقت عمل نمودند که تمامی فرزندانشان از بر جسته‌ترین افراد تاریخ می‌باشند. هرچند در شکل گیری شخصیت انسان‌ها وراثت نقش بسزایی دارد، اما شیوه های تربیتی از آن مهم‌تر است. وجود پدری همچون امام علی (ع) و مادری چون سرور زنان دو عالم حضرت صدیقه مرضیه، موجب پیدایش نسلی موفق، رستگار و سعادتمند شد.

با بررسی و جستجو در نحوه تربیتی این دو دردانه عالم بشریت، می‌توان شیوه صحیح و کاملی جهت پرورش فرزندان یافت. یکی از نیازهای اساسی کودکان محبت و مورد توجه قرار گرفتن است. عدم توجه والدین به این نیاز فطری، سبب بروز مشکلات روانی که سرچشمه تمام تیره بختی‌های بشریت است، می‌شود. کودک به خصوص در سال‌های اولیه زندگی نیاز شدیدی به محبت و مورد توجه بودن دارد. مادر شیعیان جهان فاطمه (س) جهت خطاب به فرزندان از عبارات محبت آمیز و مهربانانه ای چون نور چشمم و میوه دلم استفاده می‌نمودند. هرگز در امر تربیت از خشونت و تنبیه بدنی و دشنام و ناسزا استفاده ننمودند، چرا که اعتقادشان بر این بود که فرزند گلی از گل‌های بهشت است و باید قدر آن‌ها را دانست و با ظرافت و احترام با آن‌ها برخورد نمود. عدالت را بین فرزندان رعایت می‌کردند و هیچگاه فرزندی را بر دیگر فرزندان ترجیح نمی‌دادند.

 ایشان با رفتار عاطفی و معقول خود پیوندی محکم و عاطفی میان فرزندانشان ایجاد کرده بودند، به طوری که در صحنه های مختلف عاشورایی می‌توان رابطه خاص و خیره کننده زینب (س) و امام حسین (ع) را نظاره گر بود. ابراز محبت نیز باید متعادل باشد و افراط و تفریط در این مورد خود مسئله آفرین می‌باشد. در جامعه کنونی سپردن کودکان به مهد کودک‌ها قضیه ای قابل بررسی ست. گاهی دیده می‌شود بچه های بسیار کوچک بالاجبار صبح‌های زود از خواب بیدار می‌شوند و در طول روز در عوض آغوش گرم و پر مهر مادر، نزد مربیان مهد نگهداری و تربیت می‌شوند.

این حالت یا به علت اشتغال یا به دلیل تقلید کورکورانه مادر است. اشتغال مادران خارج از منزل در جای خود موضوعی ست قابل تأمل که از این بحث خارج است. هم از نظر علم روانشناسی و هم از دیدگاه اسلام محیط خانه و آغوش گرم مادر تا هفت سالگی امن‌ترین مکان برای کودک است. البته استفاده از مهدکودک‌ها و کلاس‌های آموزشی مانعی ندارد، اما بهتر است لااقل تا چهار سالگی انجام نشود و ساعات کمی به این کار اختصاص داده شود. یکی دیگر از محورهای تربیتی فاطمی محور عبادی و انجام فرائض الهی ست. کودک به طور فطری خدادوست و خداپرست است و بهره گیری صحیح از این فطرت بر عهده والدین می‌باشد. اگر امام حسین (ع) در لحظات طاقت‌فرسای نبرد نماز به پا می‌دارند، حلاوت و شیرینی پرستش پروردگار، که از مادرش زهرای اطهر آموخته‌اند باعث آن است.

 مشاهده حالات معنوی و عبادی مادر از سوی کودک، آموزش عملی عبادت الهی ست. همراه بردن فرزند به اماکن مقدس و مساجد و مراسم‌های مذهبی، ذهن فرزند را آماده پذیرش فرائض عبادی می‌کند. وقتی والدین در مهمانی‌ها، تفریح و گردش، به نماز اول وقت اهمیت می‌دهند و یا در زندگی روزمره به خواندن قرآن و ادعیه استمرار بورزند، الگوی مثبت معنوی برای فرزندانشان می‌شوند. بنابراین والدین آیینه فرزندان خود هستند و باید دقیقاً مراقب تک تک اعمال و رفتارشان در حضور فرزندان باشند و به یاد داشته باشیم که از ماست که بر ماست.

جهت ارتقای ارتباطات اجتماعی فرزندان باید همانند فاطمه زهرا (س) با آن‌ها همبازی شد و در حین بازی از گفتار و رفتار صحیح و مناسب استفاده نمود. مثلاً نقش یک پزشک کارآمد و متعهد را ایفا کینم و از فرزندمان بخواهیم که نقش بیمار را بازی نماید و یا اینکه می‌توان خود را در نقش یک بچه قرار داد و از فرزند خواست تا نقش پدر یا مادر را ایفا کند و در همین بازی انتظارات خود را غیر مستقیم عنوان نماییم. پدر بزرگوار زهرای مرضیه (س) نیز با امام حسن و امام حسین (ع) همبازی می‌شدند. هنگام سجده در نماز وقتی حسنین (ع) بر پشت مبارکشان قرار می‌گرفتند، سجده‌شان را طولانی می کردن تا فرزندان بازی کنند. از دیگر نمونه های تربیتی فرزندان توسط دختر گرامی رسول الله، انفاق کردن و کمک به دیگران و دعا در حق همه مردم به خصوص همسایگان می‌باشد.

فرزندان این بزرگوار شاهد این بودند که در طول سه روز روزه داری پیاپی، هنگام افطار مادرشان در هر سه روز افطاری خود و فرزندانش را به سائل بخشیدند. امام حسن (ع) می‌فرماید: می‌دیدم که مادرم شب‌های جمعه تا صبح عبادت می‌کردند و در حق همه مردم و همسایگان دعا می‌نمودند، گفتم چرا در حق خودتان دعا نمی‌کنید، فرمودند: همسایگان بر خودمان مقدم‌ترند. (11) فرزندان زهرا (س) شاهد قضیه تلخ فدک و خانه نشینی های پدرشان امیرالمؤمنین بودند که با وجود تمام سختی‌های جسمی و روحی زهرا (س) و علی (ع) سر تعظیم در برابر ناحق فرود نیاوردند و تا پای جان ایستادگی نمودند. انعکاس این عمل، ایستادگی شهید لب تشنه آقا امام حسین (ع) و خواهرشان زینب کبری (س) در کربلا و شام در مقابل یزیدیان بود. تمامی مقاومت‌ها و مبارزات ائمه سرچشمه عملکرد جدشان پیغمبر (ص) و پدر و مادر والامقامشان می‌باشد.

 از دیگر ابعاد تعلیم عبادی از سوی حوریه بهشتی، زهرا (س) این بود که در شب‌های قدر در ماه مبارک رمضان، بچه‌ها را به شب زنده داری وادار می‌کردند. وی در مواظبت و نگهداری از کودکان کوتاهی نمی‌کرد. روزی حضرت محمد (ص) به خانه دخترشان رسیدند و دیدند که حضرت نگران و مضطرب هستند پرسیدند: چرا پریشانی؟ فرمودند: فرزندانم حسن و حسین از صبح از خانه بیرون رفته‌اند و هنوز برنگشته اند و خبری از آن‌ها ندارم. پیامبر بی درنگ به دنبالشان رفتند و آن دو را دیدند که مشغول بازی هستند، سپس هر دو را بر دوش گذاردند و به خانه نزد فاطمه بردند. سلمان فارسی می‌گوید: روزی حضرت زهرا (س) را در حال آرد آسیاب کردن مشاهده نمودم. فرزندش حسین (ع) گریه و بی تابی می‌کرد. عرض کردم من بچه را نگه می‌دارم ولی حضرت فرمودند: من به آرام کردن فرزندم اولی‌ترم. شما آسیاب را بچرخانید. ایشان همواره فرزندان را به فراگیری علم تشویق می‌نمودند. به امام حسن (ع) که هفت ساله بودند می‌فرمودند: به مسجد برو و آنچه از پیامبر شنیدی فراگیر و نزد من بیا و برایم بازگو کن.

بخش ششم: زهد فاطمه (س)

حب دنیا (جا، مقام، پول و ثروت) سر منشاء تمام ظلم‌ها، جنایات و تجاوزهاست و زاهد کسی است که هیچ گونه دلبستگی به مال دنیا ندارد. ابن حجر نقل می‌کند پیامبر اکرم (ص) روزی از سفر برگشتند و نخست به منزل فاطمه (س) رفتند، در نبود پیامبر دو دست بند از نقره، یک گردن بند و دو گوشواره برای فاطمه (س) ساخته بودند، و پرده ای بر درب اطاقش بسته بودند. پیامبر وقتی این منظره را دیدند با حالت غضب از آنجا خارج شدند. فاطمه زهرا (س) دریافتند ناخوشنودی پیامبر از آن مختصر زینت است لذا همه را نزد پیامبر فرستاد تا در راه خدا صرف کند.

پیامبر وقتی این منظره را دیدند سه بار فرمودند فَعلت، فِداها اَبوها (آنچه را خواستم انجام داد، پدرش به فدایش باد).عموماً خانم‌ها سردمدار تجمل گرایی در خانواده هستند و این امر عواقب ناخوشایندی به دنبال دارد از آن جمله دل مشغولی به ظواهر دنیا، دری از معنویات، کم شدن رفت و آمدهای خانوادگی، افسردگی، ناراحتی و کم رسیدگی به همسر و فرزندان و... پیامبر اکرم در مورد شخص تجمل گرا می‌فرمایند: آنان بدترین افراد امت من هستند.

داشتن وسائل و امکانات زندگی در حد معمول خوب است اما اگر از حد معمول خارج بشود ما را از هدف اصلی که همان آرامش و خوشبختی است دور می‌سازد... در آخر با تمام وجود برای خوانندگان آرزوی سعادت و خوشبختی دارم و امید است شیعیان به ویژه جوانان از الگوهای با ارزش اسلام که همان پیامبر و اهل بیت (ع) هستند در تک تک ابعاد زندگی استفاده کنند. برای تحقق این کار مطالعه و بررسی زندگانی این بزرگواران لازم و ضروری می‌باشد.

بخش هفتم: عوامل تحكيم خانواده اسلامي در جلوه هاي رفتاري حضرت زهرا(س)

الف - حسن سلوك با همسر

يكي از عوامل بسيار مهم و اساسي در زمينه ي تحكيم خانواده اسلامي، تدبير در حسن سلوك با همسر است. اين مفهوم از مفاهيم پيچيده اي است كه چندين مفهوم ديگر در تشكّل ساختار آن نقش آفريني مي كنند. نوعي فراست و كارداني در تدبير منزل و رفتار با همسر، مي تواند از تعيين كننده ترين عوامل موفقيت در آيين همسرداري به حساب آيد. در اين جا نمونه اي از ظرايف و لطايف جلوه هاي رفتاري و گفتاري فاطمه (س) در برخورد با همسر بزرگوارشان حضرت اميرالمؤمنين (ع) بيان مي شود تا در تحليل جوانب و جزئيات اين رفتار، گامي به سوي درك كاربردي مفهوم «فراست و تدبير در حسن سلوك با همسر»، برداشته شود.

1 -توجه به ظرايف روحيات همسر

يكي از عوامل استحكام بخش پيوندهاي مودّت ميان زن و شوهر اين است كه طرفين بتوانند حالات و روحيات يكديگر را درك كنند. شايد هيچ عاملي به اندازه ي درك متقابل روحيات در زندگي خانوادگي، نمي تواند آرامش بخش و سازنده باشد. مهمترين عامل و سبب محبت نيز معرفت است (فيض كاشاني، 1385: ج 8-7 ، 201) و درك روحيه و شناخت ابعاد وجودي همسر، از تجلّيات معرفت به اوست.

فاطمه (س)، علي(ع) را خوب مي شناخت و بر روحيات او مشرف بود. در شرايطي كه ديگران علي(ع) را درك نمي كردند و از جلوه هاي رفتاري وي سوء برداشت مي نمودند، اين همسر گرامي وي بود كه او را مي شناخت و براي ديگران رفع ابهام مي كرد. چنان كه در روايتي وارد شده است كه يكي از اصحاب اميرالمؤمنين(ع) وي را در تاريكي هاي نخلستان تعقيب كرد و شاهد حالات عرفاني و راز و نياز محيرالعقول او با معبود بود. در اين ميان، ناگهان مشاهده كرد كه حضرت(ع) همانند چوب خشكي در زمين عبادتگاه خود فرو افتاد؛ پس از تأمل بيشتر به اين گمان يا يقين رسيد كه علي(ع) از دنيا رفته است؛ هراسان به درب منزل او آمد تا اين خبر را به فاطمه (س) بازگويد؛ آن بانوي جليل القدر با معرفت و دركي كه از روحيات علي(ع) داشت، دريافت كه علي(ع) در حالت خوف الهي بدان صورت درآمده است؛ فلذا فرمود: «... الغيشة التي تأخذه من خشية الله...» ، «اين حالتي است كه به واسطه ي خشيت الهي بر وي عارض شده است.» (ابن شهرآشوب، 1389: 124).

نمونه ي ديگري كه از توجه حضرت زهرا (س) به ظرايف روحيات همسر بزرگوارشان حكايت دارد، ماجراي واپسين لحظات حيات نوراني آن حضرت(س) است. فاطمه(س) شدت دلبستگي همسرش، علي(ع)، را به خود مي دانست و بر اين مطلب آگاه بود كه وي با وجودي كه قلبي پهناورتر از وسعت تمام هستي و استقامتي عظيم تر از استقامت كوه دارد ولكن از دست دادن فاطمه (س) ممكن است وجود او را از هم بپاشد. از اين جهت، در واپسين لحظات زندگي، با درك ظرايف روحي همسر، او را به نزد خود خواند و با زبان دلداري و دل آرامي، آرام آرام لحظات مرگ خود را براي وي توصيف كرد تا پذيرش مرگ خود را براي او آسان نمايد. يكي از ظرايف مواجه نمودن افراد با مرگ عزيزان اين است كه اين خبر آرام آرام و مرحله به مرحله به ايشان برسد و فاطمه (س) با درك لطايف روح علي(ع)، خود اين مهم را برعهده گرفت(بابازاده،1380: 150).

در روايت آمده است كه فاطمه (س) قبل از شهادت، رؤياي صادقه مبشّره اي ديد و براي آرام نمودن علي (ع)، او را به بالين طلبيد و رؤياي خود را با او درميان گذاشت و بدين وسيله او را از جهت روحي آماده نمود: «شبي كه خداوند اراده ي قبض روح فاطمه(س) و اكرام روح او را داشت، فرارسيد؛ حضرت فاطمه (س) همسرش را به بالين طلبيد و فرمود: پسرعموي من، سلام بر شما، همانا اين جبرئيل است كه به سوي من آمده و بر من سلام مي كند و مي گويد: اي محبوبه ي حبيب خدا و ميوه ي دل او، امروز تو در محل اعلي و جنت المأوي به او ملحق مي شوي و آن گاه فرمود: جبرئيل از نزد من رفت. (پس از مكث و تأمل) حضرت فاطمه (س) دوباره فرمود: بر شما سلام باد و آن گاه خطاب به همسرش گفت: اي پسرعموي من، اين ميكائيل بود كه همانند دوستش جبرائيل به من سلام كرد. (بعد از مكث و تأمل ديگري) دوباره فاطمه (س) جواب سلامي را داده و چشم هايش را كاملاً باز كرد و به همسرش گفت: اي پسرعموي من، به خدا قسم، به حقيقت اين عزرائيل است كه بال هايش را در مشرق و مغرب گشوده است و پدرم او را براي من چنين وصف فرموده است...» (سپهر، 1382: 183)

البته اخبار ديگري نيز، در باب لحظات آخر حيات فاطمه(س) وارد شده است ولكن آن چه از اين خبر در راستاي مراد منظور نظر برداشت مي شود، اين است كه فاطمه (س) با اين لطايف و ظرايف سعي داشتند، خبر مرگ خود را با زيباترين و ملايم ترين صورت ممكن، به علي(ع) برسانند تا وي در معرض شنيدن خبر سهمگين شهادت ايشان، ازپاي درنيايد.

2- پرهيز از تقاضاي نامقدور

در زندگي مشترك، توجه به ظرايف روان شناختي كه مربوط به روحيه ي مردانه يا زنانه است، در رأس مهمترين عوامل مؤثر در استحكام خانواده قرار دارد. علي(ع) هرچند يك انسان كامل و «كون جامع» بود، لكن در قالب آيتي مذكر، در اين عالم ظهور كرد و در يكي از شئون امكاني خود، حائز مقام رياست اقتصادي خانواده گرديد. وجود فاطمه (س) نيز هر چند حاصل همه ي عظمت هاي لاهوتي بود، لكن در قالب آيتي مؤنث و تحت تكفل اقتصادي علي(ع) به سر مي برد و يكي از جهات كماليه ي زندگي مشترك اين دو وجود مقدس، اين بود كه به ويژگي هاي زنانه يا مردانه يكديگر توجه و دقت مي فرمودند.

تقاضا نمودن امري از فردي كه قادر بر انجام آن نيست، هميشه و همه جا سبب آسيب هر روحيه اي نمي شود؛ ولي به جهت شرايط خاصي كه در زندگي مشترك و روحيه ي زن و شوهر وجود دارد، معمولاً اگر اين تقاضا از سوي زني در برابر همسرش مطرح شود و شوهر قادر بر پاسخ نباشد، نوع خاصي از احساس سرشكستگي را در خود خواهد يافت و اين واقعيت روح او را خواهد آزرد.

آن چه از سطور نوراني زندگي خانوادگي فاطمه(س) به دست ما رسيده است، نشان دهنده ي اين حقيقت است كه فاطمه (س) به اين معني توجه وافر داشته و اين نكته ي ظريف را همواره رعايت        مي فرموده است؛ چنان كه در تاريخ زندگي معصومانه اش آمده است:«در يكي از روزها، صبحگاهان امام علي(ع) فرمود: فاطمه جان آيا غذايي داري تا از گرسنگي بيرون آيم؟ آن بانو(س) فرمود: نه، سوگند به خدايي كه پدرم را به نبوت و شما را به امامت برگزيد، دو روز است كه در منزل غذاي كافي نداريم؛ امام علي(ع) با تأسف فرمود: فاطمه جان چرا به من اطلاع ندادي تا به دنبال غذا بروم؟ فاطمه (س) فرمود: «يا ابالحسن انّي لاستحيي من الهي ان اكلّف نفسك ما لا تقدر عليه» «اي ابالحسن، من از پروردگار خود حيا مي كنم كه چيزي را كه تو بر آن توان و قدرت نداري از تو درخواست كنم.» (اربلي، 1381: ج2، 26).

هرچند كه شأن صدور اين روايت درباره مسائل اقتصادي است، ولي تعميمي كه در اين عبارت شريف وجود دارد، نشان دهنده ي اين معني است كه در ساير امور و شئون نيز، رعايت اين مطلب امري مطلوب و پسنديده است.

3- استقبال از پيشنهاد همسر

يكي از عواملي كه سبب مي شود روحيه توادد و نشاط در زندگي خانوادگي ريشه دار شود و اعضاي خانواده در زير آسمان صلح و صفا، به يكديگر حس  نزديكي بيشتري پيدا كنند، اين است كه از پيشنهادهاي يكديگر استقبال نمايند. فاطمه (س) در اين امر پيشتاز بودند.

در روايتي آمده است: «روزي تنگدستي و مشكلات بسيار بر علي ابن ابي طالب(ع)، فشار آورد تا آن جا كه از فاطمه (س) خواست تا نزد پيامبر(ص) برود و از او چيزي بخواهد. فاطمه (س) خوب          مي دانست كه علي(ع) تا چه حد كتوم است و تا چه اندازه به او، حسن، حسين، زينب و كلثوم، شفقت دارد؛ لذا به محض آن كه امام علي(ع) در قالب اين كلام محجوبانه (اگر به خانه پدرت رفتي، چيزي از او بخواه)، خواسته ي خود را با فاطمه (س) در ميان مي گذارد، فاطمه (س) درنگ نمي كند و در ساعتي غير متداول براي تسريع در اجابت خواسته ي همسر، به سوي منزل پدر مي شتابد و هنگامي كه پيامبر(ص) درباره ي خواسته اش سؤال مي كند، فاطمه (س) بسيار حكيمانه و مدبرانه ابراز حاجت           مي نمايد؛ وي به حاجت خود و به گفته علي(ع) تصريح نمي نمايد و مشكل خود را اين گونه با پدر در ميان مي گذارد: «غذاي فرشتگان، تهليل، تسبيح و تحميد است؛ پس طعام ما چه مي تواند باشد؟»

در اين سخن حضرت (س)، اشارتي به مقام فرشتگان نيز وجود دارد كه اينان به طور دايم در حال اطاعت محض اند و ملائك، عقول مجردي هستند كه به هيچ يك از اطعمه و اشربه ي عوالم پايين تر، نيازي ندارند و ارزاق ايشان معنوي و از جنس ذكر، حمد و ستايش پروردگار است. حضرت فاطمه (س) از آن جا كه با فرشتگان محشور بوده و با ايشان مراوده داشتند، با اذكار ايشان آشنا بودند؛ از اين رو به بعضي از اذكار آنان نيز اشاره مي نمايند. در زمانه و عصري كه فرهنگ اوليه ي عرب، صراحت و بي پردگي در گفتار بود و در برهنگي سخن افراط مي نمودند، اين نمونه عرض حاجت كردن، كمال فراست و ادب فاطمي را مي رساند.

پيامبر(ص) با ظرافتي خاص در ازاي درخواست متين فاطمه (س)، براي او از تعليم ذكر خاصي از سوي جبرئيل(س) خبر دادند كه با رفع اين مشكل مناسبت دارد. حكمت و معرفت فاطمه (س) وي را وامي دارد كه از پدر تمناي آن اذكار را نمايد. فاطمه (س) خوب مي دانست كه اذكار و اسماي الهيه، كاركنان مطلق دار وجودند و هر يك از آن ها مقتضياتي دارند.

حضرت فاطمه (س) اين عبارت شريف را در اين رابطه از پيامبر(ص) فرا مي گيرند: «يا اول الاولين، يا آخرالآخرين، يا راحم المساكين و يا ارحم الراحمين.»تدبير و فراست فاطمه (س) در همسرداري، آن گاه نمود بيشتري پيدا مي كند كه ايشان پس از فراگرفتن اين رمز و راز، با مسرت از خانه ي پدر به خانه ي خويش برمي گردد و براي علي(ع) اين گونه حكايت ماجرا را باز مي گويد كه من براي دنيا رفتم و با متاع آخرت بازگشتم و اين گونه با اشراف بر ظرايف روحي علي(ع)، خود را دست خالي نشان نمي دهد و به گونه اي حكيمانه و مدبرانه مي خواهد كه علي(ع) از عرض حاجت در برابر رسول خدا(ص)، شرمنده نشود. ( شيخ الاسلامي، 1387: 216).

4 - سازگاري با همسر

يكي ديگر از عواملي كه سبب تحكيم خانواده مي شود، اين است كه زوجين با يكديگر توافق و سازش اخلاقي داشته باشند. مسلم است كه وقتي زن و شوهر در كنار يكديگر قرار مي گيرند و در جميع شئون زندگي، در وطن و سفر و در حال بيداري و در بستر با يكديگر شريك مي شوند، گاه اختلاف سليقه هايي پيدا مي كنند. براي آن كه اين اختلاف ها، اساس زندگي مشترك را خدشه دار نسازد و قلب همسران را از هم نرنجاند، بايد به فرآيندي جهت سازش و توافق توسل كرد. در طي اين فرآيند، هر يك از زن و شوهر از بعضي اميال، خواست ها و سليقه هايشان براي احترام به نظر همسر خود، چشم پوشي مي كنند. البته اين امر، درباره ي وجود دو معصوم(س) با عامه ي مردم متفاوت است. با اين وصف، علي(ع) در اين زمينه درباره ي همسرش فاطمه (س) مي فرمايد: «ولااغضبتني و لاعصت لي امراً و لقد كنت انظر اليها فتنجلي عني الغموم و الاحزان بنظرتي اليها» «فاطمه(س) مرا به خشم نياورد و مخالفتي با امر من نكرد و هر وقت نگاهش مي كردم، تمام غم هايم زايل مي شد.» (اخطب خوارزم، 1384: ص256).

5 - محبت و احترام نسبت به همسر

با احترام خطاب كردن همسريكي از رموز موفقيت در زندگي مشترك اين است كه در پاره اي از مسائل جزئي، فراست و دقت نظر اعمال شود. چنان كه صدا كردن همسر، يك امر بسيار روزمره در زندگي خانوادگي است؛ در صورتي كه اين خطاب، احترام آميز باشد، پژواكي از محبت و صميميت را درپي خواهد داشت.

وجود مبارك علي(ع) و فاطمه(س) در رعايت اين نكته نيز، الگو و سرمشق بوده اند. آن بانوي بزرگوار، نام همسر خود را با احترام ياد مي كرد. گاهي وي را با كنيه «ابالحسن» مي خواند و گاهي با ياد قرابت نسبي (يا ابن عم) وي را ندا مي داد و گاه با لقب شريف «يا اميرالمؤمنين» او را فرا مي خواند و در گاه مؤانست و بعضي از موارد ديگر نيز از سر حكمت، وي را با نام مباركش مي خواند و گاه نيز با ساير القاب شريفه از او ياد مي نمود.

نام بردن مناسب و زيبا خطاب كردن افراد، از شاه كليدهاي ارتباط مثبت برقرار كردن است. در فرآيند خطاب محترمانه، انرژي هاي مثبتي از وجود فرد احترام كننده به جانب فردي كه مورد احترام قرار مي گيرد، متصاعد مي شود و طليعه ي ارتباط را مصفّا و مبارك مي گرداند و زمينه ي واكنش مثبت مخاطب را نيز فراهم مي آورد. حضرت اميرالمؤمنين(ع) در اين باره مي فرمايد: «اجملوا في الخطاب، تسمعوا جميل الجواب»، «خطاب هايتان را زيبا كنيد تا پاسخ زيبا بشنويد.» (آمدي، 1385: 435).

هرچند كه در ميان انبوه ارتباطات وسيع و گسترده ي زن و شوهر، خطاب نمودن همسر از ساده ترين جلوه هاي رفتاري و بسيط ترين فرمول هاي ارتباطي است ولكن از اهميت ويژه اي برخوردار است. نحوه، نوع و لحن خطاب و آميزه هاي احساسي انعكاس يافته در خطاب و بكارگيري اسماء و القاب مناسب براي مخاطب قراردادن افراد، تأثير عميقي در واكنش هاي عاطفي افراد بر جاي مي گذارد و زن و شوهر نيز جهت تحصيل خرسندي و رضايتمندي خاطر از يكديگر، بيش از هر چيز به كنش ها و واكنش هاي عاطفي مثبت و مناسب نيازمندند؛ لذا بايد به همين مسائل به ظاهر ساده ، ولي مهم نيز توجه نمايند. به عنوان نمونه، فاطمه(س) هنگام شكايت مرگ پدر و مشكلات سياسي همسرش را اين گونه خطاب مي فرمايد: «يا ابن ابي طالب» (مجلسي، 1385، ج8، 125) و با اين خطاب، متذكر نسبت علي (ع) با پيامبر (ص) مي شود و هنگامي كه مي خواهد خبر رحلت خود را به علي (ع) بدهد، ايشان را با خطاب «يا ابن عم» فرامي خواند تا متذكر نسبت خود و علي (ع) شود. (همان، ج43، 191).

6-تواضع در برابر همسر

«معاشرت معروف» در روابط ميان زن و مرد، يكي ديگر از پايه هاي تحكيم و دوام خانواده به حساب مي آيد. در حسن معاشرت زن با شوهر، عامل تواضع، عنصري چشمگير و اساسي است. زن از عطوفت شوهرش لذت بيشتري مي برد و مرد از محبت احترام آميز زن، بيشتر محظوظ مي شود. ليكن تواضع متناسب، از مواردي است كه مي تواند مرد را در زندگي خانوادگي، سرشار از رضايت خاطر و خشنودي نمايد و به همه ي هستي او مراتب لذت همنشيني و انس با همسرش را بچشاند؛ زيرا مفهوم «قواميت تكويني شوهر بر زن» ايجاب مي كند كه رفتار زن با شوهر خاضعانه تر و رفتار مرد با زن دلسوزانه تر باشد. «همه ي افراد بشر درباره ي تعيين مرزهاي زيبايي با يكديگر هم رأي نيستند.» (. نيوتن، 1387 :125).

ولي تواضع مناسب از مفاهيمي است كه در اكثر دوره هاي تاريخي و در بين اكثر اقوام، ملل و نژادها، مورد تكريم و احترام قرار گرفته است. امام صادق(ع) مي فرمايد: «ثلاثة يوجبن المحبة: حسن الخلق، حسن الرفق، و التواضع» «سه چيز محبت را بر جاي مي گذارد: خوش اخلاقي، خوب مدارا كردن و تواضع.» (مجلسي، 1385: ج2، 205).

حضرت فاطمه (س) با وجودي كه كفو و همتاي علي(ع) و دختر سرور كائنات است، در مقابل همسرش، تواضعي ستودني دارد. به عنوان نمونه، وقتي در برابر شفاعت علي(ع) از خليفه كه براي عيادت او اذن مي خواستند، قرار مي گيرد، با اين عبارت متواضعانه پاسخ مي فرمايد: «يا علي، البيت بيتك و انا امتك»، «علي جان، خانه خانه ي توست و من كنيز توام.» (بابازاده، 1380: 255).

7- ابراز و اظهار محبت به همسر

يكي ديگر از نكات بسيار قابل توجه در روابط ميان زن و شوهر، اظهار محبت به همسر است. در بنيان خانواده هايي كه با وجود عامل محبت از فرآيند اظهار محبت، به خوبي استفاده نمي شود، اندك اندك خدشه ها و خلل هايي به وجود مي آيد. دانستن محبت دو همسر به يكديگر كافي نيست؛ شنيدن كلمات محبت آميز از لوازم يك زندگي موفق زناشويي است. اين نياز متقابل زن و شوهر به اظهار محبت در مقابل يكديگر، بايد به بهترين نحو پاسخ گويي شود.

پيامبر(ص) درباره ي ابراز محبت مرد نسبت به زن مي فرمايد: «قول الرجل للمرأة اني احبك، لايذهب من قلبها ابداً» «هيچگاه اين كلام شوهر كه مي گويد: «دوستت دارم»، از دل زن خارج نمي شود.» (حرعاملي، 1387: ج20، 23).

زن نيز به طور متقابل بايد به همسر خويش اظهار محبت نمايد. در زندگي حضرت فاطمه (س)، عبارات محبت آميز و احترام آميز به علي(ع) بسيار است؛ از جمله ايشان در عبارتي خطاب به همسرشان در مقام اظهار محبت مي فرمايد: «روحي لروحك الفداء و نفسي لنفسك الوقاء» «روح من فداي روح تو باد و جان من سپر بلاي جان تو باشد.» (حائري مازندراني، 1384: ج1، 196).

8 - حمايت و دفاع از همسر

يكي از مهمترين شاخصه هايي كه مي تواند در ژرفابخشي محبت و در نتيجه در استحكام خانواده مؤثر باشد، حمايت و دفاع از همسر است. مسلم است كه در هر زندگي خانوادگي، زن و شوهر غير از نقش همسري، در ساير روابط اجتماعي يا سياسي و...، نقش هاي ديگري نيز بر عهده دارند و هيچ قلعه و دژي مستحكم تر از قلعه ي خانواده نمي تواند مدافع يك انسان در سختي ها، آسيب هاي اجتماعي و... باشد. حمايت هر يك از زوجين از ديگري و تجليل و قدرداني از تلاش ها و زحمات وي، از جمله ي اين امور است.

حضرت فاطمه (س) هم مأموم علي(ع) بود و هم همسر وي و از آن جا كه اين بانو در همه ي خيرات و صالحات، پيشتازترين فرد امت محسوب مي شد، در امر دفاع از ولايت نيز، والاترين جان فشاني ها را به ساحت كبريايي خداوند تقديم كرد. يكي از نمونه هاي منقلب كننده ي دفاع فاطمه (س) از همسرش، در جرياني است كه علي(ع) را با اكراه و اجبار براي اخذ بيعت به مسجد مدينه مي بردند. در روايت است كه بانوي دو عالم(س)، براي دفاع از همسر به درب مسجد آمد و جلوه هاي به ياد ماندني اي از ايثار و فداكاري از خويش در تاريخ بر جاي گذاشت. براي نمونه، اين فراز شريف از وي در ياوري علي(ع) نقل مي شود: «فوالله يا سلمان لااخلي عن باب المسجد حتي اري ابن عمي سالماً بعيني» ، «به خدا سوگند اي سلمان، از درب مسجد مدينه پا بيرون نمي گذارم تا آن كه پسرعموي خود را با چشمان خودم سالم ببينم.» (شيخ مفيد، 1384: ص181).

فاطمه (س) در يكي از فرازهاي حمايت هايش از علي(ع) مي فرمايد: «ما الذي نقموا من ابي الحسن؟... والله لو تكافوا عن زمام نبذه رسول الله(ص) اليه لاعتلقه و لسار بهم سيراً سجحاً و لايكلم خشاشه... و لم يكن يتحلّ من الغني بطائل و لايحظي من الدنيا بنائل غير ريّ الناهل...» «چرا به شوهرم، اميرالمؤمنين(ع)، توجهي نكرديد؟... اگر مردان شما به او جفا نمي كردند و اجازه مي دادند او بر كرسي بر حق خود بنشيند، او به سوي شما حركت مي نمود و با آرامش تمام، مركب خلافت را سالم به مقصد نهايي مي رسانيد و هيچ رنج و زحمتي هم متوجه كسي نمي شد... و خود نيز از آن سوء استفاده نمي كرد و جز اندازه ي نياز از آن بهره مند نمي شد...» (طبرسي، 1380: ج1، 147).

همچنين فاطمه(س) در تبليغ ولايت علي(ع) مي فرمود: «انّ السعيد، كلّ السعيد، حق السعيد، من احب علياً في حياته و بعد مماته...» «سعادت و رستگاري، همه سعادت ها و رستگاري ها و حقانيت رستگاري ها از آن كسي است كه علي(ع) را در دوران زندگي و پس از شهادتش دوست داشته باشد.» (زيدبن علي، 1384: 458).

در روايت ديگري آمده است كه حضرت علي (ع)، حضرت فاطمه (س) دختر رسول خدا(ص) را شبانه بر مركبي مي نشاند و در مجالس انصار مي گردانيد تا از آن ها تقاضاي ياري نمايد. «فكانوا يقولون: يا بنت رسول الله(ص)، قد مضت بيعتنا لهذا الرجل... فقالت فاطمه (س): ماصنع ابوالحسن الا ماكان ينبغي له، و لقد صنعوا ما الله حسيبهم و طالبهم» ، «انصار به حضرت فاطمه (س) مي گفتند: اي دختر رسول خدا(ص)، بيعت ما با اين مرد گذشته است. حضرت فاطمه (س) مي فرمود: ابوالحسن كاري را انجام مي دهد كه سزاوار اوست و مردم نيز عملي را انجام دادند كه خداوند از آن ها حساب مي كشد و از آن ها (حق ابوالحسن) را مطالبه مي نمايد.» (اميني، 1389: ج5، 372).

9 - زينت ظاهر و باطن براي همسر

يكي از اصول حاكم بر خانواده ي آرماني، آراستگي ظاهر و باطن همسران براي يكديگر است. علي (ع) مي فرمايد: «جمال الباطن، حسن السريرة» ، «زيبايي باطن ، در حسن نيت و زيبايي درون است.» (آمدي، 1385: 41)

دل و جان فاطمه (س)، در كمال حسن نيت، خلوص و صميميت نسبت به همسر بزرگوارش بود و حسن سريره ي او جميل ترين زيبايي هاي باطني را در برابر چشمان مبارك علي(ع) به تماشا مي گذاشت.

بايد توجه داشت، چنان كه فردي از نعمت جمال ظاهر برخوردار نباشد، اولاً با هنرمندي و ظرافت خاصي مي تواند به آراستگي و حسن خويش بيفزايد؛ ثانياً با ظرايف و طرايفي كه در جلوه گري هاي رفتار عقلي خود طراحي مي كند، مي تواند به حسن سلوك و جمال باطن دست يابد. به عنوان مثال، لبخند زينت چهره است؛ اميرالمؤمنين(ع) مي فرمايد: «التبسّم، حبالة المودة» (نهج البلاغه، كلمات قصار)، «تبسم ريسمان دوستي است.» نگاه مهربان، زينت چهره است و مي تواند بر جمال ظاهر و باطن بيفزايد. گشادگي چهره و بشاشيت وجه نيز، نوعي زينت چهره است. در روايت، يكي از خصوصيات زنان با فضيلت، درخشندگي چهره معرفي شده است: «افضل النساء امتي اصبحن وجهاً...» (كليني، 1384: ج5، 324).

شادماني باطني و رضايت خاطر نيز، نوعي صباحت و درخشش در چهره ايجاد مي نمايد و وجه را زيباتر و مزيّن تر مي نمايد. نور ايمان، چهره را هرچند نازيبا باشد، زينت مي دهد و دوست داشتني             مي كند. امام حسن عسگري(ع) درباره ي «حسن»، سخن بلندي دارد. ايشان حسن را به دو قسم ظاهر و باطن تقسيم كرده و مي فرمايند: «حسن الصورة، جمال ظاهر و حسن العقل، جمال باطن» ، «زيبايي چهره، جمال ظاهري است و جمال و نيكويي خرد و انديشه، سرمايه ي آراستگي باطن است.» (مجلسي، 1385: ج1، 32).

خداوند انسان را به حب جمال مفطور نموده است؛ فلذا گرايش به زيبايي و جمال، از گرايشات و تمايلات فطري و مستحسن انساني است و زيباپسندي از خواسته هاي طبيعي بوده و با سرشت انسان ممزوج است. از اين رو، در همه ي جوامع و تمدن ها و بين همه فرهنگ ها، جلوه هاي زيبادوستي و جمال پرستي مشاهده مي شود. زينت و آراستگي لباس و چهره سبب مي شود، زيبايي هاي طبيعي رونق گرفته و با جلوه ي بيشتري بدرخشند. اين امر در روابط بين زن و شوهر، بيشتر مورد تأكيد قرار گرفته است.

در سيره ي امامان معصوم(ع)، مشاهده مي شود كه ايشان براي نماز، زيارت مؤمنين، حضور در بعضي از مجالس مانند مجلس درس و براي همسران خويش، متناسب با زمان و مكان و شرايط، به آراستگي ظاهر و زينت جمال خود توجه مي نمودند. امام حسن مجتبي(ع) در اين رابطه مي فرمايد: «ان الله جميل و يحب الجمال، فأتجمل لربي و هو يقول: خذوا زينتكم عند كل مسجد...» ، «همانا خداوند زيباست و زيبايي را دوست دارد و من بدين جهت براي پروردگارم خود را آراسته مي كنم و خداوند در اين رابطه مي فرمايد كه براي رفتن به هر مسجدي زينت كنيد.» (كليني، 1384: ج6، 438).

حضرت فاطمه (س) به عنوان زينت و استحباب، انگشتري به دست مي كردند و از قول رسول خدا(ص) انگشتر را تبليغ مي فرمودند: «قالت فاطمه(س)، قال رسول الله(ص): من تختم بالعقيق لم يزل يري خيري» ، «هركس انگشتري عقيق به دست كند، همواره خير مي بيند.» (حرعاملي، 1387: ج3، 40).

سنت خداوند جميل اين است كه در دايره ي خلقت، نقش و نگار هستي را با زيبايي ها زينت مي نمايد؛ چنان كه مي فرمايد: «ولقد جعلنا في السماء بروجاً و زيّناها للناظرين» ، «و به يقين ما در آسمان برج هايي قرار داديم و آن را براي تماشاگران آراستيم.» (سوره حجر، 16).

قرايني در زندگي حضرت فاطمه (س) وجود دارد كه نشان مي دهد اين بانوي بهشتي، سعي مي نمودند در محيط خانه و خانواده، عطرآگين و آراسته باشند و موهبت زيبايي و جمال بي مثالي را كه خداوند به ايشان ارزاني داشته بود، با زينت و تجمل، جلا و شكوهي ديگر بخشيده و آن را براي اميرالمؤمنين(ع) عرضه نمايند. در اين جهت، حضرت زهرا (س) هميشه در نزد خود عطر نگه مي داشتند.

ام السلمه مي گويد: «از ريحانه ي پيامبر(ص) عطر خواستم و گفتم: سرورم! آيا عطر و بوي خوشي نزد خويش داريد: ايشان فرمود: آري و بي درنگ شيشه ي عطري آورد و اندكي از آن را بر كف دستم ريخت. بوي خوشي از آن برخاست كه هرگز به مشامم نرسيده بود.» (مجلسي، 1385: ج43، 95) حضرت فاطمه(س) حتي در واپسين لحظات زندگيش به اسماء فرمود: «هاتي طيبي الذي اتطيب به» «عطر مرا كه هميشه خود را با آن عطرآگين مي نمودم، بياور ...» (اربلي، 1381: ج2، 62).

اميرمؤمنان(ع) در اشاره به آراستگي ظاهر و باطن فاطمه (س) مي فرمود: «و لقد كنت انظر اليها، فتنكشف عني الهمم و الاحزان» ، «هرگاه به او مي نگريستم، همه ي ناراحتي ها و غم هايم برطرف            مي شد.» (مجلسي، 1385: ج43، ص134)

ب - صبر و بردباري

صبر ملكه اي قلبي است كه سبب مي شود فرد بر تحمل مكروهات و سختي ها توانا شود. هرچه صدر، از وسعت بيشتر و ايمان از تعالي والاتري برخوردار باشد، صبر و بردباري نيز فزوني خواهد يافت. برگزيدگان خدا و خاصّان درگاه او، در طيّ چند روزي كه در دنيا ميهمان ضيافت ابتلائات خداوندند، به انواع سختي ها و انحاي محنت ها و بليّات آزمايش مي شوند و اين گوهر صبر و بردباري ايشان است كه آن ها را در معبر عبور از سختي ها ياري مي كند.

وجود نازنين حضرت فاطمه (س) نيز، از آن جا كه اخصّ عارفين و موحدين بود، از ابتداي دوره ي كودكي تا شهادت، همواره در معرض انواع ناملايمات و رنج ها قرار داشت. در زندگي فاطمه(س) نيز، صبر و بردباري ويژه اي وجود داشت. يكي از عناصر اصلي موفقيت در حيات خانوادگي، استفاده از كيمياي صبر است. در هر خانواده اي كه عنصر صبر آسيب ببيند، بناي محبت و استحكام نيز آفت خواهد پذيرفت. نظر به زندگي حضرت فاطمه (س)، مي تواند راهكارها و الگوهايي عملي براي بردباري در برابر مشكلات در محيط خانه و خانواده را فرا راه همه ي خانواده ها بگشايد. فاطمه (س) در سنين پايين با علي(ع) پيمان ازدواج بست و از ميان خواستگاران متعدد، علي(ع) را با وجود فقر و تهي دستي ايشان برگزيد. رئوس موارد صبر و شكيبايي حضرت فاطمه (س)، در حسن همسرداري و همراهي با علي(ع) را مي توان در پنج محور زير برشمرد:

1 -صبر و تحمل در برابر فقر علي(ع).

2 -تحمل سرزنش ها.

3 -تحمل سختي هاي كار منزل و خدمت خانه.

4 -شكيبايي و تحمل مشكلات فراوان در زمان غيبت هاي طولاني حضرت اميرالمؤمنين(ع) (در طول جنگ هاي صدر اسلام)

5 -شراكت در غم علي(ع) و تحمل رنج هاي او و مشاركت در صبوري وي.

درباره ي صبر و شكيبايي حضرت(س) در برابر مشكلات، نمونه ها و شواهد تاريخي فراواني در دست است. آن حضرت(س) مشكلات اقتصادي را تحمل مي نمود و نزد كسي افشا نمي كرد؛ گاه رسول خدا(ص) مصرّانه از ايشان احوال پرسي مي نمود، آن گاه ايشان به گوشه اي از آلامش اشاره مي فرمود. روايت است، روزي در پاسخ پدر فرمود: «اصبحنا و ليس في بيتنا شئ يذوقه ذائقي و انا لنحمدلله تعالي» ، «پدر جان، صبح كرديم، در حالي كه در خانه ي ما چيزي نيست تا با آن رفع گرسنگي بنماييم و ما در هر حال خداي بزرگ را سپاسگزاريم.» (مجلسي، 1385: ج35، 252).

آن حضرت(س) درباره ي اثاثيه و لوازم منزل خود و علي(ع)، با پدرش اين گونه دردودل مي نمود: «اني و ابن عمي ما لنا فراش الا جلد و كبش ننام عليه باليل و يعلف عليه ناصحنا بالنهار»، «من و پسر عمويم هيچ فرشي نداريم؛ مگر يك پوست گوسفند كه شب ها بر روي آن مي خوابيم و روزها بر روي آن شتر خود را علف مي دهيم.» رسول گرامي(ص) نيز پاسخ فرمودند: «اصبري... » ، «صبر و تحمل داشته باش.» (همان، ج14، ص197).

فاطمه (س) به جهت انتخاب زندگي فقيرانه ي علي(ع)، مورد سرزنش فراوان قرار مي گرفت؛ ولي در برابر اين سرزنش ها صبر مي فرمود. در روايتي از امام صادق (ع) از جابربن عبدالله انصاري نقل شده است كه روزي رسول خدا(ص)، به خانه ي دخترش، فاطمه(س)، وارد شد و او را در حالتي ديد كه در نتيجه چشمان مباركش پر از اشك گرديد؛ زيرا لباس آن حضرت(س) بسيار نامناسب بود. زهرا(س) در آن حال از يك طرف مشغول آرد كردن جو و تهيه ي نان بود و از طرف ديگر به فرزندش شير             مي داد. پيامبر(ص) پس از مشاهده ي آن حالت، به ايشان فرمود: دختر عزيزم، اين گونه تلخي ها را در دنيا براي رسيدن به پاداش ها و شيريني هاي اخروي پذيرا باش و صبر و بردباري را از دست نده و آن بانوي بزرگوار در پاسخ پدر فرمود: يا رسول الله! خدا را حمد مي كنم در برابر نعمت هايش و شكر  مي كنم در برابر نعمتهايش.» (ابن شهرآشوب، 1389: ج3، ص343)

ج- تشويق همسر به اتيان خيرات

يكي ديگر از مواردي كه مي تواند سبب تحكيم بنياد ازدواج شود، اين است كه زن و شوهر در راه اتيان خيرات، يار و مشوق هم باشند. به تعبير ديگر، آن دو هم چون مسافراني كه در راه خير با يكديگر همسفر شده اند، همواره يكديگر را به خوبي ها و كمالات تشويق نمايند؛ اين امر اگر با شرايط و ضوابط انجام پذيرد، مؤثرترين تشويق محسوب مي شود.

از مواردي كه تجلي عبوديت و تدبير منزل فاطمه (س) را نشان مي دهد، اين است كه ايشان همسر خود را در انجام امور خير تشويق مي فرمودند. اين تشويق ها به صورت هاي مختلف و انحاي گوناگون انجام مي پذيرفت.

اين بانوي با عظمت، همسر زندگي اش را كه پيشتازترين مرد ميدان خيرات و حسنات بود، به خوبي درك مي نمود و هرچند كه علي(ع) احتياجي به تشويق در انجام خيرات نداشت، ليكن كلمات دلنشين فاطمه (س)، وي را در راه استقامت بر انواع خيرات، دلگرمي مي بخشيد. حضرت فاطمه(س) با علي(ع) به گونه اي احترام آميز سخن مي گفت و او را به اطاعت و اظهار فضايل فرامي خواند؛ تا آن جا كه علي(ع) درباره ي او مي فرمود: «نعم العون علي طاعةالله...» ، «فاطمه (س) بهترين ياور براي اطاعت پروردگار است»(مجلسي، 1385: ج43، 133) و نيز فاطمه (س) به علي(ع) مي فرمود: «اني زوجتك اقدم امتي سلماً و اكثرهم علماً و اعظمهم حلماً...» ، «من با تو ازدواج كردم، در حالي كه تو پيشتازترين فرد امت من در اسلام و عالم ترين آن ها بودي و در بردباري و حلم نيز والاترين فرد امتي»(كراجكي، 1385: 121).

مسلم است كه اين گونه كلمات دلنشين از دلدار و دل آرام علي(ع)، ايشان را تا چه اندازه به بردباري، صبر و... فرامي خواند. فاطمه (س) تا اندازه اي با علي(ع) در خيرات و حسنات هماهنگ بود كه علي(ع) وي را ركن خود خواند و بعد از وفات وي فرمود: «وقتي رسول الله(ص) از دنيا رفت، من يك ركن خود را از دست دادم و هنگامي كه فاطمه(س) به شهادت رسيد، دومين ركن خود را نيز از دست دادم.» (مجلسي، 1385: ج43، 173).

د - حفظ مراتب حجاب

رواج عفت عمومي، رعايت حجاب و حفظ حريم لازم در روابط زن و مرد، از ديگر عواملي است كه نقش به سزايي را در حفظ بنيان خانواده از تزلزل و در نهايت فروپاشيدگي، ايفا مي كند. چنان چه در جامعه اي، روابط و مرزهاي توصيه شده در اسلام خلط شوند، حق و باطل درهم مي آميزد و در نهايت بنياد خانواده ها مورد تهديد و خطر قرار مي گيرد.

حضرت فاطمه (س) به عمق اهميت مسأله ي حجاب و عفاف و حفظ حريم در روابط با نامحرم آگاه بودند؛ تا آن جا كه يكي از مهمترين پيام هاي فاطمي «حفظ حجاب، بهترين زينت زن» است: «از حضرت علي(ع) روايت شده است: روزي خدمت حضرت رسول(ص) نشسته بوديم؛ ايشان فرمود: بهترين زينت براي زنان چيست؟ هيچ كدام از اهل مجلس پاسخ ندادند و از هم متفرق شدند. من به نزد فاطمه آمدم و جريان سؤال پيامبر(ص) را براي او نقل كردم و در ضمن گفتم: هيچ كدام از ما به رسول الله(ص) پاسخ نگفت. حضرت فاطمه (س) فرمود: من جواب اين سؤال را مي دانم. بهترين زينت از براي زنان اين است كه هيچ مردي آنان را نبيند و آنان نيز هيچ مردي را نبينند. من به نزد رسول خدا(ص) برگشتم و گفتم: اي رسول خدا(ص)، بهترين زينت زن اين است كه هيچ مردي او را نبيند و او هم هيچ مردي را نبيند. حضرت (ص) فرمود: اين جواب را از كجا آوردي؟ گفتم: اين جواب فاطمه (س) است. حضرت(ص) فرمود: فاطمه به راستي پاره اي از وجود من است.» (. شيخ الاسلامي، 1387 :145).

عقيده ي حضرت فاطمه (س) در باب حجاب و تحفظ از بيگانه، داراي شرافت و عظمتي وصف ناشدني و مرتبتي متعالي است. حضرت موسي بن جعفر(س) از پدران خويش و ايشان از حضرت علي(ع) چنين نقل كرده اند: «مردي نابينا از حضرت فاطمه (س) اجازه خواست كه به خانه ي او وارد شود، حضرت فاطمه (س) خود را پوشانيد. رسول خدا(ص) پرسيد: چرا از او حجاب كردي؟ وي فرمود: اگر او مرا نمي بيند، من او را مي بينم و علاوه بر اين، اين مرد نابينا بو را نيز استشمام مي نمايد.» (مجلسي،1385: ج43، 91).

ه‍‍ تقسيم كار در خانواده

يكي از اصول لازم و ضروري خانواده ي موفق، تقسيم مناسب و منصفانه ي مسئوليت ها در خانه و خانواده است. پيوند مودّت و محبّتي كه بين زن و مرد در خانواده به وجود مي آيد، در صورتي مستدام و مستحكم باقي مي ماند كه علت محدثه ي آن دوام يابد. علاقه و مودت ميان زن و شوهر، علل و وجوه متفاوتي دارد. يكي از علل آن، اين است كه هر دو انسانند و اين علاقمندي همنوع به همنوع، يكي از وجوه علاقه ي ميان همسران است. بعد ديگر علاقمندي، در صورتي محقق مي شود كه زن و مرد، هر دو داراي روحيه ي ديانت و ايمان باشند؛ در اين صورت، روحيه ي اخوت ديني نيز وجه ديگر علاقمندي زن و شوهر به يكديگر را تشكيل مي دهد. هرچه مشابهت و تفاهم روحي افراد بيشتر باشد، جاذبه ي تكويني حب تشابه، مزيد اين عطوفت و مودت خواهد بود. از ديگر ابعاد محبت و مودت ميان زن و شوهر اين است كه هر كدام از آن ها، پدر يا مادر فرزندان يكديگرند و وجود فرزند و علقه اي كه هر يك نسبت به وي دارند، مي تواند عامل ديگري در استحكام بنيان خانواده باشد. امر مهم ديگري كه سبب مي شود بنيان خانواده تحكيم شود و علاقمندي زن و مرد به يكديگر فزوني يابد، همكاري متقابل آن ها براي گرداندن امر معاش و فروعات آن است. اين عامل هم چنان كه مي تواند يك عامل مثبت قلمداد شود، گاه نيز مي تواند به عنوان يك عامل مخرب عمل كند.

مطالعه و بررسي در زمينه ي آسيب شناسي خانواده، محرز مي نمايد كه اگر تقسيم كار عادلانه و منصفانه اي در محيط خانه و خانواده برقرار نشود، خانواده از مرز تعادل خارج مي شود و خروج از ثغور اعتدال، گامي به سوي ويراني و تزلزل خانواده است.

يكي از معيارهاي تقسيم كار عادلانه اين است كه شئونات و ويژگي هاي مسلّم جسمي و روحي زن و مرد در اين امر، مورد توجه و ملاحظه قرار گيرد. مسلم است كه توجه به لطافت و ظرافت روحيه ي زن و شرافت امر ورع و تحفظ وي از اجنبي و حفظ مراتب بالاي حجاب و عفاف، مقتضي است كه وي بيشتر پذيراي امور داخلي محيط خانه و خانواده باشد و امور مربوط به خارج از محيط خانه، به مرد واگذار شود.

البته بايد در نظر داشت، اين تقسيم كار، تقسيم اوليه اي براي احراز امر معاش است و همكاري مرد در داخل خانه مي تواند تحت عناوين مثبت ديگري مورد تأكيد واقع شود و هم چنين كار زن در خارج از خانه نيز، تحت شرايطي خاص و با رعايت ضوابطي ويژه، مي تواند مورد مقبوليت قرار گيرد.

تقسيم عادلانه كار در محيط خانواده، خود نمونه اي از رعايت عدالت اجتماعي در نهاد كوچكي از اجتماع است. يكي از عوامل شادابي و تكامل خانواده اين است كه تعيين مسئوليت ها، سبب تقسيم و تخفيف سنگيني بار تكاليف شود و اين همكاري متقابل، موجبات تحكيم پيوند مودت بين زن و شوهر را فراهم آورد.نظر به زندگي فاطمه (س) نشان مي دهد كه اين تقسيم كار در خانه ي ايشان به نحو احسن انجام گرفته بود. امام باقر(ع) فرموده اند: «حضرت فاطمه(ع)، كارهاي منزل را با حضرت علي(ع)، اين گونه تقسيم كردند كه خميركردن آرد، نان پختن، تميزكردن و جاروزدن خانه به عهده فاطمه (س) باشد و كارهاي بيرون منزل از قبيل جمع آوري هيزم و تهيه ي مواد اوليه غذايي را علي(ع) انجام دهد.» (دشتي، 1385: 168)

امام صادق(ع) نيز در اين باره فرموده اند: «تقسيم كار با رهنمود رسول خدا(ص) انجام گرفت؛ وقتي آن حضرت(ص) بيان داشت كه كارهاي داخل منزل را فاطمه (س) و كارهاي بيرون منزل را علي(ع) انجام دهد، فاطمه (س) با خوشحالي اين گونه فرمود: «فلايعلم ما داخلني من السّرور، بإكفائي رسول الله(ص) تحمل رقاب الرجال» ، «جز خدا كسي نمي داند كه از اين تقسيم كار تا چه اندازه خوشحال شدم؛ زيرا رسول خدا(ص) مرا از انجام كارهايي كه مربوط به مردان است، بازداشت.» (نوري طبرسي، 1384: ج13، 48).

ظرايف بيانات معصومانه ي فاطمه(س) در همه ي زمينه ها، مي تواند ابوابي از معرفت را براي صاحبان دقت و تأمل بازنمايد. ابراز خشنودي و مسرت دخت گرامي پيامبر(ص) از اين تقسيم كار و ظرايف بيانات ايشان در اين باره نشان دهنده ي اين است كه در اين نوع تقسيم كار، به زن تحيّت و مرهمتي شده است. به بيان ديگر، سپردن مسئوليت و شغل خانه داري به زن و رفع تكليف امور خارج از خانه از عهده وي، نوعي تكريم و ارزش براي وي محسوب مي شود.اگر بنا باشد، با الگوپذيري از حضرت فاطمه (س) در باب تحكيم خانواده ، گام هايي برداشته شود، يكي از مهمترين گام ها با احترام نگريستن به شغل خانه داري و تربيت فرزند است كه نوعي سرافرازي و مرحمت به زن را در پي خواهد داشت.مطلب ديگر آن كه برخي مي پندارند كه همكاري مرد در انجام كارهاي منزل رجحاني ندارد و به اين بهانه، از ياري دادن همسر در كارهاي منزل، تعلّل و مسامحه مي ورزند؛ در حالي كه روايات فراواني وجود دارد كه نشان مي دهد اميرالمؤمنين(ع) هرگاه برايشان مقدور بود، فاطمه (س) را در انجام كارهاي خانه ياري مي رساندند(بابازاده ،1380: 152).

 امام صادق(ع) مي فرمايند: «كان اميرالمؤمنين يختطب و يستقي و يكنس و كانت فاطمة تطحن و تعجن و تخبز» ، «جدم اميرالمؤمنين(ع) (در انجام كارهاي خانه) هيزم جمع مي كرد، آب مي كشيد و مي آورد و خانه را جارو مي زد و حضرت زهرا(س) نيز جوها را آرد مي كرد و سپس خمير مي نمود و آن گاه نان مي پخت.» (حرعاملي، 1387: ج12، 24؛ ج14، 164).

كلمه ي «يكنس» در اين عبارت نشان مي دهد كه حضرت امير(ع) علاوه بر كارهاي بيرون از منزل، در كارهاي داخل خانه نيز با حضرت فاطمه (س) همياري مي فرمودند. در حديثي ديگر وارد شده است: «روزي رسول خدا(ص) وارد خانه دخترش فاطمه (س) شد و مشاهده كرد كه اميرالمؤمنين(ع) در كنار او نشسته و با او در آرد كردن نان كمك مي كند، ايشان پس از سلام و تحيت فرمودند: كدام يك خسته تريد تا من جاي او نشسته و به آرد كردن بپردازم؟ علي(ع) فرمود: يا رسول الله، دخترت فاطمه...» (مجلسي، 1385: ج42، 50) در خانه ي حضرت فاطمه (س) علاوه بر آن كه امور مربوط به خانواده، بين اعضاي خانه تقسيم شده بود، كارهاي منزل نيز بين حضرت فاطمه (س) و خادمه ي آن حضرت تقسيم شده بود.


نتیجه

با توجه به مطالبی که در این مقاله بیان نمودیم می‌توان الگوی کامل برای زندگی و رفتارهای فردی را حضرت زهرا قرار دهیم و ایشان را به عنوان یک نمونه کامل و به دور از معصیت شخصیتی دانست که تمام رفتار ایشان بر اساس آموزه های الهی می‌باشد.

 


پی‌نوشت‌ها:

1.میزان الحکمه ج 1

2.صواعق ابن حجر و کنزالعمال

3.صحیح بخاری 5/8، به نقل از نرم افزار جامع الاحادیث

4.نهج الفصاحه ح 1507

5.احقاق الحق 10/358، به نقل از نرم افزار جامع الاحادیث

6.وسائل الشیعه ج 15/58

7.الاحتجاج شیخ طوسی ج 1 ص 18، به نقل از نرم افزار جامع الاحادیث

8.تحف العقول ص 298

9.حلیه الاولیاء 2/40، به نقل از نرم افزار جامع الاحادیث

10.بحارالانوار ج 43 ص 82

11.الصواق المحرقه 109


منابع:

1.مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، انتشارات وزارت ارشاد اسلامی، چاپ اول، تهران، 1365 ش.

2.محمدی ری شهری، محمد، منتخب میزان الحکمه، انتشارات دارالحدیث، چاپ اول، قم، 1380 ش.

3.ابن شعبه، حسین بن علی، تحف العقول عن آل الرسول (ص)، ترجمه صادق حسن زاده، انتشارات موسسه نشر اسلامی، بی‌چا، قم، 1374 ش.

4.عاملی، محمد بن حسن، وسایل الشیعه، انتشارات مکتبه الاسلامیه، 1339 ق.

5.ابن حجر هیثمی، شهاب الدین احمد بن محمد بن علی بن حجر، صواعق المحرقه، بی‌چا، بی جا، بی تا

6.نرم افزار علوم اسلامی، نرم افزار جامع الاحادیث، گنجینه روایات نور

 

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

مجوز استفاده از قالب مذهبی یاسین براي اين دامنه داده نشده , برای دریافت مجوز قالب بر روی لینک ، ( درخواست مجوز ) کلیک کنید