امروز شنبه, 05 خرداد 1397 - Sat 05 26 2018

https://telegram.me/emamemobin

منو

تفسیر و علوم قرآنی

سیره وسبک زندگی امام زمان(عج) آينه تمام نماي سیره وسبک زندگی حضرت زهرا (س)

هاشم اندیشه

چكيده:

    مهدي (عج)، ادامه زهرا (س) و آينه تمام نماي اوست. اهداف مهدي (عج) اهداف فاطمه (س)، و راه او راه فاطمه(س)، و سلوک او سلوک فاطمه(س) است.

    فاطمه(س) با نام مهدي(عج) شاد مي شد و با ياد او خود را تسليت مي داد. بدون مهدي (عج)، تحمل شهادت حسين (ع) بر فاطمه(س) سنگين مي نمود. چون بي مژده ي او، رسالت پدرش و تمامي انبياء سلف را ناتمام مي يافت.

   مهدي(عج) باوري، بي شناخت فاطمه(س) ميسور نيست. فاطمه(س) به چنين فرزندي مي بالد و مهدي(عج) نيز بر چنين مادري فخر مي فروشد. مناسب است به نمونه هايي از اين ارتباط و مشابهت ها در آيات و روايات ومستندات معتبر بپردازيم.

كليد واژه: حضرت زهرا (س)، حضرت مهدي (عج)،آيات،روايات.

مقدمه :

     الگو سازى وشناساندن الگوى مناسب از جمله روشهاى اسلام براى ارائه برنامه زندگى وارشاد به كمالات ومقامات معنوى است، خداوند در قرآن در دو مورد الگو معرفى مى كند: يكى در سوره احزاب، آيه 21 (لقد كان لكم فى رسول اللّه اسوه حسنه) وديگرى در سوره ممتحنه، آيه 4 (قد كانت لكم اسوهٌ حسنه فى ابراهيم والذين معه... لقد كان فيهم اسوهٌ حسنهٌ..).. در آيات بالا حضرت ابراهيم ورسول اكرم وكسانى كه با ايشان هستند به عنوان الگو شناسانده شده اند.پس الگو منحصر به شخص پيامبر وابراهيم (عليهما السلام) نيست؛ بلكه هر كس - به تمام معنا - در راه اينان باشد مى تواند الگو واقع شود.پس اينكه امام زمان (عليه السلام) حضرت زهرا (عليها السلام) را الگوى خود قرار مى دهد؛ از آن روست كه حضرت زهرا (عليها السلام) جزو الگوها است، واوكسى است كه از هر جهت حتى در راه رفتن وسخن گفتن ودر سيرت وصورت شبيه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلّم) است و امام زمان(عج)آن را الگو قرار داده وازآن پيروي مي كند.

حضرت مهدي(عج) فرزند حضرت فاطمه(س)

      دراين باره به بعضي ازاين روايات اشاره مي کنيم.

روايات تشييع

    الف) قال رسول اللّه (صلّي اللّه عليه وآله وسلّم): المهدي من عترتي من وُلد فاطمه يقاتل علي سنتي کما قاتلت علي الوحي [1].

پيامبر اکرم (صلّي اللّه عليه وآله وسلّم) فرمودند : مهدي (عليه السّلام) از خانواده من و از فرزندان فاطمه (عليهاالسّلام) است که بر اساس سنّت من جنگ مي کند؛ چنانکه من بر طبق وحي جنگ کردم.

قابل توجه است که پيامبر (صلّي اللّه عليه وآله وسلّم) در ابتدا به طور کلي مي فرمايد: مهدي(عج) از عترت من است؛ سپس با «مِن» دايره را تنگ مي کند؛ که از فرزندان فاطمه (عليهاالسّلام) است.

    ب) روايت ديگري که دلالت بر اين مطلب مي کند، قسمتي از حديث لوح است؛ که خداوند فرمود: واَعطَيتُک َ يا محمد مَن اُخرِجَ مِن ص لبِهِ (يعني علياً) احد عشر مهديا؛ کلّهم مِن ذريتک مِن البِکر البتول؛ آخر رَجلٍ منهم ا نجي به من الهلکه... [2] اي محمد! به تو عطا کردم کسي را (علي) که يازده راهنما از نسل او خارج خواهم کرد؛ که همگي از نسل تو، از زهراي بتول است. آخرين آنها مردي است که به دست او از هلاکت نجات مي بخشم...

      به همين دو روايت از روايات تشييع اکتفا مي کنيم.

روايات اهل سنت

    الف) عن ام سلمه، قالت: سمعت رسولَ اللّه (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) يقول: المهدي من عترتي من ولد فاطمه [3].

 ام سلمه مي گويد: از پيامبر (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) شنيدم که مي فرمود: مهدي (عليه السّلام) از خاندان من، از فرزندان فاطمه (عليهاالسّلام) است.

    ب) عن الحسين (عليه السّلام) قال: قال رسول ا لله (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) لفاطمه: ابشري يا فاطمه؛ فانّ المهدي منک [4] .

امام حسين (عليه السّلام) مي فرمايد، که پيامبر (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) فرمودند به حضرت زهرا (عليهاالسّلام): بشارت بر تو، که مهدي(عج) از تو مي باشد.

   ج) قتاده مي گويد: از سعيد پرسيدم: آيا مهدي(عج) حق است؟ گفت: بله او حق است. پرسيدم : از کدام طايفه و قبيله است؟ گفت: از قريش. پرسيدم: از کدام تيره ي قريشيان؟ جواب داد: از بني هاشم. سؤال کردم: از کدام دسته هاشيمان؟ گفت: از فرزندان عبدالمطلب. پرسيدم: از کدام فرزند وي؟ جواب داد: از اولاد فاطمه (عليهاالسّلام). [5] .

مهدي(عج) در بيان حضرت زهرا

     محمود بن وليد مي گويد: وقتي پيامبر (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) از دنيا رفتند، کانت فاطمه (عليهاالسّلام) تاتي قبور الشهداء و تاتي قبر حمزه و تبکي... قلت: يا سيده النسوان ! قد والله قطعت نياط قلبي من بکائک. فقالت : يا ابا عمرو! لحقٌ لي البکاء؛ فلقد اُصبتُ بخير الاباء رسول ا لله و اشوقاه الي رسول الله!... قلت : هل نص رسول الله قبل وفاته علي عليّ بالامامه؟ قالت: وا عجبا! انسيتم يوم غديرخم . قلت : قد کان ذلک؛ لکن اخبريني بما اشير اليک. قالت : اشهد الله تعالي لقد سمعته يقول عليّ خير من اُخلّفه فيکم وهو الامام والخليفه بعدي و سبطاي و تسعه من صلب الحسين ائمه ابرار؛ لئن اتبعتموهم وجد تموهم هادين مهدييّن؛ و لئن خالفتموهم ليکون الاختلاف فيکم الي يوم القيامه . قلت: يا سيدتي! فما باله قعد عن حقه . قالت : يا با عمرو! لقد قال (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم): مثل الامام مثل الکعبه ؛ اذ تؤتي ولاتاتي. ثم قالت . اما والله لو ترکوا الحق علي اهله و اتّبعوا عتره نبيه لما اختلف في الله اثنان و لورثها سلف عن سلف و خلف بعد خلف، حتي يقوم قائمنا التاسع من ولد الحسين... [6].

   راوي مي گويد: بعد از وفات پيامبرحضرت فاطمه(س) هميشه به زيارت قبور شهداي احد ميآمد و کنار قبر حمزه گريه مي کرد. روزي به او گفتم: اي سرور زنان! به خدا سوگند گريه شما رگهاي قلب مرا پاره کرد.

   حضرت زهرا جواب فرمودند : اي ابو عمرو! سزاوار است که من گريه کنم؛ چرا که به مصيبت بهترين پدران مبتلا شده ام. آه، چقدر مشتاق رسول خدايم!...

عرض کردم: آيا پيامبر قبل از وفاتش تصريحي به امامت حضرت علي (عليه السّلام) کردند؟

فرمودند : چقدر عجيب است! آيا روز غديرخم را فراموش کرده ايد؟!

   عرض کردم: بله، روز غدير بود؛ اما منتظر چيزي هستم که پيامبر (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) به شما فرموده باشد. حضرت زهرا (عليهاالسّلام) با چند تأکيد فرمودند: خدا را شاهد مي گيرم که از او (صلّي اللّه ُعليه وآله وسلّم) شنيدم، که مي فرمود: علي (عليه السّلام) بهترين کسي است که در بين شما به عنوان جانشين خود مي گذارم؛ او امام و خليفه بعد از من است و دو نوه ي من و نه نفر از فرزندان حسين (عليه السّلام) پيشوايان نيکويي هستند، که اگر از آنها پيروي کنيد، مي يابيد که آنها هدايت کننده هدايت شده اند؛ و اگر با آنها مخالفت کنيد، تا روز قيامت در بين شما اختلاف خواهد بود.

    عرض کردم: اي سرور من! پس چرا علي (عليه السّلام) از حق خود کناره گيري کرد؟ فرمودند: اي ابا عمرو! پيامبر (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) فرمودند: مَثَل امام، مثل کعبه است؛ که بايد به سوي او آيند و او به سوي مردم نمي رود. سپس حضرت زهرا (عليهاالسّلام) فرمودند: به خدا قسم اگر حق را به اهلش واگذار مي کردند و از خاندان پيامبر تبعيت مي کردند، هيچ دو نفري هم با يکديگر اختلاف نمي کردند و امر خلافت به تک تک جانشينان پيامبر (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) مي رسيد؛ تا قائم ما، نهمين فرزند از حسين (عليه السّلام)، قيام مي نمود.

مهدي(عج) در لوح و صحيفه فاطمه(س)

     حديث لوح و صحيفه، طولا ني است و به چند نحو روايت شده است. [7].

در اينجا به قسمتهايي از آن اشاره مي کنيم:

    فقال جابر: اشهد بالله اني دخلت علي امّک فاطمه في حياه الرسول (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) اهنّئها بولاده الحسين؛ فرايت في يدها لوحا اخضر، ظننت انه زمرد؛ و رايت فيه کتابا ابيض، شبه نور الشمس؛ فقلت لها: بابي و امي يا بنت رسول ا لله (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم)! ما هذا اللوح؟ فقالت: هذا اللوح اهداه الله جل جلاله الي رسول الله (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم)؛ فيه اسم ابي و اسم بعلي و اسم ابنيّ و اسماء الاوصياء من ولدي؛ فاعطانيه ابي ليبشرّني بذلک. قال جابر: فاعطتنيه امک فاطمه، فقراته و انتسخته...: بسم الله الرحمن الرحيم؛ هذا کتاب من الله العزيز (الحکيم) لمحمد نوره و سفيره و حجابه... انّي لم ابعث نبيا فاکملت ايامه و انقضت مدته، الاجعلت له وصيّاً؛ واني فضلتک علي الانبياء و فضّلت وصيک علي الاوصياء و اکرمتک بشبليک بعده و سبطيک حسن وحسين؛ فجعلت حسنا معدن علمي بعد انقضاء مده ابيه و جعلت حسينا خازن وحي و اکرمته بالشهاده... بعترته اثيب و اعاقب؛ اوّ لهم (علي) سيد العابدين و... و ابنه شبيه جدّه المحمود محمد الباقر لعلمي... سيهلک المرتابون في جعفر... و انتجبت بعده موسي... ان المکذّب بالثامن مکذّب بجميع اوليائي... حق القول منّي لاقرن عينه بمحمد ابنه وخليفته من بعده... واختم بالسعاده لابنه عليّ وليه و ناصري... و اخرج منه الداعي الي سبيلي والخازن لعلمي الحسن ثم اکمل ذلک بابنه رحمه للعالمين، عليه کمال موسي و بهاء عيسي و صبر ايوب [8] .

     جابر بن عبدالله انصاري مي گويد: خدا را گواه مي گيرم که در زمان رسول خدا (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) براي تهنيت ولادت امام حسين (عليه السّلام) بر مادرتان حضرت فاطمه (عليهاالسّلام) وارد شدم و در دست ايشان لوح سبز رنگي ديدم که پنداشتم از زمرّد است. در آن نوشته اي سپيد و نوراني، مانند نور خورشيد، ديدم. گفتم : اي دختر رسول خدا! پدر و مادرم فداي شما باد! اين لوح چيست؟ فرمود : اين لوح را خداوند متعال به رسولش هديه کرده است؛ و در آن اسم پدر و شوهر و دو فرزندم و اوصياي از فرزندانم ثبت شده؛ و پدرم آن را به من عطا فرموده، تا بدان مسرور گردم. جابر مي گويد : آن را به من دادند و آن را خواندم و از روي آن استنساخ نمودم...: «بسم الله الرحمن الرحيم؛ اين کتابي است از جانب خداي عزيز حکيم براي محمد، نور و سفير و حجاب او... من هيچ پيامبري را مبعوث نکردم، جز آنکه وقتي ايامش کامل و مدتش سپري شد، براي او وصي قرار دادم؛ و من تو را بر انبيا فضيلت دادم و وصي تو را افضل اوصيا قرار دادم و تو را به دو فرزند او و دو نوه ي تو، حسن و حسين، گرامي داشتم؛ حسن را پس از پدرش معدن علمم قرار دادم و حسين را خازن وحي خود ساختم و شهادت را به او کرامت کردم... به واسطه عترت او ثواب مي دهم و عقاب مي کنم. اولين عترت او، علي سرور عابدين و... و فرزند او که همنام جدش محمود است؛ يعني محمد، که شکافنده ي علم من است... شک کنندگان در جعفر هلاک خواهند شد... بعد از او فرزندش موسي را برگزيدم... همانا تکذيب کننده امام هشتم، تکذيب کننده همه ي اولياء من است... بر من فرض است که چشم او را به پسر و جانشينش محمد روشن سازم... و سعادت او را به واسطه فرزندش علي، که وليّ و ناصر من است، ختم مي کنم... از صلب او حسن را که داعي به راه من و خازن علم من است، بيرون مي آورم؛ سپس به خاطر رحمت خود بر عالميان، سلسله ي اوصياء را به وجود فرزندش تکميل خواهم کرد؛ کسي که کمال موسي، بهاي عيسي و صبر ايوب را دارا مي باشد.»

    الف : پيامبر (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) در بستر مرگ بودند که حضرت زهرا (عليهاالسّلام) وارد شدند. حال پدر را که ديدند، شروع به گريه کردند. کم کم صداي زهرا (عليهاالسّلام) بلند شد. پيامبر (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) سرشان را بلند کردند و علت را سؤال نمودند. حضرت زهرا (عليهاالسّلام) عرض کردند : از تباهي و ضايع شدن دين و عترت، بعد از شما مي ترسم. اينجا بود که او را دلداري دادند به اينکه مهدي(عج) امت از نسل تو ظهور مي کند و ريشه ضلالت و گمراهي را مي کند.

روايات بي شماري درباره ي اين موضوع وارد آمده است [9] که به عنوان نمونه به يکي از آنها اشاره مي کنيم:

علي بن هلال عن ابيه، قال: دخلت علي رسول الله (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) وهو في الحاله التي قبض فيها، فاذاً فاطمه عند راسه؛ فبکت حتي ارتفع صوتها؛ فرفع رسول الله (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) اليها راسه وقال: حبيبتي فاطمه ما الذي يبکيک ؟ فقالت : اخشي الضيعه من بعدک. فقال : يا حبيبتي! اما علمت ان الله عزوجل اطلع علي اهل الارض اطلاعه فاختار منها اباک فبعثه برسالته، ثم اطلع اطلا عه فاختار منها بعلک واوحي اليّ ان انکحک اياه. يا فاطمه ! ونحن اهل بيت قد اعطانا الله عزوجل سبع خصال لم يعط احداً قبلنا و لايعطي احدا بعدنا : انا خاتم النبيين واکرم النبيين علي الله عزوجل و احب المخلوقين الي الله عزوجل وانا ابوک ؛ ووصيي خير الاوصياء واحبهم الي الله عزوجل، هو بعلک؛ و شهيدنا خير الشهداء واحبهم الي الله عزوجل، و هو حمزه بن عبدالمطلب عم ابيک وعم بعلک؛ ومنّا من له جناحان يطير في الجنه مع الملائکه حيث يشاء، وهو ابن عم ابيک و اخو بعلک؛ وسبطا هذه الامه، وهما ابناک الحسن و الحسين و هما سيدا شباب اهل الجنه وابوهما (والذي بعثني بالحق) خير منهما. يا فاطمه ! والذي بعثني بالحق ان منهما مهدي هذه الامه. اذا صارت الدنيا هرجا ومرجا وتظاهرت الفتن وانقطعت السبل واغار بعضهم علي بعض، فلاکبير يرحم صغيرا و لاصغير يوقر کبيراً؛ فيبعث الله عند ذلک منهما من يفتح حصون الضلاله وقلوبا غلفا [10] .

    راوي مي گويد: پيامبر (صلّي اللّه عليه وآله وسلّم) در بستر مرگ بود. فاطمه (عليهاالسّلام) در کنار سر او مشغول گريه شد؛ ناگاه صداي ناله اش بلند شد. پيامبر (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) سر خود را بلند کرد و فرمود: عزيزم فاطمه! چرا گريه مي کني؟ عرض کرد: پس از شما، از ضايع شدن و مورد ستم قرار گرفتن مي ترسم. فرمود: محبوبهِ من! آيا نمي داني که خداوند عزوجل نظري بر اهل زمين کرد، و مرا از ميان آنها انتخاب نموده و مبعوث کرد؛ در مرتبه دوم که نظر کرد، از بين آنها شوهر تو را انتخاب کرد و به من وحي کرد که تو را به ازدواج او در آورم. ما اهل بيتي هستيم که خداوند هفت خصلت به ما داده، که به احدي قبل از ما و بعد از ما نداده : من خاتم پيامبران و کريمترين پيامبران و محبوبترين خلق نزد خداوند هستم، و من پدر تو هستم؛ و وصي من بهترين اوصيا و محبوبترين آنها نزد خداوند است، و او شوهر توست؛ و شهيد ما بهترين شهدا و محبوبترين آنها نزد خداوند است، و آن حمزه عموي پدر و شوهر تو مي باشد؛ و از ما کسي هست که صاحب دو بال است در بهشت که همراه ملائکه پرواز مي کند، و او پسر عموي پدر و برادر شوهر تو مي باشد؛ و از ما خاندان است دو سبط، اين امت که آنها دو فرزند تو، حسن و حسين (عليهماالسلام) هستند، که سرور جوانان بهشتند، و پدر آنها بهتر از آن دو مي باشد. اي فاطمه! سوگند به کسي که مرا به رسالت مبعوث نمود، از آن دو، مهدي (عليه السّلام) اين امت مي باشد. آن گاه که دنيا را هرج و مرج فرا گيرد و آشوب ها آشکار گردد؛ راه ها بسته شده و برخي، بعضي ديگر را به تاراج برند؛ نه بزرگي بر کوچکي رحم نمايد و نه کوچکي احترام بزرگتر را رعايت کند؛ در آن هنگام خداوند متعال کسي را بر مي انگيزد که دژها و قلعه هاي گمراهي و دلهاي بسته شده را فتح مي کند...

     ب: همزمان با تولد امام حسين (عليه السّلام) به حضرت زهرا (عليهاالسلام) خبر داده مي شود که حسينش را شهيد خواهند کرد. حضرت زهرا (عليهاالسّلام) ناراحت و گريان ميشود امّا خبر ميآيد که مهدي(عج) امت از ذريّه او خواهد بود.

      در اين رابطه، رواياتي است   که دو نمونه از آنها ذکر مي شود:

عن ابي عبدالله (عليه السّلام)قال: دخلت فاطمه (عليهاالسّلام)علي رسول الله (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) و عيناه تدمع؛ فسالته : مالک؟ فقال: انّ جبرئيل (عليه السّلام) اخبرني اَنّ اُمتي تقت ل حُسينا؛ فَجَزَعَت وشقّ عليها؛ فاخبرها بمن يملک من ولدها؛ فطابت نفسُها وسکنت. [11].

      امام صادق (عليه السّلام) فرمود: فاطمه (عليهاالسّلام) وارد بر پيامبر (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) شدند؛ ديدند اشک از چشمان پيامبر (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) جاري است. سؤال کردند: علت گريه چيست؟ فرمودند: جبرئيل (عليه السّلام) به من خبر داد که امت من حسين را مي کشند. حضرت زهرا (عليهاالسّلام) هم شروع به گريه و ناله کرده و اين سخن بر او سخت آمد تا اينکه پيامبر (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) به او خبر دادند که يکي از فرزندان او سلطه پيدا مي کند؛ پس او خوشحال و ساکت شد.

       در روايت ديگري ، امام صادق (عليه السّلام) مي فرمايد: ان جبرئيل (عليه السّلام) نزل علي محمد (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) فقال يا محمد! ان الله يقروِ عليک السلام و يبشرک بمولودي ولد من فاطمه (عليهاالسّلام) تقتله امتک من بعدک.... و يبشرک انه جاعل في ذريته الامامه والولايه والوصيه ، ثم ارسل الي فاطمه (عليهاالسّلام): ان الله يبشرني بمولود يولد منک تقتله امتي من بعدي ...: ان الله جاعل في ذريته الامامه والولايه والوصيه ؛ [12] .

    جبرئيل بر پيامبر (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) نازل شد و عرض کرد: خداوند سلام به تو مي رساند و بشارت مي دهد تو را به فرزندي که از فاطمه (عليه السّلام) متولد مي شود؛ اما امت تو، بعد از تو، او را مي کشند.... و به تو بشارت مي دهد که در فرزندان او امامت، ولايت ووصايت را قرار مي دهم. سپس کسي را فرستادند نزد حضرت فاطمه (عليهاالسّلام) که: خداوند مرا بشارت داده به فرزندي که از تو متولد مي شود، ولي امت من بعد از من او را مي کشند؛ ...: و خداوند در فرزندان او امامت، ولايت و وصايت را قرار مي دهد[13].

فاطمه(س) الگوي مهدي(عج)

      حضرت مهدي (عليه السّلام) فرمود:... في ابنه رسول اللّه (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) لي اسوه حسنه... [14] .

الگو سازي و شناساندن الگوي مناسب از جمله روشهاي اسلام براي ارائه برنامه زندگي و ارشاد به کمالات و مقامات معنوي است،

    خداوند در قرآن در دو مورد الگو معرفي مي کند: يکي در سوره احزاب، آيه 21 «لقد کان لکم في رسول اللّه اسوه حسنه» و ديگري در سوره ممتحنه، آيه 4 «قد کانت لکم اسوهٌ حسنه في ابراهيم والذين معه... لقد کان فيهم اسوهٌ حسنهٌ...». در آيات بالا حضرت ابراهيم و رسول اکرم و کساني که با ايشان هستند به عنوان الگو شناسانده شده اند.

   پس الگو منحصر به شخص پيامبر و ابراهيم (عليهما السلام) نيست؛ بلکه هر کس - به تمام معنا - در راه اينان باشد مي تواند الگو واقع شود.

   پس اينکه امام زمان (عليه السّلام) حضرت زهرا (عليهاالسّلام) را الگوي خود قرار مي دهد؛   از آن روست که حضرت زهرا (عليهاالسّلام) جزو «والذين مَعَه» [15]  است ، و اوکسي است که از هر جهت حتي در راه رفتن و سخن گفتن و در سيرت و صورت شبيه پيامبر (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) است. دليل اين مطلب روايات متعددي است که شيعه وسني نقل کرده اند؛ که در ذيل به عنوان نمونه، دو روايت ذکر مي شود:

     الف: عن عايشه: ما رايت احداً اشبه سمتا و دلاّ وهديا وحديثا برسول الله (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) في قيامه وقعوده من فاطمه (عليهاالسّلام) [16].

    شبيه تر از فاطمه(س) به پيامبر (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) در راه رفتن، آرامش، وقار، سيرت، سخن گفتن، ايستادن و نشستن نديدم.

   ب: رواياتي که پيامبر (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم)؛ به حضرت زهرا (عليهاالسّلام) فرمود؛ از جمله: ان الله يغضب لغضبک ويرضي لرضاک؛ من آذاها فقدآذاني و يريبني مارابها ويؤذيني ما آذاها [17] .

او آئينه تمام نماي پيامبر (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) است و درجه ي ايمان او به نهايت کمال رسيده است.

پيامبر (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) به سلمان فرمودند:

   يا سلمان ! ابنتي فاطمه ملا الله قلبها وجوارحها ايماناً الي م شاشها، تفرغت لطاعه الله [18] .

اي سلمان ! خداوند قلب و اعضاي فاطمه(س)، تا سر نرمي استخوانهاي او، را پر از ايمان نموده؛ که براي عبادت خداوند خود را از همه چيز فارغ مي سازد.

حضرت زهرا بقيه النبوه و حضرت مهدي بقيه الانبياء و بقيه العتره والصفوه و سلاله النبوه و بقيه الله است

  الف: حضرت زهرا باقيمانده و ادامه ي نبوت است.

حضرت زهرا (عليهاالسلام) پس از خواندن خطبه ي فدکيه و بازگشت به خانه، سخناني گفتند. حضرت علي (عليه السّلام) ايشان را، با اين لقب مورد خطاب قرار دادند: يا ابنه الصفوه وبقيه النبوه. [19] .

  ب: حضرت مهدي (عج) باقيمانده و ادامه همه انبياي الهي

حضرت حکيمه خاتون در ضمن نقل حديث شب تولد امام زمان (عليه السّلام) مي گويد: او را خدمت امام عسکري (عليه السّلام) آوردم؛ پس...فرمود: «سخن بگو اي حجه الله و بقيه الا نبياء و نورالا صفياء و غوث الفقراء و خاتم الا وصياء و نور الا تقياء...؛ پس او (عج) فرمود: اشهد ان لا اله الاالله و...» [20]

پس مي بينيم که امام عسکري (عليه السّلام) او را با لقب «بقيه الانبياء» باقيمانده انبياء خطاب کرد.

  ج: حضرت مهدي (عج) باقيمانده برگزيدگان و عترت پيامبر است.

در استغاثه به حضرت مهدي (عج)، بعد از خواندن دو رکعت نماز مي گوييم: سلام الله الکامل التام الشامل العام... علي... سلاله النبوه و بقيه العتره والصفوه صاحب الزمان. [21] .

پس درود خدا را بر کسي که باقيمانده عترت و صفوت است، مي فرستيم.

     د : حضرت مهدي (عج) سلاله النبوه است .

ملاحظه کرديد که در دعاي پيشين، بعد از استغاثه به حضرت مهدي (عج)، درود خدا را بر کسي که سلاله نبوت است، مي فرستيم.

    ه-: حضرت مهدي (عج) بقيه الله است .

روايات زيادي داريم که امام زمان (عليه السّلام) بقيه الله است. در ذيل به برخي از آنها اشاره مي کنيم:

  1. عمران بن داهر مي گويد: مردي به امام صادق (عليه السّلام) عرض کرد: لنسلّم علي القائم بامره المؤ منين؟ قال: لا، ذلک اسم سماه الله اميرالمؤ منين، لايسمّي به احد قبله و لابعده الا کافر. قال: فکيف نسلّم عليه؟ قال: تقول السلام عليک يا بقيه الله. ثم قرا (عليه السّلام) «بقيه الله خيرلکم ان کنتم مؤ منين». [22] [23]

سؤال شد: آيا مي توانيم به حضرت قائم (عج) به عنوان اميرالمؤ منين درود بفرستيم و بگوييم :

«السلام عليک يا اميرالمؤ منين»

حضرت فرمود: خير، آن اسم خاص اميرمؤمنان علي (عليه السّلام) است؛ که خداوند او را به اين نام ناميده است. هرگز کسي را جز او نتوان به اين نام ناميد. هر کس به اين نام ناميده شود؛ چه قبل از اميرالمؤ منين علي (عليه السّلام) باشد، چه بعدش، کافر است.

عرض نمود: پس چگونه بر او (عج) سلام کنيم؟ فرمود: بگو «السلام عليک يا بقيه الله»، سلام بر تو اي باقيمانده خدا. سپس امام صادق (عليه السّلام) آيه 86 سوره هود را تلاوت فرمود که: «باقيمانده الهي بهتر است براي شما، اگر مؤ من باشيد.»

   2. احمد بن اسحاق، که از شخصيتهاي معروف قم و وکيل امام عسکري (عليه السّلام) بوده، مي گويد: خدمت امام عسکري (عليه السّلام) رفتم؛ تا از جانشين او و امام بعد از او سؤال کنم. قبل از آنکه من سؤال کنم، امام (عليه السّلام) فرمود:

اي احمد بن اسحاق! خداي تبارک و تعالي از روزي که آدم را آفريد، تا روزي که قيامت به پا شود، زمين را خالي از حجت نگذاشته و نمي گذارد؛ بلکه همواره حجت خدا در روي زمين خواهد بود؛ که خداوند به وسيله او بلاها را از زمينيان دفع مي کند و به برکت او باران مي فرستد و به خاطر او برکات زمين را خارج مي نمايد.

    گفتم : پس امام بعد از شما کيست؟ (امام بدون اينکه جوابي بدهد) با شتاب از جاي برخاسته و داخل اطاقي شدند؛ در هنگام بيرون آمدن کودکي را بر دوش خود آورد، که صورتش چون ماه شب چهارده بود و تقريباً سه ساله بود؛ آنگاه خطاب به من فرمود: اگر منزلت تو در پيش حضرت احديت و حجتهاي پروردگار نبود، پسرم را به تو نشان نمي دادم.

    عرضه داشتم: آيا علامتي هست که من بيشتر مطمئن شوم و دلم آرامش پذيرد؟ پس ناگهان حجت خدا با زبان فصيح و آشکار فرمود: انا بقيه الله في ارضه والمنتقم من اعدائه و لاتطلب اثرا بعد عينٍ يا احمدبن اسحاق... [24] .

(من تنها بازمانده خدا در زمين هستم؛ از دشمنان خدا انتقام مي گيرم. و اي احمدبن اسحاق! پس از ديدن، ديگر نشانه نپرس.)

  3. از امام صادق (عليه السّلام) نقل مي کنند، که حضرت در ترسيم روز پر شکوه ظهور مي فرمايد: اول ما يَنطق به هذه الايه : «بقيه الله خير لکم ان کنتم مؤ منين» ثم يقول: انا بقيه الله و حجته و خليفته عليکم؛ فلاي سلّم عليه مسلمٌ، الا قال : السلام عليک يا بقيه الله في ارضه. [25]

  امام زمان (عليه السّلام) نخستين چيزي که به زبان مي آورد، اين آيه شريفه است «باقيمانده الهي براي شما بهتر است، اگر مؤ من هستيد» سپس مي فرمايد : بقيه الله من هستم؛ من حجت الهي و خليفه الهي بر شما هستم. پس هيچ مسلماني در روي زمين بر او سلام نمي کند، مگر به اين عبارت که: سلام بر شما اي بقيه الله در زمين الهي.

   4. امام هادي (عليه السّلام) در ضمن بيان اوصاف امام مهدي (عج) مي فرمايد:

هوالذي يجمع الکلم ويُتِمُّ النِعَم و يحِق اللّه به الحق و يزهِق الباطل و هو مَهديُّکم والمنتظَر ثم قرا «بقيه الله خير لکم» و قال: هو والله بقيه الله. [26] .

او کسي است که وحدت کلمه ايجاد مي کند و نعمتها را کامل مي سازد. خداوند حق را به دست او تحقق مي بخشد و باطل را نابود مي سازد. او مهدي(عج) منتظر شماست . آنگاه اين آيه را تلاوت کرد: «بقيه الله خيرلکم» سپس فرمود: به خدا سوگند بقيه الله (تنها بازمانده از حجتهاي الهي) اوست.

نتيجه:

1-    الگو سازى وشناساندن الگوى مناسب از جمله روشهاى اسلام براى ارائه برنامه زندگى وارشاد به كمالات ومقامات معنوى است كه مهمترين الگوبراي امام زمان(عج) ،حضرت زهرا (س) است.

2-    مهدي(عج) باوري، بي شناخت فاطمه(س) ميسور نيست. فاطمه(س) به چنين فرزندي مي بالد و مهدي(عج) نيز بر چنين مادري فخر مي فروشد.

3-    حضرت مهدي(عج) فرزند حضرت فاطمه(س) است وآن را الگوي خود قرار داده است.

4-    مهدي(عج) در بيان ودر لوح و صحيفه فاطمه(س) مطرح شده است.

منابع

[1] صدوق، محمد بن علي ،عیون الاخبار،ج2،ص130.

[2]همان.

[3] ابن ماجه، محمدبن يزيد،  سنن ابن ماجه ،ج4،ص151.

[4]همان.

[5]همان.

[6] مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، ج36،ص352.

[7] همان ،صص193و195.

[8]همان.

[9] همان،ص110.

[10] همان ،ج71،ص79.

[11] همان،ج44،ص234.

[12] همان، ص232.

[13] همان.

[14]همان،ج53،ص180.

[15] ممتحنه،4.

[16] كليني، ابوجعفر، كافي، ج1،ص454.

[17]مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، ج41، ص21.

[18]ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب، ج 3، ص 337.

[19]مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار ،ج8،ص109-112.

[20] طبرسي نوري، حسين بن محمد تقي،  نجم الثاقب في أحوال الحجة الغائب ،صص29و42.

[21]مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار ،ج102،ص246.

[22] هود،86 .

[23] مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار ،ج52،ص373.

[24] همان،ص23.

[25] همان،ص191.

[26]كراكجي،ابوالفتح،كنز الفوائد،ج1،ص247.

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

مجوز استفاده از قالب مذهبی یاسین براي اين دامنه داده نشده , برای دریافت مجوز قالب بر روی لینک ، ( درخواست مجوز ) کلیک کنید