امروز شنبه, 05 خرداد 1397 - Sat 05 26 2018

https://telegram.me/emamemobin

منو

تفسیر و علوم قرآنی

چرا انبیای الهی، با این که انسان کامل و مؤیدی از جانب حق بودند، در تحقق کامل اهداف‌شان موفق نگردیدند؟ آیا ضعف مدیریت داشتند؟!

باید دید که اهداف آنها چه بوده که می‌گویند در تحقق آن موفق نبوده‌اند؟! باید دقت نمود که آیا بشر برای نبوت و رسالت هدف تعیین می‌نماید، یا خداوندی که آنها را به نبوت و رسالت برگزیده است؟!

برخی گمان می‌کنند که هدف انبیا این بوده که تمامی انسان‌های روی زمین را در تمامی اعصار، به کمال انسانیت برسانند – همه عاقل، فهیم، بصیر، مؤمن، متقی و با اخلاق شوند – دیگر هیچ ظلم و ظالمی روی زمین باقی نماند ...؛ و سپس چون می‌بینند که نبوت و رسالت به حضرت محمد مصطفی صلوات الله علیه و آله ختم گردید، اما هنوز جهل، کفر، شرک، نفاق، ظلم، جنایت و ... باقیست، می‌گویند: «پس آنها موفق نبوده‌اند»! و نتیجه می‌گیرند که لابد "مدیریت آنها توأم با نقص و یا دست کم ضعف بوده است" و سپس از همین راه وارد می‌شوند و عصمت و کمال و تأیید الهی را زیر سؤال می‌برند! و یک عده فراتر رفته می‌گویند: پس در اصل خداوند متعال [العیاذ بالله] موفق نشده است و یا به قول فراماسون‌ها و سایر شیطان‌پرست‌ها، ابلیس موفق بوده است! در حالی که خودشان در پذیرش هدایت ضعیف و حتی ناموفق بوده‌اند و گناه‌شان را طبق معمول، به گردن دیگری می‌اندازند. انسان جاهل و متکبر [چون ابلیس لعین]، خود را کامل و بدون خطا می‌بیند و در هر خطایی، گناه را گردن دیگری می‌اندازد. از نظر او، همه ایراد دارند، جز خودش!

●- اما باید دقت کنیم که خداوند متعال در کلام وحی، هدف از بعثت انبیا و رسولانش را چه فرموده و آیا در تحقق این اهداف موفق بوده‌اند و یا خیر؟! به عنوان مثال به چند آیه اشاره می‌گردد:

دعوت به یکتاپرستی:

« فَأَرْسَلْنَا فِيهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ أَفَلَا تَتَّقُونَ » (المؤمنون، 32)

ترجمه: پس در ميانشان پيامبرى از خودشان روانه كرديم كه خدا را بپرستيد جز او براى شما معبودى نيست آيا سر پرهيزگارى نداريد.

انسان، موجودی پرستنده است؛ او ذاتاً فقیر، محتاج و بنده‌ی غیر است؛ عاشق کمال است و هر چه را کمال خود بداند (یا فرض کند)، بدان وابسته‌ی مطلق شده و بندگی‌اش را می‌نماید.

خداوند متعال می‌توانست انسان را (چون سایر موجودات) مجبور بیافریند و به او عقل، وحی، اختیار و قدرت انتخاب ندهد، اما فضیلت انسان بر همین است که می‌تواند بشناسد و انتخاب کند، و با اراده و اختیار خود خداوند سبحان را بندگی نماید. لذا نیاز به هدایت و روشنگری داشت، پس انبیا و رسولان را فرستاد تا آنها به یکتاپرستی و بندگی الله جلّ جلاله دعوت نمایند و همگی در انجام این امر مهم موفق و مؤید بودند.

رسالت علمی و مربی‌گری:

*- « كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولًا مِنْكُمْ يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُعَلِّمُكُمْ مَا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ » (الأعراف، 151)

ترجمه: همان طور كه در ميان شما، فرستاده‌اى از خودتان روانه كرديم، [كه‌] آيات ما را بر شما مى‌خواند، و شما را پاك مى‌گرداند، و به شما كتاب و حكمت مى‌آموزد، و آنچه را نمى‌دانستيد به شما ياد مى‌دهد.

از اهداف کلی تمامی انبیا و رسولان الهی این بوده که اولاً به مردم "نشانه‌شناسی" یاد دهند تا نشانه (آیه) را به جای صاحب نشانه نپرستند، بلکه از حکمت نشانه‌ها، پی به هدف و مقصد ببرند – ثانیاً راه و روش تزکیه نفس را بیاموزند، چه باید کردها و چه نباید کردهای انسان شدن و به کمال رسیدن را بیاموزند و هر خواهانی را رهبری و هدایت نمایند – ثالثاً وحی را اخذ نموده و کتاب خدا را تعلیم دهند (علم وحی بیاموزند) و هم چنین نور علم را به نور حکمت پرفروغ کنند و بالاخره این که به مردم، بسیاری از آن چه نمی‌دانند را به بیاموزند.

پس تمامی انبیا و رسولان در تحقق این اهداف موفق بوده‌اند. اما وظیفه نداشتند که الزاماً همگان را دانشمند، فرهیخته و والا مقام سازند.

بشارت و انذار:

« وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ » (الکهف، 56)

ترجمه: ما پیامبران را، جز بعنوان بشارت دهنده و انذار کننده، نمی‌فرستیم؛

« وَبِالْحَقِّ أَنْزَلْنَاهُ وَبِالْحَقِّ نَزَلَ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا مُبَشِّرًا وَنَذِيرًا » (الفرقان، 65)

ترجمه: و تو را جز بشارتگر و بيم‌دهنده نفرستاديم.

"بشارت"، وعده و امید دادن به نتایج و ثمرات مادی و معنوی اهداف، نیات و کارهای خوب در حیات دنیوی و اخروی می‌باشد و متقابلاً "انذار"، وعید دادن و ترساندن از نتایج و ثمرات کجی در اعتقادات و بدی در رفتارها می‌باشد.

"بشارت و انذار"، دو بال تربیتی هستند، چنان که ما نیز در بیشتر مواضع و رفتارهای خود بدان توجه داریم (یا باید داشته باشیم)، مثل این که می‌گوییم: اگر تحصیل علم کنی، رشد می‌کنی و اگر نکنی، نادانی و بی‌سوادی سبب تحمیل رنج‌های بسیاری بر تو می‌گردند – یا اگر سلامت را رعایت کنی، راحتی تن و روان را در پی دارد و اگر رعایت نکنی، مبتلا به انواع بیماری‌ها و متحمل رنج‌ها و عذاب‌های‌شان می‌گردی!

بدیهی است که آدمی، باید از آخر راهی که می‌رود و نتیجه مواضعی که اتخاذ می‌کند و ثمر کارهایی که انجام می‌دهد، آگاه باشد و خطرات را نیز بشناسد، تا در او انگیزه‌ی حرکت ایجاد گردد و مشتاقانه پیش رود و موانع را نیز کنار بزند.

پس تمامی انبیا و رسولان الهی "مبشر و نذیر" بودند و در انجام این تکلیف خود نیز موفق و مؤید‌ بود‌ه‌اند.

ابلاغ:

« مَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ » (العنکبوت، 18)

ترجمه: و بر پيامبر [خدا] جز ابلاغ آشكار [وظيفه‌اى‌] نيست.

رسول، فرستاده‌ی خداوند سبحان است و هدف از ارسال او نیز "ابلاغ" کلام خدا به مردمان می‌باشد. او وظیفه دارد که وحی را اخذ نماید و آن را بسیار روشن، آشکار و فصیح به مردم ابلاغ نماید و در همان راستا با سخن مستدل و عمل صالح، "تبلیغ" نماید.

در قرآن مجید، آیات بسیاری آمده که در آنها تصریح شده است که وظیفه رسولان "ابلاغ" است، نه پذیرش مردمان (مخاطبان)! لذا می‌فرماید: تو ابلاغ کن، اگر نپذیرفتند، تو وکیل و محافظ آنها نیستی: « فَإِنْ أَعْرَضُوا فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا إِنْ عَلَيْكَ إِلَّا الْبَلَاغُ ... - و اگر روی‌گردان شوند (غمگین مباش)، ما تو را حافظ آنان (و مأمور اجبارشان) قرار نداده‌ایم» - و یا می‌فرماید که بگویند:

« وَإِنْ تُكَذِّبُوا فَقَدْ كَذَّبَ أُمَمٌ مِنْ قَبْلِكُمْ وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ » (العنکبوت، 18)

ترجمه: [بگو] اگر شما (مرا) تکذیب کنید (جای تعجب نیست)، امت‌هایی پیش از شما نیز (پیامبرانشان را) تکذیب کردند؛ وظیفه فرستاده (خدا) جز ابلاغ آشکار نیست».

قیام به قسط:

« لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ » (الحدید، 25)

ترجمه: به راستى [ما] پيامبران خود را با دلايل آشكار روانه كرديم و با آنها كتاب و میزان (سنجش حق و باطل) را فرود آورديم تا مردم به انصاف برخيزند ... .

آن چه که سبب رشد، کمال و سعادت بشر در دنیا و آخرت می‌گردد، رعایت و پیاده کرده عدالت «قسط» در تمامی امور و جوانب زندگی شخصی و اجتماعی او می‌باشد. اما آدمی باید از یک سو حق و باطل و نیز عدل و ظلم را بشناسد و از سویی دیگر چگونگی اجرای آنها را بداند و از سویی دیگر، از قاضی، راهنما و رهبر عادل برخوردار باشد.

پس، خداوند متعال رسولانش را با نشانه‌های روشن عقلی و عینی، فرستاد و به همراه آنان کتاب و نیز میزان را نازل نمود، تا انسان‌ها برای قسط قیام کنند. پس هر که پذیرفت و برای تحقق قسط در خودش، خانواده، جامعه و دنیا کوشید به نور می‌رسد و نور می‌شود؛ و هر که نپذیرفت، به ظلمات ظلم فرو رفته و فرو می‌برد.

مدیریت:

بنابراین، مأموریت انبیا و رسولان الهی اصلاً این نبوده که همه را یکجا جمع کنند، جبراً به اوج آدمیت و فضیلت برسانند و به زور آنها را در دنیا و آخرت سعادتمند نموده و وارد بهشت نمایند. بلکه مأموریت آنها معرفی حق و باطل و روشن کردن مرز آنها بوده است – مأموریت آنها نشان دادن ظلمت و نور بوده است – مأموریت آنها معرفی راه‌کارهای خروج از ظلمات و ورود به نور بوده است – مأموریت آنها نشان دادن راه‌کارهای کنار زدن پرده‌ها ضخیم از روی عقل و زنگارهای کهنه شده از روی قلب بوده است که تا انسانی که می‌خواهد رشد کند، بتواند اوج بگیرد و در جوار حق تعالی به مقام محمود برسد، و این آنها این مأموریت را، آن هم در آن عصر و نسلی که بودند، چنان با مدیریت والایی انجام داده‌اند که هنوز با قوت، صلابت و کامل باقیست و تا ابد راه نجات همین است.

 

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

مجوز استفاده از قالب مذهبی یاسین براي اين دامنه داده نشده , برای دریافت مجوز قالب بر روی لینک ، ( درخواست مجوز ) کلیک کنید