امروز شنبه, 30 تیر 1397 - Sat 07 21 2018

https://telegram.me/emamemobin

منو

تفسیر و علوم قرآنی

گذری بر زندگی امام زمان (عج)

ولادت حضرت امام مهدی صاحب الزمان (ع) در شب جمعه، نيمه شعبان سال 255يا 256 هجری بوده است. پس از اينکه دو قرن و اندی از هجرت پيامبر (ص) گذشت، و امامت به امام دهم حضرت هادی (ع) و امام يازدهم حضرت عسکری (ع) رسيد، کم کم در بين فرمانروايان و دستگاه حکومت جبار، نگرانى هايی پديد آمد. علت آن اخبار و احاديثی بود که در آنها نقل شده بود: از امام حسن عسکری (ع) فرزندی تولد خواهد يافت که تخت و کاخ جباران و ستمگران را واژگون خواهد کرد و عدل و داد را جانشين ظلم و ستم ستمگران خواهد نمود. در احاديثی که بخصوص از پيغمبر (ص) رسيده بود، اين مطلب زياد گفته شده و به گوش زمامداران رسيده بود. در اين زمان يعنی هنگام تولد حضرت مهدی (ع)، معتصم عباسی، هشتمين خليفه عباسی، که حکومتش از سال 218 هجری آغاز شد، سامرا، شهر نوساخته را مرکز حکومت عباسی  قرار داد. اين انديشه - که ظهور مصلحی پايه های حکومت ستمکاران را متزلزل مى نمايد و بايد از تولد نوزادان جلوگيری کرد، و حتی مادران بيگناه را کشت، و يا قابله هايی را پنهانی به خانه ها فرستاد تا از زنان باردار خبر دهند - در تاريخ نظايری دارد. در زمان حضرت ابراهيم (ع) نمرود چنين کرد. در زمان حضرت موسی (ع) فرعون نيز به همين روش عمل نمود. ولی خدا نخواست. همواره ستمگران مى خواهند مشعل حق را خاموش کنند، غافل از آنکه، خداوند نور خود را تمام و کامل مى کند، اگر چه کافران و ستمگران نخواهند. در مورد نوزاد مبارک قدم حضرت امام حسن عسکری (ع) نيز داستان تاريخ به گونه ای  شگفت انگيز و معجزه آسا تکرار شد. امام دهم 20سال - در شهر سامرا - تحت نظر و مراقبت بود، و سپس امام يازدهم (ع) نيز در آنجا زير نظر و نگهبانی حکومت به سر مى برد. " به هنگامی که ولادت، اين اختر تابناک، حضرت مهدی (ع)، نزديک گشت، و خطر او در نظر جباران قوت گرفت، در صدد بر آمدند تا از پديد آمدن اين نوزاد جلوگيری کنند، و اگر پديد آمد و بدين جهان پای نهاد، او را از ميان بردارند. بدين علت بود که چگونگی احوال امام مهدی، دوران حمل و سپس تولد او، همه و همه، از مردم نهان داشته مى شد، جز چند تن معدود از نزديکان، يا شاگردان و اصحاب خاص امام حسن عسکری (ع) کسی او را نمى ديد. آنان نيز امام مهدی  را گاه بگاه مى ديدند، نه هميشه و به صورت عادی.
                                                                                                     در مدت4یا5 سال آغاز عمر حضرت مهدی  که پدر بزرگوارش حيات داشت ، شيعيان خاص به حضور حضرت مهدی (ع) مى رسيدند. از جمله چهل تن به محضر امام يازدهم رسيدند و از امام خواستند تا حجت و امام بعد از خود را به آنها بنماياند تا او را بشناسند، و امام چنان کرد. آنان پسری را ديدند که بيرون آمد، همچون پاره ماه، شبيه به پدر خويش. امام عسکری فرمود: "پس از من، اين پسر امام شماست، و خليفه من است در ميان شما، امر او را اطاعت کنيد، از گرد رهبری او پراکنده نگرديد، که هلاک مى شويد و دينتان تباه مى گردد. اين را هم بدانيد که شما او را پس از امروز نخواهيد ديد، تا اينکه زمانی دراز بگذرد. بنابراين از نايب او، عثمان بن سعيد، اطاعت کنيد". و بدين گونه، امام يازدهم، ضمن تصريح به واقع شدن غيبت کبری، امام مهدی را به جماعت شيعيان معرفی فرمود، و استمرار سلسله ولايت را اعلام داشت. يکی از متفکران و فيلسوفان قرن سوم هجری که به حضور امام رسيده است، ابوسهل نوبختی مى باشد .                                                                       حضرت مهدی (ع) پنهان مى زيست تا پدر بزرگوارش حضرت امام حسن عسکری(ع) در روز هشتم ماه ربيع الاول سال260 هجری ديده از جهان فرو بست. در اين روز بنا به سنت اسلامی، مى بايست حضرت مهدی بر پيکر مقدس پدر بزرگوار خود نماز گزارد، تا خلفای ستمگر عباسی جريان امامت را نتوانند تمام شده اعلام کنند، و يا بد خواهان آن را از مسير اصلی منحرف کنند، و وراثت معنوی و رسالت اسلامی و ولايت دينی را به دست ديگران سپارند. بدين سان، مردم ديدند کودکی همچون خورشيد تابان با شکوه هر چه تمامتر از سرای امام بيرون آمد، و جعفر کذاب عموی خود را که آماده نماز گزاردن بر پيکر امام بود به کناری زد، و بر بدن مطهر پدر نماز گزارد.
                                                                                                 بيرون آمدن حضرت مهدی (ع) و نماز گزاران آن حضرت همه جا منتشر شد. کارگزاران و ماموران معتمد عباسی به خانه امام حسن عسکری (ع) هجوم بردند، اما هر چه بيشتر جستند کمتر يافتند، و در چنين شرايطی بود که برای بقای  حجت حق تعالی، امر غيبت امام دوازدهم پيش آمد و جز اين راهی برای حفظ جان آن " خليفه خدا در زمين " نبود، زيرا ظاهر بودن حجت حق و حضورش در بين مردم همان بود و قتلش همان. پس مشيت و حکمت الهی بر اين تعلق گرفت که حضرتش را از نظرها پنهان نگهدارد، تا دست دشمنان از وی کوتاه گردد، و واسطه فيوضات ربانی، بر اهل زمين سالم ماند. بدين صورت حجت خدا، هر چند آشکار نيست، اما انوار هدايتش از پس پرده غيبت راهنمای مواليان و دوستانش مى باشد. ضمنا اين کيفر کردار امت اسلامی است که نه تنها از مسير ولايت و اطاعت امير المؤمنين علی (ع) و فرزندان معصومش روی بر تافت، بلکه به آزار و قتل آنان نيز اقدام کرد، و لزوم نهان زيستی آخرين امام را برای حفظ جانش سبب شد. در اين باب سخن بسيار است و مجال تنگ، اما برای  اينکه خوانندگان به اهميت وجود امام غايب در جهان بينی تشيع پی برند، به نقل قول پروفسور هانری کربن - مستشرق فرانسوی - در ملاقاتی که با علامه طباطبائی داشته، مى پردازيم: " به عقيده من مذهب تشيع تنها مذهبی است که رابطه هدايت الهيه را ميان خدا و خلق، برای هميشه، نگهداشته و بطور استمرار و پيوستگی ولايت را زنده و پابر جا مى دارد... تنها مذهب تشيع است که نبوت را با حضرت محمد - صلی الله عليه و آله و سلم - ختم شده مى داند، ولی ولايت را که همان رابطه هدايت و تکميل مى باشد، بعد از آن حضرت و برای هميشه زنده مى داند. رابطه ای که از اتصال عالم انسانی به عالم الوهی کشف نمايد، بواسطه دعوتهای دينی قبل از موسی و دعوت دينی موسی و عيسی و محمد - صلوات الله عليهم - و بعد از حضرت محمد(ص) ، بواسطه ولايت جانشينان وی (به عقيده شيعه) زنده بوده و هست و خواهد بود، او حقيقتی است زنده که هرگز نظر علمی نمى تواند او را از خرافات شمرده از ليست حقايق حذف نمايد... آری تنها مذهب تشيع است که به زندگی اين حقيقت، لباس دوام و استمرار پوشانيده و معتقد است که اين حقيقت ميان عالم انسانی و الوهی، برای هميشه، باقی و پا برجاست " يعنی  با اعتقاد به امام حی غايب.
چهره و شمايل حضرت مهدی (ع) را راويان حديث شيعی و سنی چنين نوشته اند: "چهره اش گندمگون، ابروانی هلالی و کشيده، چشمانش سياه و درشت و جذاب، شانه اش پهن، دندانهايش براق و گشاد، بينى اش کشيده و زيبا، پيشانى اش بلند و تابنده. استخوان بندى اش استوار، دستان و انگشتهايش درشت. گونه هايش کم گوشت و اندکی متمايل به زردی - که از بيداری شب عارض شده - بر گونه راستش خالی مشکين. عضلاتش پيچيده و محکم، موی سرش بر لاله گوش ريخته، اندامش متناسب و زيبا، هياتش خوش منظر و رباينده، رخساره اش در هاله ای از شرم بزرگوارانه و شکوهمند غرق. قيافه اش از حشمت و شکوه رهبری سرشار .نگاهش دگرگون کننده، خروشش درياسان، و فريادش همه گير ". حضرت مهدی صاحب علم و حکمت بسيار است و دارنده ذخاير پيامبران است. وی نهمين امام است از نسل امام حسين (ع) اکنون از نظرها غايب است. ولی مطلق و خاتم اولياء و وصی اوصياء و قائد جهانی و انقلابی اکبر است. چون ظاهر شود، به کعبه تکيه کند، و پرچم پيامبر (ص) را در دست گيرد و دين خدا را زنده و احکام خدا را در سراسر گيتی جاری کند. و جهان را پر از عدل و داد و مهربانی کند. حضرت مهدی(ع) در برابر خداوند و جلال خداوند فروتن است. خدا و عظمت خدا در وجود او متجلی و همه هستی او را فراگرفته است. مهدی(ع) عادل است و خجسته و پاکيزه. ذره ای از حق را فرو نگذارد. خداوند دين اسلام را به دست او عزيز گرداند. در حکومت او، به احدی ناراحتی نرسد مگر آنجا که حد خدايی جاری گردد. مهدی ( ع ) حق هر حقداری را بگيرد و به او بدهد. حتی اگر حق کسی زير دندان ديگری  باشد، از زير دندان انسان بسيار متجاوز و غاصب بيرون کشد و به صاحب حق باز گرداند. به هنگام حکومت مهدی (ع) حکومت جباران و مستکبران، و نفوذ سياسی منافقان و خائنان، نابود گردد. شهر مکه - قبله مسلمين - مرکز حکومت انقلابی مهدی شود. نخستين افراد قيام او، در آن شهر گرد آيند و در آنجا به او بپيوندند... برخی به او بگروند، با ديگران جنگ کند، و هيچ صاحب قدرتی، باقی نماند و ديگر هيچ سياست و حکومتی، جز حکومت حقه و سياست عادله قرآنی، در جهان جريان نيابد. آری، چون مهدی(ع ) قيام کند زمينی نماند، مگر آنکه در آنجا گلبانگ محمدی: اشهد ان لا اله الا الله، و اشهد ان محمدا رسول الله، بلند گردد. در زمان حکومت مهدی (ع) به همه مردم، حکمت و علم بياموزند، تا آنجا که زنان در خانه ها با کتاب خدا و سنت پيامبر (ص) قضاوت کنند. در آن روزگار، قدرت عقلی توده ها تمرکز يابد. مهدی (ع) با تاييد الهی، خردهای مردمان را به کمال رساند و فرزانگی در همگان پديد آورد... مهدی (ع) فرياد رسی است که خداوند او را بفرستد تا به فرياد مردم عالم برسد. در روزگار او همگان به رفاه و آسايش و وفور نعمتی بيمانند دست يابند. حتی چهارپايان فراوان گردند و با ديگر جانوران، خوش و آسوده باشند. زمين گياهان بسيار روياند آب نهرها فراوان شود، گنجها و دفينه های زمين و ديگر معادن استخراج گردد. در زمان مهدی (ع) آتش فتنه ها و آشوبها خاموش شود، رسم ستم و شبيخون و غارتگری برافتد و جنگها از ميان برود. در جهان جای ويرانی نماند، مگر آنکه مهدی (ع) آنجا را آباد سازد. در قضاوتها و احکام مهدی (ع) و در حکومت وی، سر سوزنی  ظلم و بيداد بر کسی نرود و رنجی بر دلی ننشيند. مهدی، عدالت را، همچنان که سرما و گرما وارد خانه ها شود، وارد خانه های مردمان کند و دادگری او همه جا را بگيرد.

 شمشير امام مهدی، سيف الله و سيف الله المنتقم است. شمشيری که انتقام گيرنده از ستمگران و مستکبران است، انتقام از همه جانيان در طول تاريخ است. درندگان متمدن آدمکش را مى کشد، اما بر سر ضعيفان و مستضعفان رحمت مى بارد و آنها را مى نوازد. روزگار موعظه و نصيحت در زمان او ديگر نيست. پيامبران و امامان و اولياء حق آمدند و آنچه لازمه پند دادن بود بجای آوردند. بسياری از مردم نشنيدند و راه باطل خود را رفتند و حتی اولياء حق را زهر خوراندند و کشتند. اما در زمان حضرت مهدی بايد از آنها انتقام گرفته شود. مهدی(ع) آن قدر از ستمگران را بکشد که بعضی گويند: اين مرد از آل محمد(ص) نيست. اما او از آل محمد(ص) است يعنی از آل حق، آل عدالت، آل عصمت و آل انسانيت است. از روايات شگفتی که در مورد حضرت مهدی(ع) آمده است، خبری است که از حضرت امام محمد باقر (ع) نقل شده و مربوط است به 1290سال قبل . در اين روايت حضرت باقر (ع) مى گويند: "مهدی، بر مرکبهای پر صدايی، که آتش و نور در آنها تعبيه شده است، سوار مى شود و به آسمانها، همه آسمانها سفر مى کند ". و نيز در روايت امام محمد باقر (ع) گفته شده است که بيشتر آسمانها، آباد و محل سکونت است. البته اين آسمان شناسی اسلامی، که از مکتب ائمه طاهرين (ع) استفاده مى شود، ربطی به آسمان شناسی يونانی و هيئت بطلميوسی ندارد … و هر چه در آسمان شناسی يونانی، محدود بودن فلک ها و آسمانها و ستارگان مطرح است، در آسمان شناسی اسلامی، سخن از وسعت و ابعاد بزرگ است و ستارگان بيشمار و قمرها و منظومه های فراوان. و گفتن چنين مطالبی از طرف پيامبر اکرم (ص) و امام باقر (ع) جز از راه ارتباط با عالم غيب و علم خدائی امکان نداشته است .
مدت غيبت صغری بيش از هفتاد سال بطول نينجاميد ( از سال 260 هجری تا سال 329 هجری) که در اين مدت نايبان خاص، به محضر حضرت مهدی (ع) مى رسيدند، و پاسخ نامه ها سؤوالات را به مردم مى رساندند. نايبان خاص که افتخار رسيدن به محضر امام (ع) را داشته اند، چهار تن مى باشند که به "نواب خاص" يا "نايبان ويژه"معروفند. 1- نخستين نايب خاص مهدی (ع) عثمان بن سعيد اسدی است. که ظاهرا بعد از سال 260هجری وفات کرد، و در بغداد به خاک سپرده شد. عثمان بن سعيد از ياران و شاگردان مورد اعتماد امام دهم و امام يازدهم بود و خود در زير سايه امامت پرورش يافته بود. 2- محمد بن عثمان: دومين سفير و نايب امام (ع) محمد بن عثمان بن سعيد فرزند عثمان بن سعيد است که در سال 305هجری وفات کرد و در بغداد بخاک سپرده شد. نيابت و سفارت محمد بن سعيد نزديک چهل سال بطول انجاميد. 3- حسين بن روح نوبختی: سومين سفير بود که در سال 326 هجری فوت کرد. 4- علی بن محمد سمری: چهارمين سفير و نايب امام حجه بن الحسن (ع) است که در سال 329هجری قمری در گذشت و در بغداد دفن شد. مدفن وی نزديک آرامگاه عالم و محدث بزرگ ثقه الاسلام محمد بن يعقوب کلينی است. همين بزرگان و عالمان و روحانيون برجسته و پرهيزگار و زاهد و آگاه در دوره غيبت صغری واسطه ارتباط مردم با امام غايب و حل مشکلات آنها بوسيله حضرت مهدی (ع) بودند.
اين دوره بعد از زمان غيبت صغری آغاز شد، و تاکنون ادامه دارد. اين مدت دوران امتحان و سنجش ايمان و عمل مردم است. در زمان نيابت عامه، امام (ع) ضابطه و قاعده ای  به دست داده است تا در هر عصر، فرد شاخصی که آن ضابطه و قاعده، در همه ابعاد بر او صدق کند، نايب عام امام (ع) باشد و به نيابت از سوی امام، ولی جامعه باشد در امر دين و دنيا. بنابراين، در هيچ دوره ای پيوند امام (ع) با مردم گسيخته نشده و نبوده است. اکنون نيز، که دوران نيابت عامه است، عالم بزرگی که دارای همه شرايط فقيه و دانای دين بوده است و نيز شرايط رهبری را دارد، در راس جامعه قرار مى گيرد و مردم به او مراجعه مى کنند و او صاحب "ولايت شرعيه"است به نيابت از حضرت مهدی(ع). بنابراين، اگر نايب امام (ع) در اين دوره، حکومتی را درست و صالح نداند آن حکومت طاغوتی است، زيرا رابطه ای با خدا و دين خدا و امامت و نظارت شرعی اسلامی ندارد. بنابر راهنمايی امام زمان (عجل الله فرجه) برای حفظ انتقال موجوديت تشيع و دين خدا، بايد هميشه عالم و فقيهی در راس جامعه شيعه قرار گيرد که شايسته و اهل باشد، و چون کسی- با اعلميت و اولويت - در راس جامعه دينی و اسلامی قرار گرفت بايد مجتهدان و علمای  ديگر مقام او را پاس دارند، و برای نگهداری وحدت اسلامی و تمرکز قدرت دينی او را کمک رسانند، تا قدرتهای فاسد نتوانند آن را متلاشی و متزلزل کنند. گر چه دوری ما از پناهگاه مظلومان و محرومان و مشتاقان- حضرت مهدی(ع) - بسيار درد آور است، ولی بهر حال - در اين دوره آزمايش - اعتقاد ما اينست که حضرت مهدی (ع) به قدرت خدا و حفظ او، زنده است و نهان از مردم جهان زندگی مى کند، روزی که " اقتضای تام " حاصل شود، ظاهر خواهد شد، و ضمن انقلابی پر شور و حرکتی خونين و پردامنه، بشريت مظلوم را از چنگ ظالمان نجات خواهد داد، و رسم توحيد و آيين اسلامی را عزت دوباره خواهد بخشيد .
                                                                                                    اعتقاد به دوره آخرالزمان و انتظار ظهور منجی در دينهای ديگر مانند: يهودی، زردشتی، مسيحی و مدعيان نبوت عموما، و دين مقدس اسلام، خصوصا، به عنوان يک اصل مسلم مورد قبول همه بوده است .                                                                                                                                                                                                  

عقيده به ظهور حضرت مهدی (ع) فقط مربوطبه شيعيان و عالم تشيع نيست، بلکه بسياری از مذاهب اهل سنت (مالکی، حنفی، شافعی و حنبلی و ...) به اين اصل اعتقاد دارند و دانشمندان آنها، اين موضوع را در کتابهای فراوان خود آورده اند و احاديث پيغمبر (ص) را درباره مهدی (ع) از حديثهای متواتر و صحيح مى دانند .
در قرآن کريم درباره حضرت مهدی و ظهور منجی در آخر الزمان و حکومت صالحان و پيروزی نيکان بر ستمگران آياتی آمده است از جمله: "ما در زبور داوود، پس از ذکر (= تورات) نوشته ايم که سرانجام، زمين را بندگان شايسته ما ميراث برند و صاحب شوند". حضرت امام محمد باقر (ع) درباره "بندگان شايسته " فرموده است: منظور اصحاب حضرت مهدی در آخر الزمان هستند. و نيز :" ما مى خواهيم تا به مستضعفان زمين نيکی کنيم، يعنی: آنان را پيشوايان سازيم و ميراث بران زمين ". بسم الله الرحمن الرحيم . انا انزلناه فی ليله القدر ... ما قرآن را در شب قدر فرو فرستاديم. تو شب قدر را چگونه شبی مى دانی؟ شب قدر از هزار ماه بهتر است. در آن شب، فرشتگان و روح (جبرئيل) به اذن خدا، همه فرمانها و سرنوشتها را فرود مى آورند. آن شب، تا سپيده دمان، همه سلام است و سلامت. چنانکه از آيه های "سوره قدر "بروشنی فهميده مى شود، در هر سال شبی هست که از هزار ماه به ارزش و فضيلت برتر است. آنچه از احاديثی که در تفسير اين سوره، و تفسير آيات آغاز سوره دخان فهميده مى شود، اين است که فرشتگان، در شب قدر، مقدرات يکساله را به نزد " ولی مطلق زمان "مى آورند و به او تسليم مى دارند. در روزگار پيامبر اکرم (ص) محل فرشتگان در شب قدر، آستان مصطفی (ع) بوده است. هنگامی که در شناخت قرآنی، به اين نتيجه مى رسيم که "شب قدر" در هر سال هست، بايد توجه کنيم پس "صاحب شب قدر" نيز بايد هميشه وجود داشته باشد و گرنه فرشتگان بر چه کسی فرود آيند؟ پس چنانکه "قرآن کريم " تا قيامت هست و " حجت" است، صاحب شب قدر هست و همو "حجت" است . "حجت" خدا در اين زمان جز حضرت ولی عصر (ع) کسی نيست. چندانکه حضرت رضا عليه السلام مى فرمايد: "امام، امانتدار خداست در زمين، و حجت خداست در ميان مردمان، و خليفه خداست در آباديها و سرزمينها. ... "فیلسوف معروف و متکلم بزرگ و رياضى دان مشهور اسلامی، خواجه نصيرالدين طوسی مى گويد:" در نزد خردمندان روشن است که لطف الهی منحصر است در تعيين امام (ع) و وجود امام به خودی خود لطف است از سوی خداوند، و تصرف او در امور لطفی است ديگر . و غيبت او، مربوطبه خود ماست . "                                    درازی عمر امام (ع) با در نظر گرفتن عمرهای درازی که قرآن بدانها گواهی مى دهد، و در کتابهای تاريخی نيز افراد معمر (دارای عمر دراز) زياد بوده اند، و در گذشته و حال نيز چنين کسانی بوده و هستند، عمر زياد حضرت مهدی (ع) به هيچ دليلی محال نيست، بلکه از نظر عقلی و ديد وسيع علمی و امکان واقع شدن بهيچ صورت بعيد نيست. از اينها گذشته اگر از نظر قدرت الهى، بدان نظر کنيم، امری ناممکن نيست. در برابر قدرت خدا - که بر هر چيز تواناست - عمرهايی مانند عمر حضرت نوح (ع) و عمر بيشتر از آن حضرت و يا کمتر از آن کاملا امکان دارد. برای خدای قدير و حکيم، کوچک و بزرگ، کم و بسيار، همه و همه مساوی است. بنابراين حکمت کامل و بالغ او، تا هر موقع اقتضا کند بنده خود را در نهايت سلامت زنده نگاه مى دارد. پس طبق حکمت الهی، امام دوازدهم، مهدی موعود (ع) بايد از انظار غايب باشد و سالها زنده بماند و راز دار جهان و واسطه فيض برای جهانيان باشد تا هر وقت خدا اراده کند ظاهر گردد، و عالم را پس از آنکه از ظلم و جور پر شده، از قسط و عدل پر کند.                                

بر خلاف آنان که پنداشته اند انتظار ظهور يعنی دست روی دست گذاشتن و از حرکتهاى اصلاحی جامعه کنار رفتن و فقط " گليم " خود را از آب بيرون بردن، و به جريانات اسلام دينی و اجتماعی بى تفاوت ماندن، هرگز چنين پنداری درست نيست... بر عکس، انتظار يعنی در طلب عدالت و آزادگی و آزادی فعاليت کردن و در نپذيرفتن ظلم و باطل و بردگی و ذلت و خواری، مقاومت کردن و در برابر هر ناحقی و ستمی و ستمگری  ايستادن است. "مجاهدات خستگی ناپذير و " فوران های خونين شيعه "در طول تاريخ، گواه اين است که در مکتب، هيچ سازشی و سستی راه ندارد. شيعه در حوزه "انتظار " يعنی، انتظار غلبه حق بر باطل، و غلبه داد بر بيداد، و غلبه علم بر جهل، و غلبه تقوا بر گناه، همواره آمادگی خود را برای مشارکت در نهضتهای پاک و مقدس تجديد مى نمايد، و با ياد تاريخ سراسر خون و حماسه سربازان فداکار تشيع، مشعل خونين مبارزات عظيم را بر سر دست حمل مى کند ".اينکه به شيعه دستور داده اند که به عنوان "منتظر "هميشه سلاح خود را آماده داشته باشد، و با ياد کردن نام "قائم آل محمد (ص) " قيام کند ناشی از همين آمادگی  است. ناشی از همين قيام و اقدام است.

تهیه و تنظیم: محمد مشهدی

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

مجوز استفاده از قالب مذهبی یاسین براي اين دامنه داده نشده , برای دریافت مجوز قالب بر روی لینک ، ( درخواست مجوز ) کلیک کنید